مدرسه علمیه الزهرا(س)قروه
 
 

فروردین 1398
شنبه یکشنبه دوشنبه سه شنبه چهارشنبه پنج شنبه جمعه
 << <   > >>
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30
31            





جستجو


حدیث روز




محتواها


فال حافظ


پاسخگویی آنلاین به شبهات


حدیث


قرآن آنلاین


اوقات شرعی


لحظه شمار غیبت







لااله الا الله ملک الحق المبین

ذکر کاشف الکرب
 



منطق چیست؟

شاگردی از استاد پرسید: منطق چیست؟

استاد کمی فکر کرد و جواب داد : گوش کنید ، مثالی می زنم ، دو مرد پیش من می آیند. یکی تمیز ودیگری کثیف من به آن ها پیشنهاد

می کنم حمام کنند.شما فکر می کنید ، کدام یک این کار را انجام دهند ؟

هردو شاگرد یک زبان جواب دادند : خوب مسلما کثیفه !

استاد گفت : نه ، تمیزه . چون او به حمام کردن عادت کرده و کثیفه قدر آن را نمی داند.پس چه کسی حمام می کند ؟

حالا پسرها می گویند : تمیزه !

استاد جواب داد : نه ، کثیفه ، چون او به حمام احتیاج دارد.وباز پرسید :

خوب ، پس کدامیک از مهمانان من حمام می کنند ؟

یک بار دیگر شاگردها گفتند : کثیفه !

استاد گفت : اما نه ، البته که هر دو ! تمیزه به حمام عادت دارد و کثیفه به حمام احتیاج دارد. خوب بالاخره کی حمام می گیرد ؟

بچه ها با سر درگمی جواب دادند : هر دو !

استاد این بار توضیح می دهد : نه ، هیچ کدام ! چون کثیفه به حمام عادت ندارد و تمیزه هم نیازی به حمام کردن ندارد!

شاگردان با اعتراض گفتند : بله درسته ، ولی ما چطور می توانیم تشخیص دهیم ؟هر بار شما یک چیزی را می گویید و هر دفعه هم درست است

استاد در پاسخ گفت : خوب پس متوجه شدید ، این یعنی: منطق !

خاصیت منطق بسته به این است که چه چیزی رابخواهی ثابت کنی!!

موضوعات: داستانک  لینک ثابت
[پنجشنبه 1392-06-21] [ 11:32:00 ب.ظ ]





آداب غذا خوردن از نظر اسلام تنها سلامت جسم را تضمین نمی‌کند بلکه تضمین کننده سلامت هم جسم و هم جان است.

بشقاب

 

از آنجا که عقل و علم، بر همه رازهای آفرینش احاطه ندارند، چه بسا حکمت برخی از رهنمودهای اسلام برای دانش امروز، مجهول باشد ولی بی تردید این به معنای بی دلیل بودن آن رهنمودها نیست، چنان که فلسفه شماری از احکام اسلام، در گذشته مجهول بود و امروزه علم به راز آن‌ها پی برده است …


 

مهم‌ترین رهنمودهای اسلام در مورد غذا خوردن:

 

نخستین و مهم‌ترین رهنمود اسلام این است که:

آنچه انسان مصرف می‌کند باید از راه مشروع تهیه شده و حلال باشد.

 

دوم: آداب غذا خوردن

آنچه رعایت آن‌ها در هنگام غذا خوردن سفارش شده است:

* تدبر در اینکه انواع خوراکی‌ها چگونه در نظام هستی پدید آمده‌اند.

* آغاز خوردن غذا با نام و یاد خدا

* آغاز کردن غذا با نمک (در صورتی که فرد سالم بوده و نمک برایش ضرر نداشته باشد)

* آغاز کردن از سبک‌ترین غذاها

* نخوردن غذای گرم و خوردن غذای نیمه گرم قبل از سرد شدن

* خوردن با دست راست

* کوچک گرفتن لقمه

* خوب جویدن غذا

* طولانی کردن نشستن بر سر سفره

* گرامی داشتن نان و نگذاشتن آن زیر ظرف غذا

* دست کشیدن از خوردن غذا پیش از سیر شدن کامل و در حالی که قدری از اشتها باقی است.

* خوردن از قسمت جلوی خود

* نگاه نکردن به لقمه دیگران

* رعایت حقوق دیگران در آنچه بر سر سفره است.

* آغاز شدن غذا به وسیله کسی که صاحب سفره است و یا کسی که بزرگ‌تر مجلس است.

* ادامه دادن صاحب سفره به خوردن تا سیر شدن همه کسانی که بر سر سفره نشسته‌اند.

* بلند شدن از سر سفره، قبل از برچیدن آن

نخستین و مهم‌ترین رهنمود اسلام این است که:

آنچه انسان مصرف می‌کند باید از راه مشروع تهیه شده و حلال باشد

 

آنچه هنگام غذا خوردن باید ترک کرد:

* زیاده‌روی در کیفیت و کمیت غذا

* نکوهش غذایی که نسبت به آن بی میل است.

* دمیدن در غذا

* خوردن با دست چپ

* خوردن با یک انگشت یا دو انگشت

* بلند آروغ زدن

* پاک کردن زیاد استخوان‌ها

* آب خوردن در میان غذا

* آب خوردن، پس از خوردن گوشت

* خوردن، در حال سیری

 

سوم : حالاتی که غذا خوردن در آن حالات نهی شده است

غذا خوردن به شیوه متکبران مثلاً در حال «تکیه زده»، «خوابیده به شکم»، «دراز کشیده»، «ایستاده» همچنین غذا خوردن در حال راه رفتن و جنابت نیز بسیار نهی شده است.

 

چهارم : توصیه به هم غذا شدن با دیگران

موضوعات: اطلاعات پزشکی  لینک ثابت
[چهارشنبه 1392-06-20] [ 06:32:00 ب.ظ ]




درباره ی مرحوم عارف بالله «میرزا جواد آقا ملکی»(متوفی1343 ه ق) نوشته اند؛ابتدای سکوکش بعد از دو سال خدمت استاد عارف خود«ملا حسینعلی  همدانی»(متوفی1311) عرض می کند:من در سیر و سیر و سلوک خود به جایی نرسیدم!!!

استاد می فرماید:اسم شما چیست؟عرض می کند:مرا نمی شناسید،من جواد تبریزی ملکی هستم.می فرماید:شما با فلان ملکی ها بستگی دارید؟

عرض می کند:بلی و از آنها انتقاد می کند.

استاد می فرماید:هر وقت توانستی کفش آنها را که بد می دانی پیش پایشان جفت کنی،من خود به سراغ تو خواهم آمد.

میرزا جواد آقا فردا که به درس می رود خود پایین تر از بقیه شاگردان می نشیند و رفته رفته طلبه هایی که از فامیل ملکی در نجف بودند و او آنها را خوب نمی شناخته،مورد محبت خود قرار می دهد،تا آن جایی که کفش را پیش پای آنان جفت می کند.چون این خبر به آن طایفه که در تبریز ساکن بودند میرسد،رفع کدورت فامیلی می شود.

بعدا میرزا جواد استاد می فرماید:دستور تازه ای(بعد از اصلاح فامیلی)نیست،تو باید حالت اصلاح شود و از همین دستورات شرعی بهره مند شوی،ضمنا یادآور می شود که کتاب مفاتح الفلاح مرحوم شیخ بهایی برای عمل کردن خوب است.

میرزا کمکم ترقی می کند و به حوزه قم می آید و به تربیت نفوس می پردازد و عده ی زیادی از خواص و عوام از او بهره مند می شوند…..

موضوعات: حکایات  لینک ثابت
[شنبه 1392-06-16] [ 06:47:00 ب.ظ ]




1390/06/17قيام 17 شهريور و كشتار جمعي از مردم به دست مأموران ستم شاهي پهلوي(1357)

جمعه سرخ(قيام 17 شهريور)

سخنان امام خميني(ره) و مقام معظم رهبري

قيام 17 شهريور


روز حماسه

هفده شهريور، روز حماسه ملت ايران بود؛ روزي که در آن، خون ‏هاي بسياري بر زمين ريخته شد و از ثمره آن، درخت تنومند جمهوري اسلامي به بار نشست. مردم دلير و شجاع، جوانان غيور و با ايمان، مرد و زن، و پير و جوان، همه و همه در اين روز چون سيلي خروشان به خيابان ‏ها جاري گشته و بر ضد رژيم پهلوي شعار دادند و مخالفت آشکار خود را اعلام داشتند.

جمعه خونين

سلام بر آفرينندگان حماسه جمعه سرخ و خونين. سلام بر آنان که غريو اللّه‏ اکبرشان، چونان آذرخشي سهمگين، نعره ‏هاي غرورآميز و مستانه طاغوتيان را در هم شکست و اميدِ ماندگاري آنان را در ايران اسلامي، به يأس مبدل ساخت. سلام بر هفده شهريور که از ايام اللّه‏ است؛ روزي که شهيدان، شعار پر طنين«استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي» را تجسم عيني بخشيدند و آن را با خون مطهر خويش امضا کردند. سلام بر اين روز بزرگ که بهترين انسان‏ ها، فريادهاي امام را لبيک گفتند و عاشقانه راه حسين را برگزيدند و در خون ‏هاي پاک ‏شان غلطيدند و البته رفتن ‏شان، زمينه ‏ساز بازگشت پيروزي ‏آفرين امام به ميهن شد. آنان رفتند تا امام بيايد. رفتند تا اسلام و قرآن زنده شود. رفتند تا ديگر ياران بمانند.

خشم ملت

پس از شهادت حاج آقا مصطفي خميني، حرکت‏ هاي انقلابي و راهپيمايي ‏هاي عظيم توده ملت، روز به روز گسترش مي ‏يافت تا اين‏ که کابينه جمشيد آموزگار پس از حادثه سينما رکس آبادان که به کشته شدن بيش از هفتصد نفر انجاميد، به علت ناتواني از پاسخ‏ گويي، در چهارم شهريور 1357 مجبور به استعفا شد. شريف ‏امامي مأمور تشکيل کابينه گرديد و نقشه شاه با اين تغيير و تحّول، کاستن از نفرت و خشم عمومي بود. شريف ‏امامي در نظر داشت با شعار آشتي ملي، آزادي 237 زنداني سياسي، تعطيلي قمارخانه‏ ها و تغيير مجدد تقويم شاهنشاهي به هجري شمسي، چهره ‏ديني و مردم‏ دوستي از خود نشان دهد؛ ولي در همان روزها، تظاهرات گسترده شهرهاي قم و تهران ادامه پيدا کرد و چندين نفر به شهادت رسيدند. حضرت امام نيز در ششم شهريور برابر با بيست و سوم رمضان، با ارسال پيامي به ملّت مسلمان ايران، درباره حيله ‏هاي شاه اعلام خطر کرد و فرمود: «در اين موقع تاريخ ايران، شاه به وسيله کارشناسان خود دست به توطئه خطرناکي زده است و در اين پانزده سال و به خصوص ماه‏ هاي اخير که دژخيمان شاه با قتل عام‏ هاي شهرستان ‏ها، روي تاريخ را سياه کرده‏اند، اکنون دست به نيرنگ شيطاني زده است».


زمينه ‏ساز قيام

دولت شريف ‏امامي که با شعار آشتي ملي به ميدان آمده بود، هر روز با گلوله ‏هاي سُربي، چندين نفر را به شهادت مي ‏رساند و اين امر بر خشم و انزجار مردم از رژيم شاه مي ‏افزود. راهپيمايي ‏هاي پي در پي و پر شور در شهرهاي مختلف، به ويژه تظاهراتي که در روز عيد فطر، سيزدهم شهريور، با حضور ميليون ‏ها نفر در شهرهاي مختلف برگزار گرديد، نشان از يک حرکت بزرگ در آينده داشت. در تهران نيز با تلاش دکتر مفتح، اجتماع عظيم يک ميليوني براي نماز عيد فطر در تپه ‏هاي قيطريه تشکيل يافت. پس از اتمام نماز، شهيد باهنر سخنراني افشاگرانه‏اي درباره اوضاع کشور ايراد کرد. در ساعت نه صبح، راهپيمايي طولاني نمازگزاران همراه با عکس‏ هاي بزرگي از حضرت امام در پيشاپيش جمعيت آغاز شد. در آن روز از طرف جامعه روحانيت، روز پنج ‏شنبه، شانزده شهريور به مناسبت شهداي چند روز پيش خيابان ژاله، تعطيل اعلام شد. تظاهرات عيد فطر زمينه‏اي براي اجتماع شانزده شهريور و آن روز نيز مقدمه‏اي براي حرکت عظيم و ايثارگرانه صبح روز جمعه، هفده شهريور در ميدان ژاله گرديد.

آغاز واقعه

از ساعت شش صبح هفدهم شهريور، در تهران و يازده شهر ديگر که طي روزهاي اخير، شاهد تظاهرات عظيم مردم بر ضدرژيم شاه بود، حکومت نظامي اعلام شد. اعلاميه ‏هاي فرمانداري نظامي تهران و حومه؛ در حالي از راديو خوانده مي ‏شد که گروه بسياري از مردم تهران، به دنبال وعده‏اي که در پايان راهپيمايي روز گذشته داده بودند که«فردا، هشت صبح، ژاله؛ فردا، هشت صبح، ژاله»، به سوي اين ميدان به حرکت درآمده بودند و از برقراري حکومت نظامي در تهران اطلاع نداشتند. در راهپيمايي روز پنج‏شنبه، تذکر داده شده بود که فردا، روز جمعه، به مناسبت هفتم شهدا، آيت اللّه‏ نوري در مقابل«هيئت فاطميه» در خيابان ژاله، سخنراني خواهد کرد و از مردم دعوت کرده بودند که در آن ‏جا جمع شوند. صبح جمعه، بعد از نماز، مردم پياده و سواره به طرف ميدان ژاله به راه افتادند. ساعت شش صبح، جمعيت در مقابل هيئت در خيابان و پياده‏ روها براي خود جا مي‏ گرفت.

حضور گسترده جمعيت

يکي از حاضران در صحنه هفدهم شهريور، درباره حضور مردم مي‏ گويد: «مردم تعدادشان بسيار بود و نمي ‏توانستيم تعداد آن‏ ها را تخمين بزنيم. جمعيت خيلي زياد بود. پهلو به پهلو جمعيت بود… ما از هر سمت که مي ‏خواستيم به سمت ميدان شهدا برويم، جمعيت فراوان داخل خيابان وجود داشت. رفت و آمد در داخل خيابان يا اطراف ميدان شهدا بسيار مشکل بود».

حضور نظاميان

در روز جمعه هفدهم شهريور 1357، نيروهاي دولتي اعم از شهرباني، نيروهاي ارتش، سربازان و هم ‏چنين نيروهاي گارد ويژه حضور داشتند. تعدادي تانک نيز از طرف خيابان پيروزي به طرف خيابان‏ هايي که به ميدان ژاله ختم مي‏ شد، قرار گرفته بودند. در هر خيابان، سربازان يک خط مسلح تشکيل داده و تيرباري در مقابل هر خيابان قرار داده بودند. بالگردها در بالاي سر جمعيت به صدا درآمده و تعدادي سرباز نيز در ميدان، به صورت زيگزاگ آرايش شده بودند، به طوري که اگر تيربارها که اندکي عقب‏ تر از آنان قرار داشت، تيراندازي کرد، به سربازان برخورد نکند.

جمعه خونين

ساعت 15/9 صبح روز جمعه هفدهم شهريور 1357، به يک‏ باره از يک قسمت ميدان ژاله که جمعيت بسياري در آن جمع شده بود، صداي رگبار مسلسل ‏ها شنيده شد. از بلندگوها فرمان آتش دادند و بالگردها نيز از آسمان مردم را زير آتش گرفتند. جمعيت که فريادِ«اللّه‏ اکبر» و«مرگ بر شاه» سر مي ‏داد، در يک لحظه به خون خود غلطيد. صحنه فجيع و مصيبت ‏بار و در واقع يک کشتار دسته‏ جمعي به وجود آمده بود. خياباني که دقايقي پيش از انبوه جمعيت سياهي مي‏ زد، اکنون پر از اجساد، کفش ‏هاي خونين، پلاکاردهاي پاره شده و زخمي‏ هايي شده بود که کشان کشان خود را به طرف ديگر مي ‏رساندند.

توطئه اسرائيل

بنا به خواست شاه ظالم، کشتار جمعه سياه، با تفنگ ‏هاي گازي اسرائيلي صورت گرفت. روزنامه‏ هاي اسرائيل فاش ساختند که مقامات دفاعي اين کشور، در اوج تظاهرات ملت ايران، براي سرکوبي راهپيمايي‏ ها، اسلحه و تفنگ ‏هاي گازي در اختيار شاه گذاشته بودند تا با مردم مقابله کند. تفنگ ‏هاي پخش‏ کننده گاز به گونه‏اي بود که افراد را دچار نوعي سستي و رخوت مي ‏کرد و هر گونه قدرت حرکت و واکنش عصبي را فلج مي ‏ساخت. هم ‏چنين دولت اسرائيل يک گروه کماندوي ورزيده به وسيله هواپيماهاي شرکت«اِل.آل» به تهران اعزام داشت که تابع اداره اطلاعات ارتش اسرائيل بوده و همه افراد آن، اونيفورم نظامي ارتش ايران را پوشيده بودند. مقامات ايراني براي پنهان کردن اين موضوع، شايع کردند که افراد اين گروهان، از بلوچستان به تهران آمده‏اند.

ميدان شهدا

خبرنگاران خارجي، جمعه هفده شهريور را«جمعه سياه» خواندند و مردم تهران به پاس خون شهيدان اين قتل عام دردناک، ميدان ژاله، قتلگاه آنان را«ميدان شهدا» ناميدند. به دنبال فاجعه ميدان شهدا و قتل عام مردم در هفدهم شهريور و اعلان حکومت نظامي، جمعي از روحانيان در تهران و شهرستان ‏ها دستگير و زنداني شدند. مسئول اين جنايت بزرگ، ارتشبد غلامعلي اويسي، فرمانده نيروي زميني شاهنشاهي و فرماندار نظامي تهران و حومه بود که وقايع خونين پانزده خرداد 1342 تهران هم به رهبري و هدايت او صورت پذيرفته بود. واقعه هفدهم شهريور 1357، نقطه عطفي در تاريخ انقلاب بزرگ مردم مسلمان ايران است که اهميت فاجعه آن، هرگز فراموش نخواهد شد.

بازتاب جهاني

کشتار شرم‏آور و بي ‏رحمانه جمعه سياه، دنيا را تکان داد. از آن پس جهانيان به ماهيت واقعي رژيم و اصالت نهضت مردم ايران پي بردند. فيلم مستند پنجاه دقيقه‏اي «جمعه سياه» که حتي دقيقه‏اي از آن هم در آن زمان در ايران پخش نشد، بسياري ازسينماهاي اروپا و آمريکا را به ماتمکده تبديل کرد.

شعارهاي خونين

قتل عام مردم مسلمان تهران در ميدان ژاله، يکي از بزرگ ‏ترين حوادث نهضت اسلامي ملت ايران به شمار مي ‏آيد. شهداي هفدهم شهريور، همگي فقط به نام اسلام و در راه قرآن به شهادت رسيدند. بازماندگان آن روز گواهند که مرد و زن فرياد مي ‏زدند و شعار مي‏ دادند: «حزب فقط حزب اللّه‏، رهبر فقط روح اللّه‏»، «ايران کشور ماست، خميني رهبر ماست»، «استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي»، «نصرٌ من اللّه‏ و فتحٌ قريب»، «مرگ بر اين سلطنت پر فريب» و «استعمار نابود است، اسلام پيروز است».

جمعه سرخ و سقوط رژيم

هفده شهريور، تسريع کننده سقوط رژيم بود. کارتر در خاطرات خود مي ‏نويسد: «دو ماه پس از ملاقاتي که بين من و شاه صورت گرفت، او در سراسر ايران حکومت نظامي اعلام کرد و در نتيجه، بين پليس و عده کثيري از مسلمانان که دست به تظاهرات زده بودند، برخوردي خونين روي داد. کشته شدن صدها نفر توسط پليس، نه تنها کمکي به شاه نکرد، بلکه موجب شد تا هم قدرت و هم جمعيت و تعداد تظاهرکنندگان افزايش يابد، تا جايي که خواستار برکناري شاه از مقام سلطنت شدند. شاه از يک طرف با تشديد اقدامات نظامي سعي بر مهار ناآرامي ‏ها داشت و از طرف ديگر، تلاش مي ‏کرد با استفاده از طريق ديگر، رضايت مخالفان را براي آرام کردن آنان جلب کند».

حقيقت آشکار

رژيم در حال سقوط شاه، تعداد کل شهداي هفدهم شهريور را، 58 نفر و مجروحان اين فاجعه را 205 نفر اعلام داشت و تجمع گسترده و عظيم مردم تهران را نقشه خارجي اعلام کرد. شمار دقيق قربانيان مظلوم حادثه 17 شهريور در ميدان شهدا هيچ ‏گاه مشخص نگرديد ولي به يقين اين رقم از چهار هزار افزون بود و يکي از بزرگ ‏ترين فجايع تاريخ انقلاب به شمار مي ‏رود.

خاطره‏اي ماندگار

خاطرات يکي از کارمندان پزشکي قانوني درباره تعداد شهداي هفدهم شهريور، از صحت و سقم بيش ‏تري برخوردار است: «بعد از هفده شهريور، هجوم جمعيت به پزشکي قانوني، نشان دهنده کثرت شهدا بود. ما در بهشت زهرا، تعدادي را دفن کرده بوديم و آمار داديم، امّا از بقيه و سرنوشت آن‏ ها اطلاعي نداشتيم. چون تعدادي از شهدا توسط خانواده‏هايشان به خاک سپرده مي‏ شدند. [از] روز هفده شهريور به بعد، رژيم تصميم گرفت که جنازه ‏ها را به پزشکي قانوني نياورد و آن ‏ها را يکسره به بهشت زهرا بردند. 555 جنازه در قطعه هفده بهشت زهرا دفن شد. از طريق ساواک نيز 342 جنازه در بهشت زهرا، طي يک ماه به خاک سپرديم. ضمنا مردم عدهّ‏اي از جنازه‏ هايي را که در هفده شهريور به شهادت رسيده بودند، به بيمارستان‏ ها برده بودند و مخفيانه دفن مي‏ کردند. عده‏اي هم توسط ساواک و از طريق خودشان انجام مي‏ شد. از روز 17 شهريور به بعد، شبي، ده تا دوازده جنازه از بيمارستان شهرباني به بهشت زهرا مي ‏برديم و دفن مي ‏کرديم».

بازتاب جمعه سرخ در رسانه ‏هاي خارجي

از ميان رسانه ‏هاي خبري خارجي، «آسوشيتدپرس» طي خبري به فاجعه ميدان شهدا پرداخت و نوشت: «… پس از دو ساعت زد و خورد در تهران، کاميون ‏هاي پر از کشته شدگان و مجروحان، از صحنه خارج شدند و مقارن ظهر، آرامش در تهران برقرار شده، اما هنوز تيراندازي‏ هاي پراکنده‏اي ادامه دارد. به گفته شاهدان عيني، دست کم يک کاميون پر از کشته شدگان و زخمي ‏ها در ميدان ژاله ديده شد که آن‏ جا را ترک مي ‏کردند. جمعيت هم ‏چنان فرياد مي ‏زد«مرگ بر شاه» و«زنده باد خميني». بسياري از تظاهرکنندگان، در نتيجه اصابت گلوله به زمين افتادند و در خون غوطه‏ور شدند که مأموران آن ‏ها را به داخل کاميون‏ ها کشاندند و از صحنه دور ساختند».

پيام تسليت

مراجع معظم تقليد، همواره امام را در حرکت انقلابي ـ اسلامي ايشان ياري مي ‏کردند. آن ‏ها با نوشتن نامه يا اعلاميه، در موارد مختلف رژيم شاه را مورد بازخواست قرار مي‏ دادند. در حادثه خون‏ بار هفده شهريور، آيت اللّه‏ العظمي گلپايگاني در تلگرامي به شخص شريف‏امامي نوشتند: «اخبار موّحشه از کشتار و قتل ‏عام مسلمانان در تهران مي ‏رسد. حقير به جنابعالي اخطار مي ‏کنم اين ‏گونه برابر شدن با امواج احساسات مردم ناراضي، موجب مصايب عظيم‏تر و خطرات بزرگ ‏تر براي مملکت است. جنابعالي در برابر خدا و تاريخ و ملت ايران مسئول هستيد». ايشان هم ‏چنين در نامه‏اي به مهندس رياضي، رئيس مجلس شوراي ملي وقت فرمودند: «اعلام مي ‏کنم پس از جنايات وحشيانه و کشتار فجيع مردم بي‏ دفاع تهران، رأي دادن به اين دولت نظامي و اين اختناق بي ‏سابقه، خيانت به ملّت و موجب سرافکندگي بيش ‏تر در برابر خدا و ملت مسلمان و تاريخ است». هم ‏چنين آيت اللّه‏ العظمي سيد عبداللّه‏ شيرازي از مراجع تقليد مشهد مقدس، و نيز آيت اللّه‏ العظمي مرعشي نجفي نيز با ارسال پيام‏هايي، مراتب اعتراض خود را به حکومت وقت اعلام داشتند.
هفده شهريور، ترسيم دوشادوشي شيعيان حسين و پيروان زينب، در يک انقلاب اسلامي و حرکت آگاهانه اجتماعي بود.
هفده شهريور، تکرار سر نهادن پسران بر زانوي پدران بود.
هفده شهريور، روز پيام‏ رساني خواهران زينب‏ گونه، از خون علي اکبرها به گوش خفتگان بود.
هفده شهريور، تابلوي سرخ و خونين از شهادت ‏طلبي بود.
هفده شهريور، يک نمايشگاه مجّسم بود از ارزش ‏هاي انساني و فداکاري در راه اسلام.

موضوعات: مناسبتها  لینک ثابت
 [ 06:19:00 ب.ظ ]




 

 

موضوعات: فراماسونری, بدون شرح...  لینک ثابت
[پنجشنبه 1392-04-13] [ 12:52:00 ب.ظ ]
 
   
 
دانلود تقویم کامل سال 98