مدرسه علمیه الزهرا(س)قروه
 
 

فروردین 1398
شنبه یکشنبه دوشنبه سه شنبه چهارشنبه پنج شنبه جمعه
 << <   > >>
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30
31            





جستجو


حدیث روز




محتواها


فال حافظ


پاسخگویی آنلاین به شبهات


حدیث


قرآن آنلاین


اوقات شرعی


لحظه شمار غیبت







لااله الا الله ملک الحق المبین

ذکر کاشف الکرب
 



همیشه!

هرکی!

هر قضیه ای براش پیش میاد!

وقتی نصیحتش می کنی!

میگه نه,می دونم,تو نمی دونی!

قضیه من فرق می کنه!

ولی وقتی به نتیجه ی بقیه دچار شد!

دچار پشیمونی میشه!

پس!

بدون که قضیه ات فرق نمی کنه!


دختر خوب مراقب باشششششششششششششششششششششششش
دنیا رو جدی نگیر
ولی جدی بازی کن


موضوعات: مطالب روزانه, درددل...  لینک ثابت
[سه شنبه 1391-03-09] [ 08:41:32 ق.ظ ]




اردوی یک روز طلاب درحال تحصیل حوزه علمیه الزهرا(س) شهرستان قروه از آستانه مبارکه امامزاده سیدجمال الدین در سوم خرداد همزمان با سالروز فتح خرمشهر و ولادت حضرت محمد باقر (ع) برگزار شد.

در این اردو یک روز ،ختم قرآنی جهت اهدا به روح  امام شهدا و همه شهدای هشت سال دفاع مقدس و شهدای 33 روز مقاومت از خونین شهر خرمشهر عزیز،پرسش و پاسخی مابین مدیر مدرسه و طلاب انجام گرفت.

موضوعات: خبر روز  لینک ثابت
[دوشنبه 1391-03-08] [ 11:04:32 ق.ظ ]




من بالاخره آزاد شدم
سارا بوکر، هنر پیشه ، مدل و مانکن تازه مسلمان آمریکایی ، در گفتگویی خود را اینگونه معرفی و علت مسلمان شدنش را اینگونه بیان می کند:

من یک زن امریکائی هستم که در مرکز امریکا بدنیا آمده ام. من مانند هر دختر دیگری بزرگ شدم. با علاقه و تعلق خاطر شدید به زرق و برق زندگی در “گران شهرها". در نهایت من به فلوریدا و از آنجا به ساحل جنوبی میامی نقل مکان کردم. یک منطقه پرشور برای آنهائی که در جستجوی “زندگی پر زرق و برق” هستند. طبیعتا، من آنچه که یک دختر معمولی غربی انجام می دهد را انجام می دادم.
براساس ارزیابی ارزش خودم بر مبنای میزان جلب توجه دیگران من به ظاهر و جذابیت و گیرائی خودم توجه داشتم. من مرتبا ورزش می کردم و یک مربی شخصی شدم. یک خانه شیک لب دریا خریدم و توانستم یک سبک زندگی “با کلاس” برای خود فراهم کنم.

سالها گذشت تا متوجه شوم که هر چه بیشتر در “جذابیت زنانگی ام” پیشرفت می کنم درجه رضایت شخصی و خوشبختی ام افت می کند. من برده مد بودم. من گروگان ظاهرم بودم.

ادامه »

موضوعات: مطالب روزانه, داستانک  لینک ثابت
[پنجشنبه 1391-03-04] [ 10:20:56 ق.ظ ]




موضوعات: تاشهدا  لینک ثابت
 [ 10:12:56 ق.ظ ]




ـ یکی پرسید توی این گرما با چادر آب پز نمی شی؟
ـ کسی انگار درِ گوشم زمزمه می‌کند: قُل نارُ جهنَّم اَشدّ حرَّا


این روزهای سیاه عریانی، روسپیدتر از چادر نمی یابم

موضوعات: حرف حق  لینک ثابت
 [ 10:07:09 ق.ظ ]
 
   
 
نوروز 98