مدرسه علمیه الزهرا(س)قروه
 
 

فروردین 1398
شنبه یکشنبه دوشنبه سه شنبه چهارشنبه پنج شنبه جمعه
 << <   > >>
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30
31            





جستجو


حدیث روز




محتواها


فال حافظ


پاسخگویی آنلاین به شبهات


حدیث


قرآن آنلاین


اوقات شرعی


لحظه شمار غیبت







لااله الا الله ملک الحق المبین

ذکر کاشف الکرب
 




حضرت امیرالمومنین شیطان لات و عزی را می کشد
حضرت علی فرمودند: شبی از شبها که بسیار تاریک بود پیامبر مرا صدا کردند و فرمودند: شمشیرت را بردار و بالای کوه ابوقبیس برو و هر کس را دیدی بکش. من هم شمشیر به دست بالای کوه رفتم و مرد سیاهی که چشمانش سرخ بود مشاهده کردم. از قیافه او هولی مرا فرا گرفت. نزدیکش رفتم و با شمشیر ضربتی به او زدم و او را نصف کردم. همزمان با کشته شدن او، ناله ای از خانه های مکه بلند شد. سپس نزد پیامبر آمدم و از منزل خدیجه بود و به حضرت خبر دادم. حضرت رسول پرسیدند: آیا می دانی چه کسی را کشتی؟
گفتم:نه خداورسولش میدانند.حضرت فرمودند:شیطانیکه مسئول پرستیده شدن لات وعزی بود راکشتی.ازاین به بعددیگراین دو بت راکسی نخواهدپرستید.(بحار ج 39ص 186کتاب ابلیس ص 40)

موضوعات: شیطان  لینک ثابت
[سه شنبه 1390-12-09] [ 11:03:19 ق.ظ ]




شیطانی داخل بت شعر می خواند
روزی شیطانی به نام مسعر داخل هبل که از بتهای بزرگ مکه بود رفته و اشعاری می خواند:خدا بکشد قوم کعب بن فهسر را که گمره کننده ی عقل ها و امیدواری هستند.        متکبروگمراه کننده ای ازآنهاآمده ودین آبا و اجداد گرامی ما را بر ما عیب می گیرد.مشرکان وقتی این اشعار را از هبل شنیدند، سجده کرده و زبان به بدگویی پیامبر گشودند. صدایی از هبل بلند شد که فردا باز هم بیایید.
حضرت محمد از این امر اندوهیگن شد. در ان حال یکی از مومنان پری خدمت حضرت رسید و گفت: ای فرستاده خدا! من مسعر را کشتم. (مناقب ال ابیطالب ج 1 ص 76 همان ص 39)

موضوعات: شیطان  لینک ثابت
 [ 11:00:52 ق.ظ ]





فرزند صالح شیطان
من با حضرت هود(ع) در مسجدش باکسانی که به او ایمان آورده بودند بودم اورا هم که بر علیه قومش نفرین کرده بود را مذمت کردم اونیز هم خودش گریه کرد وهم مرا گریانید همان حرف حضرت نوح را زد من با حضرت ابراهمیم (ع)بودم در حالی که او را به داخل آتش انداخته بودند من با حضرت یوسف بودم وزودتر از اوبه قعر چاه رفتم و یوسف راگرفتم ونگذاشتم به او آسیبی برسد ودر زندان هم با او بودم من با حضرت صالح بودم و او رامذمت کردم که چرا قومش را نفرین کرده است وحضرت موسی در حالی که خداوند فرعونیان را غرق میکرد به همراه قوم بنی اسرائل را نجات دادیم حضرت موسی به من گفت که هر موقعه حضرت عیسی رادیدم سلام اورابهش برسانم ومن حضرت عیسی را ملاقات کردم وسلام حضرت موسی رساندم وحضرت عیسی هم گفت که هرموقع شما را دیدم سلام ایشان را به شما برسانم. 

موضوعات: شیطان  لینک ثابت
 [ 10:59:51 ق.ظ ]





بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
 
روايت شده : وقتى كفار قريش ديدند پيامبرى حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم هر روز رونق مى گيرد و حيله هاى آنها سودى نبخشيده سركردهاى قريش در ((دار الندوه )) نشست ويژه اى ترتيب دادند.
كسى كه سنش از چهل سال كم تر بود راه نمى دادند. اين گردهم آيى از چهل نفر از سران قريش شكل گرفت . شيطان ملعون هم به صورت پيرمردى در آمد! خواست داخل شود، دربان گفت : كيستى ؟ جواب داد: پيرمردى از اهل ((نجد)) هستم و شما به راءى من احتياج داريد؟! شنيدم براى خلاصى از دست اين مرد جمع شده ايد. آمده ام كه راءى خود را در اين باب به شما بگويم ، دربان گفت : داخل شو، او هم داخل شد و در جاى خود نشست . وقتى مجلس رسميت پيدا كرد، ابوجهل گفت : اى گروه قريش ! در ميان عرب كسى از ما عزيزتر نبود،

ادامه »

موضوعات: شیطان  لینک ثابت
 [ 10:54:16 ق.ظ ]





بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
 
وقتى كه لشكر اسلام و مشركان در برابر هم صف بستند، و صف ها سامان گرفت ، ابليس به صورت سراقه بن مالك نزد قريش آمد. قرآن در اين باره مى فرمايد:
-اى پيامبر! به ياد آر وقتى را كه ، شيطان كردار زشت آنا را در نظرشان زيبا نمود - و براى فريب دادن آن جاهلان به شكل پيرمردى در آمد - و گفت : من با قبيله خود شما را يارى مى دهم و كارهاى پليدشان را به ديد آنان آراسته گردانيد.
و نيز افزود: هم چنين امروز - مسلمانان تاب مقاومت شما را ندارند - احدى بر شما غالب نمى شود، ((و قال لا غالب لكم اليوم من الناس و انى جارلكم )) و من امروز شما را امان دهنده ام و لشكرى بسيار از شياطين را حاضر كرده و به كفار نشان داد و گفت : با اين لشكر به كمك شما آمده ام و شما را پشتيبانم !.
پرچم را به من دهيد. سپس علم را به دست گرفت و از

ادامه »

موضوعات: شیطان  لینک ثابت
 [ 10:52:44 ق.ظ ]
 
   
 
دانلود تقویم کامل سال 98