مدرسه علمیه الزهرا(س)قروه
 
  خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

   
اسفند 1398
شنبه یکشنبه دوشنبه سه شنبه چهارشنبه پنج شنبه جمعه
 << <   > >>
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29  








جستجو





حدیث روز







محتواها





فال حافظ





پاسخگویی آنلاین به شبهات





حدیث





قرآن آنلاین





اوقات شرعی





لحظه شمار غیبت













لااله الا الله ملک الحق المبین

ذکر کاشف الکرب

  یاس بی نشان   ...


 فاطمه جان…
هر چه می‌خواهند بکنند! هر کذبی که می‌خواهند بگویند…!
هر چه نیرنگ و کینه و خدعه دارند رو کنند…!
حتّی اگر خودشان را هم تکه تکه کنند، نمی‌توانند بی‌نشان بودنت را منکر شوند….
اگر راست می‌گویند و همۀ واقعیت‌های تاریخ را خیالی بیش نمی‌پندارند، مزارت را نشان‌مان دهند…! اگر نه، که باید در همان رؤیای کودکانۀ خودشان باشند..! هر چند کودکانه نه! ابلهانه بهتر است…!!
شاید اگر آن روز، وصیّت کردی که شبانه تو را نزد پدر ببرند….
شاید آن روز که گفتی مخفیانه راهیت کنند….
می‌دانستی که روزی، مردمی خواهند آمد که همۀ تاریخ را منکر خواهند شد…


آری…
هرچند دردناک‌ترین واقعۀ بشریّت بود…!
هر چند مظلومانه‌ترین سربرگ تاریخ را رقم زد…!
هرچند بی‌پناهی شیعیان‌تان را به همراه داشت…
 اما هر چه باشد، بی‌نشانی‌ات از همۀ تاریخ محکم‌تر است…

موضوعات: دل نوشته, ایام فاطمیه  لینک ثابت



[یکشنبه 1391-01-20] [ 10:52:14 ق.ظ ]





  فدای غربت و مظلومیتت مادر...   ...


فدای غربت و مظلومیتت مادر…
نمی‌دانم این همه مظلومیت و غربت تا به کی…؟؟
آن روزها که در داغ فراق پدر می‌سوختی، برخی از همان صحابیان دیروز، چه زود از یاد بردند که پارۀ تن پیامبر بودی…
هبۀ پدرت را غصب کردند و حق پسر عمویت را غاصبانه دریدند…
محسن‌ات را پرپر کردند و حتّی حرمت خانۀ اهل بیت رسول را هم نگه نداشتند…
قصاوت‌شان به جایی رسید که حتّی خطبۀ غرّاء‌ ات را نشنیدند و غدیر را با همۀ عظمتش، فدای سیاست‌های ننگین‌شان کردند…


 بانوی من….
سال‌ها گذشت، برخاستیم و به دنیا و مردمانش گفتیم که ما شیعۀ پسر عمویت هستیم…
سکوت و بغض سنگین سالیان دراز را شکستیم و خودمان را شیعۀ شما نامیدیم…
امّا چه می‌شد کرد!؟ آنگاه که کفّار و بی‌دینان دندان تیز کرده بودند تا اسلام و مسلمانان را با همۀ فرقه‌ها و گروه‌هایش تار و مار کنند…
آری….
باز هم همان مصلحت‌ها و باز هم همان تقیّه‌ها و باز هم همان بغض‌ها…..
منع‌مان کردند تا دردهایت را بر سر همۀ عالم فریاد زنیم….
منع‌مان کردند تا بر بلندای تاریخ لعن کنیم، آنهایی را که حق شما خاندان عصمت را غاصبانه گرفته بودند…
 مادر جان…
با همۀ سکوت‌ها و تقیّه‌ها و هیچ نگفتن‌ها…، باز هم دست از سرمان برنمی‌دارند…
آری…
از بغض‌هایمان سوء استفاده می‌کنند و به هر بهانه‌ای که شده، سکوت‌مان را پیوند می‌زنند به اینکه همۀ اینها دروغ است….
می‌گویند اصلاً آن روزها مدینه در نداشته است….!!
می‌گویند این همه ظلمی که بر شما روا داشتند قصه و خرافه‌ای بیش نیست…!!
می‌گویند……..
مادر جان…، آخر مظلومیت تا کجا…؟
آنها که هر چه خواستند کردند…! امّا چرا باز هم کینه و خصم‌شان فرو ننشسته است!؟
چرا پس از گذشت سالیان دراز، هنوز هم کر و کورند!؟

موضوعات: دل نوشته, ایام فاطمیه  لینک ثابت



 [ 10:47:30 ق.ظ ]





  هلوکاست چیست؟   ...

هولوكاست چيست؟
هولوکاست از دو واژه يوناني “holos” به معني “همه” و “kaustos” (در بعضي از متون به جاي واژه kaustos از واژه kaiein استفاده شده است) به معني سوزاندن و نابود کردن ترکيب يافته است. اين واژه روي هم رفته به معني همه سوزي است و در اصطلاح از آن به قرباني و يا قرباني بزرگ ياد مي شود و به واقعه اي اطلاق مي شود که در فاصله سالهاي 1944 تا 1939 (در  جنگ جهاني دوم) قريب به 6 ميليون يهودي از سراسر اروپا جمع آوري و به اردوگاههاي مرگ در آلمان و لهستان مانند اردوگاه ” آشويتس : که مهمترين آنها بود ، فرستاده و در کوره ها سوزانده شدند .

همچنين قتلهاي دسته جمعي رده دومي هم وجود داشت که يهودي ها را وارد اتاقهاي بزرگي ميکردند که دوشهايي در سقف داشتند و پس از بستن درها

ادامه »

موضوعات: فراماسونری  لینک ثابت



 [ 09:38:26 ق.ظ ]





  نجوابامحبوب   ...

جوی اشک

خدایا! دیدگانم همه جا و در همه هنگام به سوی تو نگران بود تا عاقبت آن را بستم و گفتم تو این جایی.

این پرسش و این فریاد که «تو کجایی؟» به هزاران جویبار اشک مبدل گشت و سیل اطمینان عالم را در برگرفت که «من این جایم».

هر روز که می‏گذرد، تو مرا بیشتر شایسته آن ارمغان‏های کوچک و در عین حال بزرگ می‏گردانی که تمنا ناکرده به من عطا داشتی. این آسمان و آن روشنایی، این تن و این جان و این ادراک؛ و با این موهبت‏ها مرا از خطرِ افزون‏طلبیْ دورَم ساختی.

چه بسیار زمان‏ها که من سرگشته در کار خویش، عمرم را به بیهودگی صرف کردم و چه اوقاتی که به خود آمده و آسیمه‏سر به دنبال هدف خویش شتافته‏ام.

هر روز که سپری گشت تو با ردّ تمنای من، هر دم و هرگاه، شایسته‏ام دانستی که به سویت روی آورم و از این گذرگاه، مرا از خطر هوس‏های سست و بی بنیان در امانم نگاهداشتی.

موضوعات: حرف حق, مناجات  لینک ثابت



[پنجشنبه 1391-01-17] [ 09:37:27 ق.ظ ]





  تاریخ ایام فاطمیه اول و دوم   ...

تاریخ ایام فاطمیه اول و دوم
درباره تاریخ شهادت حضرت زهرا (س) روایات مختلفی به دست ما رسیده است.

از چهل روز تا شش ماه بعد از رحلت پیامبر (ص). دانشمندان شیعه دو تاریخ را پذیرفته اند:

یکی هفتاد و پنج روز پس از رحلت پیامبر (ص) و دیگری نود و پنج روز.

با توجه به رحلت پیامبر (ص) در بیست و هشتم صفر، بنا به روایت هفتاد و پنج روز، در سیزدهم تا پانزدهم جمادی الاول، شهادت حضرت زهرا (س) قرار دارد، این ایام را فاطمیة اول می خوانند.

بنا به روایت نود و پنج روز، شهادت حضرت زهرا (س) در سوم تا پنجم جمادی الثانی است. این ایام را فاطمیه دوم می خوانند.

ایام فاطمیه روی هم رفته شش روز است. سه روز در ماه جمادی الاول و سه روز در ماه جمادی الثانی.

دلیل این که سه روز در هر ماه به عنوان روز شهادت آن حضرت (س) معرفی شده این است که شاید ماههای قمری از رحلت پیامبر (ص) تا شهادت حضرت زهرا (س) 29 روز بوده، و در صورت کامل بودن ماههای قبل، روز شهادت سه روز تغییر می کند.

امروزه به دهه دوم جمادی الاول یعنی از دهم تا بیستم جمادی الاول دهه فاطمیه اول و به دهه اول جمادی الثانی یعنی از اول تا دهم جمادی الثانی دهه فاطمیه دوم گفته می شود. به این ترتیب ایام فاطمیه در وسط مراسم عزاداری در دهه فاطمیه قرار می گیرد.

به سال 1411 قمری آیت الله العظمی گلپایگانی با صدور بیانیه ای روز شهادت حضرت زهرا (س) را تعطیل اعلام کردند.

حضرت آیت الله العظمی وحید خراسانی به سال 1378 شمسی روز شهادت حضرت زهرا (س) با پای برهنه به سوی حرم حضرت معصومه (س) حرکت کردند. پس از این مجلس شورا روز شهادت حضرت زهرا (س) را تعطیل رسمی اعلام کرد.

موضوعات: حرف حق, ایام فاطمیه  لینک ثابت



 [ 09:33:55 ق.ظ ]






  خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما