چقدر با آلسعود آشنایی دارید؟ دیکتاتورهای عربستان چگونه در تمام سطوح اداره این کشور رسوخ کردهاند؟ چگونه یک کشور به دست یک خاندان اداره میشود؟ فساد سران آل سعود و توافقات پشت پرده مدعیان امالقرای جهان اسلام با آمریکا و اسرائیل چیست؟
زمانی آل سعود، خاندان حاکم بر عربستان تلاش بسیار میکرد تا به هر طریق ممکن بر جنگ داخلی که در میان شاهزادههای آل سعود جهت رسیدن به قدرت در جریان بود و همچنین فساد حاکم بر این خاندان سرپوش بگذارد، اما این دو خصوصیت اکنون به دو شاخص مهم و غیرقابل انکار این خاندان تبدیل شده و میرود تا موجبات سرنگونی و سقوط آن را رقم بزند،. اين مطلب نگاهی دارد به این دو شاخص تا خواننده را بیش از پیش با فضای حاکم بر این خاندان و آثار مترتب بر آن آشنا کند.
نگاهی به تاریخ سیاسی عربستان
اگرچه پادشاهی عربستان سعودی در سال 1932 ميلادي پایهگذاری شد، اما خاندان حاکم بر این کشور دارای تاریخ طولانی از فعالیتهای نظامی و سیاسی در شبه جزیره عربستان هستند. در سال 1902، این خانواده به رهبری “عبدالعزیز بن عبدالرحمن آل سعود” بر ریاض حاکم شد.
بین سالهای 1902 تا 1932 ميلادي، ملک عبدالعزیز تمام دشمنان خود را شکست داد تا با تصرف “الاحساء” در شرق و “عسیر” و “حجاز” در غرب کاملاً عربستان را به تصرف خود درآورد.

(عبدالعزیز بن عبدالرحمن آل سعود)
عربستان مأمن جوامع متفرق با عقاید و سنن متعدد
پس از به قدرت رسیدن عبدالعزیز پادشاهی عربستان سعودی، مأمن جوامع متفرق با عقاید مذهبی و سیاسی متعدد و سنن قبیلهای متنوع شد. ملک عبدالعزیز برای شکست دادن رهبران محلی بر قدرت نظامی و وهابیت تکیه کرد.
اواسط قرن هجدهم عبدالوهاب و بنیانگذار سلسله آل سعود اتحادی به وجود آوردند که در پس آن شيوخ و مفتيها به حکومت آلسعود مشروعیت بخشیدند و از آن تاریخ، آلسعود قبضه قدرت را در عربستان به دست گرفت.

شجرهنامه آلسعود
ریشههای یهودی آلسعود
“مستر همفر” جاسوس مشهور انگلیسی طی سالهای ابتدایی قرن هجدهم در خاورمیانه برای نخستین بار به ریشههای آلسعود میپردازد که برخلاف ادعای عبدالعزیز و براساس اعتراف شجرهنویسان سعودی، اصل و نسب آنها به یک فرد یهودی به نام “ابراهیم موشه” میرسد.
اسناد به دست آمده درباره شجره آلسعود بر این نکته تأکید میکنند که در قرن نهم هجری مطابق با قرن پانزدهم میلادی، شخصی به نام “مانع احسایی” جد نخست آلسعود از قبیله یهودی “عنیزه” زمینی را در نجد عربستان به دست آورده و بعد از او نوه پسریاش به نام “موسی” با جنگ و کشتار و غارت، املاک بسیاری را برآن میافزاید.
“ابراهیم موسی” یا “ابراهیم موشه"، پسر موسی نقش مهمی در شکلگیری آلسعود داشت که نوهاش به نام “مقرن سعود"، رأس این خاندان به شمار میآید.
مُردخای ابراهیم موشه و فرزندانش با تغییر نام و انتخاب اسامی عربی، خود را در میان مسلمانان جا زدند از جمله اینکه با پرداخت مبلغ سی و پنج هزار پوند مصری به “محمد امین تمیمی” مدیر کتابخانههای کشور سعودی در سال 1322 هجري قمري، آلسعود و آلعبدالوهاب را به نبی اکرم(ص) منسوب کردند.
خاندان حاکم
موضوع جانشيني و وليعهدي در عربستان با ديگر كشورهاي سلطنتي دنيا تفاوت دارد. عبدالعزيز بن سعود سنتي را بنيان نهاد که براساس آن سلطنت از برادر به برادر برسد؛ نه از پدر به پسر.
او مقرر كرد در صورت زنده بودن پسرهايش هيچكدام از نوههايش نميتوانند به حكومت برسند. اين سنت تا امروز حفظ شده و پادشاهي عربستان به پسران عبدالعزيز رسيده است.
هم اکنون وليعهد سعودي پس از مرگ “سلطان بن عبدالعزيز"؛ “نایف بن عبد العزیز” است كه از سال 1975 ميلادي وزير کشور عربستان و معاون دوم ملك عبدالله بود و غرب به خاطر دیدگاههای محافظهکارانهاش که مخالف هرگونه اصلاحات است، به شدت از وی حمایت میکند.
جنگ قدرت در خاندان سعودی
بسیاری از کارشناسان بر این باورند، مرگ “سلطان بن عبد العزیز” ولیعهد سابق عربستان موجب تشدید جنگ قدرت در خاندان سعودی شده است؛ بسیاری از شاهزادگان سعودی هم اکنون به نظام انتخاب ولیعهد در این خاندان معترض هستند و اعتقاد دارند، این نظام موجب میشود تا قدرت همواره در دست نسل اول خاندان یعنی پسران ملک عبدالعزیز باقی بماند و هیچگاه قدرت در این خاندان به نسل جوان آن یعنی نوادگان عبدالعزیز نخواهد رسید و همین موجب شده تا هم اعتراضها به شیوه انتخاب ولیعهد و هم جنگ قدرت در آلسعود به شکل قابل ملاحظهای تشدید شود.
شاهان سعودي و اولياي عهد آنان
در این میان هیچگاه نباید برخی از شاهزادگان سعودی را نادیده گرفت که نقش پررنگتری را در عرصه سیاسی این کشور بازی میکنند؛ افرادی چون “بندر بن سلطان” پسر سلطان بن عبدالعزيز كه سالها سفير عربستان در امريكا بود و پس از مرگ فهد و به قدرت رسيدن عبدالله به رياست شوراي امنيت ملي عربستان سعودي نیز انتخاب شد. وی از جمله کسانی است که هیچگاه از مناصبی که در اختیار داشته راضي نبوده و همواره خواهان سهم بيشتري از قدرت است به گونهای که در سال 2008 ميلادي قصد داشت با كودتا علیه پادشاه قدرت را در این کشور به دست بگيرد، به همین دلیل است که پس از سال 2008 ميلادي پادشاه عربستان، بندربن سلطان را از نظر سياسي تقريباً منزوي کرده است.

بندر بن سلطان و جورج بوش
بندر که بهشدت توسط امريكا و غرب حمايت میشود، ديدگاهي سكولار و غربي دارد و خواهان تغيير بافت سنتي جامعه عربستان است و حتي گفته شده هنگامیکه پدر ولیعهدش در قید حیات و ملک عبدالله برای درمان در آمریکا بود، پدر را تحريك كرده تا با یک کودتا قدرت را به دست گیرد و مانع به قدرت رسيدن احتمالي نايف در صورت مرگ ملك عبدالله شود غافل از اینکه اجل به وی فرصت نداد. مسلم است كه در آن زمان بندر به خوبی میدانست در صورت رسيدن سلطان به قدرت او زمام بيشتر امور را به دست خواهد داشت.