مدرسه علمیه الزهرا(س)قروه
 
 

فروردین 1398
شنبه یکشنبه دوشنبه سه شنبه چهارشنبه پنج شنبه جمعه
 << <   > >>
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30
31            





جستجو


حدیث روز




محتواها


فال حافظ


پاسخگویی آنلاین به شبهات


حدیث


قرآن آنلاین


اوقات شرعی


لحظه شمار غیبت







لااله الا الله ملک الحق المبین

ذکر کاشف الکرب
 



حضرت فاطمه(س) چگونه سخن گفتن با خدا و چگونه دعا کردن را به آیندگان آموخت. او به پیروی از سنت حسنه ی رسول الله(ص) بسیار اهمیت می داد.در حدیث آمده است که شخصی گف:بر حضرت فاطمه(س) وارد شدم تا مرا دید،فورا"سلام"کرد و در این امر نیکو بر من پیشی گرفت. سپس فرمود:چه چیز تو را به اینجا آورده است؟عرض کردم:به جهت بهدست آوردن خیر و برکت.فاطمه(ع) فرمود:پدرممرا خبر داد که هرکس سه روز بر من و یا پدرم درآید و سلام کند،خداوند بهشت را بر او واجب می گرداند.

موضوعات: حکایات  لینک ثابت
[سه شنبه 1392-08-07] [ 11:42:00 ق.ظ ]




دعای تثبیت دین چیست؟ – آیت الله بهجت (ره)

به گزارش شیعه آنلاین به نقل از ایسنا، یکی از دغدغه‌های مومنان در زمان غیبت این است که چگونه دینمان را در این دنیای پرتلاطم و پر از گناه حفظ کنیم.

مرحوم آیت الله بهجت در توصیه‌ای در این باره می‌فرمایند: “چنان چه ابتدای صراط که بر روی جهنم است (باریک‌تر از مو، و تیزتر از شمشیر است۱) از همین دنیا باشد – که چنین است- با کم‌ترین غفلت ولو یک آن و یک لحظه از آن می‌افتیم و اگر افتادیم ممکن است تا به آخر برویم.

لذا باید برای تثبیت در دین و بودن بر صراط مستقیم این دعا را در زمان غیبت همه بخوانیم که: “یا الله یا رحمان یا رحیم، یا مقلب القلوب، ثبت قلبی علی دینک۲″. یعنی: “ای خدا، ای رحمت گستر، ای مهربان، ای زیر و رو کننده دل‌ها، قلب مرا بر دینت استوار و ثابت بدار.

حضرت آیت الله بهجت درباره وقت خواندن این دعا نیز چنین می‌فرمایند که: “وقت خواندن این دعا همین چند روز دنیا می‌باشد. اگر این روزها این دعا را نخوانیم پس کی می‌خواهیم بخوانیم؟!”

باشد که خواندن این دعا و یادآوری هر لحظه آن در زمان غیبت حضرتش دین خود را از انواع آفات و خطرات حفظ کنیم.


۱- کافی، ج۸، ص۳۱۲؛ امالی صدوق، ص۱۷۷؛ تفسیر قمی، ج۱، ص۲۹؛ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج۶، ص۲۶۴٫

۲- بحارالانوار، ج۵۲، ص۱۴۸؛ ج۹۲، ص۳۲۶؛ اعلام الوری، ص۴۳۲؛ کمال الدین، ج۲، ص۳۵۱؛ مهج الدعوات، ص۳۳۲

* برگرفته از کتاب در محضر بهجت؛ کتاب دوم، ص۲۶۲


موضوعات: حکایات, اخلاق  لینک ثابت
[سه شنبه 1392-07-30] [ 12:15:00 ب.ظ ]




 


داستان هایی درباره خدا،خودسازی،پندآموزو...

آورده اند که روزى یکى از بزرگان به سفر حج مى رفت . نامش عبد الجبار بود و هزار دینار طلا در کمر داشت…چون به کوفه رسید، قافله دو سه روزى از حرکت باز ایستاد.عبد الجبار براى تفرج و سیاحت ، گرد محله هاى کوفه بر آمد. از قضا به خرابه اى رسید.
زنى را دید که در خرابه مى گردد و چیزى مى جوید. در گوشه مرغک مردارى افتاده بود، آن را به زیر لباس کشید و رفت…!
عبد الجبار با خود گفت : بى گمان این زن نیازمند است و نیاز خود را پنهان مى دارد. در پى زن رفت تا از حالش آگاه گردد.
چون زن به خانه رسید، کودکان دور او را گرفتند که اى مادر! براى ما چه آورده اى که ازگرسنگى هلاک شدیم!
مادر گفت : عزیزان من ! غم مخورید که برایتان مرغکى آورده ام و هم اکنون آن را بریان مى کنم .
عبد الجبار که این را شنید، گریست و از همسایگان احوال وى را باز پرسید.
گفتند: سیده اى است زن عبدالله بن زیاد علوى ، که شوهرش را حجاج ملعون کشته اند .
او کودکان یتیم دارد و بزرگوارى خاندان رسالت نمى گذارد که از کسى چیزى طلب کند.
عبد الجبار با خود گفت : اگر حج مى خواهى ، این جاست .
بى درنگ آن هزار دینار را از میان باز و به زن داد و آن سال در کوفه ماند و به سقایى مشغول شد…
هنگامى که حاجیان از مکه باز گشتند، وى به پیشواز آنها رفت . مردى در پیش قافله بر شترى نشسته بود و مى آمد.
چون چشمش بر عبد الجبار افتاد، خود را از شتر به زیر انداخت گفت : اى جوانمرد! از آن روزى که در سرزمین عرفات ، ده هزار دینار به من وام داده اى ، تو را مى جویم . اکنون بیا و ده هزار دینارت را بستان !
عبد الجبار، دینارها را گرفت و حیران ماند و خواست که از آن شخص حقیقت حال را بپرسد که وى به میان جمعیت رفت و از نظرش ناپدید شد.


در این هنگام آوازى شنید که : اى عبد الجبار! هزار دینارت را ده هزار دادیم و فرشته اى به صورت تو آفریدیم که برایت حج گزارد و تا زنده باشى ، هر سال حجى در پرونده عملت مى نویسیم ، تا بدانى که هیچ نیکوکارى بر درگاه ما تباه نمى گردد …




طبقه بندی: داستان های مختلف وپندآموز

موضوعات: حکایات  لینک ثابت
[چهارشنبه 1392-07-03] [ 08:36:00 ب.ظ ]




درباره ی مرحوم عارف بالله «میرزا جواد آقا ملکی»(متوفی1343 ه ق) نوشته اند؛ابتدای سکوکش بعد از دو سال خدمت استاد عارف خود«ملا حسینعلی  همدانی»(متوفی1311) عرض می کند:من در سیر و سیر و سلوک خود به جایی نرسیدم!!!

استاد می فرماید:اسم شما چیست؟عرض می کند:مرا نمی شناسید،من جواد تبریزی ملکی هستم.می فرماید:شما با فلان ملکی ها بستگی دارید؟

عرض می کند:بلی و از آنها انتقاد می کند.

استاد می فرماید:هر وقت توانستی کفش آنها را که بد می دانی پیش پایشان جفت کنی،من خود به سراغ تو خواهم آمد.

میرزا جواد آقا فردا که به درس می رود خود پایین تر از بقیه شاگردان می نشیند و رفته رفته طلبه هایی که از فامیل ملکی در نجف بودند و او آنها را خوب نمی شناخته،مورد محبت خود قرار می دهد،تا آن جایی که کفش را پیش پای آنان جفت می کند.چون این خبر به آن طایفه که در تبریز ساکن بودند میرسد،رفع کدورت فامیلی می شود.

بعدا میرزا جواد استاد می فرماید:دستور تازه ای(بعد از اصلاح فامیلی)نیست،تو باید حالت اصلاح شود و از همین دستورات شرعی بهره مند شوی،ضمنا یادآور می شود که کتاب مفاتح الفلاح مرحوم شیخ بهایی برای عمل کردن خوب است.

میرزا کمکم ترقی می کند و به حوزه قم می آید و به تربیت نفوس می پردازد و عده ی زیادی از خواص و عوام از او بهره مند می شوند…..

موضوعات: حکایات  لینک ثابت
[شنبه 1392-06-16] [ 06:47:00 ب.ظ ]




راز چشمه حرم حضرت ابوالفضل 


خواندن توضیحات شیخ عباس ۷۴ ساله، که ۳۶ سال خادم حرم حضرت ابوالفضل العباس (ع) بوده است، در مورد راز جریان آب در اطراف قبر علمدار کربلا خالی از لطف نیست.

شیخ عباس ۷۴ ساله، که ۳۶ سال خادم حرم حضرت ابوالفضل العباس (ع) بوده، در مورد جریان آب دور قبر علمدار کربلا توضیحاتی داده است .

وی گفت: قبلا دو چشمه در سرداب مطهر وجود داشت که از ۴۰۰ سال قبل که آب لوله‌کشی نبود این آب مرتب می‌جوشید و از یک طرف وارد و از طرف دیگر خارج می‌شد که مزه و طعم آن آب از بهترین آب معدنی امروز هم بهتر بود و آن سرداب پله داشت مردم می‌آمدند و از آن آب به عنوان تبرک استفاده می‌کردند که آب در تابستان خنک و در زمستان گرم بود.

اما یک فرد از خدا بی‌خبر آمد به بهانه اینکه تَرَکی در دیوار حرم اباالفضل پیدا شده گفت، می‌خواهم آزمایش کنم این آب از کجا می‌آید و بعد آن دو چشم را کور کرد و هر چه تلاش کردند، آن دو چشمه احیا نشد.

اما بعد از دو ماه آب دوباره بالا آمد و به سرداب رسید و آن آب چشم‌های کور شده را شفا می‌داد.از ۵۰ سال قبل تا کنون این آب در یک سطح ثابت مانده و نه کم و نه زیاد می‌شود.

وی ادامه داد: شما به خوبی می‌دانید اگر آب به مدت ۱۰ روز در یک جا بماند گندیده می‌شود، اما این آب با وجود اینکه در ورودی آن بسته شده مانند گلاب می‌ماند و در اطراف قبر مطهر حضرت اباالفضل حلقه زده و همچنان بسیار تازه و معطر مانده است.

وی افزود: هم اکنون در بخش درب صاحب‌الزمان مرقد مطهر اباالفضل پنجره کوچکی قرار دارد که وصل به سرداب حرم است و اگر نگاه کنید از آن مرتب بوی گلاب می‌اید و این همان آبی است که متأسفانه خادمان کنونی در ورودی آن را و راه رسیدگی به سرداب را به روی زوار بسته‌اند.
این آب چند ویژگی دارد. اول اینکه اگرچه راکد است، هرگز رنگ و طعم آن از دست نرفته و گندیده نشده است.ویژگی دوم آن که سطح آب بالاتر از قبر مطهر آقا ابوالفضل(ع) است آب از دیواره دور قبر به داخل نفوذ نمی‌کند.

راز چشمه حرم حضرت ابوالفضل (ع)+عکس

موضوعات: فراماسونری, حکایات  لینک ثابت
[شنبه 1392-03-25] [ 12:33:00 ب.ظ ]
1 2
 
   
 
نوروز 98