موضوعات: "مناسبتها" یا "ماه رجب" یا "ماه شعبان" یا "ماه مبارک رمضان"

نکاتی ساده برای سلامت روزه‌داران

نکات ساده‌ای که افراد روزه‌دار در طول ماه رمضان باید برای حفظ سلامت خود رعایت کنند در این مطلب به آن اشاره شده است:


تامین آب مورد نیاز بدن
برای آنکه در فصل تابستان بدن رطوبت خود را حفظ کند باید حدود هشت لیوان آب نوشیده شود به همین دلیل در طول ماه رمضان به افراد توصیه می‌شود تاحد امکان در ساعاتی که روزه نیستند آب بنوشند.


به تدریج افطار کنید
افراد روزه‌دار باید به تدریج افطار کنند. پزشکان به افراد توصیه می‌کنند افطار خود را با آب آغاز کنند و سپس از غذاهای گرم سبکی همچون سوپ، سالاد یا فنجان کوچکی آب‌میوه طبیعی مصرف کنند. همچنین در این ماه به افراد توصیه می‌شود از خرما به دلیل دارا بودن منیزیم، پتاسیم و فیبر خوراکی غافل نشوند.


مواد خوراکی دیرهضم مصرف کنید
مصرف نان‌های سبوس‌دار، گندم، جو، مواد خوراکی تازه همچون میوه و سبزیجات که میزان کمی قند دارند و سرشار از کربوهیدرات هستند باعث می‌شود فرد روزه‌دار کمتر در طول روز احساس گرسنگی کند.


خودداری از مصرف مواد خوراکی قندی و نمکی
مصرف غذاهای فرآوری شده یا حاوی میزان بالایی ادویه‌جات و نمک در این ماه توصیه نمی‌شود چرا که بدن مواد قندی را به سرعت تجزیه کرده و احساس گرسنگی سریعتر به سراغ فرد می‌آید.
منبع : isna.ir


اشتراک گذاری این مطلب!

برای حافظه خوب چه غذایی بخوریم

پزشکان توصیه می‌کنند به جای خوردن قرص‌های ویتامین، بهتر است غذاهای مناسب خورده شود تا مغز سالم بماند و عملکرد خوبی داشته باشد.


مصرف قرص برای بهبود حافظه یک فریب بزرگ است؛ این در حالیست که برخی از مواد غذایی اثرات بهتری روی مغز انسان می‌گذارند و برای انسان مفیدتر هستند.
اول باید بدانید این مواد غذایی را نباید سرخ کرد زیرا ویتامین‌ها و عناصر کمیاب خود را از دست می‌دهند اما آنهایی که پختنی هستند را می‌توانید با بخار یا حرارت 40 درجه بپزید.


ماهی چرب
شاه ماهی، ساردین، ماهی آزاد و ماهی تن حاوی مقدار زیادی امگا 3 هستند که کمک می‌کند سلول‌های مغزی مرمت شوند و سلول‌های عصبی عملکرد درستی داشته باشند.


اشتراک گذاری این مطلب!

چند نكته طلایی برای روزه داری در تابستان

هدف ما از روزه گرفتن در ماه مبارك رمضان علاوه بر اجر معنوی آن، بهره بردن از منافع جسمانی و روانی این ماه مبارك است. البته ماه رمضان امسال به دلیل مصادف شدن با روزهای گرم و طولانی تابستان دارای حساسیت و تحمل بیشتری است كه با یك برنامه تغذیه ای درست هنگام افطار و سحر می توانیم بدون هیچ گونه مشكلی از مزایای آن بهره ببریم و به مشكلاتی مانند ضعف بدنی، افت فشار، تشنگی و گرسنگی نیز دچار نشویم.


رعایت راهكارهای ساده تغذیه ای در افطار و سحر می تواند روزه داران را به منظور دریافت منافع بدنی و تسهیل بهره مندی از مزایای روحانی این ماه مبارك یاری كند زیرا یك فرد بیمار به درستی نمی تواند از بركات ماه رمضان فیض ببرد.


• برای اینكه كمتر هنگام روزه داری تشنه شوید بهتر است در برنامه غذایی سحری از خوردن غذاهایی مثل انواع كوكو، بادمجان، سوسیس و كالباس، سس مایونز و سیر و پیاز و همچنین غذاهای چرب و پرنمك كه سبب تشنگی زیاد در طول روز می شود پرهیز كنید.

• سعی كنید از غذاهای آب پز شده و خورشت های آبدار و كم نمك استفاده كنید.

• خوردن مواد شیرین مانند زولبیا و بامیه هنگام سحر سبب افت سریع قند خون و احساس گرسنگی در طول روز می شود.

• بعد از خوردن سحری، بهتر است هنگام مسواك زدن برای كاهش تشنگی و خشكی دهان، از حجم كمتری خمیر دندان استفاده كنید.

• سعی كنید در ماه رمضان میوه های آب دار و سبزی های بیشتری مصرف كنید تا در طول روز دچار تشنگی نشوید.

• بهتر است هنگام افطار از مخلوط آبلیموی تازه با آب یا چای كمرنگ یا شربت خاكشیر به جای قهوه و چای پر رنگ استفاده كنید.

• خوردن 8 تا 12 لیوان آب از افطار تا هنگام سحرسبب می شود تا شما در طول روز كمتر دچار تشنگی شوید.

• برای اینكه بعد از خوردن افطار و سحری دچار سوزش معده و ترش كردن نشوید بهتر است از غذاهای سبك و كم چرب استفاده كنید. در ضمن مایعات را پس از اتمام غذا بخورید و بلافاصله بعد از خوردن سحری به رختخواب نروید.

• بهتر است افطار خود را با یك استكان آب ولرم یا یك فنجان شیر و عسل باز كنید و از خوردن غذا و شیرینی های فراوان هنگام افطار بپرهیزید تا دچار سنگینی و مشكلات معده نشوید.

• سعی كنید وعده های غذایی مانند پلو و خورش را دو ساعت بعد از افطار میل كنید تا هضم آن آسان باشد.

• برای جلوگیری از بروز یبوست و مشكلات روده، بعد از خوردن افطار آلو و انجیر خیس شده و میوه هایی همچون گلابی، هلو و هندوانه میل كنید.


• ورزش سبك و پیاده روی بعد از افطار به هضم غذا و جلوگیری از یبوست كمك زیادی می كند.

• وعده سحری را به هیچ عنوان حذف نكنید زیرا ادامه دادن به این روال در طول ماه رمضان سبب افت بدنی و تحلیل عضلانی خواهد شد.

• نان و پنیر كم نمك با سبزی یا گردو با یك لیوان شیر از بهترین خوردنی ها برای سحر محسوب می شود زیرا علاوه بر حجم سبك دارای قوت بسیار است.

• برای اینكه در طول روز كمتر تشنه شوید، بهتر است علاوه بر خوردن آب فراوان در فاصله افطار تا سحر، از كربوهیدرات هایی همچون نان و غلات و ماكارونی سبوس دار در وعده افطار و سحر استفاده كنید. این مواد سبب می شود گلیكوژن بدن در حد نرمال حفظ شده و فرد كمتر دچار تشنگی شود.

منبع:google2fa.mihanblog.com


اشتراک گذاری این مطلب!

احکام اعتکاف


مسأله ۱۷۱۹ - اعتکاف از عبادات مستحب می‌باشد که به واسطه نذر، عهد، قسم و مانند اینها واجب می‌شود، و اعتکاف شرعی آن است که فرد در مسجد به قصد قربت، توقّف و اقامت کند و احتیاط مستحب آن است که اقامت به قصد انجام اعمال عبادی مانند نماز یا دعا باشد.

مسأله ۱۷۲۰ - برای اعتکاف وقت معیّنی نیست و در هر زمانی در طول سال که روزه صحیح است، اعتکاف هم صحیح است و بهترین وقت آن، ماه مبارک رمضان است و افضل دهه آخر ماه رمضان است.

مسأله ۱۷۲۱ - حداقل زمانِ اعتکاف، سه روز به ضمیمه دو شبِ وسطِ آن سه روز می‌باشد، و در کمتر از آن صحیح نیست ولی در زیاده حدّی ندارد، و داخل نمودن شب اوّل یا چهارم در نیت اعتکاف مانعی ندارد، بنابراین اعتکاف بیشتر از سه روز جایز است و اگر فرد پنج روز کامل معتکف شد، روز ششم را باید معتکف بماند.

مسأله ۱۷۲۲ - آغاز زمان اعتکاف، اذان صبح روز اوّل است و انتهای آن بنا بر احتیاط واجب، تا اذان مغرب روز سوّم است و در محقّق شدن اعتکاف، سه روز تلفیقی کافی نیست یعنی فرد نمی‌تواند بعد از اذان صبح روزِ اوّل معتکف شود هرچند نقصان روز اوّل را از روز چهارم جبران نماید، مثل اینکه معتکف از اذان ظهر روز اوّل تا اذان ظهر روز چهارم در مسجد بماند.

اموری که در اعتکاف معتبر است

مسأله ۱۷۲۳ - در اعتکاف اموری معتبر است:

اوّل: معتکف مسلمان باشد.


دوّم: معتکف عاقل باشد.


سوّم: اعتکاف با قصد قربت انجام شود.

مسأله ۱۷۲۴ - اعتکاف کننده، باید قصد قربت به گونه‌ای که در وضو گذشت، داشته باشد و اعتکاف را از آغاز تا پایان آن به قصد قربت با رعایت اخلاص معتبر در آن به جا آورد.

چهارم: مدّت اعتکاف حداقل سه روز باشد.

مسأله ۱۷۲۵ - حداقل مدّت ‌اعتکاف سه روز است، و اعتکاف در کمتر از سه روز صحیح نیست و اما برای آن حداکثری نیست همچنان که توضیح آن در مسأله (۱۷۲۱) گذشت.

پنجم: معتکف در ایام اعتکاف روزه باشد.

مسأله ۱۷۲۶ - اعتکاف کننده باید در ایّام اعتکاف، روزه باشد، بنابراین کسی که نمی‌تواند روزه بگیرد مانند مسافری که قصد اقامه ده روز ندارد و مریض و زن حائض و نفساء اعتکافش صحیح نیست، و در ایام اعتکاف لازم نیست که روزه مخصوص به اعتکاف باشد بلکه هر روزه‌ای باشد صحیح است حتّی روزه استیجاری، مستحبی و قضاء هم کافی است.

مسأله ۱۷۲۷ - در مدّت زمانی که معتکف روزه است یعنی از اذان صبح تا مغربِ هر روز، هر کاری که روزه را باطل می‌کند، موجب بطلان اعتکاف نیز می‌گردد، بنابراین معتکف باید در هنگام روزه از ارتکاب عمدی مبطلات روزه خودداری نماید.

ششم: اعتکاف در مساجد چهارگانه یا در مسجد جامع باشد.

مسأله ۱۷۲۸ - اعتکاف در مسجد الحرام یا مسجد النّبی (صلّی الله علیه و آله) یا مسجد کوفه یا مسجد بصره صحیح است، همچنین اعتکاف در مسجد جامع هر شهر صحیح می‌باشد مگر در زمانی که امامت آن مسجد اختصاص به فرد غیر عادل داشته باشد که در این هنگام ـ بنا بر احتیاط لازم ـ اعتکاف صحیح نمی‌باشد، و مراد از مسجد جامع مسجدی است که اختصاص به محلّه یا منطقه خاص یا گروه خاصّی نداشته باشد و محلّ اجتماع و رفت‌وآمد مردم مناطق و محله‌های مختلف شهر باشد، و مشروعیت اعتکاف در هیچ مسجدی غیر مسجد جامع ثابت نیست ولی آوردن آن به احتمال مطلوب بودنش اشکال ندارد، اما اعتکاف در جایی که مسجد نیست و مثلاً حسینیه است یا فقط نمازخانه است صحیح نیست و مشروعیت ندارد.

هفتم: اعتکاف در یک مسجد انجام شود.

مسأله ۱۷۲۹ - اعتکاف‌ لازم‌ است در یک مسجد انجام شود. بنابراین یک اعتکاف را نمی‌توان در دو مسجد انجام داد چه جدا از هم باشند یا متصل‌به‌هم باشند مگر به گونه‌ای به هم متّصل باشند که عرفاً یک مسجد حساب شوند.

هشتم: اعتکاف با اذن کسی که اذن او شرعاً معتبر است‌ باشد.

مسأله ۱۷۳۰ - اعتکاف باید با اذن کسی که اذن او شرعاً معتبر است‌ باشد. بنابراین زمانی که توقّفِ زن در مسجد حرام باشد مثل موردی که زن بدون اجازه از منزل خارج شده باشد، اعتکاف باطل است، و در صورتی که توقّفِ زن در مسجد، حرام نباشد ولی اعتکاف منافی با حق شوهر باشد، صحّت اعتکافش در صورتی که بدون اذن شوهرش باشد، محلّ اشکال است. همچنین در صورتی که اعتکاف موجب آزار و اذیت والدین باشد و این اذیت، ناشی از شفقت و دلسوزی باشد، اذن فرزند از آنان لازم است و اگر موجب اذیت آنان نباشد، احتیاط مستحب آن است که اجازه بگیرد.

نهم: معتکف محرّمات اعتکاف را ترک نماید.

مسأله ۱۷۳۱ - کسی که در حالِ‌ اعتکاف ‌می‌باشد، باید از محرّمات اعتکاف که در ذیل می‌آید اجتناب نماید و ارتکاب آنها اعتکاف را باطل می‌کند، ولی وجوب اجتناب از آنها در اعتکافی که واجبِ معیّن نیست، در غیر جماع، بنا بر احتیاط است:
۱ ـ بوی خوش.
۲ ـ جماع و آمیزش با همسر.
۳ ـ استمناء و لمس و بوسیدن از روی شهوت (بنا بر احتیاط واجب).
۴ ـ ممارات و مجادله کردن.
۵ ـ خرید و فروش.

مسأله ۱۷۳۲ - برای معتکف بوییدن عطریات مطلقاً - چه از بوییدنش لذّت ببرد و چه لذّت نبرد - جایز نیست، و بوییدن گیاهان خوشبو در صورتی که از بوییدن آن لذت می‌برد جایز نیست و اگر از بوییدن آن لذت نمی‌برد اشکال ندارد. همچنین معتکف می‌تواند از مواد شوینده معطّر و خوشبو از جمله صابون مایع یا جامد، شامپو و خمیردندان خوشبو استفاده نماید و در مساجدی که معمولاً غیر معتکفین عطر می‌زنند، استشمام بوی عطر آنان جایز نیست، ولی احساس بوی عطر ظاهراً مانعی ندارد و لازم نیست بینی خود را بگیرد.

مسأله ۱۷۳۳ - جماع و آمیزش با همسر در حال اعتکاف جایز نیست هرچند موجب انزال و خروج منی نشود، و ارتکاب عمدی آن اعتکاف را باطل می‌کند.

مسأله ۱۷۳۴ - معتکف بنا بر احتیاط واجب، باید از استمناء (هرچند به صورت حلال) و مباشرت زن به لمس و بوسیدن به شهوت هم اجتناب کند، و نگاه کردن با شهوت به همسر در ایام اعتکاف مبطل اعتکاف نیست ولی احتیاط مستحب آن است که در ایام اعتکاف از آن اجتناب شود.

مسأله ۱۷۳۵ - در حال اعتکاف جدال بر سر مسائل دنیوی یا دینی در صورتی که به قصد غلبه برطرف مقابل و اظهار فضلیت و برتری باشد، حرام است اما اگر به قصد اظهار حق و روشن شدن حقیقت و برطرف کردن خطا و اشتباه طرف مقابل باشد نه تنها حرام نیست بلکه از بهترین عبادات است. بنابراین ملاک، قصد و نیت معتکف است.

مسأله ۱۷۳۶ - در حال اعتکاف خرید و فروش و بنا بر احتیاط واجب، هر نوع داد و ستدی مانند اجاره، مضاربه، معاوضه و … حرام است هرچند معامله انجام شده صحیح است.

مسأله ۱۷۳۷ - هرگاه معتکف برای تهیه مواد خوراکی یا آشامیدنی یا سایر حوائج اعتکاف ناچار به خرید و فروش شود و شخص غیر معتکفی که این کار را به وکالت انجام دهد، نیابد و تهیه اجناس مذکور بدون خرید مثل هدیه یا قرض گرفتن امکان نداشته باشد، در این صورت، خرید و فروش مانعی ندارد.

مسأله ۱۷۳۸ - اگر معتکف محرّمات اعتکاف را عمداً و با وجود اطّلاع از حکم شرعی انجام دهد، اعتکافش باطل می‌شود.

مسأله ۱۷۳۹ - اگر معتکف یکی از محرّمات اعتکاف را سهواً و از روی فراموشی انجام دهد، مطلقاً مبطل اعتکاف نیست.

مسأله ۱۷۴۰ - اگر معتکف یکی از محرّمات اعتکاف را به خاطر ندانستن مسأله انجام داده، در صورتی که جاهل مقصّر بوده، اعتکافش باطل می‌شود و اگر جاهل قاصر بوده، اعتکافش صحیح است و حکم سهو را دارد.

مسأله ۱۷۴۱ - اگر شخص معتکف اعتکافش را به‌وسیله ارتکاب یکی از مُفسداتی که در مسائل پیش بیان شد، باطل کند، اگر اعتکاف واجبِ معین باشد، بنا بر احتیاط واجب، باید اعتکاف را قضاء کند و اگر در اعتکاف واجبِ غیر معین باشد مثل آنکه اعتکاف را بدون آنکه در وقت معیّنی باشد نذر کند، واجب است که اعتکاف را دوباره از سر گیرد، و اگر در اعتکاف مستحب باشد و بعد از اتمام روز دوّم اعتکاف را باطل کند، بنا بر احتیاط وجوبی اعتکاف را قضاء کند و اگر قبل از اتمام روز دوم، اعتکاف مستحب را باطل کند، چیزی بر عهده او نیست و قضاء ندارد.

دهم: معتکف در مکان اعتکاف باقی بماند و از آن خارج نشود مگر در مواردی که خروج شرعاً جایز است.

مسأله ۱۷۴۲ - در مواردی که جایز است از مسجد بیرون رود، بیشتر از زمانی که برای انجام آن امر لازم است، نباید خارج مسجد نماند.

خروج از محل اعتکاف

مسأله ۱۷۴۳ - خروج از محلّ اعتکاف برای ضروراتی که چاره‌ای از آن نیست، مثل توالت کردن، جایز است و خروج از مسجد برای غسل جنابت جایز بلکه واجب است، همچنین خروج بانوان برای انجام غسل استحاضه جایز است. و زن مستحاضه‌ای که غسل بر او واجب است در صورتی که غسل‌های واجب خود را انجام ندهد، مضرّ به صحّت اعتکافش نیست.

مسأله ۱۷۴۴ - خروج از محلّ اعتکاف برای وضوی نماز واجبِ اداء، جایز است هرچند وقت نماز داخل نشده باشد و خارج شدن برای وضوی نماز واجبِ قضاء در صورتی که وقت قضاء وسعت داشته باشد، محلّ اشکال است.

مسأله ۱۷۴۵ - چنانچه شرایط برای وضو گرفتن در خود مسجد فراهم باشد فرد معتکف نمی‌تواند به خارج از مسجد برای وضو گرفتن برود.

مسأله ۱۷۴۶ - اگر بر اعتکاف کننده غسل واجب شود، در صورتی که آن غسل از غسل‌هایی است که انجام آن در مسجد، مانع داشته و جایز نباشد مثل غسل جنابت که مستلزم ماندن در مسجد با جنابت است یا موجب نجس شدن مسجد می‌گردد، باید خارج شود‌ وگرنه اعتکاف او باطل می‌شود و در صورتی که غسل کردن در مسجد مانعی نداشته باشد مانند غسل مسّ میّت و امکان غسل نیز باشد، بنا بر احتیاط واجب، جایز نیست از مسجد خارج شود.

مسأله ۱۷۴۷ - خروج از محلّ اعتکاف برای غسل‌های مستحبی مثل غسل جمعه یا غسل اعمال «اُمّ داوود» و همچنین برای وضوی مستحبی، محلّ اشکال است. و به طور کلّی خارج شدن از مسجد برای امور راجحه (دارای رجحان) در غیر آنچه ضرورت عرفی به حساب می‌آید، محلّ اشکال و احتیاط است، ولی معتکف برای تشییع جنازه و تجهیز میّت مانند غسل و نماز و دفن میّت و برای عیادت مریض و نماز جمعه می‌تواند از محلّ اعتکاف ‌خارج شود.

مسأله ۱۷۴۸ - خروج فرد معتکف برای شرکت در نماز جماعتی که خارج از محلّ اعتکاف ‌برگزار می‌شود، بنا بر احتیاط واجب، جایز نیست مگر فردی که در مکه مکرّمه معتکف شده باشد که وی می‌تواند برای نماز جماعت یا فرادی از مسجد خارج شود و در هر جای مکه که می‌خواهد نماز بخواند.

مسأله ۱۷۴۹ - خروج معتکف از مسجد برای آوردن وسایل مورد احتیاجش در فرضی که می‌تواند فرد غیر معتکفی را برای آوردن آن وسایل مأمور نماید، جایز نیست.

مسأله ۱۷۵۰ - معتکف برای شرکت در امتحانات دبیرستان یا دانشگاه یا حوزه چنانچه ضرورت عرفی باشد می‌تواند از محل اعتکاف خارج شود ولی نباید مدّت خروجش طولانی ‌گردد، به گونه‌ای‌ که صورت اعتکاف از بین برود، مثلاً تا دو ساعت اشکال ندارد.

مسأله ۱۷۵۱ - اگر معتکف به خاطر کار ضروری از مسجد خارج شود ولی مدّت خروجش طولانی ‌گردد، به گونه‌ای که صورت اعتکاف از بین برود، اعتکافش باطل است، هرچند خروجش از روی اکراه یا اجبار یا اضطرار و یا فراموشی باشد.

مسأله ۱۷۵۲ - اگر معتکف از محلّ اعتکاف عمداً و اختیاراً و با وجود اطّلاع از حکم شرعی در غیر موارد ضروری و مجاز برای خروج، خارج گردد، اعتکافش باطل می‌شود.

مسأله ۱۷۵۳ - اگر معتکف از محلّ اعتکاف به خاطر ندانستن مسأله و جهل به حکم شرعی در غیر موارد ضروری و مجاز برای خروج، خارج گردد، اعتکافش باطل می‌شود.

مسأله ۱۷۵۴ - اگر معتکف از روی فراموشی از مسجد خارج شود، اعتکاف باطل می‌شود و اگر معتکف از روی اکراه و اجبار از مسجد خارج شود، اعتکافش باطل نمی‌شود مگر مدّت خروجش طولانی گردد، به گونه‌ای که صورت اعتکاف از‌ بین برود که‌ در این ‌فرض، اعتکافش باطل می‌شود.

مسأله ۱۷۵۵ - اگر بر معتکف خروج از محلّ اعتکاف، واجب باشد مثل اداء بدهی و دینی که بر عهده او واجب است و سررسید آن فرا رسیده است و تمکّن از ادای آن را دارد و طلبکار هم آن را مطالبه می‌کند یا اداء واجب دیگری که انجام آن متوقّف بر خروج است ولی او خلاف وظیفه رفتار نموده و خارج نشود، گناهکار است اما اعتکافش باطل نمی‌شود.

مسأله ۱۷۵۶ - معتکف نباید بیش از مقدار حاجت و ضرورت و نیاز بیرون مسجد بماند و در خارج از مسجد، در صورت امکان، نباید زیر سایه بنشیند ولی نشستن زیر سایه در خارج از محلّ اعتکاف، اگر قضاء حاجت و رفع نیاز متوقّف بر نشستن زیر سایه باشد، اشکال ندارد و بنا بر احتیاط واجب، بعد از قضاء حاجت و رفع نیاز مطلقاً ننشیند مگر ضرورت پیش آید.

مسأله ۱۷۵۷ - معتکف می‌تواند در بیرون مسجد زیر سایه راه برود هرچند احتیاط مستحب ترک آن است.

مسأله ۱۷۵۸ - مراعات نزدیک‌ترین مسیر در هنگام خروج از محلّ اعتکاف یا برگشت به محلّ اعتکاف، بنا بر احتیاط واجب، لازم است مگر آنکه انتخاب مسیر دورتر مستلزم توقّفِ کمتر در خارج مسجد باشد که باید آن را انتخاب کند.

مسائل متفرقه اعتکاف

مسأله ۱۷۵۹ - انسان می‌تواند از آغاز هنگام نیتِ اعتکاف در غیر اعتکافِ واجبِ معین شرط کند که اگر مشکلی پیش آمد اعتکاف را رها کند. بنابراین وی می‌تواند با قرار دادن این شرط، در وقت پیش آمدن مشکل و مانع، اعتکاف را رها کند و اشکالی هم ندارد حتّی در روز سوّم، اما اگر معتکف شرط کند بدون عارض شدن هیچ سببی بتواند اعتکاف را قطع نماید، صحّت چنین شرطی، محلّ اشکال است. شایان ذکر است قرار دادن شرط مذکور (شرط رها کردن اعتکاف در اثنای آن) بعد از شروع اعتکاف یا قبل از شروع آن صحیح نیست بلکه باید همزمان و مقارن با نیت اعتکاف باشد.

مسأله ۱۷۶۰ - در اعتکاف، بلوغ شرط نیست و اعتکافِ بچه ممیّز هم صحیح است.

مسأله ۱۷۶۱ - اگر‌ اعتکاف‌ کننده بر فرش غصبی بنشیند و از غصبی بودن فرش، آگاه باشد، معصیت کرده است ولی اعتکافش باطل نمی‌شود و اگر کسی به مکانی سبقت گرفته و جا گرفته باشد و اعتکاف کننده، آن مکان را از او بدون رضایت بگیرد هرچند گناهکار است ولی اعتکافش صحیح است.

مسأله ۱۷۶۲ - اگر در موقع نیت اعتکافِ واجب، شرط رجوع (شرط رها نمودن اعتکاف در اثنای آن) کرده باشد که تفصیل آن در مسأله (۱۷۵۹) گذشت، چنانچه یکی از محرّمات را انجام دهد، قضاء اعتکاف و از سر گرفتن آن، هیچ‌کدام لازم نیست.

مسأله ۱۷۶۳ - اگر زنی که معتکف شده است بعد از‌ اتمام روز دوّم اعتکاف، حائض شود واجب است فوراً از مسجد خارج شود و قضاء اعتکاف بر او بنا بر احتیاط واجب لازم می‌باشد، مگر آنکه در ابتدای اعتکاف شرط رجوع (شرط رها نمودن اعتکاف در اثنای آن) کرده باشد که تفصیل آن در مسأله (۱۷۵۹) گذشت.

مسأله ۱۷۶۴ - قضاء اعتکاف واجب، واجب فوری نیست ولی نباید قضاء آن را به حدّی تأخیر اندازد که سهل‌انگاری در اداء واجب حساب شود و احتیاط مستحب است که فوراً قضاء کند.

مسأله ۱۷۶۵ - اگر در اثناء اعتکافی که به سبب نذر یا قسم یا عهد یا سپری شدن دو روز اوّل اعتکاف، واجب شده است، معتکف بمیرد بر ولیّ او (پسر بزرگ‌تر) قضاء اعتکاف، واجب نیست هرچند احتیاط مستحب آن است که اعتکاف متوفّی را قضاء کند. البتّه چنانچه معتکف در این مورد وصیّت نموده است که از ثلث مالش فردی را اجیر کنند تا برای او اعتکاف انجام دهد، باید مطابق با وصیّت عمل شود.

مسأله ۱۷۶۶ - اگر معتکف اعتکاف واجب را با جماع و آمیزش عمداً باطل کند، چه در روز باشد یا شب، کفّاره واجب می‌شود و در سایر محرّمات، کفّاره ندارد هرچند احتیاط مستحب است که کفّاره بدهد.
و کفّاره بطلان اعتکاف، همانند کفّاره ماه مبارک رمضان است که فرد مخیر است شصت روز را روزه بگیرد یا شصت فقیر را طعام بدهد، هرچند احتیاط استحبابی مراعات کفّاره مرتّبه است یعنی شصت روز روزه بگیرد و اگر نتوانست شصت فقیر را طعام دهد.

مسأله ۱۷۶۷ - عدول از اعتکاف به اعتکاف دیگر جایز نیست، چه هر دو واجب باشند مثل آنکه یکی را به نذر و دیگری را به قسم بر خود واجب کرده باشد، یا هر دو مستحب باشند، یا یکی واجب و دیگری مستحب باشد، یا یکی برای خود و دیگری به نیابت یا اجاره برای غیر باشد، یا هر دو به نیابت از غیر باشد.


اشتراک گذاری این مطلب!

علي عليه السلام سمبْل توليد و كار

- تو ميداني اميرالمؤمنين از چه جهت ما را به خانه اش دعوت كرده است؟

- من، چيزي نمي دانم. فقط چشمانم به آن كيسه بزرگ پر از پولي است كه پاي غلام علي با آن برخورد كرد.

- آيا مي داني علي اينهمه پول را از كجا آورده است؟

- چرا از خودش نمي پرسي؟

- يا علي! اين پولهاي زياد كجا بوده است؟

- اين پولها از آن كسي است كه مال ندارد.

- منظور علي از اين جمله چه بود؟

- يادت هست كه چندي قبل، علي با پيراهن كهنه اي از كنار ما رد شد و ما با لحني تمسخرآميز و متلك گونه فقر و و تهي دستي علي را به رخ او كشيديم. غلامش مي گفت پس از آن جريان، علي به او گفته است امسال خرماها را به فقرا ندهد. بلكه خرماها را به بازرگانان بفروشد و پول آنها را جمع كند. حال هم ما را در اينجا جمع كرده است تا به ما بفهماند كه او مردي دارا و ثروتمند است. اما با بخشيدن اموالش به فقرا، چيزي از آن را براي خود نگاه نمي دارد.

احتمالاً، حال هم قصد دارد اين پولها را ميان مستمنداني كه هر سال برايشان خرما مي فرستاد، تقسيم كند.

بعضي علي (ع) را به علم زيادش مي شناسند و بعضي حيران عدالتش هستند. بعضي شيداي غيرتمندي اش هستند. بعضي هم مبهوت جنگاوري اش. اما كمتر كسي علي را اسوه و سمبل كار و توليد اقتصادي مي شناسد. علي از همان دوران كودكي وبعدها نوجواني و جواني اش مشغول كار و فعاليت شد. از كودكي تا كهنسالي تا آنجايي كه وقت و فرصت به او اجازه مي داد، كار مي كرد و خرج زندگاني اش را تأمين مي نمود. در تمام اين دوران هم :

مشروعيت كار براي علي (ع) مهم بود، نه نوع و مقبوليتش!

به همين جهت هم، ‌امام را در دورانهاي مختلف عمرشان در كارهاي گوناگون و مختلفي مي بينيم. در جواني با شتري براي مردم مشكهاي آب را حمل مي نمود و آنها را در اختيار آنان قرار مي داد و آنها را در اختيار آنان قرار مي داد تا مخارجش تأمين شود. با كاشت درخت و بناي باغها، با حفر قنات و چاهها زمين را آباد مي كرد و چرخ اقتصادي را به چرخش درمي آورد. او كار مي كرد و درآمدش را انفاق مي نمود. با اينكه بعدها يكي از پردرآمدترين انسانهاي زمان خودش شده بود، اما باز هم به اموالش دل نمي بست. خود مي فرمايد :

صدقه اي كه من از مال خودم خارج مي كنم، اگر مابين همه بني هاشم تقسيم كنم، آنها را كفايت مي كند.

و اينهمه از آن رو بود كه اميرالمؤمنين بزرگترين دشمن فقر و نداري بود. در كلامي به فرزندش محمد حنفيه مي فرمايد :

پسرم من از فقر بر تو مي ترسم. از آن به خدا پناه ببر! چرا كه فقر دين انسان را ناقص و عقل و انديشه او را مشوش و مردم را نسبت به او،‌ و او را نسبت به مردم بدبين مي سازد.

او دشمن فقر بود. سفارش مي كرد كه هركس بايد با كار و كوشش، از دچار شدن خانواده اش به فقر و مكنت جلوگيري كند و پس از آن هم در آمدش را به كمك و ياري فقرا، اختصاص دهد. اميرالمؤمنين كاري را كه در جهت مبارزه با فقر انجام مي شد امري مقدس و در رديف جهاد في سبيل الله به حساب مي آورد. از همين رو هم بود كه مولاي مؤمنان علاقمند بود تا از دسترنج خودش به تأمين زندگي اش بپردازد. حتي در دوران خلافت هم كه كار و وظيفه اش سنگين، و فعاليتش زيادتر بود- اميرالمؤمنين بر كشوري وسيع حكومت مي كرد كه چندين برابر ايران فعالي است و به عزل و نصب و بازرسي و حسابرسي مي پرداخت- با اينكه كارهاي خلافت خسته اش مي كرد، اما همچنان تأكيد داشت كه از دسترنج خودش امرار معاش كند و از بيت المال مصرف نكند. و نقل است حتي پس از بيعت مردم با ايشان در امر خلافت، به مزرعه رفت و مشغول كار و زراعت خويش شد.

آري! بي رغبتي به دنيا، بابناي دنيا كه خداي متعال آنرا وظيفه همگان قرار داده است،‌منافات ندارد. شيوه اميرالمؤمنين كه تربيت يافته اسلام است به ما مي فهماند :

دنيا را بسازيد، زمين را آباد كنيد، ثروت ايجاد كنيد، اما دل نبنديد! اسير آن نشويد، تا راحت بتوانيد در راه خدا انفاق كنيد. هر چه مي توانيد ثروت توليد كنيد،‌اما خودتان كمتر مصرف كنيد!


اشتراک گذاری این مطلب!

نهج البلاغه گمشده بشريت معاصر

ما منتظريم كه كتاب نهج البلاغه كه بعد از قرآن بزرگترين دستور زندگي مادي و معنوي و بالاترين كتاب رهايي بخش بشر است و دستورات معنوي و حكومتي آن بالاترين راه نجات است، از امام معصوم ماست.

(امام خميني «ره»)

نهج البلاغه مرهمي است بر دردهاي جانكاه بشريت.

نهج البلاغه داروي مؤثري است بر تلطيف روح انسانها و مبارزه با خشونتها.

نهج البلاغه اثري است به درخشندگي آفتاب، به لطافت گل، به قاطعيت صاعقه، به غرش طوفان و برق، به تحرك امواج، به بلندي ستارگان دوردست بر اوج آسمانها.

نهج البلاغه در حقيقت فرزند قرآن است.

اين مجموعه زيبا و نفيس كه روزگار از كهنه كردن آن ناتوان است و گذشت زمان و ظهور افكار و انديشه اي نوتر و روشن تر بر ارزش آن افزوده، منتخبي است از خطابه ها و دعاها، وصايا، نامه ها و جمله هاي كوتاه مولاي متقيان علي (ع) كه بوسيله سيد شريف رضي در حدود هزار سال پيش گردآوري شده است.

او از نظر خودش آنهايي كه از جنبه بلاغت برجستگي خاصي را داشته اند انتخاب كرده، از اينرو اين منتخب را نهج البلاغه نام نهاد. كلمات اميرالمؤمنين (ع) از قديم ترين ايام با دو امتياز همراه بوده است. 1- فصاحت و بلاغت 2- همه جانبه بودن (چندي بعدي بودن) توأم شدن ايندو با هم سخن علي (ع) را در حد اعجاز قرار داد و به همين جهت سخن علي (ع) در حد واسط كلام مخلوق و كلام خالق قرار گرفته

((فوق كلام المخلوق و دون كلام الخالق))

[[نهج البلاغه]]

به اقرار اغلب دانشمندان و نويسندگان و ادباي حتي معاصر غير شيعي عرب، زيباترين متن عرب است.

سخناني كه از نظر ادبي در اوج زيبايي و از نظر فكر در عمق بسيار و از نظر اخلاق سرمشق و نمونه است،

در آن عباراتي هست كه هر خواننده اي اقرار مي كند كه در بشريت نظاير اين عبارات وجود ندارد.


چرا نهج البلاغه چنين كششي دارد؟

1- نهج البلاغه ، همه جا سخن از همدردي با طبقات محروم و ستمديده انسانها است. سخن از مبارزه با بي عدالتي و ظلم و طاغوتهاست.

2- نهج البلاغه همه جا در مسير آزادي انسانها گام بر مي دارد. آزادي از زنجير اسارت هوا و هوسهاي سركش، از زنجير اسارت ستمگران خودكامه، طبقات مرفه پرتوقع، جهل و بي خبري، كه انسان را به لذت و بدبختي مي كشاند، و هشدار مي دهد كه هر جا نعمتهاي فراواني روي هم انباشته است حقوق از دست رفته اي در كنار آن به چشم مي خورد.

3- جذبه هاي عرفاني نهج البلاغه چنان است كه ارواح تشته را با زلال خود آنچنان سيراب و مست مي كند كه نشئه شراب طهورش را به لرزه مي اندازد ، لرزه اي دردناك و در عين حال لذت بخش.

4- در هر ميداني گام مي نهد چنان سخن را ادا مي كند و دقايق را مو به مو شرح مي دهد كه گويي گوينده متخصص همين موضوع بوده است . ليكن از امتيازات سخنان امام علي (ع) اين است كه محدود به زمينه خاصي نيست در شرح اسماء و صفات الهي به چهره يك فيلسوف مجسم مي شود كه فقط از توحيد سخن گفته، در خطبه جهاد، فرمانده و افسر شجاع و دلاوري را مي بينيم كه دقيقترين تاكتيكها را تشريح مي كند. در مسند حكومت و رهبري راه وصول به يك آرامش اجتماعي و سياسي و نظامي را با پخته ترين عبارات بيان مي كند و در مسند درس و اخلاق عباراتي محكم، عميق و نافذ براي سالكان مي گويد كه مرد وارسته اي چون ((همام)) پس از شنيدن آن صيحه اي مي زند و نقش زمين مي شود.

چرا از نهج البلاغه دوريم؟

ما كه چنين گنجي در خانه داريم چرا تهي دستيم؟ ما كه چنين چشمه زلال و گوارا و جوشنده اي در دسترس داريم چرا تشنه ايم؟ ما كه داراي اين ميراث بزرگ اسلامي هستيم چرا دست بسوي ديگران دراز مي كنيم؟ و پاسخي جز اين ندارد كه،

نهج البلاغه را نشناخته ايم و بر ارزش واقعي اين مجموعه بزرگ واقف نگشته ايم.

و عجيب اين كه نهج البلاغه در ديار خويش در ميان شيعيان علي (ع)، حتي در حوزه هاي علميه شيعه غريب و تنهاست. همچنانكه خود علي (ع) غريب و تنهاست. بديهي است اگر محتويات كتابي و يا انديشه ها و احساسات و عواطف شخصي با دنياي روحي مردمي سازگار نباشد، اين كتاب يا آن شخص در عمل تنهاست و بيگانه مي ماند و هر چند نامشان با هزاران تجليل و تعظيم برده شود.


اشتراک گذاری این مطلب!

جايگاه علي عليه السلام درهستي


معرفت و شناخت كامل شخصيت والاي اميرالمؤمنين علي (ع) و جايگاه او در جهان هستي در حد بشر نيست چه رسول اكرم (ص) خطاب به مولا مي فرمايد :
يا علي لا يعرفك الاّّّ الله و انا
اي علي! تو را هيچكس نشناخت جز خدا و من

درابتداي خلقت، معمار آفرينش، زمين و خورشيد و ماه و بر و بحر اعلام كرد كه آفرينش شما، آفرينش همه چيز، به طفيل محبت پنج نور مقدس است.
يا ملائكتي و سكان سماواتي اعلموا اني ما خلقت سماء مبنيه و لا ارضا محديه و لا قمرا منيرا و لا شمسا مضيئه

و لا فلكا يدور و لا بحرا يجري و لا فلكا يسري الا في محبه هؤلاء الخمسه.


آفرينش بر محبت اينان رقم خورد و عرصه هستي به حب ولايت آنان از عدم شكل گرفت. اگر علي (ع) نبود، آفرينش به تكوينش نمي ارزيد . نوروجود علي (ع) ، مصباح پايگاه آفرينش شد وهستي اول با وجود او شكل گرفت. هدفنامه وجود را نيز به وجود او پيوند زدند.

لو لا كلما خلقت الا فلاك و لو لا علي لما خلقتك…

در زيارتنامه مولي در روز غدير علي (ع) را ندا مي دهيم :
السلامٌَُُُ عليكُُ ايها النبأ العظيم، الذي هم فيه مختلفون

سلام برتو اي خبر بزرگ عالم! خبر بزرگ هستي. پس علي (ع) راز بزرگ خلقت است! اما در او اختلاف كردند. اين بود كه اول مظلوم عالم هم ″علي″ نام گرفت.

روزي پيامبر اكرم (ص) در جمع صحابه بودند و جبرئيل، ملك مقرب الهي هم به شكل انساني در آن جمع حاضر بود. پيامبر به جبرائيل رو كردند و با اشاره به اميرالمؤمنين علي (ع) فرمودند: آيا او را مي شناسي؟ عرض كرد: چگونه او را نشناسم كه او در عرش مرا معلم بود و شيوه عبوديت الهي را به من تعليم فرمود. تو به آدم وقتي كه از بهشت قرب رانده شد و به زمين فراق هبوط كرد، با ذكر نام علي (ع) و اهل بيت او به درگاه الهي پذيرفته شد. نوح نام او را بر كشتي خويش حك كردو لنگرگاه كشتي اش را مسجد كوفه قرار داد. خداوند در شب معراج با حبيب خويش با صوت علي (ع) سخن گفت. قرآن كريم، علي (ع) را به منزله نقش پيامبر دانست.

فقل تعالوا ندع ابناء نا و ابناءكم و نساءنا و نساءكم و انفسنا و انفسكم (آل عمران 61)

پيامبر فرمودند: من و علي از يك درختيم (انا و علي من ش جره واحده) و باز فرموده: (انت مني بمنزله هارون من موسي) و نيز: (انا مدينه العلم و علي بابها) همانا من شهر علمم و علي در آن است. و خطاب به مولي فرمود: (انت اخي و وصيي و وارثي) تو برادر من و وصي و وارث مني. در فرازي از دعاي ندبه پيامبر خطاب به علي مي فرمايد (لو لا انت يا علي لم يعرف المؤمنون بعدي) اي علي اگر تو نبودي مردم پس از من مؤمنان را نمي شناختند.

در زيارت مطلقه مي خوانيم ((السالم علي ميزان الاعمال)) علي ميزان و معيار اعمال است. امام صادق (ع) در زيارت جدش عرضه مي دارد درود بر تقسيم كننده بهشت و جهنم، درود بر نعمت الهي بر نيكان :

((السلام علي قسيم الجنه و النار السلام علي نعمه الله علي الابرار))
محبت علي عامل رسيدن به كمال

در دواير مختلف هستي،‌هر شعاعي به دور محوري مي چرخد و هر پديده اي حول قطب وجودي كه وابسته به اوست، دور مي زند. امام معصوم محور هستي، قطب عالم وجود، تكيه گاه آفرينش، واسطه فيض الهي به جهان هستي و نگهدارنده كائنات باذن الله است. در اين راستا، محبت و ولايت علي (ع) مربي همه موجودات، هدايتگر آنان به سوي كمال و سبب دوام و قوام تمامي پديده ها از جمال تا انسان است. پيامبر خدا (ص) در اين رابطه بيان زيبايي مي فرمايد:


حبًٌ عليٍٍٍّ حسنه لا تضرمعها سيئهًٌ (بحار ج 9 ص 401)

محبت علي (ع) حسنه اي است كه با وجود آن هيچ گناهي به انسان صدمه نمي رساند.

بر اين معنا اگر محبت علي (ع) كه نمونه كامل انسانيت و طاعت و عبوديت و اخلاق است از روي صدق و راستي باشد، مانع ارتكاب گناه مي گردد. مانند واكسني كه مصونيت ايجاد مي كند و نمي گذارد بيماري در شخص ″واكسينه شده″ راه يابد. محبت پيشوايي مانند علي (ع) كه نمونه تقوا و پرهيزكاري است آدمي راشيفته رفتار علي (ع) مي كند. فكر گناه را از سر او بدر مي برد، البته به شرطي كه محبتش صادقانه باشد . كسي كه علي (ع) را بشناسد، تقواي او را بشناسد، سوزوگداز عارفانه او را، ناله هاي نيمه شبهايش را و ساده زيستي و كار و تلاش همه جانبه اش را بداند، محال است به خلاف فرمان او كه هميشه امر به تقوي و درستي مي كرد عمل كند. يعني هر محبي به خواسته محبوبش احترام مي گذارد و فرمان او را گرامي مي دارد. فرمانبرداري از محبوب لازمه محبت صادق است.


پس محب واقعي علي ، واله و حيران علي و عاشق و جانباز علي، رهرو راستين علي است.


اشتراک گذاری این مطلب!

اللهم لبیک...

تبريك به مناسبت عيد سعيد قربان

عید قربان


عید قربان گرچه آیین خلیل آزر است ملت اسلام را امروز زیب و زیور است
حبّذا عیدى كه سرخ از خون قربانى او گونه اسلام و روى ملت پیغمبر است
حبّذا روزى كه ابراهیم را در كوى دوست ذبح اسماعیل از یك گوسفند آسان‎تر است
حاجیان از جان چنان بوسند آن سنگ سیاه خانه حق را كه گویى خال روى دلبر است
سالى ار یك حج بود مر حاجیان را در حجاز در خراسان خلق را هر روزه حجّ اكبر است
خانه حق را اگر خواهى بپو راه حجاز ور بخواهى صاحب آن خانه در این كشور است
اندرین عیدى كه ملت را همه فرّ و بها از نو آیین سنّت پاك خلیل آزر است
سعى تو مشكور باد و حجّ تو مبرور باد در حریمى كز شرافت كعبه را تاج سر است

اشتراک گذاری این مطلب!

روزی که خدا زمین را گسترد

دحوالارض چه روزی است ؟


بیست و پنجم ذیقعده، هم زمان با دحوالارض یعنی گسترش یافتن زمین است. از امیرالمومنین ـ علیه السلام ـ روایت شده است که فرمودند:

«نخستین رحمتی که از آسمان به زمین نازل شد، در بیست وپنج ذی القعده بود. کسی که در این روز روزه بگیرد و شبش را به عبادت بایستد، عبادت صد سال را که روزش را روزه و شبش را عبادت کرده است خواهد داشت.»

همچنین در برخی از روایات این روز به عنوان روز قیام امام زمان مهدی موعود(عج) معرفی شده و خاتم المحدثین، شیخ عباس قمی (ره) روز دحوالارض را از چهار روز معروفی ذکر کرده که روزه آن ثواب هفتاد سال عبادت را دارد.

روز دحوالارض از روزهای پر برکت خدا برای بندگان سالک الی الله

در کتاب شریف «المراقبات» روایت است که امام رضا ـ علیه السلام ـ فرموده اند:

در شب بیست و پنجم ماه ذى القعده حضرت ابراهیم (ع) و حضرت عیسى (ع) متولد شده اند.
در این روز، رسول خدا ـ صلى الله علیه و آله ـ به قصد حجة الوداع از مدینه با یكصد و چهار هزار یا یكصد و بیست و چهار هزار و حضرت فاطمه (ع) و تمامى اهل بیت خود از راه شجره به مکه عزیمت نمودند.

توبه، استغفار، عبادت و شب زنده داری از اعمالی است که در شب دحو الارض سفارش و تأکید بسیاری برای انجام دادن آنها شده است.

شب و روز دحوالارض نمازها و ادعیه مخصوصی دارد که کیفیت آنها در کتاب مفاتیح الجنان مرحوم شیخ عباس قمی (ره) آمده است.

معنای دحوالارض

«دَحو» به معنای گسترش است و برخی نیز آن را به معنای تکان دادن چیزی از محلِ اصلی اش تفسیر کرده اند. منظور از دحوالارض (گسترده شدن زمین) این است که در آغاز، تمام سطح زمین را آب های حاصل از باران های سیلابیِ نخستین فراگرفته بود. این آب ها، به تدریج در گودال های زمین جای گرفتند و خشکی ها از زیر آب سر برآوردند و روز به روز گسترده تر شدند.

از سوی دیگر، زمین در آغاز به صورت پستی ها و بلندی ها یا شیب های تند و غیرقابل سکونت بود. بعدها باران های سیلابی مداوم باریدند، ارتفاعات زمین را شستند و دره ها گستردند. اندک اندک زمین هایِ مسطح و قابل استفاده برای زندگی انسان و کشت و زرع پدید آمد. مجموع این گسترده شدن، «دَحو الارض» نام گذاری می شود.

برنامه های معنوی

زمین، گاهواره زندگی انسان و همه موجوداتِ زنده است، که با تمام کوه ها، دریاها، درّه ها، جنگل ها، چشمه ها، رودخانه ها، معادن و منابع گرانبهایش، نشانه ای از نشانه های آفریدگار به شمار می آید که آن را گسترانیده است. روز دحوالارض ـ روز گسترش زمین ـ روز بسیار مبارکی است و آداب و اعمال ویژه ای دارد؛ از جمله:

1. روزه داشتن که ثواب هفتاد سال عبادت را دارد.
2. احیا و شب زنده داری شب دحوالارض که برابر با یک سال عبادت است.
3. ذکر و دعا.
4. انجام غسل به نیت روزِ دحوالارض و نماز مخصوص آن.

دحوالارض در قرآن

در قرآن کریم به دحوالارض اشاره شده است. خداوند در آیه 30 سوره نازعات می فرماید: «و زمین را پس از آن (آفرینش آسمان و زمین) گسترش داد». بر پایه نظر بیشتر مفسران، منظور از «دَحیها» در این آیه، همان دحوالارض است.

دعای روز دحوالأرض

یکی از برنامه های پیشنهادی در روز مبارک گسترده شدن زمین، خواندن دعای ویژه این روز است. در بخشی از این دعا، به مسأله دحوالأرض چنین اشاره شده است: «ای خدایی که خانه کعبه را گسترانیدی و دانه را شکافتی و سختی را برطرف ساختی، از تو می خواهم در این روز از روزهایت که حق آن را بزرگ نمودی، هر گرفتاری و مشکلی را برطرف سازی».

ذیقعده؛ ماه حرام

ماه ذیقعده اولین ماه از ماه‌های حرام است. ماه‌های حرام زمان‌هایی هستند که جنگ در آنها ممنوع بوده و احکام ویژه‌ای نیز از جهت شرعی و فقهی دارند.

اما استفاده اخلاقی و تربیتی که از این حکم می توان كرد، این است که: «اگر جنگ و نزاع میان مردمان در این ماه حرام شده است» حتما منازعه و محاربه با خداوند باید بیشتر مورد نفرت قرار گیرد؛ بنابراین، شایسته است انسان مومن در این ماه ها بیشتر به فکر باشد تا اندیشه و اعضای او با گناه و معصیت، به مخالفت با خداوند برنخیزد.

مناسبت های دیگر این روز

گذشته از واقعه دحوالارض، رویدادهای دیگری نیز در این روز رخ داده اند که اهمیت آن را دوچندان کرده اند؛ از جمله:

• میلاد ابوالانبیاء حضرت ابراهیم علی نبینا و آله و علیه السلام.

• میلاد حضرت عیسی مسیح ـ علیه السلام.

• خروج رسول اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ از مدینه به همراه هزاران حاجی به سوی مکه، به قصد حجة الوداع. در این سفر وجود مقدس امیرالمؤمنین و حضرت زهرا ـ سلام الله علیهما ـ و نیز همه همسران و بسیاری از اصحاب پیامبر (ص) نیز ایشان را همراهی می‌کردند.

• در روایتی نیز آمده است که قائم (عج) در همین روز قیام خواهد کرد.

زیارت حضرت امام رضا ـ علیه السلام ـ بهترین و با فضیلت‌ترین عمل مستحبی این روز است.

اشتراک گذاری این مطلب!

هشتمین آفتاب...

گنبدت از هر کجای شهر سوسو می کند

دست هر آشفته ای را پیش تو رو می کند

در لباس خادمان مهربانت، آفتاب

صبح ها، صحن حرم را آب و جارو می کند

ماه هر شب کنج بست “شیخ حر عاملی”

یاد معصومیت آن بچه آهو می کند

یاد معصومیت آن بچه آهو …یاد تو

کوچه های شهر را لبریز “یا هو ” می کند

باد، هم مثل نگهبان درت… بدو ورود

غصه را از شانه های خسته، پارو می کند

عطر نابی می وزد از کوچه باغ مرقدت

هر که می آید حرم … این عطر را بو می کند

……………………….

…خادمی می گفت که… آقا به وقت بدرقه

دست زائر را پر از گل های شب بو می کند

“مریم سقلاطونی”

اشتراک گذاری این مطلب!

قیام 17 شهریور تابلوی خونینی از شهادت طلبی

1390/06/17قيام 17 شهريور و كشتار جمعي از مردم به دست مأموران ستم شاهي پهلوي(1357)

جمعه سرخ(قيام 17 شهريور)

سخنان امام خميني(ره) و مقام معظم رهبري

قيام 17 شهريور


روز حماسه

هفده شهريور، روز حماسه ملت ايران بود؛ روزي که در آن، خون ‏هاي بسياري بر زمين ريخته شد و از ثمره آن، درخت تنومند جمهوري اسلامي به بار نشست. مردم دلير و شجاع، جوانان غيور و با ايمان، مرد و زن، و پير و جوان، همه و همه در اين روز چون سيلي خروشان به خيابان ‏ها جاري گشته و بر ضد رژيم پهلوي شعار دادند و مخالفت آشکار خود را اعلام داشتند.

جمعه خونين

سلام بر آفرينندگان حماسه جمعه سرخ و خونين. سلام بر آنان که غريو اللّه‏ اکبرشان، چونان آذرخشي سهمگين، نعره ‏هاي غرورآميز و مستانه طاغوتيان را در هم شکست و اميدِ ماندگاري آنان را در ايران اسلامي، به يأس مبدل ساخت. سلام بر هفده شهريور که از ايام اللّه‏ است؛ روزي که شهيدان، شعار پر طنين«استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي» را تجسم عيني بخشيدند و آن را با خون مطهر خويش امضا کردند. سلام بر اين روز بزرگ که بهترين انسان‏ ها، فريادهاي امام را لبيک گفتند و عاشقانه راه حسين را برگزيدند و در خون ‏هاي پاک ‏شان غلطيدند و البته رفتن ‏شان، زمينه ‏ساز بازگشت پيروزي ‏آفرين امام به ميهن شد. آنان رفتند تا امام بيايد. رفتند تا اسلام و قرآن زنده شود. رفتند تا ديگر ياران بمانند.

خشم ملت

پس از شهادت حاج آقا مصطفي خميني، حرکت‏ هاي انقلابي و راهپيمايي ‏هاي عظيم توده ملت، روز به روز گسترش مي ‏يافت تا اين‏ که کابينه جمشيد آموزگار پس از حادثه سينما رکس آبادان که به کشته شدن بيش از هفتصد نفر انجاميد، به علت ناتواني از پاسخ‏ گويي، در چهارم شهريور 1357 مجبور به استعفا شد. شريف ‏امامي مأمور تشکيل کابينه گرديد و نقشه شاه با اين تغيير و تحّول، کاستن از نفرت و خشم عمومي بود. شريف ‏امامي در نظر داشت با شعار آشتي ملي، آزادي 237 زنداني سياسي، تعطيلي قمارخانه‏ ها و تغيير مجدد تقويم شاهنشاهي به هجري شمسي، چهره ‏ديني و مردم‏ دوستي از خود نشان دهد؛ ولي در همان روزها، تظاهرات گسترده شهرهاي قم و تهران ادامه پيدا کرد و چندين نفر به شهادت رسيدند. حضرت امام نيز در ششم شهريور برابر با بيست و سوم رمضان، با ارسال پيامي به ملّت مسلمان ايران، درباره حيله ‏هاي شاه اعلام خطر کرد و فرمود: «در اين موقع تاريخ ايران، شاه به وسيله کارشناسان خود دست به توطئه خطرناکي زده است و در اين پانزده سال و به خصوص ماه‏ هاي اخير که دژخيمان شاه با قتل عام‏ هاي شهرستان ‏ها، روي تاريخ را سياه کرده‏اند، اکنون دست به نيرنگ شيطاني زده است».


زمينه ‏ساز قيام

دولت شريف ‏امامي که با شعار آشتي ملي به ميدان آمده بود، هر روز با گلوله ‏هاي سُربي، چندين نفر را به شهادت مي ‏رساند و اين امر بر خشم و انزجار مردم از رژيم شاه مي ‏افزود. راهپيمايي ‏هاي پي در پي و پر شور در شهرهاي مختلف، به ويژه تظاهراتي که در روز عيد فطر، سيزدهم شهريور، با حضور ميليون ‏ها نفر در شهرهاي مختلف برگزار گرديد، نشان از يک حرکت بزرگ در آينده داشت. در تهران نيز با تلاش دکتر مفتح، اجتماع عظيم يک ميليوني براي نماز عيد فطر در تپه ‏هاي قيطريه تشکيل يافت. پس از اتمام نماز، شهيد باهنر سخنراني افشاگرانه‏اي درباره اوضاع کشور ايراد کرد. در ساعت نه صبح، راهپيمايي طولاني نمازگزاران همراه با عکس‏ هاي بزرگي از حضرت امام در پيشاپيش جمعيت آغاز شد. در آن روز از طرف جامعه روحانيت، روز پنج ‏شنبه، شانزده شهريور به مناسبت شهداي چند روز پيش خيابان ژاله، تعطيل اعلام شد. تظاهرات عيد فطر زمينه‏اي براي اجتماع شانزده شهريور و آن روز نيز مقدمه‏اي براي حرکت عظيم و ايثارگرانه صبح روز جمعه، هفده شهريور در ميدان ژاله گرديد.

آغاز واقعه

از ساعت شش صبح هفدهم شهريور، در تهران و يازده شهر ديگر که طي روزهاي اخير، شاهد تظاهرات عظيم مردم بر ضدرژيم شاه بود، حکومت نظامي اعلام شد. اعلاميه ‏هاي فرمانداري نظامي تهران و حومه؛ در حالي از راديو خوانده مي ‏شد که گروه بسياري از مردم تهران، به دنبال وعده‏اي که در پايان راهپيمايي روز گذشته داده بودند که«فردا، هشت صبح، ژاله؛ فردا، هشت صبح، ژاله»، به سوي اين ميدان به حرکت درآمده بودند و از برقراري حکومت نظامي در تهران اطلاع نداشتند. در راهپيمايي روز پنج‏شنبه، تذکر داده شده بود که فردا، روز جمعه، به مناسبت هفتم شهدا، آيت اللّه‏ نوري در مقابل«هيئت فاطميه» در خيابان ژاله، سخنراني خواهد کرد و از مردم دعوت کرده بودند که در آن ‏جا جمع شوند. صبح جمعه، بعد از نماز، مردم پياده و سواره به طرف ميدان ژاله به راه افتادند. ساعت شش صبح، جمعيت در مقابل هيئت در خيابان و پياده‏ روها براي خود جا مي‏ گرفت.

حضور گسترده جمعيت

يکي از حاضران در صحنه هفدهم شهريور، درباره حضور مردم مي‏ گويد: «مردم تعدادشان بسيار بود و نمي ‏توانستيم تعداد آن‏ ها را تخمين بزنيم. جمعيت خيلي زياد بود. پهلو به پهلو جمعيت بود… ما از هر سمت که مي ‏خواستيم به سمت ميدان شهدا برويم، جمعيت فراوان داخل خيابان وجود داشت. رفت و آمد در داخل خيابان يا اطراف ميدان شهدا بسيار مشکل بود».

حضور نظاميان

در روز جمعه هفدهم شهريور 1357، نيروهاي دولتي اعم از شهرباني، نيروهاي ارتش، سربازان و هم ‏چنين نيروهاي گارد ويژه حضور داشتند. تعدادي تانک نيز از طرف خيابان پيروزي به طرف خيابان‏ هايي که به ميدان ژاله ختم مي‏ شد، قرار گرفته بودند. در هر خيابان، سربازان يک خط مسلح تشکيل داده و تيرباري در مقابل هر خيابان قرار داده بودند. بالگردها در بالاي سر جمعيت به صدا درآمده و تعدادي سرباز نيز در ميدان، به صورت زيگزاگ آرايش شده بودند، به طوري که اگر تيربارها که اندکي عقب‏ تر از آنان قرار داشت، تيراندازي کرد، به سربازان برخورد نکند.

جمعه خونين

ساعت 15/9 صبح روز جمعه هفدهم شهريور 1357، به يک‏ باره از يک قسمت ميدان ژاله که جمعيت بسياري در آن جمع شده بود، صداي رگبار مسلسل ‏ها شنيده شد. از بلندگوها فرمان آتش دادند و بالگردها نيز از آسمان مردم را زير آتش گرفتند. جمعيت که فريادِ«اللّه‏ اکبر» و«مرگ بر شاه» سر مي ‏داد، در يک لحظه به خون خود غلطيد. صحنه فجيع و مصيبت ‏بار و در واقع يک کشتار دسته‏ جمعي به وجود آمده بود. خياباني که دقايقي پيش از انبوه جمعيت سياهي مي‏ زد، اکنون پر از اجساد، کفش ‏هاي خونين، پلاکاردهاي پاره شده و زخمي‏ هايي شده بود که کشان کشان خود را به طرف ديگر مي ‏رساندند.

توطئه اسرائيل

بنا به خواست شاه ظالم، کشتار جمعه سياه، با تفنگ ‏هاي گازي اسرائيلي صورت گرفت. روزنامه‏ هاي اسرائيل فاش ساختند که مقامات دفاعي اين کشور، در اوج تظاهرات ملت ايران، براي سرکوبي راهپيمايي‏ ها، اسلحه و تفنگ ‏هاي گازي در اختيار شاه گذاشته بودند تا با مردم مقابله کند. تفنگ ‏هاي پخش‏ کننده گاز به گونه‏اي بود که افراد را دچار نوعي سستي و رخوت مي ‏کرد و هر گونه قدرت حرکت و واکنش عصبي را فلج مي ‏ساخت. هم ‏چنين دولت اسرائيل يک گروه کماندوي ورزيده به وسيله هواپيماهاي شرکت«اِل.آل» به تهران اعزام داشت که تابع اداره اطلاعات ارتش اسرائيل بوده و همه افراد آن، اونيفورم نظامي ارتش ايران را پوشيده بودند. مقامات ايراني براي پنهان کردن اين موضوع، شايع کردند که افراد اين گروهان، از بلوچستان به تهران آمده‏اند.

ميدان شهدا

خبرنگاران خارجي، جمعه هفده شهريور را«جمعه سياه» خواندند و مردم تهران به پاس خون شهيدان اين قتل عام دردناک، ميدان ژاله، قتلگاه آنان را«ميدان شهدا» ناميدند. به دنبال فاجعه ميدان شهدا و قتل عام مردم در هفدهم شهريور و اعلان حکومت نظامي، جمعي از روحانيان در تهران و شهرستان ‏ها دستگير و زنداني شدند. مسئول اين جنايت بزرگ، ارتشبد غلامعلي اويسي، فرمانده نيروي زميني شاهنشاهي و فرماندار نظامي تهران و حومه بود که وقايع خونين پانزده خرداد 1342 تهران هم به رهبري و هدايت او صورت پذيرفته بود. واقعه هفدهم شهريور 1357، نقطه عطفي در تاريخ انقلاب بزرگ مردم مسلمان ايران است که اهميت فاجعه آن، هرگز فراموش نخواهد شد.

بازتاب جهاني

کشتار شرم‏آور و بي ‏رحمانه جمعه سياه، دنيا را تکان داد. از آن پس جهانيان به ماهيت واقعي رژيم و اصالت نهضت مردم ايران پي بردند. فيلم مستند پنجاه دقيقه‏اي «جمعه سياه» که حتي دقيقه‏اي از آن هم در آن زمان در ايران پخش نشد، بسياري ازسينماهاي اروپا و آمريکا را به ماتمکده تبديل کرد.

شعارهاي خونين

قتل عام مردم مسلمان تهران در ميدان ژاله، يکي از بزرگ ‏ترين حوادث نهضت اسلامي ملت ايران به شمار مي ‏آيد. شهداي هفدهم شهريور، همگي فقط به نام اسلام و در راه قرآن به شهادت رسيدند. بازماندگان آن روز گواهند که مرد و زن فرياد مي ‏زدند و شعار مي‏ دادند: «حزب فقط حزب اللّه‏، رهبر فقط روح اللّه‏»، «ايران کشور ماست، خميني رهبر ماست»، «استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي»، «نصرٌ من اللّه‏ و فتحٌ قريب»، «مرگ بر اين سلطنت پر فريب» و «استعمار نابود است، اسلام پيروز است».

جمعه سرخ و سقوط رژيم

هفده شهريور، تسريع کننده سقوط رژيم بود. کارتر در خاطرات خود مي ‏نويسد: «دو ماه پس از ملاقاتي که بين من و شاه صورت گرفت، او در سراسر ايران حکومت نظامي اعلام کرد و در نتيجه، بين پليس و عده کثيري از مسلمانان که دست به تظاهرات زده بودند، برخوردي خونين روي داد. کشته شدن صدها نفر توسط پليس، نه تنها کمکي به شاه نکرد، بلکه موجب شد تا هم قدرت و هم جمعيت و تعداد تظاهرکنندگان افزايش يابد، تا جايي که خواستار برکناري شاه از مقام سلطنت شدند. شاه از يک طرف با تشديد اقدامات نظامي سعي بر مهار ناآرامي ‏ها داشت و از طرف ديگر، تلاش مي ‏کرد با استفاده از طريق ديگر، رضايت مخالفان را براي آرام کردن آنان جلب کند».

حقيقت آشکار

رژيم در حال سقوط شاه، تعداد کل شهداي هفدهم شهريور را، 58 نفر و مجروحان اين فاجعه را 205 نفر اعلام داشت و تجمع گسترده و عظيم مردم تهران را نقشه خارجي اعلام کرد. شمار دقيق قربانيان مظلوم حادثه 17 شهريور در ميدان شهدا هيچ ‏گاه مشخص نگرديد ولي به يقين اين رقم از چهار هزار افزون بود و يکي از بزرگ ‏ترين فجايع تاريخ انقلاب به شمار مي ‏رود.

خاطره‏اي ماندگار

خاطرات يکي از کارمندان پزشکي قانوني درباره تعداد شهداي هفدهم شهريور، از صحت و سقم بيش ‏تري برخوردار است: «بعد از هفده شهريور، هجوم جمعيت به پزشکي قانوني، نشان دهنده کثرت شهدا بود. ما در بهشت زهرا، تعدادي را دفن کرده بوديم و آمار داديم، امّا از بقيه و سرنوشت آن‏ ها اطلاعي نداشتيم. چون تعدادي از شهدا توسط خانواده‏هايشان به خاک سپرده مي‏ شدند. [از] روز هفده شهريور به بعد، رژيم تصميم گرفت که جنازه ‏ها را به پزشکي قانوني نياورد و آن ‏ها را يکسره به بهشت زهرا بردند. 555 جنازه در قطعه هفده بهشت زهرا دفن شد. از طريق ساواک نيز 342 جنازه در بهشت زهرا، طي يک ماه به خاک سپرديم. ضمنا مردم عدهّ‏اي از جنازه‏ هايي را که در هفده شهريور به شهادت رسيده بودند، به بيمارستان‏ ها برده بودند و مخفيانه دفن مي‏ کردند. عده‏اي هم توسط ساواک و از طريق خودشان انجام مي‏ شد. از روز 17 شهريور به بعد، شبي، ده تا دوازده جنازه از بيمارستان شهرباني به بهشت زهرا مي ‏برديم و دفن مي ‏کرديم».

بازتاب جمعه سرخ در رسانه ‏هاي خارجي

از ميان رسانه ‏هاي خبري خارجي، «آسوشيتدپرس» طي خبري به فاجعه ميدان شهدا پرداخت و نوشت: «… پس از دو ساعت زد و خورد در تهران، کاميون ‏هاي پر از کشته شدگان و مجروحان، از صحنه خارج شدند و مقارن ظهر، آرامش در تهران برقرار شده، اما هنوز تيراندازي‏ هاي پراکنده‏اي ادامه دارد. به گفته شاهدان عيني، دست کم يک کاميون پر از کشته شدگان و زخمي ‏ها در ميدان ژاله ديده شد که آن‏ جا را ترک مي ‏کردند. جمعيت هم ‏چنان فرياد مي ‏زد«مرگ بر شاه» و«زنده باد خميني». بسياري از تظاهرکنندگان، در نتيجه اصابت گلوله به زمين افتادند و در خون غوطه‏ور شدند که مأموران آن ‏ها را به داخل کاميون‏ ها کشاندند و از صحنه دور ساختند».

پيام تسليت

مراجع معظم تقليد، همواره امام را در حرکت انقلابي ـ اسلامي ايشان ياري مي ‏کردند. آن ‏ها با نوشتن نامه يا اعلاميه، در موارد مختلف رژيم شاه را مورد بازخواست قرار مي‏ دادند. در حادثه خون‏ بار هفده شهريور، آيت اللّه‏ العظمي گلپايگاني در تلگرامي به شخص شريف‏امامي نوشتند: «اخبار موّحشه از کشتار و قتل ‏عام مسلمانان در تهران مي ‏رسد. حقير به جنابعالي اخطار مي ‏کنم اين ‏گونه برابر شدن با امواج احساسات مردم ناراضي، موجب مصايب عظيم‏تر و خطرات بزرگ ‏تر براي مملکت است. جنابعالي در برابر خدا و تاريخ و ملت ايران مسئول هستيد». ايشان هم ‏چنين در نامه‏اي به مهندس رياضي، رئيس مجلس شوراي ملي وقت فرمودند: «اعلام مي ‏کنم پس از جنايات وحشيانه و کشتار فجيع مردم بي‏ دفاع تهران، رأي دادن به اين دولت نظامي و اين اختناق بي ‏سابقه، خيانت به ملّت و موجب سرافکندگي بيش ‏تر در برابر خدا و ملت مسلمان و تاريخ است». هم ‏چنين آيت اللّه‏ العظمي سيد عبداللّه‏ شيرازي از مراجع تقليد مشهد مقدس، و نيز آيت اللّه‏ العظمي مرعشي نجفي نيز با ارسال پيام‏هايي، مراتب اعتراض خود را به حکومت وقت اعلام داشتند.
هفده شهريور، ترسيم دوشادوشي شيعيان حسين و پيروان زينب، در يک انقلاب اسلامي و حرکت آگاهانه اجتماعي بود.
هفده شهريور، تکرار سر نهادن پسران بر زانوي پدران بود.
هفده شهريور، روز پيام‏ رساني خواهران زينب‏ گونه، از خون علي اکبرها به گوش خفتگان بود.
هفده شهريور، تابلوي سرخ و خونين از شهادت ‏طلبي بود.
هفده شهريور، يک نمايشگاه مجّسم بود از ارزش ‏هاي انساني و فداکاري در راه اسلام.

اشتراک گذاری این مطلب!

ماه رمضان چه ماهی است؟

 


ماه رمضان چه ماهی است؟

 

ماه رمضان نام نهمین ماه سال قمری است. در این ماه روزه بر مسلمانان واجب شده‌ است. ماه رمضان در دین اسلام ماهی مبارک است. در قرآن از این ماه به عنوان ماهی که در آن قرآن نازل شده یاد شده‌است. مسلمانان معتقدند که شب قدر در ماه رمضان واقع است.

رمضان واژه‌ ای عربی است که از سه حرف اصلی «رم‌ض» ساخته‌شده‌است. الرمض به معنای گرمای شدید، زمین سوزان، کوتاه‌ بودن و جیره‌ است.


آداب و رسوم ماه مبارک رمضان


ماه رمضان ، ماه خیر و برکت، ماه نزول رحمت، ماه میهمانی و ضیافت الهی، بار دیگر ما را به یک فضای معنوی غیرقابل وصفی می کشاند، فضایی آکنده از عشق به خدا، و دنیایی از صفا و صمیمیت که یک ماه به طول می انجامد.


زمینه سازی روحی و اخلاقی برای رمضان


رمضان ماه بزرگ الهی است ماهی است که ایام و لیالی آن بسیار زیبا و دلگشا می باشد و نسیم آن جان و روح را می نوازد و غرق در لذات معنوی می کند. عظمت و شرافت این ماه به گونه ای است که پیامبر اسلام (صلّی الله علیه و آله و سلّم) و ائمه دین (علیهم السّلام) از مدت ها قبل در انتظار آن به سر می بردند و در آستانه ورود به فضای پاک و ملکوتی اش نشاط و شوقی خاص بر آنان غلبه می کرد و خویشتن را مهیا برای درک کامل لحظات زیبا و روح افزای آن می نمودند.

 


دعای هنگام حلول ماه رمضان


به نام خداوند بخشنده مهربان. سپاس خدایی را سزاست که ما را برای سپاسگزاری خود راهنمایی نمود و از سپاسگزاران قرار داد تا برای احسان و نیکی‌ اش از شکرگزاران باشیم و ما را بر آن سپاسگزاری پاداش نیکوکاران دهد، و سپاس خدایی را سزاست که دین خود را به ما عطا نمود و ما را جزو ملت ‏خویش (اسلام) اختصاص داد، و در راه‌های احسان و نیکی‌ اش رهنمون کرد، تا به وسیله نعمتش در آن راه‌ها رفته و به رضا و خوشنودی‌ اش دست‏یابیم، سپاسی که آن را از ما بپذیرد و به وسیله آن از ما خشنود گردد.


رمضان ماه بخشش و آمرزش


انسان موجودی است که از روز ازل به خطاکاری شهره آفاق شده و از آغاز خلقت و آفرینش مهر «جایز الخطا بودن» بر پیشانی اش خورده و درست از همین رو در طول عمر کوتاه و ناپایدار دنیوی اش به کرات و دفعات مرتکب معاصی و گناهان کوچک و بزرگ شده و از صراط مستقیم عبودیت و بندگی حق تعالی منحرف می شود.


مفاهیم ماه رمضان


علماى لغت واژه «برکت» را به فزونى و رشد همراه با ثبات و دوام معنى کرده اند. در کتاب لسان العرب به نقل از ابن عباس آمده است: «معنى برکت فراوانى در هرچیز خیر است». راغب اصفهانى نیز آن را به معناى ثبوت و استقرار خیر الهى در چیزى مى داند. چنانچه برکه «چیزى شبیه حوض» به جایى که آب در آن مجتمع و مستقر مى گردد. گفته مى شود.


رمضان و شیطان


گفته مى‏شود که در ماه رمضان، شیطان به زنجیر کشیده مى‏شود، پس دلیل گناهان ما در این ماه چیست؟ اصولاً چرا خداوند به شیطان مهلت داده ما را به گناه بکشاند تا مجبور باشیم با این همه سختى، خود را از شرّ او رهایى بخشیم؟

این سؤال، پرسشى بنیادین است که براى هر اندیشمند مسلمان رخ مى‏نماید و پاسخ به آن در گرو کاویدن جنبه‏هاى مختلف آن است. در این پرسش سه طرف، یعنی خداوند، انسان و شیطان قرار دارند که به طور مختصر به بررسى آنها مى‏پردازیم


فضیلت ماه رمضان


ماه مبارک رمضان در حقیقت یکی از نعمات بزرگ پروردگار بوده که به منظور شستشوی وجود مان از گناهان به ما اعطاء گردیده است، لذا به هر خواهر و برادر با درک ماست تا از این لحظات گرانبها و از این شانس طلایی به منظور محو نمودن اشتباهات، خطاها و گناهانی که از ما سر زده است استفاده نماید ، و با باز گشت این ماه مبارک و پر فیض همزمان با آنکه از فواید طبی آن برخوردار می‌شویم، از فواید دنیوی و اخروی آن نیز مستفید گردیم. اینک در این مجموعه به امید آنکه گامی را در جهت پخش و گسترش احکام دینی خویش برداشته باشیم تعدادی از احادیث گرانمایه، حضرت رسول الله (ص) را جمع آوری نموده‌ایم تا همه از آن بهره‌مند شده و ما را نیز شامل دعاهای شبانه روزی خویش گردانند.



 




 



 

اشتراک گذاری این مطلب!

روز جوان

 


نسل جوان را به جهان رهبری

جلوه ی توحید، علی اکبری

هر که هوای رخ احمد کند

در تو تماشای پیمبر کند

ولادت باسعادت سرو باغ احمدی، آینه ی محمدی و روز جوان مبارک

 

 

 

 

 

اشتراک گذاری این مطلب!

اللهم عجل لولیک فرج

اشتراک گذاری این مطلب!

ولادت حضرت علی اکبر(ع)

 

خدا کند که جوانان زحقّ جدا نشوند
به صحبت بد و بدخواه مبتلا نشوند
سر عقیده خود پاى فشارند چو کوه
بسان کاه زهر باد جابجا نشوند
روز جوان مبارک

.

.

.

خمیده پشت از آن دارند پیران جهانْ دیده
که اندر خاک مى‏جویند ایام جوانى را
روز جوان گرامی باد

 

                    

 

د خلقا و خلقا و منطقا و كنا اذا اشتقنا الى رؤية نبيك نظرنا اليه…�

حضرت علي اکبر در كربلا حدود 25 سال داشت.برخي راويان سن ايشان را 18 سال و 20 سال هم گفته اند. او اولين شهيد عاشورا از بنى هاشم بود. شجاعت و دلاورى حضرت على اكبر (ع) و رزم آورى و بصيرت دينى و سياسى او، در سفر كربلا بويژه در روز عاشورا تجلى كرد. سخنان و فداكاريهايش دليل آن است. وقتى امام حسين (ع) از منزلگاه �قصر بنى مقاتل� گذشت، روى اسب چشمان او را خوابى ربود و پس از بيدارى�انا لله و انا اليه راجعون� گفت و سه بار اين جمله و حمد الهى را تكرار كرد. حضرت على اكبر (ع) وقتى سبب اين حمد و استرجاع را پرسيد، حضرت فرمود: در خواب ديدم سوارى مى‏گويد اين كاروان به سوى مرگ مى‏رود. پرسيد:مگر ما بر حق نيستيم؟ فرمود:چرا. پس گفت:�فاننا اذن لا نبالى ان نموت محقين�پس باكى از مرگ در راه حق نداريم

روز عاشورا نيز پس از شهادت ياران امام، اولين كسى كه اجازه ميدان طلبيد تا جان را فداى دين كند او بود. اگر چه به ميدان رفتن او بر اهل بيت و بر امام بسيار سخت بود، ولى از ايثار و روحيه جانبازى او جز اين انتظار نبود. وقتى به ميدان مى‏رفت،امام حسين(ع) در سخنانى سوزناك به آستان الهى، آن قوم ناجوانمرد را كه دعوت كردند ولى تيغ به رويشان كشيدند، نفرين كرد. على اكبر چندين بار به ميدان رفت و رزمهاى شجاعانه‏اى با انبوه سپاه دشمن نمود
پيكار سخت، او را تشنه‏ تر ساخت؛ به خيمه آمد. بى آنكه آبى بتواند بنوشد، با همان تشنگى و جراحت دوباره به ميدان رفت و جنگيد تا به شهادت رسيد. قاتل او مرة بن منقذ عبدى بود.پيكر حضرت على اكبر (ع) با شمشيرهاى دشمن قطعه قطعه شد.وقتى امام بر بالين او رسيد كه جان باخته بود. امام حسين (ع) صورت بر چهره خونين حضرت على اكبر (ع) نهاد و دشمن را باز هم نفرين كرد

�قتل الله قوما قتلوك…�و تكرار مى‏كرد كه:�على الدنيا بعدك العفا�.و جوانان هاشمى را طلبيد تا پيكر او را به خيمه گاه حمل كنند. حضرت على اكبر ، نزديكترين شهيدى است كه با امام حسين�ع�دفن شده است.مدفن او پايين پاى ابا عبد الله الحسين�ع� قرار دارد و به اين خاطر ضريح امام،شش گوشه دارد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

آرشيو مناسبتها

 

 

اشتراک گذاری این مطلب!

شعبان

اشتراک گذاری این مطلب!

جرعه ای از شراب طهور

 

همواره از بهترینها یاد کن وبرای موفقیت ،آن ها را برگزین

ابراهیم را یاد کن که بسیار راستگو وپیامبری بزرگ بود.          مریم /41

ایوب را به یاد آرکه ما دعای او را مستجاب نموده ودرد ورنجش را برطرف ساختیم.    انبیاء /84

از اسماعیل یاد کن که در وعده صادق و(درعهد استوار)بود.         مریم/54

از داوود یاد کن که (در اجرای امر ما )بسیار نیرومند بود ودایم به درگاه ما توبه وانابه می کرد.      ص/17

لوط را به یاد آر چرا که از مردم بسیار صالح و(نیکوکار)به شمار می آمد.       انبیاء/آیه75

از یونس یاد کن که دعای اورا مستجاب نموده واورا از گرداب غم نجات بخشیدیم.   انبیاء/88

ومریم را یاد کن که دامنش را پاکیزه گردانیدیم و….او وفرزندش را معجزه بزرگ برای اهل عالم.      انبیاء/91

از موسی درس اخلاص آموز که بسیار با اخلاص ورسولی بزرگ بود.   مریم./51

سلیمان وداوود را به یاد آر که به هر یک مقام حکمفرمایی ودانش عطا نمودیم.  انبیاء/79

زکریا را یاد کن که یحیی را به او عطا نمودیم و….آن ها همیشه به درگاه ما خاضع وخاشع بودند.   انبیاء/90

واسماعیل ویسع وذالکفل را به یاد آر که همه از نیکان جهان بودند.    ص/48

اشتراک گذاری این مطلب!

میلاد امام حسین(ع) وابولفضل عباس

 

دوماه از دو افق در دوشب تجلی کرد

یکی شهنشه دوران، یکی امبر سپاهش

دو گوهر از دو صدف از دو بحر گشت نمایان

یکی چراغ هدایت،یکی معین وگواهش

یکی حسین یکی ناصر حسین ،ابولفضل

که جام خویش به کربلا بداد به راهش

 

اشتراک گذاری این مطلب!

ولادت امیر المومنین علیه السلام

اشتراک گذاری این مطلب!

امام جواد(ع) تجسم صلابت

 

‏شمس الله صفرلكى

 

در ميان خانواده امام رضا(ع)و در محافل شيعه از حضرت امام‏ جواد(ع)به عنوان مولودى پرخير و بركت ‏ياد مى‏شود؛ چنان كه ‏صنعانى مى‏گويد: روزى در محضر امام رضا(ع)بودم. فرزندش ابوجعفر را كه خردسال بود؛ آوردند. امام فرمود: اين مولودى است كه ‏براى شيعيان ما با بركت ‏تر از او زاده نشده است.

شايد چنين تصور شود كه امام جواد(ع) از امامان قبلى براى‏ شيعيان بابركت ‏تر بوده است. اين مطلب قابل قبول نيست.
بررسى موضوع و ملاحظه شواهد و قراين نشان مى‏دهد؛ تولد حضرت‏جواد(ع)در شرايطى صورت گرفت كه خير و بركت‏خاصى براى شيعيان به ‏ارمغان آورد.

عصر امام رضا(ع)مشكلات خاص خود را داشت و حضرت‏رضا(ع)در معرفى امام بعدى با مسايلى رو به رو گرديد كه در عصرامامان قبل سابقه نداشت.

 

از يك سو، پس از شهادت امام‏كاظم(ع)گروهى كه به «واقفيه‏» معروف شدند؛ بر اساس‏انگيزه‏هاى مادى، امامت امام رضا(ع)را منكر شدند و از سوى ديگر،امام رضا(ع)تا حدود چهل و هفت ‏سالگى داراى فرزند پسر نشد. چون‏احاديث رسيده از پيامبر(ص)حاكى بود كه امامان دوازده نفرند ونه نفر آنان از نسل امام حسين(ع)خواهند بود، فقدان فرزند براى‏امام رضا(ع)هم امامت‏خود آن حضرت و هم تداوم امامت را با پرسش‏رو به رو مى‏ساخت.

واقفيان نيز اين موضوع را دستاويز قرار داده،امامت امام رضا(ع) را انكار مى‏كردند. اعتراض حسين بن قياما‏واسطى به امام هشتم(ع)در اين باره و پاسخ آن حضرت، بر درستى‏اين سخن گواهى مى‏دهد.

 

ابن قياما كه از سران واقفيه بود. درنامه‏اى امام رضا(ع)را عقيم خواند و نوشت: چگونه ممكن است امام‏باشى در صورتى كه فرزند ندارى؟
امام در پاسخ فرمود: از كجا مى‏دانى من داراى فرزند نخواهم شد. سوگند به خدا، بيش از چندروز نمى‏گذرد كه خداوند پسرى به من عطا مى‏ فرمايد و اين پسر، حق‏را از باطل جدا مى‏كند.

خطر ديگرى كه در اين مقطع حساس شيعيان را تهديد مى‏كرد، قدرت‏گرفتن مذهب «معتزله‏» بود.
مكتب اعتزال به مرحله رواج و رونق‏گام نهاده بود و حكومت وقت نيز از آنان پشتيبانى مى‏كرد. معتزليان دستورها و مطالب دينى را به عقل خود عرضه مى‏كردند.
آنچه عقلشان صريحا تاييد مى‏كرد، مى‏پذيرفتند و بقيه را انكارمى‏كردند. چون نيل به مقام امامت امت در سنين خردسالى با عقل‏ظاهر بين آنان قابل توجيه نبود، پرسشهاى دشوار و پيچيده‏اى مطرح‏مى‏كردند تا به پندار خود آن حضرت را در ميدان رقابت علمى شكست‏دهند. البته امام جواد(ع)با پاسخهاى قاطع از اين مناظره‏هاسربلند برون آمده، هرگونه ترديد در مورد امامت‏خود را از بين‏برد و اصل امامت را تثبيت كرد.

به همين خاطر، در زمان امام‏ هادى(ع)اين موضوع مشكلى ايجاد نكرد؛ زيرا براى همه روشن شده‏بود كه در برخوردارى از اين منصب الهى، خردسالى تاثيرى ندارد.

اشتراک گذاری این مطلب!

اعمال ماه مبارک رجب

(1) غسل در شب اول ماه رجب
مرحوم علامه مجلسی در زادالمعاد می فرماید: در شب اول ماه(رجب) ، غسل سنت است ، و منقول است که هرکه در شب اول ماه رجب ،‌و شب پانزدهم و شب آخر آن ، غسل کند ،‌ از گناهان بیرون آید مانند روزی که از مادر متولّد شده است.[1]
(2) زیارت حضرت سیدالشهدا علیه السلام در شب اول ماه رجب

 قَالَ الْمُفِيدُ وَ السَّيِّدُ بْنُ طَاوُسٍ رَحْمَةُ اللَّهِ عَلَيْهِمَا وَ غَيْرُهُمَا: زِيَارَةُ أَوَّلِ يَوْمٍ مِنْ رَجَبٍ وَ لَيْلَتِهِ

 وَ لَيْلَةِ النِّصْفِ مِنْ شَعْبَانَ ، فَإِذَا أَرَدْتَ زِيَارَتَهُ علیه السلام فِي الْأَوْقَاتِ الْمَذْكُورَةِ فَاغْتَسِل …[2]‏

 (3) دعای شب اول ماه رجب
حضرت باقر علیه السلام می فرمایند: در شب اول ماه رجب ،‌ بعد از نماز عشا ، این دعا را بخوانید:

 اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِأَنَّكَ مَلِيكٌ، وَأَنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْ‏ءٍ مُقْتَدِرٌ، وَأَنَّكَ مَا تَشَاءُ مِنْ أَمْرٍ يَكُونُ.

 اللَّهُمَّ إِنِّي أَتَوَجَّهُ إِلَيْكَ بِنَبِيِّكَ مُحَمَّدٍ نَبِيِّ الرَّحْمَةِ صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِ وَ آلِهِ ، يَا مُحَمَّدُ يَا رَسُولَ

 اللَّهِ ، إِنِّي أَتَوَجَّهُ إِلَى اللَّهِ رَبِّي وَ رَبِّكَ لِيُنْجِحَ بِكَ طَلِبَتِي ، اللَّهُمَّ بِنَبِيِّكَ مُحَمَّدٍ وَ بِالْأَئِمَّةِ مِنْ

 أَهْلِ بَيْتِهِ أَنْجِحْ طَلِبَتِي.

سپس حاجات خود را طلب نمایید.[3]

اشتراک گذاری این مطلب!

ولادت امام محمد باقر علیه السلام

نام مبارك امام پنجم محمد بود. لقب آن حضرت باقر يا باقرالعلوم است، بدين جهت كه: درياى دانش را شكافت و اسرار علوم را آشكارا ساخت. القاب ديگرى مانند شاكر و صابر و هادى نيز براى آن حضرت ذكر كرده اند كه هر يك بازگوينده صفتى از صفات آن بزرگوار بوده است.

كنيه امام «ابوجعفر» بود. مادرش فاطمه دختر امام حسن مجتبى عليه السلام است. بنابراين نسبت آن حضرت از طرف مادر به سبط اكبر حضرت امام حسن عليه السلام و از سوى پدر به امام حسين عليه السلام مى رسيد. پدرش حضرت سيدالساجدين، امام زين العابدين، على بن الحسين عليه السلام است.
تولد حضرت باقر عليه السلام در اولين روز از ماه رجب سال 57 هجرى در مدينه اتفاق افتاد. در واقعه جانگداز كربلا همراه پدر و در كنار جدش حضرت سيدالشهداء كودكى بود كه به چهارمين بهار زندگيش نزديك مى شد.
دوران امامت امام محمد باقر عليه السلام از سال 95 هجرى كه سال درگذشت امام زين العابدين عليه السلام است آغاز شده و تا سال 114 هجرى يعنى مدت 19 سال و چند ماه ادامه داشته است. در دوره امامت امام محمد باقر عليه السلام و فرزندش امام جعفر صادق عليه السلام مسائلى مانند انقراض امويان و بر سر كار آمدن عباسيان و پيدا شدن مشاجرات سياسى و ظهور سرداران و مدعيانى مانند ابوسلمه خلاّل و ابومسلم خراسانى و ديگران مطرح است، ترجمه كتابهاى فلسفى و مجادلات كلامى در اين دوره پيش مى آيد، عدّه اى از مشايخ صوفيه و زاهدان و قلندران وابسته به دستگاه خلافت پيدا مى شوند. قاضى ها و متكلّمانى به دلخواه مقامات رسمى و صاحب قدرتان پديد مى آيند و فقه و قضاء و عقايد و كلام و اخلاق را - برطبق مصالح مراكز قدرت خلافت شرح و تفسير مى نمايند، و تعليمات قرآنى - بويژه مسأله امامت و ولايت را، كه پس از واقعه عاشورا و حماسه كربلا، افكار بسيارى از حق طلبان را به حقانيّت آل على عليه السلام متوجه كرده بود، و پرده از چهره زشت ستمكاران اموى و دين به دنيا فروشان بر گرفته بود، به انحراف مى كشاندند و احاديث نبوى را در بوته فراموشى قرار مى دادند. برخى نيز احاديثى بنفع دستگاه حاكم جعل كرده و يا مشغول جعل بودند و يا آنها را به سود ستمكاران غاصب خلافت دگرگون مى نمودند. اينها عواملى بود بسيار خطرناك كه بايد حافظان و نگهبانان دين در برابر آنها بايستند. بدين جهت امام محمد باقر عليه السلام و پس از وى امام جعفر صادق عليه السلام از موقعيّت مساعد روزگار سياسى، براى نشر تعليمات اصيل اسلامى و معارف حقّه بهره جستند، و دانشگاه تشيّع و علوم اسلامى را پايه ريزى نمودند. زيرا اين امامان بزرگوار و بعد شاگردانشان وارثان و نگهبانان حقيقى تعليمات پيامبر  صلى الله عليه وآله وسلم و ناموس و قانون عدالت بودند، و مى بايست به تربيت شاگردانى عالم و عامل و يارانى شايسته و فداكار دست يازند، و فقه آل محمد  صلى الله عليه وآله وسلم را جمع و تدوين و تدريس كنند. بهمين جهت محضر امام باقر عليه السلام مركز علماء و دانشمندان و راويان حديث و خطيبان و شاعران بنام بود. در مكتب تربيتى امام باقر عليه السلام علم و فضيلت به مردم آموخته مى شد. ابوجعفر امام محمد باقر عليهما السلام متولّى صدقات حضرت رسول  صلى الله عليه وآله وسلم و اميرالمؤمنين عليه السلام و پدر و جدّ خود بود و اين صدقات را بر بنى هاشم و مساكين و نيازمندان تقسيم مى كرد، و اداره آنها را از جهت مالى بعهده داشت. امام باقر عليه السلام داراى خصال ستوده و مؤدّب به آداب اسلامى بود. سيرت و صورتش ستوده بود. پيوسته لباس تميز و نو مى پوشيد. در كمال وقار و شكوه حركت مى فرمود. از آن حضرت مى پرسيدند: جدّت لباس كهنه و كم ارزش مى پوشيد، تو چرا لباس فاخر بر تن مى كنى؟ پاسخ مى داد: مقتضاى تقواى جدم و فرماندارى آن روز، كه محرومان و فقرا و تهيدستان زياد بودند، چنان بود. من اگر آن لباس بپوشم در اين انقلاب افكار، نمى توان تعظيم شعائر دين كنم.
امام پنجم عليه السلام بسيار گشاده رو و با مؤمنان و دوستان خوش برخورد بود. با همه اصحاب مصافحه مى كرد و ديگران را نيز بدين كار تشويق مى فرمود. در ضمن سخنانش مى فرمود: مصافحه كردن كدورتهاى درونى را از بين مى برد و گناهان دو طرف - همچون برگ درختان در فصل خزان ـ مى ريزد. امام باقر عليه السلام در صدقات و بخشش و آداب اسلامى مانند دستگيرى از نيازمندان و تشييع جنازه مؤمنين و عيادت از بيماران و رعايت ادب و آداب و سنن دينى، كمال مواظبت را داشت. مى خواست سنّت هاى جدش رسول الله  صلى الله عليه وآله وسلم را عملاً در بين مردم زنده كند و مكارم اخلاقى را به مردم تعليم نمايد.
در روزهاى گرم براى رسيدگى به مزارع و نخلستانها بيرون مى رفت، و با كارگران و كشاورزان بيل مى زد و زمين را براى كشت آماده مى ساخت. آنچه از محصول كشاورزى ـ كه با عرق جبين و كدّ يمين ـ بدست مى آورد در راه خدا انفاق مى فرمود.
بامداد كه براى اداى نماز به مسجد جدش رسول الله  صلى الله عليه وآله وسلم مى رفت، پس از گزاردن فريضه، مردم گرداگردش جمع مى شدند و از انوار دانش و فضيلت او بهره مند مى گشتند.
مدت بيست سال معاويه در شام و كارگزارانش در مرزهاى ديگر اسلامى در واژگون جلوه دادن حقايق اسلامى ـ با زور و زو و تزوير واجير كردن عالمان خود فروخته ـ كوشش بسيار كردند. ناچار حضرت سجاد عليه السلام و فرزند ارجمندش امام محمد باقر عليه السلام پس از واقعه جانگداز كربلا و ستمهاى بى سابقه آل ابوسفيان، كه مردم به حقانيت اهل بيت عصمت عليهم السلام توجه كردند، در اصلاح عقايد مردم بويژه در مسأله امامت و رهبرى، كه تنها شايسته امام معصوم است، سعى بليغ كردند و معارف حقّه اسامى را ـ در جهات مختلف ـ به مردم تعليم دادند ; تا كار نشر فقه و احكام اسلام به جايى رسيد كه فرزند گرامى آن امام، حضرت امام جعفر صادق عليه السلام دانشگاهى با چهار هزار شاگرد پايه گذارى نمود، و احاديث و تعليمات اسلامى را در اكناف و اطراف جهان آن روز اسلام انتشار داد. امام سجاد عليه السلام با زبان دعا و مناجات و يادآورى از مظالم اموى و امر به معروف و نهى از منكر و امام باقر عليه السلام با تشكيل حلقه هاى درس، زمينه اين امر مهم را فراهم نمود و مسائل لازم دينى را براى مردم روشن فرمود.
رسول اكرم اسلام  صلى الله عليه وآله وسلم در پرتو چشم واقع بين و با روشن بينى وحى الهى وظايفى را كه فرزندان و اهل بيت گرامى اش در آينده انجام خواهند داد و نقشى را كه در شناخت و شناساندن معارف حقه به عهده خواهند داشت، ضمن احاديثى كه از آن حضرت روايت شده، تعيين فرموده است.
چنان كه در اين حديث آمده است:
روزى جابر بن عبدالله انصارى كه در آخر عمر دو چشم جهان بينش تاريك شده بود به محضر حضرت سجاد عليه السلام شرفياب شد. صداى كودكى را شنيد، پرسيد كيستى؟ گفت من محمد بن على بن الحسينم، جابر گفت: بيا. سپس دست او را گرفت و بوسيد و عرض كرد:
روزى خدمت جدت رسول خدا  صلى الله عليه وآله وسلم بودم. فرمود: شايد زنده بمانى و محمد بن على بن الحسين كه يكى از اولاد من است ملاقات كنى. سلام مرا به او برسان و بگو: خدا به تو نور حكمت دهد. علم و دين را نشر بده. امام پنجم هم به امر جدّش قيام كرد و در تمام مدت عمر به نشر علم و معارف دينى و تعليم حقايق قرآنى و احاديث نبوى  صلى الله عليه وآله وسلم پرداخت.
اين جابر بن عبدالله انصارى همان كسى است كه در نخستين سال بعد از شهادت امام حسين عليه السلام به همراهى عطيّه كه مانند جابر از بزرگان و عالمان با تقوا و از مفسّران بود، در اربعين حسينى به كربلا آمد و غسل كرد، و در حال كه عطيّه دستش را گرفته بود در كنار قبر مطهّر حضرت سيدالشهداء آمد و زيارت آن سرور شهيدان را انجام داد. بارى، امام باقر عليه السلام منبع انوار حكمت و معدن احكام الهى بود. نام نامى آن حضرت با دهها و صدها حديث و روايت و كلمات قصار و اندرزهايى همراه است، كه بويژه در 19 سال امامت براى ارشاد مستعدّان و دانش اندوزان و شاگردان شايسته خود بيان فرموده است. بنا به رواياتى كه نقل شده است، در هيچ مكتب و محضرى دانشمندان خاضع تر و خاشع تر از محضر محمد بن على عليه السلام نبوده اند.
در زمان اميرالمؤمنين على عليه السلام گوئيا، مقام علم و ارزش دانش هنوز ـ چنان كه بايد ـ بر مردم روشن نبود، گويا مسلمانان هنوز قدم از تنگناى حيات مادّى بيرون ننهاده و از زلال دانش علوى جامى ننوشيده بودند، و در كنار درياى بيكران وجود على عليه السلام تشنه لب بودند و جز عده اى معدود قدر چونان گوهرى را نمى دانستند. بى جهت نبود كه مولاى متقيان بارها مى فرمود: «سلونى قبل ان تنقدونى» پيش از آنكه مرا از دست بدهيد از من بپرسيد. و بارها مى گفت: من به راههاى آسمان از راههاى زمين آشناترم. ولى كو آن گوهرشناسى كه قدر گوهر وجود على را بداند؟ اما بتدريج، بويژه در زمان امام محمد باقر عليه السلام مردم كم كم لذت علوم اهل بيت و معارف اسلامى را درك مى كردند، و مانند تشنه لبى كه سالها از لذات آب گوارا محروم مانده و يا قدر آنرا ندانسته باشد، زلال گواراى دانش امام باقر عليه السلام را دريافتند و تسليم مقام علمى امام عليه السلام شدند، و به قول يكى از مورخان: «مسلمانان در اين هنگام از ميدان جنگ و لشكركشى متوجه فتح دروازه هاى علم و فرهنگ شدند.» امام باقر عليه السلام نيز چون زاويه قيام بالسيف (قيام مسلحانه) در آن زمان ـ به علت خفقان فراوان و كمبود حماسه آفرينان ـ فراهم نبود، از اين رو، نشر معارف اسلام و فعاليت علمى را و هم مبارزه عقيدتى و معنوى با سازمان حكومت اموى را از اين طريق مناسب تر مى ديد، و چون حقوق اسلام هنوز يك دوره كامل و مفصل تدريس نشده بود، به فعاليت هاى ثمر بخش علمى در اين زمينه پرداخت. اما بدين خاطر كه نفس شخصيت امام و سير تعليمات او ـ در ابعاد و مرزهاى مختلف ـ بر ضرر حكومت بود، مورد اذيت و ايذاء دستگاه قرار مى گرفت. در عين حال امام هيچگاه از اهميت تكليفى شورش (عليه دستگاه) غافل نبود، و از راه ديگرى نيز آن را دامن مى زد: و آن راه، تجليل و تأييد برادرش زيد بن على بن الحسين بود.
رواياتى در دست است كه وضع امام محمد باقر عليه السلام كه خود ـ در روزگارش ـ مرزبان بزرگ فكرى و فرهنگى بوده و نقش مهمى در نشر اخلاق و فلسفه اصيل اسلامى و جهان بنى خاص قرآن، و تنظيم مبانى فقهى و تربيت شاگردانى «مانند امام شافعى» و تدوين مكتب داشته، موضع انقلابى برادرش «زيد» را نيز تأييد مى كرده است چنانكه نقل شده امام محمد باقر عليه السلام مى فرمود: خداوندا پشت مرا به زيد محكم كن.
و نيز نقل شده است كه روزى زيد بر امام باقر عليه السلام وارد شد، چون امام عليه السلام زيد بن على را ديد، اين آيه را تلاوت كرد:
«يا ايُّهاالّذينَ آمنوا كُونُوا قَوامينَ بالقِسطِ شُهداء لِلّهِ» يعنى: «اى مؤمنان، بر پاى دارندگان عدالت باشيد و گواهان، خداى را». آنگاه فرمود: اَنْتَ واللهِ يا زَيدُ مِن اهلِ ذلك. اى زيد، به خدا سوگند نمونه عمل به اين آيه اى.
مى دانيم كه زيد برادر امام محمد باقر عليه السلام كه تحت تأثير تعليمات ائمه عليهم السلام براى اقامه عدل و دين قيام كرد. سرانجام عليه هشام بن عبدالملك اموى، در سال (120 يا 122) زمان امامت امام جعفر صادق عليه السلام خروج كرد و دستگاه جبّار، ناجوانمردانه او را به قتل رساند. بدن مقدّس زيد را سالها بر دار كردند و سپس سوزانيدند. و چنانكه تاريخ مى نويسد: گرچه نهضت زيد نيز به نتيجه اى نينجاميد و قيامهاى ديگرى نيز كه در اين دوره بوجود آمد، از جهت ظاهرى به نتايجى نرسيد، ولى اين قيامها و اقدامها تاريخ تشيع موجب تحرك و بيدارى و بروز فرهنگ شهادت عليه دستگاه جور به شمار آمده و خون پاك شيعه را در جوشش و غليان نگهداشته و خط شهادت را تا زمان ما در تاريخ شيعه ادامه داده است. امام باقر عليه السلام و امام صادق عليه السلام گرچه به ظاهر به اين قيامها دست نيازيدند، كه زمينه را مساعد نمى ديدند، ولى در هر فرصت و موقعيت به تصحيح نظر جامعه درباره حكومت و تعليم و نشر اصول اسلام و روشن كردن افكار، كه نوعى ديگر از مبارزه است، دست زدند. چه در اين دوره، حكومت اموى رو به زوال بود و فتنه عباسيان دامنگير آنان شده بود، از اين رو بهترين فرصت براى نشر افكار زنده و تربيت شاگردان و آزادگان و ترسيم خط درست حكومت، پيش آمده بود و در حقيقت مبارزه سياسى به شكل پايه ريزى و تدوين اصول مكتب ـ كه امرى بسيار ضرورى بود ـ پيش آمد. اما چنانكه اشاره شد، دستگاه خلافت آنجا كه پاى مصالح حكومتى پيش مى آمد و احساس مى كردند امام عليه السلام نقاب از چهره ظالمانه دستگاه برمى گيرد و خط صحيح را در شناخت «امام معصوم عليه السلام» و امامت كه دنباله خط «رسالت» و بالاخره «حكومت الله» است تعليم مى دهد، تكان مى خوردند و دست به ايذاء و آزار و شكنجه امام عليه السلام مى زدند و گاه به زجر و حبس و تبعيد…
براى شناخت اين امر، به بيان اين واقعه كه در تاريخ ياد شده است مى پردازيم:
«در يكى از سالها كه هشام بن عبدالملك، خليفه اموى، به حج مى آيد، جعفر بن محمد، امام صادقعليه السلام، در خدمت پدر خود، امام محمد باقرعليه السلام، نيز به حج مى رفتند. روزى در مكه، حضرت صادقعليه السلام، در مجمع عمومى سخنرانى مى كند و در آن سخنرانى تأكيد بر سر مسأله پيشوايى و امامت و اينكه پيشوايان بر حق و خليفه هاى خدا در زمين ايشان است و بيعت با ايشان و… نه ديگران. اين سخنان كه در بحبوحه قدرت هشام گفته مى شود، آن هم در مكه در موسم حج، طنينى بزرگ مى يابد و به گوش هشام مى رسد. هشام در مكه جرأت نمى كند و به مصلحت خود نمى بيند كه متعرض آنان شود. اما چون به دمشق مى رسد، مأمور به مدينه مى فرستد و از فرماندار مدينه مى خواهد كه امام باقر عليه السلام و فرزندش را به دمشق روانه كند، و چنين مى شود.
حضرت صادق عليه السلام مى فرمايد: چون وارد دمشق شديم، روز چهارم ما را به مجلس خود طلبيد. هنگامى كه به مجلس او در آمديم، هشام بر تخت پادشاهى خويش نشسته و لشكر و سپاهيان خود را در سلاح كامل غرق ساخته بود، و در دو صف در برابر خود نگاه داشته بود. نيز دستور داده بود تا آماج خانه اى (جاهايى كه در آن نشانه براى تيراندازى مى گذارند) در برابر او نصب كرده بودند، و بزرگان اطرافيان او مشغول مسابقه تيراندازى بودند. هنگامى كه وارد حياط قصر او شديم، پدرم در پيش مى رفت و من از عقب او مى رفتم، چون نزديك رسيديم، به پدرم گفت: «شما هم همراه اينان تير بيندازيد» پدرم گفت: «من پير شده ام. اكنون اين كار از من ساخته نيست اگر مرا معاف دارى بهتر است». هشام قسم ياد كرد: «به حق خداوندى كه ما را به دين خود و پيغمبر خود گرامى داشت، تو را معاف نمى دارم». آن گاه به يكى از بزرگان بين اميه امر كرد كه تير و كمان را از آن مرد بگرفت و يك تير نيز بگرفت و در زه گذاشت و به قوت بكشيد و بر ميان نشانه زد. سپس تير ديگر بگرفت و بر فاق تير اول زد… تا آنكه نه تير پياپى افكند. هشام از ديدن اين مهارت خشمگين گشت و گفت «نيك تير انداختى اى ابوجعفر، تو ماهرترين عرب و عجمى در تيراندازى. چرا مى گفتى من بر اين كار قادر نيستم؟… بگو: اين تيراندازى را چه كسى به تو ياد داده است». پدرم فرمود: «مى دانى كه در ميان اهل مدينه اين فن شايع است. من در جوانى چندى تمرين اين كار كرده ام.»
سپس امام صادق عليه السلام اشاره مى فرمايد كه: هشام از مجموع ماجرا غضبناك گشت و عازم قتل پدرم شد. در همان محفل هشام بر سر مقام رهبرى و خلافت اسلامى با امام باقر عليه السلام سخن مى گويد. امام باقر درباره رهبرى رهبران بر حق و چگونگى اداره اجتماع اسلامى و اينكه رهبر يك اجتماع اسلامى بايد چگونه باشد، سخن مى گويد. اين همه هشام را ـ كه فاقد آن صفات بوده است و غاصب آن مقام ـ بيش از پيش ناراحت مى كند. بعضى نوشته اند كه: امام باقر را در دمشق به زندان افكند و چون به او خبر مى دهند كه زندانيان دمشق مريد و معتقد به امام عليه السلام شده اند، امام را رها مى كند و به شتاب روانه مدينه مى نمايد. و پيكى سريع، پيش از حركت امام از دمشق، مى فرستد تا در آباديها و شهرهاى سر راه همه جا عليه آنان (امام باقر و امام صادق-ع) تبليغ كنند تا بدين گونه، مردم با آنان تماس نگيرند و تحت تأثير گفتار و رفتارشان واقع نشوند. با اين وصف امام عليه السلام در اين سفر، از تماس با مردم ـ حتى مسيحيان ـ و روشن كردن آنان غفلت نمىورزد.
جالب توجه و قابل دقت و يادگيرى است كه امام محمد باقر عليه السلام وصيت مى كند به فرزندش امام جعفر صادق عليه السلام كه مقدارى از مال او را وقف كند، تا پس از مرگش، تا ده سال در ايام حج در منى محل اجتماع حاجى ها براى سنگ انداختن به شيطان (رمى جمرات) و قربانى كردن براى او محفل عزا اقامه كنند. توجه به موضوع و تعيين مكان، اهميت بسيار دارد. به گفته صاحب الغدير ـ زنده ياد علامه امينى ـ اين وصيت براى آنست كه اجتماع بزرگ اسلامى، در آن مكان مقدس با پيشواى حق و رهبر دين آشنا شود و راه رشاد در پيش گيرد، و از ديگران ببرد و به اين پيشوايان بپيوندند، و اين نهايت حرص بر هدايت مردم است و نجات دادن آنها از چنگال ستم و گمراهى.
شهادت امام محمد باقر عليه السلام: حضرت امام محمد باقر عليه السلام 19 سال و ده ماه پس از شهادت پدر بزرگوارش حضرت امام زين العابدين عليه السلام زندگى كرد و در تمام اين مدت به انجام دادن وظايف خطير امامت، نشر و تبليغ فرهنگ اسلامى، تعليم شاگردان، رهبرى اصحاب و مردم، اجرا كردن سنّت هاى جدّ بزرگوارش در ميان خلق، متوجه كردن دستگاه غاصب حكومت به خط صحيح رهبرى و راه نمودن به مردم در جهت شناخت رهبر واقعى و امام معصوم، كه تنها خليفه راستين خدا و رسول  صلى الله عليه وآله وسلم در زمين است، پرداخت و لحظه اى از اين وظيفه غفلت نفرمود.
سرانجام در هفتم ذيحجه سال 114 هجرى در سن 57 سالگى در مدينه به وسيله هشام مسموم شد و چشم از جهان فرو بست. پيكر مقدسش را در قبرستان بقيع ـ كنار پدر بزرگوارش ـ به خاك سپردند.
زنان و فرزندان: فرزندان آن حضرت را هفت نفر نوشته اند: ابوعبدالله جعفر بن محمد الصادق عليه السلام و عبدالله كه مادرشان امّ فَروَه دختر قاسم بن محمد بن ابى بكر بود. ابراهيم و عبيدالله كه از امّ حكيم بودند و هر دو در زمان حيات پدر بزرگوارشان وفات كردند. على و زينب و امّ سلمه كه از ام ولد بودند.

● امام باقر عليه السلام و تربيت فرزند

تربيت اساسى ترين مساله انسان است كه بدون آن به سعادت دنيا وآخرت نايل نمى گردد. معصومين(عليهم السلام) همچنان كه در سايرابعاد زندگى، چراغ هدايت پيروان خود بوده  اند در زمينه تربيت  نيز بهترين و مطمئن  ترين الگويند. اين مقاله بر آنست تا نكاتى از دفتر زرين ديدگاهها و سيره تربيتى يكى از آن بزرگواران  يعنى امام محمد باقر عليه السلام به پيروان آن حضرت تقديم نمايد.

اشتراک گذاری این مطلب!

روز ملی خلیج فارس

روز ملي‌ خليج‌ فارس‌ با تصويب‌ شوراي‌ عالي‌ انقلاب‌ فرهنگي‌ به‌ تقويم‌ ايران‌ اضافه‌ شد. شوراي‌ عالي‌ انقلاب‌ فرهنگي‌ با توجه‌ به‌ هدف‌ قراردادن‌ هويت‌ فرهنگي‌ و تاريخي‌ ملت‌ ايران‌ از سوي‌ ايادي‌ استكبار جهاني‌ به‌ خصوص‌ برخي‌ از كشورهاي‌ همسايه‌ و تلاش‌ آنان‌ براي‌ تحريف‌ نام‌ تاريخي‌ خليج‌ فارس، به‌ پيشنهاد شوراي‌ فرهنگ‌ عمومي‌ روز اخراج‌ پرتغالي‌ها از تنگه‌ هرمز را به‌ عنوان‌ روز ملي‌ خليج‌ فارس‌ نامگذاري‌ كرد.

 

اشتراک گذاری این مطلب!

اطلاعیه

به حول و قوه الهی و با عنایت حضرت زهرا(س) مراسم سوگواری ایام فاطمیه سال ۹۲ به مانند سال های گذشته از مورخه 17/1/92 لغایت 25/1/92 در مکان حوزه علمیه الزهرا(س) قروه با حضور طلاب و اساتید این مدرسه و با دعوت عمومی و حضور پرشور بانوان سطح شهر برگزار می گردد.

امید است این توسلات و مراسمات سوگواری تسلی قلب امام عصر(عج) قرار گیرد.

اشتراک گذاری این مطلب!

آیت الله جوادی آملی کشتار شیعیان مظلوم پاکستان را محکوم کرد

 کشتار شیعیان پاکستان نسل کشی است

 قم - آیت الله ˈعبدالله جوادی آملیˈ از اساتید برجسته حوزه علمیه قم، کشتار شیعیان مظلوم پاکستان را محکوم کرد.

  به گزارش ایرنا، وی روز پنجشنبه در دیدار اعضای کمیسیون های فرهنگی و اجتماعی شوراهای اسلامی شهرهای کشور و معاونین فرهنگی و اجتماعی شهرداری و مراکز استان ها افزود: دعا می کنیم امنیت شیعیان پاکستان تامین شود و طالبان و سلفی ها که علیه آشنا شمشیر کشیده و لشگرکشی کرده اند هدایت شوند.


وی در ادامه به تاثیرات مخرب گناه در انسان اشاره کرد و گفت: طبق سخنان حضرت علی (ع) کسانی که گناه می کنند در واقع با سرپیچی از دستورات خدا به جنگ با خدا رفته اند.
وی اضافه کرد: کسانی که امنیت مردم را به مخاطره می کشند محارب بوده و کسانی که امنیت اقتصادی مردم را بهم می ریزند گناهکار هستند، گناه، خطری است که انسان ها را تهدید می کند و این خطر اگر درمان نشود بعید است انسان در خطرات مرگ با ایمان بمیرد.
یت الله جوادی آملی با بیان اینکه مساله مرگ یک امر عادی نیست اظهار داشت: همین مرگی که بسیار سخت است برای مومنان، هیچ لذتی به اندازه مردن نیست

 

اشتراک گذاری این مطلب!

اعتراض حوزه ی علمیه قم به کشتار شیعیان پاکستان

مراجع تقلید و علمای حوزه ی علمیه ی قم در اعتراض به کشتار شیعیان پاکستان 19 اسفند را تعطیل اعلام کردند.

به گزارش خبرگزاری نم، در پی کشتار شیعیان مظلوم پاکستان،  روز شبه 19 اسفند حوزه های علمیه تعطیل و تظاهراتی اعتراض آمیز با حضور مراجع تقلید، علما، شخصیت های حوزوی، طلاب و روحانیون در مسجد اعظم قم برگزار می شود.
حضرت آیت الله مکارم شیرازی امروز کشتار شیعیان پاکستان را در حادثه تروریستی کراچی محکوم کرد و گفت:سکوت در قبال چنین جنایتی روا نیست و به همین منظور مراجع تقلید با هماهنگی مدیران حوزه ی علمیه تصمیم گرفتند که دروس سطوح مختلف حوزه را در روز شنبه 19 اسفند تعطیل اعلام کنند.
وی همچنین بر ضرورت حضور تمامی طلاب و روحانیون بر این مراسم تاکید کرد و از رسانه ها به ویژه رسانه ی ملی نیز خواست این مراسم را پوشش خبری دهد.
این مرجع عالی قدر نیز از پاکستان به دلیل ناتوانی در تامین امنیت شهروندانش انتقاد کرد و از آنها خواست اگر قادربه تامین امنیت نیستند، کنار رفته و افراد شایسته و نیرومندی را جایگزین کنند.
اشتراک گذاری این مطلب!

انتقاد مراجع تقليد از کشتار شيعيان پاکستان

حضرت آيت ا… نوري همداني با محکوم کردن کشتار شيعيان پاکستان،  از سازمان ملل و مجامع جهاني خواست با اقدام فوري جلوي اين گونه جنايات دردناک را بگيرند. به گزارش رسا، حضرت آيت ا… حسين نوري همداني از مراجع تقليد، پيش از ظهر ديروز در پايان درس خارج فقه خود که با حضور طلاب و روحانيان در مسجد اعظم قم برگزار شد، کشتار شيعيان پاکستان در حادثه تروريستي کراچي را محکوم کرد. همچنين به گزارش فارس آيت ا… مکارم شيرازي از مراجع تقليد قم با اعتراض به کشتار مردم در کراچي پاکستان، گفت: عده اي وحشي وهابي تکفيري بي ايمان در دنيا چنين وضعي را به وجود آورده اند.
اشتراک گذاری این مطلب!

نظرآیت‌الله مکارم شیرازی در رابطه با کشتار شیعیان پاکستان

آیت‌الله مکارم شیرازی ‌از مراجع تقلید شیعیان در قم، کشتار شیعیان پاکستان در حادثه تروریستی کراچی را شدیدا محکوم کرد و گفت: پیام ما به دولت پاکستان این است که اگر نمی‌توانید جان شهروندان تان را حفظ کنید پست خود را به افراد نیرومندتری بدهید.

اشتراک گذاری این مطلب!

احسان و نیکوکاری در کلام علی علیه السلام

نیکوکاری چیست

ـ الاِحْسانُ مَحَبّةٌ: احسان و نیکی محبت است.

ـ الاِحْسانُ رَأسُ الْفَضْلِ: احسان اساس فضیلت و خوبی هاست

ـ البرُّ عَمَلٌ صالِحٌ:نیکی عملی پسندیده است.

ـ البِرُّ غَنیمةُ الحازِم احسان و نیکی غنمیت دوراندیش است.

ـ الاِحْسانُ ذُخرٌ وَ الکریمُ مَنْ حازَهُ نیکی کردن سرمایه انسان است و بزرگوار کسی است که آن را به دست آورد.

ـ البِرُّ عَمَلٌ مُصْلِحٌ عمل نیک اصلاح کننده است.

ـ الاِحْسانُ غَنَمٌ نیکی کردن غنیمت است.

ـ کُلُّ مَعروفٍ اِحْسانٌ هر کار خوبی احسان و نیکی است.

ـ البَشاشةُ احسانٌ گشاده رویی احسان است.

ـ البِرُّ ما سَکَنَتْ اِلَیْهِ نَفْسُکَ وَ اَطْمَأَنَ اِلَیْهِ قَلْبُکَ نیکوکاری آن است که نفست با انجام آن آرام گیرد و قلبت بدان اطمینان یابد.

اهمیّت و فضیلت احسان

ـ اِکْتِسابُ الحَسَناتِ مِنْ اَفْضَلِ المکاسِبِ. تحصیل نیکی ها از برترین کسب هاست.

ـ رِأسُ الدِّینِ اِکْتِسابُ الحَسَناتِ اساس دین به دست آوردن نیکی هاست.

ـ قَدْرُ کُلُّ اِمْرِیٍ ما یُحْسِنُهُ منزلت هر شخصی به اندازه کارهای خیری است که انجام می دهد.

ـ الاِحسانُ یَسْتَرِقُ الاِنْسانَ احسان انسان را مدیون و بنده می کند.

ـ اَفْضَلُ الاِیمانِ الاِحْسانُ برترین ایمان نیکی کردن است.

ـ رأسُ الاِیمان الاحْسانُ الی الناس اساس ایمان نیکی کردن به مردم است.

ـ زِیْنَةُ الاِسْلامِ اِعْمالُ الاِحْسانِ احسان کردن زینت اسلام است.

ـ سَبَبُ المُحَبَّةِ الاِحْسانُ احسان سبب ایجاد محبت و دوستی است.

ـ جِماعُ الْخَیْرِ فی اَعمالِ البِرِّ تمام خوبی ها در انجام دادن کارهای نیک است.

ـ لِکُلِّ حَسَنَةٍ ثَوابٌ برای هر کار نیکی پاداش هست.

ـ الاِنسانُ عَبْدُالاِحْسانِ انسان بنده احسان و نیکی است.

ـ مِنْ شَرَفِ الْهِمَّةِ بَذْلُ الاِحْسانِ بذل احسان نشانه بلندی همّت است.

ترغیب و تشویق به احسان

ـ اَحْسِنْ یُحْسَنْ اِلَیْکَ. نیکی کن تا در حق تو احسان و نیکی شود.

ـ اِغْتَنِمْ صَنایِعَ الاِحْسانِ وَارْعَ ذِمَمَ الاِخْوانِ. کارهای نیک و احسان کردن را غنیمت بشمار و تعهدهای داده شده به برادران دینی رارعایت کن.

ـ طُوبی لِمَنْ اَحْسَنَ اِلی العِبادِ وَ تَزَوَّدَ لِلْمَعادِ. خوشا به حال کسی که به بندگان خدا نیکی کند و برای روز قیامت توشه بردارد.

ـ عاتِبْ اَخاکَ بِالاِحسانِ اِلَیه وارْدُدْ شَرَّهُ بالاِنْعامِ عَلَیِهِ. برادر دینی خطاکارت را با احسان و نیکوکاری سرزنش کن و شرّ او را با خوبی کردن از خودت دور ساز.

ـ عَلَیکَ بالاِحْسانِ فَاِنَّهُ اَفْضَلُ زِراعَةٍ وَ أَرْبَحُ بَضاعَةٍ. بر تو باد نیکوکاری که آن برترین زراعت و سودآورترین سرمایه است.

ـ عَلَیْکُمْ بِالاِحسانِ اِلی الْعِبادِ وَ الْعَدْلِ فِی البِلادِ. بر شما باد احسان کردن به بندگان و دادگستری در شهرها.

ـ عَلَیْکُمْ بَصَنایعِ الاِحْسان و حُسْنِ البرِّ بِذَویِ الرَّحِمِ و الجیران… بر شما باد انجام دادن کارهای نیک و احسان به خویشاوندان و همسایگان.

آثار و نتایج احسان و نیکی

ـ بِالاِحْسانِ یُسْتَعْبَدُ الاِنْسانُ. احسان و نیکی انسان را بنده می کند.

ـ بِالاِحْسانِ تُمْلِکُ الْقُلُوبُ قلب ها با احسان تسخیر می شوند.

ـ بِالاِحْسانِ یُمْلِکُ الاَحْرارُ. به وسیله احسان آزاد بنده می شود.

ـ بِالاِحْسانِ وَ تَغَمُّدِ الذُّنُوبِ بِالْغُفْرانِ یَعْظُمُ الْمَجْدُ. با احسان و بخشودن گناهان مجد و عظمت انسان بیشتر می شود.

ـ مَنْ کَثُرَتْ اِحْسانُهُ اَحَبَّهُ اِخْوانُهُ. هر کس که احسانش بیشتر شود، برادرانش او را بیشتر دوست خواهند داشت.

ـ مَنْ کَثُرَ اِحْسانُهُ کَثُرَ خَدَمُهُ وَ اَعْوانُهُ. هر کس که احسان و نیکوکاری اش بسیار باشد، خدمت کنندگان و یارانش بیشتر می شوند.

ـ مَنْ اَحْسَنَ اِلی النّاسِ اِسْتَدامَ مِنْهُمْ المَحَبَّةَ. هر کس که به مردم نیکی کند دوستی آن ها با او ادامه پیدا می کند.

ـ مَنْ اَحْسَنَ اِلی رَعیّتِهِ نَشَرَ اللّه ُ عَلَیْهِ جَناحَ رَحْمَتِهِ… کسی که به زیردست خود احسان کند، خداوند رحمت خود را شامل حال او می سازد.

ـ مَنْ اَحْسَنَ اِلی النّاس حَسُنَتْ عَواقِبُهُ وَ سَهُلَتْ لَهُ طُرُقُهُ. هر کس که به مردم احسان کند، عاقبت کارهای او نیکو و راه او آسان می شود.

ـ مَنْ اَحْسَنَ اِلی مَنْ اَساءَ اِلَیْهِ فَقَدْ اَخَذَ بِجَوامِعِ الْفَضْلِ. هر کس احسان کند به فردی که بدو بدی کرده است در حقیقت همه فضائل اخلاقی و مراتب کمال را در خود جمع کرده است.

ـ مَعَ الاِحْسانِ تَکوُنُ الرَفْعَةُ. با نیکوکاری بزرگی و والامقامی به دست می آید.

ـ مَنْ کَثُرَ بِرُّهُ حُمِدَ. هر کس که احسانش بسیار باشد، مورد ستایش قرار می گیرد.

ـ مَعَ البِرِّ تَدُرُّ الرَّحْمَةُ. با احسان و نیکی رحمت فراوان می شود.

ـ مَنْ بَذَلَ بِرَّهُ اِنْتَشَرَ ذِکْرُهُ. هر که بسیار احسان کند در بین مردم مشهور می شود.

ـ الاِساءَةُ یَمَحاها الاِحْسانُ. بدی را احسان و نیکی محو و نابود می سازد.

ـ الاِحْسانُ اِلی المُسئِ یَسْتَصْلِحُ الَعُدوَّ. احسان کردن به بدکار دشمن را به آشتی و صلح می کشاند.

ـ اَحْسِنْ اِلی مَنْ شِئْتَ وَ کُنْ اَمیرُهُ. اگر می خواهی بر کسی فرمانروا باشی به او احسان کن.

ـ مَنْ اَحْسَنَ اِکْتَسَبَ حُسْنَ الثَّناءِ. هر که احسان کند، مورد ستایش قرار می گیرد.

ـ بِرُّوا آباءَکُمْ یَبَرَّکُمْ اَبْناءَکُمْ. به پدران خود نیکی کنید تا فرزندانتان به شما نیکی کنند.

ـ بِالْبِرِّ یُمْلِکُ الْحُرُّ. با احسان انسان های آزاد مطیع می شوند.

ـ مَنْ اِتَّبَعَ الاِحْسانَ بِالاِحْسانِ وَ أحْتَمَلَ جِنْایاتِ الاِخوانِ وَ الْجِیْرانِ فَقَدْ اَکْمَلَ البِرَّ. کسی که پی در پی نیکی کند و آزار برادران و همسایه ها را تحمل کند، احسان و نیکی را به کمال رسانده است.

ـ بِالاِحْسانِ تُسْتَرَقُ الرِّقابُ. آدمی با نیکی کردن مردم را مطیع خود می کند.

ـ سَبَبُ الْمُحَبَّةِ الاِحْسانُ. احسان موجب محبت و دوستی است.

ـ عَلَیْکُمْ بِصَنایِعِ الاِحْسانِ وَ حُسْنِ البِرِّ بِذَوِی الرَحِمِ و الجِیرانِ فَاِنَّهُما تَزِیدانِ فِی الاَعْمارِ وَ یَعْمُرانِ الدِّیارَ. بر شما باد به انجام دادن کارهای نیک و شایسته و نیکی کردن به خویشاوندان و همسایگان؛ زیرا این دو کار عمر را طولانی و شهرها را آباد می سازند.

ـ عَلَیْکُمْ بِالاِحْسانِ اِلی العِبادِ… تأمَنُوا عِنْدَ قیامِ الاَشْهادِ. بر شما باد نیکی کردن به بندگان خدا…؛ چون از این طریق در قیامت از خطرها ایمن می شوید.

ـ مَنْ اَحْسَنَ اِکْتَسَبَ حُسْنَ الثَناءِ. هر کس که نیکی کند،ستوده می شود.

ـ لاْیُحْمَدُ اِلاّ مَنْ بَذَلَ اِحْسانَهُ. ستوده نمی شود، مگر کسی احسان خویش را بذل کند.

ـ لاْیَکُنْ المُحْسِنُ وَ المُسَئُ عِنْدَکَ سَواءً فَاِنَّ ذَلِکَ یُزهِّدُ الْمُحْسِنَ فی الاِحسان و یُتابِعُ المُسِئَ اِلی الاِسائَةِ. نباید نیکوکار و بدکار درنزد تو مساوی باشند؛ زیرا این کار سبب می شود که نیکوکار در نیکی کردن بی رغبت شود و بدکار در بدی کردن پافشاری کند.

ـ الاِحْسانُ یَقْطَعُ اللِسانَ. احسان و نیکی زبان بدگویان را کوتاه می کند.

نیکوکار و نشانه های او

ـ المُحْسِنُ مَنْ عَمَّ الْناسَ بِالاِحْسانِ. نیکوکار کسی است که احسان او مردم را فرا گیرد.

ـ المُحْسِنُ مُعانٌ، المُسِیُّ مُهانٌ. نیکوکار یاری می شود و بدکار خوار و بی مقدار می گردد.

ـ المُحْسِنُ مَنْ صَدَّقَ اَقْوالَهُ اَفْعالَهُ. نیکوکار کسی است که رفتارش گفتار او را تصدیق می کند.

ـ المُحْسِنُ حَیٌّ وَ اِنْ نُقِلَ اِلی مَنازِلِ الامْواتِ. نیکوکار هر چند به منزل مردگان حمل شود، همواره زنده است.

ـ شَرُّ الْمُحْسِنینَ الْمُمْتَنٌّ بِاِحْسانِهِ. بدترین نیکوکاران کسی است که در مقابل احسانی که کرده است منت گذارد.

ـ اِذا رَأیْتُمُ الْخَیْرَ فَسارَعْتُمْ اِلَیْهِ و رَأیُتُم الشَّرَّ فَتَباعَدْتُمْ عَنْهُ وَ کُنْتُمْ بالطّاعاتِ عامِلیِنَ وَ فِی المَکارِمِ مُتَنافِسیِنَ کُنْتُمْ مُحْسِنینَ فائِزینَ. وقتی کار خیری را دیدید و به سوی آن شتافتید و کار بدی را مشاهده کردید از آن دوری کردید و عبادات و اطاعت خداوند را به جای آوردید و در مکارم الاخلاق و صفات نیک بر یکدیگر سبقت گرفتید، از نیکوکاران پیروز خواهید بود.

ـ نُفُوسُ الاَبْرارِ اَبَدا تأبی اَفْعالَ الفُجّارِ جان های نیکوکاران همیشه از کارهای بدکاران بیزار است.

اصول و احکام احسان و نیکوکاری

ـ الاِسرافُ مَذْموُمٌ فی کلِّ شَئٍ اِلاّ فی اَفْعالِ الخَیْرِ اسراف در هر چیز بجز در کارهای نیک ناپسند است.

ـ اَفْضَلُ البَرِّ ما اُصِیبَ بِهِ الاَبْرارَ. بهترین نیکی آن است که خیرش به نیکوکاران برسد.

ـ اَفْضَلُ البَرِّ ما اُصِیْبَ بِهِ اَهْلَهُ. بهترین احسان آن است که خیرش به اهل آن برسد.

ـ اَحَقُّ مَنْ بَرَرْتَ مَنْ لایَغْفَلْ بِرَّکَ. سزاوارترین کس به نیکی کسی است که از نیکی کردن به تو غافل نمی شود.

ـ اِنَّکُمْ مُجازُونَ بِاَفْعالِکُمْ فَلا تَفْعَلُوا الاّ بِرا. همانا شما با کارهایتان پاداش داده می شوید. پس جز نیکی کاری نکنید.

ـ خِیْرُ البِرَّ ما وَصَلَ اِلی الْمُحْتاجِ. بهترین احسان آن است که به نیازمند برسد.

ـ الجزاءُ عَلی الاِحْسانِ بِالاِساءَةِ کفرانٌ. نیکی را با بدی پاسخ دادن ناسپاسی است.

ـ اِتِبّاعُ الاَحْسانِ بالاِحْسانِ مِنْ کمالِ الجُودِ. پی در پی احسان کردن نشانه کمال بخشندگی است.

ـ جُحُودُ الاِحسانِ یُوجِبُ الْحِرْمانِ انکار احسان سبب محرومیّت از نیکی می شود.

ـ رَأسُ الاَحْسانِ الاِحسانُ اِلی المؤُمنیِنَ برترین احسان احسان به مومنان است.

ـ ضادّوا الاِساءَةَ بِالاِحْسانِ بانیکوکاری به مقابله بدی ها بروید.

ـ بِرُّ الوالدَینِ اَکْبَرُ فَریضةٍ. نیکی به پدر و مادر بزرگ ترین واجب است.

ـ فِی کُلِّ بِرٍّ شُکْرٌ. برای هر چیز و نیکی شکری لازم است.

ـ مِنْ اَفْضَلِ البِرِّ بِرُّ آلاَیْتامِبهترین نیکی، نیکی کردن در حق یتیمان است.

ـ کُلُّ حَسَنَةٍ لایُرادُ بِها وَجْهُ اللهِ تَعالی فَعَلَیْها قُبْحُ الرِّیا وَ ثَمَرَتُها قُبْحُ الْجَزَاءِ.هر احسان که با آن خشنودی خداوند متعال قصد نشده باشد آلوده به ریا و نتیجه آن پاداش نامناسب است.

ـ أوْفَرُ البِرَّ صلةُ الرَّحِمِ. صله رحم بیشترین و کاملترین نیکی است.

ـ اَحْسَنَ الاِحْسانِ مُواساةُ الاِخوانِ. بهترین احسان مواسات با برادران دینی است.

ـ اَفْضَلُ العَطاءِ تَرْکُ المَنِّ. برترین احسان ترک منت است.

ـ اَفْضَلُ النَّوالِ ما وَصَلَ قَبْلَ السؤال. با فضیلت ترین احسان آنست که پیش از درخواست نیازمند به او برسد.

ـ اِنّکَ إِنْ اَحْسَنْتَ فَنَفْسَکَ تُکْرِمُ وَ اِلَیْها تُحْسِنُ.اگر نیکی کنی خویش را گرامی داشته ای و به خودت نیکی کرده ای.

ـ آفَةُ الْعَطا المَطَلُ. آفت بخشش به تأخیر انداختن آن است.

ـ مَنْ مَنَّ باِحْسانِهِ کدَّرَهُ. هر کس که به همراه احسانش منّت بگذارد، آن را تیره ساخته است.

ـ اَحْسِنُ الصَّنایِعِ ما وافَقَ الشَّرایِعَ. بهترین احسان آنست که موافق احکام شریعت باشد.

ـ اَحْسِنْ اِلی مَنْ اَساءَ اِلَیْکَ وَ اَعْفُ عَمَّنْ جَنی عَلَیْکَ. به آن که به تو بدی کرده خوبی کن و از آن کس که بر تو ستم روا داشته است درگذر.

ـ المَنُّ یُفْسِدُ الاِحْسانَ. منت گذاشتن احسان و نیکی را تباه میکند.

ـ جَمالُ الاِحْسانِ تَرَکُ الاِمْتِنانِ.زیبایی احسان در ترک منت است.

ـ خِیْرُ العِبادِ مَنْ اِذا اَحْسَنَ اِسْتَبشَرَ. بهترین بندگان خدا کسی است که اگر نیکی کند شادمان شود.

ـ لایَزالُ المُسْلِمُ یَکْتَبُ مُحْسِنا مادامَ ساکِنا فَاِذا تَکَلَّمَ کُتِبَ مُحْسِنَا او مُسِیئا. مسلمان تا وقتی که ساکت است از جمله نیکوکاران به حساب می آید، اما همین که زبان به سخن گشود از نیکوکاران به حساب می آید.

اشتراک گذاری این مطلب!

۵ اسفند روز بزرگداشت خواجه نصیرالدین طوسی

خواجه نصیرالدین محمد بن حسن جهرودی طوسی مشهور به خواجه نصیرالدین طوسی از اهالی جهرود از توابع قم بوده است که در تاریخ ۱۵ جمادی الاول سال ۵۹۷ هجری قمری ولادت یافته است. او به تحصیل دانش، علاقه زیادی داشت و از دوران جوانی در علوم ریاضی و نجوم و حکمت سرآمد شد و از دانشمندان معروف زمان خود گردید.

 خواجه نصیرالدین طوسی ستاره درخشانی بود که در افق تاریک مغول درخشید و در هر شهری پا گذارد آنجا را به نور حکمت و دانش و اخلاق روشن ساخته و در آن دوره تاریک و در آن عصری که شمشیر تاتار و مغول خاندانهای کوچک و یا بزرگ را از هم پاشیده و جهانی از حملات مغولها به وحشت فرو رفته و همه در گوشه و کنار منزوی و یا فراری می شدند و بازار کسادی دانش و جوانمردی و مروت می بود و فساد حکمفرما. وجود و بروز چنین دانشمندی مایه اعجاب و اعجاز است.

  خواجه نصیرالدین طوسی را دسته ای از دانشوران خاتم فلاسفه و گروهی او را عقل حادی عشر نام نهاده اند. بهرحال خواجه نصیرالدین دوره تحصیل ابتدایی را قسمتی نزد دائی خود بابا افضل ایوبی کاشانی و فخرالدین داماد که او شاگرد صدرالدین سرخسی و او شاگرد افضل الدین جیلانی و او شاگرد ابوالعباس ریوگیری و او شاگرد بهمن یار از شاگردان شیخ الرئیس ابوعلی سینا تحصیل کرده است.

اشتراک گذاری این مطلب!

روز مهندس گرامی باد

پنجم اسفندماه، خجسته میلاد دانشمند بزرگ ایرانی خواجه نصیرالدین طوسی، روز ملی مهندس  به کلیه اعضاء نظام مهندسی و کارکنان آن تبریک و تهنیت عرض نموده و امید است با الهام از فناوری های نوین و خلاقانه و همسو با رعایت مقررات مهندسی و اخلاق اسلامی و حرفه ای اندیشه و روش مهندسان ایرانی  برای همگان همانند گذشته الگو قرار گیرد.

اشتراک گذاری این مطلب!

روزشمار وقایع انقلاب اسلامی در یک نگاه

1 بهمن 1343 (پنج شنبه):  اعلام انقلابی حسنعلی منصور
21 فروردین 1344 (شنبه): حمله به محمدرضا پهلوی در كاخ مرمر توسط سرباز شهید رضا شمس‌آبادی
26 خرداد 1344 (چهارشنبه):چهارتن از جانبازان مؤتلفه اسلامی به دست رژیم پهلوی به شهادت رسیدند.
13 مهر 1344 (سه شنبه):  تغییر محل تبعید امام خمینی به نجف اشرف…

اشتراک گذاری این مطلب!

آداب ماه ربيع الاول

 
اين ماه همانگونه كه از اسم آن پيداست بهار ماههاست ؛ به جهت اين كه آثار رحمت خداوند در آن هويداست . در اين ماه ذخاير بركات خداوند و نورهاى زيبايى او بر زمين فرود آمده است ؛ زيرا ميلاد رسول خدا صل الله عليه و آله در اين ماه است و مى توان ادعا كرد كه از اول آفرينش زمين ، رحمتى مانند آن بر زمين فرود نيامده است .
از آداب اين ماه است :
1. تمام ماه را در روز تولد پيامبر صل الله عليه و آله با تلاشهاى نيكو و اطاعتهاى گرانقدر و بزرگ ، بزرگ داشته و با پروردگار خود در مورد اين نعمت بزرگ مناجات نمايد.
2. دعا كردن در اول اين ماه با دعاهايى كه روايت شده است از مهم ترين اعمال اين ماه مى باشد.
3. روز هشتم ربيع الاول ، روز وفات امام حسن عسگرى عليه السلام مى باشد. پس سزاوار است در اين روز اندوهگين باشد، بخصوص با در نظر گرفتن اين كه صاحب مصيبت حضرت امام عصر(عج ) مى باشد؛ پس بايد آن امام عليه السلام را با هر زيارتى كه به ذهنش مى رسد زيارت نموده و به امام زمان عليه السلام تسليت بگويد.
4. روز نهم ربيع الاول ، چنانكه در روايت گرانقدرى آمده است ، روز نابودى دشمن خدا بوده و اين روز و خوشحالى در آن فضيلت داشته و روز شادى پيروان آل محمد صل الله عليه و آله مى باشد. سزاوار است كه دوستان آل محمد صل الله عليه و آله شادى خود را در اين روز، به خاطر نابودى دشمن خدا آشكار كنند.
5. روز دهم ربيع الاول ، روز ازدواج پيامبر صل الله عليه و آله با حضرت خديجه عليهاالسلام مى باشد و بر شيعيان لازم است كه به خاطر تاءثير اين ازدواج مبارك و فرخنده ، در خوبى ها و سعادت ها و انتشار نورهاى درخشان و پاك ، آن را بزرگ بدارند.
6. روز هفدهم ربيع الاول ، همان طور كه گفته شد روز ميلاد حضرت رسول صل الله عليه و آله است . از كارهاى مهم اين روز، روزه داشتن اين روز، به خاطر شكرگزارى و به جا آوردن دو ركعت نماز مى باشد كه در هر ركعت آن يك بار سوره حمد، ده بار سوره قدر و ده بار سوره اخلاص مى خواند. سپس در مكان نماز خود نشسته و دعايى را كه روايت شده است را مى خواند.
7. از كارهاى مهم در روز ميلاد پيامبر صل الله عليه و آله ، رعايت آداب عيد و اظهار مراسم شرعى عيدهاى بزرگ است ، تا ديگران اين روز را به عنوان عيد بشناسند.
8. از مهمترين اعمال مهم اين روز به پايان رساندن روز خود با سلام به حاميان و نگهبانان آن روز و به درگاه آنان جهت شفاعت و اصلاح حال تضرع نمودن ، مى باشد.

اشتراک گذاری این مطلب!

سالگرد قیام خونین مردم قم درسال 1356

 

۲۸سال پيش در چنين روزي در ‪ ۱۹دي سال ‪ ۱۳۵۶هجري خورشيدي، قيام بزرگ مردمي عليه رژيم ستم شاهي در قم برگزار شد.
پس‌از شهادت آيت‌الله مصطفي خميني، تظاهرات مختلفي در شهرهاي گوناگون از جمله تهران، ساري، اصفهان، مشهد برگزار شد كه همه اين تظاهرات مفهوم خاصي را به ذهن متبادر مي‌كرد و آن زنده‌كردن ياد امام خميني(ره) قافله سالار انقلاب اسلامي بود.
به‌همين دليل عمال شاه برآن شدند كه به نوعي چهره امام خميني (ره) را در ميان عامه مردم مخدوش سازند و به اين ترتيب دست به انتخاب خطرناكي زدند كه هزينه سنگيني را نيز براي آن پرداخت كردند.
صبح ‪
۱۸دي‌ماه طلاب با تشكيل اجتماع بزرگي تظاهرات و راهپيمايي خود را آرام به سوي منازل مراجع وقت آغاز كردند و با تجمع در مقابل منازل ايشان با دادن شعارهايي به‌حمايت از امام پرداختند. عده‌اي از طلاب در مقابل بيت مرحوم آيت‌الله‌العظمي گلپايگاني (ره) تجمع كردند.
موقعيت قم در تاريخ انقلاب اسلامي
ايران بركسي پوشيده نيست و كمتر انساني در دنياست كه از انقلاب اسلامي ايران اطلاع داشته و از نقش قم در اين انقلاب بياطلاع باشد. چه در طول نهضت انقلاب اسلامي و چه پس از پيروزي آن، قم زادگاه حوادث مهم تاريخي بوده است. ليكن دو حادثه بسيار مهم آن از ويژگي خاصي برخوردار است؛ يكي جرقة انقلاب (قيام 15 خرداد 1342) و ديگري آتش انقلاب (قيام 19 دي 1356) كه هر دو در بستر تاريخ اين شهر زاده و رشد يافت.
با نگاهي به گذشته و اوضاع و احوال ايران در آن زمان به خوبي در خواهيم يافت كه چگونه حكام و پادشاهان بر مردم اين كشور حكمراني
كرده و از دسترنج اين ملت براي خود سفرههاي رنگين گسترده و ثروت اين ملت را بر باد ميدادند.

در سال 1341 كه شاه ايران با سفر به آمريكا دستورهاي لازم را براي اجراي انقلاب سفيد خويش، گرفت در 19 دي از مردم خواست تا در انتخابات نمايشي شركت كرده و براي اجراي اهداف آمريكايي شاه به لوايح پيشنهادي رأي بدهند. كه در اينجا نيز شهر مقدس قم با هدايت و رهبري امام خميني (ره) اين رأي گيري را تحريم و به مخالفت با آن پرداخت.
تاريخ، روحيه حماسي و انقلابي مردم اين سرزمين را روزي به ثبت رسانيد كه محمد رضا شاه پهلوي در سال 1341 به منظور جلب اعتماد علماء حوزه و فريب مردم به اين شهر سفر كرد و پس از آن كه در 4 بهمن سال 41 در ميدان آستانه از اتومبيل خود پياده شد تمامي آرزوهايش را بر باد رفته ديد؛ زيرا صحن
هايي را به نظاره نشست كه انتظارش را نداشت. نه تنها از مردم استقبال كننده، كسي را نديد بلكه كارمندان اداري و دولتي و روحانيون نيز به چشم نميخوردند و سكوتي شگفت بر شهر حكمفرما شده بود.
گويا شاه به شهري پر از دشمن قدم نهاده است. از شدت خشم و اضطراب از رفتن به حرم منصرف گشته و از همانجا بازگشت.
در دوّم فروردين سال 1342 كه مصادف با سالگرد شهادت امام جعفر صادق ـ عليه السّلام ـ بود حادثه
اي ديگر در تاريخ انقلاب شهر قم ورق خورد، مردم و روحانيان عاشق و دلباخته حرم اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ در مدرسه فيضيه مشغول عزاداري بودند كه با حادثهاي غمبار روبه رو شدند. عمال دژخيمان با هجومي وحشيانه و كشتاري بيرحمانه، علما و فضلا را به خاك و خون كشيدند كه اين جريان باعث خشم ملت بر عليه شاه و حكومت مستبد او شد. و با اين كار سنگري ديگر از سنگرهاي رژيم توسط مردم و علماي قم فتح گرديد.
قيام 15 خرداد
در حالي كه بيش از دو روز از عاشوراي سال 1342 نگذشته بود كه در 15 خرداد همين سال رژيم، امام خميني را شبانه دستگير مي
كند. مردم قم همين كه از موضوع اطلاع پيدا كردند با قلبهاي آكنده از غم و اندوه به اطراف منزل امام هجوم آوردند و با سردادن شعار يا مرگ يا خميني خشم و نفرت خود را بر عليه رژيم ابراز كردند كه به راهپيمايي عمومي مبدل شده و مردم در حرم حضرت معصومه ـ سلام الله عليها ـ تجمع كرده و خواستار آزادي امام ميشوند كه ناگهان صداي گلولههاي نظاميان و رگبار مسلسل آنان موج جمعيت را ميشكند ومردان و زنان بيشماري را در خون خود ميغلتاند. كه امام با اعلام عزاي عمومي،‌نقطة آغاز و بذر آبياري شده انقلاب شكوهمند اسلامي را با خونهاي برزمين ريخته 15 خرداد اعلام ميدارد كه سالها بعد به ثمر نشست.
قيام 19 دي قم (سال 1356)
پس از شهادت فرزند برومند امام خميني حاج آقا مصطفي، در سال 1356، خشم ملت از رژيم ستم
شاهي افزون شد و حكومت در تاريخ 7/10/1356 اقدام به پخش مقالهاي توهين آميز عليه امام در روزنامه اطلاعات نمود كه در پي اين عمل مردم و طلاب قم خشمگين شده و در 19 دي تظاهرات شديدي را بر ضد رژيم پهلوي به راه انداختند. كه با اقدام مسلحانه رژيم برخورد كرده و تعدادي از مردم به شهادت رسيدند. امّا با اين قيام مردم قم آتش انقلاب اسلامي برافروخته گشت و برق آسا به ديگر شهرها سرايت كرد و سرانجام منجر به شكست ظالمان و طاغوتيان و پيروزي مظلومان و مسلمانان شد.
پس از پيروزي انقلاب نيز مردم قم همواره در بستر حوادث مهم تاريخي قرار گرفتند و پيشاپيش مسايل و حوادث و امتحان
هاي بزرگ انقلاب مانند هميشه با سربلندي مسير انقلاب را طي كردند. تا اين كه طي جنگ تحميلي اين ايثار را به اوج خود رساندند و هم اكنون نيز چون گذشته در كنار كليه حوادث مذهبي و سياسي حضور داشته و همواره رهنمون ديگر شهرها و كشورهاي آزاده جهان بوده و هستند.

 

اشتراک گذاری این مطلب!

حماسه 9 دی در تاریخ ماندگار شد


روزهاى سال، به طور طبیعى و به خودى خود همه مثل همند؛ این انسانها هستند، این اراده‌‌‌‌‌ها و مجاهدتهاست که یک روزى را از میان روزهاى دیگر برمیکشد و آن را مشخص میکند، متمایز میکند، متفاوت میکند و مثل یک پرچمى نگه میدارد تا راهنماى دیگران باشد. روز عاشورا – دهم محرم – فى نفسه با روزهاى دیگر فرقى ندارد؛ این حسین بن على (علیه السّلام) است که به این روز جان میدهد، معنا میدهد، او را تا عرش بالا میبرد؛ این مجاهدتهاى یاران حسین بن على (علیه السّلام) است که به این روز، این خطورت و اهمیت را میبخشد. روز نوزدهم دى هم همین جور است، روز نهم دىِ امسال هم از همین قبیل است. نهم دى با دهم دى فرقى ندارد؛ این مردمند که ناگهان با یک حرکت – که آن حرکت برخاسته از همان عواملى است که نوزدهم دىِ قم را تشکیل داد؛ یعنى برخاسته ى از بصیرت است، از دشمن‌‌‌‌‌شناسى است، از وقت‌‌‌‌‌شناسى است، از حضور در عرصه‌ى مجاهدانه است – روز نهم دى را هم متمایز میکنند.
مطمئن باشید که روز نهم دىِ امسال هم در تاریخ ماند؛ این هم یک روز متمایزى شد. شاید به یک معنا بشود گفت که در شرائط کنونى – که شرائط غبارآلودگىِ فضاست – این حرکت مردم اهمیت مضاعفى داشت؛ کار بزرگى بود. هرچه انسان در اطراف این قضایا فکر میکند، دست خداى متعال را، دست قدرت را، روح ولایت را، روح حسین بن على (علیه السّلام) را مى‌‌‌بیند. این کارها کارهائى نیست که با اراده‌‌‌‌ى امثال ما انجام بگیرد؛ این کار خداست، این دست قدرت الهى است؛ همان طور که امام در یک موقعیت حساسى – که من بارها این را نقل کرده‌‌‌‌ام – به بنده فرمودند: «من در تمام این مدت، دست قدرت الهى را در پشت این قضایا دیدم». درست دید آن مرد نافذِ بابصیرت، آن مرد خدا.
بیانات در دیدار مردم قم در سالگرد قیام نوزدهم دى ماه ۱۹/۱۰/۱۳۸۸

اشتراک گذاری این مطلب!

شایـعه پـایـان جـهان در شـب یـلدا !

شایعات مختلفی در مورد به پایان رسیدن دنیا در محافل اجتماعی مطرح شده است اما کارشناسان علمی و مذهبی هیچ توجیهی برای این شایعه را منطقی ندانسته و این شایعه را ترفندی برای بهره گیری های برخی افراد از جهل مردم می دانند.
در این رابطه حتی مدت هاست شایعات مختلفی در مورد به پایان رسیدن دنیا در روز 21 دسامبر سال 2012 همزمان با شب یلدا در ایران در وبلاگ های مختلف و شبکه های اجتماعی مطرح می شود و هر روز ابعاد گسترده تری به خود می گیرد. البته از سوی کارشناسان علمی و به خصوص سازمان فضایی ناسا این شایعات تکذیب شده و حتی ناسا آن را شایعه ای مضحک دانسته است.
قضیه به پایان رسیدن دنیا در روز 21 دسامبر سال 2012 برای نخستین بار با این ادعا آغاز شد که سیاره ای به نام “نیبیرو” که سومری ها آن را کشف کرده اند، در حال حرکت به سوی زمین است. ابتدا گفته می شد که این فاجعه در ماه می 2003 رخ می دهد و زمانی که این تاریخ گذشت و هیچ اتفاقی نیفتاد، زمان موعد به دسامبر 2012 تغییر کرد و به تقویم باستانی “مایا” که تحول بزرگ در زمستان سال 2012 را پیش بینی کرده بود، ربط داده شد، به همین دلیل هم تاریخ 20 دسامبر به عنوان روز موعود پیش بینی شد.
در مورد این شایعه سازمان جهانی ناسا این موضوع را مطرح کرد که نه ناسا و نه هیچ سازمان علمی دیگری چنین چیزی را پیش بینی نکرده است.
در گزارش ناسا آمده است، اصلاً تراز به خط شدن گیتی وجود ندارد و حداقل تا چند دهه آینده چنین هم راستایی رخ نمی دهد و حتی اگر هم چنین پدیده ای اتفاق افتد، تأثیر آن بر زمین بسیار ناچیز است. به عنوان نمونه، در سال 1962 چنین هم ترازی رخ داد و 2 مورد دیگر هم در سال های 1982 و 2000 اتفاق افتاد. در هر دسامبر هم زمین و خورشید با مرکز کهکشان راه شیری هم تراز می شوند، اما این یک رخداد سالانه است که هیچ تبعاتی هم ندارد.

و اما رکورددار جهانی آخرالزمان: هارولد کمپینگ
هارولد کمپینگ، یکی دیگر از کشیشان صاحب‌نام امریکاست که او هم مانند رابرتسن طرفداران زیادی در بین معتقدان مذهبی مسیحی این کشور دارد. آقای کمپینگ اما رکوردی دارد که در نوع خود بی‌نظیر است: او تا همین امروز سه مرتبه پایان دنیا را پیش‌بینی کرده است:‌ اولین بار در سال 1994/1373 که قرار بود در تاریخ 6 سپتامبر آن سال دنیا به پایان برسد. اما نه عمر دنیا تمام شد و نه روی هارولد کمپینگ. البته 18 سال طول کشید تا یک بار دیگر او جرات کند و چنین ادعایی را مطرح کند. این بار قرار شد که در روز 21 می 2011/ 1 خرداد 1390 دنیا تمام شود و 200 میلیون مسیحی به آسمان رفته و با خداوند دیدار کنند و بعد از این صعود بزرگ، زمین به گوی عظیمی از آتش تبدیل شده و با نابود کردن باقی جمعیت زمین، خود نابود شود. آن تاریخ هم ‌گذشت و دنیا نابود نشد، اما هارولد با گذشت چند روز دوباره وارد صحنه شد و با اعتماد به نفس مخصوص به خود اعلام کرد که پایان دنیا قطعی است، فقط در تاریخ اشتباه شده و به جای 21 می، در روز 21 اکتبر 2011 / 1 آبان 1390 دنیا تمام می‌شود. صدالبته که آن تاریخ هم گذشت و نه تنها اتفاقی نیفتاد بلکه هنوز هم دنیا برای ماندگاری خود ادعاها دارد.

هر چند حرف و حدیث ها در این رابطه زیاد است ولی به همین مختصر اکتفا می کنیم
و تصاویری جالب و گرافیکی از شبیه سازی پایان دنیا را حضور شما دوستان تقدیم می کنیم …

 

 

 

اشتراک گذاری این مطلب!

پيام امام خميني قدس سره به مناسبت شهادت دكتر مفتح

 بسم الله الرحمن الرحيم

 انا لله و انا اليه راجعون

 آن گاه كه منطق قرآن آن است كه ما از خداييم و به سوي او مي رويم و مسير اسلام بر شهادت در راه هدف است و اولياي خدا –عليهم السلام –شهادت را يكي از ديگري به ارث مي بردند و جوانان متعهد ما، براي نيل شهادت در راه خدا درخواست دعا مي كرده و مي كنند، بدخواهان ما كه ا زهمه جا وامانده، دست به ترور وحشيانه مي زنند، ما را از چه مي ترسانند؟ امريكا خود را دلخوش مي كند كه با ايجاد رعب در دل ملت كه سربازان قرآنند، مي تواند وقفه اي در مسير حق و عقب گردي از جهاد مقدس در راه خدا ايجاد كند، غافل از اين كه ترس از مرگ براي كساني است كه دنيا را مقر خود قرار داده و از قرارگاه ابدي و جوار رحمت ايزدي بي خبرند. اينان از كوردلي، صحنه هاي شورانگيز ملت عزيز و شجاع ما را در هر شهادتي، پس از شهادتي كه در پيش چشمان خيره ي آنان منعكس است، نمي بينند. «صُمٌّ بُكمٌ عُميٌ فَهُم˚لا يَعقِلُون» اينان مي بينند كه هزار و سيصد سال بيشتر از صحنه ي حماسه آفرين كربلا مي گذرد و هنوز خون شهيدان ما در جوش و ملت عزيز ما در حماسه و خروش است.

 جناب حجت الاسلام دانشمند محترم آقاي مفتح و دو نفر پاسداران عزيز اسلام رحمة الله عليهم به فيض شهادت رسيدند و به بارگاه ابديت بار يافتند و در دل ملت و جوانان آگاه ما حماسه آفريدند و آتش نهضت اسلامي را افروخته تر و جنبش قيام ملت را متحرك تر كردند. خدايشان در جوار رحمت واسعه ي خود بپذيرد و از نور عظمت خود بهره دهد. اميد بود از دانش استاد محترم و از زبان علم او بهره ها براي اسلام و پيشرفت نهضت برداشته شود و اميد است، از شهادت امثال ايشان بهره ها برداريم. من شهادت را بر اين مردان برومند اسلام تبريك و به بازماندگان آنان و ملت اسلام تسليت مي دهم.

 

سلام بر شهيدان راه حق

 

روح الله الموسوي الخميني

 

اشتراک گذاری این مطلب!

وحدت حوزه و دانشگاه

آشنایی با روز وحدت حوزه و دانشگاه

 

27 آذر در تقویم جمهوری اسلامی ایران، به مناسبت روز شهادت آیت‌الله مفتح روز وحدت حوزه و دانشگاه نامگذاری شده است.

 روز وحدت حوزه و دانشگاه از یادگارهای ارزشمند امام (ره) است. این مسئله هم مثل همه تدابیر و تصمیم‌های مهمی که در راه جریان صحیح و اسلامی جامعه ما، آن حکیم عالی مقام و آن انسان والا و بصیر مطرح کردند، یکی از برکات وجودی ایشان بوده و هست و ان‌شاءالله خواهد بود. طی قرن‌های گذشته استعمارگران برای بیگانه کردن نسل‌های رو به رشد کشورهای اسلامی از اسلام  و خاموش کردن مساله ایمان و وجدان دینی در بین آحاد مردم اقدامات متعددی انجام دادند. آنان در طراحی نقشه‌های فتوحات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خود به مانع عمده‌ای برخوردکردند و آن اعتقادات اسلامی ملت‌ها بود. زیرا اسلام مصداق کامل دینی بود که حقیقتاً با حمله و یورش همه جانبه و تجاوزکارانه دولت‌های استعماری به مناطق مختلف دنیا بویژه مناطق اسلامی مبارزه می‌کرد. 

اولین پرورش یافته‌های غرب غالباً کسانی بودند که بخاطر ضعف نفس و فقدان تبلیغات مؤثر دینی نسبت به دین احساس بیگانگی و عناد می کردند. لذا دانشگاه‌ها که مرکز پرورش انسان‌های دانشمند براساس پیشرفت‌های علمی روز بود بنیان آن بر بی اعتقادی و معارضه با دین گذاشته شد و در دانشگاه‌ها نه تنها دین را ضعیف کردند بلکه به معارضه با آن پرداختند.

 

امام (ره) با آگاهی کامل نسبت به واقعیت‌های تاریخی، راه حل مشکلات، بقاء استقلال و شعار نه شرقی و نه غربی در کشور را، در آمیخته شدن روشنفکران و تحصیلکردگان جدید، با دین و ایمان مذهبی و نیز آشناشدن روحانیون با پیشرفت‌های علمی جهان و تجربه روش‌های جدید می‌دانستند.

 

شهید مفتح از جمله افرادی بود که توطئه استعمار در جدا نگاه داشتن دو قشر دانشگاهی و روحانی، از هم را با تمام وجود احساس کرده بود. وی در راه تحقق بخشیدن به آرمان‌های بنیانگذار انقلاب اسلامی، ایجاد وحدت میان این دو قشر مهم جامعه را وجهه همت خود قرارداد.

 

سخنرانی‌های ایشان در مسجد دانشگاه در ترغیب نسل روشنفکر و تحصیلکرده به اسلام اثر بسزایی داشت. به مناسبت مجاهدت ایشان در راه تحقق وحدت میان حوزه و دانشگاه، روز شهادت آیت الله مفتح روز وحدت حوزه و دانشگاه نامیده شد.

 

 منبع  : http://www.iranmojri.com

اشتراک گذاری این مطلب!

عيد غدير

هر دل که داشت مهر علی را فقیر نیست

غیر از علی کسی به دو عالم امیر نیست

من ضامنم کسی که به اواقتدا کند

زهرا براش بین نمازش دعا کند

گر خلق عالم علي را مي شناختند ، دوستش ميداشتند و اگر خلق عالم علي را دوست ميداشتند ، جهنم آفريده نميشد .

عيد غدير خم مبارک

اشتراک گذاری این مطلب!

اعمال ذالقعده

نماز در روز يكشنبه اين ماه:


براى نماز در روز يكشنبه اين ماه روايتى از رسول خدا(صلى الله عليه وآله) نقل شده است. در فضيلت اين نماز، آمده است كه هر كس آن را بجا آورد توبه اش پذيرفته مى شود و گناهانش آمرزيده مى گردد و سبب بركت براى نمازگزار و خانواده اش خواهد بود، و در روز قيامت كسانى كه از او طلبى و يا حقّى دارند، از وى راضى گردند و با ايمان از دنيا مى رود و قبرش براى او وسيع و نورانى گردد و پدر و مادرش از او راضى شوند، و آنها نيز مورد مغفرت خداوند قرار گيرند، ذريّه او نيز بخشيده شوند و روزى او وسيع گردد. فرشته مرگ به هنگام مردن، با او مدارا كند و به آسانى جانش را بگيرد.
رسول خدا(صلى الله عليه وآله) كيفيّت نماز را اين گونه بيان فرمود كه، در روز يكشنبه غسل كند و وضو بگيرد و چهار ركعت نماز بخواند (هر دو ركعت به يك سلام) در هر ركعت، سوره «حمد» يك مرتبه، سوره «قل هو الله» سه مرتبه و سوره هاى «فلق» و «ناس» را يك مرتبه بخواند; و بعد از نماز هفتاد مرتبه استغفار كند، سپس بگويد:
لا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاَّ بِاللهِ الْعَلىِّ الْعَظيمِ
جنبش و نيرويى نيست جز به خداى والاى بزرگ
آنگاه بگويد:
يا عَزيزُ يا غَفّارُ، اِغْفِرْ لى ذُ نُوبى، وَذُ نُوبَ جَميـعِ الْمُؤْمِنينَ وَالْمُؤْمِناتِ، فَاِنَّهُ لا يَغْفِرُ
اى نيرومند اى بسيار آمرزنده بيامرز گناهانم را و گناهان همه مردان مؤمن و زنان با ايمان را كه نيامرزد كسى
الذُّنُوبَ اِلاَّ اَنْتَ.
گناهان را جز تو.
از ذيل اين روايت استفاده مى شود كه اين اعمال را در غير اين ماه نيز، مى توان انجام داد.


سه روز روزه در اين ماه:
از رسول خدا(صلى الله عليه وآله) روايت شده است، هر كس روزهاى پنج شنبه، جمعه و شنبه از ماههاى حرام را روزه بگيرد، عبادت يك سال براى او نوشته شود.

اشتراک گذاری این مطلب!

شهيد، آيت الله علي قدوسي را نمي توان با كلمه مطرح كرد.

ناتواني كلمات را در شناساندن چهرۀ يك انسان نمونه و شخصيت برجسته، مي دانيد. شهيد، آيت الله علي قدوسي را نمي توان با كلمه مطرح كرد.

امّا در حدّ يك بيوگرافي ساده و آشنائي مختصر با حيات پرثمر و با بركت او، اين چند سطر را مي خوانيد: ثمره اي از شجرۀ طيبّه اي بود، از دودمان فضيلت و خانوادۀ علم و ديـن، كه در سال 1306 شمــسي در « نهاوند» چشم به جهان گشود .مرحوم آيت الله ملا احمد قدوسي ـ پدر شهيد ـ خود را مديون لطف خدا مي ديد، كه چنيـن نوزادي را به وي عطا كرده است .نبوغ و استعداد شرف اين كودك، از همان آغاز مراحل رشد آيــــــنده را به وضـــوح نـشان مي داد .شهيد قدوسي تحصيلات ابتدائي و متوسّطه را در نهـاوند مي خواند كه دســـــت تقدير خـداوند او را به«قم» فرستاد .در سن 15 سالگي بود كه براي ادامۀ تحصيلات در زمينۀ علوم اسلامي، به حوزۀ علميه قم هـجرت كرد. سال 1321تا آب را، از سرچشمه بياشامد، و ميوه را از شاخه بچيند، و … چهرۀ اسلام را، بي نقاب و پـرده، و از نزديك ببيند و بشناسند … گرايشات سياسي او ـ كه از متن مكتب سرچــشمه مي گرفــــت ـ او را به صـــحنۀ مبارزات كشــيد و درجريان نهضت نفت، و نيز در ضدّيت با جزب تودۀ آنروز، فعاليّتـــي چشمگــــير، ولـي اكثراً دور و پنهاني از جشم دشمن، داشت . در نهضت فدائيان اسلام هم، با شهيد بزرگ، مرحوم نواب صفوي همكاري و همــــفكري و همـراهي داشت . در عين حال، فعاليت هاي سياسي هرگز او را از راه اصلي، كه شناخت اسلام و درك مــــعارف دين و فقه اهلبيت بود بازنداشت. اين از ويژگهياي او بود كه در كمتر كساني يافت مي شد . در درس خارج مرحوم آيت الله بروجردي و حضرت امام خميني، از شاگردان فاضــل و مورد توجّه بود . فلسفه و تفسير را هم، نزد عارف وارسته و فيلسوف بزرگ مرحوم علامه طباطبائي فـــرا گرفت و تا حدّي لياقت و شايستگي و استعداد نشان داد كه مورد توجّه مرحوم علامه قرار گـــرفت و او را به دامائي خود پذيرفت.در اين وادي، هم حوزه و هم دوره با عزيزاني چون شهيد بهشتي و شهيــــد مطهري بود پا به پاي هم در صحنه هاي علمي و مبارزاتي و آموزشي بودند تا « شهادت » نسبت به حوزه علميه، نظريۀ اصلاحي خاصي داشت. همراه جمعي از ياران در فكر تشكيل جمعيتي بر اي تحرك بخشيدن و نهضت اصلاحي حوزه بود كه اين جـــمع در ســــال 44 از طريق ســــاواك شناسائي شد و افراد ـ ازجمله شهيد قدوسي ـ دستگير شدند . پس از مدّتي كه آزاد شد، مجدداً در تعبيب همان افكار و اهداف بود و با چهره ها مبارز دانشگاهي هم مرتبط بود و پذيرفتن مديريت مدرسۀ منتظريه( حقاني) در راستاي همين اهداف بود كه در آنجا به تربيت شاگرداني پرداخت كه در جمهوري اسلامي، از بازوهـــــاي پرتوان دستگاه قضائي و اجرائي شدند. به ابتكار او، « مكتب توحيد» براي دروس اسلامي خواهــران تأسيـــــس شد و با برنامه هاي عـــالي، اثرات چشمگيري داشت . شهيد قدوسي، در كنارجهاد، به اجتهاد مي انديشيد و شتاب درســــي را همراه با عمق تحصـــــيلي مي خواست و عرفان را مسلّح مي كرد و همراه با « دعـــوت روزانه»، آموزگـــار « دعاي شبانه» بود، گذشت و قاطعّيت را با هم داشت، عزّت نفس و مناعت طبع را با سعۀ صدر و والا انديشي توأم داشت، بي ريـا بود و متواضــــع، پركار و كم حرف، سخت كوش و نستوه. مي گفت: روحاني بايد دقيق و عميق، منظّم و وقت شناس باشد و متقّي و مبارز، درس خوان و آگاه به زمان، متجهد و مجاهد، اديب و مؤدب، با شور و شعور، فقيه و فيلسوف، ناطق و كاتب، « زبان» دان و « زمان» شناس … و … خود، تجسمّي از ارزشهاي متعالي بود . درسهاي اخلاقش، سازنده و تكان دهنده بود. هنوز آجرهاي مسجد مدرسه منتظريه، طنين سخنانش را، كه اكثراً از خطبه هاي پرشور نهج البلاغه مايه مي گرفت، به گوش آگاهان بصـــير مي رساند. فضائل و ملكات اخلاقي، برايش در حدّ « ملكه» بود. خلوص و اخلاص و بي ريائي و… را در اوج داشت. اين مقوله نياز به بحث تشــريحي دارد، كه مي گذريم. پس از پيروزي انقلاب اسلامي، ابتدا مدّتي در « قم» در ستاد انقلاب، و امور قضائي فعاليت مي كرد، كه طيّ حكمي از سوي امام به « دادستاني كل انقلاب» منـــصوب شد. و در اين سنـــگر، چه خوب از عهدۀ كار برآمد! … بي سروصدا، پرتلاش و سخت كوش به خدمت مشغول بود و داد انقلاب را از ضدّ انقلاب مي ستــاند و ضدّ انقلاب را بدست داد اسلام مي سپرد و … به داد انقلاب مي رسيد . شاگردان مدرسۀ منتظريه، كه سالياني متمادي با او در مدرسه آشنا بودند و افراد مورد اعــتماد وي محصوب مي شدند، مطمئن ترين ياران او درمنصب هاي حاكم شرع و دادستان در دادسراهاي انقلاب بودند . تحوّلي را كه او در دادستاني بوجود آورد و سنّت هاي خوبي را كه پايه گذاري كرد و نقش عظيمي كه در اين زمينه داشت، جاي سخن مفصّل است كه در اين خلاصه نمي گنجد. فرزند بزرگ ايشان، كه دانشجوي دانشگاه مشهد و از دانشجويان پيرو خط امام بود، در درگيــري هاي 17 شهريور مجروح شده بود و پس از انقلاب، در دفتر تحكيم وحدت فعـــاليت مي كرد كـــه با شروع جنگ تحميلي، به كربلاي خوزستان شتافت و يكي از 160 شهيدي بود كه در ماجراي هويزه، دسته جمعي بشهادت رسيدند . صبر و شكيبائي وروحيۀ شهيد قدوسي در شهادت فرزند، مايۀ اعجاب و شگفتي همگان گـــــرديد.او ابراهيمي بود كه اسماعيلش را به « مذبح» فرستاد و صابر و ثابت قدم ماند. پنج فرزند ديگر ثمرۀ زندگي شهيد قدوسي بود، كه يكي هم اكـــنون درس دينـــــي مي خواند و ادامه دهندۀ راه پدر و برادر شهيدش است ، سال 60 ، سال شهادت بود . بدنبال شهادت آيت الله بهشتي و يارانش در 7 تير و بدنبال شهادت رئيس جمهور رجائي و نخـــــسـت وزير باهنر اين دو ققنوس عشق و دو پرندۀ مهاجــــر خونين بال، در 8 شهــــريور، شهـــيد قدوسي، حالتِ«انتظار» داشت . نزديكانش مي گويند: در روزهاي آخر حيات، يك حالتِ عرفاني خاصّي داشــــت و دائـــماً در انتظار شهادت بود سرانجام، او هم به آرزوي خويش رسيد . 14شهريور 60، سبح در ساختمان دادستاني انقلاب بود كه با انفـــــجار بمـــــب، كه عوامل سرسپردۀ منافقين كار گذاشته بودند، به شـــــــــهادت رســـــيد و به لقاء الله و ديدار يارانش شهيــــدش شتافت نامش جاويد و خاطره اش معطّر باد.

«نشود زمزمۀ خون شهيدان، خاموش                      سوز عرفاني اين نغمه، ز سازي دگر است »

منبع: سایت دادستانی کشور

اشتراک گذاری این مطلب!

خاورمیانه جدید خاورمیانه اسلامی

 

به بهانه روز قدس

اشتراک گذاری این مطلب!

جریان خواستگاری و ازدواج رسول خدا صلّی الله علیه وآله و سلّم

جریان خواستگاری و ازدواج رسول خدا صلّی الله علیه وآله و سلّم با حضرت خدیجه خواندنی و مفصّل است. خدیجه به رسول خدا گفت:«من برای شما زنی را در نظر گرفته‌ام.»
رسول خدا فرمود:«او کیست؟»
خدیجه عرض کرد:« او کنیز شما خدیجه است.»
خدیجه که یکی از ثروتمندان عرب به شمار می آمد و نوشته اند هشتاد هزار شتر و پول های فراوانی در دست افراد مختلف برای تجارت داشت، وقتی می خواست با رسول خدا ازدواج کند، گفت:«به خدا قسم ای محمـد، اگر مال تو کم است، مال من زیاد است. کسی که خودش را در اختیار تو می‌گذارد، چگونه مالش را در اختیارت نگذارد؟! من با تمام اموال و کنیزانم در اختیار توام.»
خدیجه بعد از ازدواج با رسول خدا به عمویش، ورقه، فرمود:« این اموال مرا بگیر و نزد محمـد ببر و به او بگو من تمام اموال و بردگان و آنچه را در اختیار من است به او هدیه می‌کنم.»
ورقه این خبر را در بین زمزم و مقام ابراهیم با صدای بلند به گوش همه مردم رسانید و آنها را شاهد گرفت.
در جریان کناره گیری رسول خدا از خدیجه قبل از ایجاد نطفه فاطمه علیهاالسلام، پیامبرعمار یاسر را نزد خدیجه فرستاد و فرمود به او بگو:«ای خدیجه گمان مبر که کناره گیری من از توست. نه، خداوند به من چنین امر فرموده است. گمانی جز خیر مبر و بدان، خداوند هر روز چندین بار به ملائکه اش به تو مباهات و فخر می‌کند.»
خدیجه علیه اسلام در هنگام زایمان فاطمه علیهاسلام تنها بود و زن های مکه و قریش از او کناره گرفته بودند. خدیجه را غم و اندوه فرا گرفته بود که ناگهان چهار زن بلندقامت شبیه زن‌های بنی هاشم وارد اتاقش شدند.
خدیجه ترسید. آنها عرضه داشتند:« محزون مباش ای خدیجه. ما فرستادگان پروردگار توایم. ما خواهران توایم: ساره و آسیه و مریم و صفرا. آمده ایم تا تو را کمک کنیم ».

اشتراک گذاری این مطلب!

15 نکته غذایی برای روزه داران...

1) برای اینکه کمتر هنگام روزه داری تشنه شوید بهتر است در برنامه غذایی سحری از خوردن غذاهایی مثل انواع کوکو، بادمجان، سویس و کالباس، سس مایونز و سیر و پیاز و همچنین غذاهای چرب و پرنمک که سبب تشنگی زیاد در طول روز می شود پرهیز کنید.

2) سعی کنید از غذاهای آب پز شده و خورشت های آبدار و کم نمک استفاده کنید.

3) خوردن مواد شیرین مانند زولبیا و بامیه هنگام سحر سبب افت سریع قند خون و احساس گرسنگی در طول روز می شود.

4) بعد از خوردن سحری، بهتر است هنگام مسواک زدن برای کاهش تشنگی و خشکی دهان، از حجم کمتری خمیر دندان استفاده کنید.

5) سعی کنید در ماه رمضان میوه های آب دار و سبزیجات بیشتری مصرف کنید تا در طول روز دچار تشنگی نشوید.

6) بهتر است هنگام افطار از مخلوط آبلیموی تازه با آب یا چای کمرنگ یا شربت خاکشیر به جای قهوه و چای پر رنگ استفاده کنید.

7) خوردن 8 تا 12 لیوان آب از افطار تا هنگام سحر سبب می شود تا شما در طول روز کمتر دچار تشنگی شوید.

8) برای اینکه بعد از خوردن افطار و سحری دچار سوزش معده و ترش کردن نشوید بهتر است از غذاهای سبک و کم چرب استفاده کنید. در ضمن مایعات را پس از اتمام غذا بخورید و بلافاصله بعد از خوردن سحری به رختخواب نروید.

9) بهتر است افطار خود را با یک استکان آب ولرم یا یک فنجان شیر و عسل باز کنید و از خوردن غذا و شیرینی جات فراوان هنگام افطار بپرهیزید تا دچار سنگینی و مشکلات معده نشوید.

10) سعی کنید وعده های غذایی مانند پلو و خورشت را دو ساعت بعد از افطار میل کنید تا هضم آن آسان باشد.

11) برای جلوگیری از بروز یبوست و مشکلات روده، بعد از خوردن افطار آلو و انجیر خیس شده و میوه هایی همچون گلابی، هلو و هندوانه میل کنید.

12) ورزش سبک و پیاده روی بعد از افطار به هضم غذا و جلوگیری از یبوست کمک زیادی می کند.

13) وعده سحری را به هیچ عنوان حذف نکنید زیرا ادامه دادن به این روال در طول ماه رمضان سبب افت بدنی و تحلیل عضلانی خواهد شد.

14) نان و پنیر کم نمک با سبزی یا گردو با یک لیوان شیر از بهترین خوردنی ها برای سحر محسوب می شود زیرا علاوه بر حجم سبک دارای قوت بسیار است.

15) برای اینکه در طول روز کمتر تشنه شوید بهتر است علاوه بر خوردن آب فراوان در فاصله افطار تا سحر، از کربوهیدرات هایی همچون نان و غلات و ماکارونی سبوس دار در وعده افطار و سحر استفاده کنید. این مواد سبب می شود گلیکوژن بدن در حد نرمال حفظ شده و فرد کمتر دچار تشنگی شود.

اشتراک گذاری این مطلب!

ویژه نامه روزهای پایانی ماه شعبان

ویژه نامه روزهای پایانی ماه شعبان رو در سایت دفتر حضرت آیت الله العظمی حاج آقا مجتبی تهرانی بخوانیم و عمل کنیم إن شاء الله:
http://mojtabatehrani.ir/fa/Content/4296/

اشتراک گذاری این مطلب!

این جشن ها برای من آقا نمیشود!!!

آذین بسته شهر برای شما  ولی

اصلا خبر نشد ز عشق خدا  ولی



من دلخوشم دوباره به این زرق و برق ها

این زرق و برق ها که ندارد صفا  ولی



شکر خدا کنیم که در کوچه های شهر

حرف از شما شده  - آقا بیا - ولی



((این جشن ها برای من آقا نمی شود))

جشن بدون تو اصلا چرا؟  ولی



بگذار که ریسه ببندند برایتان

بگذار برقصند به پای  شما ولی



این انتظار به رقص و آوارز کی شود ؟

باید دعا کنیم که یا ربنا …. ولی



ما بی خیال غیبت و روز ظهورتان

ما بی خیال ندبه و این جمعه ها  ولی



گفتند می رسی و به دنبال تو بهار

با خنده ای به گونه ی این شیعه ها  ولی



یک روز می رسی منتقم عشق ما حسین

ای تک سوار ، یوسف زهرای ما  ولی


احساس می کنم که روضه به پا شود

با صحبت از حسینِ ِتو و کربلا  ولی


ای کاش که عمه زینبتان را نمی زدند

ای کاش نمی زدند به نیزه …. خدا ولی …

منبع:ياسر مسافر

اشتراک گذاری این مطلب!

باران را دوست دارم بخاطر؟؟؟

دوست دارم بارانهای بهاری را بنیشینم و تماشا بكنم،به خاطر رنگین كمانهای بعد از بارانش!،دل هوا كه میگرفت شروع میكرد به باریدن،باران كه تمام میشد آسمان را میگشتم تا رنگین كمان را پیدا بكنم، نم های هوا كه رفع میشد رنگین كمان هم میرفت،به آسمان كه نگاه میكردم باز هم همان خورشید بود با چشم غیر مسلح نمیشد تماشایش كرد،حالا می فهمیمم برای لذت بردن از خورشیدی كه در غیبت است باید دلت نمناك باشد تا بتوانی رنگین كمان این خورشید را ببینی،چشم غیر مسلح یارای دیدن خورشید دوازدهم آسمان ولایت را ندارد!

 

اشتراک گذاری این مطلب!

دستت اما حکایتی دارد...

دستت اما حکایتی دارد….
رحم الله عمی العباس…..
سالروز میلاد اباالفضل العباس و روز جانباز
بر بزرگ جانباز انقلاب اسلامی امام خامنه ای
حفظه الله تعالی و سربازانش تبریک و تهنیت باد

اشتراک گذاری این مطلب!

گفتم که کجاست کعبه ‏ی اهل ولا...

تا بال و پر عشق به جانم دادند
در وادی عاشقان مکانم دادند
گفتم که کجاست کعبه ‏ی اهل ولا
در گاه حسین (ع) را نشانم دادند

میلاد سرور جوانان اهل بهشت و روز پاسدار مبارکباد

اشتراک گذاری این مطلب!

چهل حدیث درباره امام حسین(ع)

در مکتب شیعه شخصیت و زیارت امام حسین علیه السلام از موقعیت ویژه ای برخوردار است و روایات بسیاری در مورد ایشان ذکر شده است. در این مطلب چهل حدیث از اهل بیت علیهم السلام در مورد امام حسین علیه السلام می آوریم تا معرفت خود را نسبت به این بزرگوار هر چه بیشتر نماییم.

 

1-  حریم پاك

عن النبى (ص) قال: … و هى اطهر بقاع الارض واعظمها حرمة و إنها لمن بطحاء الجنة.

پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله در ضمن حدیث بلندى مى‏فرماید:

كربلا پاك ترین بقعه روى زمین و از نظر احترام بزرگترین بقعه‏ها است والحق كه كربلا از بساط هاى بهشت است.(1)

 

2- سرزمین نجات

قال رسول الله صلى الله علیه و آله: یقبر ابنى بأرض یقال لها كربلا هى البقعة التى كانت فیها قبة الاسلام نجا الله التى علیها المؤمنین الذین امنوا مع نوح فى الطوفان.

پیامبر خدا (ص) فرمود: پسرم حسین در سرزمینى به خاك سپرده مى‏شود كه به آن كربلا گویند، زمین ممتازى كه همواره گنبد اسلام بوده است، چنان كه خدا یاران مومن حضرت نوح را در همانجا از طوفان نجات داد .(2)

 

3- مسلخ عشق‏

قال على علیه السلام: هذا… مصارع عشاق شهداء لا یسبقهم من كان قبلهم ولا یلحقهم من كان بعدهم.

حضرت على علیه السلام روزى گذرش از كربلا افتاد و فرمود: اینجا قربانگاه عاشقان و مشهد شهیدان است شهیدانى كه نه شهداى گذشته و نه شهداى آینده به پاى آنها نمى‏رسند.(3)

 

4- عطر عشق‏

قال على علیه السلام: واها لك ایتها التربة لیحشرن منك قوم یدخلون الجنة بغیر حساب. (4)

امیرالمومنین علیه السلام خطاب به خاك كربلا فرمود: چه خوشبویى اى خاك! در روز قیامت قومى از تو به پا خیزند كه بدون حساب و بى درنگ به بهشت روند.

 

5- ستاره سرخ محشر

قال على بن الحسین علیه السلام: تزهر أرض كربلا  یوم القیامة كالكوكب الدرى و تنادى انا ارض الله المقدسة الطیبة المباركة التى تضمنت سیدالشهداء و سید شباب اهل الجنة.(5)

امام سجاد علیه السلام فرمود: زمین كربلا  در روز رستاخیز، چون ستاره مرواریدى مى‏درخشد و ندا مى‏دهد كه من زمین مقدس خدایم، زمین پاك و مباركى كه پیشواى شهیدان و سالار جوانان بهشت را در بر گرفته است.

 

6- كربلا وبیت المقدس‏

قال ابوعبدالله علیه السلام: الغاضریة من تربة بیت المقدس.(6)

امام صادق علیه السلام فرمود: كربلا از خاك بیت المقدس است.

 

7-  فرات و كربلا

قال ابوعبدالله: ان أرض كربلا و ماء الفرات اول ارض و اول ماء قدس الله تبارك و تعالى…(7)

امام صادق علیه السلام فرمود: سرزمین كربلا و آب فرات، اولین زمین و نخستین آبى بودند كه خداوند متعال به آنها قداست و شرافت بخشید.

 

8-  كربلا كعبه انبیاء

قال ابوعبدالله علیه السلام: لیس نبى فى السموات والارض و الا یسألون الله تبارك و تعالى ان یوذن لهم فى زیارة الحسین علیه السلام  ففوج ینزل و فوج یعرج.(8)

امام صادق علیه السلام فرمود: هیچ پیامبرى در آسمانها و زمین نیست مگر این كه مى‏خواهند خداوند متعال به آنان رخصت دهد تا به زیارت امام حسین علیه السلام مشرف شوند، چنین است كه گروهى به كربلا فرود آیند و گروهى از آنجا عروج كنند.

 

9- كربلا، مطاف فرشتگان‏

قال ابوعبدالله علیه السلام: لیس من ملك فى السموات والارض إلا یسألون الله تبارك و تعالى ان یوذن لهم فى زیارة الحسین علیه السلام  ففوج ینزل و فوج یعرج.(9)

امام صادق علیه السلام  فرمود: هیچ فرشته‏اى در آسمانها و زمین نیست مگر این كه مى‏خواهد خداوند متعال به او رخصت دهد تا به زیارت امام حسین علیه السلام مشرف شود، چنین است كه همواره فوجى از فرشتگان به كربلا فرود آیند و فوجى دیگرعروج كنند و از آنجا اوج گیرند.

 

10- راه بهشت‏

قال ابوعبدالله علیه السلام: موضع قبرالحسین علیه السلام  ترعة من ترع الجنة.(10)

امام صادق علیه السلام  فرمود: جایگاه قبر امام حسین علیه السلام  درى از درهاى بهشت است.

 

11- كربلا حرم امن‏

قال ابوعبدالله علیه السلام: ان الله اتخذ كربلا حرما آمنا مباركا قبل ان یتخذ مكة حرماً.(11)

امام صادق (ع) فرمود: به راستى كه خدا كربلا را حرم امن و با بركت قرار داد پیش از آن كه مكه را حرم قرار دهد.( شایان ذکر است منظور از این روایت درعالم بالا می باشد که قبل از مکه، کربلا حرم امن الهی قرار گرفت.)

 

12-  زیارت مداوم‏

قال الصادق علیه السلام: زوروا كربلا ولا تقطعوه فان خیر أولاد الانبیاء ضمنته…(12)

امام صادق (ع) فرمود: كربلا را زیارت كنید و این كار را ادامه دهید، چرا كه كربلا بهترین فرزندان پیامبران را در آغوش خویش گرفته است.

 

13- بارگاه مبارك‏

قال الصادق علیه السلام: « شاطى‏ء الوادى الایمن» الذى ذكره الله فى القرآن،( قصص/30) هو الفرات و« البقعة المباركة» هى كربلا. (13)

امام صادق (ع) فرمود: آن « ساحل وادى ایمن» كه خدا در قرآن یاد كرده فرات است و « بارگاه با بركت» نیز كربلا است.

 

14- شوق زیارت‏

قال الامام باقرعلیه السلام: لو یعلم الناس ما فى زیارة  قبرالحسین علیه السلام  من الفضل، لماتوا شوقاً.(14)

امام باقرعلیه السلام  فرمود: اگر مردم مى‏دانستند كه چه فضیلتى در زیارت مرقد امام حسین علیه السلام  است از شوق زیارت مى‏مردند.

 

15- حج مقبول و ممتاز

قال ابوجعفرعلیه السلام: زیارة قبر رسول الله صلى الله علیه و آله و زیارة قبور الشهداء، و زیارة قبرالحسین بن على علیهما السلام تعدل حجة مبرورة مع رسول الله صلى الله علیه و آله.(15)

امام باقر علیه السلام فرمودند: زیارت قبر رسول خدا (ص) و زیارت مزار شهیدان، و زیارت مرقد امام حسین علیه السلام معادل است با حج مقبولى كه همراه رسول خدا (ص) بجا آورده شود.

 

16-  تولدى تازه‏

عن حمران قال: زرت قبرالحسین علیه السلام فلما قدمت جاء نى ابو جعفر محمد بن على علیه السلام … فقال علیه السلام ابشر یا حمران فمن زار قبور شهداء آل محمد (ص) یرید الله بذلك وصلة نبیه حرج من ذنوبه كیوم ولدته امه.(16)

حمران مى‏گوید هنگامى كه از سفر زیارت امام حسین (ع) برگشتم، امام باقرعلیه السلام  به دیدارم آمد و فرمود: اى حمران! به تو مژده مى‏دهم كه هر كس قبور شهیدان آل محمد (ص) را زیارت كند و مرادش از این كار رضایت خدا و تقرب به پیامبر(ص) باشد، از گناهانش بیرون مى‏آید مانند روزى كه مادرش او را زاده است.

 

17-  زیارت مظلوم‏

عن ابى جعفر و ابى عبدالله علیهماالسلام یقولان: من احب أن یكون مسكنه و مأواه الجنة، فلا یدع زیارة المظلوم.(17)

از امام باقر و امام صادق علیهماالسلام  نقل شده كه فرمودند: هر كس كه مى‏خواهد مسكن و مأوایش بهشت باشد، زیارت مظلوم - امام حسین-  را ترك نكند.

 

18- شهادت و زیارت‏

قال الامام الصادق علیه السلام: زوروا  قبرالحسین علیه السلام  ولا تجفوه فانه سید شباب أهل الجنة من الخلق و سید شباب الشهداء.(18)

امام صادق (ع) فرمود: مرقد امام حسین علیه السلام  را زیارت كنید و با ترك زیارتش به او ستم نورزید، چرا كه او سید جوانان بهشت از مردم و سالار جوانان شهید است.

 

19-  زیارت، بهترین كار

قال ابوعبدالله علیه السلام: زیارة قبرالحسین بن على علیهماالسلام من أفضل ما یكون من الأعمال.(19)

امام صادق (ع) فرمود: زیارت قبر امام حسین علیه السلام از بهترین كارهاست كه مى‏تواند انجام یابد.

 

20-  سفره‏هاى نور

قال الامام الصادق علیه السلام: من سره ان یكون على موائد النور یوم القیامة فلیكن من زوارالحسین بن على علیهماالسلام.(20)

امام صادق (ع) فرمود: هر كس دوست دارد روز قیامت، بر سر سفره‏هاى نور بنشیند باید از زائران امام حسین علیه السلام باشد.

 

21-  شرط شرافت‏

قال الصادق علیه السلام: من اراد ان یكون فى جوار نبیه و جوارعلى و فاطمه علیهم السلام  فلا  یدع زیارة الحسین علیه السلام. (21)

امام صادق (ع) فرمود: كسى كه مى‏خواهد در همسایگى پیامبر(ص) و در كنارعلى (ع) و فاطمه (س) باشد زیارت امام حسین (ع) را ترك نكند.

 

 

22- زیارت، فریضه الهى‏

قال ابوعبدالله علیه السلام: لو ان احدكم حج دهره ثم لم یزرالحسین بن على علیهماالسلام  لكان تاركا حقا من حقوق رسول الله (ص) لان حق الحسین فریضة من الله تعالى واجبه على كل مسلم.(22)

امام صادق (ع) فرمود: اگر یكى از شما تمام عمرش را احرام حج  ببندد اما امام حسین علیه السلام  را زیارت نكند حقى از حقوق رسول خدا (ص) را ترك كرده است؛ چرا كه حق حسین (ع) فریضه الهى و بر هر مسلمانى واجب و لازم است.

 

23- كربلا كعبه كمال‏

قال ابوعبدالله علیه السلام: من لم یأت قبرالحسین علیه السلام  حتى یموت كان منتقص الایمان منتقص الدین، ان ادخل الجنة كان دون المؤمنین فیها.(23)

امام صادق (ع) فرمود: هر كس به زیارت قبر امام حسین (ع) نرود تا بمیرد، ایمانش ناتمام و دینش ناقص خواهد بود به بهشت هم كه برود پایین تر از مومنان در آنجا خواهد بود.

 

24- از زیارت تا شهادت‏

قال ابوعبدالله علیه السلام: لا تدع زیارة الحسین بن على علیهماالسلام و مُرّ أصحابك بذلك یمدالله فى عمرك و یزید فى رزقك و یحییك‏ الله سعیدا ولا تموت الا شهیدا.(24)

امام صادق (ع) فرمود: زیارت امام حسین علیه السلام را ترك نكن و به دوستان و یارانت نیز همین را سفارش كن! تا خدا عمرت را دراز و روزى و رزقت را زیاد كند و خدا تو را با سعادت زنده دارد و نمیرى مگر با شهادت.

 

25-  حدیث محبت‏

عن ابى عبدالله قال: من اراد الله به الخیر قذف فى قلبه حب الحسین علیه السلام  و زیارته و من اراد الله به السوء قذف فى قلبه بغض الحسین علیه السلام  و بغض زیارته.(25)

امام صادق (ع) فرمود: هر كس كه خدا خیر خواه او باشد محبت حسین (ع) و زیارتش را در دل او مى‏اندازد و هر كس كه خدا بدخواه او باشد كینه و خشم حسین (ع) و خشم زیارتش را در دل او مى‏اندازد.

 

26- نشان شیعه بودن‏

قال الصادق علیه السلام: من لم یأت قبرالحسین علیه السلام  و هو یزعم انه لنا شیعة حتى یموت فلیس هو لنا شیعة و ان كان من اهل الجنة فهو من ضیفان اهل الجنة.(26)

امام صادق علیه السلام فرمود: كسى كه به زیارت قبر امام حسین نرود و خیال كند كه شیعه ما است و با این حال و خیال بمیرد او شیعه ما نیست و اگر هم از اهل بهشت باشد از میهمانان اهل بهشت خواهد بود.

 

27-  سكوى معراج‏

قال الصادق علیه السلام: من اتى قبرالحسین علیه السلام عارفا بحقه كتبه الله عزوجل فى اعلى علیین.(27)

امام صادق (ع) فرمود: هر كس كه به زیارت قبر حسین علیه السلام  نایل شود و به حق آن حضرت معرفت داشته باشد خداى متعال او را در بلندترین درجه عالى مقامان ثبت مى‏كند.

 

28- مكتب معرفت‏

قال ابوالحسن موسى بن جعفرعلیه السلام: أدنى ما یثاب به زائر ابى عبدالله علیه السلام  بشط فرات إذا عرف حقه و حرمته و ولایته ان یغفر له ما تقدم من ذنبه و ما تأخز.(28)

حضرت امام موسى كاظم علیه السلام فرمود: كمترین ثوابى كه به زائر امام حسین علیه السلام  در كرانه فرات داده مى‏شود این است كه تمام گناهان  بخشوده مى‏شود. بشرط این كه حق و حرمت ولایت آن حضرت را شناخته باشد.

 

29- همچون زیارت خدا

قال الرضا علیه السلام: من زار قبرالحسین (ع) بشط الفرات كان كمن زار الله.(29)

امام رضا علیه السلام  فرمود: كسى كه قبر امام حسین علیه السلام  را در كرانه فرات زیارت كند، مثل كسى است كه خدا را زیارت كرده است.

 

30-  زیارت عاشورا

قال الصادق علیه السلام: من زارالحسین علیه السلام  یوم عاشورا وجبت له الجنة.(30)

امام صادق (ع) فرمود: هر كس كه امام حسین علیه السلام  را در روز عاشورا زیارت كند بهشت بر او واجب مى‏شود.

 

31-  بالاتر از روسپیدى

قال ابوعبدالله علیه السلام: من باب عند قبرالحسین علیه السلام  لیلة عاشورا لقى الله یوم القیامة ملطخا بدمه كأنما قتل معه فى عرصة كربلا.(31)

امام صادق (ع) فرمود: كسى كه شب عاشورا در كنار مرقد امام حسین علیه السلام  سحر كند روز قیامت در حالى به پیشگاه خدا خواهد شتافت كه به خونش آغشته باشد، مثل كسى كه در میدان كربلا و در كنار امام حسین علیه السلام كشته شده باشد.

 

32-  نشانه‏هاى ایمان‏

قال ابو محمدالحسن العسكرى علیه السلام: علامات المؤمن خمس: صلاة الخمسین، و زیارة الاربعین، والتختم فى الیمین، و تعفیر الجبین والجهر ببسم الله الرحمن الرحیم.(32)

امام حسن عسكرى علیه السلام فرمود: نشانه‏هاى مؤمن پنج چیز است: 1 ـ پنجاه رکعت نماز( نماز یومیه و نمازهای نافله)  2 ـ زیارت اربعین 3 ـ انگشتر به دست راست كردن 4 ـ بر خاك سجده كردن 5 ـ بسم الله الرحمن الرحیم را در نماز بلند گفتن.

 

33-  رواق منظر یار

قال رسول الله (ص): الا و ان الإجابة تحت قبته والشفاء فى تربته، و الائمة علیهم السلام من ولده.(33)

پیامبر خدا(ص) فرمود: بدانید كه اجابت دعا، زیر گنبد حرم او و شفاء در تربت او، و امامان علیهم السلام از فرزندان اوست.‏

 

34-  تربت و تربیت‏

قال الصادق علیه السلام: حنكوا اولادكم بتربة الحسین (ع) فإنها امان.(34)

امام صادق (ع) فرمود: كام كودكانتان را با تربت حسین (ع) بردارید چرا كه خاك كربلا فرزندانتان را بیمه مى‏كند.

 

35- بزرگترین دارو

قال ابوعبدالله علیه السلام: فى طین قبرالحسین علیه السلام الشفاء من كل داء و هو الدواء الاكبر.(35)

امام صادق (ع) فرمود: شفاى هر دردى در تربت قبر حسین علیه السلام است و همان است كه بزرگترین داروست.

 

36- تربت و هفت حجاب‏

قال الصادق علیه السلام: السجود على تربة الحسین علیه السلام یخرق الحجب السبع.(36)

امام صادق (ع) فرمود: سجده بر تربت حسین علیه السلام حجابهاى هفتگانه را پاره مى‏كند.

 

37- سجده بر تربت عشق

‏كان الصادق (ع) لا یسجد الا على تربة الحسین (ع) تذللا لله و إستكانة الیه.(37)

رسم حضرت امام صادق (ع) چنین بود كه: جز بر تربت حسین (ع) به خاك دیگرى سجده نمى‏كرد و این كار را از سر خشوع و خضوع براى خدا مى‏كرد.

 

38-  تسبیح تربت

قال الصادق (ع): السجود على طین قبرالحسین (ع) ینور الى الارض السابعة و من كان معه سبحة من طین قبرالحسین (ع) كتب مسبحا و ان لم یسبح بها…(38)

امام صادق (ع) فرمود: سجده بر تربت قبر حسین (ع) تا زمین هفتم را نور باران مى‏كند و كسى كه تسبیحى از خاك مرقد حسین (ع) را با خود داشته باشد، تسبیح گوى حق محسوب مى‏شود، اگر چه با آن تسبیح هم نگوید.

 

39- تربت شفا بخش

عن موسى بن جعفرعلیه السلام قال: ولا تأخذوا من تربتى شیئا لتبركوا به فأن كل تربة لنا محرمة الا تربة جدى الحسین بن على علیهماالسلام فأن الله عزوجل جعلها شفاء لشیعتنا و أولیائنا.(39)

حضرت امام كاظم (ع) در ضمن حدیثى كه از رحلت خویش خبر مى‏داد فرمود: چیزى از خاك قبر من برندارید تا به آن تبرك جویید؛ چرا كه خوردن هر خاكى جز تربت جدم حسین (ع) بر ما حرام است، خداى متعال تنها تربت كربلا را براى شیعیان و دوستان ما شفا قرار داده است.

 

40-  یكى از چهار نیاز

قال الامام موسى الكاظم (ع): لا تستغنى شیعتنا عن أربع: خمرة یصلى علیها و خاتم یتختم به و سواك یستاك به و سبحة من طین قبر أبى عبدالله علیه السلام… (40)

حضرت امام موسى بن جعفر علیهماالسلام فرمود: پیروان ما از چهار چیز بى‏نیاز نیستند:

1 ـ سجاده‏اى كه بر روى آن نماز خوانده شود.

 2 ـ انگشترى كه در انگشت باشد.

3 ـ مسواكى كه با آن دندانها را مسواك كنند.

4 ـ تسبیحى از خاك مرقد امام حسین (ع) .

 

پی نوشت ها:

1- بحارالانوار، ج 98، ص 115/  كامل الزیارات، ص 264.

2- كامل الزیارات، ص269، باب 88، ح 8 .

3- تهذیب، ج 6، ص73 / بحارالانوار، ج 98، ص 116.

4- شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید، ج 4، ص 169.

5- ادب الطف، ج 1، ص 236، به نقل از كامل الزیارات، ص 268.

6- كامل الزیارات، ص 269، باب 88، ح7 .

7- بحارالانوار، ج 98، ص 109/ كامل الزیارات، ص 269 .

8- مستدرك الوسائل، ج 10، ص 244 به نقل از كامل الزیارات، ص 111.

9- مستدرك الوسائل، ج 10، ص 244 به نقل از كامل الزیارات، ص 111.

10- كامل الزیارات، ص 271، باب 89، ح 1.

11- كامل الزیارات، ص 267/ بحارالانوار، ج 98، ص 110.

12- كامل الزیارات، ص 269.

13- بحارالانوار، ج 57، ص 203؛ به نقل از تهذیب. ‏

14- ثواب الاعمال، ص 319؛ به نقل از كامل الزیارات.

15- مستدرك الوسائل، ج 1 ص 266/ كامل الزیارات، ص 156.

16- امالى شیخ طوسى، ج 2، ص 28، چاپ نجف/ بحارالانوار، ج 98، ص 20.

17- مستدرك الوسائل، ج 10، ص 253.

18- مستدرك الوسائل ج 10، ص 256 / كامل الزیارات ، ص 109.

19- مستدرك الوسائل، ج 10، ص 311.

20- وسائل الشیعه، ج 10، ص 330/ بحارالانوار، ج 98، ص 72.

21- وسائل الشیعه، ج 10، ص 331، ح 39.

22- وسائل الشیعه، ج 10، ص 333.

23- وسائل الشیعه، ج 10، ص 335.

24- وسائل الشیعه، ج10، ص335.

25- وسائل الشیعه، ج 10، ص 388/ بحارالانوار، ج 98، ص 76 .

26- كامل الزیارات، ص 193/ بحارالانوار، ج 98، ص 4.

27- من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص581.

28- مستدرك الوسائل، ج 10، ص 236، به نقل از كامل الزیارات، ص 138.

29- مستدرك الوسائل، ج 10، ص250؛ به نقل از كامل الزیارات.‏

30- اقبال الاعمال، ص 568.

31- وسائل الشیعه، ج 10، ص 372.

32- وسائل الشیعه، ج 10، ص 373 / التهذیب، ج 6، ص 52 .

33- مستدرك الوسائل، ج 10، ص 335.

34- وسائل الشیعه، ج 10، ص 410.

35- كامل الزیارات، ص 275 / وسائل الشیعه، ج 10، ص 410.

36- مصباح التمهجد، ص 511/  بحارالانوار، ج 98، ص 135.

37- وسائل الشیعه، ج 3، ص 608.

38- من لایحضره الفقیه، ج 1، ص 268/ وسائل الشیعه، ج 3 ص 608.

39- جامع الاحادیث الشیعه، ج 12، ص 533.

40- تهذیب الاحكام، ج 6، ص 75.

  منبع:سایت تبیان

اشتراک گذاری این مطلب!

فرارسیدن ماه شعبان مبارک


امام صادق (ع) فرمود:
«من صام ثلاثه ایام من شعبان وجبت له الجنه و کان رسول الله صلی الله علیه و آله شفیعه یوم القیامه »

 هر که سه روز از ماه شعبان را روزه بدارد، بهشت برای او واجب گردد و رسول خدا درروز قیامت شفیعش خواهد بود

اشتراک گذاری این مطلب!

شهادت امام موسی کاظم(ع) تسلیت

تاکه ما همسفر عشق به افلاک شویم / بارالها!مددی کن که همه پاک شویم

دست تقدیر چنان کن که پس از دادن جان / درجوارحرم عشق همه خاک شویم

شهادت امام موسی کاظم(ع) تسلیت

اشتراک گذاری این مطلب!

یا جواد ائمه ادرکنی

گاه گِردِ کعبه میگردم

گهی در کاظمینم

گاه در خاک خراسان

آستان بوسِ رضایم

اشتراک گذاری این مطلب!

سید علی کشید عَلَم عشق را به دوش

سید علی کشید عَلَم عشق را به دوش
مردی که از قبیله خورشید پا گرفت

کشتی به گل نماند و گذشت از غروب ها
سکان به دست خویش که این ناخدا گرفت

حبل المتین درد شد آن مرد مشرقی
وقتی که زخم ، حجم زمین را فرا گرفت

اشتراک گذاری این مطلب!

میلاد کوثر ثانی مبارک

زیارت مجازی
ورودی باب الجواد
صحن انقلاب
روضه منوره
دلمون به همین خوشه…
میلاد کوثر ثانی مبارک

http://www.aqrazavi.org/UserFiles/File/Multi%20Media/dtree/index.htm#

اشتراک گذاری این مطلب!

خرمشهررا...

خرمشهر را خدا آزاد کرد،و فرشته های خدا در زمین آن را نگه داشتند

اشتراک گذاری این مطلب!

میلاد باقرالعلوم (علیه السلام) شکافنده اقیانوس بی کرانه دانش،

- میلاد باقرالعلوم (علیه السلام) شکافنده اقیانوس بی کرانه دانش، بر همه جوانان و پویندگان راهشان خجسته باد!

اشتراک گذاری این مطلب!

یا من أرجو...

نکاتی درباره‏ی دعای رجبیه
یکی از اعمالی که در ماه شریف رجب، پس از هر نماز واجب، معمولا انجام می‏گیرد،دعای «یامن ارجوه …» است.
درباره‏ی این دعا، چند مطلب قابل دقت است که در این مقاله به آن‏ها خواهیم‏پرداخت.
در ابتدا، اصل دعا را نقل می‏کنیم. ماخذ اصلی دعای «یامن ارجوه‏» کتاب‏اقبال سیدبن طاووس است. در آن‏جا آورده است:
و من الدعوات کل یوم من رجب، ماذکره‏الطرازی ایضا، فقال: دعاء علمه‏ابوعبدالله(ع) محمدا السجاد -و هو «محمدبن ذکوان‏» یعرف بالسجاد. قالوا: سجدو بکی فی سجوده حتی عمی.- روی ابوالحسن علی بن محمدالبرسی،(رحمهماالله )، قال: اخبرناالحسین بن احمدبن‏شیبان، قال: حدثنا حمزه‏بن القاسم العلوی‏العباسی، قال: حدثنا محمدبن عبدالله بن عمران‏البرقی، عن محمدبن علی‏الهمدانی،قال: اخبرنی محمد بن سنان، عن محمدالسجاد فی حدیث طویل، قال:
قلت لابی عبدالله(ع): جعلت فداک! هذا رجب. علمنی فیه دعاءا ینفعنی الله به.
قال: فقال لی ابوعبدالله(ع): اکتب «بسم‏الله الرحمن الرحیم‏»! وقل فی کل یوم‏من رجب صباحاو مساءو فی اعقاب صلواتک فی یومک ولیلتک: «یامن ارجوه…».
قال: ثم‏مر ابوعبدالله(ع) یده‏الیسری، فقبض علی لحیته و دعا بهذا الدعاء و هویلوذ بسبابته الیمنی، ثم قال بعد ذلک: «یا ذالجلال والاکرام…».
و فی حدیث آخر: ثم وضع یده علی لحیته و لم یرفعها الا و قد امتلاظهر کفه دموعا. (1)
این روایت را، علامه‏ی مجلسی و محدث قمی، به گونه زیر ترجمه کرده‏اند:
1 - علامه مجلسی:
به سند معتبر، منقول است که محمدبن ذکوان به خدمت‏حضرت صادق(ع) عرض کرد که:
فدای تو شوم! این، ماه رجب است. مرا دعایی تعلیم نما که حق تعالی، مرا، به آن‏نفع ببخشد. حضرت فرمودند که: «در هر روز ماه رجب، در صبح و شام و بعد ازنمازها در شب[بخوان]: «یا من ارجوه لکل خیر…». پس، حضرت محاسن مبارک خودرا به دست چپ گرفتند و انگشت‏سبابه‏ی دست راست‏خود را به جانب چپ و راست‏حرکت‏می‏دادند و با انکسار تمام، این دعا را حضرت می‏خواندند: «یا ذالجلال …» ودست از ریش مبارک خود بر نداشت تا از آب دیده‏ی مبارک‏اش، تر شد. (2)
2 - محدث‏قمی: سیدبن طاووس، روایت کرده است از محمدبن ذکوان -که معروف به سجاد است ،برای آن که آن‏قدر سجده کرده و گریست در سجود، که نابینا شد- که گفت: عرض کردم‏به حضرت صادق(ع): فدای تو شوم! این، ماه رجب است. تعلیم نما مرا دعایی در آن،تا حق‏تعالی، مرا، به آن، نفع بخشد. حضرت فرمود: بنویس‏«بسم‏الله‏ الرحمن الرحیم»! و بگو در هر روز از رجب، در صبح و شام و در عقب‏نمازهای روز و شب: «یامن ارجوه‏لکل خیر…».
راوی گفت: پس گرفت‏حضرت، محاسن شریف خود را در پنجه‏ی چپ خود و خواند این دعارا به حال التجاو تضرع به حرکت دادن انگشت‏سبابه‏ی دست راست. پس گفت‏بعد از آن:
یا ذالجلال والاکرام… .

اشتراک گذاری این مطلب!
 
مداحی های محرم