مدرسه علمیه الزهرا(س)قروه
 
  خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

   
خرداد 1398
شنبه یکشنبه دوشنبه سه شنبه چهارشنبه پنج شنبه جمعه
 << < جاری> >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30 31








جستجو





حدیث روز







محتواها





فال حافظ





پاسخگویی آنلاین به شبهات





حدیث





قرآن آنلاین





اوقات شرعی





لحظه شمار غیبت













لااله الا الله ملک الحق المبین

ذکر کاشف الکرب

  شهیدجهادمغنیه   ...

 

 

ماه رمضان بود.
جهاد نیمه شب تماس گرفت و گفت که آماده شوم و به چند نفر دیگر از دوستانمان که از
افراد مورداعتماد جهاد بودند بگويم حاضر شوند، میخواهیم برویم جایی

ساعت نزدیک 3، 2:30 صبح بود در محلی که قرار گذاشته بودیم جمع شدیم. همه نگاه ها به دهان جهاد بود تا باز شود و بگوید که چرا مارا اینجا جمع کرده،جهاد بعد از چند دقیقه گفت بچه ها سوار شوید ما هم بدون اینکه چیزی بپرسیم سوار شدیم. در راه کسی حرف نزد. در خانه ای ایستاد که از ظاهر کوچه معلوم بود افراد ساکن در اینجا وضع خوبی ندارند.

از ماشین پیاده شد وماهم همین طور نگاهش میکردیم، بسته ای از صندوق عقب ماشین درآورد و به من داد و گفت برو در آن خانه و این را بده و بيا.

گفتم جهاد این چیه؟ گفت کمی خوراکی هست برو … چند قدم که رفتم برگشتم و با تعجب نگاهش کردم و او هم مرا نگاه کرد و یک لبخند زد وگفت راه برو دیگر ….. رفتم سمت در و در را زدم کسی آمد جلوی در و بدون اینکه از من سوالی بکند بسته را گرفت، تشکر
کرد و رفت داخل خانه ..

آن لحظه بود که فهمیدم جهاد قبلا هم اینکار را میکرده و برای آن ها چیزی میفرستاده و ما بیخبر بودیم، حالا هم برای اینکه ممکن بود کسی بشناسدش نیامد بسته را بدهد.

تنها چند نفر از خانواده اش این را میدانستند، آن
هم فقط به این خاطر که ماه رمضان که دیروقت می امد نگرانش نشوند. بعد از شهادتش بود که فهمیدند، جوانی که شبهای رمضان، سفارش مولایش امیر المومنین را ترک نمیکرد، شهید جهاد مغنیه بود.

موضوعات: خبر روز  لینک ثابت



[یکشنبه 1398-03-12] [ 10:42:00 ق.ظ ]





  شعر عارفانه   ...

رمزها در رمضان است، خدا مى‌داند

برتر از فهم و گمان است، خدا مى‌داند

لیلةالقدر، کدامین شب این ماه خداست؟
چه شبى برتر از آن است، خدا مى‌داند

هر شبى توبه کنیم از گنه و پاک شویم
لیلة القدر، همان است، خدا مى‌داند

موسم بندگى چشم و زبان و گوش است
نه همین صوم دهان است، خدا مى‌داند

گر نباشد همه اعضاى تو تسلیم خدا
روزه‌ات صرفه‌ى نان است، خدا مى‌داند

بار عام و همه مهمان خداوند کریم
ماه آزادى جان است، خدا مى‌داند

موضوعات: خبر روز  لینک ثابت



 [ 10:28:00 ق.ظ ]





  وصیت نامه شهیدمجیدمحمودی   ...

توی اسارت، عراقی ها برا تضعیف روحیه ی ما فیلمای زننده پخش می کردند

ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﺑﻪ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﺍﻋﺘﺮﺍﺽ ﺗﻠﻮﯾﺰﯾﻮﻥ ﺭﻭ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﮐﺮﺩ

ﻋﺮﺍﻗﯽ ﻫﺎ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﻭ ﺑﺮﺩﻧﺶ ﺑﯿﺮﻭﻥ

ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﺍﺯﺵ ﺧﺒﺮ ﻧﺪﺍﺷﺖ …
ﺑﺮﺍ ﺍﺳﺘﺮﺍﺣﺖ ﻣﺎ ﺭﻭ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻥ ﺑﻪ ﺣﯿﺎﻁ ﺍﺭﺩﻭﮔﺎﻩ،

ﻭﺍﺭﺩ ﺣﯿﺎﻁ ﮐﻪ ﺷﺪﯾﻢ ﺍﻭﻥ ﺑﺴﯿﺠﯽ ﺭﻭ ﺩﯾﺪﯾﻢ

ﯾﻪ ﭼﺎﻟﻪ ﮐﻨﺪﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻭ ﺗﺎ ﮔﺮﺩﻥ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩﻧﺶ داخل چاله فقط سرش پیدابود،

ﺷﺐ ﮐﻪ ﺷﺪ ﺻﺪﺍﯼ ﺍﻟﻠﻪ ﺍﮐﺒﺮ ﻭ ﻧﺎﻟﻪ ﻫﺎﯼ ﺍﻭﻥ ﺑﺴﯿﺠﯽ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪ

ﻫﻤﻪ ﻧﮕﺮﺍﻧﺶ ﺑﻮﺩﯾﻢ

ﺻﺒﺢ ﮐﻪ ﺷﺪ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﺷﻬﯿﺪ ﺷﺪﻩ،

ﺧﯿﻠﯽ دنبال بودیم ﻋﻠﺖ ﻧﺎﻟﻪ ﻭ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺩﯾﺸﺒﺶ ﺭﻭ ﺑﺪﻭﻧﯿﻢ.

ﻭﻗﺘﯽ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻧﮕﻬﺒﺎﻧﺎن ﻋﻠﺘﺶ ﺭﻭ ﮔﻔﺖ ﻣﻮ ﺑﻪ ﺗﻨﻤﻮﻥ ﺭﺍﺳﺖ ﺷﺪ

ﻣﯽ ﮔﻔﺖ: ﺯﯾﺮ ﺧﺎﮎ ﺍﯾﻦ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﻣﻮﺷﻬﺎﯼ ﺻﺤﺮﺍﯾﯽ ﮔﻮﺷﺖ ﺧﻮﺍﺭ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﻩ

ﻣﻮﺷﻬﺎ ﺣﺲ ﺑﻮﯾﺎﺋﯽ ﻗﻮﯼ ﺩﺍﺭﻥ

ﻭﻗﺘﯽ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺩﻭﺳﺘﺘﻮﻥ ﺷﺪﻥ ﺑﻬﺶ ﺣﻤﻠﻪ ﮐﺮﺩﻥ ﻭ ﮔﻮشت ﺑﺪﻧﺶ ﺭﻭ ﺧﻮﺭﺩﻥ.

ﻋﻠﺖ ﺷﻬﺎﺩﺕ ﻭ ﻧﺎﻟﻪ ﻫﺎﺵ ﻫﻢ ﻫﻤﯿﻦ ﺑﻮﺩﻩ

ﺻﺒﺢ ﮐﻪ ﺑﺪﻧﺶ ﺭﻭ ﺁﻭﺭﺩﯾﻢ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺗﮑﻪ ﺗﮑﻪ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ.

اینطوری شهید دادیم و حالا بعضیامون راحت دَر به دَر دنبال کانال های مستهجن داخل تلگرام هستیم وصحنه های زننده رو تماشا میکنیم و راحت این فیلم ها یا عکس ها و یا حتی استیکر های مستهجن رو پخش میکنیم
ونمی دانیم یه روز همان شهید رو می آرن تا توضیح بده به چه قیمتی چشم خود رو از گناه حفظ کرده وغصه ی دوستان هم اسارتی خود رو داشته وشهادت رو بجون خریده تا خود ودوستانش مبتلا به دیدن صحنه های زننده نشن

موضوعات: خبر روز  لینک ثابت



 [ 10:15:00 ق.ظ ]





  عاقبت شوخی با نامحرم   ...

یکی از علمای مشهد می فرمود:

روزی در محضر مرحوم حجت الاسلام سید یونس اردبیلی بودیم،‌ جوانی آمد و مسئله ای پرسید؟!

گفت: مادرم را دو روز پیش دفن کردم هنگامی که وارد قبر شدم و جنازه مادرم را گرفته خواستم صورت او را روی خاک بگذارم کیف کوچکی که اسناد و مدارک و مقداری پول و چک هایی در آن بوده از جیبم میان قبر افتاده آیا اجازه می دهید #نبش_قبر کنیم تا مدارک را برداریم و تقاضا کرد که نامه ای به مسئولین قبرستان بنویسند که آنها اجازه نبش قبر بدهند، ایشان فرمود همان قسمت قبر را که می دانید مدارک درآنجاست بشکافید و مدارک را بردارید و نامه ای برای او نوشت!

🍃بعد از چند روز آن جوان را دوباره در منزل آقای اردبیلی دیدم، آقا از او پرسیدند آیا شما کارتان را انجام دادید و به نتیجه رسیدید، او غمگین و مضطرب بود و جواب نداد!

بعد از آنکه دوباره اصرار کردند گفت:

وقتی قبر را نبش کردم دیدم #مار_سیاه باریکی دور گردن مادرم حلقه زده و دهانش را در دهان مادرم فرو برده و مرتب او را نیش می‌زند، چنان #منظره_وحشتناکی بود که من ترسیدم دوباره قبر را پوشاندم❗️

از او پرسیدم:
آیا کار زشتی از مادرت سر می زد؟

گفت: من چیزی بخاطر ندارم ولی همیشه پدرم او را نفرین می کرد؛ زیرا او در ارتباط با نـــامحرم بی پروا بود و با سر و روی باز با مرد نامحرم روبرو می شد و بی پروا با او سخن می گفت و در پوشش و حجاب رعایت قوانین اسلامی را نمی کرد؛ با نامحرمان شوخی می کرد و می خندید و از این جهت مورد عتاب و سرزنش پدرم بود!

حضرت رسول اکرم(ص) فرمودند:

یکی از گروهی که وارد جهنم می شوند؛ #زنان_بدحجابی هستند که برای فتنه و فریب مردان، خود را آرایش و زینت می کنند❗️

کنزالعمال، ج 16، ص 383

 

موضوعات: خبر روز  لینک ثابت



 [ 09:58:00 ق.ظ ]





  ای اهل ایمان، از گام‌های شیطان پیروی نکنید   ...

رواست آدمی در سراسر زندگی به وسیلۀ رعایت تقوا نفس خویش را تهذیب کند و آن را برای روزهای بحرانی و تصمیمات سرنوشت‌ساز مهیّا سازد. کسی که در طول زندگی در برخورد با گناهان به‌ظاهر کوچک و کم‌اهمیت تمرین تقواورزی نکرده، در مواجهه با گناهان بزرگ توان مقابله با وساوس شیطانی را از دست می‌دهد و مقهور نفس اماره می‌شود. لذا خداوند سبحان به اهل ایمان توصیه می‌کند:

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ»
ای اهل ایمان، از گام‌های شیطان پیروی نکنید.

سیاست شیطان در منحرف کردن انسان، سیاست گام به گام است. شیطان هیچ کسی را یک‌باره به زمین نزده است. او به‌تدریج انسان‌ها را به آنجا که می‌خواسته، کشانده است؛ ابتدا حساسیت‌ها را نسبت به کارهای خلاف عقل و شرع می‌زداید، آنگاه انجام کار ناپسند را برای نفس عادی‌سازی می‌کند و مطلب نادرست «خواهی نشوی رسوا هم‌رنگ جماعت شو» را در ذهن انسان پررنگ می‌کند. در گام سوم از عمل ناپسند قبح‌زدایی می‌کند و در گام چهارم انجام عمل نادرست حسن‌افزایی می‌شود.

▫️کتاب مشکاة، تفسیر قرآن کریم، جلد۱۲،ص۲۹۹.

موضوعات: خبر روز  لینک ثابت



 [ 09:54:00 ق.ظ ]





  مومن آل فرعون   ...

وَقَالَ الَّذِي آمَنَ يَا قَوْمِ اتَّبِعُونِ أَهْدِكُمْ سَبِيلَ الرَّشَادِ

مردی بود از فرعونیان که به موسی علیه‌السلام ایمان آورده بود اما ایمان خود را مخفی می‌داشت، تا بتواند در موقع مناسب به موسی علیه‌السلام کمک کند.
این شخص بنابر روایات اسلامی و #تفاسیر قرآن، پسر عمو یا پسر خاله فرعون بوده و حزقیل یاحزبیل نامیده می‌شده است.
فخر رازی می‌نویسد: گفته‌اند پسر عم فرعون بود. او مسئولیت حفاظت از #خزائن و گنجینه‌های فرعون را بر عهده داشت.

قرآن در آیات ۲۸ الی ۴۵ سوره غافر از دفاع جانانه وی از موسی و خنثی شدن توطئه ترور موسی توسط او سخن می‌گوید.
در ابتدای داستان وی ذکر شده است که مؤمن آل فرعون در یک موقعیت مناسب و بحرانی گفت:
«آیا می‌خواهید موسی را -که می‌گوید خدای من الله است- بکُشید؛ در حالی که او معجزات روشنی برای شما آورده است؟ اگر موسی دروغ بگوید که دروغش علیه خودش است؛ ولی اگر راست بگوید، بعضی از آن عذاب‌هایی که می‌گوید گریبانگیر شما می‌گردد، و خداوند هر کس را که زیاده‌روی کند و دروغ بگوید، هدایت نمی‌کند و امرش را اصلاح نمی‌فرماید…» (سوره غافر، آیه ۲۸)

در بعضی از روایات از پیامبر اسلام نقل شده: صدّیقان (نخستین تصدیق کنندگان پیامبران بزرگ) سه نفر بودند:
۱- حبیب نجار، همان #مؤمن_آل_یس همان کسی که به مردم (انطاکیه) می‌گفت «از فرستادگان خدا پیروی کنید، از کسانی پیروی کنید که پاداشی از شما نمی‌خواهند و خود هدایت یافته‌اند»،
۲- حزقیل مؤمن آل فرعون،
۳- علی بن ابی طالب که او از همه برتر است. این حدیث هم در منابع شیعه و هم در منابع #اهل_سنت به چشم می‌خورد.

یکی از مواردی که شیعیان در اثبات صحیح بودن «تقیه» به آن استناد می‌جویند، ماجرای مؤمن آل فرعون است که در قرآن ذکر شده وی ایمان خود را مکتوم می‌داشته است.

🔹تفسیر نمونه ، ج۲۵

موضوعات: خبر روز  لینک ثابت



 [ 08:20:00 ق.ظ ]






  خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما