دختر چادری میخواست از خیابان رد شود.
داشت فکر میکرد، حواسش کمی از چادرش غافل شده بود،
مثل همیشه محکم نگرفته بودش.
به وسط خیابان رسیده بود،
یک تاکسی از جلویش رد میشد،
دو دختر داخل تاکسی نسبت به حجاب او بیگانه بودند، نگاهشان روی او متوقف شد.
یکی از دخترها سرش را از ماشین بیرون آورد و بلند داد زد:
- چادرتو محکم تر بگیر!…
بعد هر دو در حالیکه دور میشدند برگشتند و از شیشه عقب ماشین با حرص به دختر چادری نگاه کردند. میخندیدند، انگار از کارشان خیلی لذت برده بودند!
دختر چادری اما، انگار متذکر چیزی شده باشد، حواسش جمع شد،
چادرش را محکم تر گرفت،
و به راهش ادامه داد!
موضوعات: حجاب
لینک ثابت
[پنجشنبه 1391-06-30] [ 10:33:00 ق.ظ ]