مدرسه علمیه الزهرا(س)قروه
 
  خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

   
خرداد 1399
شنبه یکشنبه دوشنبه سه شنبه چهارشنبه پنج شنبه جمعه
 << <   > >>
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30
31            








جستجو





حدیث روز







محتواها





فال حافظ





پاسخگویی آنلاین به شبهات





حدیث





قرآن آنلاین





اوقات شرعی





لحظه شمار غیبت













لااله الا الله ملک الحق المبین

ذکر کاشف الکرب

  یا محمد(ص)   ...

 

یا محمّد (ص) عشــــــق تو آخر بــراتم میدهد
ذکـــــر نـــــام اکـــبرت از غــــم نجاتم میدهد
گـــــنــبد ســبز مــدینــــه کـــعـــبه ی دوم بود
آرزوی دیـــــدنـــــش شــــــوق حیاتم میدهد

موضوعات: مطالب روزانه, درددل...  لینک ثابت



[پنجشنبه 1391-10-21] [ 11:26:00 ق.ظ ]





  ارزش پژوهش   ...

 

سپاس خدای تعالی را که به انسان دانایی بخشید و از این جامِ حیات جرعه ای او را نوشانید تا به داناییْ حیات جاودان گیرد و با جهالت بیگانه شود. خداوندا، ما را از آنانی قرار ده که در راهِ به دست آوردن این نعمت می کوشند. آنان که قدم به قدم با توکل به تو، و به یاری تو، پرده های جهل و تاریکی را کنار می زنند و به نور علم دست می یابند. آنان که همه بودنشان را صرف دانستن کردند و از همه دانششان و از همه تلاششان، شناخت تو و قرب تو و جهد در راه تو را آرزو داشتند. پژوهش یعنی غواصی در رویای ژرف و بی پایان دانش. پژوهش پروازی است به سوی دانایی و گذر از لایه لایه ابرهای جهالت و دریافتن روشنای علم. پژوهش شکافتن پوسته های جهل و رسیدن به واقعیت هاست و در این میان هرچه تلاش وسیع تر و عمیق تر باشد،نتیجه بیشتر و بهتر است. هرچه بیشتر غوص کنی و در غواصی هرچه ماهرانه تر عمل کنی، مروارید بیشتری صید می کنی و هرچه از تجاربِ دانشمندان و عالمان بیشتر بهره بگیری، زودتر به گوهر دریای علم می رسی.

آغاز پژوهش

کنجکاوی و میل به دانستن و شناختن، از جمله خصایص انسانی است که در کودکی به طور جدّی و آشکار بروز می کند. کودکان پژوهشگرانی بزرگند. لمس و دیدن اشیا و حتی زبان زدن به آنها راه هایی است که کودک در ابتدای زندگانی اش برای شناختن به کار می برد و سؤالات پیاپی و بی انتها شروع جدیدی از دوره پژوهش آنان است. بی اعتنایی به این سؤالات جدّی، بی اهمیّت دانستن آنها و دادن پاسخ های نادرست و گمراه کننده از سوی ما موجب می شود که کودکان در بزرگسالی پژوهشگران لایقی نباشند.

پژوهش در اسلام

دین اسلام اقیانوسی بی کران از دانایی و علوم مختلف را بر روی انسان می گشاید. اهمیّتی که دین اسلام به اندیشه، علم آموزی و پژوهش داده است بسیار شایان توجه است. کتاب های مذهبی از قرآن و نهج البلاغه گرفته تا سایر کتاب های حدیثی، سرشار از علوم مختلف و دانستنی های گوناگون است و بر عهده دانشمندان اسلامی است که در این اقیانوس بی کران غوص کنند و مرواریدی از دانایی به قدر توان خود به جامعه اسلامی هدیه کنند. اهمیت اسلام به پژوهش تا آنجاست که مداد علما را برتر و والاتر از خون شهدا می داند و دانش اندوزی و طلب علم را از نماز و روزه و حج و جهاد در پیشگاه خدا بهتر و عزیزتر می شمرد. آری معجزه برتر پیامبر ما کتاب آسمانی اوست و جمله آغازی آن که خداوند بدان با رسولش سخن گفت امر به خواندن است. رسول خدا و جانشینان گرانقدرش حامل همه علوم الهی بر روی زمین هستند و آبشارهای سرشار و جاری کلامشان سفره های عظیم دانایی را در برابر ما گشوده است.

آنچه به نتیجه کار پژوهشگر ارزش می بخشد، موضوعی است که پژوهشگر برای تلاش خود برگزیده است. اندیشمندی که برای روشن کردن و شناساندن راه زندگی بشر و نمودن راه هدایتی از سوی راهنمایان الهی، در کلام این بزرگواران جستجو می کند و درست را از نادرست می شناساند و به تفسیر و ترجمه آن می پردازد، یا دانشمندی که برای درمان یا شناخت عامل یک بیماری عمری را به تلاش می گذراند تا جامعه بشری را از رنجی آزار دهنده نجات بخشد، حقّی عظیم بر گردن جامعه بشری دارد و شایسته پاداشی بسیار است. امّا هستند کسانی که برای قتل عام یا به خرابی کشاندن منطقه ای، در پی یافتن سلاحی مخرّب می کوشند. اینان خائنان به عالَم علمند و سزاوار عقابی بزرگ.

پژوهش در وادی دانش، تلاش در راه آموختن و یافتن دانستنی ها و گام برداشتن در جاده علم، چنگ زدن به ریسمان سعادت و نوشیدن از جام خوشبختی و رستگاری است. امیرالمؤمنین علی(ع) می فرمایند: «طالب علم در دنیا عزتمند و در آخرت رستگار است».

جرعه ای از جام دانش

جام علم و دانایی جامی است بی پایان که نه لبریز می شود و نه پایانی می پذیرد و نه خشک می شود. به نوشیدن جرعه ای از جام دانش تشنگی گل می کند و عطش افزون می شود. آنچه از جام دانایی به دست می آید عزّت دنیا و رستگاری آخرت است و آن که جرعه ای از آن بنوشد وگامی در وادی آموختن بردارد، ناخواسته به سوی این وادی کشانده می شود و تشنه می شود برای جرعه ای دیگر و گامی دیگر و جرعه ای دیگر تا وادی سعادت ابدی.

علم برتر

آموختن علم دین برتر از آموختن علوم دنیوی است. علوم دینی جستجو در کلام وحی و معصومین است و این برتر از پژوهش در علوم مادّی و تجربی است. هرچند شناخت علوم دنیوی نیز ضروری و ارجمند است، امّا از آنجا که هدف از اصل آفرینش، شناخت خدا و عبادت و بندگی

 

اوست، جستجو در این وادی دارای ارج و بهای بیشتری است و علوم دنیوی و مادی نیز تا آنجا بها دارد که در راه خدا و به یاری خدا صورت گیرد و اینجاست که مقام طلب علم از مقام عبادت خدا به مراتب بالاتر و والاتر است.

ضرورت علم

از آنجا که مقصدْ آخرت است و دنیا راهی است برای گذر و آخرت عالم بقا و ماندن است و دنیا عالم فنا و گذشتن، کسب علوم مربوط به عالم بقا بسیار ضروری تر، با اهمیّت تر و پرفایده تر از کسب علوم مربوط به عالم گذراست؛ چنانکه شناختن مقصدِ این راه بسیار مهم و ضروری است و اساسا سفر بدون شناختِ مقصد چرخشی است در بیراه. امروز فرصتی است تا به پژوهش هامان در این باره بیاندیشیم که تا چه حد بدان اهمیت داده ایم و تا کجا به ضرورت آن توجه کرده ایم.

در کلام معصوم

آن که قدم به دیار پر نور علم می گذارد و بال به سوی آسمان دانستن و شناختن می گشاید، آنگاه به نور راه می یابد که شایسته چنین گام نهادن و بال گشودنی باشد. در کلام روشن رسول اکرم حضرت محمّد(ص) جستجوگر راستین چنین توصیف شده است: «آن که علم را برای خدا بخواهد هیچ دری از علم بر او گشوده نگردد جز آنکه در نفسش فروتنی افزون شود، با مردم تواضع بیشتر کند، ترسش از خدا فزونی گیرد و اجتهادش در دین وسعت یابد. او کسی است که علم را بیاموزد و بیاموزاند».

امّا آنکه علم را برای دنیا بخواهد یا برای منزلتی در میان مردم یا مقامی نزد سلطانی، دری از علم بر او گشوده نگردد، جز آنکه خود را بزرگ پندارد، در میان مردم تکبر کند، نسبت به خدا مغرور شودو در دین جفا کند. او کسی است که از علم نه خود سود کند و نه دیگری را سود می بخشد.

تاریخی روشن

تاریخ پژوهش در دیار ما آن قدر درخشان و روشن است که بسیاری از دانشمندان امروزی، حتی در پیشرفته ترین کشورها چشم به ستارگان عالم پژوهش در تاریخ دیار دوخته اند و از نور آنان بهره می گیرند؛ عالمانی بزرگ، دانشمندانی وارسته و برجسته که در علومی مختلف تبحّر داشته، استادانه پوسته های جهل را می شکافتند وبه عمق دانایی ها دست می یافتند. کسانی چون ابن سینا، خواجه نصیر طوسی، ابوریحان بیرونی و چه بسیار از دانشمندان که نه فقط از علوم مادّی بهره مند بودند، بلکه ازعلوم الهی نیز بی نصیب نبودند و اینک بر ماست که آثار گرانقدرشان را ارج نهیم و از آن بهره بجوییم.

پژوهشگری بزرگ

استاد شهید مرتضی مطهری ستاره ای است که در دنیای علم و آگاهی به روشنی درخشید و نمونه ای برجسته، پرتلاش، هدفمند و متعهد در میان پژوهشگران بود. امام عزیزمان خمینی تمام آثار آن بزرگوار را بدون استثنا مفید و خواندنی می دانند. دانشمند شهید ما با اتکا به قدرت لایزال الهی قدم در راه پژوهش نهاد و آبشاری زلال و ریزان از دانستنی های گرانقدر و نکات ارزشمند در پیشِ چشمِ آیندگان جاری ساخت.

گنجی از گذشتگان

پژوهش با تاروپود تاریخ گرانقدر ما چنان آمیخته است که در هر ورق از تاریخمان نام پژوهشگری دانشمند، حکیمی بزرگ یا عالمی برجسته به چشم می خورد. این امر، سنگینی باری را که بر دوش گرفته ایم دوچندان می کند. حیف است اگر به آثار گرانبهای نیاکانمان، که چون گنجی نزد ما به یادگار مانده است، بی اعتنا باشیم و فقط آنها را در کتابخانه ها جمع آوری کنیم. حال آنکه سطر سطر آن آثار حاصل تلاش های خستگی ناپذیر آن بزرگمردان بوده و راهگشای مسیرهای گوناگون در عالم علم است.

و در پایان ارج می نهیم به مقامِ شامخِ عالمان و بزرگانِ عالمِ پژوهش ، آنان که چون علامه حلّی، شیخ مفید، علامه مجلسی، علامه طباطبایی، علامه جعفری و بسیاری دیگر از ستارگان عالم علم که چون خورشید درخشیدند و نورشان همچنان به عالم علم روشنی می بخشد؛ بزرگ مردانی که تمام لحظات عمر را صرف جستجو کردن، یافتن و دانستن کردند و ثمره عظیم آن همه تلاش را بی هیچ دریغی به آیندگان تقدیم داشتند. هدیه های گرانقدرشان را قدر بدانیم و تلاش عالمانه شان را سپاس گوییم.

منبع: مجله گلبرگ ، شماره 23، آذرماه1380 سایت حوزه نت

 

موضوعات: مقاله پژوهشي  لینک ثابت



[چهارشنبه 1391-10-20] [ 11:56:00 ق.ظ ]





  پاسخگویی به شبهه   ...

 

چرا هنگام ظهر عاشورا كه عطش تشنگي بر خاندان آل رسول فشار آورده بود به امر خداوند آب از زمين جوشيدن نگرفت همچون هنگامه اي كه عطش تشنگي در خانه خدا تاب و تحمل اسماعيل و مادر بزرگوارشان هاجر را بريده بود به امر خدا آب از زمين جوشيدن گرفت ؟

متن پاسخ: كارهاي خداوند متعال براساس حكمت بالغه انجام مي شود. درباره هاجر و اسماعيل، چون آنها بر وادي غير ذي زرع (كاملا خشك) وارد شده بودند و حكمت الهي بر باقي ماندن آن دو و نشان دادن مقام آنها به ديگران بود كه به سرزمين مكه جلب شدند، آب را از چاه زمزم جوشاند. اما در روز عاشورا به حكمت الهي بر اين قرار گرفت كه كارها براساس روال عادي پيموده شود تا هم قدرت ايمان امام حسين(ع) و خاندان و اصحابش بر همگان روشن شود و آنها در اين آزمون سخت پيروز بيرون بيايند و هم درنده خويي دشمنانشان روشن شود و آنها در اين آزمون الهي كاملا مردود شوند.
اگر كفن كردن و غسل دادن بدن ميت مسلمان واجب است، پس چرا امام حسين(ع) بدون غسل و كفن دفن شد؟

متن پاسخ: كفن كردن و غسل دادن بدن ميت مسلمان واجب است، اما علت اين كه بدن امام را كفن نكردند و غسل ندادند، اين بود: بدن شهيدي كه در معركه و ميدان مبارزه به شهادت مي‏رسد، با همان بدن خون آلود و با لباس هايش بدون غسل دفن مي‏شود، و اين اختصاص به امام حسين ندارد. اما چون قسمت بالاي بدن امام در كربلا بدون لباس بود، بدن او را در حصيري گذاشتند و دفن كردند.
در تاريخ آمده است: وقتي بني اسد براي دفن اجساد شهداي كربلا آمدند، امام سجاد(ع) آنان را ياري مي‏كرد و چون پارچه‏اي نداشتند و بدن عريان بود، از آنان حصيري طلبيد تا اعضاي قطعه قطعه سيدالشهداء را در آن گذاشته، تا در قبر بگذارد.

موضوعات: شبهه  لینک ثابت



 [ 11:52:00 ق.ظ ]





  وصیت حضرت آدم (ع)به فرزندش   ...

 حضرت آدم (ع)به فرزندش شیث چنین وصیت کرد ودستور داد او هم به فرزندان خود وصیت کند:

۱- به دنیا مطمئن نشوید که من به بهشت اطمینان یافتم٬خدااین اطمینان را نپسندید وبیرونم کرد

۲- هرکاری می خواهید بکنید از اول عاقبتش را بنگرید.که من اگر عاقبت اندیشی کرده بودم به این مصیبت دچار نمی شدم

۳- کاری که دل در انجامش آرام ندارد نکنید٬که من هنگام خوردن ازآن درخت دلم لرزید٬امااعتنانکردم٬خوردم وپشیمانی دیدم

-درکارها مشورت کنید که اگر من با ملائکه مشورت کرده بودم گرفتار نمی شدم. ۴

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت



[سه شنبه 1391-10-19] [ 08:50:00 ق.ظ ]





  آیا کوبیدن سر حضرت زینب (س)به محمل جوازی برای قمه زنی است؟   ...

قیام امام حسین ( ع ) در هر عصر و زمان و برای هر ملت و مردمی پیامی دارد، پیامی که هیچ گاه کهنه نمی شود . اما در شرایطی که همواره ستم پیشگان و استعمارگران خون آشام در تلاش بوده اند تا نقش عاشورا را کمرنگ نموده و بنیانش را براندازند ، موثرترین عاملی که می تواند آن را برای نسلهای آینده حفظ نماید ، مراسم سوگواری امام حسین ( ع ) می باشد . برپا داشتن مراسمی به یاد سید الشهداء در ایام مختلف بویژه ، دهه محرم و روز عاشورا می تواند روشی برای احیاء خط ائمه و تبیین مظلومیت آنان باشد . تاکیدهای فراوان پیامبر و ائمه به برپائی مراسم سوگواری نیز هماهنگ با این اهداف عالیه بوده است .روایت است از امام صادق ( ع ) که فرمودند : ” خداوند شیعیان ما را مشمول رحمت خویش سازد . به خدا قسم شیعیان ما همان مومنین اند ، آنان به خدا قسم با حزن و حسرت طولانی خویش در عزای ما شریک و همــدرد مصیبت های ما خاندانند.

اما متأسفانه خرافات و انحرافاتی در عزاداری برای سیدالشهداء(ع) وارد شده است؛ از جمله ی این خرافات که در طول سالیانی چند میان برخی شیعیان رواج پیدا کرده است، سنت قمه زنی در روز عاشوراست که برای تمسک به خونهایی که در کربلا ریخته شد، افرادی در این روز با قمه و تیغ هایی خود را زخمی نموده و خون جاری می سازند که متأسفانه به حربه ای برای دشمن اسلام ستیز و شیعه ستیز تبدیل شده است.

در رابطه با تاریخچه قمه زنی نظرات و اقوال متفاوتی بیان شده است اما آنچه مسلم است که قمه زنی در قبل صفویه هیچ گونه سابقه ای نداشته است و تردیدها در آن است که آیا در زمان صفویه به وجود آمده است ؟ و یا اینکه بعد از صفویه و در زمان قاجاریه رواج یافته است ؟

بعضی از محققان بر این عقیده اند که قمه زنی در زمان صفویه تاٌسیس گردیده و صفویه آغازگر آن بوده است به این صورت که در روز عاشورا سلاطین صفویه به بخشهای خاصی از افواج ارتش قزلباش خود که به گروه فدائیان قزلباش مشهور بودند دستور می دادند تا به طور منظم و دسته بندی شده ، دسته های عزاداری راه بیاندازند . نصراله فلسفی در کتاب تاریخ شاه عباس کبیر که یکی از دقیقترین تواریخ است فوج فدائیان را چنین تشریح می کند : فدائیان قزلباش که همیشه سرشان به نشانه خدمت تراشیده بود در رز عاشورا شمشیر به دست بیرون می آمدند و تصورشان این بود که نوعی همدردی با اصحاب امام حسین داشته باشند . آنان می گفتند : در چنین روزی که امام حسین و اصحابش تیر می خورند پس ما هم این حالت را برای خودمان ایجاد می کنیم ، یعنی نشان می دهیم که ما در راه امام حسین فدوی هستیم و حاضریم سرمان بریده شود و این شروع قمه زنی شد .استاد یوسفی غروی در تاریخ نگاری عاشورا و تحریفات آن چنین می نویسد : این احتمال نیز وجود دارد که نخست این عمل از سوی صوفیان و درویشان انجام می گرفته است

برخی دیگر از محققان و تاریخ نگاران نیز بر این عقیده می باشند که قمه زنی مربوط به دوره قاجار بوده و در عصر صفویه وجود نداشته است . استاد رسول جعفریان در این باره می گوید : ” پرسیده اند قمه زنی و سینه زنی از کجا شروع شده است ؟ حقیقت این است که دو - سه احتمال هست . یک نظر جدی این است که بخش هایی از صورت های عزاداری از هند آمده است . تشیع در زمان صفوی به هند رفت و در برگشتش از بندر بوشهر و شیراز وارد ایران شد . در مورد لبنان هم همینطور است . در نبطیه یک عالم شیعه گفته یک عده ایرانی این جا آمدند و یک رسم ورسوم خاصی در عزاداری دارند که جلوی اینها باید گرفته شود . این عبارت مال اواخر زمان قاجار است …. عزاداری ریشه اش از خود ائمه است ، ولی شکل عزاداری عربها به گونه دیگری است . شکل عزاداری ایرانی ها بعدها به وجود آمد . راجع به سینه زنی و قمه زنی ، تاریخش به بیشتر از اواخر قاجاریه نمی رسد …. یکی از دلایل این است که فتاوایی که از علما داریم همه اش مال اواخر قاجاریه است و مطلقاً در استفتائات قدیمی تر راجع به این نصی نداریم . این سیستم سینه زنی یا زنجیر زنی یا قمه زنی مطلقاً در متون صفوی نیست . عزاداری ها معمولاً در خانه ها بر پا می شد ، به این صورت که روضه الشهداء را رو به روی خودشــــــان می گذاشتند و از روی آن می خواندند . “

اما اگر بخواهیم به یک جمع بندی میان این دو نظریه دست یابیم باید گفت که ریشه های این گونه عزاداری ها از زمان صفویه نشاٌت می گیرد ولی نه بصورت کنونی ، بلکه بصورت فردی و بسیار محدود و بی ضابطه انجام می گرفته است . و خواستگاه آن بیشتر در شهرهایی بوده است که در آن دراویش و صوفیان نفوذ بیشتری داشته اند.

گزارشی از اولیاء چلپی در عهد شاه صفی در مورد عزاداری مردم تبریز که مرکز اصلی تجمع دراویش و صوفیان بوده اظهارات فوق را تاٌیید می کند : ” هنگامی که خواننده به قسمتی میرسد که طرز کشته شدن امام حسین به دست شمر ملعون را توصیف می کند درست در همان لحظه تصاویر اجساد اطفال کشته شده امام را از چادر شهیدان کربلا بیرون می آورند . از تماشای این منظره فریادها و ناله و شیون های ” وای حسین ” گوش فلک را کر می کند و تمامی تماشگران گریه وناله سر می دهند ، صدها تن از مخلصان با شمشیر و قمه به سر و صورت و پیکر خود زده مجروح می شوند .

با این حال در طول دوره صفویه و زندیه ، عزاداری رسمی و سنتی شیعیان همواره به صورت روضه خوانی و برگزاری تعزیه انجام می گرفته است و همین امر منجر گردیده تا سیاحان خارجی عصر صفوی حرفی از قمه زنی یا زنجیر زنی به میان نیاورده و فقط اشاره ای به اعمالی داشته باشند که می تواند سرآغازی برای این اعمال باشد . اما این سبک عزاداریها در دوره قاجاریه صورت منظم تری به خود گرفت و با نفوذ در میان عوام ، در مراسم رسمی ایرانیان رسوخ کرد . ” پیر لوتی ” که در زمان مظفر الدین شاه به ایران سفر کرده در مورد قمه زنی می نویسد : ” مردان ، سر برهنه در میان گیسوان خود شکاف خون آلودی ایجاد کرده اند(قمه زده اند ) و عرق و قطرات خون روی شانه هایشان جاری است .

مدعیان قمه زنی برای اثبات جواز قمه زنی خود به دلایلی استدلال می کنند که در اینجا به نقد بررسی این دلایل پرداخته می شود :

دلیل اول قمه زنان: سر به محمل کوبیدن حضرت زینب(س)

قمه زنان به این روایت دروغ استناد کرده و می گویند : اگر قمه زنی و سرشکافتن در عاشورا و عزای سید الشهداء جایز نیست پس چرا حضرت زینب ( س ) سرش را به چوب محمل کوفت و سر و صورت خود را آغشته به خون کرد . دو استدلال برای قمه زنان وجود دارد :


اول اینکه چون حضرت زینب پرورش یافته دامان وحی بوده و نافرمانی خدا را انجام نمی دهد اگر کاری از او سر زده می توان مجاز بودنش را استنباط کرد .


دوم اینکه مگر امام سجاد ( ع ) که امام معصوم بوده همراه حضرت زینب ( س ) نبود و این اقدام عمه را ندید آیا سکوت امام معصوم در اینجا نمی تواند در تاٌیید و تقریر این عمل باشد ؟ تقریر معصوم نیز حجت است .
اما اصل ماجرا چنین است که فردی بنام ” مسلم جصاص(گچکار) ” نقل می کند : به هنگامی که در حال بازسازی دروازه اصلی شهر کوفه بوده هیاهویی می شنود و به سمت هیاهو حرکت کرده و می بیند که اسرای واقعه عاشورا در کجاوه بودندو در این هنگام سر بریده امام حسین ( ع ) را بالای نیزه بردند که حضرت زینب با مشاهده سر بریده برادر ، سر خود را از فرط ناراحتی به چوب محمل می کوبد چنانچه خون از زیر مقنعه اش جاری شد . و با چشم گریان اشعاری را قرائت کردند.
این مطلب برگرفته شده از کتابی بنام ” نورالعین فی مشهد الحسین ” می باشد که نویسنده آن مشخص نیست و تنها به ابراهیم بن محمد نیشابوری اسفراینی نسبت داده می شود که شخصی اشعری مذهب و شافعی مسلک بود و بسیاری از علما در بی اعتبار بودن آن صحه گذاشته اند . چنانچه محدث بزرگوار مرحوم شیخ عباس قمی صاحب مفــاتیح الجنـــــــان بیان می کند که : نسبت سر شکستن به حضرت زینب بعید است چون ایشان عقیله بنی هاشم و صاحب مقام رضا و تسلیم است.8 وی سپس با استناد به کتابهای معتبر می نویسد که اصلاً محمل و هودجی در کار نبود تا آنحضرت سرش را به آن بکوبد .
همچنین عالم بزرگوار آیت اله حاج میرزا محمد ارباب نیز در خصوص بی اعتبار بودن کتاب نورالعین و بی اساس بودن گفته های مسلم جصاص تاکید دارد.

قمه زنان با استناد به این موضوع ، قمه زنی را از مصادیق جزع و عزاداری می دانند چون جزع و عزاداری برای امام حسین از شعائر الهی است پس قمه زنی نیز به تبع آن جایز و حتی مستحب است .

ولی باید دانست که هر فعل و شیئی دارای تعریف و محدوده مشخصی می باشد که این تعریف یا از ناحیه شرع مقدس معین شده و یا عقل و عرف برای آن محدوه معین می نماید . در اینجا نیز باید محدوده عزاداری توسط شرع یا عقل معین گردد . امام خمینی (قدس سره) در این باره چنین می گویند : در اینجا هم باید در خصوص عزاداری ومجالسی که به نام امام حسین ( ع ) بر پا می شود سخنی بگویم . ما وهیچ یک از دینداران نمی گوییم که با این مراسم ، هر کسی هر کاری می کند خوب است . چه بسا علمای بزرگ و دانشمندان ، بسیاری از این کارها را ناروا دانسته و از آن جلوگیری کرده اند10
اما در مورد قمه زنی باید گفت که هیچ دلیل شرعی که بتوان با آن قمه زنی یا اعمال شبیه به آن را به عنوان عزاداری و جزع بر شمارد موجود نمی باشد . از برخی روایات نیز می توان این موضوع را درک کرد . چنانچه جابر بن عبداله انصاری می گوید از امام محمد باقر ( ع ) درباره جزع سئوال نمودم حضرت فرمودند : ” شدیدترین مرتبه جزع عبارتست از فریاد همراه وای گفتن ، زدن بصورت و سینه و چیدن مو از جلوی سر ، و هر کس نوحه گری بر پا کند به طور حتم صبر را رها کرده و در غیر صبر قرار گرفته است.

بر همین اساس است که روش هماهنگ با فکر و عقیده اینست که اندوه از راه قداست قهرمانان آن ، راهی برای هماهنگی با مصیبتی باشد که آنها داشته اند ، تا شهادت ، قداست اسلامی خود را حفظ کند و مصیبت در گامهای رسالت ، موثر واقع شود . بنابراین باید غم و اندوه آنان را به گونه ای مجسم کرد که رسالت را مجسم کنند و جنبه های انسانی آن را آشکار سازد تا مردم بدانند که این مصیبت ، مصیبت انسانی تاریخی نبوده ، بلکه مصیبت انسانیت در تمام مراحل زندگی بوده است.

دلیل دوم قمه زنان: فرازی از زیارت ناحیه مقدسه

در قسمتی از زیارت منسوب به زیارت ناحیه مقدسه آمده است : ” من صبح و عصر بر تو ندبه می کنم و به جای اشکها بر تو خون می گریم . ” بعضی ها خواسته اند تا از این عبارت جواز قمه زنی و خونریزی را استفاده نموده و بگویند چون امام زمان ( عج ) حاضر است برای جد بزرگوارش خون گریه کند پس ما نیز می توانیم قمه زنی و خونریزی کنیم .
اولاً باید گفت : اینگونه استدلال ها یا از شدت تعصب آنهاست یا از روی قلّت سواد . زیرا هر شخص غیر مغرضی با شنیدن این جملات متوجه میشود که خون گریه کردن امری است که عرفاً محال بوده و عملی نیست . پس اگر معنای کلام را آنگونه که قمه زنان معنی می کنند تصور کنیم لازم می آید که نعوذبالله امام زمان ( عج ) در این کلمات دروغ گفته باشند . اینگونه استعمالات ادبی که برای بیان شدت احساسات فرد بکار میرود در کلام فصحاء به وفور یافت میشود و نباید آن را در غیر محل آن ، معنی نمود .

ثانیاً : بحث مربوط به این روایت فقط در عنوان اولی حکم قمه زنی وجود دارد و آن این است که آیا آسیب رساندن به بدن در عزاداری جایز است یا نه ؟ . اما بحث از عنوان ثانوی قمه زنی ، که وهن مذهب بودن آن است همچنان به جای خویش باقی است . به عبارت دیگر قمه زنی همچنان به عنوان ثانوی حرام خواهد بود.

چرا که موجب انزجار و تخریب مذهب تشیع می شود

منابع:

1ـ ربانی خوراسگانی، علی، «قمه زنی سنت است یا بدعت»

2ـ بحار الانوار ، ج 43 ، ص 222

3ـ ربانی خوراسگانی، علی، «قمه زنی سنت است یا بدعت»

4ـ ایرانیان و عزاداری عاشورا ، اصغر فروغی ابری ، ص 61

5- ناسخ التواریخ ، ج 6 ، ص 54 و 55

6ـ منتهی الآمال ، ج 1 ، ص 75

7ـ الاربعین الحسینیه ، میرزا محمد ارباب ، چاپ اسوه ، ص 232

8ـ کشف الاسرار ، ص 173

9ـ وسائل ، ج 2 ، ص 915 ، باب کراهه الصراخ بالویل و العویل

موضوعات: شبهه  لینک ثابت



 [ 08:33:00 ق.ظ ]






  خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما