مدرسه علمیه الزهرا(س)قروه
 
 

شهریور 1392
شنبه یکشنبه دوشنبه سه شنبه چهارشنبه پنج شنبه جمعه
 << < جاری> >>
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          





جستجو


حدیث روز




محتواها


فال حافظ


پاسخگویی آنلاین به شبهات


حدیث


قرآن آنلاین


اوقات شرعی


لحظه شمار غیبت







لااله الا الله ملک الحق المبین

ذکر کاشف الکرب
 



همسفر مهتاب، سلام!

انگار همين ديروز ديرباز بود كه عشق روي كيسه‌هاي شني مبعوث شد و ناگهان يك نارنجك را روي فاصله هاي فانسقه‌ي زمين بست و تو در آستانه سيزده سالگي سبز، روي هزار و سيصد و چند هشتي سيم خاردار بلوغ يافتي و بزرگ شدي!

ديروز پوزه‌ي شغالان را به خاك ماليدي اما امروز نيز چنان گرگ‌ها به دريدن گلوي چكامه‌خوان چكاوك‌هاي شرقي مشغولند

كه دب اكبر هم جذام گرفته است.

آه، اي آيينه‌ي آفتاب گمشده!

چگونه پريروز پوتين‌هاي پاشنه بلند در باطلاق‌هاي زخمي جنوب گم شد و ما سال‌هاست كه از پس كده‌هاي تنگي نمور، در انتظار آفتاب، پرنده، گياه و رويشي دوباره‌ايم؟!

اكنون تو نيستي تا بهانه‌اي بزرگ براي بودنمان باشي. حالا فقط تنها دلخوشي‌مان اين است كه بر باره‌ي انتظار، مردي به رنگ ماه همچنان ايستاده است و بهار را قسمت مي‌كند

موضوعات: دفاع مقدس  لینک ثابت
[یکشنبه 1392-06-31] [ 02:01:00 ب.ظ ]




سجاده ام کجاست؟

می خواهم از همیشه ی اضطراب برخیزم

این دل گرفتگی مدام شاید

تأثیر سایه ی من است

که این سان

گستاخ و سنگوار،بین خدا و دلم ایستاده است

سجاده ام کجاست؟

موضوعات: شعر  لینک ثابت
[شنبه 1392-06-30] [ 10:23:00 ب.ظ ]




-نا محرم

نمازش که تمام شد چادر را تا کرد و گذاشت در سجاده.موهایش را پریشان کرد

و سرخاب وسفیدابی کرد و وارد مجلس مهمانی شد.فرشته سمت چپ لبخند

تلخی زد و به فرشته سمت راست گفتː<انگار فقط خدا نا محرمه!….>

حجاب برای زن ,تاج بندگی از خداست.

 

موضوعات: داستانک  لینک ثابت
 [ 10:00:00 ب.ظ ]




کلیدهای موفقیت در درس براساس روایات

در هر کارى براى رسیدن به (هدف) و کسب موفقیت, رمز و راز و شیوه ها و قواعدى است که رعایت آنها, راه را میان بُر مى سازد. درس خواندن و (موفقیّت تحصیلى) نیز از این قاعده مستثنا نیست. پس سزاوار و بجاست که جوانان این رموز و روش ها را بشناسند و به کار بندند تا از تلاش علمى و آموزشى خود, بیشترین بهره و سریع ترین ثمره را به دست آورند. برخى از این رموز عبارت اند از:

1 ـ سؤال
دانش آموز, با برخوردارى از روحیه تواضع و کنار گذاشتنِ غرور, آنچه را نمى داند باید بپرسد و مشکلات درسى خود را با معلّم در میان بگذارد. اگر کسى غرور و تکبر داشته باشد, راه فهم و علم را به روى خود مى بندد و (پرسیدن) ـ که اعتراف ضمنى به ندانستن است ـ براى او دشوار مى شود.
پرسش, (کلید گنجینه دانش) است. این حکمت, در کلمات پیامبر خدا(صلى الله علیه و آله)آمده است: (العلمُ خزائن و مفتاحُها السؤال. )1
گاهى هم شرم و خجالت مانع پرسیدن مى شود. امام باقر$ فرمود: (بپرس و از پرسیدن روى بر نگردان و خجالت نکش, چرا که این دانش را هر کس تکبّر یا خجالت داشته باشد, نمى آموزد. )2

2 ـ فراغت خاطر
ذهن آشفته و خاطرِ پریشان, مانع تحصیل است. پراکنده کارى و جدّى نگرفتن درس, سبب سستى چرخه آموزش مى شود. آن که هر روز موضوعى و هر فصل رشته اى بر مى گزیند و امروز و فردا مى کند و در کنار درس به کارهاى جنبى و متفرّقه مى پردازد و فرصت تحصیلى را به کارهاى غیر درسى صرف مى کند. عقب خواهد ماند.
پیامبر خدا(صلى الله علیه و آله)از جمله وصیت هاى حضرت خضر به موساى حکیم را چنین نقل مى کند: (یا موسى! تَفَرّغْ للِعلمِ انْ کنتَ تُریدُه, فانّما العلمُ لمَنْ یَفْرَغُ له;3 اى موسى! اگر علم مى خواهى, خود را براى آن خالص و فارغ بساز, چرا که دانش از آنِ کسى است که خود را براى آن فارغ و یکدل کند.) در توصیه هاى امام سجاد$ راجع به حقوق معلّم آمده است که عقل و ذهن و دل و فهم خود را براى معلّمت خالى و فارغ بساز تا بهتر بتوانى از دانش او بهره بگیرى.4

3 ـ توجّه و گوش دادن
تمرکز فکر و جمع بودن حواس در هنگام تحصیل و فراگیرى دانش, عامل مهمّى براى یادگیرى است. در متون دینى از موضوعى به نام (حُسن الإستماع) یاد شده است; یعنى خوب گوش کردن. کسى که هنگام مطالعه و درس خواندن یا شنیدن درس استاد, حواسش جمع نباشد و خوب گوش ندهد, یادگیرى او هم دچار اختلال و آسیب خواهد شد. از سخنان امام على$ در این زمینه چنین مى خوانیم: (وقتى نزد دانشمندى نشسته اى, بیش از آن که حرف بزنى, بر شنیدن حریص و مشتاق باش و همان طور که خوب حرف زدن را یاد مى گیرى, خوب گوش دادن را هم بیاموز.5
علامه طباطبائى در باره شهید مطهرى مى فرمود: (مرحوم مطهرى یک هوش فوق العاده اى داشت و حرف از او ضایع نمى شد. حرفى که مى گفتیم, مى گرفت و به مغزش مى رسید… هر چه مى گفتیم هدر نمى رفت ; مطمئن بودم که هدر نمى رود. )6

4 ـ یادداشت
اگر علم را ثبت و ضبط و یادداشت نکنیم, فراموش مى شود. به حافظه هم چندان نمى توان تکیه کرد. بسیارى افراد توفیق علمى خود را مدیون یادداشت هاى خویشند. حضرت رسول(صلى الله علیه و آله)فرمود: علم را به قید و بند بکشید (قیّدوا العلم) پرسیدند: به بند کشیدن علم چگونه است؟ فرمود: (کتابَتُهُ; با نوشتن آن. )7
امام حسن مجتبى$ فرزندان و برادر زادگان خود را گرد آورد و به آنان فرمود: شما کوچک هاى قومى هستید و امید است که بزرگ هاى قوم دیگر شوید, پس دانش بیاموزید. هر کس از شما نتوانست علم را حفظ کند و به خاطر بسپارد, آن را بنویسد و در خانه اش بگذارد.8 امام صادق$ نیز فرمود: (اکتبوا, فًإنّکم لا تحفظون حتّى تکتبوا;9 بنویسید, شما آموخته هاى خود را حفظ نمى کنید تا آن که بنویسید)
ییادداشت بردارى از درس ها, آموخته ها و شنیده ها, یکى از رموز موفقیّت در تحصیل است. بسیارى نیازمند دفترها و جزوه هاى هم کلاسى هاى خویشند, چرا که خود ننوشته اند و از (یادداشت) بهره نگرفته اند.

5 ـ پیگیرى و استمرار
عامل دیگر موفقیّت, جدیّت, پیگیرى, سخت کوشى و خسته نشدن است. هر هدفى با تداوم و تلاش, قابل دسترسى است. اگر با کمترین ضعف و ناکامى به وجود آمده آموزش را کنار بگذاریم و دلسرد شویم, ناکامى هاى بیشتر و بزرگ ترى در انتظارمان خواهد بود. البته جاذبه هاى فرعى و دل مشغولى هاى گوناگون و کشش هاى غیر درسى وجود دارد, اما دانش آموز موفق کسى است که بر این جاذبه ها غلبه کند و از پیمودن راه و کوشش براى نیل به هدف, خسته نشود.
پیگیرى و تداوم, هم هدف را همیشه زنده مى دارد, هم آموخته ها را زنده و با طراوت نگه مى دارد و هم انگیزه آموزشى را تقویت مى کند. امام على$ فرمود) هر کس دانش را زیاد مرور و بررسى کند, آنچه را آموخته فراموش نمى کند و آنچه را هم نمى داند, مى آموزد).10 این موضوع به نوعه با مسئله (تکرار) هم مرتبط است. خواندن و تکرار کردن آموخته ها, آن را در ذهن و دل مستقر مى سازد و از فراموشى جلوگیرى مى کند.

6 ـ اغتنام فرصت ها
(زمان), سرمایه هر دانش آموز است. فرصت جوانى و نشاط شباب, زودگذر و غیر قابل بازگشت است. افسوس خوردن بر فرصت هاى سوخته و از دست رفته هم مشکلى را حل ّ نمى کند. اگر بزرگان دین فرصت را همچون ابر, گذرا دانسته اند, هشدارى براى بهره گیرى از)حال) و (فرصت امروز) و هدر ندادن این سرمایه است.
بهره گیرى از صبحدم, سحرخیزى و از دست ندادن فرصت هاى پر نشاط آغاز روز, بهره هاى فراوانى دارد. در تقسیم بندى وقت ها, باید سرشارترین لحظه ها و پر انرژى ترین ساعت ها را براى کارهاى علمى و فکرى گذاشت; نه آن که در ساعات اولیّه بامداد خوابید و این (زمان طلایى) را در خواب و رختخواب سپرى کرد. پیامبر اکرم(صلى الله علیه و آله)فرمود: در کسب دانش, سحر خیز باشید و اوّل روز در پى آن روید, چرا که سرخیزى مایه برکت و کام یابى است.11 در سرمشق هاى خوشنویسى هم به ما آموخته اند: (سحر خیز باش تا کامروا باشى).

7 ـ برنامه ریزى
تنظیم وقت, تقسیم درست زمان و به کارگیرى صحیح فرصت به تناسب اهمیّت موضوعات, در رسیدن به هدف مؤثّر است. تا هدف مشخّص نباشد, امکان برنامه ریزى هم نیست. تا محدوده زمان و میزان توانایى و فرصت و امکانات, معیّن نباشد, این (اولویّت بندى) عملى نخواهد شد. با برنامه ریزى مى توان فرصت و وقت را توسعه داد و به همه کارها رسید و مشکلِ (نمى رسم) و (وقت نمى کنم) را حل کرد. بدون نظم و برنامه ریزى, فرصت هاى زیادى هدر مى رود و بدون (اولویت بندى) زمان و عمر ما صرف کارهاى بیهوده و کم اهمیّت مى شود. حضرت على$ فرمود: (من اشتغل بغیر المهم ضیّع الاهم ّ;12 هر کس به کار غیر مهم مشغول شود, کار مهم تر را تباه و ضایع مى سازد). این همان (مدیریت زمان) و برنامه ریزى و اهم و مهم ّ کردن کارها و برنامه هاست.
آن حضرت در سخن دیگرى فرموده است: (بسیارى از مردم در پى کارهاى زاید و غیر لازم (و حاشیه اى و کم اهمیّت) مى روند و کارهاى اصلى و عمده را وا مى گذارند).13 کلام امام, نقد شیوه کسانى است که برنامه ریزى حساب شده اى در کار خود ندارند. اگر دانش آموزان تنظیم حساب شده اى در مورد اهداف, برنامه ها, کارها و صرف اوقات نداشته باشند, زیان خواهند کرد.

8 ـ معلّم خوب
تأثیر یک معلّم دانا, دلسوز, آگاه و صمیمى در رشد علمى و فرهنگى دانش آموز بسیار است. بسیارى از انسان هاى موفق, کام یابى هاى علمى خود را مدیون برخوردارى از چنین اساتیدى هستند که هم تجربه کارى دارند, هم برتریِ علمى, هم دلسوزى در تعلیم و تربیت و هم رابطه هاى صمیمى با شاگردان. از این رو انتخاب استاد و بهره گیرى از محضر علمى چنین اساتیدى, از جمله رموز موفقیت تحصیلى است.
در کتاب هاى تفسیر, در ذیل آیه )فلینظر الأنسان الى طعامه) (انسان باید به طعام خود به دقّت بنگرد) از امام باقر$ روایت شده است: یعنى این که بنگرد علم و دانش خود را از چه کسى مى آموزد.14 وقتى ذهن و دل دانش آموز در اختیار استاد قرار مى گیرد, شکل گیرى شخصیت علمى و اخلاقى و پیشرفت او نیز از استادش اثر مى پذیرد.
امام حسن مجتبى$ فرمود: (عجبت لمن یتفکّر فى مأکوله, کیف لا یتفکّر فى معقوله, فیجنّب بطنه ما یؤذیه و یودع صدره ما یزکیّه;15 شگفت از کسى که در خوراکى خود دقت مى کند, اما در مسائل عقلى و فکرى خود اندیشه نمى کند; شکم خود را از آنچه آزارش مى دهد دور مى دارد, اما سینه و دل و جانش را به چیزى که او را تزکیه کند, وا مى گذارد). تأکید حضرت بر دقت بر (غذاى فکرى) و (تغذیه علمى) است که باید از مجراهاى صحیح انجام گیرد و شکل گیرى شخصیت و ثمر دهى وجود انسان, در دست افراد به تعهّد قرار نگیرد.

9 ـ اعتماد به نفس
خداوند, استعداد و توان آموختن و پیشرفت را در همه کس قرار داده است; هر چند ممکن است در افراد, متفاوت باشد. شناخت خود و ایمان به توان مندى ها و اعتماد به نفس سبب مى شود که دانش آموز, زود مأیوس نشود و طى کردن راه پیشرفت را براى خود غیر ممکن نشمارد. مطالعه در باره انسان هایى که در شرایط مساوى یا مشابه با شما هستند, اما به درجاتى از رشد علمى و موفقیت دست یافته اند, نشان مى دهد که آن گونه توفیق ها محال نیست و براى شما نیز فراهم مى شود, به شرط آن که خود را و روحیه تان را نبازید و از ناکامى ها و شکست ها, پلى براى پیروزى هاى بعدى بسازید و تحقیرها و ملامت هاى دیگران سبب دلسردى و نامیدى شما نشود. داشتن (روحیّه) و (امید), نقش مهمّى در کام یابى دارد. توجّه به (داشته ها) و شناخت نعمت هاى الهى و زمینه هاى رشد, اعتماد مى آفریند. مهم ّ, کشف آن دنیاى باطن و ایمان به توانستنِ خویش است.

10 ـ همّت بلند
بى دلیل نگفته اند که:
همّت بلند دار که مردان روزگار از همّت بلند به جـایى رسیده اند
هر چه هدف متعالى تر و همّت والاتر باشد, تلاش انسان هم به تناسب آن افزون تر و به کارگیرى توانایى ها بیشتر خواهد شد. در کوهنوردى, آنان که (رسیدن به قلّه) را در نظر داشته باشند, نسبت به کسانى که صعود به ارتفاع کمى از یک قلّه سرکشیده را مدّ نظر دارند مسافت بیشترى طیّ خواهند کرد. معروف است که یکى از دانشمندان از فرزند خود پرسید: تو مى خواهى در علم و دانش به کجا برسى؟ گفت: مى خواهم به رتبه و مقام تو برسم. پدر گفت: قطعاً به جایى نخواهى رسید, چون من مى خواستم به مقام علمى امام صادق$ برسم که به این جا رسیده ام; تو که مى خواهى به حدّ من برسى, به مقامى نخواهى رسید.

یک نمونه خوب
اگر بخواهیم نمونه اى از یک انسان شایسته را نام ببریم که خوب درس خواند و خوب آموخت و در مقام شاگردى و معلّمى, انسان موفّقى بود, شهید آیة الله مطهرى نمونه مناسبى است. وى با اشتیاق و شور درس مى خواند, به استادان خود نهایت احترام را مى گذاشت, از فرصت هاى خود حدّاکثر بهره را مى گرفت, وقت خود را صرف آموختن لازم ترین و مفیدترین علوم مى کرد, از هدر رفتن وقت خود جلوگیرى مى نمود, با افراد صالح و جدّى همدرس بود, نزد اساتید پخته و با شخصیت و دانا درس مى خواند, ذهن خود را از پراکندگى و تشویش باز مى داشت, در درس خواندن بسیار جدّى, کوشا, صبور و مقاوم بود, علم آموزى او بسیار ژرف بود و با دانش به صورت سطحى برخورد نمى کرد. در کنار آموختن, به تهذیب نفس و توجّه به معنویّات و اخلاص و عبادت هم اهتمام مى ورزید, براى پخته شدن مباحث علمى به نقد و گفت وگو و مباحثه مى پرداخت, نقدهاى دیگران را صمیمانه مى پذیرفت و از آنها بهره مى گرفت.
در پایان به گوشه اى از توصیه هایى که شهید مطهرى به فرزند بزرگوارش داشته, اشاره مى کنیم, که براى همه ما آموزنده است و مى توان راز و رمز موفقیّت را از آن شناخت:
(… در انتخاب دوست و رفیق, فوق العاده دقیق باش, که مار خوش خط و خال فراوان است. همچنین در مطالعه کتاب هایى که به دستت مى افتد, بر اطلاعات اسلامى و انسانیّت بیفزا. اگر جلسات خوبى در تبریز هست شرکت کن. اگر کتابى از این دست لازم شد پیغام بده تا برایت بفرستم. حتّى الإمکان از تلاوت روزى یک حزب قرآن که فقط پنج دقیقه طول مى کشد, مضایقه نکن و ثوابش را هدیه روح مبارک حضرت رسول(صلى الله علیه و آله)بنما که موجب برکت عمر و موفقیت است. ان شاءالله. )16

پی نوشتها:

1ـ تحف العقول, ص 51.
2ـ علل الشرائع, ص 606.
3ـ العلم و الحکمة فى الکتاب و السنّه, ص 238.
4ـ ر. ک: رسالة الحقوق, بخش (و اما سائسک بالعلم).
5ـ المحاسن, ج 1, ص 364.
6ـ جلوه هاى معلمى استاد مطهرى, ص 30.
7ـ تحف العقول, ص 36.
8ـ العلم و الحکمة فى الکتاب و السنه, ص 240.
9ـ اصول کافى, ج 1, ص 52.
10ـ غرر الحکم و درر الکلم, حدیث 10758: (من اکثر مدارسة العلم لم ینس ما علم و استفاد ما لم یعلم).
11ـ العلم و الحکمة فى الکتاب و السنه, ص 252: (اغدوا فى طلب العلم, فان ّ الغدوّ برکة و نجاح).
12ـ الحیاة, ج 1, ص 308.
13ـ همان: (فان ّ کثیراً من الناس یطلبون الفضول و یضعون الأصول).
14ـ اصول کافى, همان, ص 49.
15ـ العلم و الحکمة فى الکتاب و السنه, ص 236.
16ـ جلوه هاى معلمى استاد مطهرى, ص 41.

منابع پژوهش:
1 ـ شیوه هاى موفقیت در تحصیل, محمدحسین حقجو.
2 ـ جلوه هاى معلمى استاد مطهرى, انتشارات مدرسه.
3 ـ رمز پیروزى مردان بزرگ, جعفر سبحانى.
4 ـ مسائل آموزش و پرورش, محمد طاهر معیّرى.
5 ـ حدیث رویش, ابوالقاسم حسینى ژرفا.
6 ـ تعلیم و تربیت در اسلام, مرتضى مطهرى.
7 ـ الحیاة, ج 1 (بخش علم و تعلم).
8 ـ العلم و الحکمة فى الکتاب و السنّه, محمد محمدى رى شهرى.
9 ـ اگر نوجوان مى شدم!, مولود شمس نژاد.
10 ـ سى درس براى موفقیّت, ج. کامیارراد.
11 ـ مهارت در اندیشیدن, ادوارد. د. بونو, ترجمه بهمن لطیف.
12 ـ آداب تعلیم و تربیت در اسلام, شهید ثانى, ترجمه محمد باقر حجّتى.
13 ـ وظایف اخلاقى معلم و شاگرد, محمد اسماعیل نورى.
14 ـ دفتر را باز کنیم, حمید گروگان.
15 ـ در مکتب تجربه, حمید گروگان.
16 ـ نگرانى ها و ناامیدى ها, محمد جعفر امامى.
17 ـ کلیدهاى تربیتى و تعلیمى, دکتر رجبعلى مظلومى.
نویسنده: حجة الاسلام جواد محدّثى
منبع: http://rahpouyan.com

موضوعات: کلیدهای موفقیت  لینک ثابت
 [ 09:09:00 ب.ظ ]




تعجب از بعضی آرزوها ! :




بسم الله الرحمن الرحیم
امام علی علیه السلام :
در شگفتم از كسى كه اختياردار اجل خود نيست، چگونه آرزوي طولانی مى كند!



موضوعات: حدیث روز, انتخابات  لینک ثابت
 [ 09:03:00 ب.ظ ]







خاطره خواندنی یک خلبان از شهید چمران


حس کنجکاوی ام باعث شد تا خودم از او دعوت نمایم . وقتی به چشمانش نگاه کرده و خودم رو معرفی کردم ، صلابت خاصی در چهره اش دیدم . کلام او که با سادگی خاصی ادا می شد به دل می چسبید،خلاصه دست او رو گرفته و به کابین اوردم . و این اولین باب آشنایی ام با او بود.
خاطره خواندنی یک خلبان از شهید چمران

آن چه خواهید خواند، روایتی است از افسر خلبان «مدرسی» درباره ی آشنایی و دیدارهایش با شهید دکتر «مصطفی چمران».شرحِ جناب «مدرسی» آن قدر جذاب و نمکین است که احتیاج به توضیح دیگری ندارد:

«…فکر می کنم همون اوایل جنگ بود که با دکتر ” مصطفی چمران ” در یکی از پرواز هایم به منطقه جنگی آشنا شدم. واحد عملیات گفته بود آقای دکتر رو به کابین آورده و به اصطلاح تحویل اش بگیرید ! من به شخصه نخستین باری بود که با چنین پیغام عجیبی از سوی واحد عملیات مواجه می شدم ! آخه بالاترین مقام رسمی هم که سوار قارقارک مون می شد ، کسی به ما نمی گفت که او رو به کابین آورده یا تحویل بگیریم .. معمولآ به خواست و اراده خلبان و یا گروه پروازی شخصی رو به کابین دعوت می کردیم . اما عجیب تر آن که وقتی لودمستر هواپیما از آقای دکتر خواهش می کنه که به کابین تشریف بیاره ، او با بزرگواری خاص خودش تشکر کرده و گفته بود جایم همین پائین راحت است ..

حس کنجکاوی ام باعث شد تا خودم از او دعوت نمایم . وقتی به چشمانش نگاه کرده و خودم رو معرفی کردم ، صلابت خاصی در چهره اش دیدم . کلام او که با سادگی خاصی ادا می شد به دل می چسبید،خلاصه دست او رو گرفته و به کابین اوردم . و این اولین باب آشنایی ام با او بود.


بعد ها هر وقت او را در ماموریت هایم می دیدم ، انگار که سال ها همدیگر رو می شناسیم و صمیمانه دقایقی همدیگر رو در اغوش می گرفتیم .بدین سان دوستی من با شهید چمران آغاز شد. طولی نکشید که به عنوان وزیر دفاع منصوب شد. راستش رو بخواهید بعد از این انتصاب دیگه کم تر سعی می کردم به او نزدیک شده و مثل سابق حال و روزش رو جویا شوم. چون دوست نداشتم همکارانم این ارتباط رو پاچه خواری تصور کنند. !

اگه اشتباه نکنم در غائله کردستان بود که برای حمل مجروح به اون منطقه رفته بودیم. این بار هم قبل از پرواز دکتر ” چمران ” با خانم جوانی پای هواپیما اومد .در همون نگاه نخست احساس کردم که از آشنایان او باید باشد. خیلی گرم و دوستانه با من برخورد کرد. هر دوی آن ها رو به کابین هواپیما دعوت کردم .

هنوز تیک آف نکرده بودیم . دکتر من رو به همون خانم که فهمیدم همسرش است معرفی کرد . اهل لبنان بود . همین جوری با دکتر و همسرش غرق صحبت بودم که ناگهان دیدم خدا بیامرز از کیف دستی اش یک کتاب با جلدی آبی بیرون آورده و در حال نوشتن در داخل جلدش است .. بعد از این که امضایش تموم شد با لبخند خاصی تحویل من داده و گفت .. چون گفتی اهل مطالعه هستی این رو یادگاری از من داشته باش . نام کتاب ” سیمای پاسدار ” بود . وقتی به درون جلدش نگاه کردم دیدم نوشته .. ” تقدیم به دوست بسیار عزیزم آقای بهروز مدرسی و … “

انگار همین دیروز بود .. یادمه همسر دکتر چمران به من گفت .. خیلی حوصله ام در کاخ نخست وزیری سر می رود .. کسی همزبون و همدم ندارم .. ! بهش گفتم می خواهی به همسرم بگم روزها بیاد پیش شما !؟ و او صمیمانه تشکر کرد.
نمی دونم چند ماه یا چند سال از آشنایی من با دکتر و همسرش گذشته بود که در شب عروسی برادر ناتنی ام ( علی فرزند بزرگ مادرم از همسرش ) بودم که شنیدم دکتر شهید شده است. بی اختیار زدم زیر گریه .. و یواشکی به همسرم گفتم : من حالم خوب نیست یک جور به مامانم ندا بده تا ازمجلس به خونه بروم . از باشگاه زدم بیرون ..

در یکی از خیابان های جیحون جنوبی برو بچه های بسیج و کمیته که راه رو برای بازبینی مسدود کرده بودند .. وقتی چراغ قوه به چشمان من انداختند و آن ها را متورم و قرمز دیدند.از من خواستند پیاده شوم .! و برخورد تندی کردند ! وقتی دلیل اعمال غیر طبیعی اون ها رو پرسیدم ، گفتند به خاطر شهادت دکتر چمران است! و ما یک زمانی از یاران نزدیک او بودیم .گفتم : امضای دکتر رو می شناسید !؟ و سپس از داشبورد ماشین ام کتابی رو که دکتر امضا کرده بود نشون دادم .. نمی دونید چه منقلب شدند و با احترام خاصی بدرقه ام کردند .

منبع: فرهنگ نیوز

موضوعات: تاشهدا  لینک ثابت
 [ 08:53:00 ب.ظ ]




 

اینجا کسی برای تو جا وا نمی کند


این خاک احترام به دریا نمی کند


نامت برای دفع بلا روی طاقچه است


ورنه کسی نگاه به آقا نمی کند . . .


اَللّــهُمَّ عَــجِّل لِــوَلیِّکَــ الــفَـرَج



http://upcity.ir/images2/42629893219574779286.jpg


موضوعات: دل نوشته  لینک ثابت
 [ 08:43:00 ب.ظ ]




بخور نخورهای طب سنتی

 



خوردن هر ماده غذایی که دیرهضم باشد با هر ماده غذایی که سریع‌الهضم است یا دو ماده خوراکی طبیعت سرد می‌تواند در درازمدت (در صورتی که به طور مکرر و عادتی به مصرف برسند) مسئله‌ساز شود.


خربزه و عسل

شما می‌دانید قدیمی‌ها چرا می‌گفتند نباید غذاهایی مثل خربزه و عسل یا ماست و ماهی را با هم خورد و آیا مصرف این مواد واقعاً می‌تواند مشکل‌ساز شود؟ دکتر مهرداد کریمی، متخصص طب سنتی، به این پرسش‌ها پاسخ داده است.

 

آقای دکتر! از قدیم شنیده‌ایم که می‌گفتند خربزه و عسل با هم نخور که در دلت سنگ می‌شود یا ماست و ماهی بخوری پوستت لک می‌آورد. آیا این گفته‌ها پایه علمی دارند؟

نه، این جملات باورهایی کاملاً اشتباه هستند. به طور کلی، این موضوع درست است که خوردن هر ماده غذایی که دیرهضم باشد با هر ماده غذایی که سریع‌الهضم است یا دو ماده خوراکی طبیعت سرد می‌تواند در درازمدت (در صورتی که به طور مکرر و عادتی به مصرف برسند) مسئله‌ساز شود اما بیان این مسئله که خوردن آن‌ها باعث می‌شود در دل سنگ شوند یا حتماً برص یا لک می‌آورند، درست نیست.

 

پس یعنی قوانین و ممنوعیت‌هایی در طب سنتی در رابطه با مصرف مواد غذایی با هم وجود دارد؟

بله، یکی از ارکان اساسی در طب سنتی تغذیه مناسب است و یکی از بخش‌های تغذیه مربوط به آداب غذا خوردن و آب نوشیدن می‌شود. منظور از آداب این است که چه غذایی را به چه میزان و با چه غذای دیگری مصرف کنیم. در طب سنتی قانون‌هایی وجود دارد که بر اساس آن باید ترتیب وقت غذا مشخص باشد. منظور از ترتیب وقت غذا این است که چه غذایی را به دنبال چه غذای دیگری می‌توان مصرف کرد تا بدون عارضه باشد.

بر اساس آموزه‌های طب سنتی، استفاده از ادویه‌های ترکیبی درست نیست.

مثلاً باقالای سرد را باید با گلپر یا حلیم گندم را با دارچین مصرف کرد و قرار نیست

اگر غذایی سرد است با آن چند ادویه یا گیاه گرم مصرف شود

 

چند نکته اساسی که باید بدانیم این است که فرد باید به صورت فیزیولوژیک عمل کند یعنی تا احساس ضعف و گرسنگی نکرده نباید غذا تناول کند. اگر تشنه یا گرسنه بود نباید به یک‌باره میزان زیادی غذا بخورد یا آب بنوشد. یکی دیگر از قوانین در طب سنتی، مسئله مزاج است. هر فردی در هر سنی مزاج خاص خود را دارد و فرد هر غذایی که می‌خواهد بخورد باید ملاحظه سنش و فصلی که در آن هست را بکند. اجتناب از خوردن نان گرم و آشامیدن آب سرد بعد از آن، اجتناب از خوردن غذاهای سریع‌الهضم بعد از غذاهای دیرهضم، اجتناب از خوردن همزمان دو غذای گرم یا سرد یا لزج یا قابض یا نفاخ از جمله این قوانین است.

 

لطفاً مثال‌های ملموس‌تری بزنید تا متوجه این قوانین شویم.

مثلاً خوردن خربزه بعد از گوشت اشتباه است. گوشت غذایی دیرهضم است و نیاز دارد تا در دستگاه گوارش کار بیشتری روی آن انجام شود در حالی که خربزه، غذایی زودهضم است. وقتی این دو خوراکی همزمان یا پشت سر هم مصرف می‌شوند، هضم گوشت دچار مشکل می‌شود. البته خربزه با گوشت فرایندی ایجاد نمی‌کند، بلکه خربزه در دستگاه گوارش سریع‌تر هضم می‌شود در صورتی که گوشت هنوز نیاز به هضم شدن دارد. این تداخل بر دستگاه گوارش اثر منفی می‌گذارد و در صورت تکرار در درازمدت فرد را دچار عارضه می‌کند. خوردن سرکه بعد از برنج، خوردن میوه به خصوص انگور بعد از کله‌پاچه، خوردن شیر یا فراورده‌های لبنی به عنوان دسر بعد از گوشت و تخم‌مرغ، خوردن حلیم یا آش بلغور با انار، خوردن عدسی یا ماش با سرکه، خوردن خربزه با عسل، کشمش با عسل،‌ انبه با آب طالبی و … به همین علت اشتباه است. خوردن همزمان حلیم و کله‌پاچه نیز چون هر دو دیرهضم هستند یا ماست و آب‌لیمو و ماست و ماهی و حتی ترب چون سرد هستند یا تمبرهندی یا رب‌های ترش و آب انار چون هر دو ترش و قابض هستند یا سیر و پیاز چون نفاخ‌ هستند یا مصرف همزمان ادویه‌هایی مثل میخک و زنجبیل در غذا چون هر دو گرمند، توصیه نمی‌شود.

به ‌طور کلی، بر اساس آموزه‌های طب سنتی، استفاده از ادویه‌های ترکیبی درست نیست. مثلاً باقالای سرد را باید با گلپر یا حلیم گندم را با دارچین مصرف کرد و قرار نیست اگر غذایی سرد است با آن چند ادویه یا گیاه گرم مصرف شود. مصرف آب گرم با غذای شور یا مصرف آب سرد با میوه‌های دارای رطوبت بالا مثل نارنگی یا هندوانه به دلایلی که البته توضیح آن پیچیده است نیز توصیه نمی‌شود.

 

تمام افراد در هر سنی با هر مزاجی باید این قوانین را رعایت کنند؟

بله، البته رعایت این مسایل با پیش‌فرض سالم بودن فرد است. ممکن است به افراد بیمار یا در شرایط خاص به بعضی افراد به صورت دریافت دارو، مصرف برخی ممنوعیت‌ها، بعد از غذا توصیه شود.

مصرف آب گرم با غذای شور یا مصرف آب سرد با میوه‌های دارای رطوبت بالا مثل نارنگی یا هندوانه به دلایلی که البته توضیح آن پیچیده است نیز توصیه نمی‌شود

 

مثلاً افرادی که گیاه‌خوارند چون سبزی‌ها اکثراً سرد و تر هستند و مصرف آن‌ها باعث افزایش رطوبت در بدن می‌شود به عنوان ادویه برایشان استفاده از آنقوزه توصیه می‌شود چون گرمی زیاد این ادویه، رطوبت گیاهان و آسیب و عوارض مصرف آن‌ها را کمتر می‌کند.

 

آیا مصرف غذاهای ممنوع پشت هم یا همزمان در همان لحظه مشکل‌آفرین است یا در اثر تکرار عوارض بروز می‌کنند؟

در برخی از موارد عوارض را همان لحظه می‌بینیم مثل خوردن انگور بعد از کله‌پاچه اما به طور کلی، در افراد مستعد، عادت به مصرف این مواد در درازمدت باعث بروز بیماری می‌شود. مثلاً فردی را در نظر بگیرید که عادت دارد شام دیر می‌خورد، در وعده شام گوشت می‌خورد و قبل از خواب هم شیر یا ماست مصرف می‌کند یا مثلاً فردی که عادت دارد همراه برنج، ترشی می‌خورد، تکرار این آموزه‌های غلط در افراد مستعد از نظر مزاج و در شرایط خاص است که آسیب‌رسان می‌شود.

 

آیا در اثر مصرف این ممنوعه‌ها فرد دچار بیماری‌های مشخصی می‌شود؟

خیر، گاهی می‌شنویم که مصرف ماست و ماهی و ترشی به ویژه در کودکی برص می‌آورد. این موضوع اصلاً درست نیست. مصرف همزمان چند ماده غذایی سرد، اخلاط سرد و خلط سودا ایجاد می‌کند. از طرفی، یکی از مکانیسم‌های برص در طب سنتی نیز ایجاد آن به واسطه خلط سوداست اما این‌گونه نیست که حتماً به دلیل مصرف همزمان غذاهای سرد، فرد برص بگیرد. این مواد به هر حال دستگاه گوارش را دچار اختلال می‌کنند و بسیاری بیماری‌ها از همین‌جا نشأت می‌گیرند.

بخش تغذیه و آشپزی تبیان




منبع: سلامتیران - سمیه مقصودعلی

موضوعات: اطلاعات پزشکی  لینک ثابت
[پنجشنبه 1392-06-28] [ 01:33:00 ق.ظ ]




همواره ازدواج جوانان از دغدغه های آنها به شما می رفته است در این زمینه سوالات و شبهات جوانان را از مراجع عظام تقلید جویا شدیم.

پاسخ مراجع عظام تقلید درباره خرید ساعت طلا برای داماد

خرید عروسی برای داماد و عروس یکی از سنت های مسلمانان و ایرانیان محسوب می شود. دستور اسلام و سنت پیامبر اکرم (ص) برگزاری ازدواج های آسان و ساده است و بر آن تأکید شده و پیامبر اکرم (ص) در این باره می فرمایند: هر که برای خدا ازدواج کند و برای خدا کسی را به ازدواج دیگری درآورد، سزاوار ولایت و دوستی خداست.

رهبر حکیم انقلاب نیز برای ترویج ازدواج آسان برای جوانان و برداشتن موانع فرهنگی پیش روی ازدواج آنها می فرمایند: مسأله‌ ازدواج، یك مسأله‌ كاملاً فردى و شخصى است. خانواده‌ها باید فكر كنند؛ دستگاه هاى دولتى و عام، باید توصیه‌هاى عمومى كنند. من خودم توصیه‌ام این است كه ازدواج را آسان بگیرند؛ مهریه‌ها زیاد نشود؛ جهیزیه‌ها سنگین نشود؛ در مراسم مهمانی ها، خیلى ریخت و پاش نشود و اسراف‌آمیز نباشد. باید روى این كار شود. چه‌قدر خوب است كه از لحاظ فرهنگى و هنرى تبلیغ شود، تا مردم اینها را فرا گیرند. اگر این را فرا گرفتند، من فكر مى‌كنم كه ازدواج آسان خواهد شد (1).

در این میان متأسفانه برخی، ازدواج را صحنه تفاخر و چشم و هم‌چشمی قرار می دهند. خریدن ساعت طلا برای داماد و لوازم تجملی یکی از این اشتباهات است. ساعت های طلا و بند چرمی مخصوص مردان، ساعت های سنجش فواصل زمانی ساخته شده از طلا و ساعت های ساخته شده از کریستال تنها چند نوع از این ساعت ها است و این در حالی است که پژوهش های علمی از مضر بودن طلا برای سلامتی مردان خبر می دهند.

خرید و استفاده ساعت جیبی و مچی طلا برای داماد چه حکمی دارد؟

رهبر فرزانه انقلاب اسلامی حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای(مدظله العالی): استفاده طلا برای مردان جایز نیست و همچنین خرید و فروش آن به این غرض جایز نمی‌باشد.

حضرت آیت الله سیستانی:
جایز نیست.

حضرت آیت الله مکارم شیرازی: زینت به طلا براى مردان به هر رنگى که باشد (حتى طلاى سفید) جایز نیست و نماز خواندن با آن باطل است، ولى استفاده از پلاتین که فلز دیگرى است، اشکالى ندارد.

حضرت آیت الله وحید خراسانی: پوشیدن طلا، مثل آویختن زنجیر طلا به گردن و بستن ساعت مچى طلا به دست و عینك طلا گذاشتن و انگشتر طلا به دست كردن و مانند اینها بر مرد حرام، و نماز خواندن با آنها باطل است، ولى براى زن در نماز و غیر نماز اشكال ندارد. ساعت جیبی طلا خرید و استفاده از آن مانعی ندارد. و اگر ساعت مچی طلا را می شود استفاده حلال از آن ببرند، مثل این که زن به دستش ببندد چنانچه به کسی که در حرام مصرف می کند به قصد این بفروشد که آن را در حرام مصرف کند، معامله آن حرام و باطل است. ولی اگر به این قصد نفروشد و فقط بداند که مشتری آن را در حرام مصرف می کند، معامله اشکال ندارد. ولی چنانچه ساعت مچی طلای مردانه استفاده حلال ندارد، معامله آن حرام و باطل است.

همچنین یکی از مجتهدین و استادان حوزه علیمه این چنین پاسخ داده‌اند:

آیت الله علوی گرگانی: به‌دست کردن ساعت از جنس طلا جایز نیست، اما حمل آن در جیب مانعی ندارد.

پی نوشت:
1- گفت و شنود در دیدار جمعى از جوانان به مناسبت هفته‌ جوان، 1377/02/07


***

پاسخ مراجع تقلید درباره تعیین مهریه توسط دختر و پسر

از مراحل اولیه ازدواج، تعیین مهریه از سوی خانواده هاست. برخی از خانواده ها، تعیین مهریه از سوی دختر و پسر را کاری ناپسند می دانند و آن را امری مختص به بزرگ‌تر های فامیل و خانواده قلمداد می کنند در صورتی که گاهی مشاهده می شود در جلسات تعیین مهریه از سوی خانواده ها، چشم و هم چشمی ها و مشکلاتی اتفاق می افتد و در روند ازدواج 2 شخص مشکلاتی به‌وجود می آورد.

رهبر فرزانه انقلاب اسلامی درباره ازدواج جوانان و تعیین مهریه می‌فرمایند: “در ازدواج، اصل قضیه یك امر انسانى است؛ نه یك امر مادى. اسلام مهریه را قرار داده است؛ اما مهریه این را به‌صورت یك معامله دادوستدى نمى‌كند. این‌جا دادوستدى نیست؛ بلكه طرفین در یك جاى مشترك سرمایه‌گذارى مى‌كنند. این‌طور نیست كه شما مثل خرید و فروش، یك چیز بدهید و یك چیز بگیرید. نه، این‌جا چیزى دادن و چیزى گرفتن نیست؛ بلكه هر 2 نفر موجودى خودشان را در صندوق و كاسه‌ مشتركى مى‌گذارند و هر دو از آن استفاده مى‌كنند. در ازدواج، قضیه این است (1).

متاسفانه گاهی مشاهده می‌شود برخی از خانواده‌ها به این نکات اساسی در ازدواج توجه نکرده و همچنین اجازه دخالت 2 طرف (دختر و پسر) در زمینه تعیین مهریه را نمی دهند و دلیل این کار را کم تجربه بودن فرزندشان عنوان می کنند.

سوال: تعیین مهریه حق چه کسی است؟ آیا پدر و مادر دختر باید تعیین کنند یا خود دختر؟

رهبر فرزانه انقلاب اسلامی حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای(مدظله العالی):
تعیین مقدار مهریه در صورتی که دختر و پسر به سن رشد رسیده باشند با اختیار و توافق خود آنها است.

حضرت آیت الله مکارم شیرازی:
مهریه حق زوجه است و تعیین مقدار آن به توافق زوجین بستگی دارد، هر چند رعایت احترام والدین لازم است، اما هرگاه آنها با مسائل مهم و سرنوشت ساز فرزند بدون دلیل کافى مخالفت کنند، جلب رضایت آنها لازم نیست.

حضرت آیت الله سیستانی: باید با موافقت دختر و پسر باشد.

حضرت آیت الله وحید خراسانی: خود زن باید به مهریه تعیین شده راضی باشد.

همچنین یکی از مجتهدین و استادان حوزه علیمه این چنین پاسخ داده‌اند:

آیت الله علوی گرگانی: تعیین مهریه از لحاظ شرعی حق دختر است و پدر و مادر نمی توانند دختر را به مهریه خاصی اجبار کنند.

پی نوشت:
1- بیانات در مراسم اجراى خطبه‌ عقد ازدواج 20/04/1370


***

پاسخ مراجع تقلید درباره ازدواج دختر بدون اجازه پدر
یکی از این قوانین مربوط به کسب اجازه دختر به هنگام ازدواج از پدر است. اذن پدر در ازدواج، صرفا به جهت احترام نیست، بلکه رضایت و اجازه پدر نوعی حمایت از دختر در تصمیم گیری برای زندگی آینده‌اش است.

از دیدگاه روان شناختی تأثیر موافقت و مخالفت والدین در ازدواج موفق به جایگاه والدین در نزد فرزندان بستگی دارد. براساس فرهنگ دینی و ایرانی، والدین تأثیر زیادی در ذهن و خاطر فرزندان دارند و به همین جهت همراهی کردن خانواده پشتوانه محسوب شده و حضور این عامل موجب دلگرمی جوانان و برخورداری آنها از اطمینان به خود و جرأت عمل و آرامش و سکون می شود.

همچنین راه بهره مندی از پشتوانه ای محکم و تجارب آنها و دلسوزی و نیک اندیشی آنان را هموار می کند و مصلحت اندیشی دلسوزانه و حتی پشتوانه ای اقتصادی فراروی جوانان می گذارد. 1

آیا دختری که درآمد دارد و مستقل است برای ازدواج، نیاز به اجازه پدرش دارد؟


رهبر فرزانه انقلاب اسلامی حضرت آیت الله العظمی خامنه ای(مدظله العالی): به هر حال در ازدواج دختر باکره بنابر احتیاط واجب باید با اجازه پدر یا جد پدری او باشد و بدون آن بنا بر احتیاط واجب عقد، صحیح نیست.

حضرت آیت الله مکارم شیرازی: در مورد ازدواج دختر باکره، این کار بدون کسب اجازۀ ولىّ دختر جایز نیست و منظور از باکره دخترى است که قبلا شوهر نکرده است، خواه عضو بکارت موجود باشد، یا نه.

حضرت آیت الله سیستانی: دخترى كه به حدّ بلوغ رسیده و رشیده است، یعنى مصلحت خود را تشخیص مى‏ دهد، اگر بخواهد شوهر كند، چنانچه باكره باشد و متصدى امور زندگانى خویش نباشد، باید از پدر، یا جدّ پدرى خود اجازه بگیرد، بلكه ـ بنابر احتیاط واجب ـ اگر خود متصدى امور زندگانى خویش باشد نیز باید اجازه بگیرد و اجازه مادر و برادر لازم نیست.

همچنین یک تن از مجتهدین و استادان حوزه علیمه این چنین پاسخ داده اند:

آیت الله علوی گرگانی: دختر اگر باکره باشد برای ازدواج باید از پدر خود اجازه کسب نماید و لو اینکه از نظر معیشتی محتاج پدر نباشد و مستقل باشد.

پی نوشت:
1- پرسش و پاسخ های دانشجویی، محمدرضا احمدی

***

پاسخ مراجع تقلید درباره اظهار عشق قبل از ازدواج

روابط میان دختر و پسر برای ازدواج ظرافت هایی دارد و جوان باید به آن توجه داشته باشد.

یکی از این ظرافت ها شناخت زوج ها به هنگام ازدواج از یکدیگر و خانواده های همدیگر است. در ازدواج های سنتی دختر و پسر در جلسات آشنایی با حضور بزرگسالان به طرح خواسته، علایق، ویژگی های شخصیتی و انتظاراتشان از طرف مقابل می پردازند، اما در ازدواج های امروزی با کمرنگ شدن نقش خانواده ها جوانان برای شناخت بیشتر از همدیگر، مدتی قبل از ازدواج را با هم در ارتباط هستند و متأسفانه این روابط گاهی منجر به ایجاد علاقه دختر و پسر نسبت به یکدیگر می شود.

نیازهای عاطفی در انسان یکی از نیازهای اساسی و مؤثر بر تصمیمات هر فردی است و این اظهار محبت و عواطف به جنس مخالف، می تواند پیامدهایی را به دنبال داشته باشد؛

1- زیاده طلبی؛ اظهار محبت به جنس مخالف از جمله مواردی است که با یک سلام و احوال پرسی ساده و مختصر و یا به انگیزه اهداف آموزش و غیره شروع می شود، ولی به تدریج نوع رابطه و گفت‌وگو تغییر یافته و به میزان و کمیت آن نیز افزوده می شود و تا آنجا پیش می رود که فرد تمام انرژی عاطفی خود را می خواهد در همین گفت‌وگو ها و ارتباط هزینه کند و هرگز به همان حداقلی که در روزهای اول داشته، اکتفا نمی کند و رهایی از آن مستلزم هزینه کردن تمام انرژی روانی و جسمانی فرد و قرار گرفتن در بن بست شدید است.

2- وابستگی؛ با شکل‌گیری روابط عاطفی بین دختر و پسر و افزایش تدریجی آن، زمینه وابستگی آنها به یکدیگر و تشدید آن فراهم می شود و این وابستگی آفت بزرگی برای تمرکز حواس است.

همچنین وابستگی مانع گزینش صحیح و دقیق برای شریک آینده زندگی می شود و از آنجا که شخص، به فردی خاص وابسته شده، تمام نیکی ها، خوبی ها، زیبایی ها و … را در فرد مورد علاقه خود می بیند و دیگر توان مشاهده عیوب احتمالی او را ندارد. از طرف دیگر اظهار محبت و دوستی موجب می شود تا پس از مدتی، امکان جدایی از یکدیگر از نظر روانی بسیار سخت و مشکل آفرین باشد.

3- احساس گناه؛ اظهار محبت و دوستی از رفتارهایی است که جامعه دینی و ارزشی آن را نمی پسندد. اغلب افرادی که چنین روشی را در پیش می گیرند، طولی نمی کشد که به خود می آیند و به گذشته خود می اندیشند. رفتارهای خود را با ملاک ها و معیارهای اخلاقی و شرعی مقایسه کرده و آنها را محک می زنند و پشیمان می شوند و اگر نتوانند به درستی از این فضای عاطفی خارج شوند، احساس گناه می کنند و این احساس گناه، منشأ بسیاری از ناگواری های روحی و روانی می شود و از بین بردن این احساس گناه با هزینه هایی انجام می گیرد.(1)

اظهار عشق و محبت بین دختر و پسر به منظور ازدواج، قبل از محرم شدن چه حکمی دارد؟

رهبر فرزانه انقلاب، حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مدظله العالی): به هر حال تا زمانیكه عقد صحیح شرعى خوانده نشده، نسبت به یكدیگر نامحرم هستند و هرگونه ارتباطى كه خارج از ضوابط و احكام شرعى باشد و یا مفسده‌اى بر آن مترتب شود، جایز نیست و مجرد بنای ازدواج مجوز نمی‌شود.

حضرت آیت الله سیستانی: جایز نیست.

حضرت آیت الله وحید خراسانی: در فرض سؤال جایز نیست.

حضرت آیت الله صافی گلپایگانی: جایز نیست. والله العالم.

حضرت آیت الله مکارم شیرازی: در مورد گفتگو و مراودت دختر و پسر، در صورتى که به قصد ازدواج باشد به مقدارى که جهت ازدواج لازم است اشکالى ندارد؛ البته با رعایت شرایط و ضوابط شرعى، و توجه داشته باشید عشقی که آمیخته به گناه نشود و مقدمه ی ازدواج باشد مانعی ندارد.

همچنین دو تن از مجتهدین و استادان حوزه علیمه این چنین پاسخ داده اند:

آیت الله علوی گرگانی: اینگونه مسائل اگر همراه با دوستی و رفاقت یا موجب تحریک شهوت نباشد، حرمت ندارد گرچه ترک آن بهتر است.

آیت الله سید محمد حسینی شاهرودی: دیدن پسر و دختر همدیگر را قبل از عقد و صحبت کردن جهت اطلاع از شکل وشمایل و افکار و اعتقادات همدیگر به مقدار ضرورت اشکال ندارد ولی اظهار عشق و محبت اگر موجب ریبه شود اشکال دارد.

(1) پرسش و پاسخ های دانشجویی (روابط دختر و پسر)، محمد رضا احمدی


***

پاسخ مراجع تقلید درباره ازدواج اینترنتی

متاسفانه با نگاهی گذرا به دنیای اینترنت مشخص می شود برخی از سایت های دوست یابی و همسریابی با امکاناتی چون آلبوم تصاویر، تالارهای گفت و گو و… موجب شده اند تا بعضی جوانان بدون هیچ گونه اطلاعاتی به سمت روابط ناسالم و بی هدف و گاهی نامشروع حرکت کنند.

این سایت ها و وبلاگ ها با ارائه اطلاعات نادرست به جوانان موجبات آسیب های اجتماعی، روانی و فرهنگی را برای آنان به وجود آورند. حکم فقهی این مساله را از مراجع عظام تقلید سوال نمودیم:

سوال: ازدواج های اینترنتی که در آن دختر و پسر با تکیه به اطلاعاتی که صحت آنها مشخص نمی باشد و تنها با اینترنت با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند و بیشتر آنها به دوستی های قبل از ازدواج منتهی می شود چگونه است؟ آیا این گونه روابط برای ازدواج صحیح است؟ تاسیس سایت‌های ازدواج اینترنتی چه حکمی دارد؟آیا درآمد حاصل از آن حلال است؟


رهبر فرزانه انقلاب حضرت آیت الله العظمی خامنه ای(مدظله العالی):
بطور کلى ارتباط با نامحرم که مستلزم مفسده و یا خوف ارتکاب گناه در آن مى‌باشد، جایز نیست.

حضرت آیت الله مکارم شیرازی: این کار با جنس مخالف اشکال دارد، و غالباً پیامدهاى منفى به همراه دارد، مگر این که مقدّمۀ ازدواج باشد. که در این صورت به مقدارى که جهت ازدواج لازم است، اشکالى ندارد و در مورد سایتهای مذکور اگر این کار زیر نظر افراد مطمئن و با رعایت تمام شئونات اسلامی و اخذ مجوز از مقامات ذی صلاح صورت گیرد کار خوبی است و ممکن است جلوی بسیاری از مشکلات ازدواجها را بگیرد اما با توجه به ظرافت و حساسیت های مساله نیاز به برنامه ریزی دقیق دارد.

حضرت آیت الله سیستانی: ارتباط اینترنتى قبل از ازدواج جایز نیست ولى اگر بعد از آن عقد صحیح خوانده شود اشكالى ندارد وسایتها اگر فقط واسطه آشنایى براى ازدواج باشد وموجب ارتباطهاى نامشروع نشود مفید است.

همچنین یک تن از مجتهدین و استادان حوزه علیمه این چنین پاسخ داده اند:

آیت الله علوی گرگانی: ازدواجهای اینترنتی از جمله ازدواجهای سست بنیان و غیر قابل اعتماد است و توصیه ما به جوانان عزیز دوری از اینگونه رابطه ها و ازدواجها است و اگر قبل از ازدواج دوستی بین دختر و پسر برقرار شود چه بسا موجب عمل حرام هم باشد البته اگر فردی بخواهد از طریق اینترنت به جوانان مشاوره صحیح اسلامی بدهد و آنان را با مرحله خطیری که دارند آشنا کند و احیانا” موردی را برای آنان پیدا کند مانعی ندارد و کسب در آمد از این طریق حلال است البته باید ایجاد رابطه بین دختر و پسر با هماهنگی پدر دختر باشد.

موضوعات: دینی مذهبی  لینک ثابت
[سه شنبه 1392-06-26] [ 01:05:00 ق.ظ ]




روز اول ورودش به دانشگاه بود،در راه بر گشت حسابی کلافه اش کردند،"خانوم برسونمتون؟""خانوم شماره بدم ؟” خانوم…  خانوم …"خانوم افتخار میدین؟”

بغضی راه گلویش را بسته بود.غمگین و کلافه انگار که دنیا روی سرش آوار شده باشد.در سرش غوغایی بود.از آن شهر و آدم هایش دلگیر شد.سر راه به یک امام زاده که در آن نزدیکی بود رفت،زانوانش را بغل گرفت و هق هق گریه اش به راه افتاد.تا توانست با خدا درد و دل کرد و بعد از امام زاده بیرون زد.احساس سبکی می کرد.عجیب بود دیگر خبری از متلک هاوحرف و حدیث های چند ساعت قبل نبود.با بهت و حیرت به دور و برش نگاه می کرد…شهر همان شهر قبلی با همان آدم های قبلی،مگر در آن یکی دو ساعت چه اتفاقی افتاده که دیگر کسی او را اذیت نمی کند؟؟.برای لحظه ای به خودش آمد متوجه شد که:

چادر امام زاده را یادش رفته از سرش در آورد…

موضوعات: داستانک  لینک ثابت
[یکشنبه 1392-06-24] [ 11:43:00 ب.ظ ]




قرآن‌کریم

قرآن دارای 114 سوره و بنابر مشهور 6666 آیه است. و طبق مشهور، واژه «وَ لیَتَلَطَّف» به معنای “نهایت دقت را رعایت کند” که در آیه 19 سوره کهف آمده ، درست در وسط قرآن مجید از نظر شماره کلمات ، قرار گرفته است .

این خود داستان آموزنده‌ای دارد که به آن اشاره می‌کنیم:

اصحاب کهف ، گروهی از مردان هوشیار و با ایمان بودند، و در میان انواع نعمتها در دربار شاه زمان خود بنام دقیانوس به سر می بردند، ولی از محیط آلوده خود، سخت ناراحت بودند.

اینها برای حفظ دین خود، تصمیم گرفتند، از طاغوت و محیط طاغوت زده خود که غرق در خرافات و فساد بود، هجرت کنند.

سرانجام مخفیانه با رعایت موازین تاکتیک و مخفی کاری ، از شهر افسوس بیرون آمده و روزها به راه خود ادامه دادند تا سرانجام به غاری (غار در عربی کهف نامیده می‌شود) رفتند، و دنیای آلوده را با وسعتش ، رها کردند و برای حفظ دین ، غار خشک و تاریکی را محل سکونت خود قرار دادند.

امام صادق علیه السلام فرمود: اصحاب کهف، با اینکه مردان میان سال بودند، خداوند آنان را در آیه 10 سوره کهف به عنوان جوان یاد کرده است . زیرا ایمان به پروردگار داشتند و دارای قلبی جوان بودند.

به هر حال آنها که هفت نفر بودند از درگاه خدا، راه نجات خود را طلبیدند، و خداوند دعایشان را مستجاب کرد، امداد غیبی الهی شامل حال آنها شد و خواب آنها را فرا گرفت، و طبق آیه 25 سوره کهف ، آنها 309 سال در خواب بودند، سپس بیدار شدند و نمی‌دانستند چه مدت خوابیده‌اند، و فکر می‌کردند که یک روز یا نصف روز در خواب بوده‌اند.

سرانجام گفتند، پروردگارتان از مدت خوابتان آگاهتر است، پولی به یکی از افراد خود دادند، تا به شهر برود و غذا خریداری کند.

قرآن در اینجا می فرماید: «وَلْیَتَلَطَّفْ وَلَا یُشْعِرَنَّ بِكُمْ أَحَدًا» با هم گفتند، آن یک نفر که برای خریدن غذا می رود، باید نهایت دقت را به خرج دهد و هیچ کس را از وضع ما آگاه نسازد.

و این یک درس مهم است ، باید یک مسلمان برای حفظ خود و زندگی و جامعه خود ، به گونه‌ای رفتار کند که اسرارش افشا نگردد؛ چه رازهای شخصی و چه خانوادگی و چه اسرار شغلی و… بنابراین واژه وسط قرآن ، درس پوشیدن اسرار و رازداری را به ما می آموزد.

تلطُّف به معنی “رعایت دقیق و ظریف” و مخفی کاری ، برای حفظ خود می آید.

موضوعات: تفسیر  لینک ثابت
[شنبه 1392-06-23] [ 11:33:00 ب.ظ ]




گنبدت از هر کجای شهر سوسو می کند

دست هر آشفته ای را پیش تو رو می کند

در لباس خادمان مهربانت، آفتاب

صبح ها، صحن حرم را آب و جارو می کند

ماه هر شب کنج بست “شیخ حر عاملی”

یاد معصومیت آن بچه آهو می کند

یاد معصومیت آن بچه آهو …یاد تو

کوچه های شهر را لبریز “یا هو ” می کند

باد، هم مثل نگهبان درت… بدو ورود

غصه را از شانه های خسته، پارو می کند

عطر نابی می وزد از کوچه باغ مرقدت

هر که می آید حرم … این عطر را بو می کند

……………………….

…خادمی می گفت که… آقا به وقت بدرقه

دست زائر را پر از گل های شب بو می کند

“مریم سقلاطونی”

موضوعات: مناسبتها  لینک ثابت
[پنجشنبه 1392-06-21] [ 11:58:00 ب.ظ ]




منطق چیست؟

شاگردی از استاد پرسید: منطق چیست؟

استاد کمی فکر کرد و جواب داد : گوش کنید ، مثالی می زنم ، دو مرد پیش من می آیند. یکی تمیز ودیگری کثیف من به آن ها پیشنهاد

می کنم حمام کنند.شما فکر می کنید ، کدام یک این کار را انجام دهند ؟

هردو شاگرد یک زبان جواب دادند : خوب مسلما کثیفه !

استاد گفت : نه ، تمیزه . چون او به حمام کردن عادت کرده و کثیفه قدر آن را نمی داند.پس چه کسی حمام می کند ؟

حالا پسرها می گویند : تمیزه !

استاد جواب داد : نه ، کثیفه ، چون او به حمام احتیاج دارد.وباز پرسید :

خوب ، پس کدامیک از مهمانان من حمام می کنند ؟

یک بار دیگر شاگردها گفتند : کثیفه !

استاد گفت : اما نه ، البته که هر دو ! تمیزه به حمام عادت دارد و کثیفه به حمام احتیاج دارد. خوب بالاخره کی حمام می گیرد ؟

بچه ها با سر درگمی جواب دادند : هر دو !

استاد این بار توضیح می دهد : نه ، هیچ کدام ! چون کثیفه به حمام عادت ندارد و تمیزه هم نیازی به حمام کردن ندارد!

شاگردان با اعتراض گفتند : بله درسته ، ولی ما چطور می توانیم تشخیص دهیم ؟هر بار شما یک چیزی را می گویید و هر دفعه هم درست است

استاد در پاسخ گفت : خوب پس متوجه شدید ، این یعنی: منطق !

خاصیت منطق بسته به این است که چه چیزی رابخواهی ثابت کنی!!

موضوعات: داستانک  لینک ثابت
 [ 11:32:00 ب.ظ ]





آداب غذا خوردن از نظر اسلام تنها سلامت جسم را تضمین نمی‌کند بلکه تضمین کننده سلامت هم جسم و هم جان است.

بشقاب

 

از آنجا که عقل و علم، بر همه رازهای آفرینش احاطه ندارند، چه بسا حکمت برخی از رهنمودهای اسلام برای دانش امروز، مجهول باشد ولی بی تردید این به معنای بی دلیل بودن آن رهنمودها نیست، چنان که فلسفه شماری از احکام اسلام، در گذشته مجهول بود و امروزه علم به راز آن‌ها پی برده است …


 

مهم‌ترین رهنمودهای اسلام در مورد غذا خوردن:

 

نخستین و مهم‌ترین رهنمود اسلام این است که:

آنچه انسان مصرف می‌کند باید از راه مشروع تهیه شده و حلال باشد.

 

دوم: آداب غذا خوردن

آنچه رعایت آن‌ها در هنگام غذا خوردن سفارش شده است:

* تدبر در اینکه انواع خوراکی‌ها چگونه در نظام هستی پدید آمده‌اند.

* آغاز خوردن غذا با نام و یاد خدا

* آغاز کردن غذا با نمک (در صورتی که فرد سالم بوده و نمک برایش ضرر نداشته باشد)

* آغاز کردن از سبک‌ترین غذاها

* نخوردن غذای گرم و خوردن غذای نیمه گرم قبل از سرد شدن

* خوردن با دست راست

* کوچک گرفتن لقمه

* خوب جویدن غذا

* طولانی کردن نشستن بر سر سفره

* گرامی داشتن نان و نگذاشتن آن زیر ظرف غذا

* دست کشیدن از خوردن غذا پیش از سیر شدن کامل و در حالی که قدری از اشتها باقی است.

* خوردن از قسمت جلوی خود

* نگاه نکردن به لقمه دیگران

* رعایت حقوق دیگران در آنچه بر سر سفره است.

* آغاز شدن غذا به وسیله کسی که صاحب سفره است و یا کسی که بزرگ‌تر مجلس است.

* ادامه دادن صاحب سفره به خوردن تا سیر شدن همه کسانی که بر سر سفره نشسته‌اند.

* بلند شدن از سر سفره، قبل از برچیدن آن

نخستین و مهم‌ترین رهنمود اسلام این است که:

آنچه انسان مصرف می‌کند باید از راه مشروع تهیه شده و حلال باشد

 

آنچه هنگام غذا خوردن باید ترک کرد:

* زیاده‌روی در کیفیت و کمیت غذا

* نکوهش غذایی که نسبت به آن بی میل است.

* دمیدن در غذا

* خوردن با دست چپ

* خوردن با یک انگشت یا دو انگشت

* بلند آروغ زدن

* پاک کردن زیاد استخوان‌ها

* آب خوردن در میان غذا

* آب خوردن، پس از خوردن گوشت

* خوردن، در حال سیری

 

سوم : حالاتی که غذا خوردن در آن حالات نهی شده است

غذا خوردن به شیوه متکبران مثلاً در حال «تکیه زده»، «خوابیده به شکم»، «دراز کشیده»، «ایستاده» همچنین غذا خوردن در حال راه رفتن و جنابت نیز بسیار نهی شده است.

 

چهارم : توصیه به هم غذا شدن با دیگران

موضوعات: اطلاعات پزشکی  لینک ثابت
[چهارشنبه 1392-06-20] [ 06:32:00 ب.ظ ]




درباره ی مرحوم عارف بالله «میرزا جواد آقا ملکی»(متوفی1343 ه ق) نوشته اند؛ابتدای سکوکش بعد از دو سال خدمت استاد عارف خود«ملا حسینعلی  همدانی»(متوفی1311) عرض می کند:من در سیر و سیر و سلوک خود به جایی نرسیدم!!!

استاد می فرماید:اسم شما چیست؟عرض می کند:مرا نمی شناسید،من جواد تبریزی ملکی هستم.می فرماید:شما با فلان ملکی ها بستگی دارید؟

عرض می کند:بلی و از آنها انتقاد می کند.

استاد می فرماید:هر وقت توانستی کفش آنها را که بد می دانی پیش پایشان جفت کنی،من خود به سراغ تو خواهم آمد.

میرزا جواد آقا فردا که به درس می رود خود پایین تر از بقیه شاگردان می نشیند و رفته رفته طلبه هایی که از فامیل ملکی در نجف بودند و او آنها را خوب نمی شناخته،مورد محبت خود قرار می دهد،تا آن جایی که کفش را پیش پای آنان جفت می کند.چون این خبر به آن طایفه که در تبریز ساکن بودند میرسد،رفع کدورت فامیلی می شود.

بعدا میرزا جواد استاد می فرماید:دستور تازه ای(بعد از اصلاح فامیلی)نیست،تو باید حالت اصلاح شود و از همین دستورات شرعی بهره مند شوی،ضمنا یادآور می شود که کتاب مفاتح الفلاح مرحوم شیخ بهایی برای عمل کردن خوب است.

میرزا کمکم ترقی می کند و به حوزه قم می آید و به تربیت نفوس می پردازد و عده ی زیادی از خواص و عوام از او بهره مند می شوند…..

موضوعات: حکایات  لینک ثابت
[شنبه 1392-06-16] [ 06:47:00 ب.ظ ]




1390/06/17قيام 17 شهريور و كشتار جمعي از مردم به دست مأموران ستم شاهي پهلوي(1357)

جمعه سرخ(قيام 17 شهريور)

سخنان امام خميني(ره) و مقام معظم رهبري

قيام 17 شهريور


روز حماسه

هفده شهريور، روز حماسه ملت ايران بود؛ روزي که در آن، خون ‏هاي بسياري بر زمين ريخته شد و از ثمره آن، درخت تنومند جمهوري اسلامي به بار نشست. مردم دلير و شجاع، جوانان غيور و با ايمان، مرد و زن، و پير و جوان، همه و همه در اين روز چون سيلي خروشان به خيابان ‏ها جاري گشته و بر ضد رژيم پهلوي شعار دادند و مخالفت آشکار خود را اعلام داشتند.

جمعه خونين

سلام بر آفرينندگان حماسه جمعه سرخ و خونين. سلام بر آنان که غريو اللّه‏ اکبرشان، چونان آذرخشي سهمگين، نعره ‏هاي غرورآميز و مستانه طاغوتيان را در هم شکست و اميدِ ماندگاري آنان را در ايران اسلامي، به يأس مبدل ساخت. سلام بر هفده شهريور که از ايام اللّه‏ است؛ روزي که شهيدان، شعار پر طنين«استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي» را تجسم عيني بخشيدند و آن را با خون مطهر خويش امضا کردند. سلام بر اين روز بزرگ که بهترين انسان‏ ها، فريادهاي امام را لبيک گفتند و عاشقانه راه حسين را برگزيدند و در خون ‏هاي پاک ‏شان غلطيدند و البته رفتن ‏شان، زمينه ‏ساز بازگشت پيروزي ‏آفرين امام به ميهن شد. آنان رفتند تا امام بيايد. رفتند تا اسلام و قرآن زنده شود. رفتند تا ديگر ياران بمانند.

خشم ملت

پس از شهادت حاج آقا مصطفي خميني، حرکت‏ هاي انقلابي و راهپيمايي ‏هاي عظيم توده ملت، روز به روز گسترش مي ‏يافت تا اين‏ که کابينه جمشيد آموزگار پس از حادثه سينما رکس آبادان که به کشته شدن بيش از هفتصد نفر انجاميد، به علت ناتواني از پاسخ‏ گويي، در چهارم شهريور 1357 مجبور به استعفا شد. شريف ‏امامي مأمور تشکيل کابينه گرديد و نقشه شاه با اين تغيير و تحّول، کاستن از نفرت و خشم عمومي بود. شريف ‏امامي در نظر داشت با شعار آشتي ملي، آزادي 237 زنداني سياسي، تعطيلي قمارخانه‏ ها و تغيير مجدد تقويم شاهنشاهي به هجري شمسي، چهره ‏ديني و مردم‏ دوستي از خود نشان دهد؛ ولي در همان روزها، تظاهرات گسترده شهرهاي قم و تهران ادامه پيدا کرد و چندين نفر به شهادت رسيدند. حضرت امام نيز در ششم شهريور برابر با بيست و سوم رمضان، با ارسال پيامي به ملّت مسلمان ايران، درباره حيله ‏هاي شاه اعلام خطر کرد و فرمود: «در اين موقع تاريخ ايران، شاه به وسيله کارشناسان خود دست به توطئه خطرناکي زده است و در اين پانزده سال و به خصوص ماه‏ هاي اخير که دژخيمان شاه با قتل عام‏ هاي شهرستان ‏ها، روي تاريخ را سياه کرده‏اند، اکنون دست به نيرنگ شيطاني زده است».


زمينه ‏ساز قيام

دولت شريف ‏امامي که با شعار آشتي ملي به ميدان آمده بود، هر روز با گلوله ‏هاي سُربي، چندين نفر را به شهادت مي ‏رساند و اين امر بر خشم و انزجار مردم از رژيم شاه مي ‏افزود. راهپيمايي ‏هاي پي در پي و پر شور در شهرهاي مختلف، به ويژه تظاهراتي که در روز عيد فطر، سيزدهم شهريور، با حضور ميليون ‏ها نفر در شهرهاي مختلف برگزار گرديد، نشان از يک حرکت بزرگ در آينده داشت. در تهران نيز با تلاش دکتر مفتح، اجتماع عظيم يک ميليوني براي نماز عيد فطر در تپه ‏هاي قيطريه تشکيل يافت. پس از اتمام نماز، شهيد باهنر سخنراني افشاگرانه‏اي درباره اوضاع کشور ايراد کرد. در ساعت نه صبح، راهپيمايي طولاني نمازگزاران همراه با عکس‏ هاي بزرگي از حضرت امام در پيشاپيش جمعيت آغاز شد. در آن روز از طرف جامعه روحانيت، روز پنج ‏شنبه، شانزده شهريور به مناسبت شهداي چند روز پيش خيابان ژاله، تعطيل اعلام شد. تظاهرات عيد فطر زمينه‏اي براي اجتماع شانزده شهريور و آن روز نيز مقدمه‏اي براي حرکت عظيم و ايثارگرانه صبح روز جمعه، هفده شهريور در ميدان ژاله گرديد.

آغاز واقعه

از ساعت شش صبح هفدهم شهريور، در تهران و يازده شهر ديگر که طي روزهاي اخير، شاهد تظاهرات عظيم مردم بر ضدرژيم شاه بود، حکومت نظامي اعلام شد. اعلاميه ‏هاي فرمانداري نظامي تهران و حومه؛ در حالي از راديو خوانده مي ‏شد که گروه بسياري از مردم تهران، به دنبال وعده‏اي که در پايان راهپيمايي روز گذشته داده بودند که«فردا، هشت صبح، ژاله؛ فردا، هشت صبح، ژاله»، به سوي اين ميدان به حرکت درآمده بودند و از برقراري حکومت نظامي در تهران اطلاع نداشتند. در راهپيمايي روز پنج‏شنبه، تذکر داده شده بود که فردا، روز جمعه، به مناسبت هفتم شهدا، آيت اللّه‏ نوري در مقابل«هيئت فاطميه» در خيابان ژاله، سخنراني خواهد کرد و از مردم دعوت کرده بودند که در آن ‏جا جمع شوند. صبح جمعه، بعد از نماز، مردم پياده و سواره به طرف ميدان ژاله به راه افتادند. ساعت شش صبح، جمعيت در مقابل هيئت در خيابان و پياده‏ روها براي خود جا مي‏ گرفت.

حضور گسترده جمعيت

يکي از حاضران در صحنه هفدهم شهريور، درباره حضور مردم مي‏ گويد: «مردم تعدادشان بسيار بود و نمي ‏توانستيم تعداد آن‏ ها را تخمين بزنيم. جمعيت خيلي زياد بود. پهلو به پهلو جمعيت بود… ما از هر سمت که مي ‏خواستيم به سمت ميدان شهدا برويم، جمعيت فراوان داخل خيابان وجود داشت. رفت و آمد در داخل خيابان يا اطراف ميدان شهدا بسيار مشکل بود».

حضور نظاميان

در روز جمعه هفدهم شهريور 1357، نيروهاي دولتي اعم از شهرباني، نيروهاي ارتش، سربازان و هم ‏چنين نيروهاي گارد ويژه حضور داشتند. تعدادي تانک نيز از طرف خيابان پيروزي به طرف خيابان‏ هايي که به ميدان ژاله ختم مي‏ شد، قرار گرفته بودند. در هر خيابان، سربازان يک خط مسلح تشکيل داده و تيرباري در مقابل هر خيابان قرار داده بودند. بالگردها در بالاي سر جمعيت به صدا درآمده و تعدادي سرباز نيز در ميدان، به صورت زيگزاگ آرايش شده بودند، به طوري که اگر تيربارها که اندکي عقب‏ تر از آنان قرار داشت، تيراندازي کرد، به سربازان برخورد نکند.

جمعه خونين

ساعت 15/9 صبح روز جمعه هفدهم شهريور 1357، به يک‏ باره از يک قسمت ميدان ژاله که جمعيت بسياري در آن جمع شده بود، صداي رگبار مسلسل ‏ها شنيده شد. از بلندگوها فرمان آتش دادند و بالگردها نيز از آسمان مردم را زير آتش گرفتند. جمعيت که فريادِ«اللّه‏ اکبر» و«مرگ بر شاه» سر مي ‏داد، در يک لحظه به خون خود غلطيد. صحنه فجيع و مصيبت ‏بار و در واقع يک کشتار دسته‏ جمعي به وجود آمده بود. خياباني که دقايقي پيش از انبوه جمعيت سياهي مي‏ زد، اکنون پر از اجساد، کفش ‏هاي خونين، پلاکاردهاي پاره شده و زخمي‏ هايي شده بود که کشان کشان خود را به طرف ديگر مي ‏رساندند.

توطئه اسرائيل

بنا به خواست شاه ظالم، کشتار جمعه سياه، با تفنگ ‏هاي گازي اسرائيلي صورت گرفت. روزنامه‏ هاي اسرائيل فاش ساختند که مقامات دفاعي اين کشور، در اوج تظاهرات ملت ايران، براي سرکوبي راهپيمايي‏ ها، اسلحه و تفنگ ‏هاي گازي در اختيار شاه گذاشته بودند تا با مردم مقابله کند. تفنگ ‏هاي پخش‏ کننده گاز به گونه‏اي بود که افراد را دچار نوعي سستي و رخوت مي ‏کرد و هر گونه قدرت حرکت و واکنش عصبي را فلج مي ‏ساخت. هم ‏چنين دولت اسرائيل يک گروه کماندوي ورزيده به وسيله هواپيماهاي شرکت«اِل.آل» به تهران اعزام داشت که تابع اداره اطلاعات ارتش اسرائيل بوده و همه افراد آن، اونيفورم نظامي ارتش ايران را پوشيده بودند. مقامات ايراني براي پنهان کردن اين موضوع، شايع کردند که افراد اين گروهان، از بلوچستان به تهران آمده‏اند.

ميدان شهدا

خبرنگاران خارجي، جمعه هفده شهريور را«جمعه سياه» خواندند و مردم تهران به پاس خون شهيدان اين قتل عام دردناک، ميدان ژاله، قتلگاه آنان را«ميدان شهدا» ناميدند. به دنبال فاجعه ميدان شهدا و قتل عام مردم در هفدهم شهريور و اعلان حکومت نظامي، جمعي از روحانيان در تهران و شهرستان ‏ها دستگير و زنداني شدند. مسئول اين جنايت بزرگ، ارتشبد غلامعلي اويسي، فرمانده نيروي زميني شاهنشاهي و فرماندار نظامي تهران و حومه بود که وقايع خونين پانزده خرداد 1342 تهران هم به رهبري و هدايت او صورت پذيرفته بود. واقعه هفدهم شهريور 1357، نقطه عطفي در تاريخ انقلاب بزرگ مردم مسلمان ايران است که اهميت فاجعه آن، هرگز فراموش نخواهد شد.

بازتاب جهاني

کشتار شرم‏آور و بي ‏رحمانه جمعه سياه، دنيا را تکان داد. از آن پس جهانيان به ماهيت واقعي رژيم و اصالت نهضت مردم ايران پي بردند. فيلم مستند پنجاه دقيقه‏اي «جمعه سياه» که حتي دقيقه‏اي از آن هم در آن زمان در ايران پخش نشد، بسياري ازسينماهاي اروپا و آمريکا را به ماتمکده تبديل کرد.

شعارهاي خونين

قتل عام مردم مسلمان تهران در ميدان ژاله، يکي از بزرگ ‏ترين حوادث نهضت اسلامي ملت ايران به شمار مي ‏آيد. شهداي هفدهم شهريور، همگي فقط به نام اسلام و در راه قرآن به شهادت رسيدند. بازماندگان آن روز گواهند که مرد و زن فرياد مي ‏زدند و شعار مي‏ دادند: «حزب فقط حزب اللّه‏، رهبر فقط روح اللّه‏»، «ايران کشور ماست، خميني رهبر ماست»، «استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي»، «نصرٌ من اللّه‏ و فتحٌ قريب»، «مرگ بر اين سلطنت پر فريب» و «استعمار نابود است، اسلام پيروز است».

جمعه سرخ و سقوط رژيم

هفده شهريور، تسريع کننده سقوط رژيم بود. کارتر در خاطرات خود مي ‏نويسد: «دو ماه پس از ملاقاتي که بين من و شاه صورت گرفت، او در سراسر ايران حکومت نظامي اعلام کرد و در نتيجه، بين پليس و عده کثيري از مسلمانان که دست به تظاهرات زده بودند، برخوردي خونين روي داد. کشته شدن صدها نفر توسط پليس، نه تنها کمکي به شاه نکرد، بلکه موجب شد تا هم قدرت و هم جمعيت و تعداد تظاهرکنندگان افزايش يابد، تا جايي که خواستار برکناري شاه از مقام سلطنت شدند. شاه از يک طرف با تشديد اقدامات نظامي سعي بر مهار ناآرامي ‏ها داشت و از طرف ديگر، تلاش مي ‏کرد با استفاده از طريق ديگر، رضايت مخالفان را براي آرام کردن آنان جلب کند».

حقيقت آشکار

رژيم در حال سقوط شاه، تعداد کل شهداي هفدهم شهريور را، 58 نفر و مجروحان اين فاجعه را 205 نفر اعلام داشت و تجمع گسترده و عظيم مردم تهران را نقشه خارجي اعلام کرد. شمار دقيق قربانيان مظلوم حادثه 17 شهريور در ميدان شهدا هيچ ‏گاه مشخص نگرديد ولي به يقين اين رقم از چهار هزار افزون بود و يکي از بزرگ ‏ترين فجايع تاريخ انقلاب به شمار مي ‏رود.

خاطره‏اي ماندگار

خاطرات يکي از کارمندان پزشکي قانوني درباره تعداد شهداي هفدهم شهريور، از صحت و سقم بيش ‏تري برخوردار است: «بعد از هفده شهريور، هجوم جمعيت به پزشکي قانوني، نشان دهنده کثرت شهدا بود. ما در بهشت زهرا، تعدادي را دفن کرده بوديم و آمار داديم، امّا از بقيه و سرنوشت آن‏ ها اطلاعي نداشتيم. چون تعدادي از شهدا توسط خانواده‏هايشان به خاک سپرده مي‏ شدند. [از] روز هفده شهريور به بعد، رژيم تصميم گرفت که جنازه ‏ها را به پزشکي قانوني نياورد و آن ‏ها را يکسره به بهشت زهرا بردند. 555 جنازه در قطعه هفده بهشت زهرا دفن شد. از طريق ساواک نيز 342 جنازه در بهشت زهرا، طي يک ماه به خاک سپرديم. ضمنا مردم عدهّ‏اي از جنازه‏ هايي را که در هفده شهريور به شهادت رسيده بودند، به بيمارستان‏ ها برده بودند و مخفيانه دفن مي‏ کردند. عده‏اي هم توسط ساواک و از طريق خودشان انجام مي‏ شد. از روز 17 شهريور به بعد، شبي، ده تا دوازده جنازه از بيمارستان شهرباني به بهشت زهرا مي ‏برديم و دفن مي ‏کرديم».

بازتاب جمعه سرخ در رسانه ‏هاي خارجي

از ميان رسانه ‏هاي خبري خارجي، «آسوشيتدپرس» طي خبري به فاجعه ميدان شهدا پرداخت و نوشت: «… پس از دو ساعت زد و خورد در تهران، کاميون ‏هاي پر از کشته شدگان و مجروحان، از صحنه خارج شدند و مقارن ظهر، آرامش در تهران برقرار شده، اما هنوز تيراندازي‏ هاي پراکنده‏اي ادامه دارد. به گفته شاهدان عيني، دست کم يک کاميون پر از کشته شدگان و زخمي ‏ها در ميدان ژاله ديده شد که آن‏ جا را ترک مي ‏کردند. جمعيت هم ‏چنان فرياد مي ‏زد«مرگ بر شاه» و«زنده باد خميني». بسياري از تظاهرکنندگان، در نتيجه اصابت گلوله به زمين افتادند و در خون غوطه‏ور شدند که مأموران آن ‏ها را به داخل کاميون‏ ها کشاندند و از صحنه دور ساختند».

پيام تسليت

مراجع معظم تقليد، همواره امام را در حرکت انقلابي ـ اسلامي ايشان ياري مي ‏کردند. آن ‏ها با نوشتن نامه يا اعلاميه، در موارد مختلف رژيم شاه را مورد بازخواست قرار مي‏ دادند. در حادثه خون‏ بار هفده شهريور، آيت اللّه‏ العظمي گلپايگاني در تلگرامي به شخص شريف‏امامي نوشتند: «اخبار موّحشه از کشتار و قتل ‏عام مسلمانان در تهران مي ‏رسد. حقير به جنابعالي اخطار مي ‏کنم اين ‏گونه برابر شدن با امواج احساسات مردم ناراضي، موجب مصايب عظيم‏تر و خطرات بزرگ ‏تر براي مملکت است. جنابعالي در برابر خدا و تاريخ و ملت ايران مسئول هستيد». ايشان هم ‏چنين در نامه‏اي به مهندس رياضي، رئيس مجلس شوراي ملي وقت فرمودند: «اعلام مي ‏کنم پس از جنايات وحشيانه و کشتار فجيع مردم بي‏ دفاع تهران، رأي دادن به اين دولت نظامي و اين اختناق بي ‏سابقه، خيانت به ملّت و موجب سرافکندگي بيش ‏تر در برابر خدا و ملت مسلمان و تاريخ است». هم ‏چنين آيت اللّه‏ العظمي سيد عبداللّه‏ شيرازي از مراجع تقليد مشهد مقدس، و نيز آيت اللّه‏ العظمي مرعشي نجفي نيز با ارسال پيام‏هايي، مراتب اعتراض خود را به حکومت وقت اعلام داشتند.
هفده شهريور، ترسيم دوشادوشي شيعيان حسين و پيروان زينب، در يک انقلاب اسلامي و حرکت آگاهانه اجتماعي بود.
هفده شهريور، تکرار سر نهادن پسران بر زانوي پدران بود.
هفده شهريور، روز پيام‏ رساني خواهران زينب‏ گونه، از خون علي اکبرها به گوش خفتگان بود.
هفده شهريور، تابلوي سرخ و خونين از شهادت ‏طلبي بود.
هفده شهريور، يک نمايشگاه مجّسم بود از ارزش ‏هاي انساني و فداکاري در راه اسلام.

موضوعات: مناسبتها  لینک ثابت
 [ 06:19:00 ب.ظ ]
 
   
 
نوروز 98