مدرسه علمیه الزهرا(س)قروه
 
 

دی 1391
شنبه یکشنبه دوشنبه سه شنبه چهارشنبه پنج شنبه جمعه
 << < جاری> >>
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30            





جستجو


حدیث روز




محتواها


فال حافظ


پاسخگویی آنلاین به شبهات


حدیث


قرآن آنلاین


اوقات شرعی


لحظه شمار غیبت







لااله الا الله ملک الحق المبین

ذکر کاشف الکرب
 



حال قضاوت با شما …..

موضوعات: غزه و جنگ  لینک ثابت
[چهارشنبه 1391-10-27] [ 12:51:00 ب.ظ ]




به گفته ماکسول گیلارد، هماهنگ کننده کمک‌های سازمان ملل در نوار غزه، اگرچه ارسال محموله‌های انسان‌دوستانه به غزه افزایش یافته ولی غزه با وضعیت بحرانی اضطراری روبروست. اسرائیل وجود بحران را رد کرده، به ارسال محموله‌های اشاره و معتقد است و دارو و غذای کافی در غزه موجود است. به گفته آکسفام، یک موسسه خیریه بین‌المللی فعال در غزه، کمبود آب آشامیدنی، سوخت و مواد غذایی هر روز شدیدتر شده، آب فاضلاب مستقیماً به برخی خیابان‌ها جاری شده و تعداد زخمی‌ها به حدی است که بیمارستان‌ها برای رسیدگی به آنها در تقلا هستند. گفتنی است نابودی یا آسیب به نیمی از خودروهای امدادی نوار غزه و همچنین آسیب به ۱۵ بیمارستان از ۲۷ بیمارستان غزه، کمک‌رسانی به آسیب‌دیدگان را بسیار محدود ساخته بود.

سازمان عفو بین‌الملل در گزارشی از مسدود کردن منابع آبی نوار غزه توسط اسرائیل خبر داد و عنوان کرد که هریک از اهالی غزه روزانه در حدود ۲۰ لیتر آب برای استفاده در اختیار دارد؛ این در حالی است که هر شهروند اسرائیلی روزانه از ۳۰۰ لیتر آب بهره‌مند می‌شود. بر اساس همین گزارش، در طول جنگ سال۲۰۰۹ - ۲۰۰۸ در حدود ۶ میلیون دلار به زیرساختهای آبی فلسطینیان آسیب خورده است.

موضوعات: غزه و جنگ  لینک ثابت
 [ 12:33:00 ب.ظ ]




متن اين گزارش بدين شرح است: هدف طرح حمله رژيم صهيونيستي به نوار غزه و مقاومت 22 روزه مردم مسلمان فلسطين در اين منطقه كه با سكوت و همراهي دولت‌هاي اروپايي، آمريكا و برخي دولت‌هاي عربي صورت گرفت، اسطوره شكست‌ناپذيري رژيم صهيونيستي را فروريخت و به نماد مقاومت اسلامي فلسطين تبديل شد. بر اين اساس، نمايندگان محترم مجلس شوراي اسلامي با ارائه اين طرح، با پاسداشت و تعظيم اين حماسه، در صدد نامگذاري 21 محرم به‌عنوان روز غزه، نماد مقاومت فلسطين در تقويم رسمي جمهوري اسلامي ايران و روز غزه در جهان هستند. پيشينه طرح در متن اوليه طرح، روز غزه براساس سال شمسي در 29 دي‌ماه تعيين شده بود كه با توجه به تعلق حماسه مقاومت غزه به كليه مسلمانان در سراسر جهان و اهميت و ضرورت پيگيري اين موضوع در راستاي همگرايي بيشتر در جهان اسلام، به پيشنهاد مركز پژوهش‌هاي مجلس، نامگذاري روز غزه براساس سال قمري در كميسيون به تصويب رسيد. ارزيابي و پيشنهادها با توجه به ارتكاب جنايات جنگي و جنايت عليه بشريت توسط رژيم صهيونيستي عليه مسلمانان مظلوم فلسطين در جنگ غزه و تأييد گزارش گلدستون در مجمع عمومي سازمان ملل در اين‌باره، توصيه مي‌شود كه وزارت امور خارجه جمهوري اسلامي ايران مكلف گردد كه مسئله نامگذاري روز غزه به‌عنوان نماد مقاومت اسلامي و مظهر جنايت عليه بشريت توسط رژيم صهيونيستي را در سازمان‌هاي بين‌المللي و به‌ويژه سازمان كنفرانس اسلامي پيگيري كند.


موضوعات: غزه و جنگ  لینک ثابت
 [ 12:30:00 ب.ظ ]




 

امام حسین علیه السلام فرمودند:

لاتـَرفع حــاجَتَک إلاّ إلـى أحـَدٍ ثَلاثة: إلـى ذِى دیـنٍ، اَو مُــرُوّة اَو حَسَب ؛

جز به یکى از سه نفر حاجت مبر: به دیندار، یا صاحب مروت، یا کسى که اصالت خانوادگى داشته باشد.

(تحف العقول ، ص 251)

موضوعات: حدیث روز  لینک ثابت
 [ 12:11:00 ب.ظ ]




اول ربیع الاول

 1.دفن بدن پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم2.لیله المبیت 3.هجرت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلمر 4.هجوم به خانه وحی5.مسمومیت امام عسگری علیه السلام

 سوم ربیع الاول

 تخریب کعبه توسط یزید

 پنجم ربیع الاول

 وفات حضرت سکینه

 هشتم ربیع الاول

 شهادت امام عسگری علیه السلام

 نهم ربیع الاول

 1.آغاز امامت حضرت ولی عصر علیه السلام 2.قتل عمر بن خطاب 3.قتل عمر بن سعد

 دهم ربیع الاول

 1.ازدواج پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم با خدیجه سلام الله علیها2.مرگ داوود بن علی حاکم ظالم مدینه 3.مرگ مالک بن انس4.اولین روز خلافت غاصبانه معاویه

 دوازدهم ربیع الاول

 1. آغاز وجوب نماز 2.ورود پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به مدینه3.مرگ معتصم عباسی 4.مرگ احمد بن حنبل

 چهاردهم ربیع الاول

 1.مرگ یزید بن معاویه 2.مرگ موسی خلیفه عباسی

 شانزدهم ربیع الاول

 ورود اهل بیت امام حسین علیه السلام به شام

 هفدهم ربیع الاول

 1. ولادت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 2.ولادت امام صادق علیه السلام

 بیست و دوم ربیع الاول

 جنگ بنی النضی

 بیست و سوم ربیع الاول

 ورود حضرت معصومه سلام الله علیها به قم

 بیست پنجم ربیع الاول

 1.جنگ دومه الجندل2. صلح امام حسن علیه السلام

 روز اول ماه ربیع الاول:

 1.دفن بدن مطهر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

 در نیمه شب اول ریع بدن مطهر خاتم الانبیا’ والمرسلین صلی الله علیه و آله و سلم را امیرالمومنین علی بن ابیطالب علیه السلام دفن فرمودند1

 مصیبت و فاجعه رحلت پیامبر صلی الله عله و آله و سلم از یک طرف و بی احترامی به آن حضرت و توجه نداشتن مردم به غسل و کفن و دفن حضرت از طرف دیگر , داغهایی بود که بر دل مبارک امیرالمومنین علیه السلام2 سنگینی میکرد. چنانچه با یاد تلخ آن روزها فرموده اند:” آیا بدن شریف پیامبر صلی الله علیه آله و سلم را رها میکردم و او را دفن ننموده برای خلافت و سلطنت بعد از او نزاع میکردم؟3

 شیخ مفید میفرماید:” اکثر مردم در دفن پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم حاضر نشدند, و نماز بر ان حضرت نخواندند, چه اینکه بین انصار و مهاجرین مشاجره در امر خلافت بود4.اعمش میگوید: پیامبرشان از دنیا رفت مردم هم وغمی نداشتند جز آنکه عده ای بگویند :” امیر از ماستو طایفه دیگری بگویند :” امیر از ماست“5.

 هنگام رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم مغیره خطاب به ابوبکر و عمر گفت: اگر بعدابا مردم کاری دارید آنها را دریابید. لذا ابوبکر و عمر هنگام دفن پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم حاضر نبودند, بلکه میان دیگران بودند که در سقیفه برای خود امیر انتخاب میکردند, و قبل از آنکه کنار بدن حضرت حاضر شوند, بدن مطهر دفن شد6.

 عبدالله بن حسن میگوید: به خدا قسم ابوبکر و عمر بر پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم نماز نخواندند, و سه روز بدن مبارک آن حضرت دفن نشد, ولی با این همه اهل سقیفه مشغول کار خود بودند7.

 حضرت باقر علیه السلام میفرمایند: مردم روز دوشنبه و شب سه شنبه را بر بدن آن حضرت نماز میخواندند, و عموم مردم حتی خواص و نزدیکان حضرت بر بدن مبارک نماز خواندند, اما هیچیک از اهل سقیفه بر غسل و کفن و دفن حضرت حاضر نشدند. امیرالمومنین علیه السلام بریده اسلمی را برای خبر دادن نزد آنان فرستاد, ولی اعتنایی نکردند و بعد از دفن آن حضرت بیعت آنان هم تمام شد8.

 عایشه در این باره اقراری دارد که جالب توجه است. او گفته است:” بخدا قسم ما از دفن پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم با خبر نشدیم تا اینکه صدای بیل و کلنگ را در شب چهارشنبه از حجره آن حضرت شنیدیم“, یعنی بعد از دفن متوجه شدیم9.

 باید از اینان که بر سر غصب خلافت همه چیز را فراموش کرده بودند پرسید: آیا سقیفه در حضور پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم و به سفارش حضرت بود یا غدیر؟

 آیا برای تشکیل شورای سقیفه دستوری از طرف خداوند آمده بود یا درباره غدیر؟

 آیا در سقیفه از اکثر بلاد مسلمین حضور داشتند یا در غدیر؟

 آیا در سقیفه همه مردم حاضر بودند یا در غدیر که حتی زنها هم بیعت کردند؟

 2.لیلت المبیت

 شب اول این ماه پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم از شر کفار از مکه به مدینه هجرت کردند. در آن شب آقا و مولایمان امیرالمومنین علیه السلام جان نثاری فرموده به جای رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم در بستر ایشان خوابیدند10, چه اینکه کفار قریش قصد کشتن حضرتش را داشتند. به این مناسبت آیه و من الناس من یشری نفسه ابتغاء مرضات الله…":” از مردم کسی هست که جان خویش را در راه رضایت خداوند میفروشد و خدا بر بندگان مهربان است در شاُن علی بن ابیطالب علیه السلام نازل شد11.

 در شبی که امیرالمومنین علیه السلام به جای پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم خوابید به جبرییل و میکاییل خطاب رسید که من بین شما دو نفر برادری قرار دادم و عمر یکی از شما را بیش از قرار دادم. کدامیک از شما ایثار میکند که عمر طولانی از آن دیگری باشد؟ هر دو عمر طولانی را اختیار کردند.

 خطاب آمد: ” به زمین نگاه کنید و ببینید که چگونه علی علیه السلام حیات خود را به برادرش پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم ایثار نموده و به جای او خوابیده و جان خود را فدای جان او نموده است. به زمین بروید و او را از دشمنان حفظ کنید“. آنان آمدند و بالای سر امیرالمومنین علیه السلام و میکاییل سمت پاهای آن حضرت نشست و ندا کرد:” بخ بخ من مثلک یابن ابی طالب, خداوند در جمع ملایکه به تو مباهات فرمود” . اینجا بود که آیه شریفه ومن الناس من یشری نفسه ابتغاء مرضات الله … ” نازل شد12.

 3.هجرت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 13 سال پس از بعثت به مدینه طیبه هجرت فرمود.13

 4.هجوم به خانۀ وحی

 در این روز اولین هجوم به خانۀ امیرالمؤمنین علیه السلام صورت گرفت. هنگامی که امیرالمؤمین علیه السلام ، متوجّه غسل و کفن و دفن پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلم شد و غاصبین خلافت در سقیفه بودند، در شب چهارشنبه که اول ربیع بود بدن مبارک آن حضرت را دفن فرمود و طبق وصیت پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلم متوجّه جمع آوری قرآن شد. آن حضرت فرمود: «علی جان، تا سه روز از خانه خارج مشو و قرآن را جمع آوری کن».14

 در این ایام، سه بار به منزل آن حضرت هجوم آوردند : بار اوّل در روز اول ربیع بود که برای بیعت آمدند و آن حضرت فرمود که قسم یاد کرده ام تا جمع قرآن تمام نشود از خانه بیرون نیایم و آنان بازگشتند. پس از آن امیرالمؤمنین علیه السلام شبها صدّیقۀ طاهره و حسنین علیهم السلام را بر درِ منازل اصحال می بردند و طلب یاری می نمودند. 15

 بار دوّم هفت روز بعد از دفن پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلم بود که زبید و عده ای دیگر در منزل امیرالمؤمنین علیه السلام جمع شده بودند. آن روز زبیر شمشیر کشید تا عمر را بکشد. 16

 بار سوم به منزل حضرت هجوم آوردند، و پس از آتش زدن درِ منزل و ضرب و جرح صدّقۀ طاهره سلام الله علیها و کشتن حضرت محسن علیه السلام، امیرالمؤمنین علیه السلام را با دست بسته بیرون بردند.17

 5.مسمومیت امام عسکری علیه السلام

 امام حسن عسکری علیه السلام در اثر زهر مسموم شد و بیماری حضرت آغاز گردید. 18 بنا بر قولی شهادت امام حسن عسکری علیه السلام در سال 260 هـ . در چنین روزی بوده است، 19 و به قولی دیگر در چهارم ربیع الاول و به قولی دیگر در هشتم ربیع الاول بوده است. 20

 1.طبقات ابن سعد: ج2 ص78. مسند احمد: ج6 ص274،242،62 . سنن بیهقی: ج3 ص409م السیرةالنبویة(ابن کثیر): ج4 ص538.

 2. خصال:ص372. اختصاص: ص171.

 3. احتجاج:ص74.

 4.ارشاد مفید: ج1ص189.

 5.تقریب المعارف:ص256.

 6. المصنف:ص568،14. جامع الاحادیث:ج13 ص267.

 7.تقریب المعارف:ص251

 8.مناقب ابن شهرآشوب: ج1ص297 . بحارالانوار: ج22 ص524.

 9.تاریخ الاسلام(ذهبی): ج1ص582. السیرة النبویة(ابن کثیر):ج4 ص538. مسند احمد:ج6 ص274،242،62.

 10.قلائدالنحور:ج ربیع الاول، ص8. مسارالشیعة:ص27. فیض العلام:ص201. زادالمعاد:ص332. بحارالانوار:ج97 ص168 . مصباح کفعمی: ج2 ص596.

 11.سورۀ بقره: آیۀ 207.

 12.بحارالانوار:ج19 ص39.

13.قلائدالنحور:ج ربیع الاول، ص8. مصباح کفعمی: ج2 ص596

 14.تفسیر فرات: ص398 . در توحید صدوق:ص73 هفت روز در امالی طوسی:ج1 ص263 نُه روز است.

 15.کتاب سلیم: ص128. احتجاج:ص75-190.

 16.توحید صدوق:ص73. احتجاج: ج1 ص95-111. بحارالانوار:ج28 ص321

 17.کتاب سلیم: ص82-249. الکوکب الدری: ج1 ص194. الجمل: ص117. کامل ابن اثیر: ج2 ص326. تاریخ طبری: ج3 ص203.

 18.قلائدالنحور:ج ربیع الاول، ص2. مصباح کفعمی: ص523. مصباح المجتهد: ص732. فیض العلام:ص201. ارشاد: ج2 ص336. کشف الغمة:ج2 ص 415 . بحارالانوار: ج50 ص334-335

 19.قلائدالنحور:ج ربیع الاول، ص2. مصباح کفعمی: ص523. مصباح المجتهد: ص732. فیض العلام:ص201.

 20.مسارالشیعة:ص28-29. فیض العلام:ص205.

 

موضوعات: ربیع الاول  لینک ثابت
[یکشنبه 1391-10-24] [ 11:54:00 ق.ظ ]




 

مراسم عزاداری 28و 29 صفر در مکان حوزه علمیه الزهرا(س) قروه برگزار گردید که با دعوت عمومی و حضور پر شور بانوان سطح شهر و طلاب این مدرسه همراه بود، در این مراسم خانم صدیقه کریمی مقدم طی سخنان خود فرمودند:«قرآن کتاب جامع برای هدایت بشر است که از آینده و گذشته خبر داده است و توسط پیامبر(ص) برای هدایت مردم  از سوی خداوند نازل شده است  ایشان همچنین به مناقب پیامبر(ص) و امام حسن مجتبی(ع) و امام رضا(ع) اشاره نمودند و فرمودند که پیامبر عظیم الشأن بعد از نازل شدن سوره نصر که خبر از رحلت پیامبر می داد در همه حال در اندوه و ناراحتی این ذکر را بر لب داشتند  -سبحان الله و بحمده استغفر الله و اتوب الیه- ایشان افزودند که با مطالعه میتوانیم دنباله رو راه امام حسن(ع) باشیم و ایشان در دوران حکومت پدر بزرگوارشان مشاوره سیاسی و جانشین امام علی (ع) بودند و همچنین امام جمعه موقت شهر کوفه بودند و ایشان عهده دار بسیج کردن مردم برای شرکت در جنگها بودند. در مورد علم و کرامت امام حسن(ع) باید گفت که از ایشان در زمینه های گوناگون سوالات متعددی پرسیده می شد از جمله اینکه فرق میان حق و باطل به چه میزان است؟ که امام فرمودند: فاصله حق و باطل به اندازه 4 انگشت است یعنی فاصله میان دیدن و شنیدن. دیدن یعنی حق و شنیدن یعنی باطل … » ایشان همچنین به بیان فضیلت زیارت امام رضا(ع) ومناقب ایشان پرداختند.

 همچنین در این مراسم با برپایی نمایشگاهی از پوستر و تراکت با موضوعات محرم و صفر در محوطه خوابگاهی فضایی معنوی را ایجاد نموده و در پایان مراسم به حاضرین در جلسه کتابهایی با موضوعات این ایام به عنوان هدیه جهت مطالعه داده شد.

افزون بر این موارد  این مراسم با مداحی و مدیحه سرایی و قرائت دعای توسل و پذیرایی همراه بود.


موضوعات: خبر فرهنگي  لینک ثابت
 [ 11:24:00 ق.ظ ]




 
اين ماه همانگونه كه از اسم آن پيداست بهار ماههاست ؛ به جهت اين كه آثار رحمت خداوند در آن هويداست . در اين ماه ذخاير بركات خداوند و نورهاى زيبايى او بر زمين فرود آمده است ؛ زيرا ميلاد رسول خدا صل الله عليه و آله در اين ماه است و مى توان ادعا كرد كه از اول آفرينش زمين ، رحمتى مانند آن بر زمين فرود نيامده است .
از آداب اين ماه است :
1. تمام ماه را در روز تولد پيامبر صل الله عليه و آله با تلاشهاى نيكو و اطاعتهاى گرانقدر و بزرگ ، بزرگ داشته و با پروردگار خود در مورد اين نعمت بزرگ مناجات نمايد.
2. دعا كردن در اول اين ماه با دعاهايى كه روايت شده است از مهم ترين اعمال اين ماه مى باشد.
3. روز هشتم ربيع الاول ، روز وفات امام حسن عسگرى عليه السلام مى باشد. پس سزاوار است در اين روز اندوهگين باشد، بخصوص با در نظر گرفتن اين كه صاحب مصيبت حضرت امام عصر(عج ) مى باشد؛ پس بايد آن امام عليه السلام را با هر زيارتى كه به ذهنش مى رسد زيارت نموده و به امام زمان عليه السلام تسليت بگويد.
4. روز نهم ربيع الاول ، چنانكه در روايت گرانقدرى آمده است ، روز نابودى دشمن خدا بوده و اين روز و خوشحالى در آن فضيلت داشته و روز شادى پيروان آل محمد صل الله عليه و آله مى باشد. سزاوار است كه دوستان آل محمد صل الله عليه و آله شادى خود را در اين روز، به خاطر نابودى دشمن خدا آشكار كنند.
5. روز دهم ربيع الاول ، روز ازدواج پيامبر صل الله عليه و آله با حضرت خديجه عليهاالسلام مى باشد و بر شيعيان لازم است كه به خاطر تاءثير اين ازدواج مبارك و فرخنده ، در خوبى ها و سعادت ها و انتشار نورهاى درخشان و پاك ، آن را بزرگ بدارند.
6. روز هفدهم ربيع الاول ، همان طور كه گفته شد روز ميلاد حضرت رسول صل الله عليه و آله است . از كارهاى مهم اين روز، روزه داشتن اين روز، به خاطر شكرگزارى و به جا آوردن دو ركعت نماز مى باشد كه در هر ركعت آن يك بار سوره حمد، ده بار سوره قدر و ده بار سوره اخلاص مى خواند. سپس در مكان نماز خود نشسته و دعايى را كه روايت شده است را مى خواند.
7. از كارهاى مهم در روز ميلاد پيامبر صل الله عليه و آله ، رعايت آداب عيد و اظهار مراسم شرعى عيدهاى بزرگ است ، تا ديگران اين روز را به عنوان عيد بشناسند.
8. از مهمترين اعمال مهم اين روز به پايان رساندن روز خود با سلام به حاميان و نگهبانان آن روز و به درگاه آنان جهت شفاعت و اصلاح حال تضرع نمودن ، مى باشد.

موضوعات: مناسبتها  لینک ثابت
 [ 11:20:00 ق.ظ ]




۱۵۰ هزار زائرعاشق چندین روز است که از شمال و جنوب و غرب راهی سفر عشق شده اند و از کودک شیرخواره تا کهنسال ۸۰ ساله پا برهنه و لب تشنه در سرمای استخوان سوز جاده ها ره سپار سرزمین آفتاب اند تا به رسمی دیرینه برای ایام عزاداری آخر ماه صفر و شهادت مولایشان امام رضا (ع) در سرزمین غریب توس سوگواری کنند.

۲۷ پایگاه استقبال از زائران و ۱۵امامزاده میقات الرضا (ع) در این استان میزبان قدوم مبارک زائران پیاده رضوی است، زائرانی که به قصد مناجات آمده اند و تنها با گره زدن دستان سرما زده شان به مشبک های پنجره فولاد قلبهای خسته شان آرام می شود.

روزها می گذرد و این زائران سختی راه را به جان خریده اند و با چشم دوختن به حاشیه مسیر نور و خورشید لحظه رسیدن به بارگاه غریب توس را انتظار می کشند و بر پاهای تاول زده خود مرهم عشق می گذارند تا دل خستگی هایشان را در جوار امام هشتم زیر آسمان حرم نجوا کنند.

نوشیدن جام آبی از سقاخانه

می نشینم پای سفره دل آن مادری که آرام و آهسته در حرکت است و عطش رسیدن وجودش را خسته و بی طاقت کرده است.

این مادر می گوید: سال اولی نیست که توفیق پیاده آمدن به حرم را دارم امسال چهارمین سالی است که مشتاقانه و عاشقانه به حریم حضرت مهربانی مشرف می شوم.



این کاروانان سفر دل پیش از اینکه پا به حریم یار بگذارند عاشقانه دستها را به روی سینه قرار می دهند تا اذن دخول کرده و بگویند “اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى عَلِىِّ بْنِ موُسىَ الَّذِى ارْتَضَیْتَهُ وَرَضَّیْتَ بِهِ مَنْ شِئْتَ مِنْ خَلْقِکَ اَللّهُمَّ وَکَما جَعَلْتَهُ حُجَّةً عَلى خَلْقِکَ وَقآئِماً بِاَمْرِکَ وَناصِراً لِدینِکَ وَشاهِداً عَلى عِبادِکَ وَکَما نَصَحَ لَهُمْ فِى السِّرِ و العلانیه و وَدَعا اِلى سَبیلِکَ بِالْحِکْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ فَصَلِّ علَیْهِ اَفْضَلَ ما صَلَّیْتَ عَلى اَحَدٍ مِنْ اَوْلِیآئِکَ وَخِیَرَتِکَ مِنْ خَلْقِکَ اِنَّکَ جَوادٌ کَریمٌ”

سپس رو به گنبد می ایستند و عبارت “السلام علیک یا غریب الغربا” را به قصد قربت بر زبان جاری می سازند و اشک های بی اختیارشان را پیشکش امام می کنند، با این اشک ها دنیا دنیا حرف دارند و دلتنگی، گره می زنند دستهای سرمازده یشان را به مشبک های پنجره فولاد، قلبشان آرام می شود.

حالا رواق‌ها، صحن‌ها و بست‌ها از جمعیت موج می‌زند، هر کسی غرق در حال خود است، یکی زیارت‌نامه به دست دعا می‌خواند.

یکی غرق سکوت و بغض آن یکی نیز بی‌زیارت‌نامه ترکیده بود یکی جواز کربلا می‌خواست و یکی رسیدن به خدا را، مثل اینکه دلش از زندگی دنیایی سیر سیر بود.


هزینه  دیدار حرم یار چاشنی عشق می خواهد

آنان می خواهند در روز شهادت امام مهربانی مویه کنان و موی کنان دل را در حریم یار گره بزنند و گلوهای خشکیده شان را با آب سقاخانه ای که طعم نهر بهشتی دارد سیراب کنند.

و حال چندی دیگر دهه آخر صفر، مراسم خطبه خوانی و شام غریبان فرزند موسی بن جعفر (ع) تا سالی دیگر تمام می شود و این زائران تشنه لب راه  دیار خود را در پیش می گیرند تا بازهم از خانه و کاشانه شان که شاید فرسنگ ها با این سرزمین قدسی فاصله داشته باشد خالصانه و مخلصانه رو به حریم حضرت دوست بایستند و بگویند: ” السلام علیک یا علی بن موسی الرضا “

راستی تا یادم نرفته بگویمت، زیارت آقا بهانه نمی خواهد همیشه پنجره خانه اش باز باز است هزینه سفر به سرزمین آفتاب و دیدار حرم یار چاشنی عشق می خواهد و دلدادگی، هرگاه تن رنجور و بیمارت را نتوانستی به این خانه بکشانی کافی است از همان جایی که ایستاده ای نجواکنان بگویی السلام علیک یا غریب الغربا……….

منبع:http://www.aviny.com

موضوعات: مطالب روزانه, درددل...  لینک ثابت
[پنجشنبه 1391-10-21] [ 11:45:00 ق.ظ ]




اسماء گويد: ديدم حضرت دستهايش را به سوى آسمان بلند كرده و مى‏گويد:

پروردگارا به حق حضرت محمد مصطفى و شوق و اشتياقى كه نسبت به من داشت و به شوهرم على مرتضى و اندوهى كه بر من دارد و به حسن مجتبى و گريه‏اش بر من، و به حسين شهيد و حسرت و افسردگيش نسبت به من و به دخترانم كه دختران فاطمه‏اند و آه ماتمشان بر من، از تو مى‏خواهم كه بر گنهكاران امت حضرت محمد ترحم فرموده،

و آنان را ببخشائى و به بهشت واردشان سازى كه تو گرامى‏ترين سؤال شوندگان و ارحم الراحمين مى‏باشى (1)

  1ـ بلادى البحرانى، «وفاه فاطمة الزهراء»/ 78.

موضوعات: حرف حق  لینک ثابت
 [ 11:28:00 ق.ظ ]




 

یا محمّد (ص) عشــــــق تو آخر بــراتم میدهد
ذکـــــر نـــــام اکـــبرت از غــــم نجاتم میدهد
گـــــنــبد ســبز مــدینــــه کـــعـــبه ی دوم بود
آرزوی دیـــــدنـــــش شــــــوق حیاتم میدهد

موضوعات: مطالب روزانه, درددل...  لینک ثابت
 [ 11:26:00 ق.ظ ]




 

سپاس خدای تعالی را که به انسان دانایی بخشید و از این جامِ حیات جرعه ای او را نوشانید تا به داناییْ حیات جاودان گیرد و با جهالت بیگانه شود. خداوندا، ما را از آنانی قرار ده که در راهِ به دست آوردن این نعمت می کوشند. آنان که قدم به قدم با توکل به تو، و به یاری تو، پرده های جهل و تاریکی را کنار می زنند و به نور علم دست می یابند. آنان که همه بودنشان را صرف دانستن کردند و از همه دانششان و از همه تلاششان، شناخت تو و قرب تو و جهد در راه تو را آرزو داشتند. پژوهش یعنی غواصی در رویای ژرف و بی پایان دانش. پژوهش پروازی است به سوی دانایی و گذر از لایه لایه ابرهای جهالت و دریافتن روشنای علم. پژوهش شکافتن پوسته های جهل و رسیدن به واقعیت هاست و در این میان هرچه تلاش وسیع تر و عمیق تر باشد،نتیجه بیشتر و بهتر است. هرچه بیشتر غوص کنی و در غواصی هرچه ماهرانه تر عمل کنی، مروارید بیشتری صید می کنی و هرچه از تجاربِ دانشمندان و عالمان بیشتر بهره بگیری، زودتر به گوهر دریای علم می رسی.

آغاز پژوهش

کنجکاوی و میل به دانستن و شناختن، از جمله خصایص انسانی است که در کودکی به طور جدّی و آشکار بروز می کند. کودکان پژوهشگرانی بزرگند. لمس و دیدن اشیا و حتی زبان زدن به آنها راه هایی است که کودک در ابتدای زندگانی اش برای شناختن به کار می برد و سؤالات پیاپی و بی انتها شروع جدیدی از دوره پژوهش آنان است. بی اعتنایی به این سؤالات جدّی، بی اهمیّت دانستن آنها و دادن پاسخ های نادرست و گمراه کننده از سوی ما موجب می شود که کودکان در بزرگسالی پژوهشگران لایقی نباشند.

پژوهش در اسلام

دین اسلام اقیانوسی بی کران از دانایی و علوم مختلف را بر روی انسان می گشاید. اهمیّتی که دین اسلام به اندیشه، علم آموزی و پژوهش داده است بسیار شایان توجه است. کتاب های مذهبی از قرآن و نهج البلاغه گرفته تا سایر کتاب های حدیثی، سرشار از علوم مختلف و دانستنی های گوناگون است و بر عهده دانشمندان اسلامی است که در این اقیانوس بی کران غوص کنند و مرواریدی از دانایی به قدر توان خود به جامعه اسلامی هدیه کنند. اهمیت اسلام به پژوهش تا آنجاست که مداد علما را برتر و والاتر از خون شهدا می داند و دانش اندوزی و طلب علم را از نماز و روزه و حج و جهاد در پیشگاه خدا بهتر و عزیزتر می شمرد. آری معجزه برتر پیامبر ما کتاب آسمانی اوست و جمله آغازی آن که خداوند بدان با رسولش سخن گفت امر به خواندن است. رسول خدا و جانشینان گرانقدرش حامل همه علوم الهی بر روی زمین هستند و آبشارهای سرشار و جاری کلامشان سفره های عظیم دانایی را در برابر ما گشوده است.

آنچه به نتیجه کار پژوهشگر ارزش می بخشد، موضوعی است که پژوهشگر برای تلاش خود برگزیده است. اندیشمندی که برای روشن کردن و شناساندن راه زندگی بشر و نمودن راه هدایتی از سوی راهنمایان الهی، در کلام این بزرگواران جستجو می کند و درست را از نادرست می شناساند و به تفسیر و ترجمه آن می پردازد، یا دانشمندی که برای درمان یا شناخت عامل یک بیماری عمری را به تلاش می گذراند تا جامعه بشری را از رنجی آزار دهنده نجات بخشد، حقّی عظیم بر گردن جامعه بشری دارد و شایسته پاداشی بسیار است. امّا هستند کسانی که برای قتل عام یا به خرابی کشاندن منطقه ای، در پی یافتن سلاحی مخرّب می کوشند. اینان خائنان به عالَم علمند و سزاوار عقابی بزرگ.

پژوهش در وادی دانش، تلاش در راه آموختن و یافتن دانستنی ها و گام برداشتن در جاده علم، چنگ زدن به ریسمان سعادت و نوشیدن از جام خوشبختی و رستگاری است. امیرالمؤمنین علی(ع) می فرمایند: «طالب علم در دنیا عزتمند و در آخرت رستگار است».

جرعه ای از جام دانش

جام علم و دانایی جامی است بی پایان که نه لبریز می شود و نه پایانی می پذیرد و نه خشک می شود. به نوشیدن جرعه ای از جام دانش تشنگی گل می کند و عطش افزون می شود. آنچه از جام دانایی به دست می آید عزّت دنیا و رستگاری آخرت است و آن که جرعه ای از آن بنوشد وگامی در وادی آموختن بردارد، ناخواسته به سوی این وادی کشانده می شود و تشنه می شود برای جرعه ای دیگر و گامی دیگر و جرعه ای دیگر تا وادی سعادت ابدی.

علم برتر

آموختن علم دین برتر از آموختن علوم دنیوی است. علوم دینی جستجو در کلام وحی و معصومین است و این برتر از پژوهش در علوم مادّی و تجربی است. هرچند شناخت علوم دنیوی نیز ضروری و ارجمند است، امّا از آنجا که هدف از اصل آفرینش، شناخت خدا و عبادت و بندگی

 

اوست، جستجو در این وادی دارای ارج و بهای بیشتری است و علوم دنیوی و مادی نیز تا آنجا بها دارد که در راه خدا و به یاری خدا صورت گیرد و اینجاست که مقام طلب علم از مقام عبادت خدا به مراتب بالاتر و والاتر است.

ضرورت علم

از آنجا که مقصدْ آخرت است و دنیا راهی است برای گذر و آخرت عالم بقا و ماندن است و دنیا عالم فنا و گذشتن، کسب علوم مربوط به عالم بقا بسیار ضروری تر، با اهمیّت تر و پرفایده تر از کسب علوم مربوط به عالم گذراست؛ چنانکه شناختن مقصدِ این راه بسیار مهم و ضروری است و اساسا سفر بدون شناختِ مقصد چرخشی است در بیراه. امروز فرصتی است تا به پژوهش هامان در این باره بیاندیشیم که تا چه حد بدان اهمیت داده ایم و تا کجا به ضرورت آن توجه کرده ایم.

در کلام معصوم

آن که قدم به دیار پر نور علم می گذارد و بال به سوی آسمان دانستن و شناختن می گشاید، آنگاه به نور راه می یابد که شایسته چنین گام نهادن و بال گشودنی باشد. در کلام روشن رسول اکرم حضرت محمّد(ص) جستجوگر راستین چنین توصیف شده است: «آن که علم را برای خدا بخواهد هیچ دری از علم بر او گشوده نگردد جز آنکه در نفسش فروتنی افزون شود، با مردم تواضع بیشتر کند، ترسش از خدا فزونی گیرد و اجتهادش در دین وسعت یابد. او کسی است که علم را بیاموزد و بیاموزاند».

امّا آنکه علم را برای دنیا بخواهد یا برای منزلتی در میان مردم یا مقامی نزد سلطانی، دری از علم بر او گشوده نگردد، جز آنکه خود را بزرگ پندارد، در میان مردم تکبر کند، نسبت به خدا مغرور شودو در دین جفا کند. او کسی است که از علم نه خود سود کند و نه دیگری را سود می بخشد.

تاریخی روشن

تاریخ پژوهش در دیار ما آن قدر درخشان و روشن است که بسیاری از دانشمندان امروزی، حتی در پیشرفته ترین کشورها چشم به ستارگان عالم پژوهش در تاریخ دیار دوخته اند و از نور آنان بهره می گیرند؛ عالمانی بزرگ، دانشمندانی وارسته و برجسته که در علومی مختلف تبحّر داشته، استادانه پوسته های جهل را می شکافتند وبه عمق دانایی ها دست می یافتند. کسانی چون ابن سینا، خواجه نصیر طوسی، ابوریحان بیرونی و چه بسیار از دانشمندان که نه فقط از علوم مادّی بهره مند بودند، بلکه ازعلوم الهی نیز بی نصیب نبودند و اینک بر ماست که آثار گرانقدرشان را ارج نهیم و از آن بهره بجوییم.

پژوهشگری بزرگ

استاد شهید مرتضی مطهری ستاره ای است که در دنیای علم و آگاهی به روشنی درخشید و نمونه ای برجسته، پرتلاش، هدفمند و متعهد در میان پژوهشگران بود. امام عزیزمان خمینی تمام آثار آن بزرگوار را بدون استثنا مفید و خواندنی می دانند. دانشمند شهید ما با اتکا به قدرت لایزال الهی قدم در راه پژوهش نهاد و آبشاری زلال و ریزان از دانستنی های گرانقدر و نکات ارزشمند در پیشِ چشمِ آیندگان جاری ساخت.

گنجی از گذشتگان

پژوهش با تاروپود تاریخ گرانقدر ما چنان آمیخته است که در هر ورق از تاریخمان نام پژوهشگری دانشمند، حکیمی بزرگ یا عالمی برجسته به چشم می خورد. این امر، سنگینی باری را که بر دوش گرفته ایم دوچندان می کند. حیف است اگر به آثار گرانبهای نیاکانمان، که چون گنجی نزد ما به یادگار مانده است، بی اعتنا باشیم و فقط آنها را در کتابخانه ها جمع آوری کنیم. حال آنکه سطر سطر آن آثار حاصل تلاش های خستگی ناپذیر آن بزرگمردان بوده و راهگشای مسیرهای گوناگون در عالم علم است.

و در پایان ارج می نهیم به مقامِ شامخِ عالمان و بزرگانِ عالمِ پژوهش ، آنان که چون علامه حلّی، شیخ مفید، علامه مجلسی، علامه طباطبایی، علامه جعفری و بسیاری دیگر از ستارگان عالم علم که چون خورشید درخشیدند و نورشان همچنان به عالم علم روشنی می بخشد؛ بزرگ مردانی که تمام لحظات عمر را صرف جستجو کردن، یافتن و دانستن کردند و ثمره عظیم آن همه تلاش را بی هیچ دریغی به آیندگان تقدیم داشتند. هدیه های گرانقدرشان را قدر بدانیم و تلاش عالمانه شان را سپاس گوییم.

منبع: مجله گلبرگ ، شماره 23، آذرماه1380 سایت حوزه نت

 

موضوعات: مقاله پژوهشي  لینک ثابت
[چهارشنبه 1391-10-20] [ 11:56:00 ق.ظ ]




 

چرا هنگام ظهر عاشورا كه عطش تشنگي بر خاندان آل رسول فشار آورده بود به امر خداوند آب از زمين جوشيدن نگرفت همچون هنگامه اي كه عطش تشنگي در خانه خدا تاب و تحمل اسماعيل و مادر بزرگوارشان هاجر را بريده بود به امر خدا آب از زمين جوشيدن گرفت ؟

متن پاسخ: كارهاي خداوند متعال براساس حكمت بالغه انجام مي شود. درباره هاجر و اسماعيل، چون آنها بر وادي غير ذي زرع (كاملا خشك) وارد شده بودند و حكمت الهي بر باقي ماندن آن دو و نشان دادن مقام آنها به ديگران بود كه به سرزمين مكه جلب شدند، آب را از چاه زمزم جوشاند. اما در روز عاشورا به حكمت الهي بر اين قرار گرفت كه كارها براساس روال عادي پيموده شود تا هم قدرت ايمان امام حسين(ع) و خاندان و اصحابش بر همگان روشن شود و آنها در اين آزمون سخت پيروز بيرون بيايند و هم درنده خويي دشمنانشان روشن شود و آنها در اين آزمون الهي كاملا مردود شوند.
اگر كفن كردن و غسل دادن بدن ميت مسلمان واجب است، پس چرا امام حسين(ع) بدون غسل و كفن دفن شد؟

متن پاسخ: كفن كردن و غسل دادن بدن ميت مسلمان واجب است، اما علت اين كه بدن امام را كفن نكردند و غسل ندادند، اين بود: بدن شهيدي كه در معركه و ميدان مبارزه به شهادت مي‏رسد، با همان بدن خون آلود و با لباس هايش بدون غسل دفن مي‏شود، و اين اختصاص به امام حسين ندارد. اما چون قسمت بالاي بدن امام در كربلا بدون لباس بود، بدن او را در حصيري گذاشتند و دفن كردند.
در تاريخ آمده است: وقتي بني اسد براي دفن اجساد شهداي كربلا آمدند، امام سجاد(ع) آنان را ياري مي‏كرد و چون پارچه‏اي نداشتند و بدن عريان بود، از آنان حصيري طلبيد تا اعضاي قطعه قطعه سيدالشهداء را در آن گذاشته، تا در قبر بگذارد.

موضوعات: شبهه  لینک ثابت
 [ 11:52:00 ق.ظ ]




 حضرت آدم (ع)به فرزندش شیث چنین وصیت کرد ودستور داد او هم به فرزندان خود وصیت کند:

۱- به دنیا مطمئن نشوید که من به بهشت اطمینان یافتم٬خدااین اطمینان را نپسندید وبیرونم کرد

۲- هرکاری می خواهید بکنید از اول عاقبتش را بنگرید.که من اگر عاقبت اندیشی کرده بودم به این مصیبت دچار نمی شدم

۳- کاری که دل در انجامش آرام ندارد نکنید٬که من هنگام خوردن ازآن درخت دلم لرزید٬امااعتنانکردم٬خوردم وپشیمانی دیدم

-درکارها مشورت کنید که اگر من با ملائکه مشورت کرده بودم گرفتار نمی شدم. ۴

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[سه شنبه 1391-10-19] [ 08:50:00 ق.ظ ]




قیام امام حسین ( ع ) در هر عصر و زمان و برای هر ملت و مردمی پیامی دارد، پیامی که هیچ گاه کهنه نمی شود . اما در شرایطی که همواره ستم پیشگان و استعمارگران خون آشام در تلاش بوده اند تا نقش عاشورا را کمرنگ نموده و بنیانش را براندازند ، موثرترین عاملی که می تواند آن را برای نسلهای آینده حفظ نماید ، مراسم سوگواری امام حسین ( ع ) می باشد . برپا داشتن مراسمی به یاد سید الشهداء در ایام مختلف بویژه ، دهه محرم و روز عاشورا می تواند روشی برای احیاء خط ائمه و تبیین مظلومیت آنان باشد . تاکیدهای فراوان پیامبر و ائمه به برپائی مراسم سوگواری نیز هماهنگ با این اهداف عالیه بوده است .روایت است از امام صادق ( ع ) که فرمودند : ” خداوند شیعیان ما را مشمول رحمت خویش سازد . به خدا قسم شیعیان ما همان مومنین اند ، آنان به خدا قسم با حزن و حسرت طولانی خویش در عزای ما شریک و همــدرد مصیبت های ما خاندانند.

اما متأسفانه خرافات و انحرافاتی در عزاداری برای سیدالشهداء(ع) وارد شده است؛ از جمله ی این خرافات که در طول سالیانی چند میان برخی شیعیان رواج پیدا کرده است، سنت قمه زنی در روز عاشوراست که برای تمسک به خونهایی که در کربلا ریخته شد، افرادی در این روز با قمه و تیغ هایی خود را زخمی نموده و خون جاری می سازند که متأسفانه به حربه ای برای دشمن اسلام ستیز و شیعه ستیز تبدیل شده است.

در رابطه با تاریخچه قمه زنی نظرات و اقوال متفاوتی بیان شده است اما آنچه مسلم است که قمه زنی در قبل صفویه هیچ گونه سابقه ای نداشته است و تردیدها در آن است که آیا در زمان صفویه به وجود آمده است ؟ و یا اینکه بعد از صفویه و در زمان قاجاریه رواج یافته است ؟

بعضی از محققان بر این عقیده اند که قمه زنی در زمان صفویه تاٌسیس گردیده و صفویه آغازگر آن بوده است به این صورت که در روز عاشورا سلاطین صفویه به بخشهای خاصی از افواج ارتش قزلباش خود که به گروه فدائیان قزلباش مشهور بودند دستور می دادند تا به طور منظم و دسته بندی شده ، دسته های عزاداری راه بیاندازند . نصراله فلسفی در کتاب تاریخ شاه عباس کبیر که یکی از دقیقترین تواریخ است فوج فدائیان را چنین تشریح می کند : فدائیان قزلباش که همیشه سرشان به نشانه خدمت تراشیده بود در رز عاشورا شمشیر به دست بیرون می آمدند و تصورشان این بود که نوعی همدردی با اصحاب امام حسین داشته باشند . آنان می گفتند : در چنین روزی که امام حسین و اصحابش تیر می خورند پس ما هم این حالت را برای خودمان ایجاد می کنیم ، یعنی نشان می دهیم که ما در راه امام حسین فدوی هستیم و حاضریم سرمان بریده شود و این شروع قمه زنی شد .استاد یوسفی غروی در تاریخ نگاری عاشورا و تحریفات آن چنین می نویسد : این احتمال نیز وجود دارد که نخست این عمل از سوی صوفیان و درویشان انجام می گرفته است

برخی دیگر از محققان و تاریخ نگاران نیز بر این عقیده می باشند که قمه زنی مربوط به دوره قاجار بوده و در عصر صفویه وجود نداشته است . استاد رسول جعفریان در این باره می گوید : ” پرسیده اند قمه زنی و سینه زنی از کجا شروع شده است ؟ حقیقت این است که دو - سه احتمال هست . یک نظر جدی این است که بخش هایی از صورت های عزاداری از هند آمده است . تشیع در زمان صفوی به هند رفت و در برگشتش از بندر بوشهر و شیراز وارد ایران شد . در مورد لبنان هم همینطور است . در نبطیه یک عالم شیعه گفته یک عده ایرانی این جا آمدند و یک رسم ورسوم خاصی در عزاداری دارند که جلوی اینها باید گرفته شود . این عبارت مال اواخر زمان قاجار است …. عزاداری ریشه اش از خود ائمه است ، ولی شکل عزاداری عربها به گونه دیگری است . شکل عزاداری ایرانی ها بعدها به وجود آمد . راجع به سینه زنی و قمه زنی ، تاریخش به بیشتر از اواخر قاجاریه نمی رسد …. یکی از دلایل این است که فتاوایی که از علما داریم همه اش مال اواخر قاجاریه است و مطلقاً در استفتائات قدیمی تر راجع به این نصی نداریم . این سیستم سینه زنی یا زنجیر زنی یا قمه زنی مطلقاً در متون صفوی نیست . عزاداری ها معمولاً در خانه ها بر پا می شد ، به این صورت که روضه الشهداء را رو به روی خودشــــــان می گذاشتند و از روی آن می خواندند . “

اما اگر بخواهیم به یک جمع بندی میان این دو نظریه دست یابیم باید گفت که ریشه های این گونه عزاداری ها از زمان صفویه نشاٌت می گیرد ولی نه بصورت کنونی ، بلکه بصورت فردی و بسیار محدود و بی ضابطه انجام می گرفته است . و خواستگاه آن بیشتر در شهرهایی بوده است که در آن دراویش و صوفیان نفوذ بیشتری داشته اند.

گزارشی از اولیاء چلپی در عهد شاه صفی در مورد عزاداری مردم تبریز که مرکز اصلی تجمع دراویش و صوفیان بوده اظهارات فوق را تاٌیید می کند : ” هنگامی که خواننده به قسمتی میرسد که طرز کشته شدن امام حسین به دست شمر ملعون را توصیف می کند درست در همان لحظه تصاویر اجساد اطفال کشته شده امام را از چادر شهیدان کربلا بیرون می آورند . از تماشای این منظره فریادها و ناله و شیون های ” وای حسین ” گوش فلک را کر می کند و تمامی تماشگران گریه وناله سر می دهند ، صدها تن از مخلصان با شمشیر و قمه به سر و صورت و پیکر خود زده مجروح می شوند .

با این حال در طول دوره صفویه و زندیه ، عزاداری رسمی و سنتی شیعیان همواره به صورت روضه خوانی و برگزاری تعزیه انجام می گرفته است و همین امر منجر گردیده تا سیاحان خارجی عصر صفوی حرفی از قمه زنی یا زنجیر زنی به میان نیاورده و فقط اشاره ای به اعمالی داشته باشند که می تواند سرآغازی برای این اعمال باشد . اما این سبک عزاداریها در دوره قاجاریه صورت منظم تری به خود گرفت و با نفوذ در میان عوام ، در مراسم رسمی ایرانیان رسوخ کرد . ” پیر لوتی ” که در زمان مظفر الدین شاه به ایران سفر کرده در مورد قمه زنی می نویسد : ” مردان ، سر برهنه در میان گیسوان خود شکاف خون آلودی ایجاد کرده اند(قمه زده اند ) و عرق و قطرات خون روی شانه هایشان جاری است .

مدعیان قمه زنی برای اثبات جواز قمه زنی خود به دلایلی استدلال می کنند که در اینجا به نقد بررسی این دلایل پرداخته می شود :

دلیل اول قمه زنان: سر به محمل کوبیدن حضرت زینب(س)

قمه زنان به این روایت دروغ استناد کرده و می گویند : اگر قمه زنی و سرشکافتن در عاشورا و عزای سید الشهداء جایز نیست پس چرا حضرت زینب ( س ) سرش را به چوب محمل کوفت و سر و صورت خود را آغشته به خون کرد . دو استدلال برای قمه زنان وجود دارد :


اول اینکه چون حضرت زینب پرورش یافته دامان وحی بوده و نافرمانی خدا را انجام نمی دهد اگر کاری از او سر زده می توان مجاز بودنش را استنباط کرد .


دوم اینکه مگر امام سجاد ( ع ) که امام معصوم بوده همراه حضرت زینب ( س ) نبود و این اقدام عمه را ندید آیا سکوت امام معصوم در اینجا نمی تواند در تاٌیید و تقریر این عمل باشد ؟ تقریر معصوم نیز حجت است .
اما اصل ماجرا چنین است که فردی بنام ” مسلم جصاص(گچکار) ” نقل می کند : به هنگامی که در حال بازسازی دروازه اصلی شهر کوفه بوده هیاهویی می شنود و به سمت هیاهو حرکت کرده و می بیند که اسرای واقعه عاشورا در کجاوه بودندو در این هنگام سر بریده امام حسین ( ع ) را بالای نیزه بردند که حضرت زینب با مشاهده سر بریده برادر ، سر خود را از فرط ناراحتی به چوب محمل می کوبد چنانچه خون از زیر مقنعه اش جاری شد . و با چشم گریان اشعاری را قرائت کردند.
این مطلب برگرفته شده از کتابی بنام ” نورالعین فی مشهد الحسین ” می باشد که نویسنده آن مشخص نیست و تنها به ابراهیم بن محمد نیشابوری اسفراینی نسبت داده می شود که شخصی اشعری مذهب و شافعی مسلک بود و بسیاری از علما در بی اعتبار بودن آن صحه گذاشته اند . چنانچه محدث بزرگوار مرحوم شیخ عباس قمی صاحب مفــاتیح الجنـــــــان بیان می کند که : نسبت سر شکستن به حضرت زینب بعید است چون ایشان عقیله بنی هاشم و صاحب مقام رضا و تسلیم است.8 وی سپس با استناد به کتابهای معتبر می نویسد که اصلاً محمل و هودجی در کار نبود تا آنحضرت سرش را به آن بکوبد .
همچنین عالم بزرگوار آیت اله حاج میرزا محمد ارباب نیز در خصوص بی اعتبار بودن کتاب نورالعین و بی اساس بودن گفته های مسلم جصاص تاکید دارد.

قمه زنان با استناد به این موضوع ، قمه زنی را از مصادیق جزع و عزاداری می دانند چون جزع و عزاداری برای امام حسین از شعائر الهی است پس قمه زنی نیز به تبع آن جایز و حتی مستحب است .

ولی باید دانست که هر فعل و شیئی دارای تعریف و محدوده مشخصی می باشد که این تعریف یا از ناحیه شرع مقدس معین شده و یا عقل و عرف برای آن محدوه معین می نماید . در اینجا نیز باید محدوده عزاداری توسط شرع یا عقل معین گردد . امام خمینی (قدس سره) در این باره چنین می گویند : در اینجا هم باید در خصوص عزاداری ومجالسی که به نام امام حسین ( ع ) بر پا می شود سخنی بگویم . ما وهیچ یک از دینداران نمی گوییم که با این مراسم ، هر کسی هر کاری می کند خوب است . چه بسا علمای بزرگ و دانشمندان ، بسیاری از این کارها را ناروا دانسته و از آن جلوگیری کرده اند10
اما در مورد قمه زنی باید گفت که هیچ دلیل شرعی که بتوان با آن قمه زنی یا اعمال شبیه به آن را به عنوان عزاداری و جزع بر شمارد موجود نمی باشد . از برخی روایات نیز می توان این موضوع را درک کرد . چنانچه جابر بن عبداله انصاری می گوید از امام محمد باقر ( ع ) درباره جزع سئوال نمودم حضرت فرمودند : ” شدیدترین مرتبه جزع عبارتست از فریاد همراه وای گفتن ، زدن بصورت و سینه و چیدن مو از جلوی سر ، و هر کس نوحه گری بر پا کند به طور حتم صبر را رها کرده و در غیر صبر قرار گرفته است.

بر همین اساس است که روش هماهنگ با فکر و عقیده اینست که اندوه از راه قداست قهرمانان آن ، راهی برای هماهنگی با مصیبتی باشد که آنها داشته اند ، تا شهادت ، قداست اسلامی خود را حفظ کند و مصیبت در گامهای رسالت ، موثر واقع شود . بنابراین باید غم و اندوه آنان را به گونه ای مجسم کرد که رسالت را مجسم کنند و جنبه های انسانی آن را آشکار سازد تا مردم بدانند که این مصیبت ، مصیبت انسانی تاریخی نبوده ، بلکه مصیبت انسانیت در تمام مراحل زندگی بوده است.

دلیل دوم قمه زنان: فرازی از زیارت ناحیه مقدسه

در قسمتی از زیارت منسوب به زیارت ناحیه مقدسه آمده است : ” من صبح و عصر بر تو ندبه می کنم و به جای اشکها بر تو خون می گریم . ” بعضی ها خواسته اند تا از این عبارت جواز قمه زنی و خونریزی را استفاده نموده و بگویند چون امام زمان ( عج ) حاضر است برای جد بزرگوارش خون گریه کند پس ما نیز می توانیم قمه زنی و خونریزی کنیم .
اولاً باید گفت : اینگونه استدلال ها یا از شدت تعصب آنهاست یا از روی قلّت سواد . زیرا هر شخص غیر مغرضی با شنیدن این جملات متوجه میشود که خون گریه کردن امری است که عرفاً محال بوده و عملی نیست . پس اگر معنای کلام را آنگونه که قمه زنان معنی می کنند تصور کنیم لازم می آید که نعوذبالله امام زمان ( عج ) در این کلمات دروغ گفته باشند . اینگونه استعمالات ادبی که برای بیان شدت احساسات فرد بکار میرود در کلام فصحاء به وفور یافت میشود و نباید آن را در غیر محل آن ، معنی نمود .

ثانیاً : بحث مربوط به این روایت فقط در عنوان اولی حکم قمه زنی وجود دارد و آن این است که آیا آسیب رساندن به بدن در عزاداری جایز است یا نه ؟ . اما بحث از عنوان ثانوی قمه زنی ، که وهن مذهب بودن آن است همچنان به جای خویش باقی است . به عبارت دیگر قمه زنی همچنان به عنوان ثانوی حرام خواهد بود.

چرا که موجب انزجار و تخریب مذهب تشیع می شود

منابع:

1ـ ربانی خوراسگانی، علی، «قمه زنی سنت است یا بدعت»

2ـ بحار الانوار ، ج 43 ، ص 222

3ـ ربانی خوراسگانی، علی، «قمه زنی سنت است یا بدعت»

4ـ ایرانیان و عزاداری عاشورا ، اصغر فروغی ابری ، ص 61

5- ناسخ التواریخ ، ج 6 ، ص 54 و 55

6ـ منتهی الآمال ، ج 1 ، ص 75

7ـ الاربعین الحسینیه ، میرزا محمد ارباب ، چاپ اسوه ، ص 232

8ـ کشف الاسرار ، ص 173

9ـ وسائل ، ج 2 ، ص 915 ، باب کراهه الصراخ بالویل و العویل

موضوعات: شبهه  لینک ثابت
 [ 08:33:00 ق.ظ ]




 

۲۸سال پيش در چنين روزي در ‪ ۱۹دي سال ‪ ۱۳۵۶هجري خورشيدي، قيام بزرگ مردمي عليه رژيم ستم شاهي در قم برگزار شد.
پس‌از شهادت آيت‌الله مصطفي خميني، تظاهرات مختلفي در شهرهاي گوناگون از جمله تهران، ساري، اصفهان، مشهد برگزار شد كه همه اين تظاهرات مفهوم خاصي را به ذهن متبادر مي‌كرد و آن زنده‌كردن ياد امام خميني(ره) قافله سالار انقلاب اسلامي بود.
به‌همين دليل عمال شاه برآن شدند كه به نوعي چهره امام خميني (ره) را در ميان عامه مردم مخدوش سازند و به اين ترتيب دست به انتخاب خطرناكي زدند كه هزينه سنگيني را نيز براي آن پرداخت كردند.
صبح ‪
۱۸دي‌ماه طلاب با تشكيل اجتماع بزرگي تظاهرات و راهپيمايي خود را آرام به سوي منازل مراجع وقت آغاز كردند و با تجمع در مقابل منازل ايشان با دادن شعارهايي به‌حمايت از امام پرداختند. عده‌اي از طلاب در مقابل بيت مرحوم آيت‌الله‌العظمي گلپايگاني (ره) تجمع كردند.
موقعيت قم در تاريخ انقلاب اسلامي
ايران بركسي پوشيده نيست و كمتر انساني در دنياست كه از انقلاب اسلامي ايران اطلاع داشته و از نقش قم در اين انقلاب بياطلاع باشد. چه در طول نهضت انقلاب اسلامي و چه پس از پيروزي آن، قم زادگاه حوادث مهم تاريخي بوده است. ليكن دو حادثه بسيار مهم آن از ويژگي خاصي برخوردار است؛ يكي جرقة انقلاب (قيام 15 خرداد 1342) و ديگري آتش انقلاب (قيام 19 دي 1356) كه هر دو در بستر تاريخ اين شهر زاده و رشد يافت.
با نگاهي به گذشته و اوضاع و احوال ايران در آن زمان به خوبي در خواهيم يافت كه چگونه حكام و پادشاهان بر مردم اين كشور حكمراني
كرده و از دسترنج اين ملت براي خود سفرههاي رنگين گسترده و ثروت اين ملت را بر باد ميدادند.

در سال 1341 كه شاه ايران با سفر به آمريكا دستورهاي لازم را براي اجراي انقلاب سفيد خويش، گرفت در 19 دي از مردم خواست تا در انتخابات نمايشي شركت كرده و براي اجراي اهداف آمريكايي شاه به لوايح پيشنهادي رأي بدهند. كه در اينجا نيز شهر مقدس قم با هدايت و رهبري امام خميني (ره) اين رأي گيري را تحريم و به مخالفت با آن پرداخت.
تاريخ، روحيه حماسي و انقلابي مردم اين سرزمين را روزي به ثبت رسانيد كه محمد رضا شاه پهلوي در سال 1341 به منظور جلب اعتماد علماء حوزه و فريب مردم به اين شهر سفر كرد و پس از آن كه در 4 بهمن سال 41 در ميدان آستانه از اتومبيل خود پياده شد تمامي آرزوهايش را بر باد رفته ديد؛ زيرا صحن
هايي را به نظاره نشست كه انتظارش را نداشت. نه تنها از مردم استقبال كننده، كسي را نديد بلكه كارمندان اداري و دولتي و روحانيون نيز به چشم نميخوردند و سكوتي شگفت بر شهر حكمفرما شده بود.
گويا شاه به شهري پر از دشمن قدم نهاده است. از شدت خشم و اضطراب از رفتن به حرم منصرف گشته و از همانجا بازگشت.
در دوّم فروردين سال 1342 كه مصادف با سالگرد شهادت امام جعفر صادق ـ عليه السّلام ـ بود حادثه
اي ديگر در تاريخ انقلاب شهر قم ورق خورد، مردم و روحانيان عاشق و دلباخته حرم اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ در مدرسه فيضيه مشغول عزاداري بودند كه با حادثهاي غمبار روبه رو شدند. عمال دژخيمان با هجومي وحشيانه و كشتاري بيرحمانه، علما و فضلا را به خاك و خون كشيدند كه اين جريان باعث خشم ملت بر عليه شاه و حكومت مستبد او شد. و با اين كار سنگري ديگر از سنگرهاي رژيم توسط مردم و علماي قم فتح گرديد.
قيام 15 خرداد
در حالي كه بيش از دو روز از عاشوراي سال 1342 نگذشته بود كه در 15 خرداد همين سال رژيم، امام خميني را شبانه دستگير مي
كند. مردم قم همين كه از موضوع اطلاع پيدا كردند با قلبهاي آكنده از غم و اندوه به اطراف منزل امام هجوم آوردند و با سردادن شعار يا مرگ يا خميني خشم و نفرت خود را بر عليه رژيم ابراز كردند كه به راهپيمايي عمومي مبدل شده و مردم در حرم حضرت معصومه ـ سلام الله عليها ـ تجمع كرده و خواستار آزادي امام ميشوند كه ناگهان صداي گلولههاي نظاميان و رگبار مسلسل آنان موج جمعيت را ميشكند ومردان و زنان بيشماري را در خون خود ميغلتاند. كه امام با اعلام عزاي عمومي،‌نقطة آغاز و بذر آبياري شده انقلاب شكوهمند اسلامي را با خونهاي برزمين ريخته 15 خرداد اعلام ميدارد كه سالها بعد به ثمر نشست.
قيام 19 دي قم (سال 1356)
پس از شهادت فرزند برومند امام خميني حاج آقا مصطفي، در سال 1356، خشم ملت از رژيم ستم
شاهي افزون شد و حكومت در تاريخ 7/10/1356 اقدام به پخش مقالهاي توهين آميز عليه امام در روزنامه اطلاعات نمود كه در پي اين عمل مردم و طلاب قم خشمگين شده و در 19 دي تظاهرات شديدي را بر ضد رژيم پهلوي به راه انداختند. كه با اقدام مسلحانه رژيم برخورد كرده و تعدادي از مردم به شهادت رسيدند. امّا با اين قيام مردم قم آتش انقلاب اسلامي برافروخته گشت و برق آسا به ديگر شهرها سرايت كرد و سرانجام منجر به شكست ظالمان و طاغوتيان و پيروزي مظلومان و مسلمانان شد.
پس از پيروزي انقلاب نيز مردم قم همواره در بستر حوادث مهم تاريخي قرار گرفتند و پيشاپيش مسايل و حوادث و امتحان
هاي بزرگ انقلاب مانند هميشه با سربلندي مسير انقلاب را طي كردند. تا اين كه طي جنگ تحميلي اين ايثار را به اوج خود رساندند و هم اكنون نيز چون گذشته در كنار كليه حوادث مذهبي و سياسي حضور داشته و همواره رهنمون ديگر شهرها و كشورهاي آزاده جهان بوده و هستند.

 

موضوعات: مناسبتها  لینک ثابت
[دوشنبه 1391-10-18] [ 09:42:00 ق.ظ ]




 

 امام حسین علیه السلام فرمودند:

لاتـَرفع حــاجَتَک إلاّ إلـى أحـَدٍ ثَلاثة: إلـى ذِى دیـنٍ، اَو مُــرُوّة اَو حَسَب ؛

جز به یکى از سه نفر حاجت مبر: به دیندار، یا صاحب مروت، یا کسى که اصالت خانوادگى داشته باشد.

(تحف العقول ، ص 251)

موضوعات: فراماسونری, حدیث روز  لینک ثابت
 [ 08:46:00 ق.ظ ]




 

اربعین یعنی گذشت چهل روز از مصیبت جانگداز شهادت سرور و سالار شهیدان.. چرا فقط برای امام حسین علیه ‏السلام روز اربعین تعیین شده و برای امامان دیگر و حتی پیامبر اكرم صلی ‏اللَّه‏ علیه ‏و آله، مراسم روز اربعین نداریم؟

  برای توضیح جواب این سؤال، به این مطالب توجه كنید:

 1) فداكاری‏های امام حسین علیه‏السلام، دین را زنده كرد و نقش او در زنده نگه داشتن دین اسلام، ویژه و حائز اهمیت است. این فداكاری‏ها را باید زنده نگه داشت؛ چون زنده نگه داشتن دین اسلام است. گرامی‏داشت روز عاشورا و اربعین، در حقیقت زنده نگه داشتن دین اسلام و مبارزه با دشمنان دین است.

 2) مصیبت حضرت امام حسین علیه‏السلام، برای هیچ امام و پیامبری پیش نیامده است. مصیبت امام حسین علیه‏السلام، از همه مصیبت‏ها بزرگ‏تر و سخت‏تر بود. اگر عامل دیگری هم در كار نبود، همین عامل كافی است كه نشان بدهد چرا برای امام حسین علیه‏السلام بیش از امامان دیگر و حتی بیش از پیامبر اسلام‏صلی‏اللَّه‏علیه‏وآله عزاداری می‏كنیم و مراسم متعددی برپا می‏كنیم.

 3)در ماه محرم سال ۶۱ق. امام حسین علیه‏السلام، فرزندان، خویشان و یاران آن حضرت را كشتند و اسیران كربلا را به كوفه و شام بردند و همین اسیران داغدیده، روز اربعین شهادت امام حسین علیه‏السلام و یارانش، به كربلا رسیدند و همه مصائب روز عاشورا در آن روز تجدید شد و آن روز، روز سختی برای خاندان پیامبر بود.

 4)دشمنان اسلام با به شهادت رساندن امام حسین علیه‏السلام، قصد نابود كردن دین اسلام را داشتند. دشمنان امام حسین علیه‏السلام تلاش كردند تا حادثه كربلا، به كلی فراموش شود و حتی كسانی را كه برای زیارت امام حسین علیه‏السلام می‏آمدند، شكنجه می‏كردند و می‏كشتند. در زمان متوكل عباسی، همه قبرهای كربلا را شخم زدند؛ مزرعه كردند و مردم را از آمدن برای زیارت قبر امام حسین علیه‏السلام، منع كردند. شیعیان هم برای مقابله با اینها، از هر مناسبتی استفاده می‏كردند كه یكی از این مناسبت‏ها، حادثه روز اربعین است.

 5)یكی از نشانه‏های مؤمن، زیارت امام حسین علیه‏السلام در روز اربعین است. از حضرت امام حسن عسكری علیه‏السلام روایت شده است كه علامت‏های مؤمن پنج چیز است؛ پنجاه و یك ركعت نماز فریضه و نافله در شبانه‏روز، زیارت اربعین، انگشتر به دست راست كردن، پیشانی بر خاك نهادن در سجده و بسم الله را بلند گفتن۱و یكی از وظایف شیعیان را اهتمام به زیارت اربعین بر شمرده‏اند.

 ۱. شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان، ص ۵۴۵.

موضوعات: شبهه  لینک ثابت
[چهارشنبه 1391-10-13] [ 09:41:00 ق.ظ ]




اربعین که می آید، باید از زینب گفت؛ از حاصل زخم ها و نمازهای نشسته ای که هنوز او را به یاد دارند.
اربعین می آید؛ اما تلاوت زیبایی را تنها در چشمان زینب علیهاالسلام باید جست. اربعین می شکفد و نام زینب گل می کند. زینب از آن چه یزیدیان شرم زده هراس داشتند هم بالاتر بود. زینب علیهاالسلام ، با خطبه ای از غربت در میان هلهله زنان شام، گل گریه کاشت. اربعین است و کاروان تأثیرگذار عشق آمده است. فرزند مکه و منا ـ زین العباد ـ آمده است؛ پیک انقلاب گر، برای شامیانی آمده است که دل هاشان از بنای مسجد دمشق هم سخت تر بود.
اربعین آمده است؛ همراه سپاه پیروز افتخار و وارثان خون و روشنی چهل روز از اشک های کربلا می گذرد؛ قطراتی که حاوی پیام فتح اند و دلاورمردی. امروز «جابر» و «عطیه» خود را به مدفن حنجره آزادگی رسانده اند.
در چهلمین روز، تنها چیزی که برای همه تداعی می شود، حدیث خون و پیروزی است.
سجاده نشین لحظه های سرخ عبادت! دستی برآور و سینه ام را عاشورایی کن. می خواهم پس از چهل وادی رنج و گریه، نام تو، مستی فزای دقایق عزایم باشد.

موضوعات: محرم  لینک ثابت
 [ 09:38:00 ق.ظ ]




قدرت بدنی بی نظیر حضرت علی علیه السلام را باید در ردیف معجزات و کرامات به حساب آورد. تاریخ جهان هیچ شخص دیگری را با چنین نیروی جسمانی فوق العاده سراغ ندارد. توانایی بدنی آن حضرت، همان گونه که خود آن بزرگوار فرمودند، یک قدرت عادی و معمولی نبوده، بلکه قدرت الهی و خدایی بود که از ایمان نیرومند او به خدا نشات می گرفت. شاید خداوند خواسته از طریق این قدرت بدنی فوق طبیعی، ارتباط آن حضرت با عالم فوق طبیعت را به مردم بفهماند و آن ها را متوجه شایستگی او برای زمام داری و رهبری جامعه اسلامی پس از رسول خدا علیه السلام سازد، زیرا کسی می تواند جانشین پیامبر عظیم الشان شود که همانند وی با عوالم بالا در ارتباط بوده و از هر جهت، توان فوق بشری برای اداره جوامع انسانی داشته باشد؛ و چنین شخصی- بدون تردید- کسی جز علی علیه السلام نبوده است.
بی شک قدرت بدنی حضرت علی علیه السلام یکی از فضایل آن حضرت بود. همین نعمت بود که به وی امکان آن همه خدمت به اسلام عزیز را بخشید و اگر این نعمت بزرگ نبود، اسلام آن چنان که باید پا نمی گرفت و یا به طور کلی نابود می گردید. پیامبر بزرگ خدا، حضرت محمد علیه السلام در مقام ارزیابی، یک ضربه شمشیر حضرت علی السلام را از مجموع عبادات جنّ و انس، برترو ارزشمندتر می شمارد. به واسطه همین قدرت و شجاعت ناشی از همین ایمان بی نظیر و راسخ آن حضرت به خدا و رسولش بود که ملقّب به “اَسَدُ اللهِ الغالِب” (یعنی شیر همیشه پیروز خدا) گردید.
در این جا توجه شما را به چند ماجرای تاریخی در مورد قدرت بدنی آن حضرت در سنین کودکی و بزرگ سالی جلب می کنم:
1- امام صادق علیه السلام می فرماید:
فاطمه بنت اسد، مادر حضرت علی علیه السلام می گوید: هنگامی که علی علیه السلام مقداری رشد کرد، من او را با پارچه پهنی محکم بستم و در گهواره قرار دادم، ولی او با دستان و دندان های خود آن را شکافت. سپس او را در دو پارچه پیچیدم، آن دو پارچه را نیز شکافت. به تعداد قطعات می افزودم و او همه آن ها را پاره می کرد، تا جایی که وی را در هفت قطعه که یکی از آن ها از جنس چرم و یکی نیز از جنس ابریشم بود پیچیدم، ولی او همه آنها را شکافت…
2- عمر خطّاب می گوید: زمانی که حضرت علی علیه السلام در گهواره بود، ماری را دید که قصد نیش زدن آن حضرت را دارد. دستان امام بسته بود، ولی او تلاش نموده و دست راست خود را خارج نموده و با آن گردن مار را گرفت و آن چنان فشرد که انگشتانش به داخل بدن مار فرو رفته و مار در چنگ آن حضرت جان سپرد. وقتی مادرش سر رسید و مار را در دست فرزند دید، فریاد زده و از مردم کمک خواست. مردم نیز جمع شدند. آن گاه مادر حضرت، خطاب به وی گفت :
“کَاَنَّکَ حَیدَرَةُ؛
گویا تو یک شیر خشگمین هستی!”
3- جابر جعفی می گوید: دایه حضرت علی علیه السلام زنی بود از بنی هلال که خود نیز کودکی داشت که یک سال از علی علیه السلام بزرگ تر بود. روزی دایه، این دو طفل را در خیمه گذاشته و به دنبال کار خود رفت. فرزند دایه از خیمه خارج شده و خود به سر چاهی که در نزدیکی خیمه بود رسانید. علی علیه السلام نیز با او همراه بود.
در این موقع پسرک به چاه نزدیک شده و با سر به داخل چاه واژگون شد. در همین لحظه، علی علیه السلام که از او کوچک تر بود، او را گرفته و همان طور آویزان نگاه داشت. آن حضرت با دندانش یک دست و با دستش یک پای آن کودک را گرفته بود و آن قدر نگاه داشت، تا این که مادرش سررسید و کودکش را گرفت و با صدای بلند فریاد زد: ای مردم! بیایید و ببینید که این چه کودک مبارکی است که جان کودک مرا نجات داد. مردم جمع شدند در حالی که از قدرت و هوش حضرت علی علیه السلام شگفت زده شده بودند.

منبع: SHIA-NEWS.COM شیعه نیوز:

موضوعات: کرامات و معجزات  لینک ثابت
[سه شنبه 1391-10-12] [ 09:15:00 ق.ظ ]




 

 حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند:

فجعل الله…اطاعتنا نظاما للملة و امامتنا أمانا للفرقة؛

خدا اطاعت و پیروی از ما اهل بیت را سبب برقراری نظم اجتماعی در امت اسلامی و امامت و رهبری ما را عامل وحدت و درامان ماندن از تفرقه ها قرار داده است.

(بحار الانوار، ج 43، ص 158)

موضوعات: حدیث روز  لینک ثابت
 [ 09:01:00 ق.ظ ]




اینها فرزندان همانهایی هستند که قرآن ناطق و ولی کامل یعنی اربابمان حسین بن علی (علیهما السلام) را تکه تکه کردند و آن جنایت را عبادت دانستند…..

اللهم العن بنی امیه قاطبه

موضوعات: وهابیت  لینک ثابت
[دوشنبه 1391-10-11] [ 09:49:00 ق.ظ ]




 

 امام رضا علیه السلام فرمودند:

لا یستَکمِلُ عَبدٌ حقیقةَ الایمانِ حَتَّى تَکونَ فیهِ خِصالُ ثَلاثٍ: اَلتَّفقُّهُ فِى الدّینِ وَحُسنُ التَّقدیرِ فِى المَعیشَةِ، وَالصَّبرُ عَلَى الرَّزایا.؛

هیچ بنده ‏اى حقیقت ایمانش را کامل نمى ‏کند مگر این که در او سه خصلت باشد: دین‏ شناسى، تدبر نیکو در زندگى، و شکیبایى در مصیبت‏ها و بلاها.

(بحار الانوار، ج 78، ص 339، ح1 )

موضوعات: حدیث روز  لینک ثابت
[یکشنبه 1391-10-10] [ 11:06:00 ق.ظ ]





روزهاى سال، به طور طبیعى و به خودى خود همه مثل همند؛ این انسانها هستند، این اراده‌‌‌‌‌ها و مجاهدتهاست که یک روزى را از میان روزهاى دیگر برمیکشد و آن را مشخص میکند، متمایز میکند، متفاوت میکند و مثل یک پرچمى نگه میدارد تا راهنماى دیگران باشد. روز عاشورا – دهم محرم – فى نفسه با روزهاى دیگر فرقى ندارد؛ این حسین بن على (علیه السّلام) است که به این روز جان میدهد، معنا میدهد، او را تا عرش بالا میبرد؛ این مجاهدتهاى یاران حسین بن على (علیه السّلام) است که به این روز، این خطورت و اهمیت را میبخشد. روز نوزدهم دى هم همین جور است، روز نهم دىِ امسال هم از همین قبیل است. نهم دى با دهم دى فرقى ندارد؛ این مردمند که ناگهان با یک حرکت – که آن حرکت برخاسته از همان عواملى است که نوزدهم دىِ قم را تشکیل داد؛ یعنى برخاسته ى از بصیرت است، از دشمن‌‌‌‌‌شناسى است، از وقت‌‌‌‌‌شناسى است، از حضور در عرصه‌ى مجاهدانه است – روز نهم دى را هم متمایز میکنند.
مطمئن باشید که روز نهم دىِ امسال هم در تاریخ ماند؛ این هم یک روز متمایزى شد. شاید به یک معنا بشود گفت که در شرائط کنونى – که شرائط غبارآلودگىِ فضاست – این حرکت مردم اهمیت مضاعفى داشت؛ کار بزرگى بود. هرچه انسان در اطراف این قضایا فکر میکند، دست خداى متعال را، دست قدرت را، روح ولایت را، روح حسین بن على (علیه السّلام) را مى‌‌‌بیند. این کارها کارهائى نیست که با اراده‌‌‌‌ى امثال ما انجام بگیرد؛ این کار خداست، این دست قدرت الهى است؛ همان طور که امام در یک موقعیت حساسى – که من بارها این را نقل کرده‌‌‌‌ام – به بنده فرمودند: «من در تمام این مدت، دست قدرت الهى را در پشت این قضایا دیدم». درست دید آن مرد نافذِ بابصیرت، آن مرد خدا.
بیانات در دیدار مردم قم در سالگرد قیام نوزدهم دى ماه ۱۹/۱۰/۱۳۸۸

موضوعات: مناسبتها  لینک ثابت
 [ 10:58:00 ق.ظ ]




حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند:

خیارکم الینکم مناکبة و اکرمهم لنسائهم؛

بهترین شما کسی است که در برخورد با مردم نرم تر و مهربان تر باشد و ارزشمندترین مردم کسانی هستند که با همسرانشان مهربان و بخشنده اند.

(دلال الامامه و کنزالعمال ، ج‌ 7، ص225)

موضوعات: حدیث روز  لینک ثابت
[پنجشنبه 1391-10-07] [ 09:13:00 ق.ظ ]




 

 کمر زمین قرن هاست که از بار سنگین ظلم و بیداد ظالمانی که بر دوش داشته است، شکسته؛ ظالمانی که برگزیدگان خدا را یکی پس از دیگری آزردند، به قتل رساندند یا کمر به قتلشان بستند.

 آه! آیا آن ظالمان نمی دانستند اگر به خاطر همان برگزیدگان خدا نبود -که بر شانه های زمین ایستاده بودند- زمین آنان را می بلعید و در بطن خویش به خاموشی می نشاند؟!

 امروز صبح که زمین با نوازش نور طلایی آفتاب از خواب برخاست، خاطره هایش را مرور کرد؛ امروز که «دحو الارض» است زمین به یاد آورد که نخستین بار از قلب آب در نقطه ای که خانه ی خدا می رفت تا در آن جا برافراشته گردد، گسترده شد؛

 زمین به یاد آورد که سال ها بعد از آن در چنین روزی شاهد میلاد پیامبری بود ابراهیم نام، پیامبری که می رفت تا پدر تمام موحدان عالم گردد، پیامبری که می رفت تا خالصانه یگانه جگرگوشه اش اسماعیل را به فرمان خدا قربانی کند، اما زمین آن روز نیز شاهد بود که کارد گلوی اسماعیل را نبرید چرا که پیامبر خاتم -محمد صلی الله علیه و آله و سلم- و منجی موعود -مهدی عج الله تعالی فرجه- از نسل او بودند، نام محمد و مهدی را از ابتدای خلقتش شنیده بود، اینک قلبش تنها به اشتیاق خاک پای آنان شدن می تپید.

 آن گاه زمین به یاد آورد که سال ها بعد از آن در چنین روزی پیامبری دیگر قدم بر شانه هایش گذاشته بود، پیامبری عیسی نام که او نیز وعده ی آن پیامبر خاتم را داده و گفته بود که:

 رئیس عالم آن بیان کننده ی تمام حقیقت محمد صلی الله علیه و آلهخواهد آمد

 عیسی همو بود که به عشق یک نماز با مهدی فاطمه به آسمان برده شد تا روزی بر گردنه ی افیق بیرون بیت المقدس فرود آید و به آن موعود از خاندان محمد در نماز اقتدا کند.

 آری امروز زمین با این امید از خواب برخاست، هرچند قلب زمین از جفاها شکسته است و فریاد دادخواهی عیسای دلشکسته را به «دادگاه آسمان» شنیده است، اما امروز زمین به خود می بالد که سه روز است مسیحیان واقعی -آن پیروان پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله که مقام حقیقی عیسی را شناخته اند و در انتظار ظهور مهدی و عیسی علیهما السلام لحظه ها را شمرده اند- به دعا و نیایش و روزه برخاسته اند و امروز با چشمانی اشکبار و قلب هایی امید وار میلاد عیسی مسیح را با نماز و دعا برای ظهور مهدی و عیسی جشن می گیرند.

 

گوش های قلبت را بگشا! این زمین است که در روز میلاد خویش و در روز میلاد ابراهیم و عیسی علیهما السلام با ناله های جانسوز از خداوند ظهور مهدی و بازگشت عیسی را می طلبد تا دیگر ظالمان را بر دوش نکشد و فقط متواضعانه خاک پای عادلان باشد.

 توضیح: بنابر اعتقاد شیعه در روز ۲۵ ماه ذی القعده پیدایش زمین آغاز شده و به علاوه تولد دو پیامبر بزرگ الهی حضرت ابراهیم و حضرت عیسی علیهما السلام نیز در همین روز واقع گردیده است.مفاتیح الجنان

  http://www.maseeh.ir

 

موضوعات: مسيحيت  لینک ثابت
[سه شنبه 1391-10-05] [ 08:49:00 ق.ظ ]




 

حضرت عيسي ‏عليه السلام : خادِمي يَدايَ و دابَّتي رِجلاي و فِراشِي الأرضُ و وِسادِي الحَجَرُ و دِفئي فِي الشِّتاءِ مَشارِقُ الأرضِ . . . . أبيتُ و لَيسَ لي شَي‏ءٌ و أصبِحُ و لَيس لي شَي‏ءٌ و لَيسَ عَلي وَجهِ الأرضِ أحَدٌ أغني مِنّي
ترجمه:
خدمت كار من دو دست من است و مركبم دو پاي من و بسترم زمين و بالشم سنگ و گرمابخشم در زمستان مكان‏هاي آفتابگير . . .  . شب و روز خود را با ناداري سپري مي‏كنم و با اين حال روي زمين ، هيچ كس توانگرتر و بي‏نيازتر از من نيست…..  بحار الأنوار ، ج 14 ، ص 239 .

 

موضوعات: مسيحيت  لینک ثابت
[دوشنبه 1391-10-04] [ 09:01:00 ق.ظ ]




يا مَريمُ إنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكِ بِكَلِمَةٍ مِنهُ اسمُهُ المَسيحُ عِيسَي ابنُ مَريمَ وَجيِهاً فِي الدُّنيا وَ الآخِرَةِ و مِنَ المُقَرَّبينَ)

ترجمه:
اي مريم! خدا تو را به كلمه‏اي از جانب خودش بشارت مي‏دهد كه نامش مسيح ، عيسي بن مريم است ؛ در حالي كه در دنيا و آخرت آبرومند و از مقرّبان الهي است….آل عمران ، آيه 45 .

 

موضوعات: مسيحيت  لینک ثابت
 [ 08:56:00 ق.ظ ]




 حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند:

 نحن وسیلته فی خلقه و نحن خاصته و محل قدسه و نحن حجته فی غیبه و نحن ورثه أنبیائه؛

 ما اهل بیت رسول خدا(ص) وسیله ارتباط خدا با مخلوقاتیم ما برگزیدگان خداییم و جایگاه پاکی ها، ما دلیل های روشن خداییم و وارث پیامران الهی

 

(شرح‌ نهج‌ البلاغه‌ لابن‌ ابی‌ الحدید ، ج‌ 16 ، ص‌ 211)

 

 

موضوعات: حدیث روز  لینک ثابت
 [ 08:45:00 ق.ظ ]




سلام بر مسیح

میلاد مسیح، دیباچه زرّین کتاب حقیقت است و بهار تجلی انوار خداوندی در زمین.مسیح آمد تا در کالبد بی جان بشر، روح ایمان، برادری، صفا و صمیمیت بدمد و نوید بخش «حیات طیبه» در پرتو مهر الهی باشد.

مسیح، از سلاله پاکان و از دامن مریم عفیف آمد و با خود طراوت قلوب و بهار جان ها را به ارمغان آورد. میلاد او، باران نور و مهربانی بر این خاک تیره است که از دیو جهل و خرافه به تنگ آمده. مسیح آمد تا جهل بمیرد و روح مانای الهی بر آسمان دل ها بتابد. سلام بر عیسی، روح خدا.

مریم، گل فضیلت ها

خداوند متعال، مادر حضرت عیسی علیه السلام مریم را به شایستگی پذیرفت و به نیکویی، گل وجود او را پرورش داد. مریم در لوای سرپرستی زکریا بزرگ شد. وی آن چنان در بندگی خدا غرق بود که هنگام نُه سالگی، روزها روزه بود و شب ها به عبادت می پرداخت. آن چنان در تقوا و شناخت پروردگار پیش رفت که از اَحبار و دانشمندان پارسای آن زمان پیشی گرفت. خداوند متعال در قرآن مجید می فرماید: «هر گاه زکریا در کنار محراب او قرار می گرفت و برای دیدار او می آمد، غذاهای مخصوصی کنار محراب می دید که از آن در شگفت می شد و از او می پرسید: این غذا را از کجا آوردی؟ مریم در پاسخ می گفت: این از سوی خداست و اوست که هر کس را بخواهد بی حساب روزی می دهد». آری، از چنین بانوی بزرگواری، فرزندی همچون عیسی متولد می شود که آیت و معجزه ای برای اهل عالم است و در یک کلام، روح و کلمه خداست.

بشارت به مریم

یکی از حادثه های مهم زندگی حضرت مریم، بشرات دادن او به داشتن فرزندی گران قدر به نام عیسی است. این بشارت، از این نظر مهم است که فرزند دار شدن او، بدون داشتن شوهر تحقق پیدا می کند که خود، معجزه ای برای همه انسان ها در تاریخ بشری است. این مسئله، در ابتدا برای مریم شگفت انگیز و شاید تلخ بود؛ زیرا زنی چون او که عمری با پاک دامنی زیسته و همیشه در حال عبادت و بندگی خدا بوده است و همه او را به بزرگی و کرامت های والای انسانی می شناسند، حال بی آنکه شوهری به خود ببیند، فرزندی به دنیا آورده که تهمت های ناروایی برای او به همراه دارد. ولی مریم، خم به ابرو نمی آورد و به فرمان الهی گردن می نهد؛ او یکی از زنان پاک دامنی است که قرآن کریم به پاکی اش گواهی داده است.

سخن گفتن عیسی در گهواره

آن هنگام که حضرت عیسی علیه السلام پا به عرصه هستی نهاد، مادرش مریم علیهاالسلام به سمت قوم خویش حرکت کرد. هنگامی که اقوام و بستگان، مریم را با نوزادی در آغوش دیدند، شگفت زده شدند. آنان که سابقه پاک دامنی مریم را می دانستند و آوازه تقوا و کرامت او را شنیده بودند، سخت نگران گردیدند. برخی به شک و تردید افتادند و بعضی دیگر در داوری شتاب کردند و زبان به سرزنش او گشودند. قرآن مجید می فرماید: «آنها گفتند: ای مریم، به یقین تو کار بسیار شگفت و زشتی انجام دادی. ای خواهر هارون، پدر و مادر تو بدکاره نبودند. در این هنگام، (مریم) به سوی نوزادش اشاره کرد. گفتند: چگونه با کودکی که در گهواره است، سخن بگوییم؟ (پس عیسی به سخن آمد و گفت:) من بنده خدا هستم. او کتابی آسمانی به من مرحمت کرده و مرا پیامبر خویش قرار داده است».

پیام تبریک امام خمینی رحمه الله

بنیان گذار کبیر انقلاب اسلام، حضرت امام خمینی رحمه الله در پیامی به مناسبت شادباش سال نو مسیحی، به مسیحیان چنین می فرمایند: «صلوات و سلام خدای بزرگ بر حضرت عیسی بن مریم، روح اللّه و پیامبر عظیم الشأن که مردگان را احیا و خفتگان را بیدار فرمود. صلوات و سلام خدای بزرگ بر مادر عظیم الشأنش، مریم عذرا و صدیقه حورا، که با نفخه الهی، چنین فرزند بزرگی را به تشنگان رحمت الهی تسلیم نمود. درود بر روحانیون و احبار و رهبانان که با تعالیم عیسی مسیح، نفس سرکششان را به آرامش دعوت می کنند. درود بر ملّت آزاده مسیح، آنان که از تعالیم آسمانی عیسی روح اللّه برخوردارند».

کلمه خد

حضرت عیسی علیه السلام کلمه خدا بود که به مریم القا شد. در چند آیه از قرآن ؛ از عیسی علیه السلام به «کلمه» تعبیر شده که به مخلوق بودن آن حضرت علیه السلام اشاره دارد. همان گونه که کلمه ها، آفریده مایند موجودات جهان آفرینش نیز آفریده خدا هستند. کلمه، اسرار درون ما را بیان می کند و نشانه ای از ویژگی های ماست. مخلوقات این جهان نیز روشنگر ویژگی های جمال و جلال خدایند. از این رو، در چند مورد از آیات قرآن، به طور کلّی به همه آفریده ها «کلمه »گفته شده است. البته این کلمه ها با هم تفاوت دارند. بعضی بسیار برجسته و بعضی ساده و کوچک اند. حضرت عیسی علیه السلام افزون بر مقام رسالت، به ویژه از نظر آفرینش، برجستگیِ ویژه ای داشت و آن، این بود که بدون پدر آفریده شد.

زنده بودن مسیح

قرآن کریم می فرماید:«به یاد آر آن گاه را که خداوند فرمود: ای عیسی، من تو را به قرب خود بالا می برم و از معاشرت کافران پاک می گردانم». این آیه شریفه، مؤید این است که حضرت عیسی علیه السلام کشته نشد، بلکه به آسمان رفت. یهودیان مدعی قتل عیسی علیه السلام بودند و مسیحیان نیز گمان می کردند یهود، عیسی علیه السلام را با دار زدن، کشته اند و پس از قتل، خداوند او را از میان قبر به سوی آسمان برده است. ناگفته نماند بر اساس آنچه از ظاهر آیات قرآن برمی آید، حضرت عیسی علیه السلام در نزد خداوندِ متعال زنده است و نخواهد مرد تا همه اهل کتاب به او ایمان آورند.

حواریّون

«حوّار» در لغت به معنای سفیدی خالص است. دلیل نام گذاری یاران حضرت عیسی علیه السلام به «حواریّون» آن بود که شغل آنان، تمیز کردن لباس ها بوده است. روزی به حضرت عیسی علیه السلام عرض کردند: یا روح اللّه ، کیست که از ما برتر باشد؟ هر گاه نان بخواهیم ما را سیر می کنی و هر گاه آب بخواهیم، سیراب می شویم و نعمت ایمان و معرفت به تو نیز به ما عطا شده است. عیسی علیه السلام فرمود: «برتر از شما آن کسی است که از دست رنج خود، نان می خورد و از کسب خود، ارتزاق می کند». آنان چون این سخن را شنیدند، به کار شست و شوی جامه های مردم پرداختند و از دست مزد آن نان می خوردند.

ای ملت مسیح، بپا خیزید!

حضرت امام خمینی رحمه الله در پیامی خطاب به پیروان مسیح چنین می فرماید: «خوشا به حال آنان که گرسنه و تشنه عدالت اند و از بهر عدالت زحمت می کشند، و وای به حال آنان که بر خلاف دستور عیسی مسیح و برخلاف دستور همه پیامبران، به نفع ظالمان و جاسوسان و پایمال کنندگان حقوق ملت ها زحمت می کشند.

ای ملّت مسیح و پیروان عیسی روح اللّه ، به پا خیزید و از شرافت عیسی مسیح و ملت عیسوی دفاع کنید و اجازه ندهید دشمنان تعلیمات آسمانی و مخالفان دستورات الهی، ملت مسیح و روحانیت عیسی را به خلق های مستضعف جهان، بد معرفی کنند. حضور ابرقدرت ها در معابد و دست به آسمان کردن آنان برای دعا به جاسوسان و خاینان علیه مظلومان و مستضعفان، شمارا اغفال نکند».

روحانیت مسیح موظف اند

امام خمینی رحمه الله از روحانیان مسیحی می خواستند مسیحیان و سران کشورها را به پیروی راستین از دین حضرت عیسی فرا بخوانند، ایشان می فرمودند: «روحانیون مسئول اند. در مقابل پیامبران و در مقابل خدای تبارک و تعالی مسئول اند که تعلیمات انبیا را به مردم برسانند و دست مردم را بگیرند و از این گرفتاری ها که دارند، نجات بدهند. … روحانیت مسیح یک خصوصیت زیادی دارد و آن اینکه قدرت های بزرگ، مسیحی هستند، مدعی مسیحیت هستند و آن قدرت های بزرگ اند که در دنیا بر خلاف تعلیمات خدای تبارک و تعالی که به همه انبیا تعلیم فرموده است و بر خلاف تعلیمات عیسی مسیح، عمل می کنند، روحانیت مسیح موظف است به حسب تعلیمات مسیح و به حسب تعلیم خدای بزرگ، که با این قدرت هایی که برخلاف مسیر انبیا و بر خلاف مسیر مسیح رفتار می کنند، مبارزه معنوی بکنند».

معجزه های عیسی

حضرت عیسی بن مریم علیه السلام ، از پیامبران بزرگواری است که اصل وجود، آغاز و پایان زندگی اش، با معجزه همراه بود. عیسی علیه السلام پیغمبری است که بدون داشتن پدر، از مریم مقدّس به دنیا آمد و از همان آغاز چشم گشودن، معجزه های شگفتی از وی به ظهور رسید. پایان زندگی اش نیز بامعجزه همراه بود و خدای سبحان، او را با اعجاز از دست دشمنان رهایی بخشید و به آسمان بالا برد. معجزه های حضرت عیسی علیه السلام در دوران زندگی فراوان است که از آن شمار می توان به سخن گفتن در گهواره، زنده کردن مردگان، شفا دادن کور مادرزاد و بیماری های درمان ناپذیر، نزول مائده آسمانی و آفرینش مرغ از گِل به اذن پروردگار اشاره کرد.

توطئه قتل عیسی

در عصر مسیح، یهودیان از گسترش پیام حضرت عیسی علیه السلام و گرد آمدن مردم پیرامون او، سخت به وحشت افتاده بودند. آنان می هراسیدند که انقلابی خونین بر پا شود و همه قدرت و ثروتشان را بر باد دهد، از این رو، جاسوسان خود را در اطراف آن پیامبر الهی گماشتند، کمین ها بر سر راهش ترتیب دادند و به انواع دسیسه ها دست یازیدند. ولی این همه غوغای تبلیغاتی یهود، در برابر صدای رسای دعوت مسیح تأثیری نداشت و عیسی را از عزم راسخش باز نداشت و او همچنان در نشر حقایق می کوشید. در پی سخنان مسیح علیه السلام مردم گروه گروه از پیرامون یهودیان پراکنده می شدند که نزدیک بود اساس آنها را ویران نماید. بر این اساس، یهودیان با مشورت به این نتیجه رسیدند که باید عیسی علیه السلام را دستگیر کنند و به قتل رسانند که خداوند با بالا بردن حضرت عیسی به آسمان، این توطئه آنان را نقش بر آب نمود.

فروتنی و تواضع

حضرت عیسی علیه السلام همواره با گفتار و کردار خود، حواریّون را آموزش می داد. در حدیث معتبری چنین آمده که روزی حضرت عیسی علیه السلام فرمود: ای گروه حواریون، حاجتی دارم، آن را برآورید. گفتند: حاجت تو برآورده خواهد شد ای روح اللّه . پس عیسی برخاست و پاهای ایشان را شست. حواریون گفتند: ای روح خدا، ما به این کار از تو سزاوارتر بودیم. آن گاه عیسی علیه السلام فرمود: «سزاوارترین مردم به خدمت کردن، دانشمند است. من به این دلیل به شما فروتنی کردم، تا شما پس از من برای مردم فروتنی کنید». سپس فرمود: «حکمت، به فروتنی آباد می شود نه به غرور و فخرفروشی؛ همچنان که گیاه و زراعت در زمین نرم و هموار می روید، نه در زمین سخت و ناهموار».

سرانجام محبت دنی

چنین نقل شده که روزی عیسی علیه السلام به شهری رسید که اهلش جملگی مرده بودند و استخوان هاشان در خانه ها و بر سر راه ها افتاده بود. عیسی علیه السلام به حواریون فرمود: اینان به عذاب الهی هلاک شده اند؛ زیرا اگر به مرگ طبیعی مرده بودند، یکدیگر را دفن می کردند. آن گاه ندا داد: ای اهل شهر، یکی از ایشان در جواب گفت: لبّیک یا روحَ اللّه . عیسی گفت: حال شما چگونه بوده است؟ گفت: صبح در عافیت و سلامت بودیم و شب خود را در هاویه دیدیم. حضرت پرسید: هاویه چیست؟ عرض کرد: دریایی از آتش که کوه هایی از آتش در آن قرار دارد. پس عیسی پرسید: چه چیز سبب چنین عذابی بر شما شده است؟ گفت: محبت دنیا و اطاعت از طاغوت.

ای عیسی

در حدیث معتبری از امام صادق علیه السلام آمده است که از شمار پندهایی که حق تعالی به عیسی علیه السلام وحی فرمود، این بود که: «ای عیسی، بدان که هم نشین بد، گمراه می کند و رفیق بد، هلاک می گرداند. پس دریاب که با چه کسی هم نشینی می کنی و از مؤمنان، برادری برای خود اختیار کن. ای عیسی، با آب، ظاهر خود را شست و شو ده و به نیکی ها و طاعت، دردهای باطن خود را دوا کن؛ زیرا بازگشت تو به سوی من است. ای عیسی، به ثواب من امید داشته و از عذاب من هراسان باش. دل خود را از خواهش شهوت های دنیا بمیران و فقط از من بترس.

ای عیسی، یاد مرا به زبان خود زنده دار و محبتم در دل خویش جای ده. ای عیسی، بر بلاهای من صبر کن و به قضاهای من راضی باش و چنان باش که من می خواهم؛ همانا خواسته من این است که فرمانم برند و معصیتم نکنند».

اندرزهایی از حضرت مسیح علیه السلام

فقط بدی ها را نبینیم

در روایتی چنین آمده است: «روزی حضرت عیسی علیه السلام با حواریّون از راهی می گذشتند، ناگاه به مردار گندیده سگی رسیدند. حواریّون با مشاهده این صحنه گفتند: چقدر این سگ بدبو و متعفّن است؛ ولی حضرت عیسی علیه السلام فرمود: این سگ چه دندان های سفید و خوشایندی دارد؟» آری، عیسای پیامبر با این سخن، به حواریّون آموخت که در کنار بدی، باید خوبی ها و زیبایی ها را دید و فقط به زشتی های ظاهری افراد بسنده نکرد.

اثر فرزند صالح

روزی حضرت عیسی علیه السلام از کنار قبری گذشت که صاحب آن را عذاب می کردند. سال بعد از کنار همان قبر گذشت، ولی عذابی برای صاحب قبر مشاهده نکرد. پس به درگاه خداوندی عرض کرد: خداوندا، سال پیش از کنار این قبر گذشتم، صاحبش را عذاب می کردند، ولی امسال عذاب برداشته شده است. سبب این امر چیست؟ به آن حضرت وحی رسید: «ای روح اللّه ، صاحب این قبر، فرزندی داشت که چون به سن بلوغ رسید، صالح شد و راهی از راه های نیکان را برای ایشان اصلاح کرد که عبورشان از آن آسان باشد. هم چنین یتیمی را نزد خود جای داد. پس او را برای انچه فرزندش کرد، آمرزیدم».

تأسف دنیا را نخوریم

حضرت عیسی علیه السلام به حواریّون می فرمود: «ای بنی اسرائیل، هنگامی که دین شما سالم بود، بر دنیایِ ز دست رفته خود تأسف نخورید ،درست مثل دنیاپرستان، که وقتی دنیایشان سالم است، برای آنچه از دینشان رفته، تأسف نمی خورند».

دنیا، شایسته شما نیست

حضرت عیسی علیه السلام همیشه به یاران خود می فرمود: «ای فرزندان آدم، از دنیا به سوی خدا بگریزید و دل هایتان را از آن بردارید؛ زیرا شما شایسته آن نیستید و دنیا نیز شایسته شما نیست، شما در آن نخواهید ماند و دنیا هم برای شما پایدار نمی ماند. دنیا، پرفریب و پرماجراست. فریب خورده، کسی است که مغرور آن گردد، زیان کار کسی است که به آن دل بندد و هلاک شونده کسی است که آن را دوست بدارد و آن را بخواهد».

درمان ناپذیری انسان احمق

در روایتی از امام صادق علیه السلام آمده است که: عیسی بن مریم علیه السلام فرمود: من بیماران را مداوا کردم و به اذن خدا، ایشان را شفا دادم، کور مادرزاد و شخص برص دار را به اذن خدا بهبودی دادم و مردگان را زنده کردم، ولی نتوانستم شخص احمق را اصلاح و درمان کنم. به آن حضرت گفتند: احمق کیست؟ فرمود: شخص خودپسند و خودرأی؛ کسی که هر فضیلت و برتری را برای خود می بیند، نه برای دیگران و همه جا حق را به خود می دهد، نه دیگران. این احمقی است که بهبودی و مداوایش ممکن نیست.

عصاره افلاک

مسیح، نه نخستین پیام آور خدا بود، و نه آخرین فرستاده آسمان؛ بلکه روحی لطیف در کالبد همه زمان هاست و نامش، بهارِ مهربانی درخزان زندگانی است. … مهربانانه ترین پیام او با جهانیان، بشارت ظهور پیامبری بود که راه او را به مقصد رساند و نام او را از صلیب جهل و کینه، بر عرش سینه ها نشاند. عیسی علیه السلام شادترین کلمه خدا با غمگینان خاکی بود و همو این شادی را نذر محمد صلی الله علیه و آله کرد و خود بر آستان او بوسه امتنان زد. عیسی، پیامبر رحمت و معجزه رسالت بود. عطرِ مهرانگیزی او میان انسان ها پراکنده شده، تا ابد مشام جان هر که را که به یاد حق زنده است، می نوازد.

منبع : http://www.hawzah.net

موضوعات: مسيحيت  لینک ثابت
 [ 08:37:00 ق.ظ ]




 حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند:

 من اصعد الی الله خالص عبادته اهبط الله عزوجل الیه افضل مصلحته؛

 کسی که عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد

 

(بحار الانوار ، ج 70، ص 249 )

 

 

 

موضوعات: حدیث روز  لینک ثابت
[یکشنبه 1391-10-03] [ 08:55:00 ق.ظ ]
 
   
 
نوروز 98