مدرسه علمیه الزهرا(س)قروه
 
  خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

   
تیر 1399
شنبه یکشنبه دوشنبه سه شنبه چهارشنبه پنج شنبه جمعه
 << <   > >>
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30 31      








جستجو





حدیث روز







محتواها





فال حافظ





پاسخگویی آنلاین به شبهات





حدیث





قرآن آنلاین





اوقات شرعی





لحظه شمار غیبت













لااله الا الله ملک الحق المبین

ذکر کاشف الکرب

  ومغفرت نازل گردید...   ...

  آیه اشاره به “مضطر” نمود و مضطر کسی است که دیگر هیچ راه‌حل و وسیله‌ای برایش باقی نمانده است! و فرمود: « أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَيَكْشِفُ السُّوءَ … – کیست آن که دعای مضطر را مستجاب می‌کند و گرفتاریش را برطرف می‌نماید / النّمل، 62»
در بیان اهل بیت علیهم السلام:
در دعاهای مأثوره از اهل بیت علیهم السلام نیز به این معنا بسیار تصریح شده است. مثل فرازهایی در دعای ابو حمزه، یا دعای کمیل … و یا دعای روز چهارشنبه که عرض می‌نماید: « أَدْعُوكَ دُعَاءَ مَنْ ضَعُفَتْ وَسِيلَتُهُ وَ انْقَطَعَتْ حِيلَتُهُ وَ اقْتَرَبَ أَجَلُهُ … - تو را می‌خوانم همچون كسی كه وسيله‏اش ناكارا گشته و رشته چاره‏اش گسسته‏ و اجلش نزديك شده است».
چاره و راه‌کار:
چاره و راه‌کار، باز هم همان “دعا و توسل” است، چرا که اولاً از ما کاری بر نمی‌آید و اگر بر می‌آمد که نه نیاز داشتیم و نه خرابکاری می‌کردیم؛ ثانیاً ما مالک و رب و رازق نیستیم و باید از او بخواهیم؛ ثالثاً هم خداوند منّان فیوضات خود را به وسیله می‌رساند و هم بندگان به وسیله کسب و اخذ می‌نمایند.
دوستی گفت: می‌خواهیم مستقیم با خدا ارتباط داشته باشم و مستقیم و بدون هیچ وسیله‌ای از او بگیرم! گفتم: تمامی ارتباطات ما مستقیم است، وقتی “یا الله” یا “اللهم” می‌گوییم، مستقیم خودش را می‌خوانیم، اما باز هم به وسیله‌ی دل و زبان! در ضمن هر گاه خدای منّان چیزی را بدون وسیله به تو داد، تو هم بدون وسیله از او اخذ کن! وحیّ را نیز با وسیله فرستاد.
اما، این بار نوع دعا و توسل ما باید متفاوت گردد و چند کار را انجام دهیم:
یک - دقایقی به لطف خدا فکر کنیم که چه نعمت‌هایی را به ما ارزانی داشته و دارد.
دو - دقایقی به خودمان فکر کنیم که کجاها را خطا کرده‌ایم؟ این خطا چند گونه است، یا مستقیم نعمت را قدر ندانسته و ضایع کرده‌ایم، یا با گناهان دیگری نعمات را ضایع کرده‌ایم، یا رفتارهایی داریم که مانع از بالا رفتن دعای ما می‌شود؛ یا شرایطی ایجاد کرده‌ایم که مانع از رسیدن پاسخ (استجابت) می‌گردد و … – که در دعای کمیل به خوبی تشریح شده است.
سه - پس از این مرحله، اول یک اقرار جدی بنماییم که شامل سه بخش است: اول – الهی جز تو نیست؛ دوم – تو منزه و مبرایی (سبحانی)؛ و سوم این که “من به خودم ظلم کرده‌ایم"؛ یعنی همان ذکر مشهور به “یونسیه علیه السلام"، در دعاهای آدم تا خاتم و ائمه علیهم السلام، به طرق گوناگونی بیان شده است.
چهار - با تمامی آلودگی‌ها و خرابکاری‌ها، او را به جدّ و از صمیم قلب و اخلاص، به اسمای گوناگونش بخوان. مکرر “یا الله و یا ربّی” بگو – “سبحان الله و الحمدلله” بگو – “یا ستار، یا غفار، یا مجیب، یا سریع الرضا، یا جواد، یا کریم، یا رحمان و یا رحیم، یا رازقی، یا مالکی، یا عزیز و یا جبار، یا رفیق و یا شفیق و … بگو و زیاد استغفار و توبه را از قلب به زبان آور و بگو.
پنج - وقتی چیزی نداری که با آن در محضر حق قرار گیری، با همان که نداری برو؛ بگو دستم خالی است؛ بگو خراب کردم؛ بگو غفلت کردم، بگو به خاطر جهلم، جری شدم، بگو حالا مستأصل و مضطر شدم و هیچ راه و وسیله‌ای برایم باقی نمانده است، به جز همان لطف مکرر و مضاعف خودت. بگو: می‌دانی که به رغم تمامی آلودگی‌ها، دوستت دارم، یگانگی تو را باور دارم و به معاد و بازگشت به سوی تو ایمان دارم، از یک سو امیدوار به فضل توأم، از سوی دیگر نگران و خائف از عملکرد خودم هستیم …، دعاهای رسیده از اهل بیت علیهم السلام را بخوان، همش همین حرف‌هاست.
نکته:
دعا کردن نیز ضمن لطافت، کیاست می‌خواهد.
*- ببینیم امام موسی بن جعفر علیه السلام، در دعای مشهور به “سریع الاجابة"، سخن را چگونه آغاز می‌نمایند؟! عرض می‌کند: بهترین چیز نزد دو توحید است که من در آن تو را اطاعت کردم؛ و بدترین چیز هم کفر است که از آن دوری کردم، پس بین این دو هر چه هست، خودت ببخش!
« اللَّهُمَّ إِنِّي أَطَعْتُكَ فِي أَحَبِّ الْأَشْيَاءِ إِلَيْكَ وَ هُوَ التَّوْحِيدُ وَ لَمْ أَعْصِكَ فِي أَبْغَضِ الْأَشْيَاءِ إِلَيْكَ وَ هُوَ الْكُفْرُ فَاغْفِرْ لِي مَا بَيْنَهُمَا »
ترجمه: دايا! تو را در محبوبترين چيزها نزدت كه يگانه پرستى است اطاعت نمودم، و تو را در مبغوض ترين چيزها كه كفر است نافرمانى نكردم، پس آنچه از گناهان بين اين دو است بر من بيامرز!
*- بعد سریعاً تقاضای تسویه حساب نموده و عرض می‌نمایند:
« اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِيَ الْكَثِيرَ مِنْ مَعَاصِيكَ وَ اقْبَلْ مِنِّي الْيَسِيرَ مِنْ طَاعَتِكَ »
خدايا! نافرمانی‌هاى بسيارم در پيشگاهت را درگذر (ببخش)، و طاعت اندكم در آستانت بپذير را بپذیر!
*- و بعد سریعاً توسل به بهترین وسایل قرب:
« أَسْأَلُكَ بِحَقِّ مَنِ اصْطَفَيْتَهُمْ مِنْ خَلْقِكَ وَ لَمْ تَجْعَلْ فِي خَلْقِكَ مِثْلَهُمْ أَحَدا أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ تَفْعَلَ بِي مَا أَنْتَ

موضوعات: خبر روز  لینک ثابت



[چهارشنبه 1398-09-13] [ 08:53:00 ق.ظ ]





  زن زیبا و مرد زاهد   ...

زن زیبایی به عقد مرد زاهد و مومنی در آمد.

مرد بسیار قانع بود و زن تحمل این همه ساده زیستی را نداشت.
روزی تاب و توان زن به سر رسید و با عصبانیت رو به مرد گفت: حالا که به خواسته های من توجه نمی کنی، خود به کوچه و برزن می روم تا همگان بدانند که تو چه زنی داری و چگونه به او بی توجهی می کنی، من زر و زیور می خواهم!
مرد در خانه را باز کرد و روبه زن می گوید: برو هر جا دلت می خواهد!
زن با نا باوری از خانه خارج شد، زیبا و زیبنده!
غروب به خانه آمد .
مرد خندان گفت: خوب! شهر چه طور بود؟ رفتی؟ گشتی؟ چه سود که هیچ مردی تو را نگاه نکرد .
زن متعجب گفت: تو از کجا می دانی؟
مرد جواب داد: و نیز می دانم در کوچه پسرکی چادرت را کشید!
زن باز هم متعجب گفت : مگر مرا تعقیب کرده بودی؟
مرد به چشمان زن نگاه کرد و گفت: تمام عمر سعی بر این داشتم تا به ناموس مردم نگاه نیاندازم، مگر یکبار که در کودکی چادر زنی را کشیدم!

هرکه باشد نظرش در پی ناموس کسان … پی ناموس وی افتد نظر بوالهوسان “

موضوعات: خبر روز  لینک ثابت



[یکشنبه 1398-09-10] [ 09:03:00 ق.ظ ]





  خروج از بن‌بست‌ها   ...

خروج از بن‌بست‌ها

ما آنچه مربوط به خودمان است را اجرا کنيم، خداترسي و تقواي الهي را در همان حدي که می توانیم رعایت کنیم، “تکليف ما لا يُطاق” نکرده‌اند، اگر آن را مراعات کردیم «وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً» خداوند خود، خروجي را قرار مي‌دهد.
 براي روشن‌تر شدن همان جمله بعد کافي است که مي‌فرمايد: «وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ‏» به محاسبات شما نيست، خداوند راه‌هاي خروجي متعدد و فراواني دارد و انسان کوچک است مخصوصا وقتي در بن‌بست قرار می گیرد.
اين بهترين درمان و درمان‌نامه است. براي انساني که طبعا بن‌بست يا بن‌بست‌هايي دور او را گرفته‌اند، گاهي تصور راه های خروجي، خود يک بليه مي‌شود و اشتغال فکري مي‌آورد و اصلا انسان را از تمرکز و توجّه خارج مي‌کند، باعث اضطراب مي‌شود و اطمينان نفس را از بين مي‌برد، انسان را دور مي‌کند.
پس بهترين راه اين است که به کار خود برسد و حدود الهي را بشناسد و درست عمل کند، اگر مستحق خروج از بن‌بست شديم خداي متعال هر چه بن‌بست باشد باز مي‌نمايد.
ادامه دارد…

موضوعات: خبر روز  لینک ثابت



[چهارشنبه 1398-08-22] [ 11:00:00 ق.ظ ]





  اگر کارد به استخوانت رسیده‌...   ...

اگر کارد به استخوانت رسیده‌…

مرحوم علامه مجلسی نقل میکند: فردی به نام “ابوالوفای شیرازی” در زمان حکومت ابی علی الیاس زندانی و تهدید به قتل شد. ایشان متوسل به حضرات اهل بیت میشود. شب در عالم رؤیا، پیامبر اکرم را زیارت میکند.حضرت میفرمایند:

اگر کارد به استخوان رسید و شمشیر به گردنت رسید، یوسف زهرای اطهر، فرزندم را صدا بزن و بگو: “یا صاحبَ الزَّمان اَنا مُستَغیثٌ بکَ” “الغَوثَ اَدرِکنی".
(مهدی جان؛من به تو پناهنده شدم. به فریادم برس؛ یا غوث حقیقی؛ به فریادم برس…).

ابوالوفا میگوید: من این جملات را در عالم رؤیا گفتم و از خواب پریدم. یک وقت دیدم مامورین ابی علی الیاس آمدند و ما را پیش او بردند. وی گفت: به چه کسی متوسل شدی؟ گفتم: “به منجی عالم بشریت, به فریاد درماندگان و بیچارگان”

سپس معلوم شد در خواب به ابی علی الیاس گفته بودند: “اگر دوست ما را رها نکنی نابودت می کنیم و حکومتت را بهم می ریزیم…". بعد مبلغی پول و هدایا به ابوالوفا داد و آزادش کرد.

بحارالانوار جلد۵۳ ص۶۷۸

موضوعات: خبر روز  لینک ثابت



 [ 10:57:00 ق.ظ ]





  مَرنجُ و مَرَنجان   ...

مُلاعلی همدانی از علما وعارفان ، روزی درمشهد مقدس خدمت حاج شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی می رسـد و از ایشان تقاضای مـوعظه می‌کند.
حاج شیـخ نخودکی می‌گوید:
مَرنجُ و مَرَنجان

مرحوم آخوند ملا عـلی همدانی می‌گوید: خوب مرنـجان راحت است ما کـاری می‌کنیم که خودمان را بسازیم و کسی را از خود ناراحت نکنیم؛ اهانت به کسی نمی‌کنیم؛ غیبت کسی را نمـی‌کـنیم؛ این را می‌شـود؛ امّا مـرنج را چـکار کنیم؟
اگر کسی به ما بدی می‌کند؛ غیبت‌مان را می‌کند؛ پول‌مان را می خورد؛ قهراً انسان رنجش پیدا می‌کند. می‌شود چنین چیزی که انسان نرنجد؟
فرمودند: بله.
گفت:چطور؟
فرمودند:
خودت را کِسی ندان!
عیب کار ما همین جاست. که ما خودمان را کِسی می دانیم. به ثروت‌مان به علم‌مان به ریاست‌مان به هر چیزی می‌بالیم؛ لذا هیچ کس جرأت ندارد به ما توبگوید.
بر مال و جمال خویشتن غرّه مشو
کآن را به شبی برند و آن را به تبی!

نقل از
حضرت آیت الله مجتهدی تهرانی

موضوعات: خبر روز  لینک ثابت



 [ 10:55:00 ق.ظ ]






  خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما