مدرسه علمیه الزهرا(س)قروه
 
 

اردیبهشت 1392
شنبه یکشنبه دوشنبه سه شنبه چهارشنبه پنج شنبه جمعه
 << < جاری> >>
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30 31      





جستجو


حدیث روز




محتواها


فال حافظ


پاسخگویی آنلاین به شبهات


حدیث


قرآن آنلاین


اوقات شرعی


لحظه شمار غیبت







لااله الا الله ملک الحق المبین

ذکر کاشف الکرب
 



القاب امام جواد علیه السلام

حضرت رضا(علیه‌السلام) بر اساس نصبی كه از پیامبر اكرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) و امیر مومنان علی (علیه‌السلام) به او رسیده بود فرزند خود را به جواد، زكی، و تقی ملقب فرمودند .

به جز این سه لقب، حضرت جواد(علیه‌السلام) دارای القاب دیگری چون؛ قانع، مرتضی، نجیب، منتخب، متقی، متوكل، مرضی، المختار، عالم نیز بودند .

اما به جهت جود و سخاوت فراوان، مشهورترین لقب امام محمدتقی(علیه‌السلام) “جواد” است .

گذشته از این امام جواد(علیه‌السلام) در بین شیعه و سنی به باب المراد نیز شهرت دارد.

 

كنیه امام جواد (علیه‌السلام)

كنیه حضرت امام جواد(علیه‌السلام) ابوجعفر است كه به وی ابوجعفر كافی نیز گفته می‌شود. ابوجعفر اول كنیه امام پنجم امام محمد باقر(علیه‌السلام) است به طور خاص به امام نهم «ابو علی» گفته می‌شود.

موضوعات: دینی مذهبی  لینک ثابت
[دوشنبه 1392-02-30] [ 09:42:00 ق.ظ ]




جوادالائمه امام محمد تقی عليه السلام فرمودند: سه چيز است كه اگر در كسى باشد سبب خوشنودى خداست: * زياد استغفار كردن * همنشينى خوب *  و زياد صدقه دادن
و سه چيز است كه هركس دارا باشد پشيمان نمى شود : * پرهيز از عجله و شتاب * مشورت در كارها * و توكل بر خدا وقتى تصميم به انجام كارى گرفتی.

 

موضوعات: دینی مذهبی  لینک ثابت
 [ 09:08:00 ق.ظ ]




 

‏شمس الله صفرلكى

 

در ميان خانواده امام رضا(ع)و در محافل شيعه از حضرت امام‏ جواد(ع)به عنوان مولودى پرخير و بركت ‏ياد مى‏شود؛ چنان كه ‏صنعانى مى‏گويد: روزى در محضر امام رضا(ع)بودم. فرزندش ابوجعفر را كه خردسال بود؛ آوردند. امام فرمود: اين مولودى است كه ‏براى شيعيان ما با بركت ‏تر از او زاده نشده است.

شايد چنين تصور شود كه امام جواد(ع) از امامان قبلى براى‏ شيعيان بابركت ‏تر بوده است. اين مطلب قابل قبول نيست.
بررسى موضوع و ملاحظه شواهد و قراين نشان مى‏دهد؛ تولد حضرت‏جواد(ع)در شرايطى صورت گرفت كه خير و بركت‏خاصى براى شيعيان به ‏ارمغان آورد.

عصر امام رضا(ع)مشكلات خاص خود را داشت و حضرت‏رضا(ع)در معرفى امام بعدى با مسايلى رو به رو گرديد كه در عصرامامان قبل سابقه نداشت.

 

از يك سو، پس از شهادت امام‏كاظم(ع)گروهى كه به «واقفيه‏» معروف شدند؛ بر اساس‏انگيزه‏هاى مادى، امامت امام رضا(ع)را منكر شدند و از سوى ديگر،امام رضا(ع)تا حدود چهل و هفت ‏سالگى داراى فرزند پسر نشد. چون‏احاديث رسيده از پيامبر(ص)حاكى بود كه امامان دوازده نفرند ونه نفر آنان از نسل امام حسين(ع)خواهند بود، فقدان فرزند براى‏امام رضا(ع)هم امامت‏خود آن حضرت و هم تداوم امامت را با پرسش‏رو به رو مى‏ساخت.

واقفيان نيز اين موضوع را دستاويز قرار داده،امامت امام رضا(ع) را انكار مى‏كردند. اعتراض حسين بن قياما‏واسطى به امام هشتم(ع)در اين باره و پاسخ آن حضرت، بر درستى‏اين سخن گواهى مى‏دهد.

 

ابن قياما كه از سران واقفيه بود. درنامه‏اى امام رضا(ع)را عقيم خواند و نوشت: چگونه ممكن است امام‏باشى در صورتى كه فرزند ندارى؟
امام در پاسخ فرمود: از كجا مى‏دانى من داراى فرزند نخواهم شد. سوگند به خدا، بيش از چندروز نمى‏گذرد كه خداوند پسرى به من عطا مى‏ فرمايد و اين پسر، حق‏را از باطل جدا مى‏كند.

خطر ديگرى كه در اين مقطع حساس شيعيان را تهديد مى‏كرد، قدرت‏گرفتن مذهب «معتزله‏» بود.
مكتب اعتزال به مرحله رواج و رونق‏گام نهاده بود و حكومت وقت نيز از آنان پشتيبانى مى‏كرد. معتزليان دستورها و مطالب دينى را به عقل خود عرضه مى‏كردند.
آنچه عقلشان صريحا تاييد مى‏كرد، مى‏پذيرفتند و بقيه را انكارمى‏كردند. چون نيل به مقام امامت امت در سنين خردسالى با عقل‏ظاهر بين آنان قابل توجيه نبود، پرسشهاى دشوار و پيچيده‏اى مطرح‏مى‏كردند تا به پندار خود آن حضرت را در ميدان رقابت علمى شكست‏دهند. البته امام جواد(ع)با پاسخهاى قاطع از اين مناظره‏هاسربلند برون آمده، هرگونه ترديد در مورد امامت‏خود را از بين‏برد و اصل امامت را تثبيت كرد.

به همين خاطر، در زمان امام‏ هادى(ع)اين موضوع مشكلى ايجاد نكرد؛ زيرا براى همه روشن شده‏بود كه در برخوردارى از اين منصب الهى، خردسالى تاثيرى ندارد.

موضوعات: مناسبتها  لینک ثابت
[یکشنبه 1392-02-29] [ 08:58:00 ق.ظ ]




قال رسول الله (صلی الله و آله و سلم):


خلق الله تعالی نور فاطمه قبل ان یخلق الارض و السماء


“خداوند نور فاطمه را پیش از اینکه زمین و آسمان را بیافریند آفریده است”

موضوعات: حدیث روز  لینک ثابت
[چهارشنبه 1392-02-25] [ 09:57:00 ق.ظ ]




 توجه به آن حضرت همراه با محبت

 امام زمان (ع) در توقيع شريفي خطاب به شيعيان مي فرمايند: «توجه خود را همراه با محبت و دوستي به سوي ما قرار دهيد و در مسير دستورات روشن و قطعي دين حرکت کنيد که همانا من براي شما خيرخواهي مي کنم و خداوند گواه است بر من و شما و اگر نبود علاقه ما به نيکو بودن شما و رحمت و مهربانيمان بر شما، به سخن گفتن با شما نمي پرداختيم.»(2)

  ولايت حضرت علي (ع)

 در تشرف مرحوم علي بغدادي (ره) در مسير کاظمين، ايشان پرسش هايي را از محضر امام زمان (ع) مي پرسد از جمله مي گويد:

 پرسيدم: «روزي نزد مرحوم شيخ عبدالرزاق که مدرس حوزه بود، رفتم. شنيدم که بر روي منبر مي گفت: کسي که در طول عمر خود روزها روزه باشد و شب ها را به عبادت به سر برد و چهل حج عمره بجاي بجاي آورد و در ميان صفا و مروه بميرد ولي از دوستداران و محبان و مواليان اميرالمؤمنين (ع) نباشد براي او چيزي محسوب نمي شود.» امام زمان (ع) فرمودند: «آري والله براي او چيزي نيست.»

 

 

 توسل به حضرت زينب (ع) جهت تعجيل در فرج

 در تشرف آقا شيخ حسن سامرايي (ره) در سرداب مقدس، حضرت فرمودند: «به شيعيان و دوستان ما بگوييد که خدا را قسم دهند به حق عمه ام حضرت زينب (ع) که فرج مرا نزديک گرداند.» (3)

  عرضه اعمال به محضر مقدس امام زمان (عج)

 در تشرف مرحوم شيخ محمد طاهر نجفي (ره) خادم مسجد کوفه، حضرت مي فرمايند: «آيا ما شما را هر روز رعايت نمي کنيم؟ آيا اعمال شما بر ما عرضه نمي شود؟»

  شيعيان چرا ما را نمي خواهند؟!

 مرحوم حاج محمد علي فشندي تهراني (ره) مي گويد که در مسجد جمکران سيدي نوراني را ديدم، با خود گفتم اين سيد در اين هواي گرم تابستاني از راه رسيده و تشنه است ظرف آبي به دست او دادم تا بنوشد و گفتم: آقا! شما از خدا بخواهيد تا فرج امام زمان (ع) نزديک گردد. حضرت فرمودند: «شيعيان ما به اندازه آب خوردني ما را نمي خواهند. اگر بخواهند و دعا کنند فرج ما مي رسد.»

  اخلاص در عمل

 يکي از علماي بزرگ اصفهاني مي گويد: «شبي در عالم رؤيا امام زمان (ع) را ديدم. به ايشان عرض کردم چه کنم که به شما نزديک شوم؟» فرمودند: «عملت را عمل امام زمان (ع) قرار بده.» من به ذهنم رسيد که يعني در مورد هر کاري ببين اگر امام زمان (ع) اين کار را مي کند تو هم انجام بده. پرسيدم: «چه کنم که در اين امر موفق باشم؟!» فرمود: «الاخلاص في العمل؛ يعني، در کارهاي خود اخلاص داشته باش.»(4)

 بردباري و شکيبايي

 در تشرف مرحوم سيد کريم پينه دوز (ره) از اخيار تهران که در خانه اجاره اي زندگي مي کرده است و با پايان يافتن مدت اجاره دچار رنج و زحمت مي گردد ضمن اينکه به او بشارت مي دهند، نگران نباشيد منزل درست مي شود مي فرمايند: «دوستان ما بايد در فراز و نشيب ها شکيبا و بردبار باشند.»(5)

  تحصيل معارف اهل بيت (ع)

 مرحوم آيت الله ميرزا مهدي اصفهاني (ره) که سال ها در نجف اشرف نزد علماي بزرگ دانش آموخته بود و اجازه اجتهاد از مرحوم آيت الله ناييني (ره) داشت و به دنبال درک حقايق، مباحث فلسفه را نزد استادان فن تا بالاترين رتبه خوانده بود؛ مي گويد: «ديدم دلم آرام نگرفته و به درک حقايق عالم توفيق نيافته ام. رو به عرفان آوردن و مدتي از محضر استاد عارفان و سالکان آقا سيد احمد کربلايي (ره) استفاده مي کردم تا از نظر ايشان به حد کمال قطبيت و فناء في الله رسيدم. اما ديدم اين مطالب و اين رفتارها با ظواهر قرآن و سخنان اهل بيت عليهم السلام موافق نيست و به آرامش و اطمينان قلب نرسيده بودم.» مرحوم ميرزا مهدي اصفهاني (ره) تنها راه نجات را در توسل به پيشگاه حضرت مهدي (ع) مي بيند، به همين جهت مي گويد: «خود را از بافته هاي فلاسفه و افکار عرفان خالي کردم و با کمال اخلاص و توبه به آن حضرت توسل پيدا کردم. روزي در وادي السلام نزد قبر حضرت هود و صالح عليهماالسلام در حال تضرع و توسل بودن که حضرت صاحب الزمان (عج) را مشاهده کردم.» ايشان فرمودند: «طَلَبُ المَعارِفِ مِن غَيرِ طَريقِنا اَهل البيت مُساوِقَّ لِلأنکارنا و قَد اَقامني الله و انا الحُجّه بنُ الحسن؛ يعني، جست و جوي معارف و شناخت طريق از غير مسير ما اهل بيت طهارت مساوي است با انکار ما و همانا خداوند مرا براي هدايت بشر برپا داشته است و من حجه بن الحسن هستم.» مرحوم اصفهاني (ره) مي گويد: «پس از آن از فلسفه و عرفان بيزاري جستم و تمامي نوشته هاي خود را در اين موارد به رودخانه ريختم و به سوي قرآن و احاديث پيامبر (ص) روي آوردم.»

  کمک به مردم

 در توقيعي شريف، به مرحوم آيت الله العظمي حاج سيد ابوالحسن اصفهاني (ره) دستور دادند: «اُرخِص نَفسَک وَ اَقبِل مجلِسَک فِي الدِّهليز واقضِ النّاس نحن نَنصُرکُ؛ يعني، خودت را براي مردم ارزان کن! و در دسترس همه قرار بده و محل نشستن خود را در دهليز خانه ات قرار بده تا مردم سريع و آسان با تو ارتباط داشته باشند و حاجت هاي مردم را برآورد، ما ياريت مي کنيم.»(6)

  توجه به پدر و مادر

 در احوالات يکي از محبان و شيعيان آمده که پدر پيري داشت و بسيار به او خدمت مي کرد. ايشان شب هاي چهارشنبه به مسجد سهله مي رفت اما پس از مدتي اين کار را ترک نمود. دليل آن را پرسيدند، گفت چهل شب چهارشنبه به مسجد سهله رفتم در شب آخر نزديک مغرب تنها به مسجد سهله مي رفتم عرب بياباني را ديدم سوار بر اسب که سه بار به من فرمود: «از پدرت مراقبت کن.» من فهمديم که امام زمان (ع) راضي نيستند من پدرم را بگذرام و به مسجد سهله بروم.(7)

 

 توسل به قمر بني هاشم (ع)

 از مرحوم آيت الله مرعشي نجفي (ره) نقل شده است که يکي از علماي نجف اشرف که به قم آمده بود مي گفت: «مدتي براي رفع مشکلي به مسجد جمکران مي رفتم و نتيجه نمي گرفتم روزي هنگام نماز دلم شکست و عرض کردم مولا جان! آيا بد نيست با وجود امام معصوم (ع) به علمدار کربلا قمر بني هاشم (ع) متوسل شوم و او را در نزد خدا شفيع قرار دهم؟!» در حالتي ميان خواب و بيداري امام زمان (ع) فرمودند: «نه تنها بد نيست و ناراحت نمي شوم بلکه شما را راهنمايي مي کنم که چون خواستي از حضرت ابوالفضل العباس (ع) حاجت بخواهي اين چنين بگو: يا أبالغوث ادرکني.»(8)

  احترام به قرآن

 در تشرفي که براي مرحوم حاج شيخ محمدحسن مولوي قندهاري در حرم مطهر ابوالفضل العباس (ع) روي داده است ايشان مي گويد ديدم قرآني روي زمين بر سر راه افتاده است به من فرمودند: «هوشيار باش و به قرآن احترام کن. من خم شم و قرآن را برداشتم و بوسيدم و در قفسه گذاشتم.»(9)

  خدمت به محرومان

 آقاي محمد علي برهاني مي گويد در خرداد 1358 هـ.ق براي رسيدگي به مردم محروم منطقه فريدن رفته بودم. هنگام بازگشت ماشين خراب شد و در بيابان تنها ماندم. ديدم چاره حز توسل به مولايم حضرت صاحب الزمان (ع) نيست، به آن حضرت متوسل شدن و گفتم: «يا اباصالح المهدي! ادرکني.» ناگهان وجود مبارک امام زمان (ع) تشريف آوردند و ضمن بشارت به آمدن وسيله نقليه فرمود: «ما هم اينجا رفت و آمد مي کنيم. شما هم خيلي مأجوريد چون خدمت به محرومين مي کنيد. و اين روش جدّم حضرت علي (ع) است. تا مي توانيد در حدّ تمکّن به اين طبقه خدمت کنيد و دست از اين کار بر نداريد که کار خوبي است.»(10)

 روضه حضرت ابوالفضل (ع)

 در تشرّف آقاي محمد علي فشندي تهراني (ره) پس از اينکه نماز امام حسين (ع) در شب هشتم ذيحجه را به او ياد مي دهند حاج محمد علي مي پرسد: «فردا شب امام زمان (ع) در چادرهاي حجاج مي آيد و به آنان نظر دارد؟» فرمود: «در چادر شما مي آيند چون فردا شب مصيبت عموريم حضرت ابوالفضل (ع) در آن خوانده مي شود.»(11)

  ايران شيعه، خانه ماست

 مرحوم آيت الله ميرزا محمد حسن نائيني (ره) در دوران جنگ جهاني اول و اشغال ايران توسط قواي انگليس و روس خيلي نگران بودند از اين که کشور دوستداران امام زمان (ع) از بين برود و سقوط کند. شبي به امام عصر (ع) متوسل مي شود و در خواب مي بيند ديواري است به شکل نقشه ايران که شکست برداشته و خم شده است و در زير اين ديوار تعدادي زن و بچه نشسته اند و ديوار دارد روي سر آنها خراب مي شود. مرحوم نائيني چون اين صحنه را مي بيند بسيار نگران مي شود و فرياد مي زند: «خدايا، اين وضع به کجا خواهد انجاميد؟» در همين حال مي بيند حضرت ولي عصر (ع) تشريف آوردند و با دست مبارکشان ديوار را که در حال افتادن بود گرفتند و بلند کردند و دوباره سر جايش قرار دادند و فرمودند: «اينجا (ايران شيعه)، خانه ما است. مي شکند، خم مي شود، خطر است ولي ما نمي گذاريم سقوط کند ما نگهش مي داريم.»(12)

 

 مواظبت بر قرائت و خواندن قرآن

 در تشرّف شيخ محمد حسن مازندراني که به بيماري سل مبتلا بوده است او را شفا مي دهند و به او مي فرمايند: «بر ت باد به مواظبت بر قرائت قرآن.» (13)

  پی نوشتها :

 (1)    بحارالانوار ، ج 52 ، ص179

 (2)    بحارالانوار ، ج53، ص179

 (3)    شیفتگان حضرت مهدی (عج) ، ج 1 ، ص 251-184

 (4)    شیفتگان حضرت مهدی (عج) ، ج 1 ، ص 261

 (5)    کرامات العالمین ،ص118

 (6)    شیفتگان حضرت مهدی (عج) ، ج 6، ص198

 (7)    نجم الثاقب ، ص 284

 (8)    توجهات حضرت ولی عصر ، ص 160

 (9)    ملاقات با امام زمان (عج) ، 330

 (10)شیفتگان حضرت مهدی (عج) ، ج 1 ، ص 113

 (11)شیفتگان حضرت مهدی (عج) ، ج 1 ، ص 149

 (12)ملاقات با امام عصر (عج) ، ص 137

 (13)برکات حضرت ولی عصر (عج) ، 306

 

 
 

موضوعات: حرف حق, در عصر غیبت  لینک ثابت
 [ 09:52:00 ق.ظ ]




 در خانواده قرآنی التزام به تقوا و اجتناب از گناهانی مانند موسیقی و آواز خوانی حرام، شراب خواری، غیبت و تهمت و رذایل اخلاقی مانند تکبر و حسد، مورد توافق همه اعضا می باشد. البته ممکن است لغزش هایی صورت گیرد، ولی بنای افراد بر رعایت تقوا است .

در یک خانواده موفق از نظر قرآن حدود حجاب، روابط با نامحرمان و حدود در داخل خانه رعایت می شود. البته همه قیود باید بر اساس منطق و متعادل باشد وهرگونه افراط در اجرای حدود از سوی مرد در خانواده نه تنها به تعادل روحی و روانی اعضای خانواده کمک نمی کند، بلکه آسیب های جدی به آنان وارد می سازد و موجب رفتار نا بهنجار و عدم سلامت روانی آنها می شود.

حقوق افراد مورد توجه و اصل بر عدالت است. به روابط با خویشاوندان، بویژه والدین زن و شوهر، توجه می شود .

 

موضوعات: خانواده  لینک ثابت
 [ 09:47:00 ق.ظ ]




مقام فرزند

حضرت رسول اكرم (ص) در تبين جايگاه فرزندان امتش در جان آفرينش مي فرمايد “هر آينه نوزاد امتم نزد من محبوب تر از آنچه خورشيد بر آنان مي تابد مي باشد”

در وجود انسان ها بذرهاي سعادت و خوشبختي نهفته است كه با پرورش صحيح، هر يك از آنها شجره طيبه خواهد بود كه در تعالي و كمال انسان نقش بسزايي دارد كه يكي از آن بذرهاي سعادت داشتن فرزند صالح است كه پيامبر فرمودند:

“از سعادت انسان داشتن دوستان صالح و فرزند نيكوكار است.”

اين گونه روايت كم نيست، محيط خانواده را مطمح نظر قرار داده است، يعني محيط خانواده اي كه مشحون از ارزشهاي پاك الهي و معنوي است چون بهشت، گل هاي خوشبو در بر دارد و فرزند صالح يكي از آن گل هاي خوشبوست كه در محيطي بهشت گونه كه پدر و مادر به وجود آورده باشند شكوفا مي شوند.

فرزند منهاي آداب اكتسابي او از جامعه، بيانگر فرهنگ و اخلاق و ايمان و ارزش هاي حاكم نهادينه شده بر وجود والدين و خانواده است. چرا كه پدر و مادر بذر كمالات وجودي خويش را در وجود فرزندشان پروش مي دهند، فرزندان، آنگونه كه مي خواهيم پرورش نمي يابند، بلكه آنگونه كه هستيم، خواهند بود و از اين رو است كه پيامبر اعظم(ص) فرمودند خداوند متعال فرزند را با فطرت سالم  سعادتمند به انسان عطا مي فرمايد و اين والدين هستند كه او را آنگونه كه خود هستند بدبخت و گمراه مي كنند.

 

موضوعات: کلیدهای موفقیت, اخلاق  لینک ثابت
 [ 09:45:00 ق.ظ ]




امام على عليه السلام فرمود:

شهر رمضان شهر الله و شعبان شهر رسول الله و رجب شهرى

رمضان ماه خدا و شعبان ماه رسول خدا و رجب ماه من است.

(وسائل الشيعه، ج 7 ص 266، ح 23)

موضوعات: حدیث روز  لینک ثابت
[دوشنبه 1392-02-23] [ 08:36:00 ق.ظ ]




(1) غسل در شب اول ماه رجب
مرحوم علامه مجلسی در زادالمعاد می فرماید: در شب اول ماه(رجب) ، غسل سنت است ، و منقول است که هرکه در شب اول ماه رجب ،‌و شب پانزدهم و شب آخر آن ، غسل کند ،‌ از گناهان بیرون آید مانند روزی که از مادر متولّد شده است.[1]
(2) زیارت حضرت سیدالشهدا علیه السلام در شب اول ماه رجب

 قَالَ الْمُفِيدُ وَ السَّيِّدُ بْنُ طَاوُسٍ رَحْمَةُ اللَّهِ عَلَيْهِمَا وَ غَيْرُهُمَا: زِيَارَةُ أَوَّلِ يَوْمٍ مِنْ رَجَبٍ وَ لَيْلَتِهِ

 وَ لَيْلَةِ النِّصْفِ مِنْ شَعْبَانَ ، فَإِذَا أَرَدْتَ زِيَارَتَهُ علیه السلام فِي الْأَوْقَاتِ الْمَذْكُورَةِ فَاغْتَسِل …[2]‏

 (3) دعای شب اول ماه رجب
حضرت باقر علیه السلام می فرمایند: در شب اول ماه رجب ،‌ بعد از نماز عشا ، این دعا را بخوانید:

 اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِأَنَّكَ مَلِيكٌ، وَأَنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْ‏ءٍ مُقْتَدِرٌ، وَأَنَّكَ مَا تَشَاءُ مِنْ أَمْرٍ يَكُونُ.

 اللَّهُمَّ إِنِّي أَتَوَجَّهُ إِلَيْكَ بِنَبِيِّكَ مُحَمَّدٍ نَبِيِّ الرَّحْمَةِ صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِ وَ آلِهِ ، يَا مُحَمَّدُ يَا رَسُولَ

 اللَّهِ ، إِنِّي أَتَوَجَّهُ إِلَى اللَّهِ رَبِّي وَ رَبِّكَ لِيُنْجِحَ بِكَ طَلِبَتِي ، اللَّهُمَّ بِنَبِيِّكَ مُحَمَّدٍ وَ بِالْأَئِمَّةِ مِنْ

 أَهْلِ بَيْتِهِ أَنْجِحْ طَلِبَتِي.

سپس حاجات خود را طلب نمایید.[3]

موضوعات: ماه رجب  لینک ثابت
[شنبه 1392-02-21] [ 10:00:00 ق.ظ ]





ترديدى نيست كه خانواده نقش اساسى در تربيت فرزند دارد وپرورش صحيح فرزندان بدون توجه جدى والدين به اين امر مهم وايجاد فضاى مناسب و آرام براى آن ميسر نيست. نا بسامانى  خانواده، اختلاف و نزاع هاى والدين، عدم رابطه صميمى ميان اعضاى  خانواده بويژه والدين، فقدان امنيت و آرامش لازم در جامعه كوچك  خانواده، تربيت صحيح فرزند را به مخاطره مى اندازد. از اين رو در مبحث  حسن خلق در روايات، بيش از هر مورد ديگرى  در باره خوشرفتارى پدر خانواده با اهلش تاكيد شده است و اين  حاكى از آن است كه خوشرفتارى در كانون خانواده اهميت ويژه  دارد و آثار مثبت آن فراتر از خوشرفتارى با افراد ديگر است، زيرا در جامعه كوچك خانواده افراد كاملا با هم در ارتباط هستند و بر يكديگر تاثير مى گذارند و چتر آثار مثبت  خوشرفتارى وپيامدهاى سوء بدرفتارى بر سر همه اعضاى خانواده پهن مى گردد ودر يك كلام خوش رفتارى در كانون خانواده آثار تربيتى فراوان وبدرفتارى پيامدهاى سوء بى شمار به همراه دارد. امام باقر عليه السلام در زمينه اهميت  خوشرفتارى در كانون خانواده  فرموده است:«… من حسن بره باهله زيد فى عمره »(15) هر كس احساس و ملاطفتش را نسبت  به خانواده  اش نيكو گرداند عمرش طولانى  مى گردد.
در اين حديث  شريف تعبير لطيف و ظريف «من حسن بره » دلالت  بر آن دارد كه نه تنها احسان و ملاطفت نسبت  به خانواده  پسنديده و لازم است  بلكه مى بايست  براى تاثير بيشتر، اين احسان و ملاطفت  به نيكويى و بهترين وجه انجام گيرد.
همچنين در حديث ديگرى آن حضرت، كامل شدن اسلام و ايمان، آمرزش  گناهان و رضايت  خداوند متعال در روز قيامت را از آثار خوشرفتارى با خانواده برشمرده  اند. «اربع من كن فيه كمل اسلامه … و حسن الخلق مع الاهل و الناس »

موضوعات: خانواده  لینک ثابت
 [ 09:40:00 ق.ظ ]




نام مبارك امام پنجم محمد بود. لقب آن حضرت باقر يا باقرالعلوم است، بدين جهت كه: درياى دانش را شكافت و اسرار علوم را آشكارا ساخت. القاب ديگرى مانند شاكر و صابر و هادى نيز براى آن حضرت ذكر كرده اند كه هر يك بازگوينده صفتى از صفات آن بزرگوار بوده است.

كنيه امام «ابوجعفر» بود. مادرش فاطمه دختر امام حسن مجتبى عليه السلام است. بنابراين نسبت آن حضرت از طرف مادر به سبط اكبر حضرت امام حسن عليه السلام و از سوى پدر به امام حسين عليه السلام مى رسيد. پدرش حضرت سيدالساجدين، امام زين العابدين، على بن الحسين عليه السلام است.
تولد حضرت باقر عليه السلام در اولين روز از ماه رجب سال 57 هجرى در مدينه اتفاق افتاد. در واقعه جانگداز كربلا همراه پدر و در كنار جدش حضرت سيدالشهداء كودكى بود كه به چهارمين بهار زندگيش نزديك مى شد.
دوران امامت امام محمد باقر عليه السلام از سال 95 هجرى كه سال درگذشت امام زين العابدين عليه السلام است آغاز شده و تا سال 114 هجرى يعنى مدت 19 سال و چند ماه ادامه داشته است. در دوره امامت امام محمد باقر عليه السلام و فرزندش امام جعفر صادق عليه السلام مسائلى مانند انقراض امويان و بر سر كار آمدن عباسيان و پيدا شدن مشاجرات سياسى و ظهور سرداران و مدعيانى مانند ابوسلمه خلاّل و ابومسلم خراسانى و ديگران مطرح است، ترجمه كتابهاى فلسفى و مجادلات كلامى در اين دوره پيش مى آيد، عدّه اى از مشايخ صوفيه و زاهدان و قلندران وابسته به دستگاه خلافت پيدا مى شوند. قاضى ها و متكلّمانى به دلخواه مقامات رسمى و صاحب قدرتان پديد مى آيند و فقه و قضاء و عقايد و كلام و اخلاق را - برطبق مصالح مراكز قدرت خلافت شرح و تفسير مى نمايند، و تعليمات قرآنى - بويژه مسأله امامت و ولايت را، كه پس از واقعه عاشورا و حماسه كربلا، افكار بسيارى از حق طلبان را به حقانيّت آل على عليه السلام متوجه كرده بود، و پرده از چهره زشت ستمكاران اموى و دين به دنيا فروشان بر گرفته بود، به انحراف مى كشاندند و احاديث نبوى را در بوته فراموشى قرار مى دادند. برخى نيز احاديثى بنفع دستگاه حاكم جعل كرده و يا مشغول جعل بودند و يا آنها را به سود ستمكاران غاصب خلافت دگرگون مى نمودند. اينها عواملى بود بسيار خطرناك كه بايد حافظان و نگهبانان دين در برابر آنها بايستند. بدين جهت امام محمد باقر عليه السلام و پس از وى امام جعفر صادق عليه السلام از موقعيّت مساعد روزگار سياسى، براى نشر تعليمات اصيل اسلامى و معارف حقّه بهره جستند، و دانشگاه تشيّع و علوم اسلامى را پايه ريزى نمودند. زيرا اين امامان بزرگوار و بعد شاگردانشان وارثان و نگهبانان حقيقى تعليمات پيامبر  صلى الله عليه وآله وسلم و ناموس و قانون عدالت بودند، و مى بايست به تربيت شاگردانى عالم و عامل و يارانى شايسته و فداكار دست يازند، و فقه آل محمد  صلى الله عليه وآله وسلم را جمع و تدوين و تدريس كنند. بهمين جهت محضر امام باقر عليه السلام مركز علماء و دانشمندان و راويان حديث و خطيبان و شاعران بنام بود. در مكتب تربيتى امام باقر عليه السلام علم و فضيلت به مردم آموخته مى شد. ابوجعفر امام محمد باقر عليهما السلام متولّى صدقات حضرت رسول  صلى الله عليه وآله وسلم و اميرالمؤمنين عليه السلام و پدر و جدّ خود بود و اين صدقات را بر بنى هاشم و مساكين و نيازمندان تقسيم مى كرد، و اداره آنها را از جهت مالى بعهده داشت. امام باقر عليه السلام داراى خصال ستوده و مؤدّب به آداب اسلامى بود. سيرت و صورتش ستوده بود. پيوسته لباس تميز و نو مى پوشيد. در كمال وقار و شكوه حركت مى فرمود. از آن حضرت مى پرسيدند: جدّت لباس كهنه و كم ارزش مى پوشيد، تو چرا لباس فاخر بر تن مى كنى؟ پاسخ مى داد: مقتضاى تقواى جدم و فرماندارى آن روز، كه محرومان و فقرا و تهيدستان زياد بودند، چنان بود. من اگر آن لباس بپوشم در اين انقلاب افكار، نمى توان تعظيم شعائر دين كنم.
امام پنجم عليه السلام بسيار گشاده رو و با مؤمنان و دوستان خوش برخورد بود. با همه اصحاب مصافحه مى كرد و ديگران را نيز بدين كار تشويق مى فرمود. در ضمن سخنانش مى فرمود: مصافحه كردن كدورتهاى درونى را از بين مى برد و گناهان دو طرف - همچون برگ درختان در فصل خزان ـ مى ريزد. امام باقر عليه السلام در صدقات و بخشش و آداب اسلامى مانند دستگيرى از نيازمندان و تشييع جنازه مؤمنين و عيادت از بيماران و رعايت ادب و آداب و سنن دينى، كمال مواظبت را داشت. مى خواست سنّت هاى جدش رسول الله  صلى الله عليه وآله وسلم را عملاً در بين مردم زنده كند و مكارم اخلاقى را به مردم تعليم نمايد.
در روزهاى گرم براى رسيدگى به مزارع و نخلستانها بيرون مى رفت، و با كارگران و كشاورزان بيل مى زد و زمين را براى كشت آماده مى ساخت. آنچه از محصول كشاورزى ـ كه با عرق جبين و كدّ يمين ـ بدست مى آورد در راه خدا انفاق مى فرمود.
بامداد كه براى اداى نماز به مسجد جدش رسول الله  صلى الله عليه وآله وسلم مى رفت، پس از گزاردن فريضه، مردم گرداگردش جمع مى شدند و از انوار دانش و فضيلت او بهره مند مى گشتند.
مدت بيست سال معاويه در شام و كارگزارانش در مرزهاى ديگر اسلامى در واژگون جلوه دادن حقايق اسلامى ـ با زور و زو و تزوير واجير كردن عالمان خود فروخته ـ كوشش بسيار كردند. ناچار حضرت سجاد عليه السلام و فرزند ارجمندش امام محمد باقر عليه السلام پس از واقعه جانگداز كربلا و ستمهاى بى سابقه آل ابوسفيان، كه مردم به حقانيت اهل بيت عصمت عليهم السلام توجه كردند، در اصلاح عقايد مردم بويژه در مسأله امامت و رهبرى، كه تنها شايسته امام معصوم است، سعى بليغ كردند و معارف حقّه اسامى را ـ در جهات مختلف ـ به مردم تعليم دادند ; تا كار نشر فقه و احكام اسلام به جايى رسيد كه فرزند گرامى آن امام، حضرت امام جعفر صادق عليه السلام دانشگاهى با چهار هزار شاگرد پايه گذارى نمود، و احاديث و تعليمات اسلامى را در اكناف و اطراف جهان آن روز اسلام انتشار داد. امام سجاد عليه السلام با زبان دعا و مناجات و يادآورى از مظالم اموى و امر به معروف و نهى از منكر و امام باقر عليه السلام با تشكيل حلقه هاى درس، زمينه اين امر مهم را فراهم نمود و مسائل لازم دينى را براى مردم روشن فرمود.
رسول اكرم اسلام  صلى الله عليه وآله وسلم در پرتو چشم واقع بين و با روشن بينى وحى الهى وظايفى را كه فرزندان و اهل بيت گرامى اش در آينده انجام خواهند داد و نقشى را كه در شناخت و شناساندن معارف حقه به عهده خواهند داشت، ضمن احاديثى كه از آن حضرت روايت شده، تعيين فرموده است.
چنان كه در اين حديث آمده است:
روزى جابر بن عبدالله انصارى كه در آخر عمر دو چشم جهان بينش تاريك شده بود به محضر حضرت سجاد عليه السلام شرفياب شد. صداى كودكى را شنيد، پرسيد كيستى؟ گفت من محمد بن على بن الحسينم، جابر گفت: بيا. سپس دست او را گرفت و بوسيد و عرض كرد:
روزى خدمت جدت رسول خدا  صلى الله عليه وآله وسلم بودم. فرمود: شايد زنده بمانى و محمد بن على بن الحسين كه يكى از اولاد من است ملاقات كنى. سلام مرا به او برسان و بگو: خدا به تو نور حكمت دهد. علم و دين را نشر بده. امام پنجم هم به امر جدّش قيام كرد و در تمام مدت عمر به نشر علم و معارف دينى و تعليم حقايق قرآنى و احاديث نبوى  صلى الله عليه وآله وسلم پرداخت.
اين جابر بن عبدالله انصارى همان كسى است كه در نخستين سال بعد از شهادت امام حسين عليه السلام به همراهى عطيّه كه مانند جابر از بزرگان و عالمان با تقوا و از مفسّران بود، در اربعين حسينى به كربلا آمد و غسل كرد، و در حال كه عطيّه دستش را گرفته بود در كنار قبر مطهّر حضرت سيدالشهداء آمد و زيارت آن سرور شهيدان را انجام داد. بارى، امام باقر عليه السلام منبع انوار حكمت و معدن احكام الهى بود. نام نامى آن حضرت با دهها و صدها حديث و روايت و كلمات قصار و اندرزهايى همراه است، كه بويژه در 19 سال امامت براى ارشاد مستعدّان و دانش اندوزان و شاگردان شايسته خود بيان فرموده است. بنا به رواياتى كه نقل شده است، در هيچ مكتب و محضرى دانشمندان خاضع تر و خاشع تر از محضر محمد بن على عليه السلام نبوده اند.
در زمان اميرالمؤمنين على عليه السلام گوئيا، مقام علم و ارزش دانش هنوز ـ چنان كه بايد ـ بر مردم روشن نبود، گويا مسلمانان هنوز قدم از تنگناى حيات مادّى بيرون ننهاده و از زلال دانش علوى جامى ننوشيده بودند، و در كنار درياى بيكران وجود على عليه السلام تشنه لب بودند و جز عده اى معدود قدر چونان گوهرى را نمى دانستند. بى جهت نبود كه مولاى متقيان بارها مى فرمود: «سلونى قبل ان تنقدونى» پيش از آنكه مرا از دست بدهيد از من بپرسيد. و بارها مى گفت: من به راههاى آسمان از راههاى زمين آشناترم. ولى كو آن گوهرشناسى كه قدر گوهر وجود على را بداند؟ اما بتدريج، بويژه در زمان امام محمد باقر عليه السلام مردم كم كم لذت علوم اهل بيت و معارف اسلامى را درك مى كردند، و مانند تشنه لبى كه سالها از لذات آب گوارا محروم مانده و يا قدر آنرا ندانسته باشد، زلال گواراى دانش امام باقر عليه السلام را دريافتند و تسليم مقام علمى امام عليه السلام شدند، و به قول يكى از مورخان: «مسلمانان در اين هنگام از ميدان جنگ و لشكركشى متوجه فتح دروازه هاى علم و فرهنگ شدند.» امام باقر عليه السلام نيز چون زاويه قيام بالسيف (قيام مسلحانه) در آن زمان ـ به علت خفقان فراوان و كمبود حماسه آفرينان ـ فراهم نبود، از اين رو، نشر معارف اسلام و فعاليت علمى را و هم مبارزه عقيدتى و معنوى با سازمان حكومت اموى را از اين طريق مناسب تر مى ديد، و چون حقوق اسلام هنوز يك دوره كامل و مفصل تدريس نشده بود، به فعاليت هاى ثمر بخش علمى در اين زمينه پرداخت. اما بدين خاطر كه نفس شخصيت امام و سير تعليمات او ـ در ابعاد و مرزهاى مختلف ـ بر ضرر حكومت بود، مورد اذيت و ايذاء دستگاه قرار مى گرفت. در عين حال امام هيچگاه از اهميت تكليفى شورش (عليه دستگاه) غافل نبود، و از راه ديگرى نيز آن را دامن مى زد: و آن راه، تجليل و تأييد برادرش زيد بن على بن الحسين بود.
رواياتى در دست است كه وضع امام محمد باقر عليه السلام كه خود ـ در روزگارش ـ مرزبان بزرگ فكرى و فرهنگى بوده و نقش مهمى در نشر اخلاق و فلسفه اصيل اسلامى و جهان بنى خاص قرآن، و تنظيم مبانى فقهى و تربيت شاگردانى «مانند امام شافعى» و تدوين مكتب داشته، موضع انقلابى برادرش «زيد» را نيز تأييد مى كرده است چنانكه نقل شده امام محمد باقر عليه السلام مى فرمود: خداوندا پشت مرا به زيد محكم كن.
و نيز نقل شده است كه روزى زيد بر امام باقر عليه السلام وارد شد، چون امام عليه السلام زيد بن على را ديد، اين آيه را تلاوت كرد:
«يا ايُّهاالّذينَ آمنوا كُونُوا قَوامينَ بالقِسطِ شُهداء لِلّهِ» يعنى: «اى مؤمنان، بر پاى دارندگان عدالت باشيد و گواهان، خداى را». آنگاه فرمود: اَنْتَ واللهِ يا زَيدُ مِن اهلِ ذلك. اى زيد، به خدا سوگند نمونه عمل به اين آيه اى.
مى دانيم كه زيد برادر امام محمد باقر عليه السلام كه تحت تأثير تعليمات ائمه عليهم السلام براى اقامه عدل و دين قيام كرد. سرانجام عليه هشام بن عبدالملك اموى، در سال (120 يا 122) زمان امامت امام جعفر صادق عليه السلام خروج كرد و دستگاه جبّار، ناجوانمردانه او را به قتل رساند. بدن مقدّس زيد را سالها بر دار كردند و سپس سوزانيدند. و چنانكه تاريخ مى نويسد: گرچه نهضت زيد نيز به نتيجه اى نينجاميد و قيامهاى ديگرى نيز كه در اين دوره بوجود آمد، از جهت ظاهرى به نتايجى نرسيد، ولى اين قيامها و اقدامها تاريخ تشيع موجب تحرك و بيدارى و بروز فرهنگ شهادت عليه دستگاه جور به شمار آمده و خون پاك شيعه را در جوشش و غليان نگهداشته و خط شهادت را تا زمان ما در تاريخ شيعه ادامه داده است. امام باقر عليه السلام و امام صادق عليه السلام گرچه به ظاهر به اين قيامها دست نيازيدند، كه زمينه را مساعد نمى ديدند، ولى در هر فرصت و موقعيت به تصحيح نظر جامعه درباره حكومت و تعليم و نشر اصول اسلام و روشن كردن افكار، كه نوعى ديگر از مبارزه است، دست زدند. چه در اين دوره، حكومت اموى رو به زوال بود و فتنه عباسيان دامنگير آنان شده بود، از اين رو بهترين فرصت براى نشر افكار زنده و تربيت شاگردان و آزادگان و ترسيم خط درست حكومت، پيش آمده بود و در حقيقت مبارزه سياسى به شكل پايه ريزى و تدوين اصول مكتب ـ كه امرى بسيار ضرورى بود ـ پيش آمد. اما چنانكه اشاره شد، دستگاه خلافت آنجا كه پاى مصالح حكومتى پيش مى آمد و احساس مى كردند امام عليه السلام نقاب از چهره ظالمانه دستگاه برمى گيرد و خط صحيح را در شناخت «امام معصوم عليه السلام» و امامت كه دنباله خط «رسالت» و بالاخره «حكومت الله» است تعليم مى دهد، تكان مى خوردند و دست به ايذاء و آزار و شكنجه امام عليه السلام مى زدند و گاه به زجر و حبس و تبعيد…
براى شناخت اين امر، به بيان اين واقعه كه در تاريخ ياد شده است مى پردازيم:
«در يكى از سالها كه هشام بن عبدالملك، خليفه اموى، به حج مى آيد، جعفر بن محمد، امام صادقعليه السلام، در خدمت پدر خود، امام محمد باقرعليه السلام، نيز به حج مى رفتند. روزى در مكه، حضرت صادقعليه السلام، در مجمع عمومى سخنرانى مى كند و در آن سخنرانى تأكيد بر سر مسأله پيشوايى و امامت و اينكه پيشوايان بر حق و خليفه هاى خدا در زمين ايشان است و بيعت با ايشان و… نه ديگران. اين سخنان كه در بحبوحه قدرت هشام گفته مى شود، آن هم در مكه در موسم حج، طنينى بزرگ مى يابد و به گوش هشام مى رسد. هشام در مكه جرأت نمى كند و به مصلحت خود نمى بيند كه متعرض آنان شود. اما چون به دمشق مى رسد، مأمور به مدينه مى فرستد و از فرماندار مدينه مى خواهد كه امام باقر عليه السلام و فرزندش را به دمشق روانه كند، و چنين مى شود.
حضرت صادق عليه السلام مى فرمايد: چون وارد دمشق شديم، روز چهارم ما را به مجلس خود طلبيد. هنگامى كه به مجلس او در آمديم، هشام بر تخت پادشاهى خويش نشسته و لشكر و سپاهيان خود را در سلاح كامل غرق ساخته بود، و در دو صف در برابر خود نگاه داشته بود. نيز دستور داده بود تا آماج خانه اى (جاهايى كه در آن نشانه براى تيراندازى مى گذارند) در برابر او نصب كرده بودند، و بزرگان اطرافيان او مشغول مسابقه تيراندازى بودند. هنگامى كه وارد حياط قصر او شديم، پدرم در پيش مى رفت و من از عقب او مى رفتم، چون نزديك رسيديم، به پدرم گفت: «شما هم همراه اينان تير بيندازيد» پدرم گفت: «من پير شده ام. اكنون اين كار از من ساخته نيست اگر مرا معاف دارى بهتر است». هشام قسم ياد كرد: «به حق خداوندى كه ما را به دين خود و پيغمبر خود گرامى داشت، تو را معاف نمى دارم». آن گاه به يكى از بزرگان بين اميه امر كرد كه تير و كمان را از آن مرد بگرفت و يك تير نيز بگرفت و در زه گذاشت و به قوت بكشيد و بر ميان نشانه زد. سپس تير ديگر بگرفت و بر فاق تير اول زد… تا آنكه نه تير پياپى افكند. هشام از ديدن اين مهارت خشمگين گشت و گفت «نيك تير انداختى اى ابوجعفر، تو ماهرترين عرب و عجمى در تيراندازى. چرا مى گفتى من بر اين كار قادر نيستم؟… بگو: اين تيراندازى را چه كسى به تو ياد داده است». پدرم فرمود: «مى دانى كه در ميان اهل مدينه اين فن شايع است. من در جوانى چندى تمرين اين كار كرده ام.»
سپس امام صادق عليه السلام اشاره مى فرمايد كه: هشام از مجموع ماجرا غضبناك گشت و عازم قتل پدرم شد. در همان محفل هشام بر سر مقام رهبرى و خلافت اسلامى با امام باقر عليه السلام سخن مى گويد. امام باقر درباره رهبرى رهبران بر حق و چگونگى اداره اجتماع اسلامى و اينكه رهبر يك اجتماع اسلامى بايد چگونه باشد، سخن مى گويد. اين همه هشام را ـ كه فاقد آن صفات بوده است و غاصب آن مقام ـ بيش از پيش ناراحت مى كند. بعضى نوشته اند كه: امام باقر را در دمشق به زندان افكند و چون به او خبر مى دهند كه زندانيان دمشق مريد و معتقد به امام عليه السلام شده اند، امام را رها مى كند و به شتاب روانه مدينه مى نمايد. و پيكى سريع، پيش از حركت امام از دمشق، مى فرستد تا در آباديها و شهرهاى سر راه همه جا عليه آنان (امام باقر و امام صادق-ع) تبليغ كنند تا بدين گونه، مردم با آنان تماس نگيرند و تحت تأثير گفتار و رفتارشان واقع نشوند. با اين وصف امام عليه السلام در اين سفر، از تماس با مردم ـ حتى مسيحيان ـ و روشن كردن آنان غفلت نمىورزد.
جالب توجه و قابل دقت و يادگيرى است كه امام محمد باقر عليه السلام وصيت مى كند به فرزندش امام جعفر صادق عليه السلام كه مقدارى از مال او را وقف كند، تا پس از مرگش، تا ده سال در ايام حج در منى محل اجتماع حاجى ها براى سنگ انداختن به شيطان (رمى جمرات) و قربانى كردن براى او محفل عزا اقامه كنند. توجه به موضوع و تعيين مكان، اهميت بسيار دارد. به گفته صاحب الغدير ـ زنده ياد علامه امينى ـ اين وصيت براى آنست كه اجتماع بزرگ اسلامى، در آن مكان مقدس با پيشواى حق و رهبر دين آشنا شود و راه رشاد در پيش گيرد، و از ديگران ببرد و به اين پيشوايان بپيوندند، و اين نهايت حرص بر هدايت مردم است و نجات دادن آنها از چنگال ستم و گمراهى.
شهادت امام محمد باقر عليه السلام: حضرت امام محمد باقر عليه السلام 19 سال و ده ماه پس از شهادت پدر بزرگوارش حضرت امام زين العابدين عليه السلام زندگى كرد و در تمام اين مدت به انجام دادن وظايف خطير امامت، نشر و تبليغ فرهنگ اسلامى، تعليم شاگردان، رهبرى اصحاب و مردم، اجرا كردن سنّت هاى جدّ بزرگوارش در ميان خلق، متوجه كردن دستگاه غاصب حكومت به خط صحيح رهبرى و راه نمودن به مردم در جهت شناخت رهبر واقعى و امام معصوم، كه تنها خليفه راستين خدا و رسول  صلى الله عليه وآله وسلم در زمين است، پرداخت و لحظه اى از اين وظيفه غفلت نفرمود.
سرانجام در هفتم ذيحجه سال 114 هجرى در سن 57 سالگى در مدينه به وسيله هشام مسموم شد و چشم از جهان فرو بست. پيكر مقدسش را در قبرستان بقيع ـ كنار پدر بزرگوارش ـ به خاك سپردند.
زنان و فرزندان: فرزندان آن حضرت را هفت نفر نوشته اند: ابوعبدالله جعفر بن محمد الصادق عليه السلام و عبدالله كه مادرشان امّ فَروَه دختر قاسم بن محمد بن ابى بكر بود. ابراهيم و عبيدالله كه از امّ حكيم بودند و هر دو در زمان حيات پدر بزرگوارشان وفات كردند. على و زينب و امّ سلمه كه از ام ولد بودند.

● امام باقر عليه السلام و تربيت فرزند

تربيت اساسى ترين مساله انسان است كه بدون آن به سعادت دنيا وآخرت نايل نمى گردد. معصومين(عليهم السلام) همچنان كه در سايرابعاد زندگى، چراغ هدايت پيروان خود بوده  اند در زمينه تربيت  نيز بهترين و مطمئن  ترين الگويند. اين مقاله بر آنست تا نكاتى از دفتر زرين ديدگاهها و سيره تربيتى يكى از آن بزرگواران  يعنى امام محمد باقر عليه السلام به پيروان آن حضرت تقديم نمايد.

موضوعات: مناسبتها  لینک ثابت
 [ 09:28:00 ق.ظ ]




روز ملي‌ خليج‌ فارس‌ با تصويب‌ شوراي‌ عالي‌ انقلاب‌ فرهنگي‌ به‌ تقويم‌ ايران‌ اضافه‌ شد. شوراي‌ عالي‌ انقلاب‌ فرهنگي‌ با توجه‌ به‌ هدف‌ قراردادن‌ هويت‌ فرهنگي‌ و تاريخي‌ ملت‌ ايران‌ از سوي‌ ايادي‌ استكبار جهاني‌ به‌ خصوص‌ برخي‌ از كشورهاي‌ همسايه‌ و تلاش‌ آنان‌ براي‌ تحريف‌ نام‌ تاريخي‌ خليج‌ فارس، به‌ پيشنهاد شوراي‌ فرهنگ‌ عمومي‌ روز اخراج‌ پرتغالي‌ها از تنگه‌ هرمز را به‌ عنوان‌ روز ملي‌ خليج‌ فارس‌ نامگذاري‌ كرد.

 

موضوعات: مطالب روزانه, مناسبتها  لینک ثابت
[دوشنبه 1392-02-09] [ 11:49:00 ق.ظ ]




نباید بیدار بشوند آنهایى كه توجه به معنویات ندارند و به این غیب ایمان نیاورده‏اند؟ نباید

 

بیدار بشوند؟ كى این هلیكوپترهاى آقاى كارتر را كه مى‏خواستند به ایران بیایند ساقط كرد؟

 

ما ساقط كردیم؟ شنها ساقط كردند، شنها مأمور خدا بودند، باد مأمور خداست، قوم عاد را باد

 

از بین برد. این باد مأمور خداست، این شنها همه مأمورند. تجربه بكنند باز ..لكن ما نباید

 

مغرور بشویم.

 

 من به ملت ایران عرض مى‏كنم كه مغرور نشوید. تمام قدرت، قدرت خداست و باید اتكال به

 

او بكنید، و خودتان را فانى بكنید در آن قدرت بزرگ. مادامى كه ملت ایران همان

 

قدرت اول را كه قدرت معنوى بود و با اللَّه اكبر پیش برد، مادامى كه این حفظ بشود شما بیمه

 

هستید؛ بیمه الهى هستید. خدا نكند كه دستهایى كه الآن در كار هست و مى‏خواهند شما

 

را مأیوس بكنند، اینها در این شیطنتشان پیروز بشوند، و شما را از آن حالى كه در اول انقلاب

 

داشتید منحرف كنند، كه آن روز، روزى است كه خداى تبارك و تعالى عنایتش را خداى

 

نخواسته از شما بر مى‏دارد و شما به همان حالها مى‏افتید. حفظ كنید؛ حفظ كنید

 

آن حالى كه در اول نهضت داشتید. شما نهضت براى شكم نكردید، شما نهضت براى اتاق و

 

حیاط نكردید، شما نهضت نكردید براى اینكه یك مقامى پیدا بكنید. شما آرزوى شهادت

 

نمى‏كنید به اینكه برسید به یك مثلًا فرشى و یك نوایى. این حال را كه حالى است الهى

 

حفظ كنید، و مادامى كه این حفظ بشود شما پیروز هستید. و من وعده پیروزى به شما

 

مى‏دهم. و خداى تبارك و تعالى، وعده پیروزى داده است به شما: انْ تَنْصُرُوا اللَّه یَنْصُرْكُمْ. (1)

 

اقدامتان را ثابت نگه دارید و مشتهاى گره كرده را كه مشتهاى الهى است حفظ كنید، و از

 

هیچ ابرقدرتى نترسید، و از هیچ تبلیغاتى، داخلى و خارجى، هیچ خوفى نداشته باشید. ما

 

راه خودمان را مى‏رویم و آن راه خداست .

.. صحیفه امام    ج‏12    381   

موضوعات: مطالب سیاسی  لینک ثابت
[چهارشنبه 1392-02-04] [ 12:07:00 ب.ظ ]




 ابابیلی دیگر

پنجم اردیبهشت، سالروز شکست نظامی آمریکا در صحرای طبس است. در این حمله نظامی، شیطان بزرگ با مفتضحانه ترین وضعی شکست خورد. شکست شیطان بزرگ در این عملیات، حمله فیلداران ابرهه را به خانه کعبه در ذهن ها زنده می کند. لشگریان ابرهه، همچون نیروهای متجاوز آمریکایی، از فراوانی قدرت و شوکت، تصور نمی کردند کسی بتواند مانع حمله آنها به خانه کعبه شود، ولی آن هنگام که به سوی کعبه هجوم آغاز کردند، به فرمان خداوند متعالی پرندگانی در آسمان ظاهر شدند و سنگ هایی که در منقار داشتند، بر سر فیل سواران فرود آوردند و بدین وسیله، کافران یکی پس از دیگری به هلاکت رسیدند. در پنجم اردیبهشت 1359 نیز دانه های ریز شن، دسیسه بزرگ آمریکا را فرو شکست.

زمینه ها

دخالت نظامی آمریکا که به شکست مفتضحانه ای انجامید، کوششی برای رها سازی گروگان های آمریکایی بود که در جریان تسخیر لانه جاسوسی، به دست دانشجویان پیرو خط امام به دام افتاده بودند. این اقدامات آمریکا، به دنبال پیروزی انقلاب اسلامی صورت می گرفت؛ انقلابی که ایران را از چنگال نفوذ آمریکاییان بیرون آورد. منابع سرشار نفت، موقعیت حساس ایران به علت داشتن مرزهای طولانی با شوروی سابق، خریدهای سرسام آور تجهیزات نظامی، داشتن نقش مثبت در مسئله اعراب و اسرائیل و دلایل فراوان دیگر، ایران را به عنوان سودمندترین کشور برای آمریکاییان در آورده بود. با پیروزی انقلاب، طبیعی بود که آمریکا برای بازگرداندن آب رفته به جوی، دست به هر اقدامی بزند که انجام شبه کوتای نظامی در طبس، یکی از آنان بود.(1)

______________________________

1. «پیامدهای شکست نظامی آمریکا در طبس»، سلام، 6 اردیبهشت ماه 1377.

طرح ریزی عملیات

آمریکا به عنوان قدرتی بزرگ، از ابتدای قرن بیستم سر برآورد و کشورهای اروپایی را که قرن ها به غارت مناطق گوناگون جهان پرداخته بودند، در درجه دوم قدرت قرار داد. آمریکا به دنبال گسترش قدرت خود بر کشورهایی که اروپاییان سالیان متمادی آنها را استثمار کرده بودند، کوشید بر آنان چیره شود. از مهم ترین مناطقی که اروپاییان و بعد از آن آمریکاییان به آن دست یافتند، منطقه خاورمیانه، این گنج بی پایان بود. آمریکا برای دست یابی به منابع ایران، همواره کسانی را به رهبری ایران می رساند که غلام حلقه به گوش او بودند. پیروزی انقلاب اسلامی و تسخیر لانه جاسوسی آمریکا، آنها را در رسیدن به اهدافشان ناکام ساخت و بر آن داشت تا با اجرای عملیات بزرگی با نام دلتا، گروگان های خود را آزاد کنند.(1)

تصمیم شوم

شیطان بزرگ در پنجم اردیبهشت سال 1359، با تعدادی هواپیمای نظامی و بالگرد، حمله خویش را به ایران آغاز کرد. این هواپیماها و بالگردها که حامل موتور سیکلت ها و جیپ های نظامی و نارنجک و توپ و مسلسل بودند، در صحرای طبس فرود آمدند تا از آن مکان، عملیات آزادسازی گروگان ها را آغاز کنند. آنها قصد داشتند ابتدا با سلاح های شیمیایی، پاسداران جاسوس خانه را از پای درآورند و زمینه ورود بالگردها را به آنجا آماده سازند، و سپس کماندوها به طور ضربتی گروگان ها را آزاد کنند و به داخل بالگرد منتقل ساخته، بعد راهی پایگاهی شوند که هواپیماهای حمل و نقل سی ـ 130 در آن مستقر بودند. کماندوهای آمریکا برای اجرای بهتر این عملیات، از مدت ها قبل به منطقه آریزونا اعزام شده و در شرایط سخت آنجا که شبیه به شرایط طبس بود، تمرین های لازم را انجام داده بودند تا به محض ورود به طبس، آمادگی لازم را برای اجرای طرح داشته باشند.

تجهیزات لازم

آمریکایی ها در چهارم نوامبر 1979، گروه ویژه 132 نفره را به نام دلتا فورس برای حمله به ایران و آزادسازی گروگان ها تشکیل دادند و نام عملیات را پنجه عقاب نهادند. بیشتر مسئولان دولت

______________________________

1. هدیه بادامچیان، «واقعه طبس، شکستی تاریخی برای آمریکا»، نشریه شما، ش 26.

وقت آمریکا در این کار شرکت داشتند و هر کس اطلاعاتی در مورد ایران داشت در اختیار گروه دلتا قرار می داد. دوازده فروند هواپیما در صحرایی در سیصد مایلی جنوب شرقی تهران به زمین نشستند. در این صحرا، هشت بالگرد برای بردن افراد به تهران در نظر گرفته شده بود. در محل پیاده شدن گروه دلتا، شش کامیون، این گروه را به سفارت آمریکا در تهران می بردند. قرار بود پس از پایان عملیات، بالگردها، افراد گروه دلتا و گروگان های آزاد شده را به منظریه برسانند و از آنجا با هواپیماهای سی ـ 130 از ایران خارج کنند.

انقلاب الهی

واقعه طبس، ضمن فراهم آوردن اتحاد و یکپارچگی بیشتر نیروهای انقلابی ایران، حقانیت انقلاب اسلامی را در جامعه بین المللی به اثبات رسانید. در جریان این حادثه، چهره دشمن واقعی انقلاب بیش از هر زمانی نمایان تر، و الهی بودن انقلاب نیز برای جهانیان روشن شد. در حقیقت، خداوند متعالی با توفان شن، پرده دیگری از چهره زشت حاکمان واشنگتن را برداشت و تجاوز آشکار و مغایر با قوانین و موازین بین المللی آنان را به نمایش گذاشت.(1)

پیروزی ایمان

در پی شکست آمریکا در صحرای طبس، بار دیگر نظریه پیروزی فن آوری بر ایمان رد شده، بر حیثیت و اعتبار جهانی انقلاب اسلامی افزوده گردید. به دنبال تجاوز نافرجام کماندوهای آمریکا در طبس، حضرت امام خمینی؛ رهبر بزرگ ترین انقلاب ضد آمریکایی با صدور پیامی فرمود: «اشتباه کارتر در آن است که گمان می کند با دست زدن به این مانورهای احمقانه، می تواند ملت ایران را که برای آزادی و استقلال خویش و برای اسلام عزیز از هیچ فداکاری روی گردان نیست، از راه خودش که راه خدا و انسانیت است، منصرف کند. کارتر جنفهمیدهج… با چه ملتی رو به روست و با چه مکتبی بازی می کند. ملت ما، ملت خون و مکتب جهاد است. حمله به ایران، حمله به تمام بلاد مسلمین است».(2)

پیامد سنگین

مهم ترین بُعد شکست آمریکا در طبس، تأثیر آن بر انتخابات ریاست جمهوری آن کشور در سال 1980م به شمار می آید. در آن زمان، جیمی کارتر کاندیدای حزب دموکرات و رونالد ریگان

______________________________

1. «پیامدهای شکست نظامی آمریکا در طبس»، همان.

2. همان.

کاندیدای حزب جمهوری خواه بود. بهترین اهرمی که کارتر می توانست با آن رقیب انتخاباتی خود را در معرض فشار قرار دهد، آزاد سازی گروگان های آمریکا در تهران بود. سرانجام شکست در عملیات آزاد سازی گروگان ها یا واقعه طبس، سبب شد که جامعه رأی دهندگان آمریکایی، امید خود را به کارتر از دست بدهند و هنگامی که وی در واپسین روزهای دوران ریاست جمهوری خود نتوانست مسئله گروگان ها را خاتمه دهد، اعتماد مردم به وی و حکومتش سلب گردید.(1)

بازتاب شکست

واقعه شکست آمریکا در طبس، آن قدر مهم و سرنوشت ساز بود که حتی مشهورترین چهره های سیاسی را در آمریکا وادار به اعتراف به شکست کرد. برای مثال، برژینسکی، مشاور امنیت ملی کارتر، احساس ناامیدی ملی را در آمریکا، از پیامدهای مهم شکست این کشور در طبس می داند و می گوید: «ماجرای مفتضح ایران، یکی از سه عامل مهم شکست کارتر بود و این ماجرا، احساس ناامیدی ملی را برانگیخت». ویلیام سولیوان، سفیر سابق آمریکا در تهران نیز از این واقعه، با عنوان دوران تحقیر ملی آمریکا یاد می کند و می نویسد: «روش سست و بی قید حکومت کارتر و اقدامات نامعقول او، به گروگان گیری اعضای سفارت آمریکا انجامید و دوران تحقیر ملی که در تاریخ آمریکا نظیر آن دیده نشده است، آغاز شد».(2) یکی از خبرنگاران روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز می نویسد: «داغ شکستی که آمریکاییان در ایران خوردند، تا مدتها آنها را رها نخواهد کرد؛ به ویژه بدین دلیل که این شکست، ضربه دوباره ای به احساس آنهایی بود که شدیدا به فن آوری معتقدند و به آن ایمان دارند. از کار افتادن سه بالگرد در میان بادهای شنی بیابان، ضربه بسیار سنگینی بوده است».(3)

واقعه طبس در نگاه امام خمینی؛

حضرت امام خمینی؛ در پی شکست آمریکا در طبس، در پیام کوبنده ای چنین فرمودند: «کارتر باید بداند که با این عمل بسیار ناشیانه، حیثیت سیاسی خود را به صفر رساند و از ریاست

______________________________

1. همان.

2. همان.

3. «شکست نظامی آمریکا در طبس، سرانجام نافرجام تجاوزگری»، جمهوری اسلامی، 5 اردیبهشت ماه 1377.

جمهوری باید قطع امید کند. کارتر با این عمل خود ثابت کرد که قدرت تفکر را از دست داده است و از اداره یک کشور بزرگ مثل آمریکا عاجز است. اکنون که شیطان بزرگ دست به کار احمقانه زده است، ملت شریف ایران باید برای خدای تبارک و تعالی با تمام توان خود و با اتکال به قدرت خدای متعال مهیا شوند و آماده نبرد با دشمنان خود گردد».(1) ایشان در بخش دیگری از پیام خود فرمودند: «نباید بیدار شوند، آنهایی که توجه به معنویات ندارند و به این غیب ایمان نیاورده اند؟ نباید بیدار شوند؟ کی این هلیکوپتر آقای کارتر را که می خواستند به ایران بیایند ساقط کرد؟ ما ساقط کردیم؟ شن ها ساقط کردند. شن ها مأمور خدا بودند. باد مأمور خداست. قوم عاد را باد از بین برد؛ این باد مأمور خداست. این شن ها همه مأمورند. تجربه بکنند باز».(2)

علت شکست

با آغاز عملیات نیروهای آمریکایی در طبس، آنها هنوز نیمی از راه را نرفته بودند که با توده ای از ابر مواجه شدند که به هیچ وجه انتظار آن را نداشتند و هوا شناسان نظامی نیز پیش تر وجود آن را پیش بینی نکرده بودند. در این میان با وسایل پرواز و هوانوردی یکی از بالگردها از کار افتاد. سپس بالگرد دیگری با یکی از هواپیماهای سی ـ 130 برخورد کرد و ناگهان دو هواپیما و نیز بالگرد در میان شعله ها ناپدید شدند. گلوله ها و مهمات موجود در هواپیماهای مشتعل شده سی ـ 130، به طرف دیگر بالگردها پرتاب شد. وقتی از وزیر دفاع وقت آمریکا درباره چگونگی شکست مفتضحانه عملیات نجات پرسیدند، گفت: «آیت اللّه خمینی در بالکن منزل خویش ایستاده بود و با هر حرکت دست او، یک هواپیما به زمین می افتاد».(3)

اهمیت واقعه

اهمیت واقعه طبس در این نبود که آمریکاییان برای نخستین بار آشکارا در داخل خاک ایران نیرو پیاده کردند؛ زیرا این واقعه، نمونه کوچکی از تجاوز آمریکایی ها را در کشورهای مختلف جهان نشان می دهد. اهمیت واقعه صحرای طبس، در این بود که وقتی نظامی مردمی و اسلامی مورد

______________________________

1. صحیفه نور، ج12، ص 57.

2. همان، صص 139 ـ 140.

3. قاسم بابایی، «دلتا فورس، مأموریت؛ کشتن تمام گروگان ها، هدف؛ براندازی نظام جمهوری اسلامی»، قدس، 5 اردیبهشت ماه 1378.

عنایات باری تعالی باشد، حتی عواملی مانند ریگ ها و گرد و غبار بیابان هم می توانند ماشین جنگی قدرتمندترین کشور جهان را در هم بکوبد و منهدم سازد. از آن پس، تصمیمات و اقدامات خصمانه آمریکا و دشمنان انقلاب در پرتو عنایت خداوند بی ثمر می ماند و کاروان پر خروش انقلاب، همچنان با حضور توفنده ملت سرافراز در کنار رهبر دوراندیش و شجاع خود، به حرکت سرنوشت ساز و امیدبخشش ادامه می دهد.(1)

______________________________

 

موضوعات: مطالب سیاسی  لینک ثابت
 [ 10:28:00 ق.ظ ]




 هارولدبور از دانشگاه ييل براي اولين بار با انجام يک آزمايش ساده، به وجود ميدان مغناطيسي در اطراف موجود زنده پي برد.او با توجه به يک مولد الکتريکي که در آهنربا در داخل سيم پيچ دوران مي کند و جريان توليد ميکند، سمندري را در يک ظرف آب نمک قرار داد و ظرف را به دور سمندر چرخاند.

الکترودهايي که در اين ظرف وجود داشتند و به يک گالوانومتر حساس متصل شده بودند، يک جريان متناوب را نشان مي دادند. زماني که بور اين آزمايش را بدون سمندر انجام داد،گالوانومتر هيچ جرياني را نشان نداد. اين بدان معنا بود که در اطراف موجود زنده ميداني وجود دارد که خاصيت مغناطيسي هم دارد. بور اين وسيله را بر روي دانشجويان داوطلب خود امتحان کرد و مشاهده نمود که اين ميدان در بدن انسان هم وجود دارد وکاملا تابع رويدادهاي اساسي زيست شناختي بدن است. او اين ميدان را حياتي ناميد چون هرگاه حيات از بين برود،ميدان حياتي هم از بين ميرود.

به گونه هاي که يک سمندر مرده که در دستگاه بود هيچ پتانسيلي به وجود نمي آورد. تشکيل ميدان مغناطيسي بدن همانگونه که مي دانيد، در بدن ما ميليونها عصب وجود دارد که کار انتقال پيام در بدن ما بوسيله تحريک الکتريکي اين عصبها صورت مي گيرد. در اثر شارش بار در اطراف آنها در بدن ما يک ميدان تشکيل مي شود و ميدان بدن ما در اثر فعاليت همزمان ميليونها عصب به وجود مي آيد.

امواج مغزي دستگاه موج نگار مغز چهار نوع منحني از امواج مغزي را ارائه ميدهند که عبارتند از: آْلفا، بتا، دلتا و تتا. ريتمهاي دلتا کندترين امواج مغزي با تناوب از 1تا3 دور در ثانيه بوده و اغلب در خواب عميق ظاهر مي شوند. به نظر ميرسد که ريتمهاي تتا که داراي تناوب 4تا7دور درثانيه مي باشند به خلق و خوي بستگي داشته باشد. ريتمهاي آلفا از 8تا 12 دور در ثانيه، در اوقات تفکر، تامل آزاد رخ داده و در صورت تمرکز حواس و توجه قطع مي شوند و بالاخره ريتمهاي بتا با تناوب 13الي22 دور در ثانيه،ظاهرا منحصر به نواحي جلوئي مغز، يعني جايي که فعاليتهاي پيچيده مغزي رخ مي دهد مي باشند.

امواج آلفا امواج بسيار مهمي هستند که بوسيله هانسبرگر آلماني کشف شدند و به گفته وي با نوعي هوشياري و خوداگاهي معطوف به درون ظاهر مي شوند تغييرات فيزيولوژي مهمي در بدن ايجاد مي کنند مثل تمرکز و يادگيري. ميدان مغناطيسي بدن و امواج مغزي در معرض خطر حتما تا به حال در باره خطرات گوشيهاي موبايل يا زندگي در نزديکي نيروگاهاي برق چيزهايي شنيده ايد.بنابر تحقيقات پروفسور لاي امواج مغناطيسي که از نيروگاهاي برق يا وسايل برقي مثل سشوار و ريشتراش برقي و… ساتع مي شود به دي ان اي سلولهاي مغزي آسيب ميرساند و قابليت ترميم را در آنها از بين مي برد. ميدانهاي مغناطيسي خارجي علاوه بر آسيب به دي ان اي مغز اثر منفي ديگري به بدن دارند. اين ميدان ها باعث اختلال در ميدان مغناطيسي طبيعي بدن مي شوند.

همانطور که ميدانيد نزديک به 70%از بدن مارا آب فراگرفته و مولکولهاي آب به صورت دوقطبي هستند و زماني که ما در معرض يک ميدان مغناطيسي خارجي قرار مي گيريم، اين مولکولها در جهت آن ميدان قرار مي گيرند و اين پديده باعث مي شود نظم ميدان مغناطيسي ما به هم بريزد. علاوه بر عوامل خارجي يکسري عوامل داخلي نيز وجود دارند که باعث مي شوند اختلال در ميدان بدن ايجاد شود. مهمترين آنها بارهاي الکتريکي هستند که هنگام شارش بار در عصب در اطراف آن به وجود مي آيند و به صورت الکتريسيته ساکن در بافتهاي بدن ذخيره ميشوند و ميداني که در اطراف اين بارها بوجود مي آيند در ميدان بدن ايجاد خلل مي کنند. اين بارها به خصوص در نقاطي که تراکم اعصاب بيشتر است ذخيره مي شوند و به دليل اين که هم تراکم زيادي دارند و هم در نزديکي عصبهاي بيشتر و مهمتري قرار دارند براي بدن به شدت مضر هستند. از جمله اين نقاط ناحيه سر و دستها و قسمت مچ يابه پايين است و در بين اين سه قسمت، سر اهميت ويژه اي دارد چون بارهاي ذخيره شده در آن علاوه بر ايجاد خلل درميدان مغناطيسي مغز باعث اغتشاش در امواج مغزي نيز مي شوند.

به ظاهر ما روزانه تنها دقايقي را در معرض ميدان مغناطيسي هستيم.مثل موبايل يا سشوار و غيره.اما در طول دوران زندگي خود در معرض ميداني بسيار قوي هستيم و آن ميدان مغناطيسي زمين هست. عوامل داخلي اغتشاش در ميدان بدن ما هم فعاليتهاي حياتي و اجتناب ناپذيري هستند که در تمام طول عمر ما در جريان هستند پس چگونه ميتوان باعث خلل اين اثرات سو که باعث اختلال در بدن ما و بيماريهايي مثل سرطان مي شوند را خنثي کرد؟ در اينجاست که بايد گفت خداوند راه حل تمام اين سوالات را در يک عمل ساده که امکان آن براي همه افراد وجود دارد و بيش از چند دقيقه هم وقت نمي برد و هيچ ضرري هم ندارد به انسان هديه داده و آن نماز است.

نماز و ميدان مغناطيسي آنگونه که از تصاوير به دست آمده از ميدان مغناطيسي زمين پيداست، به طور شگفت انگيزي اگر انسان در هر نقطه از زمين رو به قبله بايستد، ميدان مغناطيسي بدنش بر ميدان مغناطيسي زمين منطبق مي گردد و در مدتي که در نماز است ميدان بدنش منظم مي شود. يکي از نکات بسيار جالبي که پروفسور بور به آن دست يافته بود اين بود که دريافته بود که در بدن تمام دانشجويان مؤنث ماهي يکبار تغيير ولتاژ شديد ايجاد مي شود و ميدان بدن به منظمترين حالت خود مي رسد و به همين دليل است که زنان نيازي ندارند در اين مدت نماز بخوانند. اخيرا هم کشف شده است که علت اينکه قلب زنان منظم تر و قويتر از مردان ميزند و دليل آن همين تغيير ولتاژ هست.

نماز و بارهاي الکتريکي همانطور که قبلا اشاره شد بارهاي زائدي که در اثر تحريکات الکتريکي اعصاب به وجود مي آيند هم شبيه ميدان بدن و هم بر امواج مغزي اثر سو دارند. و اين اثرات در نواحي که اعصاب در آن تحرک بيشتري دارند، خطرات جديتري ايجاد مي کنند و بايد هرچه سريعتر از آن نواحي دور شوند. به طرز حيرت آوري مي بينيم که اين نواحي دقيقا نواحي هستند که در وضو شسته مي شوند و بنابر تحقيقات صورت گرفته، بهترين راه دفع اين بارهاي زائد استفاده از يک ماده رساناست که سريعترين و ارزانترين و بي ضررترين ماده براي اين کار آب است و جالب اينجاست که آب هرچه خالص تر باشد سريعتر بارهاي ساکن را از بدن ما به اطراف گسيل مي دهد و هيچ مايعي مثل آب خالصي که در وضو به انسان سفارش شده اين اثر را ندارد. نماز و امواج مغزي: با دفع بارهاي زائد بدن در وضو امواج مغزي در ايده الترين حالت قرار مي گيرند. علاوه بر آن حالت تمرکزي که در هنگام نماز در انسان به وجود مي آيد، تشعشع امواج آلفا را به اندازه قابل توجهي بالا مي برد و توانايي مغز را در توليد اين امواج بالا مي برد.

موضوعات: اطلاعات پزشکی  لینک ثابت
[یکشنبه 1392-02-01] [ 11:27:00 ق.ظ ]




 

 

ساعتی اندیشیدن  بهتر از عمری عبادت کردن است .

                                                                ((امام علی))

 

موضوعات: حدیث روز, اخلاق  لینک ثابت
 [ 10:34:00 ق.ظ ]
 
   
 
دانلود تقویم کامل سال 98