موضوعات: "فراماسونری" یا "عرفان های نوظهور"

هفته دفاع مقدس

به مناسبت هفته دفاع مقدس مدرسه علميه الزهرا(س) قروه با برپايي نمايشگاه و ايستگاه صلواتي و پخش كليپ و نوا ياد و خاطره شهداء زنده نگه داشتند.

اشتراک گذاری این مطلب!

آغاز سال تحصيلي 95-94 مدرسه علميه الزهرا(س)

سال تحصيلي جديد 95-94 مدرسه علميه الزهرا(س) با حضور مسئولين شهرستان برگزار گرديد. بازديد از نمايشگاه دستاورد هاي طلاب

اشتراک گذاری این مطلب!

دیث روز


رسول خدا صلی الله علیه و آله :
اَلْبُـكاءُ مِنْ خَشْيَةِ اللّهِ نَجاةٌ مِنَ النّارِ؛
گريه از ترس خدا، مايه نجات از دوزخ است.
جامع الاحادیث ، ص64

اشتراک گذاری این مطلب!

راه درمان ریا چیست؟

ریا عبارت است از این که انسان بخواهد با نشان دادن اعمال و کارهای نیک خود به دیگران در اجتماع اعتبار و منزلت کسب کند. ریا نقطه مقابل اخلاص است.

بعضی از راه های درمان ریا عبارت اند از: توجه به خشم و غضب الاهی از عمل ریا، توجه به بی ارزشی پاداش و تشویق مردم، توجه به خلف وعده ها، نا سپاسی ها و فراموش کاری ها و ناتوانی های مردم در قدر دانی، توجه به قدرت خداوند در تسخیر دل ها و قلب ها، توجه به قدرت خداوند در افشای ریاکاری ها، توجه به این که ریا نابود کننده اجر و پاداش اخروی اعمال انسان است و عادت دادن خود به این که اعمال و کارهای نیک خود را در پنهانی انجام دهد.

نکته مهم این که در بسیاری از موارد واقعاً انجام کاری به صورت آشکار، ریا نیست، بلکه انجام وظیفه است، ولی شیطان وسوسه می کند تا انسان را از فیض شرکت در انجام کارهای خیر و عبادات دسته جمعی باز دارد، باید این موارد را شناخت و برای مبارزه با شیطان شائبه ریا را نادیده گرفت و آنها را آشکارا انجام داد.

البته باید توجه داشت در برخی از موارد اظهار و آشکار کردن عمل نیک نه تنها ریا و مبغوض نیست، بلکه پسندیده است؛ مثل انجام آشکار اعمال نیک و صالح به قصد تشویق دیگران، یا به قصد تبلیغ دین، یا مبارزه با وسوسه های شیطان.


نکته مهم این که در بسیاری از موارد واقعاً انجام کاری به صورت آشکار، ریا نیست، بلکه انجام وظیفه است، ولی شیطان وسوسه می کند تا انسان را از فیض شرکت در انجام کارهای خیر و عبادات دسته جمعی باز دارد، باید این موارد را شناخت و برای مبارزه با شیطان شائبه ریا را نادیده گرفت و آنها را آشکارا انجام داد.


اشتراک گذاری این مطلب!

الا بذکر الله تطمئن القلوب

 

 

اشتراک گذاری این مطلب!

محاسبه سرعت نور با استفاده از آیات قرآن

 

به نظر شما گفته قرآن تصادفیست ؟ !!!
( محاسبه سرعت نور با استفاده از آیات قرآن )

——————————————————–
چند سال است که علم توانسته سرعت نور را اندازه گیری کند؟
این را بخوانید. جالب است و قابل تامل
سوره معارج آيه 4):

تَعْرُجُ الْمَلَئكةُ وَ الرُّوحُ إِلَيْهِ فى يَوْمٍ كانَ مِقْدَارُهُ خَمْسِينَ أَلْف سنَةٍ
ترجمه:
فرشتگان و روح (فرشته مخصوص ) به سوى او عروج مى كنند در آن روزى كه مقدارش پنجاه هزار سال است
گفته شده وقتی فرشته ها حرکت میکنند برای آنها یک روز زمان میبرد ولی برای انسانها پنجاه هزار سال طول میکشد!
یعنی قرآن 1400 سال پیش با یک پیامبر که از نظر آکادمیکی بیسواد بوده،گفته زمان نسبی است و بستگی به دید طرف دارد، فرشته یک روز احساس میکند وانسان پنجاه هزار سال!
حالا چرا 50000 ؟؟؟

طبق نظریه نسبیت وقتی چیزی سرعت بگیرد زمان برای او به نسبت ما کند احساس میشود و در دید ما خیلی طول میکشد.
زمان برای فرشته های در حال حرکت یک روز است و برای ما 50000 سال،خوب نظرتون چیه که برعکس عمل کنیم و سرعت یک فرشته قرآن را در حرکت به دست آوریم؟
به عکس زیر دقت کنید
فرمول سرعت بر اساس انبساط رو براتون آوردیم

سال های قمری حدود 354 روز دارند یعنی میزان اختلاف زمان ما با یک فرشته در حال حرکت 50000*354 است.
پس جایگزین میکنیم:
میبینیم که عدد حاصل میشه299792458
یعنی دقیقا سرعت نور در خلا

طبق قرآن،آفريدگان سه دسته اند: انسان که از خاک است و جن که از آتش است و فرشته که از نور است!
حالا به نظر شما آیا گفته قرآن تصادفی است ؟!



 

اشتراک گذاری این مطلب!

ماه رمضان چه ماهی است؟

 


ماه رمضان چه ماهی است؟

 

ماه رمضان نام نهمین ماه سال قمری است. در این ماه روزه بر مسلمانان واجب شده‌ است. ماه رمضان در دین اسلام ماهی مبارک است. در قرآن از این ماه به عنوان ماهی که در آن قرآن نازل شده یاد شده‌است. مسلمانان معتقدند که شب قدر در ماه رمضان واقع است.

رمضان واژه‌ ای عربی است که از سه حرف اصلی «رم‌ض» ساخته‌شده‌است. الرمض به معنای گرمای شدید، زمین سوزان، کوتاه‌ بودن و جیره‌ است.


آداب و رسوم ماه مبارک رمضان


ماه رمضان ، ماه خیر و برکت، ماه نزول رحمت، ماه میهمانی و ضیافت الهی، بار دیگر ما را به یک فضای معنوی غیرقابل وصفی می کشاند، فضایی آکنده از عشق به خدا، و دنیایی از صفا و صمیمیت که یک ماه به طول می انجامد.


زمینه سازی روحی و اخلاقی برای رمضان


رمضان ماه بزرگ الهی است ماهی است که ایام و لیالی آن بسیار زیبا و دلگشا می باشد و نسیم آن جان و روح را می نوازد و غرق در لذات معنوی می کند. عظمت و شرافت این ماه به گونه ای است که پیامبر اسلام (صلّی الله علیه و آله و سلّم) و ائمه دین (علیهم السّلام) از مدت ها قبل در انتظار آن به سر می بردند و در آستانه ورود به فضای پاک و ملکوتی اش نشاط و شوقی خاص بر آنان غلبه می کرد و خویشتن را مهیا برای درک کامل لحظات زیبا و روح افزای آن می نمودند.

 


دعای هنگام حلول ماه رمضان


به نام خداوند بخشنده مهربان. سپاس خدایی را سزاست که ما را برای سپاسگزاری خود راهنمایی نمود و از سپاسگزاران قرار داد تا برای احسان و نیکی‌ اش از شکرگزاران باشیم و ما را بر آن سپاسگزاری پاداش نیکوکاران دهد، و سپاس خدایی را سزاست که دین خود را به ما عطا نمود و ما را جزو ملت ‏خویش (اسلام) اختصاص داد، و در راه‌های احسان و نیکی‌ اش رهنمون کرد، تا به وسیله نعمتش در آن راه‌ها رفته و به رضا و خوشنودی‌ اش دست‏یابیم، سپاسی که آن را از ما بپذیرد و به وسیله آن از ما خشنود گردد.


رمضان ماه بخشش و آمرزش


انسان موجودی است که از روز ازل به خطاکاری شهره آفاق شده و از آغاز خلقت و آفرینش مهر «جایز الخطا بودن» بر پیشانی اش خورده و درست از همین رو در طول عمر کوتاه و ناپایدار دنیوی اش به کرات و دفعات مرتکب معاصی و گناهان کوچک و بزرگ شده و از صراط مستقیم عبودیت و بندگی حق تعالی منحرف می شود.


مفاهیم ماه رمضان


علماى لغت واژه «برکت» را به فزونى و رشد همراه با ثبات و دوام معنى کرده اند. در کتاب لسان العرب به نقل از ابن عباس آمده است: «معنى برکت فراوانى در هرچیز خیر است». راغب اصفهانى نیز آن را به معناى ثبوت و استقرار خیر الهى در چیزى مى داند. چنانچه برکه «چیزى شبیه حوض» به جایى که آب در آن مجتمع و مستقر مى گردد. گفته مى شود.


رمضان و شیطان


گفته مى‏شود که در ماه رمضان، شیطان به زنجیر کشیده مى‏شود، پس دلیل گناهان ما در این ماه چیست؟ اصولاً چرا خداوند به شیطان مهلت داده ما را به گناه بکشاند تا مجبور باشیم با این همه سختى، خود را از شرّ او رهایى بخشیم؟

این سؤال، پرسشى بنیادین است که براى هر اندیشمند مسلمان رخ مى‏نماید و پاسخ به آن در گرو کاویدن جنبه‏هاى مختلف آن است. در این پرسش سه طرف، یعنی خداوند، انسان و شیطان قرار دارند که به طور مختصر به بررسى آنها مى‏پردازیم


فضیلت ماه رمضان


ماه مبارک رمضان در حقیقت یکی از نعمات بزرگ پروردگار بوده که به منظور شستشوی وجود مان از گناهان به ما اعطاء گردیده است، لذا به هر خواهر و برادر با درک ماست تا از این لحظات گرانبها و از این شانس طلایی به منظور محو نمودن اشتباهات، خطاها و گناهانی که از ما سر زده است استفاده نماید ، و با باز گشت این ماه مبارک و پر فیض همزمان با آنکه از فواید طبی آن برخوردار می‌شویم، از فواید دنیوی و اخروی آن نیز مستفید گردیم. اینک در این مجموعه به امید آنکه گامی را در جهت پخش و گسترش احکام دینی خویش برداشته باشیم تعدادی از احادیث گرانمایه، حضرت رسول الله (ص) را جمع آوری نموده‌ایم تا همه از آن بهره‌مند شده و ما را نیز شامل دعاهای شبانه روزی خویش گردانند.



 




 



 

اشتراک گذاری این مطلب!

قسمتی ازسخنرانی شهیدشوشتری:

 قسمتی از سخنرانی شهید شوشتری

 


دیروزازهرچه بود گذشتیم،امروزازهرچه بودیم                                            

آنجاپشت خاکریزبودیم واینجادرپناه میز

دیروزدنبال گمنامی بودیم وامروزمواظبیم ناممان گم نشود

جبهه بوی ایمان میدادواینجاایمانمان بومیدهد

الهی نصیرمان باش تابصیرگردیم،بصیرمان کنتاازمسیربرنگردیم،آزادمان کن تااسیرنگردیم!!!

برای شادی روح

 

اشتراک گذاری این مطلب!

چگونه می توان بدونه کولر خانه را خنک نگه داشت

      


یکى از راههابراى خنک کردن خانه، استفاده از راه هاى طبیعى است؛ به این معنى که بدون استفاده از هیچ وسیله خنک کننده برقى بتوانیم دماى خانه را کاهش دهیم.

تکناز : براى رسیدن به این منظور موثرترین راه این است که گرمایى را که به ساختمان مى تابد، دفع و از ورود آن به خانه پیشگیرى کنیم.
مناسب ترین روش براى پیشگیرى از جذب حرارت و دفع گرما، انعکاس یا بازتاباندن آن است. گرما از چند طریق وارد خانه مى شود که مهمترین و عمده ترین آنها حرارت ناشى از تابش گرماى خورشید است که از پنجره ها و سقف وارد خانه مى شود.

شیشه ها

40 درصد از گرماى ناخواسته از طریق پنجره ها وارد خانه می شود. استفاده از شیشه های بازتاب دهنده نور یکى از راه هاى دفع این گرما است. استفاده از این نوع شیشه روى پنجره علاوه بر خنک نگه داشتن خانه از تابش مستقیم نور خورشید به وسایل خانه و کمرنگ شدن مبلمان، پرده ها و فرش هم جلوگیرى مى کند. انواع گوناگونی از این شیشه با درجات مختلفى از تیرگى وجود دارد که باید با توجه به آب و هواى منطقه اى که در آن زندگى مى کنید، نوع مناسب را انتخاب کنید.
اگر از پوشش هاى ثابت استفاده مى کنید، توصیه مى شود که پنجره هاى جنوبى را با این گونه شیشه ها نپوشانید تا در زمستان بتوانید از گرماى نور خورشید استفاده کنید.

سایبان هاى داخلى و خارجى

سایبانها با جذب یا بازتاب نور خورشید از ورود آن به خانه به میزان قابل توجهى جلوگیرى مى کنند. نصب سایبان در هر دو سطح خارجى و داخلى پنجره مفید است، اما سایبان هاى خارجى به این دلیل که گرما را قبل از برخورد با پنجره دفع مى کنند، مناسبتر و موثرتر هستند.
نصب سایبان هاى داخلى و پرده، گرماى ناشى از تابش خورشید را که از طریق پنجره وارد خانه مى شود، تا 65 درصد کاهش می دهد. در حالى که این میزان با نصب سایبانهاى بیرونى به 95درصد مى رسد.
هنگام نصب سایبان باید شرایط آب و هوایى، تعداد دفعات باز کردن پنجره و نکات دیگر را در نظر بگیرید و نوع مناسب را انتخاب کنید. نصب سایبان براى پنجره هاى بزرگ، به ویژه پنجره هاى شرقى، غربى و جنوبى خانه نقش مهمى در خنک نگه داشتن هواى داخل خانه در ساعات گرم روز دارد.

توصیه مى شود در ساعات گرم روزهاى تابستان پرده ها را کنار نزنید و شبها پنجره ها را باز کنید تا هواى تازه در خانه جریان پیدا کند. سایبان بهتر است با سطح شیشه پنجره زاویه 45 درجه داشته و طول آن نیمى از ارتفاع پنجره را بپوشاند. اگر در منطقه اى زندگى مى کنید که زمستان هاى سرد دارد، از سایبانهایى استفاده کنید که قابلیت نصب و برداشتن داشته باشد و بتوانید در زمستان آنها را بردارید.

پرده هاى مات و حصیرى

استفاده از پرده هاى سفید و مات در فصل تابستان 40 تا 50 درصد از گرماى خورشید را که از شیشه عبور مى کند، کاهش مى دهد. نصب پرده هاى حصیرى در بیرون پنجره که در قدیم بیشتر استفاده مى شد، مى تواند 60 تا 80 درصد حرارت را کاهش دهد.


تعداد بازدید ۱۳۵۴۰

 

اشتراک گذاری این مطلب!

لذت تابستان با نوشیدنیها

 

 

 



لذت تابستان با یک لیوان  شربت آب‌لیمو
شربت آب‌لیمو پرطرفدارترین و شاید خوشمزه‌ترین شربت یا آب‌میوه‌ای باشد که واقعاً باعث خنکی شده و خستگی یک روز گرم تابستان را از تن به در می‌کند. این شربت از ریه‌های شما در مقابل موقعیت‌های خطرناک مانند آسم، محافظت می‌کند. اگر خیلی اهل خوردن میوه و به خصوص مرکبات نیستید، مراقب باشید چرا که بیشتر در معرض ابتلا به آسم و خس خس سینه قرار خواهید گرفت. ویتامین C که در مرکبات وجود دارد، در واقع تنفس را تسهیل می‌کند.
لیمو به خودی خود برای درمان عفونت‌ها، سوءهاضمه، یبوست، دیابت،‌ مشکلات دندانی، تب، مراقبت‌های پوست و مو، خون‌ریزی‌های داخلی، وبا، رماتیسم، سوختگی‌ها، اضافه وزن، اختلالات تنفسی و فشارخون بالا مۆثر است. این ماده به تقویت سیستم ایمنی و تمیز کردن معده کمک می‌کند. خون را تصفیه می‌کند و در مبارزه با بیماری‌ها به یاری بدن می‌آید.
شربت آب‌لیمو هم طبعاً با دارا بودن همین خصوصیات می‌تواند سنگ‌های کلیوی را از بین ببرد، سکته‌های قلبی را درمان کند، دمای بدن را کاهش دهد و باعث آرامش شما شود. آب‌لیمو با تشکیل اسیدسیتریک ادراری از تشکیل رسوبات در کلیه جلوگیری و سنگ‌های کلیوی را درمان می‌کند. این مسئله به ویژه در تابستان که آب بدن بر اثر گرما و تعریق به شدت کاهش می‌یابد بیشتر می‌شود و نوشیدن شربت آب‌لیمو کمک زیادی به رفع این مشکل می‌کند و حتی گاهاً از آب هم در دفع سنگ مفیدتر عمل می‌کند.

خاکشیر، نوشیدنی اشتهاآور
گرما، عطش را برای خوردن مایعات بالا می‌برد و خاکشیر، نوشیدنی روزهای گرم تابستان است. دانه‌های خاکشیر وقتی در آب غوطه‌ور می‌شوند، آب را به خود جذب می‌کنند. به همین دلیل هم مصرف آن کمبود آب بدن را جبران می‌کند. بنابراین، در این روزهای گرم توصیه می‌شود، قبل از خروج از خانه مصرف یک لیوان خاکشیر را فراموش نکنید. خاکشیر در واقع همانند یک ماده ضد عفونی عمل می‌کند و در درمان اسهال‌های خفیف یا سخت و نیز یبوست مۆثر است. ادرارآور بوده و التهاب کلیه‌ها را از بین می‌برد و نوعی درمان برای التهاب پوستی و کهیر به شمار می‌رود. تب بر است و زخم‌ها را بهبود می‌بخشد و به درمان مخملک و سرخک هم کمک می‌کند. خاکشیر اشتهاآور بوده و تمایلات جنسی را افزایش می‌دهد. در درمان بیماری‌های گوارشی مفید و به عنوان تنظیم‌کننده سیستم گوارش عمل می‌کند. به اندازه سرکه مفید و در افراد مبتلا به صفرا بسیار مۆثر است. ولی با تمام این اوصاف، مهم‌ترین خاصیت شربت خاکشیر همان ضدگرمازدگی آن است که سرد و خنک بوده و تب، تهوع، بی‌حالی، سرگیجه و بی‌اشتهایی ناشی از گرمازدگی را از بین می‌برد.

 

 

اشتراک گذاری این مطلب!

حکمتهای وضو, سجده, نماز به سمت قبله وچرا باید بر خاک سجده کرد

حکمتهای وضو, سجده, نماز به سمت قبله وچرا باید بر خاک سجده کرد




بدن شما به طور روزانه مقداری امواج الکترو مغناطیسی دریافت می کند شما امواج الکترو مغنا طیس را که ازتجهیزات الکتریکی استفاده می کنید و نمی توانید هم کنار بگذارید دریافت می کنید همچینین از طریق لامپهای روشن که حتی برای یک ساعت هم خاموش نمی شود شما منبعی هستيد که مقدار زیادی امواج الکترومغناطیسی دریافت می کنید ، به عبارت دیگر شما با امواج الکترو مغناطیسی شارژ می شوید بدون اینکه بفهمید سر درد دارید ! احساس ناراحتی می کنید تنبلی در کار و مکانهای مختلف راه حل این مشکلات چیست یک دانشمند غیر مسلمان از اروپا تحقیقات را شامل یافتن بهترین روش برای خارج کردن امواج الکترومغناطیسی که بدن آسیب می رساند را انجام داد با گذاشتن پیشانی تان بیشتر از یک بار بروی زمین ، زمین امواج الکترو مغناطیسی را تخلیه خواهد کرد این شبیه اتصال زمین به ساختمانهای است که احتمال بر خورد سیگنالهای الکتریکی مانند رعد و برق وجود دارد تا امواج از طریق زمین تخلیه شود آنچه این تحقیق را بیشتر شگفت انگیز می کند بهترین راه که پیشانی تان را بر خاک بگذارید حالتی است که رو به مرکز زمین باشید چرا که در این حالت امواج الکترو مغناطیسی بهتر تخلیه خواهد شد و بیشتر تعجب خواهبد کرد که بدانید بر اساس اصول علمی ثابت شده مر کز زمین مکه است و کعبه درست وسط زمین است بنابراین سجده در نمازتان بهترین راه تخلیه سیگنالهای مضر از بدن است.

بارهاي زائدي که در اثر تحريکات الکتريکي اعصاب به وجود مي آيند هم شبيه ميدان بدن و هم بر امواج مغزي اثر سو دارند. و اين اثرات در نواحي که اعصاب در آن تحرک بيشتري دارند، خطرات جديتري ايجاد مي کنندو بايد هرچه سريعتر از آن نواحي دور شوند. به طرز حيرت آوري مي بينيم که اين نواحي دقيقا نواحي هستند که در وضو شسته مي شوند و بنابر تحقيقات صورت گرفته، بهترين راه دفع اين بارهاي زائد استفاده از يک ماده رساناست که سريعترين و ارزانترين و بي ضررترين ماده براي اين کار آب است و جالب اينجاست که آب هرچه خالص تر باشد سريعتر بارهاي ساکن را از بدن ما به اطراف گسيل مي دهد و هيچ مايعي مثل آب خالصي که در وضو به انسان سفارش شده اين اثر را ندارد.

نماز و امواج مغزي:

با دفع بارهاي زائد بدن در وضو امواج مغزي در ايده ال ترين حالت قرار مي گيرند. علاوه بر آن حالت تمرکزي که در هنگام نماز در انسان به وجود مي آيد، تشعشع امواج آلفا را به اندازه قابل توجهي بالا مي برد و توانايي مغز را در توليد اين امواج بالا مي برد

اشتراک گذاری این مطلب!

روز جوان

 


نسل جوان را به جهان رهبری

جلوه ی توحید، علی اکبری

هر که هوای رخ احمد کند

در تو تماشای پیمبر کند

ولادت باسعادت سرو باغ احمدی، آینه ی محمدی و روز جوان مبارک

 

 

 

 

 

اشتراک گذاری این مطلب!

اللهم عجل لولیک فرج

اشتراک گذاری این مطلب!

ولادت حضرت علی اکبر(ع)

 

خدا کند که جوانان زحقّ جدا نشوند
به صحبت بد و بدخواه مبتلا نشوند
سر عقیده خود پاى فشارند چو کوه
بسان کاه زهر باد جابجا نشوند
روز جوان مبارک

.

.

.

خمیده پشت از آن دارند پیران جهانْ دیده
که اندر خاک مى‏جویند ایام جوانى را
روز جوان گرامی باد

 

                    

 

د خلقا و خلقا و منطقا و كنا اذا اشتقنا الى رؤية نبيك نظرنا اليه…�

حضرت علي اکبر در كربلا حدود 25 سال داشت.برخي راويان سن ايشان را 18 سال و 20 سال هم گفته اند. او اولين شهيد عاشورا از بنى هاشم بود. شجاعت و دلاورى حضرت على اكبر (ع) و رزم آورى و بصيرت دينى و سياسى او، در سفر كربلا بويژه در روز عاشورا تجلى كرد. سخنان و فداكاريهايش دليل آن است. وقتى امام حسين (ع) از منزلگاه �قصر بنى مقاتل� گذشت، روى اسب چشمان او را خوابى ربود و پس از بيدارى�انا لله و انا اليه راجعون� گفت و سه بار اين جمله و حمد الهى را تكرار كرد. حضرت على اكبر (ع) وقتى سبب اين حمد و استرجاع را پرسيد، حضرت فرمود: در خواب ديدم سوارى مى‏گويد اين كاروان به سوى مرگ مى‏رود. پرسيد:مگر ما بر حق نيستيم؟ فرمود:چرا. پس گفت:�فاننا اذن لا نبالى ان نموت محقين�پس باكى از مرگ در راه حق نداريم

روز عاشورا نيز پس از شهادت ياران امام، اولين كسى كه اجازه ميدان طلبيد تا جان را فداى دين كند او بود. اگر چه به ميدان رفتن او بر اهل بيت و بر امام بسيار سخت بود، ولى از ايثار و روحيه جانبازى او جز اين انتظار نبود. وقتى به ميدان مى‏رفت،امام حسين(ع) در سخنانى سوزناك به آستان الهى، آن قوم ناجوانمرد را كه دعوت كردند ولى تيغ به رويشان كشيدند، نفرين كرد. على اكبر چندين بار به ميدان رفت و رزمهاى شجاعانه‏اى با انبوه سپاه دشمن نمود
پيكار سخت، او را تشنه‏ تر ساخت؛ به خيمه آمد. بى آنكه آبى بتواند بنوشد، با همان تشنگى و جراحت دوباره به ميدان رفت و جنگيد تا به شهادت رسيد. قاتل او مرة بن منقذ عبدى بود.پيكر حضرت على اكبر (ع) با شمشيرهاى دشمن قطعه قطعه شد.وقتى امام بر بالين او رسيد كه جان باخته بود. امام حسين (ع) صورت بر چهره خونين حضرت على اكبر (ع) نهاد و دشمن را باز هم نفرين كرد

�قتل الله قوما قتلوك…�و تكرار مى‏كرد كه:�على الدنيا بعدك العفا�.و جوانان هاشمى را طلبيد تا پيكر او را به خيمه گاه حمل كنند. حضرت على اكبر ، نزديكترين شهيدى است كه با امام حسين�ع�دفن شده است.مدفن او پايين پاى ابا عبد الله الحسين�ع� قرار دارد و به اين خاطر ضريح امام،شش گوشه دارد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

آرشيو مناسبتها

 

 

اشتراک گذاری این مطلب!

شعبان

اشتراک گذاری این مطلب!

درد دل با امام زمان

 


مولای من بیا که شاهنامه عمر ،

آخری بدین خوبی نخواهد داشت

و این شعر طویل را بی قافیه مپسند

دیگر به نرگس های باغ سلام نخواهم کرد

من تمام شده ام ،بیا

دیگر هیچ یاسی را خیره نمی شوم

دیگر هیچ اقبالی را نمی بوسم

من تمام شده ام ، بیا

آیا دلتنگ ندبه های من نیستی ؟!

آیا ندبه های مرا از این دلتنگ تر میخواهی ؟!

من تمام شده ام بیا …

 

اشتراک گذاری این مطلب!

بدون شرح

 

 

 

 

اشتراک گذاری این مطلب!

مراحل درس خواندن شب امتحان

اشتراک گذاری این مطلب!

نکات تغذیه ای در شب امتحان

1- در زمان کار یا مطالعه غذا نخورید و برای این کار زمان خاصی را در نظر بگیرید تا با آرامش بیشتری غذا بخورید.

2- بررسی‌ های دانشمندان نشان می دهد که غذاهای نشاسته ‌ای مانند ماکارونی، برنج و نان به دلیل تاثیر در بهبود کیفیت خواب، در شب امتحان مفید هستند.

3- صبح روز امتحان بهتر است به منظور افزایش کارایی مغز، از مواد سرشار از پروتئین یا سرشار از فیبر مانند تخم‌ مرغ، نان سنگک یا بربری با عسل یا پنیر استفاده شود.

4- کارشناسان تغذیه به دانش آموزانی که اضطراب زیادی دارند و نمی ‌توانند صبحانه ی مفصلی بخورند، توصیه می ‌کنند از موز و مقداری کشمش استفاده کنند.

5- بعضی از دانش ‌آموزان به دلیل اضطراب زیاد، امتحانات خود را خراب می‌ کنند، بنابراین بهتر است برای مقابله با این اضطراب از غذاهای مناسب استفاده کنند. بعضی از سبزی ‌ها از قبیل ریحان، نعنا، کاهو و سیب در کاهش اضطراب بسیار مفید هستند.

6- خوردن نان و پنیر و گردو یا یک ظرف عدسی در روز امتحان کمک می ‌کند تا در طول امتحان آرام باشید. همچنین خوردن عسل و نوشیدنی‌ های حاوی عسل در کاهش اضطراب بسیار موثر است.

7- خوردن جگر، گوشت و ماهی، کمک زیادی در کاهش اضطراب می ‌کند، زیرا کم‌ خونی نیز یکی از دلایل کاهش یادگیری و تمرکز است.

8- مصرف سبزی‌ و میوه‌ های تازه توصیه می‌ شود.

9- در ساعات مطالعه از خوردن ماست ترش و دوغ ترش بپرهیزید و خوردن روزانه شیر و همچنین ماست شیرین را فراموش نکنید.

10- در ایام امتحان، بیشتر مواظب سلامت خود باشید تا در معرض سرماخوردگی، گرمازدگی، مسمومیت‌های غذایی و سوء هاضمه قرار نگیرید و از خوردن غذا در بیرون از خانه جدا خودداری كنید. غذا را خوب بجوید و به آرامی میل كنید.

11- در طول روز آب كافی بیاشامید، اما دقت داشته باشید که آشامیدن آب و نوشیدنی‌ های دیگر در وسط غذا سبب اختلال در هضم و ایجاد نفخ می ‌شود.

12- از مصرف زیاد شیرینی جات و تنقلات خودداری کنید. این خوراکی‌ ها ممکن است در نگاه اول انرژی ‌زا به نظر برسند، اما باید توجه داشت که این قابلیت در آن ها بسیار کم دوام است و پس از مدتی احساس خستگی بیشتری به شما دست خواهد داد.

13- بر خلاف تصور عموم، مطالعه و درس خواندن نیاز بدن‌ ‌به انرژی را افزایش نمی ‌دهد، بنابراین استفاده بیش از حد از مواد غذایی شیرین و چرب در طول دوران امتحان، نه تنها مفید نیست، بلكه سبب چاقی‌ ‌می‌ شود.

14- صبحانه غذای اصلی است، ناهار و شام را كمی مختصرتر بخورید، اما صبحانه را كامل میل كنید.

15- مصرف روزانه یك لیوان شیر،‌ ‌برای ایجاد آرامش در طول دوران امتحان موثر است.

16- خوردن آجیل از قبیل بادام، کشمش، فندق، گردو و نخودچی که سرشار از منیزیم است، به یادگیری کمک می کند، زیرا کمبود آن یکی از علل کاهش یادگیری است.

17- ماست و دوغ ترش، خواب آور است، اما خوردن ماست شیرین مفید است.

18- از خوردن قهوه و چای پُررنگ، خودداری كنید، ولی چای كم‌ رنگ مفید است.

 

اشتراک گذاری این مطلب!

حدیث روز

مولا علی (ع)

و یقین نیز بر چهار شاخه بنا شده است : بینا شدن در زیرکی ، باز گرداندن امور به سوی حکمت و شناخت عبرت و روش پیشینییان.

اشتراک گذاری این مطلب!

راز چشمه حرم حضرت ابولفضل همراه عکس

راز چشمه حرم حضرت ابوالفضل 


خواندن توضیحات شیخ عباس ۷۴ ساله، که ۳۶ سال خادم حرم حضرت ابوالفضل العباس (ع) بوده است، در مورد راز جریان آب در اطراف قبر علمدار کربلا خالی از لطف نیست.

شیخ عباس ۷۴ ساله، که ۳۶ سال خادم حرم حضرت ابوالفضل العباس (ع) بوده، در مورد جریان آب دور قبر علمدار کربلا توضیحاتی داده است .

وی گفت: قبلا دو چشمه در سرداب مطهر وجود داشت که از ۴۰۰ سال قبل که آب لوله‌کشی نبود این آب مرتب می‌جوشید و از یک طرف وارد و از طرف دیگر خارج می‌شد که مزه و طعم آن آب از بهترین آب معدنی امروز هم بهتر بود و آن سرداب پله داشت مردم می‌آمدند و از آن آب به عنوان تبرک استفاده می‌کردند که آب در تابستان خنک و در زمستان گرم بود.

اما یک فرد از خدا بی‌خبر آمد به بهانه اینکه تَرَکی در دیوار حرم اباالفضل پیدا شده گفت، می‌خواهم آزمایش کنم این آب از کجا می‌آید و بعد آن دو چشم را کور کرد و هر چه تلاش کردند، آن دو چشمه احیا نشد.

اما بعد از دو ماه آب دوباره بالا آمد و به سرداب رسید و آن آب چشم‌های کور شده را شفا می‌داد.از ۵۰ سال قبل تا کنون این آب در یک سطح ثابت مانده و نه کم و نه زیاد می‌شود.

وی ادامه داد: شما به خوبی می‌دانید اگر آب به مدت ۱۰ روز در یک جا بماند گندیده می‌شود، اما این آب با وجود اینکه در ورودی آن بسته شده مانند گلاب می‌ماند و در اطراف قبر مطهر حضرت اباالفضل حلقه زده و همچنان بسیار تازه و معطر مانده است.

وی افزود: هم اکنون در بخش درب صاحب‌الزمان مرقد مطهر اباالفضل پنجره کوچکی قرار دارد که وصل به سرداب حرم است و اگر نگاه کنید از آن مرتب بوی گلاب می‌اید و این همان آبی است که متأسفانه خادمان کنونی در ورودی آن را و راه رسیدگی به سرداب را به روی زوار بسته‌اند.
این آب چند ویژگی دارد. اول اینکه اگرچه راکد است، هرگز رنگ و طعم آن از دست نرفته و گندیده نشده است.ویژگی دوم آن که سطح آب بالاتر از قبر مطهر آقا ابوالفضل(ع) است آب از دیواره دور قبر به داخل نفوذ نمی‌کند.

راز چشمه حرم حضرت ابوالفضل (ع)+عکس

اشتراک گذاری این مطلب!

اعیاد شعبانیه

سه نور آمد به عالم پر ز احساس

معطر هر سه از عطر گل یاس


سه نور تابناک آسمانی

حسین بن علی ، سجاد و عباس

سا لروز با سعادت ولادت سه نورتابناک آسمانی

حضرت حسین بن  علی (علیه السلام) ،

حضرت ابوالفضل العباس (علیه السلام) و

امام زین العابدین (علیه السلام) بر تمامی شیعیان مبارک باد .

 

اشتراک گذاری این مطلب!

چگونه بدنی سالم وسرحال داشته باشیم؟

 

 

 

 

چگونه بدنی سالم وسرحال داشته باشیم؟

1- آب بیشتری بنوشید.

وجود آب کافی در بدن از التهاب پوست جلوگیری کرده وتمایل فرد را به سایر نوشیدنیها ی غیر از آب ،مانن نوشابه کاهش می دهد.

2- تغذیه بیشتری داشته باشید.

خوردن میان وعده در طی روز ،از با ولع خوردن شام جلوگیری خواهد کرد .نباید میان وعدهای  غذایی بیش از چهار ساعت به تعویق بیفتد

3-سفره خود را رنگین کنید.

افزودن میوه وسیبزی جات در رژیم غذایی،در تامین ویتامین ومواد معدنی مورد نیاز بدن سهم بسزایی دارد.

4- پیاده روی کنید.

3تا 5 مرتبه پیاده روی در هفته به مدت 30 دقیقه باعث کاهش استرس وبیماریهای قلبی وماهیچه ای قلب وعروق می شود.

5-از پله بالا بروید.

5دقیقه بالا رفتن از پله ها به عنوان ورزش در طول روز کار بسیار ساده ای است.

اشتراک گذاری این مطلب!

جرعه ای از شراب طهور

 

همواره از بهترینها یاد کن وبرای موفقیت ،آن ها را برگزین

ابراهیم را یاد کن که بسیار راستگو وپیامبری بزرگ بود.          مریم /41

ایوب را به یاد آرکه ما دعای او را مستجاب نموده ودرد ورنجش را برطرف ساختیم.    انبیاء /84

از اسماعیل یاد کن که در وعده صادق و(درعهد استوار)بود.         مریم/54

از داوود یاد کن که (در اجرای امر ما )بسیار نیرومند بود ودایم به درگاه ما توبه وانابه می کرد.      ص/17

لوط را به یاد آر چرا که از مردم بسیار صالح و(نیکوکار)به شمار می آمد.       انبیاء/آیه75

از یونس یاد کن که دعای اورا مستجاب نموده واورا از گرداب غم نجات بخشیدیم.   انبیاء/88

ومریم را یاد کن که دامنش را پاکیزه گردانیدیم و….او وفرزندش را معجزه بزرگ برای اهل عالم.      انبیاء/91

از موسی درس اخلاص آموز که بسیار با اخلاص ورسولی بزرگ بود.   مریم./51

سلیمان وداوود را به یاد آر که به هر یک مقام حکمفرمایی ودانش عطا نمودیم.  انبیاء/79

زکریا را یاد کن که یحیی را به او عطا نمودیم و….آن ها همیشه به درگاه ما خاضع وخاشع بودند.   انبیاء/90

واسماعیل ویسع وذالکفل را به یاد آر که همه از نیکان جهان بودند.    ص/48

اشتراک گذاری این مطلب!

میلاد امام حسین(ع) وابولفضل عباس

 

دوماه از دو افق در دوشب تجلی کرد

یکی شهنشه دوران، یکی امبر سپاهش

دو گوهر از دو صدف از دو بحر گشت نمایان

یکی چراغ هدایت،یکی معین وگواهش

یکی حسین یکی ناصر حسین ،ابولفضل

که جام خویش به کربلا بداد به راهش

 

اشتراک گذاری این مطلب!

حدیث عشق


مگر نه این که ” نسیم” با تولد تو متولد شد و مگر نه ” صاعقه” اولین نگاه تو در گهواره بود و مگر نه “عشق” در کلاس تو، درس می خواند و مگر نه ” ایثار” به تو مقروض شد و مگر نه ” آفرینش” از روح تو جان گرفت؟

پس چرا ما خبر ” ولادت” تو را هم که می شنویم، بغض گلویمان را می فشرد؟


پس چرا ما در روز ولادت تو نیز اشک، پهنای صورتمان را فرا می گیرد؟

از تو ما را حدیثی در سینه است و غمی جانکاه بر دل؛ همان غمی که دل آدم را شکست و یاد تواش گریاند.

پیامبر، آنگاه که تو پا به عرصه ظهور نهادی، گلویت را بویید و اشک دلش، بوسه را بر گلوی تو طراوتی دیگر بخشید.

همان حدیث که توان از تن علی ربود و بر بیابانش ایستاند و ناله اش را به آسمان رساند که:

” ههنا مناخ رکابهم و موضع رحالهم و ههنا مهراق دمائهم فتیة من آل محمد…”

اینجاست قتلگاه حسین، خون عزیزان محمد بر پیشانی این خاک جاودانه می شود. همین جا کاروان عشق درنگ می کند و بار بر زمین می نهد، وادی معاشقه اینجاست. همینجاست که پیامبران و فرشتگان صف در صف، گوش به راز و نیازی عارفانه می سپرند.

این جاست که فریاد خون آلودِ” الهی رضاً برضاک” سینه آسمان را می شکافد و بر رضایت خداوند، چنگ می زند و آسمان از این درد می شکند و زمین بر خود می پیچد.

آری، از تو ما را حدیثی در سینه هست و غمی جانکاه بر دل و رسالتی سنگین بر پشت. تو اگر چه قرآن مجسمی و هر بطن وجود و شخصیت تو را بطنی است و آن را بطنی دیگر تا لایتناهی و اگرچه اوج پرواز والاترین انسان، حضیض - پایین ترین- شناخت تو را درنمی یابد.

و هر چند تو برتری از آنچه ما می اندیشیم و آن صفات که تو را متصف می کنیم و اگر چه تو زینت بخش صفاتی، و اگرچه یادمان نرفته است آن کلام را که در قیامت والاترین مؤمنین در تب و تاب دیدار خداوندی می سوزند و از او تقاضای دیدار می کنند؛ برقی می درخشد و نوری متجلی می شود که همگان را سالیان دراز بی خویش و بی هوش می کند و وقتی خود را می یابند و به هوش می آیند، عاجزانه از خدا می پرسند که این تو بودی؟ و پاسخ می شوند که این یک تجلی از چهره حسین بود؛ جلوه ای از رخ اباعبدالله، یک نیم نگاه ثارالله… و قلم را هرگز توان شرح این دیدار نیست…ولیکن ما را فقط یارای دیدن ظواهر است و همین و تا همین حد، آتش به خرمن وجودمان افکنده است و دل های ناقابلمان را پروانه آن شمع جاودانه کرده است.

ما که ظرفیت دریا نداریم، همان قطره مان که در گلو چکانده ای، حیات و زندگیمان بخشیده است.
ما در این کاروانسرای دنیا از آن جهت تنفس می کنیم که تو در آن درنگ کرده ای.

 

اشتراک گذاری این مطلب!

توصیه متخصصان تغذیه در زمان امتحانات

متخصص تغذیه با تاکید بر اهمیت آرامش در ایام امتحانات بر عدم استفاده از مواد محرک سیستم عصبی تاکید کرد.

دکتر رضا آمری نیا در گفتگو با خبرنگار ایسنا منطقه علوم پزشکی تهران گفت: مواد کافئین دار مانند قهوه و نسکافه از جمله مواد تحریک کننده سیستم اعصاب مرکزی هستند که باعث بی خوابی، اضطراب و تپش قلب می شوند که برای امتحانات مناسب نیست.

قائم مقام معاونت درمان بیمارستان میلاد افزود: گاهی مشاهده می شود که از مواد کافئین دار برای جلوگیری از خواب آلودگی استفاده می شود که این راه توصیه نمی شود زیرا سبب استرس و تپش قلب شده و بی خوابی حاصله باعث احساس خستگی در روز بعد می گردد.

دکتر آمری نیا از دم کرده گل گاو زبان به عنوان یک آرام بخش سنتی نام برد و گفت: گل گاو زبان به دلیل خاصیت آرام بخشی اش نوشیدنی بسیار مفیدی برای افرادی که دچار استرس امتحان شده اند است.

نقش وعده های غذایی در یادگیری

وی با تاکید بر نقش صبحانه در فرآیند یادگیری در فصل امتحانات گفت: صبحانه به دلیل اینکه تأمین کننده تمام انرژی اولیه و روزانه افراد می باشد مهمترین وعده غذایی به حساب می آید.

دکتر آمری نیا با اشاره به تصور غلط افراد در استفاده از قندهای ساده به عنوان صبحانه گفت: بعضی از افراد قندهای ساده مانند شیرینی، شکلات، مربا را جایگزین صبحانه می کنند که صحیح نیست زیرا این عمل باعث افزایش ناگهانی قند خون و در نتیجه ترشح ناگهانی انسولین می شود که در نهایت افت ناگهانی قند خون را به همراه دارد و یادگیری و تمرکز حواس فرد را مختل می کند.

وی در خصوص صبحانه مناسب برای فصل امتحانات گفت: در فصل امتحانات از مواد قندی مرکب مثل نان، میوه ها، غلات و از گروه حبوبات عدس را می توان استفاده کرد سایر حبوبات نفخ آور هستند و باعث درد شکم و تشنگی می شوند و از این جهت برای ایام امتحانات مناسب نیستند.

مواد غذایی نامناسب در فصل امتحانات

قائم مقام معاونت درمان بیمارستان میلاد از غذاهای پرچرب به عنوان غذاهای نامناسب در فصل امتحانات نام برد و گفت: غذاهای پرچرب مانند کله پاچه و خامه به دلیل اینکه زمان زیادی برای جذب و هضم نیاز دارند، آب زیادی را می طلبند و باعث تشنگی می شوند که برای فصل امتحانات مناسب نیستند.

وی از کلسیم به عنوان یکی از مواد مورد نیاز در فصل امتحانات نام برد و گفت: کلسیم در انتقال عصبی نقش زیادی دارد بنابراین در فصل امتحانات افراد باید مصرف به اندازه کلسیم را داشته باشند، کلسیم بیشتر در لبنیات و شیر و ماست وجود دارد.

دکتر آمری نیا در پایان خاطرنشان کرد: افراد درمورد مصرف ماست باید دقت کنند زیرا ماست دارای اسید لاکتیک است که حالت خواب آلودگی ایجاد می کند و و تمرکز فرد را پایین می آورد بنابراین توصیه می شود در فصل امتحانات در طول روز ماست استفاده نشود و بهتر است این مواد غذایی سرشار از کلسیم قبل از خواب مصرف شود تا به عنوان یک ماده غذایی آرامبخش سبب خواب راحت شود.

اشتراک گذاری این مطلب!

حدیث روز

 

 امام حسین علیه السلام فرمودند:

لاتـَرفع حــاجَتَک إلاّ إلـى أحـَدٍ ثَلاثة: إلـى ذِى دیـنٍ، اَو مُــرُوّة اَو حَسَب ؛

جز به یکى از سه نفر حاجت مبر: به دیندار، یا صاحب مروت، یا کسى که اصالت خانوادگى داشته باشد.

(تحف العقول ، ص 251)

اشتراک گذاری این مطلب!

هروقت آمادگیش را دارید...

 

اگرلامپی را در خیابانی نصب كنند و افرادی بیایند این لامپ را بشكنند . لامپ دوم را نصب كردند آنرا هم شكستند اگر 11 تا لامپ بزنندو مردم نااهل بشكنند حكم عاقلی می‌گوید: لامپ دوازدهمین را وصل نكن اینها هنوز آدم نشده‌اند لیاقت ندارند بگذار در تاریكی باشند چراغ اول را زدند علی (ع)را شكستند،شهید امام حسن (ع)را شكستند یازده امام آمد و یازده چراغ هدایترا شهید كردند چراغ دوازدهم را دیگرخداوند وصل نكرد، می گوید: هر وقت آمادگی‌اش را دارید، شما هنوز متمدن نشده‌اید.

اشتراک گذاری این مطلب!

تقوا یعنی!!!

تقوا یعنی که دائما مراقبت کنیم از عمل
و بصیرت یعنی اینکه تشخیص دهیم مصادیق تقوا ورزیدن را
گاهی به خیال پیمودن راه تقوا در جهنم قدم میزنیم …

اشتراک گذاری این مطلب!

راز دلار ( فراماسونری و دجال آخر الزمان ) بخش دوم

۵ – استفاده از تکنیک ORIGAMI :
اریگامی تکنیکی است که در آن با تا زدن و یا برش کاغذ بتوان شکلهای گوناگونی درست کرد. در طراحی دلار به طرز هنرمندانه و ماهرانه ای از این تکنیک بهره برده اند که البته در طراحی اسکناسهای دیگر دلار نیز از آن استفاده شده است.ولی در خود اسکناس ۱ دلاری موارد متعددی وجود دارد که برای نمونه یک مورد آن همانگونه که در تصویر مشاهده می فرمایید توضیح داده می شود.

اگر عدد ۱ در گوشه دلار را از وسط به صورت عمودی تا بزنید شکل شماره ۱ حاصل می گردد با تکرار این شکل به صورت تقارنی شکل شماره دو به دست می آید از به هم چسباندن این دو شکل و پاک کردن فضای اطراف آن در نهایت شکل ۴ که سر مار است حاصل می شود . گفتنی است این مورد یکی از موارد استفاده از خطوط تار عنکبوتی زمینه دلار است و طراحان دلار موارد متعدد دیگری را نیز نهان نموده اند.
همان طور که قبلا نیز گفته شد مار حیوان مورد علاقه ماسونها و شیطان پرستان است . تا جایی که آن به عنوان  حیوان خانگی خود استفاده می نمایند. (۱۵)
اما نکته جالب و مهم اینجاست که بعد از این تکنیک اریگامی بر روی سر مار عبارت”OMO” حاصل می شود که بنا به عقیده شیطان پرستان اولین واژه هستی است که شیطان آن را به انسان آموخت. هم اکنون نیز در جلسات ورد خوانی و آیین پرستش ” RITUAL” شیطان این واژه مکررا مورد استفاده قرار میگیرد.
همانگونه که عرض نمودم از تکنیک اریگامی در طراحی دلار های جدید بیشتر استفاده شده است اما با توجه به طولانی شدن این مقاله  از بیان موارد دیگر اجتناب نموده و تنها یکی از شواهد دسیسه فراماسونها در طراحی حادثه یاز ده سپتامبر را بیان می نمایم

قبلا نیز بیان شد که ۹ و ۱۱ از اعداد مقدس ماسونها هستند لذا نباید تعجب کرد اگر حادثه برخورد دو هواپیما با برج های دو قلوی تجارت جهانی در روز یازده از ماه نهم اتفاق بیافتاد , و سپس ۹۱۱ روز بعد از آن ، حادثه بمب گزاری در مادرید به وقوع بپیوندد . طراحان این اتفاقات از سالها پیش و بر مبنای پیشگویی های نوستراداموس کابالیست آن را طراحی نمودند تا به زور هم که شده است پیشگویی اعقاب خود را به تحقق برسانند.
لذا برج های دوقلوی تجارت جهانی که برمبنای الگوی دو ستون معبد سلیمان ” بواز “و “جاکین” ساخته شده بود گیت و دروازه ورود ماسونها  به نظم نوین جهانی گشت و به بهانه دو برج به دو کشور مسلمان حمله شد.
در ساختگی بودن حادثه یازده سپتامبر هیچ شکی نیست و دلایل و مدارک مستدل و مستند غیر قابل کتمانی وجود دارد که تبیین آنها در این مقاله و در این مجال نمی گنجد اما با  توجه به موضوع مورد بحثمان یعنی نشانه های ماسونی دلار، استفاده از تکنیک اریگامی  نتایج باور نکردنی را بر ملا می سازد.

اگر مطابق شکل اسکناسهای ۵ ،۵۰،۲۰،۱۰ و۱۰۰ دلاری را مطابق الگو(تقریبا شبیه موشک) تا بزنید نخست (شماره یک) در ۵ دلاری دو برج سالم را مشاهده می کنید.
در ۱۰ دلاری (شماره ۲) نوک برج ها آتش می گیرد، در ۲۰ دلاری (شماره ۳) آتش گسترش بیشتری پیدا کرده و پایین تر آمده  و نهایتا در ۵۰ دلاری (شماره ۴) هردو برج فرو می ریزند و در اسکناس صد دلاری (شماره ۵) فقط دود حاصل از سوختن آنها ست که دیده    می شود.
آنچه در این جستار بیان گشت صرفا دلایلی کلی از ارتباط  دستگاه بنیانگذاران و حکومت گردانان ایالات متحده  با عقاید الحادی ، کفر آمیز و شیطانی  را بیان می دارد ، صد البته تبیین جزجز فعالیتها و دسیسهای آنها مثنوی صد من خواهد شد و حتی آنچه در باره دلار بیان گشت  اندکی از ماجرا بود. نویسنده تحقیقات بیشتر در این زمینه را به شما خوانندگان عزیز و گرامی محول می گرداند. ان شا الله در آینده به گوشه های دیگری از دسیسه چینی های  این جریان اشاره خواهد گشت.
علی اکبر رائفی پور PORSMAN@YAHOO.COM
منابع:
http://www.iranianshistoryonthisday.com/farsi.asp (1)
(2) عدد۱۳برخلاف عموم تمدن ها و ادیان جهان عدد مقدس و خوش یمن یهودیان و ماسونهاست
(۳) برادری نوشته استفن نایت/ نشر شباویز/ترجمه فیروزه خلعتبری / بهمن ماه ۱۳۶۸/ صفحه ۶۸
(۴) همان / صفحه ۶۹
(۵) رنگ های آبی ، سفید ،قرمز و ارغوانی از  رنگهای کابالیستها است.
(۶) http://www.iranianshistoryonthisday.com/farsi.asp
(7) http://www.answers.com/topic/in-god-we-trust
www.theallseeingeye.tv/The_American_Dollar.html‎
(۹) رجوع کنید به مقاله عبدلله شهبازی با عنوان ” دماوند و فرقه‌های رازآمیز ”
(۱۰) LIFE IS NOW  (زندگی همینی است که هم اکنون در آن به سر می بری ) یکی از مهمترین شعارهای مشهور در امریکاست اما نکته جالب واژه NOW است که در واقع به صورت اختصاری بیان گر NEW ORDER WORLD  است. لذا باید آنرا اینگونه ترجمه نمود “زندگی نظم نوین جهانی یا سکولاریته است”
(۱۱) واژه لاتین «لوسیفر»، به معنی «ستاره صبحگاهی»، نام دیگری است برای ستاره زهره (ونوس). در پاگانیسم رومی، لوسیفر «ژوپیتر» نام داشت و خدای خدایان بود. «ژوپیتر» در یونان باستان «زئوس» نامیده می‌شد. «زئوس» نیز به معنی «نورانی» و «درخشان» است. طبق باور شیطان‌پرستان، سرانجام «لوسیفر» با «ماشییح» (مسیح) به تعامل و مصالحه خواهند رسید و «مسیح» زمین و زمینیان را در سهم «لوسیفر» قرار خواهد داد. و در عوض آسمان از آن وی و یارانش  خواهد بود !!!
(۱۲) مکیال المکارم.ج۱٫ص۲۴۶
(۱۳) رجوع کنید به مقاله ای از نویسنده با عنوان”اسطوره های ماسونی مصر باستان”
http://www.antisemitism.blogfa.com/post-4.aspx
(14) http://www.unique-design.net/library/myth/image.html
(15) مار به دلایل گوناگونی برای ماسونها و شیطان پرستان مقدس است که از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره نمود:
الف: ابلیس برای آنکه بتواند آدم و حوا را وسوسه کند خود را به شکل مار در آورد ،  به پای طاووس پیچید و داخل بهشت شد.
ب: در اسطوره شناسی مصر باستان مار نماد پادشاهی و استیلا است . و این مار آپپ است که در دنیای زیرین با خدای خورشید می جنگد لذا ماهیتی شیطانی دارد.برای مطلعه بیشتر در این زمینه منبع (۱۳) مراجعه فرمایید.
ج: مار به دلیل پوست اندازی نماد تناسخ در تمدن های کفر آلود است.
د: شیطان پرستان اعتقاد دارند که شیاطین هنگامی که تجسم می یابند بیشتر به شکل مار هستند.در روایات آمده است شخصی نزد حضرت رضا علیه السلام آمد و از ایشان درباره لقب سید الساجدین سوال کرد. حضرت رضا علیه السلام فرمودند: روزی جدم حضرت سجادعلیه السلام مشغول نماز بودند. ناگهان از گوشه ای مار عظیم الجثه ای به سمت حضرت آمد و انگشتان پای ایشان را نیش زد. امام سجاد علیه السلام برافروخته شد و مشخص بود که بسیار متألم شده اند، اما تغییری در اذکار وحالت امام علیه السلام مشاهده نشد. مار بسیار حضرت را آزار داد آنگاه  به حال اولیه خودباز گشت، که همان شیطان بود. کنار حضرت ایستاد و گفت: حقیقتاً که تو سرورعبادت کنندگان هستی..
استاد علی اکبر رائفی پور

 

اشتراک گذاری این مطلب!

برخی از نشانه ها ی یهودی- ماسونی موجود در پشت ۱ دلاری:

نمادهی ماسونی در پشت ۱ دلاری:
۱ – مهر بزرگ امریکا:
قبل از تعطیلی مجلس آمریکا در تاریخ چهارم جولای ۱۷۷۶، کمیته ای انتخاب شده بود تا مهری برای این کشور تهیه نمایند. اعضای کمیته ۵ نفر بودند که سه نفر از آنها شامل بنیامین فرانکلین، جان آدامز و توماس جفرسون می شد که پیش نویس بیانیه استقلال آمریکا را تهیه کردند.
ایشان افراد اولین کمیته به حساب می آمدند. قبل از آن که طرح مهر به تصویب نهایی برسد، دو کمیته دیگر و جمعا ۱۴ نفر و به مدت ۶ سال بر روی آن کار کردند. طرح نهایی که در تاریخ ۱۳ ژوئن ۱۷۸۲ مورد تصویب مجلس قرار گرفت، توسط چارلز تامپسون با سمت منشی به مجلس ارایه شد. وی در این طرح پیشنهادات مشاوران و هنرمندان هر سه کمیته را لحاظ کرده بود. نکته جالب در این میان تعلق تقریبا تمامی افراد این کمیته ها به تشکیلات فراماسونری بود لذا بررسی به کار گیری نماد های گوناگون ماسونی در مهر رسمی ایالات متحده امریکا که  به سبب تعدد ، باید آنرا مهر ماسونی امریکا دانست. از اهمیت ویژه ای برخوردار است .

اگر اندکی دقت فرمایید عقاب که نماد پرنده زئوس خدای یونان باستان است در پنجه راست خود شاخه زیتونی شامل ۱۳ برگ و ۱۳ میوه نگه داشته ،  و در پنجه دیگر ۱۳ تیر .
دم عقاب دارای ۹ پر است از سویی دیگر هر بال این عقاب ۳۳ پر دارد که قبلا راجع به این اعداد توضیح داده شد.
در منقار عقاب نواری قرار دارد که بر روی آن به زبان لاتین نوشته شده (E PLURIBUS UNUM) که به معنی  ”وحدت از کثرت” است (اشاره به ایالات متحده) اما نکته جالب تعداد حروف این جمله  بوده  که شامل۱۳ حرف است .
بر روی سر عقاب ۱۳ ستاره قرار گرفته که در مجموع یک ستاره شش پر(ستاره داوود) را تشکیل میدهد.که نشان از تعلق امریکای ۲۲۷ سال پیش به یهودیان و مارانوس ها دارد .
بر سینه عقاب سپری قرار دارد که بر روی آن ۱۳ خط قرمز و سفید (پرچم امریکا) نقش بسته گفتنی است رنگ قرمز و سفید رنگ دو ستون معروف ماسونها یعنی بواز و جاکین بوده است .(۵)
البته در دلار به جهت سیاه سفید بودن، این رنگها مشخص نیست . و دیگر اینکه دلیل مذکور علت و تفکر پشت پرده طراحی پرچم امریکا نیز محسوب   می شود.
در مهر بزرگ صورت عقاب به سمت پنجه ای است که شاخه زیتون(به عبارتی شاخه درخت غار) را نگاه داشته است. صورت عقاب در مهر ریاست جمهوری در جهت مخالف یعنی به طرف پنجه ای بود که تیرها را نگاه می داشت تا این که در سال ۱۹۴۵ “هری ترومن” سی و سومین رییس جمهور امریکا دستور طراحی مجدد آن را به سمت شاخه زیتون صادر کرد.(۶)
در واقع ترومن پس از حمله وحشیانه  اتمی به ژاپن و به شهر هیروشیما و ناکازاکی در نزدیکی مدار ۳۳ درجه زمین !!! و معرفی کشورش  به عنوان ابر قدرت جهان این دستور را داد تا با گرداندن سر عقاب از سمت تیر ها (نماد جنگ)به سمت شاخه زیتون (نماد صلح) چهره کریه و خون خوار امریکا را اندکی تطهیر کند و در لفافه آغاز نظم نوین جهانی را اعلام نماید.شایان ذکر است سال ۱۹۴۵ سال طلاییی ماسونها بود و آنها خود را از پیش برای آن مهیا کرده بودند چراکه اگر سال استقلال امریکا ۱۷۷۶ را از این سال(۱۹۴۵) کسر کنیم عدد حاصل یعنی ۱۶۹ حاصلضرب ۱۳ در خودش می شود (۱۳*۱۳ =۱۶۹).


 

۲ – در سمت راست مهر ماسونی دلار و نیز در منتها الیه سمت چپ دلار (داخل بیضی های قرمز) ۱۳ میوه قرار گرفته است .
۳- در وسط دلار عبارت (IN GOD WE TRUST) به معنی ما به خدا اعتقاد داریم (داخل بیضی آبی رنگ) نوشته شده است که ممکن است ما را قدری سردر گم  و دچار پارادوکس گرداند ولی در حقیقت این عبارت برای اولین بار در سال ۱۹۵۷  و در اوج  کشمکش های جنگ سرد با شوروی بر روی دلار نقش بست چراکه شوروی عملا کمونیسم و بی دینی را ترویج می نمود و آمریکا برای جلب نظر کشور های مسیحی و عموما دین مدار دست به این اقدام زد.(۷)
جالب اینجاست به محض پایان یافتن جنگ سرد طرحی برای حذف این عبارت از پشت دلار به کنگره رفت که به جهت فشار افکار عمومی تصویب نشد و لی ماسونها که در نهان هیچ گونه سنخیتی بین خود و خدا نمی دیدند ، در یک اقدام شیطنت آمیز در ماه مارس سال ۲۰۰۷ با حذف این عبارت ( IN GOD WE TRUST)  از سکه های یک دلاری یادبود جرج واشنگتن ، اندکی از افکار شوم و دین ستیزانه خود را آشکار نمودند که در نهایت مجبور به عذر خواهی از مردم آمریکا شدند .
سوای تمامی دلایل مذکور چه دلیلی دارد که یک کشور بر روی اسکناس خود عبارت ما به خدا اعتقاد داریم را قرار دهد مگر دیگر کشور ها که چنین کاری نکرده اند به خدا اعتقاد ندارند! در واقع می بایست این اقدام سردمداران امریکایی را نوعی وانمود سازی دانست. شبیه فرد دروغ گویی که تکه کلامش “من از دروغ بدم می آید” است.
۴- مهر اعظم ایالات متحده امریکا :
این مهر به شکل کنونی آن در زمان رزولت بر روی دلار قرار گرفت شما می توانید آنرا درسمت چپ دلار مشاهده فرمایید همانگونه که مستحضر هستید تصویر هرمی نامانوس به چشم می خورد که نماد هرم خئوپوس مقبره فرعون و نشان عالی انجمن های فراماسونری است.

این هرم از ۱۳ ردیف سنگ چین تشکیل شده است و در مجموع ۷۲ خشت دارد که اشاره دارد به  ۷۲ نیرو یا  نام خدای کابالیستها.( که البته کاربرد آن در موارد دیگری نیز دیده شده است مانند تعداد نفر های عضو در حلقه ” صاحب دلان”  (۹)

بر روی این هرم به لاتین عبارت ۱۳ حرفی  ” ANNUIT COEPTIS ” به معنی خدا همیشه یاور ماست ، نقش بسته است که به گونه ای دیگر همان عبارت ” IN GOD WE TRUST ” است .

البته عده ای از زبان شناسان غربی آنرا  ”announcing conception”به معنی “آشکار کردن رشد مخفی” معنی نموده اند چراکه conception”” در زبان انگلیسی ” لقاح‌ تخم‌ وشروع‌ رشد جنین‌ ” معنی می دهد که مفهوما به معنای آشکار کردن فعالیتهای  شبکه مخفی فراماسونری در نظم نوین جهانی است.

در زیر این هرم عبارت ” NOVUS ORDO SECLORUM ” به زبان لاتین نوشته شده است.

که به معنای”NEW WORLD ORDER” یعنی “نظم نوین جهانی ” یا “حکم جدید برای جهاناست که شما بارها آنرا در سخنرانی های سردمداران امریکا علی الخصوص بوش پدر و پسر و اوباما شنیده اید.(۱۰)

برخی نیز این عبارت لاتین را “new order of the secular” به معنی “نظم جدید سکولاریسم ” معنی نموده اند.

مجموع برگها و میوه های موجود در پشت دلار ۷۲ عدداست که همانگونه که توضیح داده شد نشان از نفوذ کابالیستهای یهودی در امریکاست.

پشت هرم بیابانی لم یزرع قرار دارد و جلوی آن گیاهانی روییده است . منظور از بیابان آشوب در اروپا و جنگ های متوالی است که ماسونهای آمریکا به امید تاسیس حکومت جهانی ِ ماسونی – یهودی خویش.خود را از آن بیرون کشیده و اولین کشور ماسونی جهان را تاسیس نمودند.

شاید برایتان تعجب آور باشد که چرا این هرم شکلی نامانوس داشته و راس آن جدا ودر وسط آن چشمی نورانی قرار دارد. این چشم نماد “RA” از خدایان  مصر باستان است که در پاگانیسم یونانی چشم لوسیفر یا همان چشم شیطان است ، یونانیان آنرا ستاره صبح (۱۱)       می دانستند و همواره آن را به صورت درخشان  ترسیم می نمودند.

با اینکه شاید اندکی از موضوع اصلی فاصله بگیریم ولیکن ذکر حدیثی از امیر المومنین در پاسخ به شخصی که از وی در مورد دجال پرسیده است را مفید میدانم. ایشان در پاسخ به این شخص می فرمایند: عینه الیمنى ممسوحه والأخرى فی جبهته تضیء کانها کوکب الصبح (چشم راست ندارد و چشم چپش در وسط پیشانی اش قرار گرفته نور می دهد گویا ستاره صبح است) . (۱۲)

راستش انسان از این همه شباهت به شگفت می آید چراکه اگر تصویر را زوم کنید از شکل ابرو و گوشه چشم روی هرم متوجه خواهید شد که این چشم ، چشم چپ است و از سوی دیگر نورانی بودن آن و نیز اینکه لوسیفر را  در اسطوره شناسی یونانی ستاره صبح     می دانند انسان را حیرت زده می کند.

چشم لوسیفر بر همه جهان نظارت داشته و هنگامی که نظم نوین جهانی به ثمر برسد (تخرییب مسجد الاقصی و ساخت معبد سلیمان و حکومت علنی ماسونی – یهودی برجهان) قسمت فوقانی هرم به بدنه آن خواهد چسبید. اگر اندکی دقت فرمایید متوجه الگوی استفاده از چشم چپ در این مورد نیز خواهید شد (۱۳)

در واقع گروه فرانکلین میخواستند که مهر منعکس کننده مشیت الهی باشد و در این راستا بلاتکلیفی اسباط  اسرائیلی را به نمایش بگذارد. یعنی تا روزی که دوباره یهودیان به معبد سلیمان باز نگردند این هرم نا تمام خواهد ماند.

در قاعده هرم عبارتی (اعداد) یونانی “MDCCLXXVI” نقش بسته که از نظر ارزش عددی (جمع حروف به صورت ابجد)  همانگونه که در تصویر می بینید برابر با ۱۷۷۶ سال استقلال امریکاست . اما اگر این حروف را بر روی اهرام ثلاثه مصر باستان در نظر بگیرید  جمع قاعده این اهرام همانگونه که در تصویر محاسبه شده است برابر با ۶۶۶ می شود که عدد  لوسیفر یا همان شیطان است.

البته ماسونها بارها تلاش کردند تا با دلایل واهی این وابستگی شدید خود به کابالای یهود و مصر باستان را مخفی نگه دارند برای نمونه  جوزف کمبل ،اسطوره شناس معروف ، می گوید:
هنگامی که در سطوح پایین هرم قرار دارید،می توانید این سو یا آن سو باشید.اما هنگامی که به راس می رسید همه نقاط به یکدیگر می رسند و اینجاست که چشم خداوند(!!!) گشوده میشود.
عبارت”ANNUIT COEPTIS” عقیده فرانکلین بود که یک نفر به تنهایی نمی تواند کاری انجام دهد اما چند نفر با کمک خدا قادر به انجام هر کاری هستند.(۱۴)
اکنون قضاوت با شما ست آیا این نمادها و نوشته های عجیب این معنا را می دهد؟ آیا برای بیان اینکه به کمک خدا نیاز داریم باید چشم چپی را در حالت جدا و درخشان  بر روی هرم خئوپوس قرار دهیم ؟ !!!! و…
اگر هرم گیزا یا خئوپوس را در درون یک ستاره شش پر(ستاره داوود) قرار دهیم نتیجه شگفت آور خواهد بود به گونه ای که حروفی که در منتهی الیه گوشه های ستاره قرار می گیرند(مطابق تصویر) واژه “MASON” را می سازند.
علی اکبر رائفی پور

اشتراک گذاری این مطلب!

برخی از نشانه ها ی یهودی- ماسونی موجود در روی ۱ دلاری:


الف : نمادهی ماسونی در روی ۱ دلاری:
۱- درج تصویر جرج واشنگتن به عنوان اولین رییس جمهور آمریکا که فراماسون اعظم و دارای درجه   ۳۳  در این تشکیلات بود البته بنای یاد بود وی در واشنگتن مملو از نشانه های ماسونی است.
۲- استفاده از ۱۳ دایره در مهرسبز رنگ  وزارت دارایی امریکا در شکل ^ مانند . البته خود شکل ^ ، نماد مردانگی در مصر باستان و در میان یبوسی ها بوده  و اشاره به یکی از شرایط اصلی عضویت در لژهای فراماسونری یعنی مرد بودن دارد  که تاثیر آن در درجه نظامیان کنونی (گروهبان و استوار) کاملا مشهود است.
۳- استفاده از مجموع ۱۳ برگ و میوه در سمت چپ و راست تصویر جرج واشنگتن(دایره های قرمز رنگ)
۴-  استفاده از ۳۳ حلقه در قسمت چپ و راست در پایین دلار (بیضی های سبز رنگ) که گویای ۳۳ حلقه زنجیر وار رتبه های ماسونی برای رسیدن به مقام استادی اعظم یا بزرگ بازرس کل (همان فراماسون درجه ۳۳ )است.

۵ – گنجاندن تصویر جغد در گوشه بالایی و سمت راست دلار به گونه ای کاملا ماهرانه و مخفیانه که به سادگی قابل رویت نیست و نیاز به بزرگنمایی بسیار زیادی دارد .(دایره ها و فلش آبی رنگ)نا گفته نماند که جغد نماد یهودی مارانوس (یهودی که برای پیش بردن اهدافش دین خود را مخفی میکند) است و به این نکته اشاره دارد که کشور ایالات متحده با چه اندیشه و مبانی فکری تاسیس گشته است البته فقط و فقط ذکر نقش  یهودیان و پیوریتنهای موثر در تاسیس امریکا خود به تنهایی کتابی قطور می شود که فرصتی دیگر را  می طلبد.در تصویر هوایی از کنگره آمریکا نیز به سهولت می توان تصویر جغد را در اطراف این ساختمان تشخیص داد.

۶- نباید از طراحی های تار عنکبوت مانند زمینه دلار به سادگی گذشت چراکه به طرز ماهرانه ای سمبل ها ونمادهای مورد احترام و تقدیس ماسونها و یهودیان را در آن خواهید یافت . به عنوان نمونه خرگوش     نیم رخ که چشم چپش به سمت بیننده است دقیقا در روبروی تصویر پنهانی جغد برایتان به رنگ سفید مشخص گشته است.
(لوگوی    p   l   a   y   b   o   y  که از نشانه های غیر اخلاقی و سین کاف سین است نیز از همین نماد گرفته شده است)
شایان ذکر است از دیدگاه سمبولیک برخی حیوانات مانند مار ، جغد ، خرگوش ، ققنوس(پرنده افسانه ای) و بز برای ماسونها و شیطان پرستان مقدس هستند اما از این میان جغد به سبب گردش سیصدو شصت درجه ای گردنش و نیز خرگوش به دلیل اینکه همیشه بیدار است نماد هوشیاری و تسلط گشته اند. که از دیدگاه ماسونها این خصیصه بسیار مهم می نماید و الگوی چشم جهان بین که در باره آن سخن خواهیم راند نیز گواهی بر این مدعاست.
از سوی دیگر نیز اگر دقت فرمایید با فرهنگ سازی جریان فراماسونری از طریق کارتونها ، داستانها و.. خرگوش نماد با هوشی ، جغد و بز نیز نماد حکمت و دانایی گشته اند .

اشتراک گذاری این مطلب!

راز دلار ( فراماسونری و دجال آخر الزمان ) بخش اول

بی شک باید  سمبولیسم و نماد گرایی را جزء لاینفک جریان فراماسونری دانست جریانی که موجودیت آن بیش از هر تمدن دیگری با پاگانیسم مصر باستان گره خورده است . که قبلا در مقاله ای دیگر با عنوان “نماد های ماسونی مصر باستان” مفصل به آن پرداختم .
اصولا صحبت از نماد گرایی ماسونی نه در این مجال بلکه خود فرصتی مفصل می طلبد اما آنچه قصد دارم در این جستار به آن بپردازم صرفا نماد گرایی این جریان در دلار آمریکاست که به طرز شگفت انگیزی گویا مرامنامه و مانیفست یهودی– فراماسونری  آنهاست تا وسیله ای برای داد و ستد.
ششم ژوئیه سال ۱۷۸۵کنگره آمریکا ( که در آن زمان، تنها یک مجلس بود) به اتفاق آراء دلار«« Dollar  را واحد پول آن کشور قرار داد.
پیش از استقلال ایالات متحده یعنی در ۴ ژوئیه ۱۷۷۶ ، پول انگلستان (لیره) در ۱۳ مهاجر نشین انگلیسی آمریکای شمالی رایج بود.
در جریان انقلاب، آمریکائیان سکه نقره ای اسپانیا به نام «دلار» را که در مکزیک رایج بود وسیله داد و ستد قرار داده دادند و به همین دلیل نام پول ملی خود را «دلار» گذاشتند.
سکه دلار نقره ای از قرن چهاردهم بیش از سه قرن به نام «تالرThaler، دالر، تلار و دلار» در اروپا رایج بود که اسپانیایی ها آن را حفظ کردند و به مستعمرات خود در قاره آمریکا منتقل ساختند.
اس با خط عمودی« $» که علامت بین المللی دلار است نیز از اسپانیایی ها اقتباس شده که پول خود را با علامت P (پی) مشخص می کردند و این «P» در آمریکای شمالی به تدریج و در جریان نوشتن به شکل «$» درآمد.(۱)
روند گنجاندن نمادهای یهودی – ماسونی در اسکناس ۱ دلاری ختم نگشت و تمامی اسکناسهای بعد از آن نیز از این امر مستثنا نبودند.
اما اسکناس ۱ دلاری به عنوان نخستین اسکناس و از طرفی دیگر به لحاظ تعدد نشانه های ماسونی از اهمیت ویژه ای برخوردار است که کشف رمز از آن نیات پشت پرده و مخوف طراحان نظم نوین جهانی را آشکار می سازد.
پیش از پرداختن به این مسئله توضیحی اجمالی  راجع به برخی  اعداد مقدس ماسونها را لازم می دانم .
نخستین عدد ۹ است که به حلقه ۹ نفره زنجیره ماسونها ، تعداد استادانی که در جستجوی حیرام رفتند تعداد ضربه های درجه استادی و…(۳) اشاره دارد.
دومین عدد ۱۱ است که آن نیز به دوستون بواز و جاکین که بنا بر اعتقاد ماسونها  در ابتدای معبد سلیمان قرار داشتند، عرض حمایل استاد به سانتی متر (مجموع ستارگان ۵ و ۶ پر)، تنها عدد دورقمی که اکر برعکس شود تغییر نمی کند و …(۴) اشاره دارد.
سومین عدد ۱۳ است که بی شک از مهمترین نشانه های  تعلق فراماسونری به یهودیان و مصر باستان است که دلایلی از قبیل اتفاق موسوم به  پوریم در ۱۳ فروردین در عهد خشایار شاه ، ۱۳ تکه از بدن اوزیریس که توسط ایسیس(خدایان مصر باستان) پیدا شد ، خیانت سیزدهمین نفر(یهودا اسکاریوتی) به حضرت مسیح (ع) و … مد نظر است.
چهارمین عدد ۳۳ است که اشاره دارد  به ۳۳ رتبه و درجه فراماسونری ، حاصل ضرب عدد مقدس ماسونها یعنی یازده در سه مرتبه شاگردی- ابزار یاری و استادی (۱۱* ۳=۳۳) ، سن حضرت مسیح هنگام کشته شدن(البته به نشان تمسخر مسیح توسط یهودیان) و…

اشتراک گذاری این مطلب!

راز آرم شرکت کوکاکولا و توهین به مقدسات اسلام...

فکر میکنید تصویر زیر مربوط به چه چیزی است …… درست حدس زدید آرم شرکت نوشابه سازی کوکاکولا ، آرم به ثبت رسیده و رسمی این شرکت آمریکائی ، اما …..

شاید صدها بار این آرم را در فروشگاهها دیده باشید و صدها بار از این نوشابه خورده باشید اما چیزی که به فکر هیچ کس نمیرسد این است که این آرم یک اهانت به پیامبر اسلام و شهر مکه که قبله همه مسلمانان است را به دنبال خود دارد بدون اینکه افراد معمولی به آن دقت کنند ، درست شنیدید یک اشتباه کاملا عمدی در طراحی این آرم

شما کافیست یک برچسب نوشابه کوکاکولا را از روی بدنه بطری جدا کرده و به پشت آن با دقت نگاه کنید ، فکر میکنید چه چیزی را خواهید دید ، من که از تعجب چشمانم گرد شد ……. بله درست است آرم کوکاکولا از پشت به اینصورت خوانده میشود ( لا محمد - لا مکه ) یعنی نه محمد و نه مکه

با یک خط بسیار زیبا و در عین حال حرفه ای از یک طرف ( لامحمد - لامکه ) به زبان عربی دیده میشود و از طرف روی آن کلمه کوکاکولا به زبان انگلیسی و به همان شکل و شمایل صحیح آن را خواهید دید ، که نشان از حرفه ای بودن طراح این آرم و یک قصد عمدی که در آن پنهان است را دارد ….. اما چرا ؟

من خیلی سعی کردم که خودم را قانع کنم که این یک تصادف است و عمدی نبوده اما هر چه که این آرم را زیر و رو کردم بعنوان کسی که درس طراحی آرم را خوانده ام و به نوعی کارشناسی آن را میتوانم انجام دهم دیدم نه تصادفی در کار نیست ، نظر شما چیست آیا کوکاکولا یا طراح آرم آن واقعا قصد چنین کاری را داشته و شرکت کوکاکولا چه توجیهی برای این کار دارد . ضمنا کوکاکولا در ایران دارای نمایندگی است و نوشابه های آن را هر روز من و شما میخریم !

اما مدتها بعد از انتشار این خبر به یک مطلب علمی برخورد کردم که نتیجه تحقیقات یک ژاپنی به نام ایموتو و در مورد اسرار آب است که سی دی فارسی آن که توسط دکتر شاهین فرهنگ با نام اسرار آب بازگو میشود را میتوانید در اینترنت خریداری کنید .

آقای ایموتو بعد از هزاران آزمایش از انواع آبهای جهان در محل های مختلف ، از آبهای چشمه ها و رودها و دریاها تا آب بطری و لوله کشی انواع نقاط جهان متوجه میشود که بلور های منجمد آبها بسته به محل ذخیره و نگهداری آن زشت یا زیبا میشوند مثلا اگر بر روی بطری اب بنویسید شیطان یا کفر یا به آن فحاشی کنید به هر زبانی که باشد آب زشت میشود ولی اگر بنویسید خدا ، کعبه ، مادر ، لبخند یا آیات قران را روی بطری آن بنویسید و سایر کلمات زیبای دیگر ، به هر زبانی که باشد بلور های آب زیبا و منظم میشود و نکته جالب اینجاست که بیش از هفتاد درصد بدن ما را همین آب تشکیل میدهد و در روایات هم داریم که فلان سوره یا دعا را بر آب بخوانید یا بر ظرف آب بنویسید و به بیمار دهید که شفا می یابد که نشان دهنده اثر پذیری آب است

حالا موقعی که شما نوشابه یا در اصل آبی را میخورید که روی بطری آن کفر و توهین به دین خدا نوشته است در واقع ذره ذره کفر و بی غیرتی دینی را به بدن خود تزریق میکنید و شاید تعجب نداشته باشد اگر وقتی میزان اعتقاد و ایمان و غیرت مذهبی خود را با ده سال پیش مقایسه میکنید درک میکنید که اعتماد و ایمان شما به دین و خدا بسیار سستر از سالهای قبل است ، بدون آنکه دلیل منطقی و واقعی آنرا پیدا کنید و فقط به بهانه ای در انتقاد از عملکرد حکومت یا آخوندها در فرار دینی مردم اکتفا میکنید و شاید هیچگاه نمپرسیم که شاید اشکال از خوراک بدن و روح خود ما باشد که هر چیزی را در رزق خود وارد میکنیم

اشتراک گذاری این مطلب!

شاخصه عرفان های کاذب...

6- انکار معاد و طرح مسأله تناسخ
یکی دیگر از مشخصه های عرفانهای کاذب و دروغین در بعد انسان شناسی انکار معاد و جایگزین کردن آموزه تناسخ یا بازگشتهای متوالی به جهان به جای آن است.
این مساله امر جدیدی نیست و از ویژگی های مشهور ادیان و آیین های هندی است. در یونان باستان و از سوی فیثاغوریان نیز مطرح شده است.
مدعای تناسخیان این است که روح انسان به هنگام مرگ یک سلسله توالد را سپری می‌کند و به صورت متوالی از عالمی به عالم دیگر در می‌آید. بار دیگر به هنگام مرگ به پیکری دیگر منتقل می‌شود و این چرخه تا بی نهایت ممکن است تداوم یابد.
البته انتقال ارواح از جسمی به جسم دیگر لزوما در یک سطح نیست ممکن است در زمانی محدود در عوالم گوناگون علوی و سفلی نمودار شود و یا آنکه در زمین در قالب هستی های مختلف نمودار شود. مثلا روح فردی از افراد طبقه پایین چون رفته گر یا … در حیات دیگر شاید در کالبد راجه‌ای[سلطان، حاکم] یا برهمنی درآید یا اینکه روح انسانی پس از موت در جسد زنبوری یا کرمی یا علفی درآید یا آنکه در بدن ملعونی در جهنم قرار گیرد.
در کنار این عقیده عقیده دیگری نیز در ادیان هند مطرح است به نام قانون کارما یا کرمه که بر اساس آن کیفیت و چگونگی توالد ثانوی و علت انتقال روح یک فرد به جسدی مافوق یا مادون را توضیح می‌دهند.
براساس این قانون کردار یا گفتار و یا پندار هر فرد موجب نتایجی و سبب اموری است که سرنوشت حیات بعدی او را معین می‌کند.(تاریخ جامع ادیان، جان بی ناس، ترجمه علی اصغر حکمت، ص155)
قانون کرمه در واقع همان قانون علی و معلولی ماست اما تفاوت در این است که اینان گمان می‌کنند حیات بعدی در همین دنیا و در تولدی مجدد در قالب موجودی دیگر است. در حالی که سخن حق آن است که انسان اساسا یک بار بیشتر متولد نمی‌شود و دیگر مرگی ندارد و فقط روح او از این عالم به عالمی دیگر منتقل می‌شود.
یکی از آموزه‌های اصلی مکتب اکنکار همین است. البته بر این باورند که رهایی از چرخه تناسخ و کارما امکان پذیر است. افراد می‌توانند در یک زندگی یا در یک مرحله از حیات خود را از شر قانون کارما نجات دهند. این رهاسازی نیاز به برنامه دارد که برنامه آن توسط استاد زنده اک طراحی می‌شود.
اکیست ها مدعی اند انسانها محکوم به تناسخ و زندگی‌های متوالی و مجدد در یک چرخه بی‌پایان حیات هستند. این چرخه ممکن است میلیون‌ها سال طول بکشد. چرخه تناسخ از زندگی نباتی و گیاهی شروع می‌شود و نهایتا به آگاهی های خالص انسانی پایان می‌پذیرد.
در آیین اکنکار تنها رهایی از این چرخه بی‌پایان را که در زبان هندی به آن سمساره و در آیین بودا به آن سانسکارا می‌گویند سفر روح و پیروی از استاد زنده اک(ماهانتا) می‌دانند.
در مقدس ترین کتاب اکیست‌ها «شریعت- کی- سوگماد»آمده است:
هر کسی از کالبد به کالبد زندگی به زندگی گذر می‌کند تا روزی که مجددا با من در قالب کالبدی موسوم به ماهانتا ملاقات نماید. هر کسی تنها هنگامی که آماده و متکامل باشد آنگاه که از تمام ناخالصی‌ها رسته و به رشد معنوی رسیده باشد به جهان‌های بهشتی باز می‌گردد و در اقالیم معنوی به مقام همکاری نائل می‌آید.(اکنکار حکمت باستانی برای عصر حاضر، ص 41)
در اکنکار بر خلاف آیین های هندی تناسخ را یک تنبیه نمی‌دانند بلکه هدف آن را آموزش عشق و ارتقاء معنوی می‌پندارند. به این صورت که اگر کسی در یک کالبد جسمانی خود مرتکب خطایی شده باد و آزادی های انسانی خود را محدود کرده باشد او فرصت تجدید نظر در رفتار خود را بار دیکر و بارهای دیگر نیز دارد. او می‌تواند در بازگشت مجدد خود با توسل به ماهانتا و پیروی از دستورالعملهای اکنکار به بازسازی روح خود بپردازد.
تاکید می‌کنند که بیشتر پیروان اک دوست دارند از شر قانون کارما نجات یابند و از گرفتاری‌های بازگشتهای مجدد رهایی یابند و تنها چیزی که می‌تواند آنان را در این هدف یاری رساند عمل کردن به تمرین‌های اک و توسل جستن به دامن ماهانتا است. تنها با اجازه و خواست ماهانتا است که یک نفر می‌تواند از قانون تناسخ نجات یابد.
در اکنکار با تمسک به تناسخ و قانون کارما می‌کوشند علت بسیاری از بیماری‌ها و مسائل روحی و روانی افراد را در زندگی‌های گذشتة آنان جستجو کنند. می‌گویند: اگر ما در زندگی‌های گذشته مورد آزار قرار گرفته باشیم احتمالا هنوز این عواطف را در حافظه روانی خود حفظ کرده‌ایم و شاید به همین دلیل در زندگی کنونی از احساس ترس و تنش در عذابیم.(همان، ص38)
استدلال آنها برای اثبات تناسخ این است که مدعی اند اختلافات شخصیتی والدین و فرزندانشان را جز از راه تناسخ نمی‌توان توجیه کرد. چطور می‌شود که والدین کودکی هیچ علاقه‌ای به موسیقی ندارند اما فرزند آنان نه تنها علاقمند به موسیقی می‌شود بلکه استعدادی درخشان در موسیقی هم دارد. شاید او این استعداد را در زندگی قبلی‌اش پرورش داده و خاطرات ضعیفی از آن دوران دارد.(همان، ص44)
می‌گویند اگر کسی به دستورات و تمرینات اک عمل نماید و مرید واقعی ماهانتا باشد می‌تواند تناسخ بعدی خود را انتخاب نماید و مثلا در قالب فرزند یک سرمایه دار و در ناز و نعمت به حیات خود ادامه دهد. اما اگر به دستورات و تمرینات عمل ننماید تناسخ او اجباری خواهد بود.
« خواهر شما در دوران مصر باستان ممکن است امروز پدر همسرتان باشد. دشمن ما در یکی از جنگ های داخلی گذشته امروز می‌تواند دوست ما باشد»
اوشو نیز یکی از مدافعان تناسخ است. او می‌گوید یک انسان الی الابد دوباره و دوباره متولد می‌شود.
استدلال او برای تناسخ تمسک به تجربة شخصی است. وی می‌گوید: من مراقبه کرده‌ام من به نقطه‌ای رسیده‌ام که از آنجا می‌توانم زندگی‌های قبلی خود را ببینم و همین برهان بسنده است. این شناخت من است این تجربه من است.
نکته1: اعتقاد به تناسخ چیز جدیدی نیست و منحصر به این آیین‌ها هم نیست. در طول تاریخ بسیاری از فرقه های به اصطلاح دینی و مذهبی مدافع تناسخ بوده‌اند. در اوپانیشادها چنین آمده است: انسانهایی که در زندگانی خود دارای عمل صالح و رفتار نیک هستند بعد از مرگ روان ایشان در زهدانی پسندیده و پاک مانند رحم یک زن برهمنی یا یک زن کشتریه یا یک زن ویسیه بر حسب مراتب جای می‌گیرد اما ارواح اشخاص بدکردار و شریر در رحم‌های ناپسند و مکروه مأوا می‌گزینند مثلا در زهدان سگی یا گرگی یا خوکی یا بالاخره در رحم زنی از طبقه پایین جایگزین می‌شود. (تاریخ جامع ادیان، ص155)
نکته2: درباره مدت و زمان چرخه تناسخ نیز اختلاف دارند. برخی آن را 30000 سال برخی 360000 سال برخی 18000 سال و در اکنکار که گفتند میلیون ها سال.
نکته3: ابن سینا و مشائیان بر اساس مبانی نظری خود در علم النفس دو استدلال برای ابطال تناسخ ذکر می‌کنند.«نفس زمانی به بدن تعلق می‌گیرد که بدن به حدی از رشد و بلوغ رسیده باشد که برای دریافت نفس آماده باشد. براین اساس دانسته می‌شود هر مزاج بدنی خاصی که ایجاد می‌شود همراه با آن نفس مخصوص آن نیز ایجاد می‌گردد حال اگر قائل به تناسخ باشیم لازمه‌اش این است که یک بدن دارای دو نفس باشد که این محال است. چرا که نفس یعنی مدبر بدن و متصرف در بدن و هر حیوانی حضورا می‌یابد که یک چیز است که بدن او را تدبیر می‌کند و در آن تصرف می‌نماید»(اشارات و تنبیهات، ج3، نمط 8، ص356) 
استدلال ملاصدرا نیز در حکمت متعالیه این چنین است که بر اساس حرکت جوهری هم نفس و هم بدن عنصری با یکدیگر در حرکت‌اند. هر دو در ابتدا بالقوه بودند ولی بعد از پیدایش همواره در حال حرکت به سوی فعلیت بخشیدن به کمالات خود هستند. بنابراین نفس در این عالم با توجه به کارهایی که انجام می‌دهد به فعلیت می‌رسد و امکان ندارد این چنین نفسی بار دیگر به درجه قوه محض نزول کند و به بدنی تعلق گیرد که در حالت جنینی و قوه محض است
نکته4: بر اساس قانون کارما به ویژه با تفسیری که در اکنکار مطرح شده است اموری از قبیل توبه، استغفار، عفو الهی، احباط عمل، و … هیچ جایگاهی ندارند. چون گفتند هر عملی عکس العمل قطعی خود را دارد.
نکته5: درباره ختلافات شخصیتی والدین و فرزندان : اولا: اختیار افراد و وجود امیال و غرایز بسیار فراوان در وجود انسان امری مسلم و غیر قابل انکار است. نقش عوامل محیطی و تغذیه و تربیت در شکل‌گیری شخصیت انسان‌ها را نمی‌توان نادیده گرفت.
ثانیا: اگر پدر و مادری از صمیم قلب به تناسخ معتقد باشند نظام تربیتی و علقه‌های عاطفی میان آنان و فرزندانشان کاملا مختل خواهد شد. پدر و مادری که معتقدند روح فرزندی که از آنان متولد شده است ممکن است روح یک سگ یا گیاهی و… باشد چه عاطفه‌ای و علاقه‌ای به او می‌توانند داشته باشند. یا انسانی شریر بوده که به فرزندشان منتقل شده است دیگر چه رغبتی به تربیت فرزندشان دارند.
نکته6: بر اساس آموزه‌های اسلامی شخصیت حقیقی انسان با توجه به رفتارهایش شکل می‌گیرد. رفتارهای خوب یا بد انسان است که به صورت حقیقی و ملکوتی او شکل می‌دهد و در قیامت ممکن است فرد با همان صورت مبعوث شود.  رسول خدا(ص) فرمود: «یحشر الناس علی وجوه مختلفة»{بحارالانوار، ج7، ص89}

راه‌هاي مقابله و پيشگيري
راه‌هاي علمي:
• شناسايي و معرفي و نقد
• ظرفيت‌شناسي گروه‌هاي علمي براي برخورد با عرفان‌هاي کاذب
• معرفي جايگزين (عرفان اسلامي)
• آسيب‌شناسي رفتاري متوليان فرهنگي (مسؤولان و حوزه‌هاي علميه)
• شناسايي و معرفي منابع مطالعاتي مطمئن
راه‌هاي عملي
• تهيه فيلم و مستند
• تربيت نيروي انساني
• برخورد قانوني و برطرف کردن موانع آن
• ايجاد پايگاه‌هاي فرهنگي و تبليغي با رويکرد معنويت و عرفان اسلامي
• گفتگوي چهره‌ به چهره با قربانيان عرفان‌هاي کاذب
• ايجاد فضاي سايبري
• نمادسازي
• افشاگري عليه عرفان‌هاي کاذب

 

اشتراک گذاری این مطلب!

شاخصه عرفان های کاذب...

5. ناسازگار پنداشتن بعد مادی و روحی وجود انسان
نمود این نگرش را در مخالفت با ازدواج و دعوت به گوشه نشینی و مخالفت با سیاست مشاهده کرد.
این نوع نگرش بیشتر در فرقه های برآمده از دین یعنی فرقه های دینی می توان مشاهده کرد.
داستان شکایت سه زن از شوهرانشان در زمان پیامبر اکرم (ص) شنیدنی است که برخی از همان زمان دارای این طرز تفکر بوده اند و پیامبر با این طرز تفکر مقابله کرده است. روزی سه تن از زنان مدینه به خدمت رسول خدا (ص) آمدند و از شوهرانشان شکایت کردند. یکی از آنان گفت شوهر من گوشت نمی‌خورد و دیگری گفت شوهر من از بوی خوش اجتناب می‌کند و سومی گفت شوهر من از زن دوری می‌نماید. اینان به انگیزه معنویت و زهد و تقوا و رسیدن به کمال دست به این کار زده بودند. پیامبر اکرم (ص) بی‌درنگ در حالی که از شدت خشم ردایش بر زمین کشیده می‌شد از خانه به مسجد آمدند و بالای منبر رفتند و پس از حمد و ستایش خداوند متعال فرمودند چرا برخی از اصحاب من از خوردن گوشت و استعمال بوی خوش و ارتباط با همسران اجتناب می‌کنند همانا من خودم هم گوشت می‌خورم و هم بوی خوش استعمال می‌کنم و هم با همسرانم ارتباط دارم هر کس از سنت من روی گرداند از من نیست.(فروع کافی، کلینی، ج5، کتاب نکاح، ح 5)
همچنین امام رضا (ع) می‌فرماید: زنی به محضر امام باقر (ع) رسید و عرض کرد من متبتله هستم. امام باقر فرمود منظور از تبتل چیست؟ گفت: هرگز قصد ازدواج ندارم. و می‌خواهم به صورت مجرد زندگی کنم. امام فرمود: چرا؟ گفت: می‌خواهم به معنویت و فضیلت دست یابم.
امام باقر فرمود: دست از این کار بردار. اگر تجرد فضیلت بود فاطمه زهرا سلام الله علیها سرور زنان عالم سزاوارتر به این کار بود.(بحار، ج100، ابواب نکاح، باب 1)
یکی دیگر از مشخصه ها مساله انزوا و گوشه نشینی و دوری از جامعه و دغدغه های اجتماعی است که معمولا برای کسب توجه و تمرکز لازم می‌دانند. اصل در چنین عرفانهایی توجه و تمرکز و مدیتیشن است. لذا هر چیزی که موجب ضعف در تمرکز گردد بد و بی ارزش قلمداد می‌شود.  
مشخصه سوم مخالفت با سیاست و حکومت و نفی سیاست است.
برای نمونه اوشو می‌گوید: سیاستمداران آدمهایی کودن‌اند از کودنی است که به سیاست رو آورده اند کسی که کودن نباشد از میان شعر و شور و شعور و قدرت، قدرت را انتخاب نمی‌کند. انتخاب قدرت نشانه ضعف اوست نه قدرت او. آنها آدم هایی ضعیف و کم جنبه‌اند که قدرت را به دست گرفته اند از این رو همه‌شان برای زندگی سالم و انسانی خطر آفرینند.(ریشه ها و بالها، ص105)

اشتراک گذاری این مطلب!

شاخصه عرفان های کاذب...


4- شریعت ستیزی و فقه گریزی
وجه مشترک دیگر همه این فرقه های نوظهور غربی و شرقی و پاره ای از خانقاه نشینان مسلمان فقه ستیزی و شریعت گریزی است.
نمونه ها:
1-4. اوشو و نفی شریعت
از کسانی که با دین و دینداری بسیار مخالف است اوشو است که دینداری را در بی دینی می داند. او معتقد است که هر دینی سه سطح و لایه دارد: 1- سطح یا لایه نخست را شریعت می نامد. 2- سطح دوم را طریقت و لایه سوم را حقیقت نامگذاری می کند. سپس می گوید: هر پیامبری تا زمانی که زنده است شریعت او نیز زنده است اما وقتی که (ص168)
2- اکنکار و نفی شریعت
در اکنکار قوانین یا محدودیت‌هایی از قبیل توصیه پوششی برای مردان و زنان یا رژیم غذایی  خاص و حلال و حرام دانستن برخی از خوردنی‌ها وجود ندارد. سقط جنین و همجنس بازی و طلاق و امثال آن به عنوان تصمیماتی شخصی دانسته می‌شوند و تصریح می‌کنند که اکنکار در این زمینه ندارد.
ربازار تارز در تعلیمات خود به توئیچل همه قوانین و مقررات ادیان موجود به ویژه یهودیت، مسیحیت و اسلام را ساخته دست بشر می‌داند و می‌گوید: بشر به گونه ای است که فطرتا به داشتن یک مقام متعال پدری و یک مادر محتاج است و در درون خود چنین نیازی را احساس می کند روحانیان ادیان از همان نخستین روزهای تاریخ زندگی بشر این نیاز را به خوبی کشف کردند و برای بهره برداری های سیاسی و اقتصادی به گونه های مختلفی سعی کرده اند که ارضای آن نیاز را تحت کنترل خود قرار دهند….
3- کوئیلو و نفی شریعت
  - او در کتابهای خود با هنرمندی خاصی با دستورات شرعی و مقررات دینی مبارزه می‌کند.
  - وی بعد شرعی دین و مقررات و ضوابط دینی را انکار می‌کند و در پاسخ این پرسش که مذهب که مذهب یعنی چه؟ 
 می‌گوید: من آن را نحوه گروهی پرستش می‌دانم… آدم می‌تواند بودا، الله، یا خدای مسیح را پرستش کند فرقی نمی‌کند… برای من مذهب یعنی این و نه مجموعه ای از قرار دادهای و دستوراتی که به دیگران تحمیل شود.(اعترافات یک سالک، ص33)
  - وی به خوانندگان آثار خود توصیه می‌کند سخن هیچ کسی برای شما حجیت ندارد. « وقتی کسی می‌آید به تو می‌گوید خدا این است و خدا آن است یا خدای من قوی تر از خدای توست. تنها راه در دام نیفتادن این است که بفهمی جستجوی معنویت یک مسئولیت شخصی است که نه تو می‌توانی به کسی منتقل کنی و نه به دیگران توصیه کنی. بهتر است انسان اشتباه کند و دنبال نشانه های غلط برود تا اینکه به دیگران اجازه دهد برای سرنوشتش تصمیم بگیرند»(همان)

• یکی از شگردهای مبارزه کوئلیو با شریعت این است که به گونه های مختلفی سعی می‌کند قبح گناه را از میان بردارد. و خوانندگاه خود را به انجام آن تشویق نماید. به مناسبت های مختلفی از شراب و مستی و باده نوشی  و الکل و امثال آن سخن به میان می‌آورد.
• در کتاب «ورونیکا تصمیم می‌گیرد بمیرد»  خودکشی را مایه افتخار و نشانه قدرت و شهامت شخص می‌داند او می‌نویسد:  ورونیکا به این تصمیم رسید که سرانجام زمان آن رسیده تا خودش را بکشد … افخار ملتش دیگر برایش مهم نبود وقت آن بود که به خودش افتخار کند وقت آن رسیده بود که باور کند قدرت انجام این کار را داشته که سرانجام شهامتش را یافته و به زودی این زندگی را ترک می‌کند چه لذتی!(ص 47- 49)
• وی خودکشی را پایان همه رنج ها و دردها دانسته و آن را راهی برای رسیدن به آزادی مطلق و فراموشی ابدی معرفی می‌کند(همان،ص53)
• وی با زیرکی خاصی شیوه هایی از قبیل «پریدن از بالای یک ساختمان بلند »، «خود را به دار آویختن»، «خودکشی با گلوله» که البته اینها با روح زنانه سازگار نمی داند و شیوه های لطیف و کم خشونت تری مانند «خوردن تعداد زیادی قرص‌های خواب آور» و «بریدن رگهای دست» که  آنها را با روح های زنانه سازگار می‌داند.

 

اشتراک گذاری این مطلب!

شاخصه عرفان های کاذب...

3- خردستیزی و منطق گریزی
یکی دیگر از وجوه مشترک این نوع از عرفانها نفی عقلانیت و مخالفت جدی با فلسفه و منطق است.
در طول تاریخ ادیان همواره کسانی بوده اند که با عقل و منطق و هرگونه برخورد عقلی و منطقی در دین مخالفت کرده اند و الان هم هستند. مانند وهابیت، خوارج، اخباری‌ها و…
اوشو در جاهای مختلف علیه عقل و منطق و فلسفه سخن می‌گوید و به جای آن بر پیروی از استاد و سرسپردگی در برابر او تاکید می‌کند. اوشو معتقد است که از راه ذهن و عقل نمیتوان به حقیقت دست یافت.  و اگر سالکی بخواهد از راه عقل به مقصد برسد در حقیقت از مقصد خود دورتر می‌شود. مثل سگی می‌ماند که سعی می‌کند دم خود را با دندان بگیرد اما هرچه به سوی آن حمله ور میشود از آن دورتر می‌شود. کار فیلسوفان را نیز به کار چنین سگی تشبیه می‌کند.
اوشو معتقد است برای درک راز حیات باید قوانین منطق را دور ریخت و از آنها فاصله گرفت.(ضربان قلب حقیقت مطلق، مرضیه شنکایی، فردوس، ص407)
اوشو با افتخار می‌گوید: من صاحب هیچ نظام فلسفی نیستم … من حتی نمی‌دانم که دیروز چه گفته ام به این موضوع اصلا فکر نمی‌کنم من فقط پاسخگوی این لحظه ام من پاسخگوی حرفهای دیروز نیستم. برو از دیروزی بپرس قطعا پیدایش نخواهی کرد. فردا نیز مرا نخواهی یافت. نه دیروزی وجود دارد و نه فردایی. تنها همین لحظه است که واقعیت دارد(ریشه ها و بالها، اوشو، مسیحا برزگر، آویژه، ص: 175).
نویسنده عرفان کیهانی عرفان را اینگونه تعریف می‌کند:
عرفان عبارت است از قرار گرفتن روی پله عشق رسیدن به اشراق روشن بینی و درک معرفت هستی(انسان از منظری دیگر، ص78). وی در ادامه به طرد عقل و علم از عالم عرفان پرداخته و می‌نویسد: به طور قطع چنین نتیجه ای از دنیای عقل و علم و دانش به دست نمی‌آید(همان).
همچنین می‌گوید: دنیای عرفان را دنیای عشق و دنیای بی ابزاری است، از این رو فاقد هر گونه فن و روش و تکنیک، پند و نصیحت و استدلال، سعی و کوشش است. دنیای عرفان دنیای ماورای تکلیف است، زیرا عشق دنیای انجام وظیفه نیست

اشتراک گذاری این مطلب!

شاخصه عرفان های کاذب...

2. شادمانگی به عنوان هدف غایی
یعرفانهای نوظهور همگی در بستر مدرنیته رشد کرده و بر پایه پذیرش مبانی آن استوار شده اند. یکی از ویژگی های مدرنیته پذیرش سکولاریسم و اینجایی و این عالم گرایی در همه ابعاد زندگی است. لذا غایت عالی و هدف نهایی بسیاری از عرفانهای نوظهور امری دنیوی و مادی است. «شادی و آرامش و امید به زندگی این جهانی» را می توان به عنوان عالی ترین هدف این نوع عرفانها دانست.
مکتب دالایی لامای چهاردهم رهبر جدایی طلبان تبت هدف نهایی زندگی را خوشی و نشاط و آرامش می داند و مدعی است دستیابی به چنین هدفی ربطی به باورهای دینی افراد ندارد. یک فرد ممکن است معتقد به دین باشد اما به هدف نهایی زندگی دست نیابد. در مقابل ممکن است یک شخص بریده از دین و بی اعتقاد نسبت به دین و خدا و معاد به چنین هدفی دست یابد. وی می‌گوید:
من بر این باور هستم که هدف اصلی زندگی جستجوی خوشبختی است. این امری بدیهی است. اینکه معتقد به دین باشیم یا نباشیم و اینکه پیرو کدام مذهب هستیم تفاوت زیادی نمی‌کند. همه ما در زندگی خود به دنبال چیزی مطلوب می‌گردیم. به همین دلیل به نظر من حرکت زندگی رو به سوی خوشبختی و شادمانگی است.(هنر شادمانگی، دالایی لاما، به روایت اچ کاتلر، ترجمه محمد علی حمیدرفیعی، تندیس، ص9)
البته شادمانگی مورد نظر دالایی لاما شادمانگی مادی و لذت جنسی و حسی نیست. بلکه شادمانگی ذهنی و درونی است که تنها در سایه احساس آزادی به دست می‌آید. وی می‌گوید: بعضی افراد شادمانگی را با لذت اشتباه می کنند. به عنوان مثال مدتی پیش من با مخاطبی هندی در راجپور سخن می‌گفتم و یادآور شدم که هدف زندگی شادمانگی است. یکی از میان جمع گفت که راجنیش می‌گوید که شادترین لحظه زندگی ما در حین فعالیت جنسی اتفاق می‌افتد، بنابراین انسان از طریق فعالیت جنسی می‌تواند کاملا شاد باشد. دالایی لاما خنده کنان ادامه داد او می‌خواست بداند که من در این مورد چه نظری دارم. پاسخ من این بود که بزرگترین شادمانگی زمانی است که انسان به مرحله آزادی می‌رسد و در آن دیگر خبر از هیچ رنجی نیست. آزادی، شادمانگی اصیل و پردوامی است. شادمانگی واقعی بیشتر با ذهن و قلب سروکار دارد. شادمانگی ای که تنها بر شالوده لذت مادی استوار باشد پایدار نیست یک روز هست و روز دیگر ممکن است نباشد.(همان، ص 29-30)
سای بابا در این باره تصریح می کند که ماموریت من اعطای شوق و شادی به شماست که از ضعف و ترس دورتان کنم. ماموریت من پراکندن شادمانی است از این جهت همیشه آماده ام میان شما بیایم نه یک بار دو بار یا سه بار هر زمان که شما مرا بخواهید. اسمم ساتیا من راستی هستم اعمالم ساتیا جلال و شکوه من ساتیا تنها آرزوی من شادمانی شماست. شادی شما شادی من است شادمانی جدا از شما ندارم. قدرت من غیر قابل اندازه‌گیری است تولد من غیر قابل توضیح و غیر قابل درک و پیمایش است.(تراش‌های الماس خداوند، سیما کوندار، ت: طاهره آشنا، تعالیم مقدس، دوم، ص168)
نقد: در عرفان اسلامی هدف شناخت حضوری خدا اسما و صفات و افعال اوست. اموری مانند شادی و نشاط و امید و … اگر هم هدف باشند به عنوان اهداف میانی و ابزاری هستند و نه هدف عالی و نهایی. دستیابی به چنین اهدافی صرفا از راه شناخت خدا و یاد و نام و حضور الهی امکان پذیر است: «الا بذکر الله تطمئن القلوب»
افزون بر این رسیدن به مقام آزادی در نظر دالایی لاما جز در سایه اعتقاد قلبی به خداوند و ایمان به او حاصل نمی‌شود. انسان تنها در صورتی می‌تواند از قید و بند ماده و طبیعت و رنج ها و مصیبت های این جهان نجات یابد که به خدا باور قلبی داشته باشد. هرچه باور عمیق تر باشد انسان آزادتر و بی تعلق تر است.   

 غلام همت آنم که زیر چرخ کبود                     زهرچه رنگ تعلق پذیرد آزاد است

اشتراک گذاری این مطلب!

شاخصه عرفان های کاذب...

1. نادیده گرفتن خدا به عنوان هدف غایی
یکی از شاخصه های عرفانهای وارداتی و نوپدید، نادیده گرفتن اعتقاد به خدا یا انکار وجود خدا و یا ارائه تفسیری نامعقول از خدا به انگیزه انکار خدای حقیقی است.
• به بررسی دیدگاه چند مکتب و آیین عرفانی که در ایران فعالند می پردازیم:
مکتب اوشو:
شاید بتوان آن را مخربترین آیین عرفانی برای جوامع اسلامی دانست. روح عرفان اوشو «سکس»  است. او سکس را به عنوان بهترین راه وصول به حقیقت و فنای در هستی مطلق می داند. و مراقبه سکس را تعلیم می‌دهد. البته مبانی فکری او و جهان بینی و ایدئولوژی خاص او موجب طرح چنین ایده‌هایی شده است. 
در کشور ما متاسفانه نفوذ زیادی پیدا کرده است. و حامیان فراوانی دارد. پیروان او یک سایت فارسی نسبتا قوی و فعال برای ترویج اندیشه هایش ایجاد کرده اند
تا کنون حدود 85 اثر از اوشو به فارسی ترجمه شده است. و متاسفانه بسیاری از آنها که در مخالفت 100درصد با تعالیم اسلامی و فرهنگ ایرانی است توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در دوران اصلاحات تاییدیه گرفته اند.
یکی از انحرافات اوشو تصویر نادرستی است که از خدا ارائه می‌دهد. البته اوشو سخنان متعدد و متشتتی درمورد خداوند دارد.
1- در جایی خدا را همان روح دانسته می‌گوید: روح، خود خداوند است(راز بزرگ، اوشو، روان کهریز، باغ نو، 1382، ص10).
2- گاهی جستجوی خداوند را کاری بیهوده می داند و در پاسخ این خواسته که برای تقرب به خداوند و یافتن او چه باید کرد؟ می‌گوید: چنین سخنانی هیچ معنا و مفهومی ندارد و جستجوی خدا امری بیهوده است.
مردم به نزد من می‌آیند و می‌گویند ما آرزوی جستجوی خداوند را داریم. من به آنها می‌گویم در این باره با من صحبت نکنید این مقوله را به بحث نکشید هر گونه صحبتی درباره جستجوی خدا بی‌فایده است. هیچ معنا و مفهومی در آنچه می‌گویند نیست.(راز بزرگ اوشو، ص135)
3- گاهی نیز خدا را بهانه و ابزاری برای ابراز احساسات نسبت به کل می‌داند و هیچ حقیقتی برای آن قائل نیست. «کلمه خدا فقط یک بهانه است ابزاری است برای ابراز احساسات ما به کل. در واقع کل هستی خداست. کل، الهی است و وقتی شما لبریز احساس الوهیت شوید با کل هستی یکی خواهید شد. راه حل مشکل شما رسیدن به آن وحدت است…هرگاه انسان به نقطه‌ای برسد که خودش را کاملا خارج از ذهن ببیند آن وقت انسان خدا شده است.»
4- گاهی نیز عینیت و واقعیت داشتن خدا را و وجود شخصی داشتن او را انکار کرده و خدا را صرفا یک ذهنیت معرفی میکند و می‌گوید: … ‌ خدای من حتی یک شخص نیست، بلکه یک حضور است… خدای من چیزی عینی، آنجا، نیست. خدای من همان ذهنیت است، اینجا.(کودک نوین، مرجان فرجی، فردوس، ص64)
گاهی نیز میگوید: خداوند یک شخص نیست، بلکه تنها تجربه ای است که تمام هستی را به پدیده ای زنده مبدل می‌سازد؛ تنهایی او مطرح نیست، او با زندگی می‌تپد، با زندگی که دارای ضربان است. لحظه ای که دریابی که دل هستی می‌تپد خداوند را کشف کرده ای.(شورشی، عبدالعلی براتی، نسیم دانش، ص200)
اکنکار:
یکی از عرفانهای نوظهور است که هرچند هدف اصلی تمرینات معنوی خود را خداشناسی میداند و همواره تاکید میکند که هیچ چیز نباید یک سالک اک را از این هدف بازدارد(حکمت اک، ص6) اما خدای مورد نظر آن با خدای ادیان الهی فقط در لفظ مشترک بوده و در معنا متفاوت اند. اینان تاکید می‌کنند که خدایی که در ادیان الهی و حتی برخی از ادیان هندی مبلغ آن هستند، اساسا وجود ندارد.
پال توئیچل از زبان ربازار تارز رهبر معنوی خود می‌گوید:
یک چنین خدایی که مسیحیان، یهودیان، جانیست ها بودایی‌ها، تائوئیست‌ها، و ده‌ها دین و مذهب دیگر در جهان زمینی و حتی تا چهارمین بخش اعظم هستی که جهان‌های خدایی را تشکیل می‌دهد تصور می‌کنند وجود ندارد… هیچ کس در سراسر این جهان‌ها نمی‌داند که مقام حقیقت چیست. هیچ کس درکی از‌ آن ندارد و از آنجا که همه نیاز دارند اتکا به موضع قدرتی داشته باشند هر طبقه‌ای برای خود خدایی وضع کرده است که از متخیله ساکنین آنها سر هم بندی شده  و طی اعصار در مقام پروردگار پذیرفته شده است

 

اشتراک گذاری این مطلب!

مهم ترین فرقه های جدید فعال در ایران

کشور ما امروزه با هجوم برنامه ریزی شده معنویت های وارداتی از سوی دشمنان اسلام مواجه شده است.کتاب های مربوط به عرفانها و معنویتها  به زبان فارسی در قالب های زیبا و جذاب ترجمه شده  و در اختیار جوان‌های ما قرار می‌گیرد.
برخی از این گروه‌ها اقدام به تشکیل موسسات آموزشی و فرهنگی و تبلیغی کرده و با استفاده از وسایل ارتباط جمعی از قبیل اینترنت و شبکه های ماهواره ای به تبلیغ مرام و مسلک خود می‌پردازند.
در یک تقسیم بندی کلی می‌توان فرقه های معنوی و عرفانی فعال در ایران را به سه دسته تقسیم کرد:
1- عرفان‌هایی که مدعی دین جدیدی هستند: سای بابا، رام الله، اوشو، اکنکار.
2- عرفان‌های غیر دینی: عرفان ساحری یا عرفان جادو، عرفان پائلوکوئیلو، فالون دافا، مدیتیشن متعالی 
3- عرفان‌هایی که منشأ دینی دارند(اسلامی، مسیحی، یهودی ): صوفیه، شاهدان یهود، که زیرشاخه مسیحیت‌اند، قبالا یا کابالا
1. سای بابا
بنیانگذار آن شخصی به نام «باگوان شری ساتیا سای بابا» یا «سوآمی ساتیا سای بابا»
در سال 1926 میلادی در یکی از ایالت های هند به دنیا آمد.
در سن 14 سالگی مدعی شد از سوی خداوند برای هدایت همه آدمیان برگزیده شده است.
وی دین خود را حاکم بر همه ادیان و ناظر به همه آنها دانست. در عین حال مدعی شد اعتقاد به پیام او با گرایش به ادیان رایج منافاتی ندارد. به همین دلیل می‌گفت:
«من روحانی هیچ یک از ادیان نیستم برای تبلیغ هیچ دینی نیز نیامده‌ام من آمده ام که هندو هندوی بهتری مسلمان مسلمان بهتری و مسیحی مسیحی بهتری باشد».
وی معجزه خود را صرفا ایجاد تحول در درون انسانها دانست و اصول دعوت خود را بر پایه پنج ارزش انسانی «حقیقت»، «پرهیزکاری»، «صلح و آرامش»، «عشق» و «پرهیز از خشونت» بنا نهاده است.
وی عصاره همه ادیان را دعوت به سوی همین پنج حقیقت می‌داند.
سای بابا به پیروان خود تاکید می کند که مراقبه های روزانه داشته باشند و نام های خداوند را به طور روزانه بخوانند. دست کم هر ماه یک بار در مراسم نیایش شرکت نمایند. همراه با خانواده خود به عبادت و نیایش بپردازند. با دیگران به نرمی رفتار نمایند و از بدگویی نسبت به مردمان بپرهیزند. خواسته ها و امیال  خود را محدود کرده و در عوض در اندیشه خدمت به همنوعان خود باشند. به پیروان خود توصیه می‌کند از گناهان فیزیکی ، زبانی، و ذهنی پرهیز کنند. گناهان فیزیکی عبارتند از آسیب رساندن به خود و دیگران دزدی و تمایلات نفسانی. گناهان زبانی نیز عبارتند از کلام نادرست، ظالمانه و دروغ و گناهان ذهنی نیز عبارتند از طمع و حسد و انکار خداوند.
سای بابا برای دعوت خود معبد بزرگی به نام پراشانتی نیلایام به معنای آشیانه صلح برین تاسیس کرده است. در معبد او به مناسبت اعیاد همه ادیان مراسم برگزار می‌شود. در اعیادی چون کریسمس، عید فطر، عید نوروز، سال نوی چینیان و اعیاد هندوها مراسمی به همین مناسبت ها در معبد او برگزار می‌گردد.
چنین پیشگویی کرده است که در سن 96 سالگی این جسم خود را ترک خواهد کرد و هشت سال بعد روح او در جسمی دیگر در شهر میسور به بدن فردی دیگر منتقل خواهد شد.
کتابهایی که در مورد سای بابا و یا از خود وی به فارسی ترجمه شده است(درآمدی بر عرفان حقیقی و عرفان‌های کاذب/ شریفی)
1- تعالیم معنوی/ ترجمه رویا مصباحی مقدم       2- زندگی من پیام من/ پروین بیات
3- افکار الهی برای 365 روز سال/ بیات             4- درخت ارزشها را آبیاری کنیم/بیات
5- یوگای عاشقانه/ آزاده مصباحی

2. رام الله
کلمه رام الله مرکب از دو اسم رام و الله است. الله نام خدای متعال در اسلام است. رام نام خدای آیین ویشنو یکی از سه آیین بزرگ هندوستان است.
پیام این نام گذاری این است که الله همان رام و رام همان الله است.
این آیین در قرن پانزدهم میلادی و توسط شخصی به نام شیخ کبیر در هندوستان پایه گذاری شد.
شیوه تبلیغ رام الله در ایران شبیه گولدکوئیست است هر فردی برای آنکه بتواند در حلقه رام الله باقی بماند باید هفته ای یک نفر جدید را به رام الله دعوت کند و الا از دایره پیروان رام الله خارج خواهد شد
این آیین با نام‌هایی از قبیل جریان هدایت الهیهنر زندگی متعال و تعلیمات حق به تبلیغ و ترویج افکار خود می‌پردازد.
تا کنون فقط یک کتاب از این آیین به زبان فارسی وجود دارد با نام جریان هدایت الهی که توسط پیمان الهی از مجموعه تعالیم ا.م. رام الله رهبر این فرقه در ایران تدوین شده است.
3. اوشو
اوشو در سال 1931 م در روستای کوچک کوچ وادا در ایالت مادیا پرادش کشور هند به دنیا آمد و در سال 1990 م در 59 سالگی از دنیا رفت.
نام های اوشو: نام زمان کودکی او راجا بود. بعدها به راجنیش تغییر نام داد. سپس در سال 1960 م به آچاریا راجنیش شناخته می‌شد. از سپتامبر 1971 با عنوان باگوان شری راجنیش شناخته می‌شد. نهایتا از سپتامبر 1989 رسما عنوان اوشو را برای خود برگزید.
علت نام گذاری خود به اوشو: برخی گفته اند: اوشو از لغت «oceanic » به معنای «حل شده در اقیانوس» است. می خواسته چنین القا کند که چنین تجربه ای را کسب کرده است. برخی دیگر گفته اند در فرهنگ قدیمی شرق به معنای شخص متبرک و ملکوتی کسی که آسمان بر او گل می‌باراند می‌باشد.
کتاب های منتشر شده از اوشو تا کنون به بیش از 33 زبان مختلف ترجمه شده است. او خودش هیچ کتابی ننوشت. همه کتابهای او که بیش از 650 کتاب است در حقیقت نسخه برداری از سخنرانی های اوست. حدود 7000 سخنرانی او بر روی نوار کاست و 1700 سخنرانی او بر روی نوار ویدئو ضبط شده است.
کتاب های او تحت عنوان غیر افسانه ای در سال 1988م در ایتالیا، ژاپن و کره عنوان پرفروش ترین را کسب کرده‌اند. از سال 1976 تا 1989 تعداد هفتاد و هشت جلد از کتاب های او در آمریکا چاپ شده اند. تا کنون بیش از 85 کتاب به زبان فارسی ترجمه شده است.
در سال 1981 به آمریکا مهاجرت کرد (برای معالجه) اما با اصرار مریدانش در آنجا اقامت گزید. مریدانش در نقطه ای دور افتاده در ایالت اوریگان زمین هایی را خریداری کردند و طی مدت 4 ماه شهری به نام راجنیش پورام بنا نهادند. برخی می‌گویند دولت آمریکا از محبوبیت اوشو احساس خطر کرد و او را به جرم نقض قانون مهاجرت در سال 1986 اخراج کرد. برخی دیگر گفته اند به دلیل فسادهای اخلاقی و جنسی بی حد و حصر اوشو و مریدانش اخراج شد. هرچند بعید نیست که همه اینها شگردهای تبلیغاتی غربیان باشد که به منظور جلب توجه مردم به ویژه مردم کشورهای شرقی به اوشو و تعالیم او صورت گرفته باشد. چرا که تعالیم اوشو در بسیاری از موارد کاملا متاثر از فرهنگ  و تمدن غرب و لیبرالیسم است. و تنها تفاوت آن با فرهنگ غرب این است که اوشو همه بی بندوباری‌ها و هرزگی‌های جنسی را به انگیزه معنویت و عرفان ترویج می‌دهد. سرانجام در سال 1990 به طرز مشکوکی از دنیا رفت و برخی گفته اند در اثر ابتلا به بیماری ایدز از دنیا رفت.
4. اکنکار
رهبر و بنیانگذار آن «پال توئیچل» اهل شهر کنتاکی آمریکا است. برخی او را متولد 1908 برخی 1912 برخی 1922 و امثال آن می‌دانند. در جنگ جهانی دوم در نیروی دریایی آمریکا مشغول فعالیت بود. برای آشنایی با روح شناسی و مسائل مربوط به آن به هندوستان سفر کرد و از تعالیم شخصی به نام استاد سودارسینگ استفاده کرد. بعدها مدعی شد سودارسینگ نهصدو هفتادمین استاد حکمت باستانی اک است و قبل از او 969 استاد بزرگ اک در طول تاریخ بوده اند. سودارسینگ نیز ایشان را برای ادامه سلوکش به شخصی افسانه ای به نام «ربازارتارز» معرفی کرد. بر اساس نقل توئیچل ایشان حدود 500 و اندی سال دارد و هنوز هم زنده است. پس از ملاقات ادعایی‌اش با ربازارتارز بود که به موطن اصلی خود آمریکا بازگشت و در سال 1965 در ایالات متحده ادعا کرد که شیوه‌ای معنوی و آیینی دینی با نام اکنکار کشف کرده است. و با نام معنوی پدر زاسک مشغول تبلیغ مکتب خود شد.
وی اکنکار را به دانش باستانی سفر روح تعریف کرد. و مدعی شد که اکنکار کوتاه‌ترین راه و در نتیجه صراط مستقیم رسیدن به حقیقت است.
وی از همان سال کارگاه‌های آموزشی سفر روح را در کالیفرنیا برگزار کرد. در سال 1970 موسسه ای غیر انتفاعی با عنوان اکنکار تاسیس نمود. در سال 1971 از دنیا رفت.
60 کتاب از او به چاپ رسیده است. حدود 20 کتاب او به فارسی ترجمه شده است.
وی مدعی شد که من رهبر معنوی جهان هستم و قبل از من 970 استاد دیگر وجود داشته که همواره مردم را به سوی اک( یعنی روح الهی، جریان مسموع حیات، جوهره خداوند که خلقت و محافظت از تمامی حیات را بر عهده دارد) راهنمایی می‌کردند.
نام شخصیت‌هایی همچون مولوی حافظ شمس تبریزی عطار نیشابوری فردوسی و … را در زمره استادان اک به شمار می‌آورد.
بعد از وی داروین گراس جانشین او شد. (ادعای همسر توئیچل به خوابی درباره او)
از سال 1981 شخصی به نام هارولد کلمپ رهبری را بر عهده گرفت.
هارولد چهار سال در نیروی هوایی ایالات متحده خدمت کرده بود. در سال 1969 به توئیچل پیوست و تحت تعلیمات او قرار گرفت
هارولد تاریخچه تجربیات خود را در کتاب‌های «نسیم تحول»، «روح نوردان سرزمین‌های دور» و «کودک در سرزمین وحش» نوشته است.
بیش از 20 عنوان کتاب در مورد اکنکار نوشته است.
هرساله در نقاط مختلف جهان سمینارهای اک برگزار می‌شود که هارولد کلمپ در آنها سخنرانی می‌کند.
همایش سراسری و اصلی این مکتب هر ساله در روز 22 اکتبر که سالروز تولد پال توئیچل است در مرکز اصلی این مکتب در آمریکا برگزار می‌شود.
اکیست ها ابتدای سال معنوی خود را همین تاریخ می‌دانند.
کتابهایی که از این مکتب به فارسی ترجمه شده است:
5. عرفان سرخپوستی
یکی از مشهورترین و مهم‌ترین انواع عرفان سرخپوستی عرفان ساحری است. (یکی دیگر آیین تولتک است).
مشهورترین مدافع این نوع عرفان که به یک معنا می‌توان او را بنیانگذار آن نیز دانست کارلوس کاستاندا است.
این عرفان را عرفان عقاب (قدرتی که سرنوشت موجودات زنده را رقم می‌زند)هم می‌گویند.
کاستاندا این عرفان را عرفان ساحری یا جادوگری می‌نامد. شاید به خاطر بیگانگی‌اش نسبت به فرهنگ مدرنیته و تمدن جدید باشد.
کاستاندا ظاهرا در سال 1931 به دنیا آمد و در سال 1998 از دنیا رفت. ابتدا در رشته مجسمه سازی و نقاشی تحصیل کرد بعد از مهاجرت به آمریکا و از سال 1951 در رشته مردم شناسی ادامه تحصیل داد. برای تحقیق درباره موضوع پایان‌نامه خود درباره گیاهان طبی و روان‌گردان سرخپوستی در سال 1960 به مکزیک رفت. در ایستگاه اتوبوس در آریزونا با پیرمردی به نام دون خوان که ظاهرا متخصص گیاهان دارویی بود آشنا شد. دون خوان او را با دنیای سیروسلوک آشنا کرد.
برخی اسناد نشان می‌دهد که متولد پرو بوده اما خود وی اظهار می‌دارد اهل برزیل است.
کاستاندا در سال 1968 نخستین کتاب خود را با عنوان آموزش‌های دون خوان به چاپ رساند.
کتاب های کاستاندا به 17 زبان دنیا ترجمه شده است. در دهه 60 بسیاری از کتابهای او به زبان فارسی ترجمه شده است.
خبر مرگ او در روزنامه همشهری منتشر شد و روزنامه جامعه در 30 خرداد 1377 به عنوان «مرگ مرموز شاگرد دون خوان» به آن پرداخت.
مهم‌ترین کتاب های ترجمه شده به فارسی او:
6. پائلو کوئلیو

• پائولو در 27 اوت سال 1947 م در ریودوژانیرو  پایتخت سابق کشور برزیل (در آمریکای جنوبی)در یک خانواده متوسط به دنیا آمد. پدرش مهندس و مادرش زنی متدین و خانه دار بود. او نخستین جایزه ادبی خود را در مسابقه شعر مدرسه دریافت کرد. در سنین نوجوانی و جوانی احساسات ضد مذهبی شدیدی داشت. از 17 سالگی به بعد سه بار در بیمارستان روانی بستری بوده است. بعدها این خاطرات را دست‌مایه کتابی به نام «ورونیکا تصمیم می‌گیرد بمیرد» قرار داد. مدت های مدیدی از داروهای اعصاب و روان استفاده می‌کرده. سپس به استفاده از مواد مخدر، توهم‌زا، سحر و جادو، و استفاده فراوان از مشروبات الکلی روی آورده است. او می‌گوید: ابتدا کوکائین سپس مواد روان گردان بعدا پیوت، مسکالین، ماری جوانا و خلاصه هر نوع مواد مخدری بود آزمودم و در آنها زیاده روی کردم اما هم اکنون بسیاری از آنها را ترک کرده ام ولی ترک اعتیاد بسیار سخت و دشوار است(خوان آریاس، زندگی من، خجسته کیهان، ص105).
• وی در سال 1973 با هدف دفاع از آزادی های فردی عضو سازمانی که مخالف سرمایه داری بود شد و در یک مجموعه تئاترهای ضداخلاقی و مستهجن نقش ایفا کرد. به کمک یکی از دوستانش به نام «رائول سیکاس» مجموعه داستانهای کمدی سکسی به نام «کرینگ‌ها» را منتشر کرد. این مجموعه آنقدر مستهجن بود که حکومت وقت برزیل آن را مضر دانسته و آنها را زندانی کرد. چندین بار اقدام به خودکشی کرد. و به خاطر سابقه بستری شدن در بیمارستان روانی آزاد شد.
• چندین ازدواج ناموفق داشته است. تا در سال 1979 با یک دوست قدیمی ملاقات کرد و این ملاقات منجر به ازدواج آنها شد.
• در یکی از مسافرتهای خود به اروپا ادعا کرد که در آلمان با هاتفی غیبی و مردی فراواقعی آشنا شده است. آن مرد چندین بار بر او ظاهر شده و از او خواسته است که مجددا به آیین کاتولیک ایمان بیاورد. این مرد از کوئیلو می‌خواهد تا جاده‌ای که به سوی سانتیاگو ختم می‌شود را بپیماید. این جاده که میان اسپانیا و فرانسه کشیده شده یک جاده خاص مذهبی است که زائران مذهبی بسیاری این مسافت را طی می‌کنند. در سال 1987 یک سال پس از انجام این فریضه در سن 39 سالگی دینی کوئلیو اولین اثر خود (زائر کوم پوستل) را در آن باره خلق کرد.
• تعاملات سیاسی فراوانی با سران کشورهای دنیا به ویژه آمریکا و اروپا دارد. در سال 1999 از کشور اسرائیل دیدن کرد. کتاب های او در این کشور فروش فوق العاده‌ای داشت.
• در سال 2000 در اجلاس سالانه جهانی سازی داوس (سوئیس) سخنران مدعو بود. در این اجلاس تنها شخصیت های عالیرتبه کشورهای قدرتمن سیاسی و اقتصادی حضور می‌یابند. وی در این نشست پیرامون آثار خود و نوع عرفانی که القا می‌کند سخنرانی کرد. در آن نشست شیمون پرز از او قدردانی می‌کند و می‌گوید معنویتی که شما مبلغ آن هستید در خاورمیانه برای ما بسیار مفید است و ما بدین شیوه می‌توانیم صلح و آرامش را در کشور خود حکمفرما کنیم.
• در مسابقات جام جهانی 2006 مهمان افتخاری فیفا در کشور آلمان بود.
• در سال 2000 یعنی خردادماه سال 1379 توسط موسسه گفتگوی تمدنها به ایران دعوت شد. او خود را اولین نویسنده غیر مسلمانی می‌نامد که پس از انقلاب اسلامی به طور رسمی از ایران دیدار کرده است. می‌گوید: هنگامی که هواپیمای من در ساعت 2 بامداد در تهران به زمین نشست بیش از حد شگفت زده شدم. بیش از 100 خواننده منتظر من بودند. در آن هنگام نیمه شب به فرودگاه آمده بودند فقط برای دیدن من. هرگز چنین چیزی را تجربه نکرده بودم. به شدت تکان خوردم. این یک نشانه بود، می‌خواستد به من خوش‌آمد بگویند، می‌خواستند مرا در اندیشه خود سهیم کنند. بسیار باز بودند، آغوش آنها به سوی تازگی گشوده بود.(ورونیکا تصمیم می‌گیرد بمیرد، ص11)  
به رغم اینکه در ایران قانون کپی رایت وجود ندارد وی موفق می‌شود حق التالیف آثار چاپ شده خود را در ایران دریافت کند. و به طور مستمر آن را دریافت کند.
می‌گوید هدایای زیادی در ایران دریافت کرده است. می‌گوید: ایرانیان بهتر از مردم سایر کشورها توانسته اند با آثار من ارتباط برقرار کنند. او مدعی شد که در ایران احساس غربت نمی‌کرده است و با مردمی آشنا شده که سالیان طولانی آنها را می‌شناخته است.
• کتابهای او تا به حال در بیش از 140 کشور منتشر و به 56 زبان دنیا ترجمه شده است. در سال 1998 دومین نویسنده ای بود که آثارش بیشترین فروش را در جهان داشت. تا به امروز بیش از 52 میلیون نسخه از کتابهای او به فروش رفته است.
کتابهای او به زبان فارسی را نشر کاروان منتشر کرده است. کتاب کیمیاگر او در سال 1376 جزء پرفروش‌ترین کتابهای سال جمهوری اسلامی ایران بوده است.

 

 

اشتراک گذاری این مطلب!

عرفان دینی و سکولار


در یک تقسیم بندی کلی: 
1- عرفان دینی: یعنی عرفان برآمده از ادیان الهی. عرفانی که نه تنها هدف نهایی خود را وصول به خدا یا قرب الهی می‌داند بلکه معتقد است ابزار وصول به این هدف نیز باید برآمده از دین و یا مطابق با آموزه‌های دینی باشد و یا دست‌کم مخالف با آموزه‌های دینی نباشد.
2- عرفان سکولار: هر نوع عرفانی که به آموزه‌های دینی بی‌اعتنا باشد و غایت و هدف سلوک را در جایی غیر از خدا جستجو نماید و انسان را محدود به زندگی دنیایی کند عرفان سکولار می‌گوییم.

عرفان حقیقی و کاذب
همه عرفانهای دینی را لزوما نمیتوان عرفان حقیقی نامید زیرا ممکن است با تحریف و جعل تصویری غیر واقعی از خداوند ارائه دهد. در چنین دینی اگرچه هدف عارف وصول به خداست اما خدایی که در آن دین مطرح است خدایی غیر حقیقی و غیر واقعی است بنابراین عرفان برآمده از آن دین نیز عرفانی غیرحقیقی خواهد بود. به عنوان مثال عرفان کابالا که عرفانی یهودی است. یا عرفانهای برآمده از مسیحیت. چراکه دیانت مسیحیت و یهود تحریفی و جعلی است.
عرفان حقیقی: عرفان برآمده از دینی حقیقی و واقعی است. و نیز در آموزه‌های سیر و سلوکی نیز کاملا تابع شریعت و دین حقیقی است. و تنها راه وصول به معشوق و منبع حقیقی هستی را جلب رضایت او و عمل به دستورات او می‌داند.
بنابراین عرفان حقیقی عبارت است از عرفانی که هم غایت آن و هم روش وصول به آن غایت برآمده از دین حقیقی و واقعی و معصوم باشد.
هرنوع عرفانی غیر از این باشد در زمره عرفانهای کاذب و دروغین خواهد بود.

اشتراک گذاری این مطلب!

معناشناسی معنویت

معنویت
اصطلاحی که در دهه‌های اخیر رواج پیدا کرده اصطلاح معنویت است.
«معنويت» در لغت مصدري جَعلي، و از واژه «معنوي» ساخته شده است. معنوي نيز با افزودن ياي نسبت به آن، از واژه معني كه خود مصدر ميمي بوده و مفاد آن مقصود و مراد است، مشتق گرديده است. بنابراين، معنوي يعني منسوب به معني و در مقابل لفظي است. اين كلمه در معاني ديگري از جمله: «حقيقي، راست، اصلي، ذاتي، مطلق، باطني، و روحاني» نيز به كار مي‏رود.
 مترادف با واژه «معنويت» در زبان انگليسي واژهspirituality استعمال مي‏شود. اين واژه خود از اسم «spiritus » كلمه‏اي لاتين به معناي «نَفس و دَمْ» اخذ شده است. spiritus نيز از «spirare به معناي دميدن يا نفس كشيدن گرفته شده است. در ترجمه‏هاي لاتين انجيل عهد جديد «spiritualis» يا شخص معنوي به كسي گفته مي‏شود كه زندگي او را روح‏القدس يا روح خدا نظم مي‏بخشد و يا بر آن تأثير مي‏گذارد. واژه انتزاعي «spiritualitas» كه همان «spirituality» يا معنويت مي‏باشد، حداقل در اوايل قرن پنجم، به همين معناي مأخوذ از انجيل به كار رفته است.
معنویت در اصطلاح
«معنویت دمیدن روح درزندگی فرد است…. قابلیت و گرایشی است که برای هر فرد فطری و منحصر به فرد می‌باشد. این گرایش معنوی افراد را بسوی معرفت، عشق، معنا، آرامش، تعالی، پیوند، شفقت، خوبی و یکپارچگی سوق می‌دهد.
 برخی از نویسندگان، هـزاره سـوم مـیـلادى یعنی قرن 21را عـصـر ((ایـمان و معنویت )) نیز خوانده اند: نویسنده فرانسوی به نام آندره مالرو که مدتی وزیر فرهنگ آن کشور بوده می‌نویسد: قرن 21 میلادی یا اصلا وجود نخواهد داشت و یا قرن معنویت خواهد بود.(عصر امام خمینی، میر احمد رضا حاجتی، بوستان کتاب، چاپ دهم،ص84)
در واژه‌نامه ها و فرهنگ نامه ها یا دایرة المعارف‌ها تعریف جامع و دقیق از این اصطلاح ارائه نداده اند. اما به طور قطع با توجه به مبانی سکولاریستی و اومانیستی غربیان به دنبال پاسخ گویی به نیازهای معنوی انسان جدید هستند.
به همین دلیل معنویتی که در غرب در حال شکل گیری است عموما از نوع معنویت های سکولار و متناسب با جهان‌بینی و ایدئولوژی لیبرالیستی است.
معنویت گراهای جدید حتی لازمه معنویت را اعتقاد به خدا نمی دانند چه رسد به دین. لذا می‌بینیم که شیطان پرستی و جن‌گیری هم در زمره آیین های معنوی شمرده می‌شوند.
بر همین اساس برخی از نویسندگان داخلی نیز چنین ادعا کرده‌اند:
«زندگی معنوی لزوما به معنای تعلق به یکی از ادیان نهادینه و تاریخی نیست بلکه به معنای داشتن نگرشی به عالم و آدم است که به انسان آرامش، شادی و امید بدهد».(راهی به رهایی، مصطفی ملکیان،1380، ص376)    
 در این تعریف میان معنویت و دیانت تلازمی نیست. نیاز بشر جدید به این نوع از معنویت ناشی از مشکلات روحی رنج‌ها، و اضطرابهای روانی شدید است. و علم وعقل جدید نیز نمیتواند این مشکلات را برطرف نماید. لذا در جستجوی چیزی است که برای او شادی نشاط آرامش و امید به زندگی را پدید بیاورد. چنین معنویتی نه مستلزم باور به خداست و نه مستلزم تن دادن به پیام پیام‌آوران است و نه محتاج وجود دنیایی دیگر ورای این دنیای مادی.
معنویت دراسلام:
به طور خلاصه میتوان گفت: معنويت مجموعه‏اي ازحالت‏هاراشامل مي‏شودكه درچارچ وبه برنامه دين اسلام درارتباط باخدابه صورت‏هاي مختلف برروان انسان عارض مي‏شود.

اشتراک گذاری این مطلب!

معناشناسی عرفان

معناشناسی عرفان
معنای لغوی عرفان و معرفت: به معنای شناختن است.
اما معنای اصطلاحی آنان متفاوت است:
معرفت: هر نوع شناختی را شامل می‌شود.
عرفان: شناخت ویژه‌ای است که از راه شهود درونی  و دریافت باطنی حاصل می‌شود.
پس عرفان: عبارت است از شناخت شهودی و باطنی خدای متعال، اسماء و صفات و افعال او.
فرقش با شناخت عقلی: این است که شناخت عرفانی از سنخ مفاهیم و الفاظ و صورت های ذهنی نیست؛ بلکه از سنخ یافتن و دریافتن است.
عرفان دو نوع است: 1- عرفان عملی: پیمودن مراحل و منازل برای رسیدن به شهود خداوند و اسماء وصفات و افعال او( با انجام دادن تمرین‌ها و ریاضت‌ها و سیر و سلوک)- مشهورترین کتاب در این زمینه منازل السائرین خواجه عبدالله انصاری است(396-481)- در عرفان عملی مقولاتی چون عشق، فنا و شهود مطرح است.(مبانی و اصول عرفان نظری/ یزدانپناه)- در شریعت نیز بر گشوده بودن این راه تاکید می‌شود: وَالَّذِينَجَاهَدُواْفِينَالَنهَْدِيَنهَُّمْسُبُلَنَاوَإِنَّاللَّهَلَمَعَالْمُحْسِنِين(عنکبوت:69)- وَمَنيَتَّقِاللَّهَيجَْعَللَّهُمخَْرَجًا وَيَرْزُقْهُمِنْحَيْثُلَايحَْتَسِبُوَمَنيَتَوَكلَ‏ْعَلىَاللَّهِفَهُوَحَسْبُه(طلاق:2-3)- در روایات نیز اشاره به این مطلب شده است: قَالَرَسُولُاللَّهِصمَاأَخْلَصَعَبْدٌلِلَّهِعَزَّوَجَلَّأَرْبَعِينَصَبَاحاًإِلَّاجَرَتْيَنَابِيعُالْحِكْمَةِمِنْقَلْبِهِعَلَىلِسَانِه‏(بحارالأنوارج : 67 ص : 242- عيون‏أخبارالرضا(ع) ج : 2 ص : 69)
نکته:
• عرفان عملی: مسیر عملی سیروسلوک است.
• علم عرفان عملی: قواعد و دستوراتی که آن اعمال و معاملات طبق آن صورت می‌پذیرد. یعنی قواعد و دستورات به صورت گزاره در می‌آیند.
2- عرفان نظری: ریختن علم حضوری و شهود باطنی در قالب الفاظ و مفاهیم ذهنی. به بیانی بهتر و کامل تر: تعبیرهایی که از حقایق مشهود در آن مقام داده می‌شود عرفان نظری است.

اشتراک گذاری این مطلب!

کلیاتی درباره عرفانهای نوظهور


 بشر همواره در جستجوي پاسخ پرسش هاي اساسي خود است تا دنيا را براي خود معنادار کند. امروزه واقعيتي به نام «خلاء معنويت» در زندگي انسان مدرن، علي رغم اثبات واقعيت اميد بخش عطش شديد انسان معاصر به حقايق ماوراي طبيعت، آسيب هاي جدي را نيز با خود به همراه دارد؛ يعني هم دست افراد، گروه ها و قدرت هاي فرصت طلب را براي بهره برداري و سوء استفاده از اين احساس نياز معنوي باز مي‌ گذارد و هم دلخوشي و تشبث به هر سرابي را براي اين انسان تشنه، توجيه مي‌کند. در اين روزگار، بعضاً نسل تشنه معنويت، نادانسته عطش خود را با سراب‌هاي عرفان نما فرو مي‌نشاند. اين مسئله تنها مختص به ايران نيست، بلکه بنا به گزارش ميلتون، پرکارترين محقق در حوزة جامعه‌شناسي اديان نوپديد، گريبانگير غرب نيز شده است، آنجا که مي‌نويسد: «بيش از دو هزار فرقة معنويت‌گرا در آمريکا و بيش از دوهزار جريان معنويت‌جو در اروپا هست که درصد کمي از آنها مشترکند.» (حميدرضا مظاهري سيف، عوامل پيدايش معنويت‌هاي نوظهور، ماهنامه موعود، ش89)
 هم اکنون ده‌ها فرقه و آیین عرفانی خرد و کلان در سطح کشور ما به گونهای مختلف در حال فعالیت و عضوگیری‌اند. برخی به صورت زیرزمینی و برخی دیگر در سطح تبلیغات مکتوب و با نفوذ در رسانه‌های ارتباطی به جان ایمان و معنویت مردم افتاده‌اند و می‌کوشند با نام عرفان و معنویت پیروانی را به گرد خود جمع کنند و بهره‌های اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی خود را از آنان ببرند.
 آمارهای امنیتی این فرقه ها:{ ما که شخصی اطلاعاتی نیستیم بلکه به عنوان محقق این نوع عرفانها تعدادی از آنها را می‌شناسیم} بیش از 1000 فرقه در ایران فعالند. در آمریکا 5000 فرقه هست. از این 1000 تا 100 فرقه بسیار فعالند. از این 100 تا هم 9-10 تا بسیار بسیار فعالند.
 در مرحله پیدایش ممکن است خودجوش باشند اما در ادامه بدون شک دست های پشت پرده کار می‌کند. بحث امنیتی اینها خیلی چشمگیر است( دستورالعمل اخلال امنیتی دارند) 
 ریشه همه اینها یکی است و آن هم این است که از راه دین و معنویت و عرفان سکولاریسم و بی دینی و سکس و بی بندوباری و جداشدن از مکتب اهل بیت عصمت و طهارت و…
یکی از راههای مبارزه با انقلاب و تشیع همینها هستند. 
 رهبر انقلاب در سفر اخیرشان به قم فرمودند که دشمنان با برنامه‌ریزی به مقابله با انقلاب پرداخته اند از جمله راهها را عرفانهای بدلی و کاذب به جای عرفان ناب و کلیساهای خانگی می‌خواهند جوانهای ما را از دین جدا سازند. 
 بازشناسی عرفانها و معنویت های حقیقی از عرفانها و معنویتهای دروغین کار هر کسی نیست همچنانکه برای تشخیص الماس و طلای حقیقی از تقلبی نیاز به صراف داریم برای شناخت دین و آیین حقیقی از دروغین هم نیاز به صراف اندیشه و نظر داریم.
 کوتاهی ما در مورد معرفی عرفان حقیقی به تشنگان معنویت و عرفان و دوم در مورد نقد و بررسی عالمانه عرفانهای کاذب و دروغین.

اشتراک گذاری این مطلب!

هلوکاست چیست؟

هولوكاست چيست؟
هولوکاست از دو واژه يوناني “holos” به معني “همه” و “kaustos” (در بعضي از متون به جاي واژه kaustos از واژه kaiein استفاده شده است) به معني سوزاندن و نابود کردن ترکيب يافته است. اين واژه روي هم رفته به معني همه سوزي است و در اصطلاح از آن به قرباني و يا قرباني بزرگ ياد مي شود و به واقعه اي اطلاق مي شود که در فاصله سالهاي 1944 تا 1939 (در  جنگ جهاني دوم) قريب به 6 ميليون يهودي از سراسر اروپا جمع آوري و به اردوگاههاي مرگ در آلمان و لهستان مانند اردوگاه ” آشويتس : که مهمترين آنها بود ، فرستاده و در کوره ها سوزانده شدند .

همچنين قتلهاي دسته جمعي رده دومي هم وجود داشت که يهودي ها را وارد اتاقهاي بزرگي ميکردند که دوشهايي در سقف داشتند و پس از بستن درها

ادامه »

شباهت فراماسونری و دجال در روایات اسلامی


شباهت فراماسونری و دجال در روایات اسلامی

در روایات اسلامی، احادیث فراوانی در مورد دجال  و  خر  دجال  گفته  شده است و معصومین (ع)، فتنه ای که توسط دجال برپا می شود را سخت ترین فتنه ی  تاریخ  دانسته اند.
 معصومین (ع)  همواره  درباره ی  دجال به  مسلمانان  هشدار داده اند و مسلمین را از  فریب  خوردن  توسط  دجال  برحذر  داشته اند.  در روایات ذکر شده  است  که  دجالان  زیادی  در  طول  تاریخ  خواهند  آمد،  اما  دجال آخرالزمان از همه خطرناک تر خواهد بود. توصیفاتی که در روایات پیرامون دجال و  خر دجال آمده اند، مربوط به همین دجال آخرالزمان می باشد. با این اوصاف، لزوم  شناخت  دقیق  این موجود خبیث بر هیچ کس پوشیده نیست، زیرا که در صورت عدم  شناخت  دجال، انسان ها ممکن است فریب خورده و دجال را یاری کنند و بدین ترتیب شقاوت  ابدی را برای خود بخرند.

از سوی دیگر، در بین علما نظرات متفاوتی در مورد محتوای روایات دجال وجود دارد.  برای مثال عده ای از  علما  معتقدند  که دجال و خر او شخصیت هایی حقیقی هستند و در واقع دجال یک  انسان،  و  خر  او  واقعاً یک خر می باشد.  اما عده ای دیگر از علما که تعدادشان نیز بسیار  زیاد  است، معتقدند که دجال و  خر دجال  توصیفاتی  نمادین  از  جریان های  فکری،  سیاسی، فرهنگی و اقتصادی خاصی هستند که مسلمانان و دیگر انسان ها  را  فریب داده  و خطرناکترین فتنه ی تاریخ را رقم می زنند.

به احتمال بسیار زیاد، سخن گروه دوم  از علما (که قایل به نمادین بودن

ادامه »

نمادهای فراماسونری


نمادهای فراماسونری: فراماسونها به شدت نمادگرا هستند. نمادها در اثر تکرار، به صورت ناخودآگاه در اذهان تثبیت می شوند. یکی از نمادهای فراماسونری، برج باریک و بلندی است که رأس آن به شکل هرم بوده و «اُبِلیسک» نام دارد. این نماد در میادین بیشتر شهرهای غرب خودنمایی می کند. حضور این نماد در هر کجای جهان نشان دهندة حضور و سلطة فراماسونها بر مقدّرات آن سرزمین است. بزرگترين ابليسك دنيا در شهر واشنگتن ساخته شده كه ارتفاع آن به 555 متر مي رسد و رؤسای جمهور آمريكا سوگند خود را در پاي آن ياد مي كنند.

تصویر دوم از سمت راست، ابلیسک شهر واشنگتن، و تصویر اول از سمت چپ، یکی از جمراتی بود که حاجیان بدان سنگ می زدند و حکومت سعودی آن را تخریب و به جایش دیواری بنا کرده است.

علامت پرگار و گونیا و زمین شطرنجی نیز از نمادهای فراماسونری است. یکی از دیگر نمادهای اصلیِ فراماسونری «هرم» است که در معماری برخی از بناها در غرب مورد استفاده قرار می گیرد و متأسفانه در معماری کشورهای اسلامی نیز وارد شده است(روند استفاده از هرم در معماری ساختمانها در شهرهای کشور رو به فزونی است. سازندگان این بناها دانسته یا نادانسته نماد شیطان بر پا می کنند). هرم می تواند بخشی از انرژی کیهانی را جذب کند. بر روی زمین نیز خطوطی از انرژی وجود دارد. هنگامی که دو خط انرژی یکدیگر را قطع کنند، این انرژی با حرکتی دورانی در جهت عقربه های ساعت جریان می یابد.

هتل لاکسور واقع در شهر لاس وگاس(ایالت نوادای آمریکا)

اشتراک گذاری این مطلب!

اعتقادات و نمادهای فراماسونری


اعتقادات و نمادهای فراماسونری:

مايكل هاوارد، مورخ آمريكايي مي‌نويسد: «چرا مسيحيت منتقد فراماسونري است؟ پاسخ اين سؤال در اسرار(الحادی) فراماسونري نهفته است. اگر اين اسرار در دسترس عموم قرار گيرد براي كساني كه از فلسفة آن مطلع نيستند قابل درك نخواهد بود. در حقيقت احتمال اين كه بسياري از اعضاي لژها نيز معناي این اسرار را درك كنند پائين است. در ميان كساني كه به درجات بالاي سازمان رسيده‌اند، ماسون‌هايي وجود دارند كه خود را وارثان سنت كهن و متعلق به دوران پيش از ميلاد مي‌دانند كه از اعصار پيشين به تواتر به آنها منتقل شده است. ماسون‌هاي عالي‌رتبه دانش خاص خود را از ساير اعضا مخفي نگه مي‌دارند». ماسون اعظم، نكدت اجران مي‌نويسد: «بعضي ماسون‌ها گمان مي‌كنند فراماسونري نوعي سازمان نيمه‌مذهبي ـ نيمه‌خيريه است كه در آن مي‌توانند ارتباطات اجتماعي پسنديده داشته باشند و لذت ببرند. عده‌اي ديگر فكر مي‌كنند هدف فراماسونري اين است كه از انسان‌هاي خوب انسانهای بهتری بسازد. باز عده‌اي گمان مي‌كنند فراماسونري محل شخصيت‌سازي است. به طور خلاصه كساني كه با نحوۀ خواندن و نوشتن زبان خاص ما آشنا نيستند، معناي نمادها و تماثيل را به اين شكل درك مي‌كنند».
بخشی از عقاید رسمیِ ماسون ها عبارتند از: اعتقاد به نوربخش بودن شیطان(Lucifer)و بزرگداشت او و نمادهای شیطانی، بزرگداشت الهه های ملل باستان، مانند ایزس، لات، بعل، و …، احترام به عقاید مشرکان جاهلیت (Paganism)و عمل به آداب و رسوم مصر باستان، اعتقاد به ماتریالیزم(ماده گرایی)، و عدم اعتقاد به روح و متافیزیک.
فراماسونها سابق بر این وجود خالق هستی را به کلّی انکار می کردند، اما امروزه که با پیشرفت علم و مکشوف شدن گوشه ای از اسرار شگفت انگیز کائنات، عقل بشری به درجه ای

ادامه »

برخی از اصول ماسونیزم

برخی از اصول ماسونیزم :

« عقاید، رمزها و اشارات ما به لغت مصرىِ فرعونى است كه از بنى اسرائیل به ما به میراث رسیده است».

«حزب ماسونی نباید به یک یا دو دولت اکتفا کند بلکه باید تمام دولتهای جهان را تحت سلطه کشد و برای رسیدن به این هدف نخست لازم است که دین و علمای حقیقی دین را که یگانه دشمن ما هستند نابود کنیم»

«برادران عزیز، ما باید تا می توانیم قانون جعل کنیم تا مجالی برای قوانین و دستورات دینی باقی نماند زیرا آن حاکمیت که علمای دین داشتند رو به زوال، بلکه فعلاً زائل شده است و یگانه هدف ما این است که کار دین را یکسره کنیم».

«به زودی ماسونیزم جای ادیان را گرفته و معابد آنها مبدّل به محافل ماسونی خواهد شد».
«این وظیفۀ ماست که ایدۀ آزادی مذهب را در اذهان مردم بگنجانیم».
«افراد این حزب نباید به هیچ دینی معتقد باشند»
«هدف ما این است که دولتهایی بر پایۀ انکار خدا تأسیس کنیم»
«هدف ما این است که یك جمهوری لامذهبِ جهانی بر پا سازیم»
«یک ماسون می تواند وطن پرست شود ولی به شرط آن که قبل از هر چیز پای بند مقرّرات حزب ماسونی باشد».
«مانعی ندارد افراد این حزب کارمند دولت یا وکیل مجلس یا رئیس جمهور شوند، به شرط آن که بدون مشورت با مجلس ماسونی کاری انجام نداده و از هدف حزب دور نشوند»
«هرگاه یک ماسونیست زمامدار مملکتی شود، باید بقیۀ افراد حزب را هم با خود شرکت داده و آنان را نیز به مقامات عالیه برساند»
«حزب ماسونى در چندین سال اخیر نقش مهمّى در سیاست اروپا داشته است»
«کنفرانسهای ماسونی تمامی قوانین سیاسی و اجتماعی را وضع می کنند»

«افراد حزب ماسونى اكثریّت دستگاه حاكمۀ فرانسه را تشكیل مى‏دهند»

«برای بر هم زدن تشکیلات خانواده لازم است به اصول اخلاقی لگد زده، یک نسل کاملاً بی دین، بی ناموس و بی اخلاق تربیت کنیم. البته این کار در نظر اول مشکل به نظر می رسد ولی چون میل به شهوات و لاابالی گری فطرت طبیعی بشر است، از این جهت شاید چندان هم مشکل نباشد».
«طبیعت انسان میل زیادی به

ادامه »

یهود و جوامع مخفی


یهود و جوامع مخفی 
سازمان فراماسونری: معماران و سنگتراشانی که در قرون گذشته در اروپا کلیساها و کاخهای باشکوه و مستحکم را بنا می کردند عمدتاً یهودی بودند. تقاضای زیاد برای ساخت این بناها سبب شد که این معماران به تدریج دارای آزادی عمل و نفوذ فراوان شوند. آنان در قرن سیزدهم میلادی برای خود اتحادیه ای تحت عنوان «معماران آزاد» (Freemasonary) تشکیل دادند. آنها برای حفظ اسرار حرفه ای خود، جوانانشان را در مکانهای مخفی به نام «لژ» آموزش می دادند. به تدریج بخشی از اشراف، روشنفکران و بورژواها نیز به این اتحادیه پیوستند. از قرن پانزدهم به بعد، بورژواهای یهودی از سراسر اروپا در لندن گرد آمده و این اتحادیه را تحت اختیار گرفته و آن را از شکل اتحادیۀ معماران ساختمان خارج ساختند. بوژوازی یهود از طریق این اتحادیه با نفوذ بر دولتمردان و اعضای پارلمانهای اروپا و تصویب قوانین به نفع خود به تدریج بر ثروت و قدرت خود افزود تا این که در سال 1717 میلادی، فردی به نام جان تئوفیل دزاگولیه اولین لژ بزرگ فراماسونری(نوین) را در لندن تأسیس نمود. وی به همراه جیمز اندرسون، قانون اساسی ماسونیه را نیز تدوین نمود. این دو نخستین کسانی بودند که به انجمن ماسونی، ماهیت فرهنگی – سیاسی بخشیدند. پس از آن، طی مدت 60 الی 70 سال تمام پایتخت های اروپایی دارای لژهای فراماسونی شدند که همه تابع لندن بودند. این تشکیلات در تحقق انقلابهای اومانیستی و سکولار فرانسه و انگلستان نقش کلیدی داشت. این تشکیلات در سال 1789 در فرانسه انقلاب کرد. در قرن سیزدهم، ادوارد پادشاه انگلستان همۀ یهودیان را از این کشور اخراج کرد اما در اواسط قرن هفدهم الیور کراموِل که یک پروتستان فراماسون بود،

ادامه »

معرفی ماسون

ماسون یعنی بنا.فراماسون به معنی بنای آزاد است.ماسونری یک تشکیلات منتظم یافته جهانی است که بر ارکان دولت های جهان و اکثر وجوه زندگی سیاسی،اقتصادی و فرهنگی جوامع سلطه یافته است و بسیار هم آزادانه عمل می کند.کسی که عضو فراماسونری است فراماسون یا ماسون نامیده می‌شود. ساختمانی که مرکز فعالیت ماسونهاست لژ نامیده می‌شود.پالادیسم در 20 سپتامبر 1870 تاسیس گردید، پالادیسم  احضار ارواح لوسیفری ( یکی از نام های شیطان ) ماسونی است که تاسیس شد و اعمال شده بود تا حکومت ضد مسیح را آماده کند.
فراماسونری جمعیتی سری است که کسی را بر حریم راس آن راه نیست،و اگر هم راه یافت مکلف است اسرار آن را مکتوم نگه دارد.اما با این وجود کسانی توانستند بر راس آن نفوذ کنند و یا به اسناد و مدارک مهمی دست یابند و موفق به کشف اسرار آنها بشوند و همه ی آنها متفق الرای هستند که :
مسأله یک توطئه است که این توطئه از اواخر قرن نوزدهم آغاز شده تا که به امروز هم با موفقیت تمام ادامه دارد.هدف نهایی آن ایجاد یک حکومت جهانی است و برای پیاده کردن آن در سراسر عالم به یک مبارزه وسیع و بی امان دست زده اند.
کتاب “کمیته 300 کانون توطئه های جهانی"،نوشته دکتر جان کولمن

اشتراک گذاری این مطلب!
 
فراخوان چی شد طلبه شدم