مدرسه علمیه الزهرا(س)قروه
 
  خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

   
اسفند 1398
شنبه یکشنبه دوشنبه سه شنبه چهارشنبه پنج شنبه جمعه
 << <   > >>
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29  








جستجو





حدیث روز







محتواها





فال حافظ





پاسخگویی آنلاین به شبهات





حدیث





قرآن آنلاین





اوقات شرعی





لحظه شمار غیبت













لااله الا الله ملک الحق المبین

ذکر کاشف الکرب

  خدایا ....   ...

خدایا ! کی از خواب بیدار شوم  و چه عملی انجام دهم؟

قرآن سحرگاهان (دل شب) را بهترین موقع بیداری می داند : و بالاسحار هم یستغفرون «مومنین در سحرگاهان استغفار می کنند» 1  و من اللیلِ فَتهجَدَ «و پاسی از شب را برای عبادت و بندگی بیدار باش»2  که در سایه عبادت شبانه انسان به مقامات بالای معنوی میرسد و به سبب این عبادت ویژه به جایگاهی ستوده بر انگیخته می شود.

 حافظ زیبا سروده است که:

دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند

 و اندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند

1- ذاریات18

2- اسراء 79

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



[یکشنبه 1391-08-07] [ 12:52:00 ب.ظ ]





  زنای اعضا و جوارح   ...

قال النبی (ص)

لِکلَ عضو مِن ابن آدَمَ حَظَُ مِن الزنا العینُ زناه النظره و اللسان زناه الکلام و الاذُنان زناه السمع و الیدان زناهما البطشُ وَالرجلان زناهُما المشیُ

پیغمبراکرم (ص) فرمود:  در هر عضوی از فرزند آدم بهره ای است از زنا؛ زنای چشم نظر کردن است زنای زبان صحبت با نامحرم است و زنای گوش شنیدن سخن نامحرم است  و زنای دست گرفتن بدن نامحرم است و زنای پا رفتن به سوی مکان های بد است.

(جامع الاخبار 145)

موضوعات: حدیث روز  لینک ثابت



[شنبه 1391-08-06] [ 09:53:00 ق.ظ ]





  بدون شرح   ...

عید قربان بر همه شما آسمانیان مبارک باد

موضوعات: بدون شرح...  لینک ثابت



 [ 08:33:00 ق.ظ ]





  سفير عشق   ...

 

معرفي شخصيت مسلم

شناسنامه مسلم را، پيش از آن كه از نياكان و سرزمين وقبيله جستجو كنيم، بايد در فكر، عمل و زندگانى‏اش بيابيم; اين بهترين معرف مسلم است. مسلم، در دوران خلافت على(ع) در خدمت آن حضرت، مدافع حق بود و پس‏از شهادت آن امام، هرگز از حق كه در خاندان او و امامت‏دو فرزندش، حسنين -عليهما السلام تجسم پيدا كرده بود جدا نشد و عاقبت هم، جان پاكش را بر اين آستان فدا كرد.

در دوران امامت دهساله امام حسن مجتبى(ع) كه از سخت‏ترين دوره‏هاى تاريخ اسلام نسبت‏به پيروان اهل‏بيت و طرفداران حق بود،مسلم با خلوص هر چه تمام در مسير حق بود و از باوفاترين ياران و از خواص اصحاب امام حسن محسوب مى‏شد. پس از شهادت امام مجتبى(ع) كه امامت‏به حسين‏بن على(ع) رسيد تا مرگ معاويه كه يك دوره دهساله بود;باز مسلم را در كنار امام حسين(ع) مى‏بينيم. در اين دوره بيست‏ساله -يعنى از شهادت على(ع) تا حادثه كربلا بسيارى از كسان يا مرعوب تهديدها شدند يا مجذوب زر و سيم و فريفته دنيا و صحنه حق را رها كردند و يا به معاويه پيوستند و يا انزواى بى‏دردسر را برگزيدند، ولى آنان كه قلبى سرشار از ايمان و دلى سوخته در راه حق داشتند و مسلمانى را در صبر و مقاومت و مبارزه در شرايط دشوار مى‏دانستند، امامان حق را تنها نگذاشتند و با زبان و مال و جان و فرزند، به فداكارى در راه خدا و جهاد فى سبيل الله پرداختند. ارزش و فضيلت پيروان حق در آن دوره، بخصوص وقتى آشكارتر مى‏شود كه به شرايط دشوار ديندارى و حق‏پرستى در روزگار سلطه امويان آگاه باشيم.

ارجمندى و فضيلت ومقام مسلم، در اين‏جاست كه براى ما روشنتر مى‏گردد، و همچنان كه در فصلهاى آينده خواهيم ديد، مسلم‏بن عقيل دست از محبت و ولايت و حمايت امام زمان خويش -حسين‏بن على(ع)- بر نداشت تا اين كه به عنوان پيشاهنگ نهضت كربلا در كوفه به شهادت رسيد و افتخار اولين شهيد كاروان عاشورا را به خود اختصاص داد و اولين شهيد از اصحاب امام حسين بود. از اولاد عقيل كه به همراهى حسين‏بن على(ع) و در ركاب او قيام كردند، تعداد 9 نفر، به شهادت رسيدند،كه مسلم شجاع‏ترين آنان بود. اين فضيلت‏بزرگ، از زبان پيامبر اسلام هم بيان شده است. حضرت على(ع) از پيامبر اسلام حديثى را در مدح «عقيل‏» نقل مى‏كند كه آن حضرت فرمودند: «من او را (عقيل را) به دو جهت دوست دارم: يكى، به خاطر خودش، و يكى هم به خاطر اين كه پدرش ابوطالب او را دوست مى‏داشت.» و در آخر، خطاب به على(ع) فرمود:

«فرزند او -مسلم كشته راه محبت فرزند تو خواهد شد. چشم مؤمنان بر او اشك مي‏ريزد و فرشتگان مقرب پروردگار بر او درود مي‏فرستند.» آن گاه پيامبر اسلام گريست تا آن كه اشكهايش بر سينه‏اش ريخت و فرمود: «به سوى خدا شكايت مى‏برم، از آنچه كه خاندانم پس از من مى‏بينند.»

حمايتهاى اين خانواده از اهل حق موقعيت و اعتبارى خاص براى آنان فراهم كرده بود و فضايلشان همواره مورد تقدير امامان(ع) قرار داشت. امام سجاد -عليه السلام نسبت‏به خاندان عقيل عطوفت و محبت‏بيشترى از ديگران نشان ميداد و مى‏فرمود: من هر گاه خاطره آن روزى را كه اينان با حسين -عليه السلام بودند به ياد مي آورم، اندوهگين مي‏شوم.

http://www.askquran.ir

 

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



[پنجشنبه 1391-08-04] [ 09:07:00 ق.ظ ]





  علل كم توجهي به نماز   ...

 

 

1- علل کم توجهي يا بي توجهي
راستي چرا در ميان نوجوانان و جوانان برخي آن چنان كه بايد، به نماز اهميت نمي‎دهند و يا اين كه چرا بعضي از آنان ارتباط چنداني با نماز ندارند و يا عده‎اي از نوجوانان و جوانان در حالي كه از خانوادة مذهبي و مسلمان هستند نماز نمي‎خوانند؟
اين سؤالي است كه ما به دنبال علل و عوامل و پاسخ صحيح آن بوده نخست سعي داريم كه عوامل آن را شناسايي نموده سپس راه حلها را ارائه دهيم.
موضوع مزبور به عنوان يك سؤال و موضوع تحقيق در ميان عدة كثيري از دانش آموزان دبيرستاني، دانش پژوهان مراكز پيش دانشگاهي و دانشجويان مطرح گرديد تا بدون هيچ حدس و گماني از طرف نگارنده علل را از بيان خودشان جويا شويم كه در اين صورت قضيه از ظن و گمان خارج و به واقعيت عيني نزديكتر گردد.
آنان در اين نظر سنجي علل و عواملي را بر شمرده‎اند كه بسيار جالب توجه است.
لازم به ذكر است كه برخي از اين علل از درصد بالايي برخوردار بوده كه اكثريت آن را بيان داشته‎اند و بعضي ديگر در حدّ متوسط و ضعيف مطرح شده‎اند. ما به ترتيب اهميت، آن عوامل و علل را بر مي‎شماريم سپس نحوة از بين بردن آنها و يا راه حلها را با استمداد از آيات و روايات با بضاعت اندك علمي ارائه خواهيم داد.
2- محيط خانواده و بي‎توجهي والدين
بي‎توجه بودن يا كم توجهي پدر و مادر يا مربي خانواده نسبت به فرزندان در محيط خانه و سطحي نگري آنان در ابتداي نوجواني فرزندان و يا احياناً بي‎مبالاتي اعضاي خانواده نسبت به مسائل ديني خصوصاً فريضة نماز تأثير بسزايي در تربيت فرزندان بجاي مي‎گذارد. به عنوان مثال فرزند اگر در خانه‎اي رشد نمايد كه در آن خانه كسي به نماز اهميت ندهد و يا در قبال مسائل ديني خود را مسئول ندانند و يا خود اهل نماز باشند ولي فرزند خانواده را تحريص و تشويق به نماز ننمايند قطعاً فرزند آن خانواده اهل نماز و عبادت نخواهد شد البته شايد در آينده بر اثر عوامل ديگر به نماز روي آورد كه اين احتمال ضعيفي است.
نوجواني نوشته بود كه چگونه از من انتظار نماز خواندن برود در حالي كه در خانه ما هيچ يك اهل نماز نيستند و ديگري بيان كرد كه توقع نماز خواندن از كسي كه هيچ يك از اعضاي خانواده‎اش اهل نماز نباشد، توقع بي‎جائي است.
اين گونه از خانواده‎ها كه فرزندانشان تمايل و گرايش چنداني به مسائل عبادي از خود نشان نمي‎دهند بر دو قسمند: يك گروه خانواده‎هايي هستند كه والدين و مربيان آنان به نماز اهميت نمي‎دهند و طبعاً فرزندانشان از آنان تقليد مي‎كنند. اين دسته از خانواده‎ها اگر چه محدودند ولي وجودشان قابل انكار نيست. فردي نقل مي‎كرد ما چند نفر براي مهماني به منزل كسي رفتيم بيشتر يا همه دوستان وضو ساختيم كه نماز بخوانيم سراغ مهر نماز از صاحب خانه گرفتيم در جواب به ما گفت يك مُهر در خانه داريم كه گاهي من با آن نماز مي‎خوانم و گاهي خانمم.
دسته ديگر خانواده‎هايي مي‎باشند كه خود ديندار و اهل عبادتند و ليكن نسبت به فرزندان خود در اين امر هيچ وقعي نمي‎نهند. نماز خود را مي‎خوانند و روزه‎شان را مي‎گيرند اما از اين كه فرزندان به مسائل ديني پاي بند باشند يا نه براي آنها يكسان است. هرگز از فرزندان به عنوان پدر و مادر نمي‎خواهند كه نمازش را بخواند و يا روزه‎اش را بگيرد. هيچ مسئوليتي را در قبال آنان احساس نمي‎كنند. گويا او همه چيز را مي‎فهمد و بايد با همان فهم خود عمل كند و يا همه اعمال او را حتي بعد از سن تكليف با بچه بودن توجيه مي‎كنند.
بسيار روشن و مسلّم است كه چنين فرزندي به زودي به عبادت تن در نخواهد داد. كانون خانواده مهمترين عامل در اين زمينه محسوب مي‎شود چون كانوني كه جوان در آن رشد يافته كانون بي‎تفاوتي بوده است و هرگز كسي از طريق محبت و تشويق و يا از راه قهر و تهديد او را به امور عبادي وادار نكرده و يا از او نخواسته است. چه بسا اين جوان نسبت به ساير امور زندگي فردي سر به زير و تسليم پذير و با شخصيتي از ديدگاه خانواده باشد و ليكن اهل نماز و ديانت نيست. اين بدان جهت است كه والدين در آن امور تأكيد داشته اما در امور ديني اصراري به خرج نداده‎اند. و اگر در بُعد ديني توجه داشتند قطعاً خللي در او مشاهده نمي‎كردند.


3- عدم آگاهي و بينش كافي از فريضة نماز
عالم نبودن به محتواي نماز، درك پايين و بسيار اندك نسبت به تأثير آن، عدم توجه به جايگاه نماز در اسلام، نداشتن انگيزه و هدف در اقامه و برپايي آن، آشنا نبودن به اسرار و فلسفه نماز و درخواست امور مادي از خدا و عدم دست يابي به آن يكي از عواملي است كه جوانان را از اين فريضة الهي دور نگه داشته است. در گفته‎ها و نوشته‎هاي بسياري از آنان اين نكته جلب توجه مي‎كرد كه ما نمي‎دانيم براي چه بايد نماز خواند. اگر نماز نخوانيم چه مي‎شود. با ترك نماز چه چيزي را از دست خواهيم داد و ظاهراً مشاهده مي‎شود آنان كه نماز را برپا مي‎دارند با كساني كه تارك نمازند فرقي نمي‎كنند. اگر نماز بايد در زندگي افراد مؤثر واقع شود پس چرا اين اثر ملموس نيست و چرا اين مرز بندي را عملاً‌ ما نمي‎بينيم؟ مگر خدا به دو ركعت نماز ما محتاج است؟ جوان بايد قلبش پاك باشد، انسان بايد با دوستان و همسايگان و نزديكان و همنوعان خود رفتار شايسته‎اي داشته باشد. خدا اينها را از ما خواسته است. نه اين كه نماز بخوانيم و در عين حال صدها عمل ناشايست را مرتكب شويم. اصل اين است كه ما انسان خوبي باشيم حال چه قائم به نماز باشيم يا تارك آن. پس ملاك انسان خوب بودن، نماز خواندن نيست بلكه دل و قلبي پاك داشتن است.
همه اين گفته‎ها حاكي از آن است كه شناخت لازم و آگاهي كافي از فضائل نماز و جايگاه آن در اسلام براي كثيري از نوجوانان و جوانان حاصل نشده است.
4- سستي و تنبلي
بعد از دو عامل مذكور، علت ديگري كه در ترك يا بي‎توجهي به نماز بيان شده است عنصر و عامل تنبلي است. غالباً نوجوانان و جوانان به آساني تن به فعاليت نمي‎دهند مگر در اموري كه بيشتر جنبه احساسي و هيجاني داشته و يا در اموري كه با انگيزه و شناخت قبلي همراه باشد. براي فردي كه چند سال است به سن تكليف رسيده قدري مشكل است در هواي سرد زمستان آستين خود را بالا زند و با آب سرد وضو بگيرد و يا كفش و پوتين را از پايش در آورد و مسح نمايد به همين خاطر گاهي از نماز خواندن طفره مي‎رود و يا براي او دشوار است كه از خواب نوشين صبحگاهي بزند و نمازش را بخواند و… .
هر چند كه برخي از نوجوانان و جوانان اين عامل را در موضوع مورد بحث مهم شمرده‎اند و ليكن به نظر مي‎رسد كه اين علت نمي‎تواند به عنوان يك عامل مستقل و بلكه يك علت به حساب آيد چون بعداً خواهيم گفت كه تنبلي خود معلول علل ديگري مي‎باشد.
مجالست و همنشيني با دوستان ناباب
بديهي است كه نقش بسيار مهم دوستان در شكل دهي شخصيت انساني خصوصاً‌ در سنين نوجواني و جواني را نبايد ناديده انگاشت. دوستان شايسته و خوب در سوق دادن انسان به سوي سعادت و كمال مؤثرند و دوستان ناشايست در انحراف آدمي به سمت ناهنجاريهاي اخلاقي. چه بسا جواناني كه در مسائل ديني علاقمند و به دينداري خود راغبند و ليكن در محيط‎هاي مختلف از قبيل محله‎اي كه در آن زندگي مي‎كنند يا محيط كار و تحصيل كه در آن ساعاتي از عمر را سپري مي‎سازند با افرادي آشنا شوند كه به تدريج او را در دام بي‎ديني و لا ابالي گري گرفتار مي‎كنند.
5- فساد اخلاقي
برخي از جوانان در علت دوري از نماز و تعاليم ديني و مذهبي، مفاسد اخلاقي را بسيار مؤثر مي‎دانند. البته اين عامل در خانواده‎ها و محيط‎هاي مختلف داراي شدت و ضعف مي‎باشد و در بروز و ظهور آن مي‎توان عللي را بر شمرد كه هر كدام از آن عوامل به تنهايي مي‎تواند در ايجاد آن و انحراف شخص كافي باشد.
عواملي چون خواندن و مطالعه نوشته‎هاي تحريك آميز در مكتوبات و مقالات خصوصاً اگر با نثر روان يا به صورت نظم بوده باشد، تصاوير و عكس‎هاي مبتذل در بيرون از خانواده و نيز بدحجابي يا بي‎حجابي برخي از اعضاي فاميلي در مراسم جشن و سرور و عدم رعايت موازين شرعي و سنّت‎هاي غلط حاكم بر برخي از خانواده‎ها در درون خانواده مي‎توانند در بروز مفاسد اخلاقي اشخاص خصوصاً جوانان تأثير زيادي داشته باشند. كم نيستند جواناني كه با ايجاد و مهيا بودن چنين زمينه‎هايي غسل بر آنها واجب گرديد و آن اراده و تصميم راسخ را ندارند كه در داخل وقت خود را تطهير نموده و نماز را به پا دارند و يا اگر در خارج وقت خود را پاك كرده‎اند قضاي نماز را بجا آورند چنانچه برخي صراحتاً‌ گفته‎اند كه نگاه به اين تصاوير و صحنه‎ها، مقدمه و زمينه خود ارضايي و مفاسد ديگر اخلاقي است.
6- مزاحم دانستن نماز براي كارهاي شخصي
برخي چون در وقت نماز مشغول كارها و اعمال شخصي خود هستند فرصت اين كه نماز را در اول وقت آن اقامه كنند ندارند و وقتي كه فرصت‎هاي اوليه براي اقامه و برپايي نماز از دست برود تدريجاً بعد از استراحت چون دوباره مشغول فعاليت مي‎شوند اقامه نماز را مانعي براي انجام كارهاي خود مي‎دانند. البته خواهيم گفت كه اين عامل به بهانه شبيه‎تر است تا يك علت براي ترك يا بي‎توجهي به نماز.
7- تكبر و غرور
عامل ديگري كه در ترك نماز و ساير فرايض عبادي مي‎تواند مؤثر باشد غرور جواني و تكبر و بزرگ منشي برخي از افراد است.

منبع :‌ نقش نماز در شخصيت جوانان

 

 

موضوعات: دینی مذهبی  لینک ثابت



[چهارشنبه 1391-08-03] [ 10:26:00 ق.ظ ]






  خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما