موضوعات: "حرف حق" یا "دل نوشته" یا "ایام فاطمیه" یا "مناجات" یا "تاشهدا" یا "حدیث روز"

حديث روز

الزُّهدُ في الدنيا الراحَةُ العُظمى


دل بركندن از دنيا، بزرگترين آسايش است

امام على عليه السلام

غرر الحكم، ح1316؛ الگوي شادي از نگاه قرآن و حديث، ص236 •

 

اشتراک گذاری این مطلب!

دیث روز


رسول خدا صلی الله علیه و آله :
اَلْبُـكاءُ مِنْ خَشْيَةِ اللّهِ نَجاةٌ مِنَ النّارِ؛
گريه از ترس خدا، مايه نجات از دوزخ است.
جامع الاحادیث ، ص64

اشتراک گذاری این مطلب!

دعای روز چهارم ماه مبارک رمضان ♦


أَللّـهُمَّ قَوِّنى فيهِ عَلى اِقامَةِ أَمْرِكَ وَ أَذِقْـنى فـيهِ حَــلاوَةَ ذِكْـرِكَ وَ أَوْزِعْنى فيهِ لاَِدآءِ شُكْرِكَ بِكَرَمِكَ وَاحْفَـظْنى فيهِ بِحِفْـظِكَ وَ سِتْرِكَ يـا أَبْصَـرَ النّـاظِـرينَ .


«خدايا در اين ‏روز، مرا براى بپا داشتن فرمان خود، نيرو بخش، و شيرينى ذكر و ياد خويش را به من بچشان، و براى اداى شكرت آماده‏ام ساز، و مرا با حافظت و پوشش خود محافظت فرما، اى بيناترين بينندگان».

اشتراک گذاری این مطلب!

حدیث روز


امام علی عليه ‏السلام :
مَن أحَبَّ شيئاً لَهِجَ بِذِكرِهِ؛
هركه چيزى را دوست بدارد، ياد آن ورد زبانش شود.
غرر الحكم ، ح7851

اشتراک گذاری این مطلب!

حدیث روز

امام حسین علیه السلام :

 
بخيل، كسى است كه در سلام كردن بخل ورزد.

اشتراک گذاری این مطلب!

حديث روز


امام هادی علیه السلام :
إِنَّ اللّه‏َ يُحِبُّ الجَمالَ وَ التَّجَمُّلَ وَ يَـكْرَهُ البُؤْسَ وَ البائِسَ؛
خداوند زيبايى و آراستگى را دوست دارد و ژوليـدگى و ژوليـده را دوست نمى‏ دارد.
حياة الإمام على الهادى، ص 153



اشتراک گذاری این مطلب!

حديث روز

0
امام محمد باقر علیه السلام :
اَحَبُّ الاَعمالِ إلَى‏ اللّه‏ِ تَعالى أدوَمُهـا وَ اِنْ قَلَّت؛
محبوبترين كارها نزد خداى متعال آن كارى است كه دوام بيشـترى دارد، گرچـه انـدك باشـد.
جامع الاحاديث، ص 182



اشتراک گذاری این مطلب!

"عاقبت تارک الصلاه"


« أضاعُوا الصّلواة وَ اتَّبَعُوا الشَّهَواتِ فَسَوفَ یَلقَونَ غَیًّا » سوره مریم ، آیه 59 .
کسانی که نماز ها را ضایع می کنند و شهوت ها را پیروی می کنند ، پس به زودی بیندازیم ایشان را در طبقه ای از جهنم که غیّ نام دارد . و آیه مبارکه اول که خدا می فرماید : در روز قیامت او را کور محشور خواهم نمود . در سوره طه ، آیه 125 است که : « قالَ رَبِّ لِمَ حَشَرتَنِی أعمی وَ قَد کُنتُ بَصِیراً » . می گوید پروردگارا چرا مرا کور محشور کردی و حال آن که در دنیا بینا بودم ، از ناحیه پرورگار جواب می رسد ، که تو این گونه آمدی ، تو آیات ما را (که امر به نماز باشد) فراموش کردی . پس امروز از فراموش شدگانی . و به سند صحیح در جامع الاخبار رسول خدا (ص) فرمودند : « الصّلوةُ عِمادُ الدِّینِ فَمَن تَرَکَ صَلوتَهُ مُتُعَمِّداً فَقَد هَدَمَ دِینَهُ » نماز ستون دین است . پس هر که نمازش را عمداً ترک کند یعنی بی جهت ، پس به تحقیق که دین خود را خراب کرده . یعنی عمارتی که ستون ندارد خراب خواهد شد ، و بر جا نخواهد ماند . و در حدیث دیگر از رسول اکرم (ص) هست که : « مَن تَرَکَ صَلاتَهُ حتّی تَفُوتَهُ مِن غَیرِ عُذرٍ فَقَد حَبِطَ عَمَلُهُ » . هر که نمازش را ترک کرد ، تا آن که بدون عذری نمازش فوت شود ، به تحقیق که همه اعمال او تباه شده است .
پس باید دانست که نماز اعظم واجبات است . و ترک کننده ی آن بی شد مُرتَدّ ، و مستحق عذاب اخروی است . با وجود آن که عقوبات دنیوی نیز دارد . مانند نور از روی او رفتن و تنگدست شدن .
در کتاب جامع التمثیل ، وارد شده که حضرت موسی (ع) روزی از کنار رود نیل عبود می کردند ، ماهیان رود را در حال عذاب دیدند ، در این حال عرض کرد : الهی ، سبب عذاب ماهیان چیست ؟ ندا رسید : « ای موسی عصای خود را به آب بزن تا بر تو معلوم شود » . موسی (ع) عصای خود را به رود زد ؛ جمعی از ماهیان به تکلّم آمدند . موسی (ع) از ایشان سبب عذاب را سؤال کرد؟ جواب دادند : « یا موسی ، شخص بی نمازی در کشتی به دندان درد مبتلا شد ، دندان او را کشیدند و به دریا انداختند ، یکی از ماهیان آن داندان را فرو برد . خداوند به سبب آن یک ماهی که دندان بیمار در شکم او بود ما را هم به عذاب مبتلا نمود » . از این جاست که حضرت رسول اکرم (ص) فرمودند : « مَن اَعانَ تارِکَ الصّلوةِ بِلُقمَةٍ اَو کِسوَةٍ فَکَاَنَّما قَتَلَ سَبعِینَ نَبیّاً اَوَّلهُم آدَم و آخِرَهُم محمَّد (ص) » هر که اعانت و یاری کند تارک الصّلاة را به لقمه نانی یا لباس و پوشاکی ، پس گویا کشته است ، هفتاد پیغمبر را که اول آیشان آدم باشد و آخر ایشان محمد (ص) باشد . پس واجب است اعتقاد نمودن به این که نماز در میان اعمال به منزله پادشاه است و بهترین اعمال می باشد . زیرا که همه پیامبران سلف به آن اقدام نموده اند و وسیله نجات خویش دانسته اند .
« یَتَساءَلُونَ عَنِ المُجرِمِینَ ما سَلَکَکُم فِی سَقَرَ قالُوا لَم نَکُ مِنَ المُصَلِّینَ » سوره مدثر ، آیه 43 .
ظاهر آیه مبارکه آن است که : می پرسند مالکان دوزخ از گناهکاران که به چه گناه شما را به دوزخ آورده اند ؟ جوا دهند که ما از نماز گزاران نبوده ایم .
مخفی و پوشیده نماند که عقوبتی از عقوبت تارک الصّلوة بدتر نخواهد بود . زیرا که به سند جامع الاخبار جناب رسول (ص) فرمودند : « مَن تَبَسّمَ وَجهَ تارِکَ الصّلوةِ فَکَأنَّما هَدَمَ بَیتَ المَعمورِ سَبعَ مَرّاتٍ وَ کَاَنَّما قَتَلَ اَلفَ مَلَکٍ مِنَ المَلائِکَةِ المُقَرَّبین وَ الانبِیاءِ المُرسَلینَ » . هر که بخندد بر روی تارک الصّلوة ، پس چنان باشد که خراب کرده باشد بیت العمور را هفت بار و به قتل آورده باشد هزار فرشته مقرب و پیغمبران مرسل را .



اشتراک گذاری این مطلب!

ريا

پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم :

الوَليمَةُ اَوَّلُ يومٍ حَقٌّ وَ الثانى مَعروفٌ وَ مازادَ رياءٌ وَ سُمعَةٌ؛

وليمه (سور) دادن، روز اول حق است و روز دوم احسان، از دو روز كه گذشت، خودنمايى و شهرت‏طلبى است.

كافى، ج 5، ص 368، ح 4


اشتراک گذاری این مطلب!

دل من بد است خدايا....

دل من بداست خدایا..

وتوصاحب این دلی…

ومن بااین ضرب المثل

عمرییست زندگی میکنم

مال بد بیخ ریش صاحبش…

اشتراک گذاری این مطلب!

نوروز وفاطمیه با هم تنافی ندارند


در آیین باستانی نوروز، سنت‌های اسلامی دیده می‌شود که مورد تأکید اسلام بوده و آن‌ها را تأیید کرده است و هیچ تنافی‌ای با ایام فاطمیه ندارد، صله رحم، دید و بازدید از بزرگان و فامیل‌های دور و نزدیک، هدیه دادن، دستگیری از ضعیفان و کمک به مستمندان از جمله این آموزه‌ها است، لذا حضرت محمد مصطفی(ص) می‌فرمایند: «اگر می‏توانید هرروز را نوروز کنید، یعنی در راه خدا به یکدیگر هدیه بدهید و با یکدیگر پیوند داشته باشید» یا در جای دیگر امام صادق(ع)، ظهور امام دوازدهم و منتقم حضرت زهرا(س) را در نوروز می‌داند و می‌فرماید: «نوروز، روزى است که قائم(عج) ما اهل بیت(ع) در آن ظهور مى‏کند».
سزاوار است مجالس خانگی در منازلمان برپا کنیم -حتی به مدت یک شب- و از همسایه‌ها و فامیل جهت شرکت در این مجلس دعوت کنیم.

اشتراک گذاری این مطلب!

دوستان و دشمنان خدا در برابر شبهه


سوال : در کلام امام علی(علیه السلام) موضع دوستان و دشمنان خداوند در مقابل شبهه چگونه بیان شده است؟
پاسخ : امام علی(ع) در خطبه 38 نهج البلاغه راه نجات از شبهه ها را بیان مى فرماید و موضعگیرى دوستان خدا و دشمنان حق را در برابر شبهه ها در عبارت زیبایى چنین بیان مى کند.
(امّا دوستان خدا در برابر شبهات (و براى زودن ظلمات آنها) نور و چراغ راهشان یقین است و دلیل و راهنمایى آنان سَمت و مسیر هدایت) ؛«فَأَمَّا أَوْلِیَاءُ اللهِ فَضِیَاؤُهُمْ فِیَها الْیَقِینُ وَ دَلِیلُهُمْ سَمْتُ(1) الْهُدَى».
این تعبیر ممکن است اشاره به یکى از دو چیز باشد: نخست این که اولیاء الله به خاطر برخوردارى از یقین به مبانى وحى، به سراغ قرآن و سخنان پیشوایان معصوم مى روند و در پرتو این نور و روشنایى، ظلمات شبهات را در هم مى شکنند و از چنگال آن رهایى مى یابند.
بنابراین تفسیر، «یقین» اشاره به ایمان به خدا و نبوّت است و «سمت الهدى»، اشاره به هدایتهایى است که از طریق وحى نصیب انسان مى شود، همانطور که قرآن مجید مى گوید:«ذلِکَ الْکِتابُ لارَیْبَ فیهِ هُدىً لِلْمُتَّقینَ»(2)؛ (این کتاب بزرگ شکى در آن نیست، و مایه هدایت پرهیزکاران است).
تفسیر دیگر این که مراد از یقین، استفاده از مقدمات قطعى و امور یقینى است که هر گاه انسان در تجزیه و تحلیل خود بر امور یقینى تکیه کند، مى تواند گره شبهه را بگشاید و به سمت هدایت حرکت کند.
و به تعبیر دیگر، اولیاء الله چون گرفتار هوا و هوس نیستند و عقل سلیم بر وجودشان حاکم است، مى توانند در پرتو نور آن ظلمات شبهه را بشکافند و به مسیر هدایت گام نهند، در حالى که اگر فضاى فکر آنها انباشته از غبار هوا و هوس بود، هرگز نمى توانستند چهره حق و باطل را از لابه لاى پوشش ها تشخیص دهند.
این دو تفسیر، با هم منافاتى ندارد و مى تواند در مفهوم جمله هاى بالا جمع باشد.
ممکن است گفته شود که در آیات و روایات نیز تعبیراتى است مشتبه و قابل تفسیرهاى مختلف، در اینجا باید چه کار کرد؟
جواب این سؤال را قرآن مجید به روشنى داده است و آن این که در این گونه موارد، باید به سراغ محکمات آیات و روایات رفت و در پرتو آیات و روایاتى که با صراحت حقایق را بیان کرده، موارد مشتبه را تفسیر کرد و از این امتحان الهى که به وسیله آیات و روایات متشابه است، سر بلند بیرون آمد.
در امور زندگى انسان نیز همانند آیات قرآن، محکمات و متشابهات وجود دارد، مثلا ما از دوستمان حرکت مشکوکى مى بینیم که مى توانیم براى آن تفسیر خوب یا بدى کنیم، در حالى که سالیان دراز امتحان صداقت خود را در کارهاى مختلف و حوادث گوناگون داده است، این حُسن سابقه جزء محکمات است و آن حرکت مشکوک از متشابهات که به وسیله محکمات تفسیر مناسب مى شود.
سپس به سراغ روش دشمنان خدا مى رود و مى فرماید: (امّا دشمنان خدا، دعوت کننده آنان در شبهات، همان ضلالت و راهنماى آنان کوردلى است) ؛«وَ أَمَّا أَعْدَاءُ اللهِ فَدُعَاؤُهُمْ فیهَا الضَّلالُ وَ دَلِیلُهُمُ الْعَمْى» براى پیمودن هر راه انگیزه حرکتى لازم است و راهنمایى و درست در اینجا است که اولیاء الله و اعداء الله از هم جدا مى شوند.
اولیاء الله انگیزه اى جز یقین به خدا و قیامت ندارند و راهنمایى جز وحى و نبوّت، در حالى که انگیزه دشمنان خدا عوامل مختلف گمراهى مانند هواى نفس و وسوسه هاى شیاطین جنّ و انس است، و راهنمایى جز کور دلى براى آنان وجود ندارد.
به همین دلیل گروه نخست به سعادت جاویدان مى رسند و به مصداق «أَلا أِنَّ أَوْلِیاءَ اللهِ لاخَوفٌ عَلَیْهِمْ وَ لاهُمْ یَحْزَنُونَ… لَهُمُ البُشْرى فِى الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ فِى الاْخِرَةِ»(3)؛ (آگاه باشید! دوستان خدا نه ترسى دارند و نه غمگین مى شوند (گذشته و آینده آنان، هر دو روشن و امیدبخش است.) … هم در زندگى دنیا شاد و مسرورند و هم در زندگى آخرت). زندگى آنان در دو سرا، غرق نور و سعادت است، در حالى که دشمنان خدا به مصداق «أَوْ کَظُلُمات فى بَحْر لُجِّىٍّ یَغْشاهُ مَوجٌ مِنْ فَوْقِهِ سَحَابٌ ظُلُماتٌ بَعْضُها فَوْقَ بَعْض اِذا أَخْرَجَ یَدَهُ لَمْ یَکَدْ یَراها وَ مَنْ لَمْ یَجْعَلِ اللهُ لَهُ نُوراً فَمَا لَهُ مِنْ نُور»(4)؛ (یا مانند ظلماتى در یک دریاى عمیق و پهناور که موج آن را پوشانده و بر فراز آن موج دیگرى و بر فراز آن ابرى تاریک است، ظلمت هایى است متراکم یکى بر فراز دیگرى، آن گونه که وقتى که دست خود را خارج کند، ممکن نیست آن را ببیند و کسى که خدا نورى براى او قرار نداده، نورى براى او نیست). اینان در لابه لاى امواج گمراهى و ضلالت و بدبختى و شقاوت دست و پا مى زنند.
آنچه در کلام بسیار پر معناى امام در این خطبه آمده است، هم در مقیاس زندگى فردى صادق است و هم در مقیاس زندگى جمعى، بلکه در بعد اجتماعى آثارش گسترده تر و وحشتناک تر است.
و نمونه کامل آن در بخش دوم (أعداء الله)، همان سه گروهى هستند که در جنگ «جمل» و «صفّین» و «نهروان» با استناد به شبهات واهى و دلایلى سست تر از تار عنکبوت، به مقابله با امام (علیه السلام) برخاستند و ضربات سهمگینى بر پیکر اسلام و مسلمانان وارد ساختند.
جالب این که در صحیح بخارى در حدیثى از «أبوبکرة» ـ یکى از یاران پیامبر خدا(ص) ـ چنین نقل شده است که مى گوید: «من سخنى از پیامبر اکرم (صلى الله علیه وآله وسلم)شنیده بودم که در ایّام جنگ جمل براى من بسیار مفید بود; چرا که نزدیک بود به لشکر جَمَل بپیوندم و همراه آنها (در برابر على (علیه السلام)) بجنگم و آن سخن، این بود که وقتى این خبر به پیغمبر اکرم (صلى الله علیه وآله وسلم) رسید که گروهى از ایرانیان دختر کسرا را به پادشاهى برگزیده اند، فرمود: «لَنْ یُفْلَحْ قَومٌ وَلُّوا أَمْرَهُمْ إِمْرَأَةً»؛ (هر قوم و ملّتى که زنى را زمامدار خود کنند روى رستگارى را نخواهند دید). همین امر سبب شد تا لشکر جمل را که در حقیقت، عایشه بر آنان حکومت مى کرد، رها سازم.(5)(6)

(1). سَمْت، به معناى «راه یا شاهراه» است، به چهره و قیافه نیکان نیز سمت گفته مى شود، «تسمیت» عطسه کننده، به معناى دعا کردن براى کسى است که عطسه مى کند، به مناسبت آن که از خدا تقاضاى سلامت او مى شود و نیز از نشانه هاى سلامت انسان است.
(2). سوره بقره، آیه شریفه 2.
(3) . سوره یونس، آیه 62 و 64.
(4). سوره نور، آیه 40.
(5). صحیح بخارى، جلد 6، صفحه 10، (باب کتاب النبى (صلى الله علیه وآله وسلم)، الى کسرى و قیصر).
(6). گرد آوري از کتاب: پيام امام امير المومنين عليه السلام‏، آيت الله العظمى ناصر مكارم شيرازى، دار الكتب الاسلاميه‏، تهران‏، 1385 ه. ش‏، ج2، ص 406.


اشتراک گذاری این مطلب!

تصویری از مصائب حضرت زهرا(س)

سوال :چه مصائبی بر حضرت زهرا(س) پس از پیامبر اکرم(ص) وارد شد؟
پاسخ : دوران شیرین زندگانى بانوى اسلام فاطمه زهرا(علیها السلام) با رحلت پیامبر(صلى الله علیه وآله) به سرعت سپرى شد، هر چند به یک معنا در سراسر زندگى او، دوران شیرینى وجود نداشت، چرا که پیوسته فشارها و جنگ ها و توطئه هاى دشمنان بر ضد اسلام و پیامبر آرامش روح فاطمه(علیها السلام) را بر هم مى زد.
با رحلت پیامبر(صلى الله علیه وآله) طوفان هاى تازه اى از حوادث پیچیده و بحرانى وزیدن گرفت.
حقدها و کینه هاى بدر، خیبر و حنین که در عصر پیامبر(صلى الله علیه وآله) در زیر خاکستر پنهان بود آشکار گشت.
احزاب منافقین به جنب و جوش افتادند تا هم از اسلام انتقام بگیرند، و هم از خاندان پیامبر(صلى الله علیه وآله).
و فاطمه زهرا(علیها السلام) در مرکز این دایره بود که تیرهاى زهرآگین دشمنان از هر سو به سوى آن پرتاب مى شد.

فراق و جدایى دردناک پدر از یکسو.
مظلومیت غم انگیز و جانکاه همسرش امیرمؤمنان على(علیه السلام) از سوى دیگر.
توطئه هاى دشمنان بر ضد اسلام از دیگر سو.
و نگرانى فاطمه از آینده مسلمین و حفظ میراث قرآن، دست به دست هم داده، قلب و روح پاکش را سخت مى فشردند.
در اینجا به چند سند تاریخی اشاره می شود:
1ـ فاطمه(علیها السلام) نمى خواهد با بیان غم هاى خود روح پاک امیرمؤمنان على(علیه السلام) را که سخت از آن اوضاع ناگوار و خلاف کارى هاى امت ضربه دیده، آزرده تر سازد.
به همین دلیل به کنار قبر پیامبر(صلى الله علیه وآله) مى رفت و با او درد دل مى کرد. و سخنان جانسوزى همچون اخگر آتش که اعماق وجود انسان را مى سوزاند، بر زبان مى آورد.
«یا اَبَتاهُ بَقِیتُ والِهَةً وَ حَیْرانَةً فَرِیدَةً، قَدِ انْخَمَدَ صَوْتِی وَ انْقَطَعَ ظَهْرِى وَ تَنَغَّصَ عَیْشِی»؛
(1) (پدر جان! بعد از تو، یکه و تنها شدم، حیران و محروم مانده ام، صدایم به خاموشى گرایید، و پشتم شکست، و آب گواراى زندگى در کامم تلخ شد).
2ـ گاه مى گفت:
«ماذا عَلى مَنْ شَمَّ تُرْبَةَ اَحْمَد *** اَلاَّ یَشُمَّ مَدَى الزَّمانِ غَوالِیا
صُبَّتْ عَلَیَّ مَصائِبٌ لَو اَنَّها *** صُبَّتْ عَلَى الاَیّامِ صِرْنَ لَیالِیا»
(2)؛ (کسى که خاک پاک پیامبر(صلى الله علیه وآله) را ببوید سزاوار است تا پایان عمر هیچ عطرى را نبوید.
بعد از تو اى پدر آن قدر مصائب بر من فرو ریخت که اگر بر روزهاى روشن مى ریخت به صورت شب هاى تیره و تار در مى آمد.)
3ـ امّ سلمه مى گوید: هنگامى که بعد از وفات پیامبر(صلى الله علیه وآله) به دیدن بانوى اسلام فاطمه(علیها السلام) رفتم و جویاى حال او شدم، در پاسخ این جمله هاى پر معنا را بیان کرد:
«اَصْبَحْتُ بَیْنَ کَمَد وَ کَرْب، فَقْدِ النَّبِىِّ(صلى الله علیه وآله) وَ ظُلْمِ الْوَصِیِّ، هُتِکَ وَاللهِ حِجابُهْ…، وَ لکِنَّها اَحْقادٌ بَدْرِیَّةٌ، وَ تِراتٌ اُحُدِیَّةٌ، کانَتْ عَلَیْها قُلُوبُ النِّفاقِ مُکْتَمَنَةً»(3).
؛ (از حالم چه مى پرسى اى امّ سلمه، من در میان اندوه و رنج بسیار بسر مى برم، از یکسو پدرم پیامبر(صلى الله علیه وآله) را از دست داده ام، و از سوى دیگر [با چشم خود مى بینم که] به جانشینش [علىّ بن ابى طالب] ستم شده است، به خدا سوگند که پرده حرمتش را دریدند…، ولى من مى دانم اینها کینه هاى بدر، و انتقام هاى اُحُد است، که در قلوب منافقان پنهان و پوشیده بود).
4ـ «ما زالَتْ بَعْدَ اَبِیها مُعَصَّبَةَ الرَّأْسِ، باکِیَةَ الْعَیْنِ، مُحْتَرِقَةَ الْقَلْبِ»(4)؛ (بعد از رحلت پیامبر پیوسته شال عزا به سر بسته بود، چشمانى گریان و قلبى سوزان داشت).(5)

(1). بحار الأنوار، (ط - بيروت)، ج ‏43، ص 175، (باب 7 ما وقع عليها من الظلم و بكائها و حزنها و شكايتها في مرضها إلى شهادتها و غسلها و دفنها و بيان العلة في إخفاء دفنها صلوات الله عليها و لعنة الله على من ظلمها …).
(2). بحار الأنوار، (ط - بيروت)، ج‏ 79، ص 106، (باب 16 التعزية و المأتم و آدابهما و أحكامها …).
(3). مناقب ابن شهر آشوب، جلد 2، صفحه 225 .
(4). مناقب ابن شهر آشوب، جلد 3، صفحه 362 .
(5). گرد آوري از کتاب: زهرا( ع) برترين بانوى جهان‏، آيت الله العظمى ناصر مكارم شيرازى، سرور، قم ،1388، ه.ش، ص 47.


اشتراک گذاری این مطلب!

متن خطبه حضرت زهرا(س) در جمع زنان مدینه


سوال :حضرت زهرا(سلام الله علیها) در جمع زنان مدینه ـ که به عیادتشان آمده بودند ـ چه بیاناتی فرمودند؟
پاسخ : متن خطبه حضرت زهرا(سلام الله علیها) در جمع زنان مدینه به این شرح است: «لَمّا مَرِضَتْ فاطِمَةُ(علیها السلام) الْمَرضَةَ الَّتِی تُوَفِّیَتْ فیِها اجْتَمَعَ اِلَیْها نِساءُ الْمُهاجِرینَ وَ الاَنْصارِ، یَعُدْنَها، فَقُلْنَ لَها:
کَیْفَ اَصْبَحْتِ مِنْ عِلَّتِکِ یَابْنَةَ رَسُولِ اللهِ؟


فَحَمِدَتِ اللهَ وَ صَلَّتْ عَلى اَبِیها(صلى الله علیه وآله) ثُمَّ قالَتْ:
اَصْبَحْتُ وَاللهِ عائِفَةً لِدُنْیاکُنَّ، قالِیَةً لِرِجالِکُنَّ، لَفَظْتُهُمْ بَعْدَ اَنْ عَجَمْتُهُمْ وَ شَنَأْتُهُمْ بَعْدَ اَنْ سَبَرْتُهُمْ.
فَقُبْحاً لِفُلُولِ الْحَدِّ، وَ اللَّعِبِ بَعْدَ الْجِدِّ، وَ قَرْعِ الصَّفاةِ، وَ صَدْعِ الْقَناةِ، وَ خَطَلِ الاْراءِ، وَ زَلَلِ الاَهْواءِ، وَ (لَبِئْسَ مَا قَدَّمَتْ لَهُمْ أَنفُسُهُمْ أَنْ سَخِطَ اللهُ عَلَیْهِمْ وَفِى الْعَذَابِ هُمْ خَالِدُونَ). (1)
لا جَرَمَ لَقَدْ قَلَّدْتُهُمْ رِبْقَتَها وَ حَمَّلْتُهُمْ اَوْقَتَها وَ شَنَنْتُ عَلَیْهِمْ عارَها.
فَجَدْعاً وَ عَقْراً وَ بُعْداً لِلْقَوْمِ الظّالِمینَ»؛ (هنگامى که فاطمه(علیها السلام) بیمار شد همان بیمارى که در آن وفات یافت، زنان مهاجر و انصار به عنوان عیادت خدمتش حاضر شدند، و عرض کردند: چگونه صبح کردى از بیماریت؟ [و حال تو چه گونه است] اى دختر رسول خدا؟
او در پاسخ، حمد و سپاس خدا را بجا آورد، و درود بر پدرش پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرستاد، و سپس فرمود:
به خدا در حالى صبح کردم که از دنیاى شما متنفرم، مردان شما را دشمن مى شمرم، و از آنها بیزارم.
آنها را آزمودم و دور افکندم، و امتحان کردم و مبغوض داشتم. چقدر زشت است شکسته شدن شمشیرها [و سکوت در برابر غاصبان] و بازى کردن بعد از جدّ [و به شوخى گرفتن سرنوشت اسلام و مسلمین] و کوبیدن بر سنگ [و کار بى حاصل کردن] و شکافته شدن نیزه ها [و تسلیم در برابر دشمن] و فساد عقیده، و گمراهى افکار، و لغزش اراده ها و «چه بد اعمالى از پیش براى [معاد] آنها فرستاد، نتیجه آن، خشم خداوند بود، و در عذاب [الهى] جاودانه خواهد ماند». و چون چنین دیدم مسئولیت آن را به گردنشان افکندم، و بار سنگین گناه آن را بر دوششان، و ره آورد هجومش را بر عهده آنها نهادم).
«وَیْحَهُمْ اَنّى زَعْزَعُوها عَنْ رَواسِی الرِّسالَةِ وَ قَواعِدِ النُّبُوَّةِ وَ الدَّلالَةِ، وَ مَهْبِطِ الرُّوحِ الاَمِینَ وَ المطّلعِینِ بِاُمُورِ الدُّنْیا وَ الدِّینِ (أَلاَ ذَلِکَ هُوَ الْخُسْرَانُ الْمُبِینُ). (2)
وَ مَا الَّذِی نَقِمُوا مِنْ اَبِی الْحَسَنِ(علیه السلام)؟
نَقَمُوا مِنْهُ وَ اللهِ نَکِیرَ سَیْفِهِ، وَ قِلَّةَ مُبالاتِهِ بِحَتْفِهِ، وَ شِدَّةَ وَطْأَتِهِ، وَ نَکالَ وَقْعَتِهِ، وَ تَنَمُّرَهُ فِی ذاتِ اللهِ.
وَ تَاللهِ لَوْ مالُوا عَنِ الْمَحَجَّةِ اللاّئِحَةِ، وَ زالُوا عَنْ قَبُولِ الْحُجَّةِ الْواضِحَةِ، لَرَدَّهُمْ اِلَیْها، وَ حَمَلَهُمْ عَلَیْها، وَ لَسارَ بِهِمْ سَیْراً سُجُحاً، لا یَکْلُمُ خُشاشُهُ، وَ لا یَکِلُّ سائِرُهُ وَ لا یَمِلُّ راکِبُهُ.
وَ لاَوْرَدَهُمْ مَنْهَلا نَمِیراً صافِیاً رَوِیّاً تَطْفَحُ ضَفَتاهُ وَ لا یَتَزَنَّقُ جانِباهُ، وَ لأَصْدَرَهُمْ بِطاناً وَ نَصَحَ لَهُمْ سِرّاً وَ اِعْلاناً.
وَ لَمْ یَکُنْ یَتَحَلّى مِنَ الدُّنْیا بِطائِل، وَ لا یَحْظى مِنْها بِنائِل، غَیْرَ رَیِّ النّاهِلِ وَ شَبْعَةِ الْکافِلِ، وَ لَبانَ لَهُمُ الزّاهِدُ مِنَ الرّاغِبِ، وَ الصّادِقُ مِنَ الْکاذِبِ.
(وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَیْهِمْ بَرَکَات مِّنَ السَّمَاءِ وَ الاَرْضِ وَ لَکِنْ کَذَّبُوا فَأَخَذْنَاهُمْ بِمَا کَانُوا یَکْسِبُونَ). (3)
(وَ الَّذِینَ ظَلَمُوا مِنْ هَؤُلاَءِ سَیُصِیبُهُمْ سَیِّئَاتُ مَا کَسَبُوا وَ مَا هُمْ بِمُعْجِزِینَ). (4)
(واى بر آنها چگونه خلافت را از کوه هاى محکم رسالت، و شالوده هاى متین نبوّت و رهبرى، و جایگاه نزول وحى و جبرئیل امین، و آگاهان در امر دنیا و دین، کنار زدند؟
«آگاه باشید زیان آشکار همین است!»
آنها چه ایرادى را بر ابوالحسن على(علیه السلام) داشتند؟
والله آنها بر شمشیر برنده او ایراد مى گرفتند، و بى اعتناییش در برابر مرگ در میدان نبرد، و قدرت او در جنجگویى، و ضربات درهم شکننده اش بر دشمن!
[آرى] بخدا سوگند [اگر امر خلافت با او بود] هر گاه مردم از جاده حق منحرف مى شدند و از پذیرش دلیل روشن سرباز مى زدند، آنها را با نرمى و ملایمت به سوى منزل مقصود سیر مى داد سیرى که هرگز آزار دهنده نبود، نه مرکب ناتوان مى شد، و نه راکب خسته و ملول.
و سرانجام آنها را به سرچشمه آب زلال و گوارا وارد مى ساخت، نهرى که دو طرفش مملو از آب بود، آبى که هرگز ناصاف نمى شد سپس آنها را پس از سیرابى کامل باز مى گرداند و سرانجام او را در پنهان و آشکار خیرخواه خود مى یافتند.
[آرى] او هرگز از دنیا بهره نمى گرفت، و از آن سودى جز سیراب کردن تشنه کامان و سیر نمودن گرسنگان نداشت.
و در این جا دنیا پرست از زاهد، و راستگو از دروغگو، براى همه آنها روشن مى شد.
[و همان گونه که خداوند فرموده]: «و اگر اهل شهرها و آبادى ها ایمان مى آوردند و تقوا پیشه مى کردند برکات آسمان و زمین را بر آنها مى گشودیم، ولى [آنها حق را] تکذیب کردند و ما هم آنان را به کیفر اعمالشان مجازات کردیم».
«و ظالمان این گروه نیز بزودى گرفتار بدى هاى اعمالى که انجام داده اند خواهد شد و هرگز نمى توانند از چنگال عذاب الهى بگریزند» آرى این سرنوشتى است که در انتظار آنهاست»).
«اَلا هَلُمَّ فَاسْتَمِعْ وَ مَا عِشْتَ اَرَاکَ الدَّهْرُ عَجَباً، وَ اِنْ تَعْجَبْ فَعَجَبٌ قَوْلُهُمْ.
لَیْتَ شِعْرِى؟ اِلى اَىِّ سِناد استَنَدُوا؟ وَ عَلَى اَىِّ عِماد اعتَمَدُوا؟ وَ بِاَیَّةِ عُرْوَة تَمَسَّکُوا؟ وَ عَلى اَیَّةِ ذُرّیَّة اَقْدِمُوا وَ احتَنَکُوا؟
(لَبِئْسَ الْمَوْلَى وَلَبِئْسَ الْعَشِیرُ ) (8) و (بِئْسَ لِلظَّالِمِینَ بَدَلا). (6)
اِسْتَبْدَلُوا وَاللهِ الذُّنابى بِالقَوادِمِ، وَ الْعَجُزَ بِالْکاهِلِ، فَرَغْماً لِمَعاطِسِ قَوْم یَحْسَبُونَ اَنَّهُمْ یُحْسِنُونَ صُنْعاً، (أَلاَ إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَلَـکِنْ لاَ یَشْعُرُونَ). (7)
وَیْحَهُمْ! (أَفَمَنْ یَهْدِى إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ یُتَّبَعَ أَمَّنْ لاَّ یَهِدِّى إِلاَّ أَنْ یُهْدَى فَمَا لَکُمْ کَیْفَ تَحْکُمُونَ)». (8)
(اکنون بیا و بشنو، [از دلیل هاى واهى آنها] و هر قدر عمر کنى دنیا شگفتى تازه اى به تو نشان مى دهد! و اگر مى خواهى تعجب کنى از سخنان آنها تعجب کن (و منطقشان را در باب خلافت دیگران بشنو).
اى کاش مى دانستم آنها به کدام سند استناد جستند؟ و بر کدام پشتوانه اى اعتماد کردند؟ و به کدام دستاویز محکم چنگ زدند؟ و بر کدامین ذرّیّه جرأت کردند و مسلط شدند؟ «چه بد مولا و یاورى، و چه بد مونس و معاشرى» و «چه جایگزینى بدى است براى ستمکاران».
آنها پیشگامان را رها کرده و به سراغ دنباله ها رفتند، شانه را با دم معاوضه کردند!
بینى گروهى که (کار بد مى کنند) و گمان دارند کار خوب انجام مى دهند بر خاک مذلت مالیده شود!
«آگاه باشید اینها همان مفسدانند ولى نمى فهمند».
واى به حال آنها! «آیا کسى که هدایت به سوى حق مى کند براى پیروى شایسته تر است یا آن کس که خود هدایت نمى شود مگر هدایتش کنند؟! شما را چه مى شود؟ چگونه داورى مى کنید؟»).
«اَمَا لَعَمْرِی لَقَدْ لَقَحَتْ، فَنَظِرَةٌ رَیْثَما تُنْتِجُ، ثُمَّ احْتَلِبُوا مِلاَْ الْقَعْبِ دَماً عَبِیطاً، وَ ذُعافاً مُبِیداً، هُنالِکَ یَخْسَرُ الْمُبْطِلُونَ وَ یَعْرِف التّالُونَ غِبَّ ما اَسَّسَ الاَوَّلُونَ، ثُمَّ طِیبُوا عَنْ دُنْیاکُمْ اَنْفُساً وَ اطْمَئِنُّوا لِلْفِتْنَةِ جَأْشاً.
وَ اَبْشِرُوا بِسَیْف صارِم، وَ سَطْوَةِ مُعْتَد غاشِم، وَ بِهَرَج شامِل، وَ اسْتِبْداد مِنَ الظّالِمِینَ یَدَعُ فَیْئَکُمْ زَهِیداً، وَ جَمْعَکُمْ حَصِیداً. فَیا حَسْرَةً لَکُمْ وَ اَنّى بِکُمْ وَ قَدْ عَمِیَتْ عَلَیْکُمْ؟ (أَنُلْزِمُکُمُوهَا وَأَنْتُمْ لَهَا کَارِهُونَ)». (9)، (10)
(بدانید به جان خودم سوگند ناقه خلافت باردار شده، منتظر باشید چندان نمى گذرد که نوزاد خود را به دنیا مى آورد [آن گاه ببینید چه نوزادى آورده] سپس به جاى کاسه شیر، کاسه هاى پر از خون تازه و سم کشنده را بدوشید [و لا جرعه سر کشید!]. «و آن زمان است که طرفداران باطل گرفتار خسران مى شوند». آرى، سرانجام، دنباله روان [چشم و گوش بسته و بى خبر] عاقبت کارى را که پیشوایانشان پایه گذارى کردند خواهند فهمید [و با تمام وجودشان آثار شوم آن را لمس مى کنند].
[بروید] از این پس به دنیاى خود دل خوش کنید، و از آن راضى و خوشحال باشید، ولى براى امتحان و فتنه پراضطرابى که در انتظار شماست خود را آماده کنید.
و شادمان باشید به شمشیرهاى برنده! و سلطه تجاوزگرانى ستمگر و خونخوار، و هرج و مرجى فراگیر، و حکومتى مستبد از ناحیه ظالمان، حکومتى که ثروت هاى شما را بر باد مى دهد، و جمعیّت شما را درو مى کند!
اسفا بر شما! چگونه امید نجات دارید در حالى که حقیقت بر شما مخفى مانده، و از واقعیت ها بى خبرید؟ «آیا ما مى توانیم شما را به پذیرش این دلیل روشن مجبور کنیم با این که شما کراهت دارید؟»). (11)

(1). سوره مائده، آیه 80.
(2). سوره زمر، آیه 15.
(3). سوره اعراف، ایه 96.
(4). سوره زمر، آیه 51.
(5). سوره حج، آیه 13.
(6). سوره کهف، آیه 50.
(7). سوره بقره، آیه 12.
(8). سوره یونس، آیه 35.
(9). سوره هود، آیه 28.
(10). الإحتجاج على أهل اللجاج(للطبرسي)، ج‏ 1، ص 108، احتجاج فاطمة الزهراء علیها السلام على القوم لما منعوها فدك و قولها لهم عند الوفاة بالإمامة.
(11). گرد آوري از کتاب: زهرا(علیها السلام) برترين بانوى جهان‏، آيت الله العظمى ناصر مكارم شيرازى، سرور، قم، 1388، ه.ش، ص 219.


اشتراک گذاری این مطلب!

حديث نيكوكاري

امام صادق عليه السلام :

اِنَّ لاَِهْلِ الْجَنَّةِ اَرْبَعَ عَلاماتٍ: وَجْهٌ مُنْبَسِطٌ وَ لِسانٌ لَطيفٌ وَ قَلْبٌ رَحيمٌ وَ يَدٌ مُعْطيَةٌ؛

بهشتى ها چهار نشانه دارند: روى گشاده، زبان نرم، دل مهربان و دستِ دهنده.

مجموعه ورام، ج 2، ص 91


پيامبر صلى الله عليه و آله :

اَلْعَدْلُ حَسَنٌ وَلكِنْ فِى الاُْمَراءِ اَحْسَنُ، وَ السَّخاءُ حَسَنٌ وَلكِنْ فِى الاَْغْنياءِ اَحْسَنُ، اَلْوَرَعُ حَسَنٌ وَلكِنْ فِى الْعُلَماءِ اَحْسَنُ، اَلصَّبْرُ حَسَنٌ وَلكِنْ فِى الْفُقَراءِ اَحْسَنُ، اَلتَّوبَةُ حَسَنٌ وَلكِنْ فِى الشَّبابِ اَحْسَنُ، اَلْحَياءُ حَسَنٌ وَلكِنْ فِى النِّساءِ اَحْسَنُ؛

عدالت نيكو است اما از دولتمردان نيكوتر، سخاوت نيكو است اما از ثروتمندان نيكوتر؛ تقوا نيكو است اما از علما نيكوتر؛ صبر نيكو است اما از فقرا نيكوتر، توبه نيكو است اما از جوانان نيكوتر و حيا نيكو است اما از زنان نيكوتر.

نهج الفصاحه، ح 2006



اشتراک گذاری این مطلب!

جملات برگزیده شهید و شهادت


حضرت امام راحل « ره » :

همین تربت پاک شهیدان است که تا قیامت مزار عاشقان و عارفان و دلسوختگان و دارالشّفاء آزادگان خواهد بود .

خدا می داند که راه و رسم شهادت ،  کور شدنی نیست و این ملت و آیندگان هستند که به راه شهیدان ، اقتدا خواهند کرد .

شهدا ، امام زادگانِ عشق اند که مزارشان زیارتگاهِ اهلِ یقین است .

سیّد اهل قلم شهید آوینی :

پِندار ما این است که شهدا رفته اند و ما مانده ایم ، اما حقیقت این است که شهدا مانده اند و زمان ، ما را با خود برده است .

زندگی کردن با مُردن معنا می یابد ، کلید ماجرا در مردن است نه زندگی کردن .

شهید سیداحمد رحیمی :

این دنیا ، با همه ی بلندی هایش ، کوتاه و با همه ی زیبایی هایش ، زشت و کَریه است . وقتی دل از یاد خدا غافل شد ، آنگاه خانه ی شیطان می گردد و شما را تباه می کند .

از معصیت بپرهیزید که حقیقت ، تقواست و معصیت ، انسان را ذلیل و پست و بی مقدار و ناتوان می کند .

شهید علی نقی فاطمی :

تقوا پیشه کنید و یک لحظه غافل نشوید که یک لحظه غفلت ، یک عمر پشیمانی می آورد .

شهید حسین امین مقدم :

از کلیه ی کسانی که پیام مرا می شنوند ، می خواهم که مردم را به تقوا و ترک گناه ، خصوصاً غیبت ، دعوت کنند .

شهید امین الله ملائی :

در ذرّه ذرّه ی اعمالتان ، رضای خدا را در نظر بگیرید . بیشتر به یاد مرگ باشید و از ترسِ قیامت ، این روزِ هول انگیز ، بر خود بلرزید .

شهید علیرضا تهامی :

رابطه مان را با خدا آن چنان نزدیک کنیم که همیشه و در همه حال ، خدا را همراه خود بدانیم و وقتی که خدا را همراهِ خود دانستیم ، گناه نخواهیم کرد .

شهید محمد صبوری :

دعای شما همیشه این باشد که خداوند یک لحظه ما را به خودمان وا نگذارد .

شهید حسین کفایی بجستانی :

شما همیشه باید دو نقش را ایفا کنید : یکی اسلامی بودنِ خودتان و یکی اسلامی نمودنِ محل کار و زندگی تان .

همیشه با خلوص نیت و وحدت کلمه به یاری امام و اسلام بشتابید ، در عمل باید خلوص نیت و وحدتتان را نشان دهید .

شهید محمود اردکانی :

هر لحظه از عمر خویش را با تلاش همراه با اخلاص بگذرانید و از معاصی ، گناهان ، سستی ها و کم کاری ها دوری کنید

که جز همین چند صباح ، فرصتی برای جمع آوری توشه نیست و هر لحظه اش گذراست و دیگر جبران نخواهد شد .

اشتراک گذاری این مطلب!

مرا ببخش

خدایا مرا ببخش به خاطر تمام درهایی که کوبیدم و خانه تو نبود


اشتراک گذاری این مطلب!

دلگیر مباش...




دلــگیـــر مباش .دلت که گیـر باشد ، رهـــــا نمی شوی !خـداونـد ،

بنده گــان ِ خود را ، با آنچه به آن « دل » بســته اند می آزمــاید !!
اشتراک گذاری این مطلب!

حدیث های کوتاه

امام صادق (ع):

نوجوانان را در یاب زیرا که آنان سریع تر به کارهای خیر روی می آورند

کافی،ج8،ص93

امام زمان(عج):

دلهای ما ظرف اراده و مشیت خدا است پس هر گاه او چیزی را اراده کند،

ما نیز همان چیز را ااراده می کنیم.

بحار الانوار،ج52،ص51

امام صادق(ع):

با پدرانتان خوشرفتاری کنید تا فرزندانتان با شما خوشرفتاری کنند.

کافی،ج5،ص55

امام علی(ع):

راستگو بودن و پرهیز نمودن از دروغ،زیباترین اخلاق و بهترین ادب است.

کافی،ج8،ص150

رسول اکرم(ص):

توبه زیبا است ولی از جوان زیباتر.

کنز العمال،ح43542

امام علی (ع):

کاری که در توان زن نیست به او مسپار زیرا او چون گلی است(ظریف و آسیب پذیر)

نه قهرمان و کارفرما.

نهج البلاغه،نامه31

اشتراک گذاری این مطلب!

حدیث روز

تعجب از بعضی آرزوها ! :




بسم الله الرحمن الرحیم
امام علی علیه السلام :
در شگفتم از كسى كه اختياردار اجل خود نيست، چگونه آرزوي طولانی مى كند!



اشتراک گذاری این مطلب!

او که زمین را ترک کرد تا آسمانی شود




خاطره خواندنی یک خلبان از شهید چمران


حس کنجکاوی ام باعث شد تا خودم از او دعوت نمایم . وقتی به چشمانش نگاه کرده و خودم رو معرفی کردم ، صلابت خاصی در چهره اش دیدم . کلام او که با سادگی خاصی ادا می شد به دل می چسبید،خلاصه دست او رو گرفته و به کابین اوردم . و این اولین باب آشنایی ام با او بود.
خاطره خواندنی یک خلبان از شهید چمران

آن چه خواهید خواند، روایتی است از افسر خلبان «مدرسی» درباره ی آشنایی و دیدارهایش با شهید دکتر «مصطفی چمران».شرحِ جناب «مدرسی» آن قدر جذاب و نمکین است که احتیاج به توضیح دیگری ندارد:

«…فکر می کنم همون اوایل جنگ بود که با دکتر ” مصطفی چمران ” در یکی از پرواز هایم به منطقه جنگی آشنا شدم. واحد عملیات گفته بود آقای دکتر رو به کابین آورده و به اصطلاح تحویل اش بگیرید ! من به شخصه نخستین باری بود که با چنین پیغام عجیبی از سوی واحد عملیات مواجه می شدم ! آخه بالاترین مقام رسمی هم که سوار قارقارک مون می شد ، کسی به ما نمی گفت که او رو به کابین آورده یا تحویل بگیریم .. معمولآ به خواست و اراده خلبان و یا گروه پروازی شخصی رو به کابین دعوت می کردیم . اما عجیب تر آن که وقتی لودمستر هواپیما از آقای دکتر خواهش می کنه که به کابین تشریف بیاره ، او با بزرگواری خاص خودش تشکر کرده و گفته بود جایم همین پائین راحت است ..

حس کنجکاوی ام باعث شد تا خودم از او دعوت نمایم . وقتی به چشمانش نگاه کرده و خودم رو معرفی کردم ، صلابت خاصی در چهره اش دیدم . کلام او که با سادگی خاصی ادا می شد به دل می چسبید،خلاصه دست او رو گرفته و به کابین اوردم . و این اولین باب آشنایی ام با او بود.


بعد ها هر وقت او را در ماموریت هایم می دیدم ، انگار که سال ها همدیگر رو می شناسیم و صمیمانه دقایقی همدیگر رو در اغوش می گرفتیم .بدین سان دوستی من با شهید چمران آغاز شد. طولی نکشید که به عنوان وزیر دفاع منصوب شد. راستش رو بخواهید بعد از این انتصاب دیگه کم تر سعی می کردم به او نزدیک شده و مثل سابق حال و روزش رو جویا شوم. چون دوست نداشتم همکارانم این ارتباط رو پاچه خواری تصور کنند. !

اگه اشتباه نکنم در غائله کردستان بود که برای حمل مجروح به اون منطقه رفته بودیم. این بار هم قبل از پرواز دکتر ” چمران ” با خانم جوانی پای هواپیما اومد .در همون نگاه نخست احساس کردم که از آشنایان او باید باشد. خیلی گرم و دوستانه با من برخورد کرد. هر دوی آن ها رو به کابین هواپیما دعوت کردم .

هنوز تیک آف نکرده بودیم . دکتر من رو به همون خانم که فهمیدم همسرش است معرفی کرد . اهل لبنان بود . همین جوری با دکتر و همسرش غرق صحبت بودم که ناگهان دیدم خدا بیامرز از کیف دستی اش یک کتاب با جلدی آبی بیرون آورده و در حال نوشتن در داخل جلدش است .. بعد از این که امضایش تموم شد با لبخند خاصی تحویل من داده و گفت .. چون گفتی اهل مطالعه هستی این رو یادگاری از من داشته باش . نام کتاب ” سیمای پاسدار ” بود . وقتی به درون جلدش نگاه کردم دیدم نوشته .. ” تقدیم به دوست بسیار عزیزم آقای بهروز مدرسی و … “

انگار همین دیروز بود .. یادمه همسر دکتر چمران به من گفت .. خیلی حوصله ام در کاخ نخست وزیری سر می رود .. کسی همزبون و همدم ندارم .. ! بهش گفتم می خواهی به همسرم بگم روزها بیاد پیش شما !؟ و او صمیمانه تشکر کرد.
نمی دونم چند ماه یا چند سال از آشنایی من با دکتر و همسرش گذشته بود که در شب عروسی برادر ناتنی ام ( علی فرزند بزرگ مادرم از همسرش ) بودم که شنیدم دکتر شهید شده است. بی اختیار زدم زیر گریه .. و یواشکی به همسرم گفتم : من حالم خوب نیست یک جور به مامانم ندا بده تا ازمجلس به خونه بروم . از باشگاه زدم بیرون ..

در یکی از خیابان های جیحون جنوبی برو بچه های بسیج و کمیته که راه رو برای بازبینی مسدود کرده بودند .. وقتی چراغ قوه به چشمان من انداختند و آن ها را متورم و قرمز دیدند.از من خواستند پیاده شوم .! و برخورد تندی کردند ! وقتی دلیل اعمال غیر طبیعی اون ها رو پرسیدم ، گفتند به خاطر شهادت دکتر چمران است! و ما یک زمانی از یاران نزدیک او بودیم .گفتم : امضای دکتر رو می شناسید !؟ و سپس از داشبورد ماشین ام کتابی رو که دکتر امضا کرده بود نشون دادم .. نمی دونید چه منقلب شدند و با احترام خاصی بدرقه ام کردند .

منبع: فرهنگ نیوز

اشتراک گذاری این مطلب!

برای چشم هایم نماز باران بخوان

 

اینجا کسی برای تو جا وا نمی کند


این خاک احترام به دریا نمی کند


نامت برای دفع بلا روی طاقچه است


ورنه کسی نگاه به آقا نمی کند . . .


اَللّــهُمَّ عَــجِّل لِــوَلیِّکَــ الــفَـرَج



http://upcity.ir/images2/42629893219574779286.jpg


اشتراک گذاری این مطلب!

قسمتی ازسخنرانی شهیدشوشتری:

 قسمتی از سخنرانی شهید شوشتری

 


دیروزازهرچه بود گذشتیم،امروزازهرچه بودیم                                            

آنجاپشت خاکریزبودیم واینجادرپناه میز

دیروزدنبال گمنامی بودیم وامروزمواظبیم ناممان گم نشود

جبهه بوی ایمان میدادواینجاایمانمان بومیدهد

الهی نصیرمان باش تابصیرگردیم،بصیرمان کنتاازمسیربرنگردیم،آزادمان کن تااسیرنگردیم!!!

برای شادی روح

 

اشتراک گذاری این مطلب!

حکمتهای وضو, سجده, نماز به سمت قبله وچرا باید بر خاک سجده کرد

حکمتهای وضو, سجده, نماز به سمت قبله وچرا باید بر خاک سجده کرد




بدن شما به طور روزانه مقداری امواج الکترو مغناطیسی دریافت می کند شما امواج الکترو مغنا طیس را که ازتجهیزات الکتریکی استفاده می کنید و نمی توانید هم کنار بگذارید دریافت می کنید همچینین از طریق لامپهای روشن که حتی برای یک ساعت هم خاموش نمی شود شما منبعی هستيد که مقدار زیادی امواج الکترومغناطیسی دریافت می کنید ، به عبارت دیگر شما با امواج الکترو مغناطیسی شارژ می شوید بدون اینکه بفهمید سر درد دارید ! احساس ناراحتی می کنید تنبلی در کار و مکانهای مختلف راه حل این مشکلات چیست یک دانشمند غیر مسلمان از اروپا تحقیقات را شامل یافتن بهترین روش برای خارج کردن امواج الکترومغناطیسی که بدن آسیب می رساند را انجام داد با گذاشتن پیشانی تان بیشتر از یک بار بروی زمین ، زمین امواج الکترو مغناطیسی را تخلیه خواهد کرد این شبیه اتصال زمین به ساختمانهای است که احتمال بر خورد سیگنالهای الکتریکی مانند رعد و برق وجود دارد تا امواج از طریق زمین تخلیه شود آنچه این تحقیق را بیشتر شگفت انگیز می کند بهترین راه که پیشانی تان را بر خاک بگذارید حالتی است که رو به مرکز زمین باشید چرا که در این حالت امواج الکترو مغناطیسی بهتر تخلیه خواهد شد و بیشتر تعجب خواهبد کرد که بدانید بر اساس اصول علمی ثابت شده مر کز زمین مکه است و کعبه درست وسط زمین است بنابراین سجده در نمازتان بهترین راه تخلیه سیگنالهای مضر از بدن است.

بارهاي زائدي که در اثر تحريکات الکتريکي اعصاب به وجود مي آيند هم شبيه ميدان بدن و هم بر امواج مغزي اثر سو دارند. و اين اثرات در نواحي که اعصاب در آن تحرک بيشتري دارند، خطرات جديتري ايجاد مي کنندو بايد هرچه سريعتر از آن نواحي دور شوند. به طرز حيرت آوري مي بينيم که اين نواحي دقيقا نواحي هستند که در وضو شسته مي شوند و بنابر تحقيقات صورت گرفته، بهترين راه دفع اين بارهاي زائد استفاده از يک ماده رساناست که سريعترين و ارزانترين و بي ضررترين ماده براي اين کار آب است و جالب اينجاست که آب هرچه خالص تر باشد سريعتر بارهاي ساکن را از بدن ما به اطراف گسيل مي دهد و هيچ مايعي مثل آب خالصي که در وضو به انسان سفارش شده اين اثر را ندارد.

نماز و امواج مغزي:

با دفع بارهاي زائد بدن در وضو امواج مغزي در ايده ال ترين حالت قرار مي گيرند. علاوه بر آن حالت تمرکزي که در هنگام نماز در انسان به وجود مي آيد، تشعشع امواج آلفا را به اندازه قابل توجهي بالا مي برد و توانايي مغز را در توليد اين امواج بالا مي برد

اشتراک گذاری این مطلب!

درد دل با امام زمان

 


مولای من بیا که شاهنامه عمر ،

آخری بدین خوبی نخواهد داشت

و این شعر طویل را بی قافیه مپسند

دیگر به نرگس های باغ سلام نخواهم کرد

من تمام شده ام ،بیا

دیگر هیچ یاسی را خیره نمی شوم

دیگر هیچ اقبالی را نمی بوسم

من تمام شده ام ، بیا

آیا دلتنگ ندبه های من نیستی ؟!

آیا ندبه های مرا از این دلتنگ تر میخواهی ؟!

من تمام شده ام بیا …

 

اشتراک گذاری این مطلب!

حدیث روز

مولا علی (ع)

و یقین نیز بر چهار شاخه بنا شده است : بینا شدن در زیرکی ، باز گرداندن امور به سوی حکمت و شناخت عبرت و روش پیشینییان.

اشتراک گذاری این مطلب!

حدیث عشق


مگر نه این که ” نسیم” با تولد تو متولد شد و مگر نه ” صاعقه” اولین نگاه تو در گهواره بود و مگر نه “عشق” در کلاس تو، درس می خواند و مگر نه ” ایثار” به تو مقروض شد و مگر نه ” آفرینش” از روح تو جان گرفت؟

پس چرا ما خبر ” ولادت” تو را هم که می شنویم، بغض گلویمان را می فشرد؟


پس چرا ما در روز ولادت تو نیز اشک، پهنای صورتمان را فرا می گیرد؟

از تو ما را حدیثی در سینه است و غمی جانکاه بر دل؛ همان غمی که دل آدم را شکست و یاد تواش گریاند.

پیامبر، آنگاه که تو پا به عرصه ظهور نهادی، گلویت را بویید و اشک دلش، بوسه را بر گلوی تو طراوتی دیگر بخشید.

همان حدیث که توان از تن علی ربود و بر بیابانش ایستاند و ناله اش را به آسمان رساند که:

” ههنا مناخ رکابهم و موضع رحالهم و ههنا مهراق دمائهم فتیة من آل محمد…”

اینجاست قتلگاه حسین، خون عزیزان محمد بر پیشانی این خاک جاودانه می شود. همین جا کاروان عشق درنگ می کند و بار بر زمین می نهد، وادی معاشقه اینجاست. همینجاست که پیامبران و فرشتگان صف در صف، گوش به راز و نیازی عارفانه می سپرند.

این جاست که فریاد خون آلودِ” الهی رضاً برضاک” سینه آسمان را می شکافد و بر رضایت خداوند، چنگ می زند و آسمان از این درد می شکند و زمین بر خود می پیچد.

آری، از تو ما را حدیثی در سینه هست و غمی جانکاه بر دل و رسالتی سنگین بر پشت. تو اگر چه قرآن مجسمی و هر بطن وجود و شخصیت تو را بطنی است و آن را بطنی دیگر تا لایتناهی و اگرچه اوج پرواز والاترین انسان، حضیض - پایین ترین- شناخت تو را درنمی یابد.

و هر چند تو برتری از آنچه ما می اندیشیم و آن صفات که تو را متصف می کنیم و اگر چه تو زینت بخش صفاتی، و اگرچه یادمان نرفته است آن کلام را که در قیامت والاترین مؤمنین در تب و تاب دیدار خداوندی می سوزند و از او تقاضای دیدار می کنند؛ برقی می درخشد و نوری متجلی می شود که همگان را سالیان دراز بی خویش و بی هوش می کند و وقتی خود را می یابند و به هوش می آیند، عاجزانه از خدا می پرسند که این تو بودی؟ و پاسخ می شوند که این یک تجلی از چهره حسین بود؛ جلوه ای از رخ اباعبدالله، یک نیم نگاه ثارالله… و قلم را هرگز توان شرح این دیدار نیست…ولیکن ما را فقط یارای دیدن ظواهر است و همین و تا همین حد، آتش به خرمن وجودمان افکنده است و دل های ناقابلمان را پروانه آن شمع جاودانه کرده است.

ما که ظرفیت دریا نداریم، همان قطره مان که در گلو چکانده ای، حیات و زندگیمان بخشیده است.
ما در این کاروانسرای دنیا از آن جهت تنفس می کنیم که تو در آن درنگ کرده ای.

 

اشتراک گذاری این مطلب!

فرمایشات مقام معظم رهبری در زمینه انتخابات

 


ویژگی های کاندیدای اصلح از نگاه رهبر انقلاب :مقام معظم رهبری (مد ظله العالی)

نامزد انتخابات اولا باید به خدا وبه این انقلاب وقانون اساسی وبه این مردم ایمان واعتقاد داشته باشد ،.

ثانیاٌ دارای روحیه مقاوم باشد این ملت اهداف بلندی دارد ،کارهای بزرگی دارد ،تسلیم نیست ،کسی نمی تواند با این ملت با زبان زور حرف بزند کسانی که در راس قوه ی اجرایی قرارمی گیرند ،باید کسانی باشندکه درمقابل فشارهای دشمنان مقاوم باشند،زود نترسند ،زود از میدان خارج نشوند ،این یکی از شرطهای لازم است .

ثالثاٌ انسانهای با تدبیری باشند ،با حکمت باشند .

ما در سیاست خارجی گفتیم (عزت وحکمت ومصلحت )در اداره کشور هم همینجور است ،در مسائل داخلی هم همین جور است در اقتصاد هم همینجور است ،باید با برنامه ،با حکمت ،با تدبیر ،با نگاه بلن مدت وهمه جانبه به یک هندسه صحیح کارها را مشاهده کنند ،نگاه کنند ،وارد میدان شوند.

معیارهای لازم در انتخاب کاندیدای اصلح از دیدگاه مقام معظم رهبری (مد ظله العالی):

1- عدم اتصال به کانونهای قدرت وثروت

2- دلسوز وطرفدار محرومین

3- شجاعت

4- مخالف جدی با فساد

5- توانمند ،با اخلاص وعالم

6- روحیه ونشاط وامید وقوت وروحیه انقلابی

7- با ایمان ،آماده برای حضور در میدانهای انقلاب

اشتراک گذاری این مطلب!

حدیث روز

قال رسول الله (صلی الله و آله و سلم):


خلق الله تعالی نور فاطمه قبل ان یخلق الارض و السماء


“خداوند نور فاطمه را پیش از اینکه زمین و آسمان را بیافریند آفریده است”

اشتراک گذاری این مطلب!

توقعات امام زمان از شیعیان

 توجه به آن حضرت همراه با محبت

 امام زمان (ع) در توقيع شريفي خطاب به شيعيان مي فرمايند: «توجه خود را همراه با محبت و دوستي به سوي ما قرار دهيد و در مسير دستورات روشن و قطعي دين حرکت کنيد که همانا من براي شما خيرخواهي مي کنم و خداوند گواه است بر من و شما و اگر نبود علاقه ما به نيکو بودن شما و رحمت و مهربانيمان بر شما، به سخن گفتن با شما نمي پرداختيم.»(2)

  ولايت حضرت علي (ع)

 در تشرف مرحوم علي بغدادي (ره) در مسير کاظمين، ايشان پرسش هايي را از محضر امام زمان (ع) مي پرسد از جمله مي گويد:

 پرسيدم: «روزي نزد مرحوم شيخ عبدالرزاق که مدرس حوزه بود، رفتم. شنيدم که بر روي منبر مي گفت: کسي که در طول عمر خود روزها روزه باشد و شب ها را به عبادت به سر برد و چهل حج عمره بجاي بجاي آورد و در ميان صفا و مروه بميرد ولي از دوستداران و محبان و مواليان اميرالمؤمنين (ع) نباشد براي او چيزي محسوب نمي شود.» امام زمان (ع) فرمودند: «آري والله براي او چيزي نيست.»

 

 

 توسل به حضرت زينب (ع) جهت تعجيل در فرج

 در تشرف آقا شيخ حسن سامرايي (ره) در سرداب مقدس، حضرت فرمودند: «به شيعيان و دوستان ما بگوييد که خدا را قسم دهند به حق عمه ام حضرت زينب (ع) که فرج مرا نزديک گرداند.» (3)

  عرضه اعمال به محضر مقدس امام زمان (عج)

 در تشرف مرحوم شيخ محمد طاهر نجفي (ره) خادم مسجد کوفه، حضرت مي فرمايند: «آيا ما شما را هر روز رعايت نمي کنيم؟ آيا اعمال شما بر ما عرضه نمي شود؟»

  شيعيان چرا ما را نمي خواهند؟!

 مرحوم حاج محمد علي فشندي تهراني (ره) مي گويد که در مسجد جمکران سيدي نوراني را ديدم، با خود گفتم اين سيد در اين هواي گرم تابستاني از راه رسيده و تشنه است ظرف آبي به دست او دادم تا بنوشد و گفتم: آقا! شما از خدا بخواهيد تا فرج امام زمان (ع) نزديک گردد. حضرت فرمودند: «شيعيان ما به اندازه آب خوردني ما را نمي خواهند. اگر بخواهند و دعا کنند فرج ما مي رسد.»

  اخلاص در عمل

 يکي از علماي بزرگ اصفهاني مي گويد: «شبي در عالم رؤيا امام زمان (ع) را ديدم. به ايشان عرض کردم چه کنم که به شما نزديک شوم؟» فرمودند: «عملت را عمل امام زمان (ع) قرار بده.» من به ذهنم رسيد که يعني در مورد هر کاري ببين اگر امام زمان (ع) اين کار را مي کند تو هم انجام بده. پرسيدم: «چه کنم که در اين امر موفق باشم؟!» فرمود: «الاخلاص في العمل؛ يعني، در کارهاي خود اخلاص داشته باش.»(4)

 بردباري و شکيبايي

 در تشرف مرحوم سيد کريم پينه دوز (ره) از اخيار تهران که در خانه اجاره اي زندگي مي کرده است و با پايان يافتن مدت اجاره دچار رنج و زحمت مي گردد ضمن اينکه به او بشارت مي دهند، نگران نباشيد منزل درست مي شود مي فرمايند: «دوستان ما بايد در فراز و نشيب ها شکيبا و بردبار باشند.»(5)

  تحصيل معارف اهل بيت (ع)

 مرحوم آيت الله ميرزا مهدي اصفهاني (ره) که سال ها در نجف اشرف نزد علماي بزرگ دانش آموخته بود و اجازه اجتهاد از مرحوم آيت الله ناييني (ره) داشت و به دنبال درک حقايق، مباحث فلسفه را نزد استادان فن تا بالاترين رتبه خوانده بود؛ مي گويد: «ديدم دلم آرام نگرفته و به درک حقايق عالم توفيق نيافته ام. رو به عرفان آوردن و مدتي از محضر استاد عارفان و سالکان آقا سيد احمد کربلايي (ره) استفاده مي کردم تا از نظر ايشان به حد کمال قطبيت و فناء في الله رسيدم. اما ديدم اين مطالب و اين رفتارها با ظواهر قرآن و سخنان اهل بيت عليهم السلام موافق نيست و به آرامش و اطمينان قلب نرسيده بودم.» مرحوم ميرزا مهدي اصفهاني (ره) تنها راه نجات را در توسل به پيشگاه حضرت مهدي (ع) مي بيند، به همين جهت مي گويد: «خود را از بافته هاي فلاسفه و افکار عرفان خالي کردم و با کمال اخلاص و توبه به آن حضرت توسل پيدا کردم. روزي در وادي السلام نزد قبر حضرت هود و صالح عليهماالسلام در حال تضرع و توسل بودن که حضرت صاحب الزمان (عج) را مشاهده کردم.» ايشان فرمودند: «طَلَبُ المَعارِفِ مِن غَيرِ طَريقِنا اَهل البيت مُساوِقَّ لِلأنکارنا و قَد اَقامني الله و انا الحُجّه بنُ الحسن؛ يعني، جست و جوي معارف و شناخت طريق از غير مسير ما اهل بيت طهارت مساوي است با انکار ما و همانا خداوند مرا براي هدايت بشر برپا داشته است و من حجه بن الحسن هستم.» مرحوم اصفهاني (ره) مي گويد: «پس از آن از فلسفه و عرفان بيزاري جستم و تمامي نوشته هاي خود را در اين موارد به رودخانه ريختم و به سوي قرآن و احاديث پيامبر (ص) روي آوردم.»

  کمک به مردم

 در توقيعي شريف، به مرحوم آيت الله العظمي حاج سيد ابوالحسن اصفهاني (ره) دستور دادند: «اُرخِص نَفسَک وَ اَقبِل مجلِسَک فِي الدِّهليز واقضِ النّاس نحن نَنصُرکُ؛ يعني، خودت را براي مردم ارزان کن! و در دسترس همه قرار بده و محل نشستن خود را در دهليز خانه ات قرار بده تا مردم سريع و آسان با تو ارتباط داشته باشند و حاجت هاي مردم را برآورد، ما ياريت مي کنيم.»(6)

  توجه به پدر و مادر

 در احوالات يکي از محبان و شيعيان آمده که پدر پيري داشت و بسيار به او خدمت مي کرد. ايشان شب هاي چهارشنبه به مسجد سهله مي رفت اما پس از مدتي اين کار را ترک نمود. دليل آن را پرسيدند، گفت چهل شب چهارشنبه به مسجد سهله رفتم در شب آخر نزديک مغرب تنها به مسجد سهله مي رفتم عرب بياباني را ديدم سوار بر اسب که سه بار به من فرمود: «از پدرت مراقبت کن.» من فهمديم که امام زمان (ع) راضي نيستند من پدرم را بگذرام و به مسجد سهله بروم.(7)

 

 توسل به قمر بني هاشم (ع)

 از مرحوم آيت الله مرعشي نجفي (ره) نقل شده است که يکي از علماي نجف اشرف که به قم آمده بود مي گفت: «مدتي براي رفع مشکلي به مسجد جمکران مي رفتم و نتيجه نمي گرفتم روزي هنگام نماز دلم شکست و عرض کردم مولا جان! آيا بد نيست با وجود امام معصوم (ع) به علمدار کربلا قمر بني هاشم (ع) متوسل شوم و او را در نزد خدا شفيع قرار دهم؟!» در حالتي ميان خواب و بيداري امام زمان (ع) فرمودند: «نه تنها بد نيست و ناراحت نمي شوم بلکه شما را راهنمايي مي کنم که چون خواستي از حضرت ابوالفضل العباس (ع) حاجت بخواهي اين چنين بگو: يا أبالغوث ادرکني.»(8)

  احترام به قرآن

 در تشرفي که براي مرحوم حاج شيخ محمدحسن مولوي قندهاري در حرم مطهر ابوالفضل العباس (ع) روي داده است ايشان مي گويد ديدم قرآني روي زمين بر سر راه افتاده است به من فرمودند: «هوشيار باش و به قرآن احترام کن. من خم شم و قرآن را برداشتم و بوسيدم و در قفسه گذاشتم.»(9)

  خدمت به محرومان

 آقاي محمد علي برهاني مي گويد در خرداد 1358 هـ.ق براي رسيدگي به مردم محروم منطقه فريدن رفته بودم. هنگام بازگشت ماشين خراب شد و در بيابان تنها ماندم. ديدم چاره حز توسل به مولايم حضرت صاحب الزمان (ع) نيست، به آن حضرت متوسل شدن و گفتم: «يا اباصالح المهدي! ادرکني.» ناگهان وجود مبارک امام زمان (ع) تشريف آوردند و ضمن بشارت به آمدن وسيله نقليه فرمود: «ما هم اينجا رفت و آمد مي کنيم. شما هم خيلي مأجوريد چون خدمت به محرومين مي کنيد. و اين روش جدّم حضرت علي (ع) است. تا مي توانيد در حدّ تمکّن به اين طبقه خدمت کنيد و دست از اين کار بر نداريد که کار خوبي است.»(10)

 روضه حضرت ابوالفضل (ع)

 در تشرّف آقاي محمد علي فشندي تهراني (ره) پس از اينکه نماز امام حسين (ع) در شب هشتم ذيحجه را به او ياد مي دهند حاج محمد علي مي پرسد: «فردا شب امام زمان (ع) در چادرهاي حجاج مي آيد و به آنان نظر دارد؟» فرمود: «در چادر شما مي آيند چون فردا شب مصيبت عموريم حضرت ابوالفضل (ع) در آن خوانده مي شود.»(11)

  ايران شيعه، خانه ماست

 مرحوم آيت الله ميرزا محمد حسن نائيني (ره) در دوران جنگ جهاني اول و اشغال ايران توسط قواي انگليس و روس خيلي نگران بودند از اين که کشور دوستداران امام زمان (ع) از بين برود و سقوط کند. شبي به امام عصر (ع) متوسل مي شود و در خواب مي بيند ديواري است به شکل نقشه ايران که شکست برداشته و خم شده است و در زير اين ديوار تعدادي زن و بچه نشسته اند و ديوار دارد روي سر آنها خراب مي شود. مرحوم نائيني چون اين صحنه را مي بيند بسيار نگران مي شود و فرياد مي زند: «خدايا، اين وضع به کجا خواهد انجاميد؟» در همين حال مي بيند حضرت ولي عصر (ع) تشريف آوردند و با دست مبارکشان ديوار را که در حال افتادن بود گرفتند و بلند کردند و دوباره سر جايش قرار دادند و فرمودند: «اينجا (ايران شيعه)، خانه ما است. مي شکند، خم مي شود، خطر است ولي ما نمي گذاريم سقوط کند ما نگهش مي داريم.»(12)

 

 مواظبت بر قرائت و خواندن قرآن

 در تشرّف شيخ محمد حسن مازندراني که به بيماري سل مبتلا بوده است او را شفا مي دهند و به او مي فرمايند: «بر ت باد به مواظبت بر قرائت قرآن.» (13)

  پی نوشتها :

 (1)    بحارالانوار ، ج 52 ، ص179

 (2)    بحارالانوار ، ج53، ص179

 (3)    شیفتگان حضرت مهدی (عج) ، ج 1 ، ص 251-184

 (4)    شیفتگان حضرت مهدی (عج) ، ج 1 ، ص 261

 (5)    کرامات العالمین ،ص118

 (6)    شیفتگان حضرت مهدی (عج) ، ج 6، ص198

 (7)    نجم الثاقب ، ص 284

 (8)    توجهات حضرت ولی عصر ، ص 160

 (9)    ملاقات با امام زمان (عج) ، 330

 (10)شیفتگان حضرت مهدی (عج) ، ج 1 ، ص 113

 (11)شیفتگان حضرت مهدی (عج) ، ج 1 ، ص 149

 (12)ملاقات با امام عصر (عج) ، ص 137

 (13)برکات حضرت ولی عصر (عج) ، 306

 

 
 

اشتراک گذاری این مطلب!

رجب ماه امیر المومنین

امام على عليه السلام فرمود:

شهر رمضان شهر الله و شعبان شهر رسول الله و رجب شهرى

رمضان ماه خدا و شعبان ماه رسول خدا و رجب ماه من است.

(وسائل الشيعه، ج 7 ص 266، ح 23)

اشتراک گذاری این مطلب!

حدیث روز

 

 

ساعتی اندیشیدن  بهتر از عمری عبادت کردن است .

                                                                ((امام علی))

 

اشتراک گذاری این مطلب!

دیدار طلاب با شهداء

حضور پر شور طلاب مدرسه علمیه الزهرا(س) قروه در تشیع پیکر پاک شهدای گمنام

اشتراک گذاری این مطلب!

ای شهید

ای روشنای خانه امید، ای شهید
ای معنی حماسه جاوید، ای شهید
چشم ستارگان فلک از تو روشن است
ای برتر از سراچه خورشید ای شهید
« زهره » به نام توست غزلخوان آسمان
با یاد توست مشعل « ناهید » ای شهید
« قد قامت الصلاه » به خون تو سکه زد
در گسترای ساحت تحمید ای شهید
تیغ سحر زجوهره خونت آبدار
گشت و شکست لشکر تردید، ای شهید
آئینه‌دار خون تو اند آسمانیان
رنگین‌کمان به شوق تو خندید ای شهید
ایمن شدند دین و وطن تا به رستخیز
فارغ شدند زآفت تهدید، ای شهید
در فتنه‌خیز حادثه‌ها جان پناه ماست
بانگی که در گلوی تو پیچید، ای شهید
صرافی جهان زتو گر نقد جان گرفت
جام شهادتش به تو بخشید، ای شهید
نام تو گشت جوهر گفتار عارفان
« عارف » زبان گشوده به تأکید، ای شهید

کتاب حماسه های همیشه


اشتراک گذاری این مطلب!

سیمای حضرت فاطمه (سلام الله علیها) در سوره قدر

اِنّا أنزلناه فى لیله القدر
این آیه از جمله آیاتى است که علاوه بر معنا و تفسیر ظاهری، به حکم تفسیر باطنى برآن حضرت منطبق است.
در تفسیر فرات کوفى با ذکر سند از امام صادق‌(علیه السلام) نقل شده است، که حضرت در تفسیر «إنّا أنزلناه فى لیله القدر» فرمودند: «لیله» فاطمه و«القدر»، اللّه است. سپس افزودند:
«فمن عرف فاطمه حق معرفتها، فقد أدرک لیله‌القدر و‌إنّما سمّیت فاطمه لأن الخلق فطموا عن معرفتها؛
پس هر کسى که فاطمه را به درستى و «کما هو حقه» بشناسد، لیله القدر را درک کرده است و فاطمه به این نام، نامگذارى شده، به خاطر آن‌که مردم از شناخت او عاجزند.
به راستى چرا فاطمه‌(سلام الله علیها) لیله القدر نباشد و حال آن‌که یازده قرآن ناطق در این «لیله» نازل شده است.
فاطمه(سلام الله علیها)، لیله القدر است زیرا که:
1. در میان همه شب‌ها، آنچه بی‌نظیر و مطلوب است، شب قدر است. در میان همه زنها نیز آن‌که بی‌نظیر و مطلوب است، فاطمه(سلام الله علیها) است.
 2. از آن حضرت، تعبیر «لیل» شده است. زیرا همان گونه که شب همه چیز را در برمی‌گیرد، ظلم و ستم بنی‌امیه آن حضرت را در برگرفت.
3. فاطمه(سلام الله علیها)، شب ولیل است زیرا شب، بیانگر پوشیدگى و مستورى و حجاب و عفت و حیاء است.
4. ویژگى شب قدر، توبه و نزدیکى به خدا و اطاعت و بندگى و حفظ احکام است. ویژگى فاطمه‌(سلام الله علیها) و را ه و روش و سیره آن حضرت نیز، قرب به خدا و اطاعت و بندگى او و حفظ ارزش‌هاى الهى است.
5. مهم‌ترین و ممتازترین عمل در شب قدر، علم و پرداختن به آن است. درمیان صفات و ویژگی‌هاى فاطمه(سلام الله علیها)، نیز علم و معرفت و آگاهى آن حضرت به خدا، دین خدا، تکالیف، وظایف و ارزش‌هاى انسانی، از همه مهم‌تر و بزرگ‌تر است. ارزش سایر اعمال آن حضرت به همین آگاهى و شناخت و علم اوست و این از بزرگ‌ترین درس‌ها و تعالیم براى همه، بخصوص براى زنان است.
6. شب قدر از هزار ماه، بهتر است و یک لحظه و یک روز زندگى و سیره حضرت زهرا‌(سلام الله علیها)، از هزاران ماه و سال زندگى که در آنها خبرى از آن راه و روش و الگو نباشد، بهتر است.
7. شب قدر، ظرف و جایگاه قرآن است.جایگاه حضرت زهرا (سلام الله علیها)و گفتار و کردار و زندگى آن حضرت هم درتفسیر عملى قرآن و تجسم و تبلور آیات آن است. همان‌گونه که انسان در شب قدر به قرآن، نزدیک‌تر شده، و آن را بر سر مى نهد، با نزدیک شدن به حضرت زهرا‌‌(سلام الله علیها) نیز انسان به قرآن نزدیک شده و آن را نصب العین خود قرار می‌دهد.
8. شب قدر همان لیله مبارکه یعنى شب نزول برکت و ارزش‌ها است و چشمه‌اى است که این فضایل و سعادت‌ها از آن جوشیده و نازل مى شود. فاطمه(سلام الله علیها) نیز محل نزول و صدور این اصالت‌ها و ارزش‌ها و مکارم است.
9. شب قدر، تجمع ملائکه اللّه است و بهره از عالم ملکوت، افزون‌تر خواهد بود. آن کس هم که بیشتر با فاطمه(سلام الله علیها)، نزدیک‌تر شده و از آن حضرت بهره ببرد از خوى و خصلت ملائکه، حظ فزون‌ترى برده و به عالم فرشتگان و تجرّد و تقدّس، نزدیک‌تر می‌گردد بلکه از آنها نیز، برتر می‌رود.
10. ممکن است سال‌ها بگذرد و کسى از شب قدر، جز ظاهری، بیش درک نکند،
 اما اگر از حقیقت آن، ذره‌اى درک نماید، چنان آگاهى و تنبه بیدارى به او می‌بخشد که مسیر زندگیش عوض می‌شود و سخت به خدا نزدیک می‌گردد. فاطمه(سلام الله علیها)، نیز چنین است.یعنى ممکن است فرد یا جامعه‌اى سالها به لیله‌القدر برسد و فاطمه‌‌(سلام الله علیها) را از خود بداند؛ اما حقیقت او را درک نکند و جز ظاهرى از آن نفهمد، اما با درک زندگى و ابعاد گوناگون حیات واقعى فاطمه(سلام الله علیها)، جرقه‌اى در دل آنان بدرخشد و مسیر سرنوشت آنان را عوض نماید.
از این گذشته زمان غسل و کفن و دفن، بنابر وصیت حضرتش نیز در دل شب متناسب با لیله القدر است و قرن‌ها است که قبر مجهول و ناپیداى او نیز حاکى از تناسب وجود مقدسش با لیله القدر دارد.
و «اللیله هى فاطمه و‌القدر هو اللّه»: فاطمه، اضافه تشریفى به خدا دارد از حیث:
1. آن‌که پس از پدر بزرگوار و شوهر گرانقدرش، بیش از تمام پیامبران مرسل و غیر مرسل، ایمان به خدا داشته و در عالم انوار و اشباح و ارواح، خدا را تسبیح و تمجید و تقدیس و تحلیل کرده و سپاسگزار بوده است. نور مقدس او چندین هزار سال پیش از آفرینش آسمان و زمین آفریده شده است.
2. آنکه فاطمه زهرا(سلام الله علیها)، افضل تمام انبیا ومرسلین وملائکه و مقربین است و همه آنها نیازمند به شفاعت زهرا‌(سلام الله علیها) طبق اخبار و احادیث مستفیضه صادره از مصادر وحى و تنزیل می‌باشند.
3. آن که ملائکه حتى جبرئیل، میکائیل، اسرافیل و عزائیل هم بی‌اذن بر او داخل نمی‌شوند. و از اطاعت او بیرون نبودند و خداوند عزّوجلّ، عهد ولایت او را از آنها گرفته است.
4. زهراى مرضیه(سلام الله علیها)، علت وجود ائمه یازده‌گانه، اوصیاى رسول خدا (ص) می‌باشد و ذریه پیامبر تا قیامت از نسل او هستند.
ارباب معرفت نیز در بعضى از تفاسیر، روایت امام صادق (ع) را نقل کرده و آن را پذیرفته‌اند و براساس مبانى عرفان اسلامى «لیله مبارکه» را انسان کامل، تفسیر کرده‌اند. انسان کامل در این مکتب جایگاه محورى دارد. از نظر روایات مسلّم است که جبرئیل امین به فاطمه‌(سلام الله علیها) نازل می‌شده، در حالى که جبرئیل امین، حتى بر‌ائمه‌(ع) نیز نازل نمی‌شد. مصحف فاطمه(سلام الله علیها)، محصول شرفیابى فرشته وحى الهى بر حضرت زهراست که از افتخارات تشیع، شمرده می‌شود.


 امام صادق‌(ع) در ضمن مصحف فاطمه(سلام الله علیها) می‌فرماید: «فیه علم القرآن کما انزل»؛ علم قرآن همان‌طور که نازل شده در مصحف فاطمه‌(سلام الله علیها) موجود است.
لذا آگاهى از قرآن و اسرار آن مربوط به حضرت زهرا(سلام الله علیها) و سایر معصومان می‌باشد، چون قرآن در خانه آنها نازل شده است، آنها هستند که در سایه آشنایى با این منبع لایزال الهى توانایى شناخت و درک حقایق و معارف و دانش‌هاى گوناگون را پیدا کرده‌اند.
در بعضى روایات آمده که مصحف فاطمه(سلام الله علیها)، سه برابر قرآن است. شاید تأویل و تفسیر قرآن مجید باشد زیرا ما معتقدیم که علم قرآن طبق فرمایش خود قرآن، در نزد صاحبان این علم است که آنها هم، همان ائمه طاهرین هستند که فاطمه‌‌(سلام الله علیها) نیز جزو آنهاست. اما در اینجا مطلب بالاتر است زیرا مصحف با این خصوصیات، فقط، بر‌فاطمه‌(سلام الله علیها) قرائت شده‌است

 

 

اشتراک گذاری این مطلب!

سیمای حضرت فاطمه علیها السلام در قرآن

 

 سورۀ «هل اتی» 
همه محدثان و مفسدان شیعه و حدود چهل نفر از بزرگان و مفسران اهل سنت، نقل کرده اند که این سوره در شان حضرت علی و حضرت فاطمه و امام حسن و امام حسین علیه السلام نازل شده است. 

روزی امام حسن و امام حسین علیه السلام بیمار شدند رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم با عده ای از یاران به عیادت آن دو رفتند پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به حضرت علی علیه السلام فرمودند: خوب است برای شفای فرزندانت نذری نمایید. 
حضرت علی علیه السلام و حضرت فاطمه علیها السلام و نیز فضه به پیروی از آنان، نذر کردند که در صورت بهبود دو فرزندشان، سه روز روزه بگیرند. پس از اندکی آن دو بزرگوار بهبود یافتند؛ لذا حضرت علی و حضرت فاطمه علیها السلام و فضه- و امام حسن و امام حسین علیه السلام به تاسی از آنان- همگی سه روز روزه گرفتند. امیر مومنان علیه السلام در وضعیت دشواری به سر می برند. مقداری جو قرض نموده، به خانه 
آوردند. حضرت فاطمه علیها السلام با ثلث آن برای افطار نان آماده کرد. هنگام افطار بی نوایی د رخانه آمد و کمک خواست همگی ایثار نمودند و تمام نان های خویش را به او داده، با آب افطار کردند. 
دومین روز را روزه گرفتند. حضرت زهرا علیها السلام با ثلث دیگر نان پخت. هنگام افطار فرا رسید ناگهان یتیمی از راه رسید و تقاضای کمک نمود. آنان نیز ایثار کردند و نان های خود را به او دادند و با آب افطار نمودند. روز سوم را نیز روزه گرفتند و حضرت فاطمه علیها السلام با ثلث باقی مانده نان تهیه کرد. هنگام افطار، اسیری در خانه آمد و درخواست کمک نمود. باز همگی ایثار کردند و نان هایشان را به او دادن و برای سومین روز پیایی، با آب افطار کردند. 
بامداد آن روز، امیر مومنان علیه السلام همراه دو نور دیده اش، امام حسن و امام حسین علیه السلام به محضر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم شرفیاب گشتند، در حالی که آثار گرسنگی و ضعف در چهرۀ آنان نمودار شده بود. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم همراه آنان به خانه فاطمه علیه السلام تشریف آورد. آن بانو در حال عبادت بود. و از شدت گرسنگی شکمش بر پشت چسبیده و دیدگانش به گودی نشسته بود. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم ناراحت شد و گریست. در همین هنگام، جبرئیل فرود آمد و سورۀ مبارکه «هل اتی» را بر ایشان تلاوت نمود.[1] 
آنچه آورده شد، قدر مشترک روایات منقول در این باره است. برخی معتقدند که این روایات متواتر است، به گونه ای که مطلب یاد شده در اشعار، حتی شعر معروف شافعی، نیز آمده است [2] 
شگفت آن که با آن همه روایات که در شان نزول سوره «هل اتی» در باره این بزرگواران وارد شده و اکثر مفسدان اهل سنت پذیرفته اند. برخی نا آگاهان متعصب که هر گاه به فضایل امیر فرزانگان حضرت علی علیه السلام و همسر گرامی اش حضرت فاطمه علیها السلام می رسند حساسیت نشان می دهند در اینجا نیز- با اشکال تراشی های بی جا، خباثت درونی خود را اظهار نموده اند. 
2- سورۀ قدر 
امام صادق علیه السلام در تفسیر و تاویل آیۀ: 
«انا انزلناه فی لیله القدر» [3] می فرمایند: 
«منظور از لیله حضرت فاطمه و مراد از قدر خداوند است.» 
و در ادامه می فرمایند: 
«فمن عرف فاطمه حق معرفتها فقد ادرک لیله القدر و انما سمیت فاطمه لان الخلق فطموا عن معرفتها»[4] 
«هر کس حضرت فاطمه را به حقیقت بشناسد، در واقع شب قدر را درک نموده است؛ و بدان دلیل فاطمه نامیده شد که خلق از شناخت و معرفت ایشان بر گرفته شده اند. (و نمی توانند به کنه و حقیقت حضرتش برسند). شیعه وسنی روایت کرده اند که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در خواب دیدند بوزینه ها بر منبرش بالا می روند. در برخی روایات آمده است که بنی امیه بر منبرش بالا می روند و مردم را گمراه نموده، به جاهلیت بر می گردانند. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم از این خواب ناراحت شدند، به طوری که تا زنده بودند کسی حضرتش را خندان ندید. جبرئیل از آسمان برای دلداری آن بزرگوار فرود آمد و سوره مبارکۀ قدر را نازل کرد که ناراحت نباش، شب قدر از هزار ماه- که مدت سلطنت بنی امیه بود[5] برتر است.[6] 
یعنی: ای پیامبر! ناراحت نباش، در عوض لیله القدر را که حضرت فاطمه علیها السلام باشد به تو عطا کردیم، و یازده پیشوای معصوم از او متولد خواهند شد. 

لیله القدر عارفان زهراست 
نور دل های دوستان زهراست 

در مقام ولیه اللهی 
والی ملک کن فکان زهراست 

چشم دل باز کن که تا بینی
همه جا حاضر و عیان زهراست 

آن که شد از فروغ رخسارش
خلقت روضۀ جنان زهراست 

چون نبی رکن حیدر کرار
چون علی بحر بی کران زهراست 

آن همایی که از شرف او را 
قاف قرب است آشیان زهراست 

در جهان قدر او نشد ظاهر
همچنان قبر او نهان زهراست 

روح در عضوهای پیکر دین 
به کتاب خدا روان زهراست 

نازم از قدر او که در محشر 
دستگیر پیغمبران زهراست 

آن که جز احمد و ائمه و حق
کس بیابد از او نشان زهراست 

«ملتجی» ان که بین او و خدا
حاجبی نیست در میان زهراست 

اشتراک گذاری این مطلب!

ماجراى فدك

1- سيوطى در الدرالمنثور ذيل تفسير آيه ى: «و آت ذاالقربى حقه» [ سوره ى اسراء، آيه ى 26. ] مى نويسد: بزار و ابويعلى و ابن ابى حاتم و ابن مردويه از ابى سعيد خدرى نقل كرده اند: كه چون آيه ى «وَ آت ذالقربى حقه» نازل شد، رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم فاطمه را (نزد خود) فراخواند و فدك را به او بخشيد.

همچنين مى نويسد: ابن مردويه از ابن عباس نقل مى كند كه:

چون آيه ى «وَ آت ذالقربى حقه» نازل شد، رسول اكرم قطعه ى فدك را به فاطمه عطا كرد.

2- هيثمى [ مجمع الزوائد، ج 7، ص 49. ] به نقل از ابى سعيد مى نويسد:

چون آيه ى «وَ آت ذاالقربى حقه» نازل شد، رسول خدا فاطمه را نزد خود خواند و فدك را به او بخشيد.

هيثمى مى نويسد: طبرانى اين روايت را نقل كرده است.

اين روايت را ذهبى نيز در ميزان الاعتدال [ ميزان الاعتدال، ج 2، ص 228. ] نقل كرده و آن را صحيح دانسته است.

3- متقى در كنزالعمال [ كنزالعمال، ج 2، ص 158. ] از ابى سعيد نقل مى كند كه:

چون آيه ى «وَ آت ذاالقربى حقه» نازل شد رسول خدا به فاطمه فرمود: اى فاطمه، فدك را به تو بخشيدم.

متقى مى نويسد: اين روايت را حاكم در كتاب تاريخ خود و همچنين ابن نجار نقل كرده اند.

مقام والاى فاطمه

1- بخارى [ صحيح بخارى، كتاب بدءالخلق، باب: علامات النبوة فى الاسلام. ] به نقل از عايشه مى نويسد:

فاطمه در حالى كه همانند رسول خدا راه مى رفت، جلو آمد. رسول اكرم فرمود: «مرحبا به دخترم فاطمه»، و او را طرف راست يا چپ خود نشاند. آنگاه آهسته به او سخنى گفت كه فاطمه (با شنيدن آن) گريست.

به او گفتم: چرا مى گريى؟ (او پاسخى نداد.) رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم دوباره آهسته كلامى به فاطمه گفت و (اين بار) فاطمه خنديد.

گفتم: تا امروز شادمانى كه اينقدر نزديك به اندوه باشد، نديده بودم.

پرسيدم: رسول خدا چه گفت؟ جواب داد: هرگز راز رسول خدا را فاش نخواهم ساخت. تا آنكه رسول خدا رحلت نمود. (پس از رحلت آن حضرت) دوباره از فاطمه پرسيدم (رسول خدا چه گفت؟) او گفت: رسول اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم به من فرمود: جبرئيل هر سال فقط يكبار قرآن را بر من عرضه مى كرد ولى امسال دوبار قرآن بر من عرضه شد و اين را نشانه ى نزديك شدن اجل خود مى دانم و تو در ميان اهل بيتم اول كسى هستى كه به من ملحق مى شوى». و من (با شنيدن اين سخن) گريستم، آنگاه فرمود:

«آيا خشنود نمى شوى به اينكه بانوى زنان بهشت يا بانوى زنان مؤمنين باشى؟» و من (با شنيدن آن) خنديدم.

احمد بن حنبل نيز در مسند [ مسند احمد بن حنبل، ح 6، ص 282. ] خود اين روايت را ذكر كرده است، با اين تفاوت كه به جاى «بانوى زنان بهشت» آورده: «بانوى زنان اين امت». ابن سعد نيز در طبقات [ طبقات ابن سعد، ج 2، ص 40. ] حديث را با اين تعبير آورده است: «بانوى زنان اين امت يا بانوى زنان دو عالم.» ابن اثير نيز در اسدالغابة [ اسدالغابة، ج 5، ص 522. ] با تعبير: «بانوى زنان دو عالم» و نسائى در خصائص [ خصائص اميرالمؤمنين، ص 34. ] با عبارت «بانوى زنان اين امت يا بانوى زنان مؤمنين» حديث را نقل كرده اند.

2- بخارى از عايشه نقل مى كند كه:

ما همسران پيامبر همگى نزد آن حضرت بوديم. هيچ كدام نرفته بوديم كه فاطمه در حالى كه همچون پيامبر گام برمى داشت، پيش آمد. رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم چون فاطمه را ديد فرمود: دخترم خوش آمدى. و او را طرف راست يا چپ خود نشاند و رازى را براى او فاش ساخت (كه با شنيدن آن) فاطمه سخت گريست. رسول خدا چون اندوه فاطمه را ديد راز ديگرى برايش باز گفت (كه با شنيدن آن) فاطمه خنديد.

به او گفتم: (با آنكه) من در ميان همسران رسول خدا (و در كنار او بودم) او رازش را فقط با تو در ميان گذاشت و تو (در مقابل) گريه مى كنى؟! چون رسول خدا برخاست در مورد آن راز، از او سؤال كردم. فاطمه گفت: هرگز راز رسول خدا را فاش نخواهم كرد. چون پيامبر رحلت نمود، (نزد فاطمه رفتم و) او را سوگند دادم كه آن راز را برايم بگويد.

گفت: اكنون (كه پيامبر ديگر ميان ما نيست) خواهم گفت. راز اول اين بود كه فرمود: «جبرئيل هر سال يكبار قرآن را بر من عرضه مى كرد اما امسال دوبار آن را بر من عرضه داشت و اين را آيت نزديك بودن اجل خود مى دانم. پس از خدا پروا كن و صبر پيشه ساز كه من خوب سلفى برايت هستم.» من (با شنيدن اين سخنان) چنانكه شاهد بودى، گريستم. رسول خدا چون پريشانى مرا ديد، راز دوم را برايم باز گفت: اى فاطمه آيا خشنودت نمى كند اينكه تو بانوى زنان مؤمنين يا بانوى زنان اين امت باشى؟ مسلم نيز اين روايت را يكبار با اضافه ى: «تو پيش از ساير افراد خانواده ام به من مى پيوندى» و يكبار بدون اين اضافه [ صحيح بخارى، كتاب فضائل الصحابة، باب: فضائل فاطمه عليهاالسلام. ] نقل كرده است. ابن ماجه [ صحيح ابن ماجه، باب: ما جاء ذى ذكر مرض رسول الله صلى اللَّه عليه و آله و سلم. ] نيز روايت را با همان اضافه نقل كرده است. ابى داود طيالسى [ مسند طيالسى، ج 6، باب: احاديث النساء. ] و ابونعيم [ حليةالاولياء، ج 2، ص 29. ] با سندهاى متعدد، با تعبير «بانوى زنان دو عالم يا بانوى زنان اين امت» اين روايت را نقل مى كنند. طحاوى [ مشكل الاثار، ج 1، ص 48 و 49. ] نيز در مشكل الاثار با دو سند روايت را آورده است. همچنين نسائى [ خصائص اميرالمؤمنين، ص 34. ] با تعبير «بانوى زنان اين امت و بانوى زنان دو عالم» روايت را نقل مى كند.

3- ترمذى [ صحيح الترمذى، ج 2، ص 306. ] از حذيفه نقل مى كند كه:

مادرم از من پرسيد: آخرين ملاقاتت با رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم كى بود؟ گفتم: از فلان روز تاكنون ايشان را نديده ام. مادرم به من پرخاش كرد. گفتم: بگذار تا نزد رسول اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم روم و نماز مغرب را با او بخوانم و از او بخواهم براى من و تو طلب آمرزش كند.

خدمت رسول گرامى آمدم، با او نماز مغرب را خواندم. حضرتش تا شروع نماز عشا، به نماز خواندن مشغول بود. پس (از خواندن نماز عشا) به نوافل پرداخت و من هم همراه او نماز نافله مى خواندم، صدايم را شنيد و فرمود: كيستى؟ آيا حذيفه اى؟ گفتم: آرى.

فرمود: خداوند تو و مادرت را بيامرزد، حاجتت چيست؟ و ادامه داد: اين فرشته ايست كه تاكنون به زمين نيامده بود. از خداوند اجازه خواست تا بر من سلام كند و مژده ام دهد كه: فاطمه بانوى زنان اهل بهشت و حسن و حسين دو سرور و آقاى جوانان اهل بهشت هستند.

حاكم نيز اين روايت را در مستدرك الصحيحين [ مستدرك الصحيحين، ج 3، ص 151. ] به اختصار و با دو سند- كه دومين آنها را صحيح شمرده- آورده است، حاكم فقط قسمت مربوط به فاطمه عليهاالسلام را نقل كرده است، اين روايت را همچنين احمد بن حنبل، [ مسند احمد بن حنبل، ج 5، ص 319. ] ابونعيم [ حليةالاولياء، ج 4، ص 190. ] و ابن اثير [ اسدالغابة، ج 5، ص 574. ] در كتابهاى خود آورده اند و متقى نيز در چهار موضع از كنزالعمال آن را نقل كرده است، در موضع اول [ كنزالعمال، ج 6، ص 217. ] مى گويد: رويانى و ابن حيان به نقل از حذيقه اين روايت را ذكر كرده اند، در موضع دوم [ كنزالعمال، ج 6، ص 218. ] مى نويسد: روايت را ابن عساكر از حذيفه نقل كرده است، و در موضع سوم [ كنزالعمال، ج 7، ص 102. ] آمده است: ابن جرير از حذيفه اين حديث را نقل كرده است، در موضع چهارم [ كنزالعمال، ج 7، ص 111 ] به نقل قسمت مربوط به فاطمه عليهاالسلام اكتفا مى كند و مى نويسد: ابن ابى شبيه آن را نقل كرده است.

4- حاكم در مستدرك الصحيحين [ مستدرك الصحيحين، ج 3، ص 156. سند اين حديث نزدش صحيح است. ] به نقل از عايشه چنين مى نويسد:

رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم در همان بيمارى كه به وفاتشان انجاميد، فرمود: اى فاطمه! آيا راضيت نمى كند كه بانوى زنان دو عالم باشى و بانوى زنان اين امت و بانوى زنان مؤمنين؟ 5- ابى نعيم در حليةالاولياء به نقل از عمران بن حصين آورده است:

رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم فرمود: مى آيى با هم به عيادت فاطمه برويم؟ او بيمار است. گفتم: آرى. با هم (سوى خانه ى فاطمه) روانه شديم، تا به در خانه رسيديم، رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم سلام كرده اذن دخول خواست و فرمود: آيا من و آنكه همراهم است (مى توانيم) داخل شويم؟ فاطمه گفت: آرى، اما چه كسى همراه شماست؟ به خدا سوگند، جز عبائى، چيزى در بر ندارم.

فرمود: با عبا چنين و چنان كن.

- به فاطمه آموخت كه با آن عبا خود را چگونه بپوشاند.

فاطمه گفت: به خدا سوگند، چيزى سر مرا نپوشانده است.

رسول اكرم ملافه اى را كه در بر داشت به او داد و فرمود: با اين پارچه سر خود را بپوشان.

پس فاطمه به آن دو اجازه ى ورود داد. و آن دو وارد شدند.

رسول اكرم فرمود: حالت چگونه است؟ گفت: بيمارم، و نيز طعامى براى خوردن ندارم.

فرمود: دختركم راضيت نمى كند اينكه بانوى زنان دو عالمى؟ گفت: پس مريم دختر عمران چه؟ فرمود: او بانوى زنان روزگار خود و تو بانوى زنان روزگار خود هستى. به خدا سوگند تو را به همسرى كسى درآوردم كه آقا و سيد است در دنيا و آخرت.

طحاوى نيز روايت را در مشكل الاثار [ مشكل الاثار، ج 1، ص 50. ] نقل كرده مى افزايد:

«بغض او جز در دل منافق نمى رود.» محب طبرى [ ذخائرالعقبى، ص 43. ] نيز با همين اضافه روايت را نقل مى كند و مى نويسد حافظ ابوالقاسم دمشقى آن را آورده است.

6- ابى نعيم [ حليةالاولياء، ج 2، ص 42. ] به نقل از جابر بن سمره آورده است:

پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم آمد، (و در جمع ما) نشست و فرمود:

فاطمه بيمار است.

گروهى كه آنجا بودند گفتند: خوبست به عيادتش رويم. رسول اكرم برخاست و حركت كرد تا در (خانه ى فاطمه) رسيد. در خانه بسته بود. رسول اكرم: صدا زد: خود را بپوشان، عده اى به عيادتت آمده اند.

فاطمه گفت: اى رسول خدا جز عبائى در بر ندارم.

پيامبر رداء خود را برداشته از پشت در، سوى فاطمه انداخت. و فرمود: با اين سر خود را بپوشان.

پس از آن با همراهان داخل خانه شد و مدتى نشستند و بعد رفتند. آن عده گفتند: به خدا سوگند (چه بسيار شگفت است) دختر رسول خدا بر اين حال؟!

رسول خدا برگشت و فرمود: همانا او بانوى زنان است در روز قيامت.

7- در خصائص نسائى [ خصائص اميرالمؤمنين، ص 34. ] به نقل از ابى هريره آمده است:

در يك روز بلند و طولانى رسول اكرم تأخير كرد (و در جمع ما دير حضور يافت.) غروب بود كه كسى عرض كرد: اى رسول خدا، امروز كه شما را نديديم بر ما چه سخت گذشت.

فرمود: فرشته اى كه تاكنون زيارتم نكرده بود، از خدا خواست تا ملاقاتم كند. (آمد و) مژده به من داد كه فاطمه، دخترم، بانوى زنان امت من است و حسن و حسين سروران جوانان اهل بهشتند.

اشتراک گذاری این مطلب!

۵ جایی در قران که به حضرت زهرا اشاره شده است !

 

حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها یکی از پنج نور پاکی است که آیات فراوانی درباره آنها نازل شده و یا در تفسیر قرآن، به آنها تأویل می‌شود.

 در این زمینه ما فقط به چند آیه مشهور اشاره می کنم:

۱- سوره کوثر

«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ * إِنَّا أَعْطَیْنَاکَ الْکَوْثَرَ * فَصَلّ‏ِ لِرَبِّکَ وَ انحَرْ * إِنَّ شَانِئَکَ هُوَ الْأَبْتَر»[کوثر/۱تا ۳]

به نام خداوند بخشنده مهربان * ما به تو کوثر [خیر و برکت فراوان‏] عطا کردیم! * پس براى پروردگارت نماز بخوان و قربانى کن! * (و بدان) دشمن تو قطعاً بریده‏نسل و بى‏عقب است.»

این سوره حضرت فاطمه (س) را کوثر معرفی می کند.

۲- آیه تطهیر اهل بیت علیهم السلام

«إِنَّما یُریدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهیراً»[احزاب/۳۳]

اى اهل بیت، خدا مى ‏خواهد پلیدى را از شما دور کند و شما را پاک دارد»

حضرت علىّ علیه السّلام به جماعتی فرمود: اى مردم، آیا تصدیق مى‏کنید که خداوند پس از نزول آیه: «إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً» من و فاطمه و دو پسرم حسن و حسین را جمع نموده و بر ما کسا و شمدى فدکى کشیده و فرمود: «بار خدایا! اینان اهل بیت و گوشت تن منند، آزار و ناراحتى و زحمت اینان موجب زحمت و آزار و اذیّت من است، پس رجس و آلودگى را از وجود اینان زائل نموده و آنان را تطهیر فرماى!»، امّ سلمه با شنیدن این کلمات نزدیک کساء آمده و عرض کرد: من نیز [از اهل کساء مى‏ باشم‏]؟ فرمود: تو بر خیرى، ولى این آیه فقط در شأن من و برادرم علىّ و دخترم فاطمه و دو فرزندم، و نه تن دیگر از فرزندان حسین نازل شده است، و کسى را در آن اشتراکى نیست. جماعت با شنیدن این سخن یکپارچه گفتند: گواهى مى ‏دهیم که امّ سلمه این مطلب را براى ما نقل نموده[۱]

۳-آیه مودت و اهل بیت علیهم السلام

«قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبى»[شوری/۲۳]

بگو: بر این رسالت مزدى از شما، جز دوست داشتن خویشاوندان، نمى ‏خواهم.»

ابن عباس می گوید: « وقتی این آیه نازل شد، به رسول خدا عرض کردم این کسانی که مودت و محبت آنها واجب شده کیستند؟ » رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: « علی و فاطمه و حسن و حسین » (تفسیر نور الثقلین، ج‏۴، ص: ۵۷۲)

۴- سوره انسان

«وَ یُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلىَ‏ حُبِّهِ مِسْکِینًا وَ یَتِیمًا وَ أَسِیرًا * إِنمَّا نُطْعِمُکمُ‏ْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِیدُ مِنکمُ‏ْ جَزَاءً وَ لَا شُکُورًا»[انسان/۹-۸]

و غذاى (خود) را با اینکه به آن علاقه (و نیاز) دارند، به «مسکین» و «یتیم» و «اسیر» مى‏ دهند! * (و مى ‏گویند ما شما را بخاطر خدا اطعام مى ‏کنیم، و هیچ پاداش و سپاسى از شما نمى ‏خواهیم!»

در این سوره داستان انفاق خانواده حضرت علی (ع) بیان شده و قرآن از این عمل تجلیل کرده است….در این سوره مبارکه، خداوند برای اهل بیت، نعمت‌ها و رحمت‌ها و بهشت‌هایی را وعده می‌دهد که نه گوشی شنیده و نه چشمی دیده است. از لطایف این سوره این است که انواع نعمت‌های بهشتی در آن بیان شده ولی برای رعایت حرمت فاطمه علیهاسلام از نعمت حورالعین سخنی به میان نیامده است.

۵- آیه مباهله

«فَمَنْ حَاجَّکَ فیهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَکُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَکُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْکاذِبینَ»[آل عمران/۶۱]

از آن پس که به آگاهى رسیده‏اى، هر کس که درباره او با تو مجادله کند، بگو: بیایید تا حاضر آوریم، ما فرزندان خود را و شما فرزندان خود را، ما زنان خود را و شما زنان خود را، ما برادران خود را و شما برادران خود را. آن گاه دعا و تضرع کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان بفرستیم.»

شکی نیست که مصداق مباهله کنندگان مسلمان، پنج تن بودند. و اسقف نجران با دیدن پنج تن (علیهم السلام) گفت:«ای گروه نصاری، من افرادی را می بینم که اگر از خدا بخواهند کوهی را از جا بکند، خدا آن را می‌کند. با اینها مباهله نکنید که هلاک خواهید شد و تا روز قیامت یک نصرانی روی زمین باقی نخواهد ماند.»[۲]

[۱]. الإحتجاج على أهل اللجاج، ج‏۱، ص: ۱۴۸٫
[۲]. الطرائف فی معرفة مذاهب الطوائف، ج‏۱، ص: ۴۲٫



اشتراک گذاری این مطلب!

جایگاه حضرت فاطمه(س) در آیات

بر اساس منابع تفسیری و حدیثی اهل سنت، تقریباً صد و سی و پنج آیه در چهل و نه سوره به نوعی درباره حضرت فاطمه(س) است. البته این تعداد غیر از آیاتی است که در منابع شیعه ذکر شده است. دو سوره، یعنی دهر و کوثر هم به طور کامل در شأن فاطمه(س) نازل شده است.

همه آیات و سوره های نازل شده در این باره در چهار دسته جای می گیرد:

1. اسباب نزول: یعنی آیاتی که حضرت فاطمه(س) سبب نزول آن بوده است.

2. شأن نزول: یعنی آیاتی که در شأن آن حضرت نازل شده است.

3. جری و تطبیق: یعنی آیاتی که حضرت فاطمه(س) به عنوان مصداقی از آن اراده شده است.

4. بطن: یعنی آیاتی که حضرت فاطمه(س) به عنوان باطن آن مورد نظر است.

سوره ها و آیاتی که حضرت فاطمه(س) سبب نزول آنهاست

از مجموع چهار آیه ای که در این باره در روایات اهل سنت آمده است، یعنی آیات تطهیر، اعطا، ایثار و تجاره، بحث را پیرامون سه آیه اول متمرکز می کنیم. البته باید یادآوری کنم که سوره دهر هم سبب نزولش فاطمه(س) است، چون این بحث قبلاً چاپ شده، لذا از نقل آن خودداری می کنم.

1. آیه تطهیر

انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیراً؛[18]

جز این نیست که خداوند می خواهد پلیدی را از شما اهلبیت(ع) دور کند و شما را به راستی پاک سازد.

بر اساس روایات بسیار از فریقین، که از صحابه و تابعین به حد تواتر رسیده است، آیه تطهیر در شأن اصحاب کساء نازل شده است. بررسی روایات فریقین نشان می دهد که فاطمه(س) سبب نزول این آیه است. این آیه بر طهارت و عصمت اصحاب کساء دلالت تام دارد.

ابوسعید خدری از ام سلمه چنین روایت کرده است:

آیه تطهیر در خانه من نازل شد. من بر در خانه نشسته بودم. گفتم: ای رسول خدا، من از اهلبیت(ع) نیستم؟ فرمود: تو بر خیر و نیکی هستی ، تو از همسران پیامبر هستی. گفت: و در منزل، رسول خدا، علی، فاطمه، حسن و حسین بودند. [19]

سبب نزول

عبدالله بن جعفر می گوید: رسول خدا به رحمت الهی که از آسمان می آمد نظر کرد و سپس دستور داد اهلبیت(ع)، یعنی علی، فاطمه، حسن و حسین را جمع کردند. سپس کسای خویش را بر آنان افکند و دعا کرد و سپس آیه تطهیر نازل شد. حاکم نیشابوری سپس می گوید: «هذا حدیث صحیح الاسناد؛[20] این حدیث صحیح السند است.»

روایات دیگری نیز از صحابه، همچون عمر بن ابی سلمه[21]، ابو سعید خدری،[22] و دیگران نقل شده که آیه تطهیر در خانه ام سلمه در شأن پنج تن آل عباG نازل شده است.

رفتار پیامبر پس از نزول آیه

ابن عباس نقل می کند:

شهدنا رسول الله تسعه اشهر یاتی کل یوم باب علی بن ابی طالب عند وقت کل صلاة فیقول: السلام علیکم و رحمة الله». انما یریدالله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیراً» الصلاة یرحمکم الله. کل یوم خمس مرات؛[23]

ما دیدیم که رسول خدا نه ماه تمام، هر روز وقت هر نمازی در خانه علی بن ابی طالب می آمد و می فرمود: درود و رحمت و برکات خدا بر شما اهلبیت(ع) باد. نماز! خداوند شما را مشمول رحمت خویش قرار دهد . این عمل را پیامبر هر روز پنج بار تکرار می کرد.

اشتراک گذاری این مطلب!

روز بزرگداشت شهدا چه روزی است؟

روز 22 اسفندماه در تقویم جمهوری اسلامی ایران که همزمان با سالروز تاسیس بنیاد شهید به فرمان امام (ره) است به نام روز بزرگداشت شهدا نامگذاری شده است.

شهادت فنا شدن انسان برای نیل به سرچشمه نور و نزدیک شدن به هستی مطلق است. شهادت عشق به وصال محبوب و معشوق در زیباترین شکل است. بنیاد شهید در 22 اسفند سال 1358، به فرمان امام(ره) تاسیس شد و دارای شخصیت حقوقی و استقلال مالی و اداری است و امور آن طبق مقررات و قوانین مربوط به نهادهای عمومی غیردولتی و در چهار چوب اساسنامه مصوبه و آیین نامه های مربوط زیر نظر رئیس جمهور و نظارت عالیه مقام معظم رهبری اداره می شود. احیا، حفظ و ترویج فرهنگ ایثار و شهادت طلبی، زنده نگه داشتن یاد شهیدان و حفظ آثار آنان، تجلیل و تکریم از خانواده های معظم شهیدان، جدیت در امور فرهنگی خانواده های شاهد، خوداتکایی و قانونمند کردن ارایه خدمات به آنان و بسیج امکانات نظام به منظور پراکندن عطر ملکوتی شهادت در جامعه، محور فعالیت های این نهاد مقدس است. البته سابقه اولیه این نهاد به دوران آغاز قیام امام(ره) به سال 1342، باز می گردد. بعد از قیام خونین پانزده خرداد 1342 گروهی از روحانیون انقلابی و مبارز و افراد نیکوکار به دستور امام(ره) ماموریت یافتند تا به خانواده های شهدا رسیدگی کنند،

اشتراک گذاری این مطلب!

علت شهادت امامان (ع)

در رابطه با بخش اول پرسش « چرا از بين ۱۲۴۰۰۰ پيامبر فقط يک تن شهيده و همگي به مرگ طبيعي فوت شده اند ؟»

به گزارش فرهنگ نیوز به نقل از پرسمان : در رابطه با بخش اول پرسش « چرا از بين ۱۲۴۰۰۰ پيامبر فقط يک تن شهيده و همگي به مرگ طبيعي فوت شده اند ؟»
بايد گفت که اين سخن درست نيست که از پيامبران يک تن فقط به شهادت رسيده اند بلکه بايد گفت جمع زيادي از پيامبران به شهادت رسيده اند، شاهدبر اين مطلب:
الف)آيات، از جمله:آيه ۶۱ سوره بقره:
ذلِكَ بِأَنَّهُمْ كانُوا يَكْفُرُونَ بِآياتِ اللَّهِ وَ يَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ الْحَقِّ
«اين به خاطر آن بود كه آنها آيات الهى را انكار می‏كردند و پيامبران را بناحق می ‏كشتند»
از آيه فوق استفاده مى‏شود كه بني اسرائيل، به دو جهت گرفتار خوارى و ذلت شدند:
يكى براى كفر و سرپيچى از دستورات خدا، و انحراف از توحيد به سوى شرك.
ديگر اينكه مردان حق و فرستادگان خدا را می كشتند، ( توجه داشته باشید که آیه در مورد کشتن انبیا به صورت جمع می باشد) اين سنگدلى و قساوت و بى اعتنايى به قوانين الهى، بلكه تمام قوانين انسانى كه حتى امروز نيز به روشنى در ميان گروهى از يهود ادامه دارد، مايه آن ذلت و بدبختى شد.
ب )رواياتي دلالت دارد که قوم بني اسرائيل بين طلوع فجر تا طلوع آفتاب ۷۰ پيامبر را به قتل می رساندند، در يکي از اين روايات مي خوانيم « ان بني اسرائيل کانوا یقتلون ، بين طلوع الفجر الي طلوع الشمس سبعين نبياً، (بحارالاوار ، محمد باقر مجلسي، بيروت ، موسسه الوفا، ج ۴۴ ص ۳۶۴، باب ۳۷) بني اسرائيل اين گونه بودند که بين فاصله طلوع صبح تا طلوع آفتاب هفتاد نفر از پيامبران را به قتل (شهادت) مي رساندند»
کانوا یقتلون مي رساند که اين عمل سيره مستمره آنها بوده و مدتي بر اين کار مداومت داشتند. اين روايت و امثال ان نشان ( همان ج ۱۱ ص ۵۲) مي دهد که صدها نبي توسط بني اسرائيل به شهادت رسيدند و سر بريده شدند. در رابطه با پيامبر اکرم (ص)نيز نقل شده که توسط زن يهوديه اي مسموم گرديد( ر. ک انوار االبهيه، شيخ عباس قمي ، ص ۱۷ و ۱۶ کهل البهر ، ص ۱۹۲ ، سوگنامه آل محمد ، ص ۱۸)

اما در مورد علت شهادت امامان مي توان گفت:
ضمن يادآوري زنده بودن و حضور روحاني و غيبت فيزيکي امام عصر(ع)،در خصوص علت به شهادت رسيدن ساير ائمه خاطر نشان مي سازيم که علل و عوامل مختلفي در اين مسأله دخيل بوده است از جمله:
۱. روحيه استبدادگري، خفقان، ستمگري حکام و سلاطين و زورمندان و قدرت هاي حاکم بر کشورها و مبارزه ائمه(ع) براساس فرمان الهي و نيز به مقتضاي فطرت و سرشت پاک انساني که ظلم ستيز است.
۲. هوا پرستي و غرائز نفساني طغيانگر و شهوت پرست قدرتمندان و سرمايه داران و حکام و مبارزه ائمه(ع) با اين روحيه و رفتار.
۳. دفاع ائمه از محرومين و بسيج آنها براي احقاق حق خود.
۴. دعوت ائمه به پاکسازي جامعه و رعايت عدالت و عفت و پاکدامني نقطه مقابل آنچه که هدف و منش و مشي حکام و سلاطين بود.
۵. محبوبيت ائمه به واسطه روحيه لطيف، رفتار الهي و انساني داشتن در حالي که حکام به واسطه بي رحمي، ظلم و شقاوت منفور در بين مردم بودند و اين تقابل آنها را به انتقام گيري دعوت مي گردد خصوصا اين که با محبوبيت امام، قدرت طلبي آنها به خطر مي افتاد.
توضيح بيشتر:
حضرت علي(ع) در ميان صحابه پيامبر(ص) داراي امتيازات و مقاماتي بود که هيچ کس آنها را نداشت و براي همين نتوانستند وجود او را تحمل کنند. پس از آن که آن حضرت به عنوان خلیفه انتخاب شد، بر ضد او قيام کردند و نتيجه اين قيام ها به وجود آمدن جنگ جمل و صفين وجنگ نهروان بود. به طور طبيعي، در دل برخي از دشمنان علي(ع) کينه و عداوت خاصي پديد آمد و همين کينه و عداوت موجبات قتل حضرت علي(ع) را فراهم ساخت و آن حضرت به شهادت رسيد.
پس از علي(ع) امام حسن(ع) به جاي آن حضرت نشست و آن حضرت با معاويه به نبرد پرداخت و همان کينه ها و عداوت هايي که علي(ع) را تحمل نکردند و آن حضرت را کشتند.
پس از روي کار آمدن يزيد، امام حسين(ع) را تحت فشار قرار دادند و از او خواستند که حکومت يزيد را به رسميت بشناسد و آن حضرت هم حکومت يزيد را به رسميت نشناخت و نه تنها آن را به رسميت نشناخت بلکه آن را غيرقانوني و غير مشروع معرفي کردند. حکومت يزيد هم تصميم گرفت اين مانع را از سر راه حکومت جديد بردارد وبه همين منظورحضرت را کشتند.
بنابراين به شهادت رسيدن حضرت علي(ع)، حضرت امام حسن(ع) و حضرت امام حسين(ع) در پي علل و حوادثي بود که براي همه روشن بود و جاي سؤالی را باقی نمی گذارد.
آنچه مي توان پرسيد اين است که امامان ديگر چرا به شهادت رسيده اند؟ درباره جواب اين سؤال بايد به چند مطلب توجه کرد.
۱. به طور کلي اگر در کشوري پادشاه و خليفه اي باشد و در کنار آن يک شخصيت ممتازي هم باشد و مردم آن شخصيت ممتاز را به عنوان يک شخصيت بزرگ و محبوب بپذيرند و دل و جانشان همواره متوجه او باشد، اين پادشاه و اين خليفه نمي تواند او را بپذيرد و اين پادشاه شخصيت عاقل وعادل و مؤمن هم که نيست چون اگر چنين بود به صحنه نمي آمد و با وجود آن شخصيت ممتاز و محبوب، پادشاه نمي شد. اين پادشاه همواره در فکر از بين بردن آن شخصيت خواهد بود. به خصوص اگر آن شخصيت، اين پادشاه را باطل و ظالم بداند و معرفي کند. داستان امامان ما در رابطه با خلفاي جهان اسلام چنين بود. خلفا با توسل به ظلم و ستم بر سر کار آمدند و بر مردم مسلط شدند. امامان ما در ميان مردم محبوبيت فوق العاده داشتند و همين امامان آن خلفا را باطل و ظالم معرفي مي کردند و اين خلفا نمي توانستند با امامان کنار بيايند و براي همين آنها را به هر نحوي که مي توانستند از بين مي بردند. بنابراين عامل اصلي درگيري خلفاي زمانه با امامان اين بود که آنان نمي توانستند اينان را تحمل کنند.
شما به عنوان مثال حضرت امام هادي(ع) را در نظر بگيريد، حضرت امام هادي در مدينه بود، پيشنماز حرمين نامه اي به متوکل عباسي نوشت و در آن نامه يادآور شد که اگر تو را به مکه و مدينه حاجتي هست علي بن محمد را از اين ديار بيرون ببر که اکثر مردم را مطيع و منقاد خود ساخته است. افراد ديگري هم نامه هايي به اين مضمون به متوکل نوشتند و عبدالله بن محمد که والي مدينه بود، نسبت به آن حضرت آزار و اذيت فراواني روا داشت و همين والي نامه هايي به متوکل نوشته بود و خطر حضرت امام هادي را به اطلاع متوکل رسانده بود (منتهي الامال، ج ۲، ص ۶۷۲، چاپ هجرت).
اين مي رساند که دل مردم با امام بوده و متوکل نمي توانسته اين وضعيت را تحمل کند متوکل که انسان ديندار و عادل نبوده است.
۲. امامان در برابر اين خلفا مي ايستادند و مبارزه مي کردند و با آنان کنار نمي آمدند. گرچه قدرت اقتصادي، سياسي و نظامي در دست خلفاء بود ولي از نظر فرهنگي، امامان از آنها بسيار بسيار قوي تر بودند و رهبري فرهنگي مردم با امامان بود. امامان ما به خاطر اين مبارزات بود که همواره تحت فشار بودند و دشمن به هر طريقي که امکان داشت امامان را از صحنه خارج مي کرد و آنها را دور از چشم مردم، مخفيانه مسموم مي کردند. براي آشنايي با مبارزات امامان معصوم به اين کتاب ها مراجعه کنيد: - امامان شيعه جنبش هاي مکتبي، محمد تقي مدرسي، ترجمه حميد رضا آژير، انتشارات آستان قدس رضوي - جهاد الشيعه في العصر العباسي الاول، الدکتوره سميره مختار الليثي،
شيخ عباس قمي درباره امام سجاد(ع) مي گويد: «از اخبار معتبره که بر وجه عموم وارد شده، ظاهر مي شود که آن حضرت را به زهر شهيد کرده اند و ابن بابويه و جمعي را اعتقاد آن است که وليد بن عبدالملک آن حضرت را زهر داده و بعضي هشام بن عبدالملک گفته اند»(منتهي الامال، ج ۲، ص ۹۲، چاپ هجرت).درباره امام باقر(ع) مي گويد: «و گفته شده که آن حضرت را ابراهيم بن عبدالملک بن مروان به زهر شهيد کرده»(همان، ص ۲۲۶).
درباره امام صادق(ع) مي گويد: «وفات کرد حضرت صادق در ماه شوال سنه ۱۴۸ به سبب انگور زهرآلوده که منصور به آن حضرت خورانيد»}(همان، ص ۲۸۹).
درباره امام رضا(ع) مي گويد: «امام رضا فرمود: زود باشد که کشته شوم به زهر با ظلم و ستم و مدفون شوم در پهلوي هارون الرشيد»(همان، ص ۵۳۳).
درباره امام جواد(ع) مي گويد: «اشهر آن است که زوجه اش ام الفضل دختر مأمون به تحريک عمويش معتصم آن حضرت را مسموم کرد»(همان، ص ۶۱۳).
درباره امام هادي مي گويد: «معتمد عباسي برادر معتز آن حضرت را مسموم کرد»(ص ۶۸۳).
درباره امام حسن عسکري(ع) مي گويد: «ابن بابويه و ديگران گفته اند که معتمد آن حضرت را به زهر شهيد نمود» (ص ۷۳۳).
از آنچه گذشت اين مطالب به دست آمد: اولاً جمع زيادي از انبياء نيز به شهادت رسيده اند ، ثانياً چون امامان محدود بودند و عامل شهادت آنان اين بوده است:
۱. امامان معصوم انسان هاي کامل و محبوب دل مردم بودند و خلفا نمي توانستند وجود آنان را تحمل کنند چون دل مردم با آنان بود. حتي اگر امامان هيچ کاري نمي کردند و فقط در خانه مي نشستند باز هم خلفاي باطل اموي و عباسي نمی توانستند آنها را تحمل کنند. انسان پست و رذل نمي تواند انسان کامل را تحمل کند لذا آنان را حذف فيزيکي نمودند.
۲. امامان ما به علاوه اين که انسان هاي کامل و محبوب دل مردم بودند، با خلفا مبارزه مي کردند و همين عامل باعث شهادت آنان شده است.

اشتراک گذاری این مطلب!

روايتی از شناسایی ۱۲شهید در زیر آب

غلامعلی نسائی: منطقه جفیر به لحاظ موقعیت استراتژیک خاص، در شرایط جنگی، برای دشمن بعثی از حساسیت بالائی برخوردار بود، به همین علت بعثی‌های عراقی، منطقه را آب بسته بودند تا جلوی پیشروی نیروهای پیاده بسیجی را بگیرند.

به گزارش فرهنگ نیوز، یک گروه «۱۲ نفره» از بچه‌های اطلاعات عملیات از لشکر خط شکن ۲۵ کربلا برای شناسائی با لباس غواصی و اکسیژن، به زیر آب رفته و تا نزدیکی‌های مقر دشمن جلو می‌روند. اما معلوم نمی‌شود، که دیگر چرا هرگز باز نمی‌گردند و سرنوشت آن‌ها چگونه شده است.

مدتی از این ماجرا می‌گذرد، تا اینکه یک بسیجی به نام «محمد مهدی مجیدی» اول صبح، به طور غیر محسوس برای شنا به آب می‌رود، هنگامی که به آب می‌زند، پرنده‌ای را می‌بیند، به طرفش می‌رود، بعضی از پرندگان به علت وجود پلک‌های‌شان که مانند عینک غواصی عمل می‌کنند، می‌توانند در عمق آب هم بروند، از طرفی چون مجیدی غواص بوده، یک حس غریبی با آن پرنده پیدا می‌کند، پرنده مجیدی را دنبال خود می‌کشد، سپس به عمق آب رفته، مجیدی را با خود می‌برد، پرنده در عمق آب بال بال می‌زند، مجیدی دلش برای پرنده می‌سوزد، فکر می‌کند دارد خفه می‌شود، در صورتی که دیگر خودش هم داشت نفس کم می‌آورد، اما کمی که جلو‌تر می‌رود، ناگهان شوکه می‌شود، دوازده شهید با لباس غواصی و اکسیژن، با طنابی به هم بسته شده می‌بیند، فوری بالا آمده آنقدر محو شهدا شده که دیگر پرنده را فراموش می‌کند، به سمت فرماندهی می‌رود، موضوع را به فرمانده گردان اطلاع می‌دهد. این موضوع شور حالی خاص به بچه‌ها می‌دهد.
 
محمد مهدی از فرمانده گردان اجازه می‌خواهد که خودش سعادت دیدار با این دوازده شهید را داشته، خودش به تنهايی این دوازده شهید را بیرون بیاورد، از طرفی منطقه زیر آتش دشمن بوده باید تا غروب آفتاب صبر کنند، محمد مهدی ساعت شش غروب لباس غواصی پوشیده و از بچه‌ها می‌خواهد که فقط با صدای بلند زیارت عاشورا بخوانند، جوری که صدای آن‌ها زیر آب هم شنیده بشود، مجیدی به آب می‌زند، هر شهیدی را که بیرون می‌آورد بچه‌ها با یک «یاحسین شهید» با صلوات و تکبیر از شهید پذیرايی می‌کنند. شب هنگام شده و مجیدی از فرصت‌های خاص زیر آب، از نور منور استفاده می‌کند و همه دوازده شهید را تا ساعت یازده شب بیرون می‌آورد.
 
وقتی مجیدی بیرون آمد، بچه‌ها پرسیدند واقعا تو این همه شهید را چگونه بیرون آوردی؟  گفت: طنین زیارت عاشورا زیر آب پیچیده بود، من به هر شهیدی که دست می‌زدم، شهید منتظر تماس با دست‌های من بود، من اصلا خودم هم نفهمیدم، خود شهدا روی دست‌های من حرکت می‌کردند و من را به سمت شما می‌آوردند.
 
«محمد مهدی مجیدی» یک ماه پس از آنکه به همراه پرنده غواص دوازده شهید را شناسائی کرده بودند، خود نیز ۲۴ بهمن سال ۶۱ در منطقه عملیاتی فاو به شهادت رسید و به آن دوازده شهید شناسايی ملحق شد.

منبع: رجا
اشتراک گذاری این مطلب!

پیام رهبر به كنگره‌ی «هفت هزار زن شهید كشور»

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در پیام به كنگره «هفت هزار زن شهید كشور»، نقش زن مسلمان ایرانی در معرفی الگوی جدید از «زن» را تاریخ ساز خواندند و با اشاره به ظهور هزاران زن، با روحیه كربلایی در صحنه ی انقلاب اسلامی و دفاع مقدس، خاطرنشان كردند: اقتدار و جَذبه‌ی تازه ای به بركت خون این زنان مجاهد در عصر جدید، ظهور كرده است كه دیر یا زود در سرنوشت و جایگاه زنان جهان، اثرگذار خواهد شد.
متن پیام رهبر انقلاب اسلامی كه امروز در افتتاح این كنگره قرائت شد، به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم
امروز در اینجا برای تعظیم به ارتش هزاران نفره‌ی زنان شهیدی گرد آمده‌اید كه در تغییر مسیر تاریخ اسلام و كشور، نقشی شایسته ایفاء كردند و سربلند به محضر خدای متعالی رفتند. لشكری از فرشتگان كه از جان مقدس خویش در راه اسلام مایه گذاردند؛ تماشاچی نبودند و قدم در میدان عمل نهادند و در نقش معماران ایران جدید ظاهر شدند. اینان زنان بزرگی بودند كه تعریف جدیدی از «زن» به شرق و غرب، ارائه كردند.
زن، در تعریف غالباً شرقی، همچون عنصری در حاشیه و بی‌نقش در تاریخ‌سازی؛ و در تعریف غالباً غربی، بمثابه‌ی موجودی كه جنسیت او بر انسانیتش می‌چربد و ابزاری جنسی برای مردان و در خدمت سرمایه‌داری جدید است، معرفی می‌شد. شیرزنان انقلاب و دفاع مقدس نشان دادند كه الگوی سوم، «زن نه شرقی، نه غربی» است. زن مسلمان ایرانی، تاریخ جدیدی را پیش چشم زنان جهان، گشود و ثابت كرد كه می‌توان زن بود، عفیف بود، محجبه و شریف بود، و درعین حال، در متن و مركز بود. می‌توان سنگر خانواده را پاكیزه نگاه داشت و در عرصه‌ی سیاسی و اجتماعی نیز، سنگرسازی‌های جدید كرد و فتوحات بزرگ به ارمغان آورد. زنانی كه اوج احساس و لطف و رحمت زنانه را با روح جهاد و شهادت و مقاومت در آمیختند و مردانه‌ترین میدانها را با شجاعت و اخلاص و فداكاری خود فتح كردند.
در انقلاب اسلامی و در دفاع مقدس، زنانی ظهور كردند كه می‌توانند تعریف زن و حضور او در ساحت رشد و تهذیب خویش، و در ساحت حفظ خانه‌ی سالم و خانواده‌ی متعادل، و در ساحت ولایت اجتماعی و جهاد امر بمعروف و نهی از منكر و جهاد اجتماعی را جهانی كنند و بن‌بستهای بزرگ را درهم بشكنند.
اقتدار و جذبه‌ی تازه‌ای به بركت خون این زنان مجاهد در عصر جدید، ظهور كرده است كه زنان را ابتداء در جهان اسلام، تحت تأثیر قرار داد و دیر یا زود در سرنوشت و جایگاه زنان جهان، دست خواهد برد.
تا آفتاب درخشان خدیجه‌ی كبری علیها‌السلام و فاطمه‌زهرا علیهاالسلام و زینب كبری علیهاالسلام می‌درخشد، طرحهای كهنه و نو «ضدّ زن» به نتیجه نخواهد رسید و هزاران زن كربلایی ما نه تنها خطوط سیاه ستم‌های ظاهری را در هم شكسته‌اند بلكه ستم‌های مدرن به زن را نیز رسوا و بی‌آبرو كرده و نشان داده‌اند كه حق كرامت الاهی زن، بالاترین حقوق زن است كه در جهان باصطلاح مدرن، هرگز شناخته نشده و امروز وقت شناخته شدن آن است. به خانواده این شهیدان والامقام تبریك میگویم و امیدوارم كه به بركت خون این زنان شریف و مجاهد، رسانه‌ها و هنرمندان و فرزانگان و سینماگرانی بتوانند جهاد بزرگ زن ایرانی مسلمان را به دنیا كه سخت محتاج شناختن آن است، بنمایانند.
زن مجاهد مسلمان ایرانی، معلّم ثانی برای زنان جهان خواهد بود پس از معلم اول كه زنان مجاهد صدر اسلام بودند.
سلام خدا بر بانوی بزرگ اسلام حضرت فاطمه‌ی زهرا و بر همه‌ی زنان بزرگ صدر اسلام و بر بانوان فداكار و از جان گذشته‌ی ایران اسلامی.
سیّدعلی خامنه‌ای
۱۵ اسفند ۱۳۹۱
اشتراک گذاری این مطلب!

حدیث روز

رسول اكرم صلى الله عليه و آله :

عَلَيكُم بِالصِّدقِ فَاِنَّهُ مَعَ البِرِّ وَ هُما فِى الجَنَّةِ وَ ايّاكُم وَ الكِذبِ فَاِنَّهُ مَعَ الفُجورِ وَ هُما فِىالنّارِ ؛

شما را سفارش مى كنم به راستگويى، كه راستگويى با نيكوكارى همراه است و هر دو در بهشت اند و از دروغگويى بپرهيزيد كه دروغگويى همراه با بدكارى است و هر دو در جهنم اند.

نهج الفصاحه، ح 1976

اشتراک گذاری این مطلب!

حدیث روز

اشتراک گذاری این مطلب!

حدیث روز

پيامبر صلى الله عليه و آله:

باكِروا طَـلَبَ الرِّزقِ وَ الحَوائِجِ فَاِنَّ الغُدُوَّ بَرَكَةٌ وَ نَجاحٌ؛
در پى روزى و نيازها، سحر خيز باشيد؛ چرا كه حركت در آغاز روز، [مايه] بركت و پيروزى است.

المعجم الاوسط، ج 7، ص 194، ح 7250

اشتراک گذاری این مطلب!

روزی حلال

 در فرهنگ اسلامی، انسان دارای دو بعد جسم و روح است اما اصالت از آنِ روح است و باید تمام برنامه‌ها و تلاشهای انسان در مسیر دستیابی به کمال شایسته روح باشد.
با این دیدگاه دین اسلام در هر زمینه ای از زندگی نسبت به روح و سلامت و کمال آن توجه ویژه ای دارد.
اداره زندگی اگر چه مورد تاکید فراوان اسلام واقع شده است، اما به انسان اجازه داده نشده است که از هر راهی یا هر ابزاری زندگی اش را تامین کند، بلکه باید با رعایت قوانین و ضوابط دقیق از ورود مال حرام در زندگی جلوگیری کند.
سلامت روح در گرو استفاده صحیح و مطلوب از مال حلال است و بی توجهی به این موضوع، عوارض و پیامدهای منفی و مخربی را برای انسان به وجود می آورد. بر این اساس تأکید بر به دست آوردن مال حلال در فرهنگ دینی بسیار به چشم می خورد.
رسول خدا صلی الله علیه و آله در آخرین حج خانه خدا که به حجه الوداع معروف است، در بخشی از سخنان خویش برای مردم فرمود:«خداوند متعال روزی ها را در میان مخلوقاتش به صورت حلال تقسیم فرموده است، نه به صورت حرام. پس هرکس با تقوی باشد و صبر کند خداوند روزیش را به او می دهد، ولی هر کس بر اثر کم صبری پرده دری و شتاب کند و از غیر راه حلال روزی را بیابد، از روزیش کم می شود و روز قیامت نیز مورد بازخواست قرار می گیرد.»

امام صادق علیه السلام می‌فرمود:«من در زمین خودم تلاش می کنم و عرق می‌ریزم، در حالی که خدمتکارانم می توانند این کار را بکنند، ولی با این کارم می خواهم خداوند متعال ببیند که من در پی روزی حلال هستم.»

امام صادق علیه السلام به یکی از یارانش فرمود:«کسب روزی حلال را رها مکن، چرا که تو را در دینت کمک می‌کند.»

منابع:
وسائل الشیعه، ج 12، ص 23، حدیث 8؛ ص 27، حدیث 1؛ ص 24، حدیث 11

ویژگی پارسایان

یکی از ویژگی هایی که امیرالمؤمنین علی ـ علیه السّلام ـ برای پارسایان بیان می کنند، تلاش برای روزی حلال است(…وَ طَلَباً فی حَلالٍ). بدیهی است اولین و مهم ترین گام در جهت زدودن «فقر و نیازمندی» و وابستگی فردی و اجتماعی به دیگران، این است که انسان سهم خود و خانواده، نزدیکان، همسایگان و نیز جامعه خود را از سفره گسترده طبیعت فراموش نکند.

طلب حلال در قرآن

با نگاه به آیات قرآن در می یابیم که قرآن هرگز ما را به چشم پوشی از مواهب الهی دعوت نکرده و فقر را ارزش و نعمت به حساب نیاورده است.
حتی در سوره جمعه که توصیه آن به شرکت در نماز جمعه و ذکر خداست، می فرماید: هنگامی که نماز پایان یافت، شما آزادید در زمین پراکنده شوید و فضل خدا را بطلبید (به دنبال روزی بروید) و خدا را بسیار یاد کنید، شاید رستگار شوید!(جمعه؛9) از این آیه استفاده می کنیم که حتی روز تعطیل و به جا آوردن اعمال عبادی در روز جمعه، مانعی برای فعالیت های اقتصادی سازنده نیست.

توازن نیازهای مادی و معنوی

اصل تعادل و توازن حکم می کند که در نیایش های خود هم به نعمت های دنیا توجه داشته باشیم و هم به آخرت و این براساس آموزه های قرآنی است:
«رِجالٌ لا تُلْهِیهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَیْعٌ عَنْ ذِکْرِ اللَّهِ؛(نور؛37) مردانی که خرید و فروش آن ها را از یاد خدا باز نمی دارد».
امام صادق ـ علیه السّلام ـ این دعای دو جانبه را این چنین تعلیم داده اند:
«سَلوا اللهَ الغِنی فی الدُنیا و العافیةَ، و فی الآخرةِ المغفرةَ و الجَنَّةَ؛ از خدا در دنیا بی نیازی و عافیت را بخواهید و در آخرت آمرزش الهی و بهشت را».

کسب حلال، وسیله خدمت

انفاق در راه خدا موارد زیادی از بخشش های واجب و مستحب را پوشش می دهد: خمس، زکات، قرض، صدقه، بعضی از نذرها، هدیه، قربانی و… از این موارد است. بدیهی است اگر دست انسان از مال و مواهب دنیوی خالی باشد، هرگز توفیق احسان به مردم را نخواهد یافت. بنابراین می توان گفت در اغلب آیاتی که صیغه «أنفِقوا» (به شکل امری آن) استفاده شده است؛ چه واجب و چه مستحب، باید کلمه «اکسبوا» را در تقدیر گرفت. هم چنان که می گوییم مقدمه واجب، واجب است؛ مقدمه انفاق هم که کسب درآمد است لازم و اجتناب ناپذیر است.
آیه ذیل به صراحت می فرماید: از کسب حلال خود انفاق کنید:
«یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِنْ طَیِّباتِ ما کَسَبْتُمْ» (بقره؛267) ای کسانیکه ایمان آورده اید ازاموال پاکیزه و حلالی که کسب کرده اید؛انفاق کنید.
مولوی می گوید:
«انفقوا» گفتست پس کسبی بکن زانکه نبود خَرج بی دخل کُهُن
گرچه آورد «أنفِقوا» را مطلق، او تو بخوان که اِکسبوا ثُمّ «انفقوا»
سعدی شیرازی در پایان باب هفتم گلستان و در داستان جدال سعدی با مدعی، در بیان توان گری و درویشی در ضمن گفت و گویی طولانی با درویشی صوری می گوید:
توانگران را وقف است و نذر و مهمانی زکات و فـطره و اِعـتاق و هَـدی و قـربانی تو کی به دولت ایشان رسی که نتوانی جز این دو رکعت و آن هم به صد پریشانی!؟
رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود:
«انّ النفسَ اذا أحرَزَت قوتَها استقرَّت؛ آرامش خیال انسان در صورتی است که مایحتاج زندگی اش فراهم باشد».
از قرآن کریم نیز چنین استفاده می شود که داشتن مال، لازمه رسیدگی به محروم و سائل است. (معارج؛24)

اهمیت طلب حلال در احادیث

پیشوایان معصوم ما ـ علیهم السلام ـ با گفتار، عمل و تشویق، همواره پیروان خود را به تلاش برای روزی حلال سوق داده و «حلال» بودن را ویژگی لازم و دائمی درآمدها دانسته اند. از این نکته استفاده می شود که هر قدر دامنه «درآمدهای حلال» گسترش یابد و شناسایی شود و مورد استفاده سطوح مختلف جامعه با توانایی ها، سلیقه ها، تخصص ها، و امکانات بومی مختلف قرار گیرد، به طور طبیعی نظام مالی و اقتصادی سالمی بر جامعه جاری و ساری می گردد و راه های نامشروع کسب درآمد از بین رفته و یا به حداقل می رسند. اهمیت جایگزین کردن راه های حلال روزی به حدی است که امام صادق ـ علیه السّلام ـ به یکی از اصحاب خود به نام «مصادف» می فرماید:
«یا مُصادِفُ! مجالَدَةُ السیوفِ أهونُ من طَلَبِ الحلالِ؛ شمشیرزدن و جنگیدن آسان تر از به دست آوردن روزی حلال است!»
و نیز آمده است:
«الشاخِصُ فی طَلَب الرزقِ الحلالِ کالمُجاهِدِ فی سَبیل الله؛کسی که در طلب رزق از شهری به شهری رود، مانند کسی است که در راه خدا جهاد کند».
رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود:
«ما مِن عَبدٍ استحیا مِن الحَلالِ إلّا ابتلاهُ اللهُ بِالحرامِ؛ هیچ بنده ای نیست که از طلب حلال شرم کند، مگر این که خدا او را به حرام مبتلا می کند».
تلاش اقتصادی در سیره ائمه اطهار ـ علیهم السلام ـ
امام باقر ـ علیه السّلام ـ می فرماید:
«إنِّی لَأعمَلُ فِی بَعضِ ضِیاعِی حَتَّی أعرَقَ و إنَّ لی مَن یَکفِینِی لِیَعلَمَ اللهُ عَزَّ و جَلَّ أنِّی أطلُبُ الرِّزقَ الحَلالَ؛با این که من می دانم کسی هست که روزی مرا در حد کفاف می رساند؛ امّا در ضیاع (زمین مزروعی) خود آن قدر کار می کنم تا عرق از بدنم سرازیر شود تا خدا بداند که من در طلب روی حلال هستم».
در حدیثی دیگر آمده است:
«ازرَعُوا وَ اغرِسُوا فَلا وَ اللهِ مَا عَمِلَ النّاسُ عَمَلاً أحَلَّ وَ لا أطیَبَ مِنهُ؛ زراعت کنید و بکارید (که) به خدا قسم عملی شریف تر و پاک تر از آن نیست».

آثار طلب حلال

آمرزش گناهان

خدای متعال با اسباب مختلفی گناهان انسان را می بخشد که توبه، شفاعت، عبادات، ولایت اهل بیت ـ علیهم السلام ـ ، خدمت به مردم و… از این اسباب هستند. یکی از این سبب ها طلب حلال است. رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ فرمود:
«مَن باتَ کالّاً مِن طَلَبِ الحلالِ باتَ مَغفوراً له؛ کسی که با خستگی به سبب تلاش روزانه برای کسب حلال، شب را به صبح برساند، آمرزیده می شود».
در روایتی دیگر از آن حضرت آمده است:
«إنَّ مِنَ الذُّنُوبِ ذُنُوباً لا یُکَفِّرُها صَلاةٌ وَ لا صَدَقَةٌ قِیلَ یا رسولَ اللهِ فَما یُکَفِّرُها قالَ الهُمُومُ فی طَلَبِ المَعِیشَةِ؛ بعضی از گناهان به وسیله نماز و صدقه هم آمرزیده نمی شوند. سؤال شد یا رسول الله! پس چه چیز موجب آمرزش آن است؟ فرمود: جدیت و تلاش در طلب معیشت».

رفاه خانواده

امام صادق ـ علیه السّلام ـ می فرماید:
«من لم یستحی مِن طلبِ المعاش خَفَّت مؤونَتُهُ وَرُخیَ باله و نُعِّمَ عِیالُهُ؛ کسی که از طلب حلال شرم نکند، بارش سبک، سختی هایش آسان و خانواده اش در رفاه قرار می گیرند».
کسب را همچون زراعت دان عمو تا نکاری دخل نبود آن تو
در روایات اولیای گرامی اسلام تأکید شده است که افراد ثروت مند در زندگی خانواده سخت گیر نباشند و از تأمین رفاه و آسایش آنان خودداری نکنند.
امام رضا ـ علیه السّلام ـ فرمود:
«صاحِبُ النِعمةِ یَجِبُ عَلَیه التَوسِعَةُ عَن عِیالِه؛ بر صاحبان نعمت واجب است که بر خانواده خود توسعه دهند و به زندگی آنان گشایش بخشند».
امام سجاد ـ علیه السّلام ـ فرمود:
«لَأن أدخُلَ السوقَ و مَعی الدَراهمُ أبتاعُ بِه لِعِیالی لَحماً و قَد قَرِموا أحَبُّ إلَیَّ مِن أن اُعتِقَ نَسمَةً؛ اگر داخل بازار شوم و با من پول باشد و به وسیله آن برای خانواده خود گوشت تهیه کنم که به آن بسیار نیازمندند، در نزد من محبوب تر است از این که بنده ای را آزاد نمایم».
رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ فرمود:
«لَیسَ مِنّا مَن وُسّعَ عَلَیه ثُمّ قَتَرَ عَلی عِیالِه؛ کسی که وسعت مالی دارد و دارای تمکّن است؛ ولی بر خانواده خود سخت بگیرد و آنان را از زندگی راحت محروم بدارد، از ما نیست!»

سربار نبودن

نتیجه بیکاری، نداشتن مهارت و دانش مفید و سودآور، کم کاری و تلف کردن وقت این است که انسان، خود و خانواده اش را سربار و نان خور دیگران کند و چنین کسی از رحمت خدا به دور است.
عن النبی ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ قال:
«ملعونٌ مَن ألقی کَلَّه عَلَی الناس مَلعونٌ مَلعونٌ مَن ضَیَّعَ مَن یَعول؛ رسول اکرم ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ فرموده است: کسی که بار زندگی خود را بر دوش دیگران بیفکند (و بخواهد از دسترنج مردم زندگی خود را بگذراند( رانده و مطرود درگاه باری تعالی است و نیز کسی که حقوق خانواده خود را ضایع کند ملعون است».
هیچ چاره نیست از قوت عیال از بن دندان کنم کسب حلال
اولیای گرامی اسلام، به قدری به کار کردن مسلمانان مُصِرّ بودند و می خواستند زندگانی آنان با عزت بگذرد که اگر در مواقعی افراد نقص عضوی داشتند باز هم به آنان تأکید می کردند که از عضو سالم خود استفاده نموده و به کار اشتغال یابند. در این باره از امام صادق ـ علیه السّلام ـ حدیثی نقل شده که می فرماید:
«أنّ رَجُلاً اتاهُ فقالَ: انّی لا أحسِنُ أن أعمَلَ عَمَلاً بِیَدی و لا اُحسِنُ أن أتجرؤ و أنا محارِفٌ محتاجٌ، فقالَ: اعمَل و احمِل عَلی رأسِکَ و استغنِ عَن الناس؛ مردی به حضور امام صادق ـ علیه السّلام ـ آمد و گفت: یابن رسول الله من نمی توانم با دستم کار کنم ـ شاید دستش عیبی داشته که فاقد قدرت کار بوده است ـ و سرمایه ای هم ندارم که تجارت کنم و نیازمند هستم. حضرت ـ علیه السّلام ـ (دید که سر و گردن او سالم است( فرمود: کار کن و کالا را با سر خود حمل نما و از مردم بی نیاز باش».

توجه به سبب معنوی رزق حلال

در پایان این فراز لازم است بدانیم که رزق حلال نیز هم چون همه جنبه های دیگر زندگی نیازمند دعا، تضرع و مسألت از درگاه ربوبی است و سبب واقعی، خدای سبحان است. بنابراین تلاوت بعضی از سوره ها و آیات مبارک قرآن، دعاهای وارد شده از معصومین ـ علیهم السلام ـ و نیز ذکرهایی که برای توسعه رزق توصیه شده اند، باید همواره مورد توجه باشند. یکی از دعاها که پس از آخرین نماز یومیه خوانده می شود و محتوا و مضمون آن برای طلب رزق است، تعقیب نماز عشا است که مرحوم محدث قمی ـ رحمة الله علیه ـ آن را در کتاب مفاتیح الجنان از کتاب شریف مصباح المتهجّد نقل کرده است.

منابع:

  • نهج البلاغه؛ خطبه متقین
  • اصول کافی
  • مستدرک الوسائل، ج 13
  • میزان الحکمه؛جلد 2 ؛محمد محمدی ری شهری

 

اشتراک گذاری این مطلب!

حدیث روز

 

امام عسكري‏ عليه السلام :

مَن لَم يَتَّقِ وُجُوهَ النّاسِ لَم يَتَّقِ اللَّهَ

آن كه از مردم پروا نكند ، از خدا نيز پروا نمي‏كند

بحار الأنوار ، ج ۷۱ ، ص ۳۳۶ .

اشتراک گذاری این مطلب!

حدیث روز

 

امام رضا علیه السلام فرمودند:

لا یستَکمِلُ عَبدٌ حقیقةَ الایمانِ حَتَّى تَکونَ فیهِ خِصالُ ثَلاثٍ: اَلتَّفقُّهُ فِى الدّینِ وَحُسنُ التَّقدیرِ فِى المَعیشَةِ، وَالصَّبرُ عَلَى الرَّزایا.؛

هیچ بنده ‏اى حقیقت ایمانش را کامل نمى ‏کند مگر این که در او سه خصلت باشد: دین‏ شناسى، تدبر نیکو در زندگى، و شکیبایى در مصیبت‏ها و بلاها.

(بحار الانوار، ج 78، ص 339، ح1 )

اشتراک گذاری این مطلب!

افسانه هایی درباره آمریکا که بهتر است همین امروز بدانید!

 در مورد کشور آمریکا افسانه های زیادی وجود دارد که در این پست و پست‌های آینده سعی می‌کنم چندتای آنها را لیست کنم و شما را با حقیقت‌های این کشور آشنا کنم. خوشحال می‌شوم نظرات شما را نیز درباره کشور آمریکا بدانم.

 

همه در ایالات متحده آمریکا می‌توانند میلیونر شوند.

 این یک دروغ است. آمریکایی ها کسب درآمد نمی‌کنند. آنها از تلاش میلیون ها کارگر آسیایی و آمریکای جنوبی استفاده می‌کنند. تقریبا ۲۰ سال پیش بسیاری از کارخانه های کلیدی در ایالات متحده آمریکا بسته شده است. آمریکایی ها لباس‌های تولید شده در چین می‌پوشند، تلویزیون‌های ساخته شده در مالزی را نگاه می‌کنند، با دوربین کداک ساخته شده است در تایلند عکس می‌گیرند. حتی اگر برچسب “ساخته شده در ایالات متحده آمریکا” بر روی آن باشد احتمالا تنها یک دفتر مرکزی در آمریکا دارد و ولی کارخانه هایشان در خارج از ایالات متحده است. اگر تمام مرزهای آمریکا به مدت ۳ سال بسته شود، USA خاموش می‌شود.
و هر کسی نمی‌تواند یک میلیون دلار درآمد داشته باشد. اگر شما حیله گری را یاد بگیرید، درآمد بیشتری خواهید داشت. اگر شما بتوانید هر روز دروغی را با لبخندی برزبان آورید احتمالا خواهید توانست یک ثروتمند شوید. USA کشوری است که امکانات بسیاری برای یک دروغگو دارد. شما با زحمات خودتان نمی‌توانید پول هنگفتی بدست آورید. شما بایستی دروغی بزرگ‌تر بگویید برای بدست آوردن پولی بیشتر.

 ایالات متحده آمریکا آزادترین کشور است.

 این یک دروغ است. بله، همجنسگرایان، شیطان پرستان و … در ایالات متحده آمریکا احساس خوبی دارند. اما سعی کنید چیزی برخلاف ایالات متحده آمریکا بگویید تا نتیجه را ببینید. چرا به همجنسگرایان و شیطانپرستان ارزش می‌دهند؟  کالیفرنیا سرزمین همجنسگرایان است. من از همجنسگرایان متنفر نیستم، اما به نظرم اینها بیمارانی هستند که بایستی درمان شوند و بایستی از کودکان در برابر تبلیغات همجنسگرایی محافظت شود. از هر دو فیلمی که در آمریکا تولید می‌شود، شما می توانید حداقل در یکی از آنها همجنسگرایان را ببینید. و آنها همیشه آدم‌های خوبی هستند. آنها ممکن است یک مرد، یک زن یا یک کودک تبه کار را سفید پوست، سیاه پوست، آسیایی، پلیس، مامور FBI ونشان دهند، اما همجنسگراها همیشه آدم خوبی هستند. آزادی فقط برای آمریکایی هایی است که مشکلی برای سیاست‌های آمریکا ندارند. اگر شما یک خارجی باشید، در هر زمانی امکان دستگیری شما وجود دارد و با احتمال زیاد تا ۲۴ ساعت زندانی، یا تبعید خواهید شد. آزادی فقط برای شهروند موافق ایالات متحده آمریکا است و نه کس دیگری. در سال‌های ۱۹۵۰-۱۹۶۰ این مورد به خوبی نشان داده شد.

 ایالات متحده آمریکا ثروتمندترین کشور جهان است.

 این یک دروغ است. ایالات متحده آمریکا مقدار زیادی از ثروت خود را در زمان دو جنگ جهانی به دست آورده است. بیشتر وقت‌ها آنها در رکود بوده اند. در ایالات متحده آمریکا دولت برای خرج کردن پول شهروندان برنامه ریزی می‌کند و زمانی در آمریکا مردم حق نداشتند کالاهای خارجی خریداری کنند. اما در حال حاضر آمریکایی ها حتی در مغازه خود اجناس داخلی ندارد و کالاهای چینی، محصولات تایوانی می‌فروشند.

 در فیلم های آمریکایی شما می‌توانید ببینید که آمریکایی‌ها چگونه کسب درآمد می‌کنند. اگر بازیگر اصلی فیلم، پلیس، سرباز، مامور اتش نشانی، دزد و یا جراح پلاستیک نباشد، او کارمند است. حرفه اصلی آمریکایی‌ها کارمندی است. آنها پشت کامپیوتر می‌نشینند و چندین گزارش مالی برای رئیس خود تهیه می‌کنند. آنها اغلب چیزی تولید نمی‌کنند، به فروش و خرید سهام از شرکت های آمریکایی و خارجی مشغول هستند. آنها هیچ چیز را تولید نمی‌کنند، اما از محصولات تعداد زیادی از مغازه ها استفاده می‌کنند.

 در مورد  فیلم‌ها دیگر اینکه همه بازیگران و هنرپیشه های زن، ورزشکار هستند، اما همه آمریکایی ها در زندگی واقعی این‌گونه نیستند. ۲۸ درصد از مردم آمریکا از چاقی رنج می‌برند. نیویورک تایمز، سپتامبر .۲۰۰۱

 
 

 

 

 

اشتراک گذاری این مطلب!

احتکار از ديدگاه قرآن و روايات

 هر ساله پيش از عيد نوروز مقدار زيادي مرکبات و در مواردي گوشت و تخم مرغ و ساير اقلام ضروري مورد نياز مردم در شهرستان هاي مختلف ذخيره مي شود و هنگام فرا رسيدن عيد به بازار عرضه مي گردد. همچنين دولت جمهوري اسلامي ايران، هر ساله آذوقه گندم يک سال کشور را در سيلوها ذخيره مي کند. از سوي ديگر به کرات مشاهده مي شود که برخي اجناس بدون جهت براي مدتي در بازار کمياب و گاهي ناياب مي گردد. مثلا بسيار اتفاق افتاده است در حالي که برخي مصالح ساختماني در بازار يافت نمي شود، عده اي با مراجعه به دلالان و پرداخت هزينه بيشتر، مصالح مورد نياز را از بازار سياه تهيه مي کنند.
    برخي محصولات مانند ميوه جات فصلي مي باشند و قيمت آنها پس از گذشت فصل برداشت افزايش مي يابد، اما علت نوسانات قيمت برخي از محصولات صنعتي، هنگامي که هزينه و ميزان واردات و توليدات داخلي آنها تغيير چنداني نکرده است، روشن به نظر نمي رسد. (1) براي تحليل اين پديده ها و تبيين اينکه کداميک از آنها مصداق احتکار هستند و کداميک را مي توان جزو خدمات مفيد و مشروع انبارداري به حساب آورد ضروري است ابتدا تعريفي از احتکار ارائه گردد.
    تعريف احتکار:
    احتکار عبارت است از کاهش دادن يا متوقف کردن جريان توزيع کالا توسط همه يا برخي از فروشندگان به طور موقت. اين اقدام فروشندگان با توجه به وضع بازار و به خصوص تقاضاي تحريک شده خريداران به منظور بالا بردن قيمت و درآمد حاصل از افزايش قيمت کالا صورت مي گيرد. (2)
    سيدمصطفي محقق داماد نيز در کتاب خويش با عنوان “تحليل و بررسي احتکار از نظرگاه فقه اسلام”، ابتدا واژه احتکار را به لحاظ لغوي ريشه يابي مي کند. واژه “احتکار” از نظر لغوي از ريشه “حکر” اشتقاق يافته که به معاني ظلم، عسر و سوء معاشرت آمده است. وي سپس در تعريف اصطلاحي احتکار چنين مي نويسد: “فقها در تعريف احتکار، کلمات مختلفي دارند. مرحوم شيخ انصاري، به پيروي از بسياري از فقهاي پيشين، مسئله را اصولا تحت عنوان “احتکار الطعام” مطرح نموده و تعريف آن را از اهل لغت بدين گونه نقل مي کند: “احتکار الطعام و هو جمع الطعام و حبسه يتربص به الغلاء”؛ احتکار طعام جمع کردن و يا حبس کردن آن به منظور گران شدن است. همچنين ابن حجر در کتاب تحف خويش احتکار را اينگونه تعريف مي کند: احتکار آن است که کسي آذوقه مردم را در هنگام گراني، خريداري و آن را نگهداري کند تا به علت مضيقه و سختي به قيمت گزاف به فروش رساند. (3)
    تفاوت احتکار با انبارداري:
    بايد توجه داشت که معيار در احتکار حرام ايجاد بازار سياه است به گونه اي که موجب تضييق و دشواري مردم مسلمان فراهم گردد و گرنه در موارد فراواني که عرضه بي رويه کالا چه بسا موجب تضييع و اتلاف ما گردد، نه تنها حرام نيست، بلکه از جهاتي منطبق با موازين عقلايي است. مثلا در هنگام به دست آمدن ميوه در اواخر تابستان، اگر باغداران محصول خويش را يکباره به بازار عرضه کنند، از آنجا که در آن فصل عوامل عرضه و تقاضا با يکديگر تناسب ندارد، اين عمل نتيجه اي جز ضايع شدن و از بين رفتن محصولات نخواهد داشت و عواقب سوء اقتصادي ديگري نيز پيامد آن خواهد بود زيرا به علت ضرر و زياني که فروشندگان، به خاطر فروش جنس خود به بهاي ارزان، متحمل مي شوند توازن اقتصادي نيز آشفته مي گردد درحالي که اگر در همان ايام به مقدار مايحتاج عمومي و فروش به نرخ عادله، متناسب با قيمت تمام شده و سود منصفانه، دسترنج خويش را به بازار عرضه کنند و بقيه محصول به نحو صحيح، از جمله نگهداري در سردخانه، انبار گردد و به تدريج به موازات مصرف توزيع شود، عملي خردمندانه خواهد بود.
    احتکار در قرآن:
    1- علماي اهل سنت به آيه 29 سوره نساء در زمينه حرمت احتکار استدلال کرده اند: “يا ايها الذين آمنوا لاتاکلوا اموالکم بينکم بالباطل الا ان تکون تجاره عن تراض” و بيان کرده اند که اکل مال به باطل عبارت است از هر روشي که مالي را به مصرفي برسانند که خداي تعالي اجازه نداده و يااز آن نهي کرده باشد، مانند دغل بازي (غش در معامله) و رشوه و قمار و احتکار (4.)
    ولي با توجه دقيق به آيه شريفه معلوم مي شود که اين آيه درصدد بيان حرمت معاملات غير شرعيه است و ربطي به حرمت احتکار ندارد. چون احتکار عملي است که معمولا قبل از معامله و داد و ستد انجام مي گيرد و محتکر براي اينکه سود بيشتري در معامله ببرد، اشياء را احتکار و جمع آوري کرده و سپس به دلخواه خود و هر وقت که خواست، آنها را مي فروشد.
    ولکن آيه شريفه به قرينه کلمه “بينکم” (که حاکي از اين است که آيه شريفه از حالتي نهي مي کند که اين حالت بين بيش از يک نفر محقق مي شود، در حالي که احتکار به وسيله يک نفر هم تحقق پيدا مي کند) و همچنين جمله الا ان تکون تجاره عن تراض (که تجارت کردن از روي رضايت طرفين، از جمله قبلي استثناء شده است، پس جمله قبلي هم مربوط به تجارت و معامله خواهد بود) ناظر به معاملات غيرشرعي است يعني معاملاتي که اجتماع بشري را از رسيدن به سر منزل سعادت و خوشبختي مانع بوده و او را به مهلکه فساد و تباهي سوق مي دهد، مثل ربا و قمار و معاملات غرري و در قالب عبارت فني و فقهي مي توان گفت که حرف “باء” در کلمه “بالباطل” يا از براي سببيت است، يعني اموال خود را به وسيله اسباب - عقود و ايقاعات - باطله، مثل ربا و قمار و غيره رد و بدل نکنيد، چون هر چند که قمار و ربا و ديگر اسباب باطله مي تواند پيش عرف سبب و علت انتقال بوده و عرف اين چنين انتقالاتي را به رسميت بشناسد، ولکن از ديد شرعي باطل و حرام بوده و نمي تواند عامل انتقال اموال باشد و يا از براي مقابله: يعني اموال خود را در موقع خريد و فروش در مقابل اشيائي که از نظر شرعي مالکيت ندارند نفروشيد، مثل مشروبات الکلي و گوشت خوک و امثال اينها، چون از نظر شرعي مالکيت ندارند و نمي توان در ازاي آنها پول پرداخت کرد، پس آيه شريفه بنابراين فرض از پرداخت پول در مقابل اشيا بي ارزش - از نظر شرعي - نهي مي کند.
    2- ويل لکل همزه لمزه الذي جمع مالا و عدده (سوره همزه، آيه 1.) واي بر هر نکوهشگر عيب جوي، آنکه مالي را گرد آورده و مي شمارد.
    3- اليهکم التکاثر حتي زرتم المقابر (سوره تکاثر، آيه 1.) شما را فزوني جستن (در اموال و نسب) مشغول گردانيد، تا اينکه قبرها را زيارت کرديد (وارد قبر شديد و دستان از دنيا و زينت هاي او کوتاه شد.)
    با مراجعه به تفاسير مختلف و معاني لغوي کلمات آيات معلوم مي شود که مراد از اين دو آيه هم نکوهش جمع آوري و روي هم انباشتن مال و تفاخر زيادي ثروت است. لذا با اين دو آيه هم نمي توان راجع به احکام احتکار نفيا و اثباتا استدلال کرد.
    بعد از اينکه معلوم شد از نظر آيات قرآني دليلي بر حرمت احتکار نداريم به بررسي آيات در اين زمينه مي پردازيم.
    روايت در مذمت احتکار:
    احتکار به پيکره اقتصاد جامعه ضربه وارد کرده و نرخ کالاها را بالا برده و مردم را از لحاظ معيشتي در تنگنا قرار مي دهد. از اين رو، پيامبر اکرم (ص) از اين کار منع نموده و آن را گناهي بسيار عظيم معرفي فرموده و از عواقب آن، به شدت برحذر داشته اند.
    در روايتي آن حضرت مي فرمايد: الجالب الي سوقنا کالمجاهد في سبيل الله و المحتکر في سوقنا کالملحد في کتاب الله. (5)
    الجالب مرزوق المحتکر ملعون (6)
    آنانکه به بازار ما چيزي وارد مي کنند، مانند کسي است که در راه خدا جهاد مي کند و آنکه در بازار احتکار مي نمايد، مانند کسي است که در کتاب خدا کافر به شمار مي آيد.
    وارد کننده روزي مي خورد و محتکر لعنت مي برد.
    در روايت ديگر آمده است:
    الجالب مرزوق و المحتکر ملعون. (7)
    در اين روايت آن حضرت انسان محتکر را در رديف کفار محسوب نموده و ملعون مي داند.
    و درکلامي ديگر مي فرمايد: من احتکر الطعام اربعين يوما ثم تصدق به لم تکن صدقته کفاره الاحتکار. (8)
    کسي که مواد غذايي مورد استفاده مردم را به مدت چهل روز احتکار نمايد و سپس آن را صدقه دهد، کفاره گناه احتکارش نخواهد شد.
    در اسلام صدقه دادن از جمله کارهايي است که ثواب بسياري براي آن در نظر گرفته شده است، ولي گناه احتکار مايحتاج روزمره مردم، به قدري سنگين است که اگر محتکر تمام اموال احتکار شده را در راه خدا صدقه بدهد و در بين مردم تقسيم نمايد، باز هم کفاره آن نخواهد بود.
    آن حضرت در يکي ديگر از فرمايشات خود چنين فردي را منفور درگاه الهي بيان کرده و مي فرمايد: من احتکر الطعام اربعين يوما فقد بري من الله و بري الله منه. (9)
    هر کس ارزاق عمومي را به مدت چهل روز احتکار نمايد، از خداوند بيزاري جسته و خداوند هم از وي بيزار است.
    و در گفتار ديگري آن حضرت اين عمل را شايسته انسان هاي مومن و با وجدان ندانسته و فقط کساني را که اهل گناه و خطا هستند، عامل اين کار بيان نموده و مي فرمايد: لايحتکر الا خاطي. (10)
    دست به احتکار نمي زند، مگر انسان خطاکار.
    از اين روايت معلوم مي شود که محتکرين انسان هاي آلوده به خطا و گناه هستند. کساني که ايمان به خدا دارند و داراي وجدان بيداري هستند و براي افراد جامعه ارزش قائلند دست به اين عمل نمي زنند.
    و در جاي ديگر از امام کاظم (ع) نقل شده است که رسول خدا (ص) فرمود:
    لئن يلقي الله العبد سارقا احب الي من ان تلقاه قد احتکر طعاما اربعين يوما. (11)
    اگر خداوند بنده اي را در حال سرقت ملاقات کند، در نزد من محبوب تر است از اينکه ملاقات کند او را در حالي که آذوقه مردم را چهل روز احتکار نمايد.
    از اين فرمايش حضرت بزرگي گناه احتکار مايحتاج مردم معلوم مي شود. گناه آن بسيار سنگين تر از سرقت مي باشد، زيرا اکثر سارقان به خاطر فقر و نداري، مجبور به سرقت مي شوند، ولي انسان محتکر با داشتن اموال و دارايي هاي فراوان به چپاول دست مي زند و شايد بشود گفت که احتکار باعث تورم گراني شده و گراني باعث فقر و فقر موجب سرقت مي شود. بنابراين محتکر هم خود به چپاول اموال مردم مي پردازد و هم به نحوي باعث سرقت ديگران مي شود.
    آن حضرت در يکي از فرمايشات خود محتکران را بندگان بسيار بدي معرفي کرده و مي فرمايد: بئس العبد المحتکر، ان ارخص الله تعالي الاسعار حزن و ان اغلاها الله فرح. (12)
    چه بد بنده اي است محتکر، اگر خداوند قيمت ها را ارزان نمايد، غمگين شده و اگر گران نمايد، خوشحال مي شود.
    در روايت ديگري از رسول خدا (ص) نقل شده که مي فرمود: من احتکر علي المسلمين طعاما ضربه الله بالجذام و الافلاس. (13)
    هر کس آذوقه و مواد غذايي مسلمين را احتکار نمايد، خداوند او را به مرض جذام و فقر گرفتار مي کند.
    اين روايت بيانگر اين نکته است که نه تنها انسان محتکر در روز قيامت بايستي در مقابل خداوند پاسخگو باشد و عذاب الهي را بچشد، بلکه در همين دنيا هم خداوند او را گرفتار مرض جذام و فقر مي نمايد.
    و در روايت ديگري رسول خدا (ص) مي فرمايد: عن جبرئيل (ع) قال اطلعت في النار فرايت و اديا في جهنم يغلي، فقلت: يا مالک لمن هذا؟ فقال: لثلاثه المحتکرين و … (14)
    جبرئيل (ع) گفت: به جهنم گذر کردم و در آن جايگاهي ديدم که بسيار وحشتناک و مخوف بود. پس به مالک آن گفتم: اين جايگاه براي چه کساني است؟ گفت: براي سه طايفه است که يکي از آنها احتکار کنندگان هستند.
    از اين گفتار حضرت جايگاه اخروي چنين افرادي هم مشخص مي شود و آن بدترين و وحشتناک ترين جاي جهنم است.
    از پيشواي پرهيزکاران علي (ع) نيز در نکوهش احتکار رواياتي به جاي مانده است که به ذکر و بررسي آنها مي پردازيم:
    الاحتکار شيمه الفجار: (15)
    احتکار خوي و خصلت گنهکاران است.
    از آنجا که گناهکاران داراي صفات و خصلت هاي زشت و ناشايستي مي باشند که از جمله آنها عمل احتکار و محروم نمودن مردم از نيازمندي هاي زندگي است، لذا پيشواي مومنين (ع) در اين گفتار به بيان اين حقيقت پرداخته و مردم را متوجه آن ساخته است تا از انجام چنين عمل نکوهش شده اي دست بردارند و در بياني کوتاه و گويا اين چنين آمده است: الاحتکار رذيله. (16)
    احتکار صفت ناپسندي است.
    عمل احتکار و جمع آوري مواد خوراکي و وسايل لازم زندگي مردم، جهت سودجويي و بالا بردن قيمت ها عملي غير انساني است و از جمله صفات و ويژگي هاي ناپسند و مذموم مي باشد که علي (ع) در روايت فوق به بيان اين واقعيت پرداخته است.
    گفتاري است از آن حضرت در نکوهش احتکار:
    الاحتکار داعي الحرمان. (17)
    احتکار سبب محروميت است.
    چون عمل احتکار موجب محروميت مردم از دسترسي به ضروريات زندگي شده و با اين عمل افراد جامع در تنگنا قرار مي گيرند، لذا امام (ع) در اين روايت، اين واقعيت را به رشته سخن درآورده است تا نصب العين فروشندگان و بازرگانان قرار گرفته و وسيله و سبب محروميت نباشند.
    در روايت ديگري از آن امام (ع) چنين آمده است:
    من طبايع الاغمار اتعاب النفوس في الاحتکار (18)
    به زحمت انداختن مردم به وسيله احتکار از خصلت هاي کساني است که بدي عاقبت آن را نمي دانند.
    احتکار موجب ايجاد زحمت و سختي براي مردم مي شود. از اين رو امير مومنان علي (ع) در روايت فوق، اين عمل را نکوهش کرده و از خوي و خصلت هاي کساني دانسته است که وضعيت معيشتي مردم را مورد توجه قرار نمي دهند.
    از جمله روايات درباره نکوهش احتکار حديث ذيل است:
    عن علي (ع) نهي عن الحکره بالبلد … (19)
    حضرت علي (ع) از احتکار نمودن در شهر نهي نموده است.
    احتکار و افزايش قيمت به خصوص براي مردم شهرنشين سخت و دشوار است و علي (ع) در اين روايت به اين نکته حساس اشارت دارد.
    از مجموع اين روايات و سخنان، پيشواي متقين علي (ع) در زمينه نکوهش احتکار چنين مستفاد مي گردد که انسان در مسير ادامه زندگي خود، ضرورت دارد با ديگران ارتباط اقتصادي و اجتماعي برقرار نمايد و نسبت به برطرف ساختن نياز يکديگر اقدام نمايد و همديگر را از بهره برداري مايحتاج زندگي و به ويژه مواد غذايي محروم نسازند.
    پي نوشت ها:
    1- صدر، کاظم (1362)، احتکار از ديدگاه فقه و اقتصاد، تهران، انتشارات 22 بهمن.
    2- همان
    3- محقق داماد، سيدمصطفي (1362)، تحليل و بررسي احتکار از نظر گاه فقه اسلام، تهران: نشر انديشه هاي نو در اسلام.
    4- صالح عبدالله، محمد، کتاب احتکار يا خيانت به جامعه، ترجمه فهيم کرماني، ص .136
    5- نهج الفصاحه، ص .278
    6- همان
    7- همان
    8- محجه البيضاء، ج 3، ص 166.
    9- سنن ابن ماجه، ج 2، ص 728.
    10- کنز العمال، ج 4، ص 97.
    11- سنن ابن ماجه، ج 2، ص 827 .
    12- نهج الفصاحه، ص 217.
    13- سنن ابن ماجه، ج 2، ص 728.
    14- جامع الاحاديث، ج 23، ص 110.
    15- جام احاديث شيعه، ج 23، ص 110.
    16- ترجمه غرر الحکم، ج 1، ص 323.
    17- همان، ص 323.
    18- همان
    19- کنز العمال، ج 4، ص 98.

اشتراک گذاری این مطلب!

حدیث روز

امام محمد باقر علیه السلام فرمودند:

اِنَّما یُداقُّ اللهُ العِبادَ فی الحِسابِ یَومَ القِیامَةِ علی قَدرِ ما اَتاهُم مِن العُقُولِ فِی الدُّنیا؛

خدا در روز قیامت نسبت به حساب بندگانش به اندازه عقلی که در دنیا به آنها داده است باریک بینی می کند.

(اصول کافی ج 1 /ص 12)

 

اشتراک گذاری این مطلب!

حدیث روز

امام حسین علیه السلام فرمودند:

أَعجَزالنّاسٍ مَن عَجَزَ عَنِ الدُّعاء؛

عاجزترین مردم کسی است که نتواند دعا کند.

(بحارالانوارج/ 93 ص/ 294)

اشتراک گذاری این مطلب!

نخل امید

پس کی از روز وصال تو خبر می آید؟ کی شب هجر تو ای دوست به سر می آید؟
هر مسافر به دیار و وطنش باز آمد کی نگار من غمگین ز سفر می آید؟
آنی از ساحت دل یاد تو بیرون نرود دائما صورت ماهت به نظر می آید
نغمه مرغ سحر می دهد از صبح خبر کی پسِ شام فراق تو سحر می آید؟
سدّ لطف تو حفاظت کند از ما ای دوست هر زمان جانب ما سیل خطر می آید
پس کی ای دوست پس از این همه خوناب جگر نخل امید من آخر به ثمر می آید؟
ذوالفقار علوی چون که بگیرد در دست پی آزادی انواع بشر می آید
«ملتجی» منتقم آل محمد، مهدی

پی نابودی هر فتنه و شر می آید


اشتراک گذاری این مطلب!

حدیث روز

 

امام حسین علیه السلام فرمودند:

إنَّ شِیعَتَنا مَن سَلمَت قُلُوبُهُم مٍن کلِّ غَشٍّ وَ غِلٍّ وَ دَغَلٍ ؛

بدرستی که شیعیان ما قلبشان از هرناخالصی و حیله و تزویر پاک است.

(فرهنگ سخنان امام حسین ص/ 476)

اشتراک گذاری این مطلب!

حدیث روز

 

امام حسین علیه السلام فرمودند:

لاتـَرفع حــاجَتَک إلاّ إلـى أحـَدٍ ثَلاثة: إلـى ذِى دیـنٍ، اَو مُــرُوّة اَو حَسَب ؛

جز به یکى از سه نفر حاجت مبر: به دیندار، یا صاحب مروت، یا کسى که اصالت خانوادگى داشته باشد.

(تحف العقول ، ص 251)

اشتراک گذاری این مطلب!

فرمايش حضرت زهرا(س) درباره امت پيامبر در لحظه شهادت

اسماء گويد: ديدم حضرت دستهايش را به سوى آسمان بلند كرده و مى‏گويد:

پروردگارا به حق حضرت محمد مصطفى و شوق و اشتياقى كه نسبت به من داشت و به شوهرم على مرتضى و اندوهى كه بر من دارد و به حسن مجتبى و گريه‏اش بر من، و به حسين شهيد و حسرت و افسردگيش نسبت به من و به دخترانم كه دختران فاطمه‏اند و آه ماتمشان بر من، از تو مى‏خواهم كه بر گنهكاران امت حضرت محمد ترحم فرموده،

و آنان را ببخشائى و به بهشت واردشان سازى كه تو گرامى‏ترين سؤال شوندگان و ارحم الراحمين مى‏باشى (1)

  1ـ بلادى البحرانى، «وفاه فاطمة الزهراء»/ 78.

اشتراک گذاری این مطلب!

حدیث روز

 

 امام حسین علیه السلام فرمودند:

لاتـَرفع حــاجَتَک إلاّ إلـى أحـَدٍ ثَلاثة: إلـى ذِى دیـنٍ، اَو مُــرُوّة اَو حَسَب ؛

جز به یکى از سه نفر حاجت مبر: به دیندار، یا صاحب مروت، یا کسى که اصالت خانوادگى داشته باشد.

(تحف العقول ، ص 251)

اشتراک گذاری این مطلب!

حدیث روز

 

 حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند:

فجعل الله…اطاعتنا نظاما للملة و امامتنا أمانا للفرقة؛

خدا اطاعت و پیروی از ما اهل بیت را سبب برقراری نظم اجتماعی در امت اسلامی و امامت و رهبری ما را عامل وحدت و درامان ماندن از تفرقه ها قرار داده است.

(بحار الانوار، ج 43، ص 158)

اشتراک گذاری این مطلب!

حدیث روز

 

 امام رضا علیه السلام فرمودند:

لا یستَکمِلُ عَبدٌ حقیقةَ الایمانِ حَتَّى تَکونَ فیهِ خِصالُ ثَلاثٍ: اَلتَّفقُّهُ فِى الدّینِ وَحُسنُ التَّقدیرِ فِى المَعیشَةِ، وَالصَّبرُ عَلَى الرَّزایا.؛

هیچ بنده ‏اى حقیقت ایمانش را کامل نمى ‏کند مگر این که در او سه خصلت باشد: دین‏ شناسى، تدبر نیکو در زندگى، و شکیبایى در مصیبت‏ها و بلاها.

(بحار الانوار، ج 78، ص 339، ح1 )

اشتراک گذاری این مطلب!

حديث روز

حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند:

خیارکم الینکم مناکبة و اکرمهم لنسائهم؛

بهترین شما کسی است که در برخورد با مردم نرم تر و مهربان تر باشد و ارزشمندترین مردم کسانی هستند که با همسرانشان مهربان و بخشنده اند.

(دلال الامامه و کنزالعمال ، ج‌ 7، ص225)

اشتراک گذاری این مطلب!

حديث روز

 حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند:

 نحن وسیلته فی خلقه و نحن خاصته و محل قدسه و نحن حجته فی غیبه و نحن ورثه أنبیائه؛

 ما اهل بیت رسول خدا(ص) وسیله ارتباط خدا با مخلوقاتیم ما برگزیدگان خداییم و جایگاه پاکی ها، ما دلیل های روشن خداییم و وارث پیامران الهی

 

(شرح‌ نهج‌ البلاغه‌ لابن‌ ابی‌ الحدید ، ج‌ 16 ، ص‌ 211)

 

 

اشتراک گذاری این مطلب!

حديث روز

 حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند:

 من اصعد الی الله خالص عبادته اهبط الله عزوجل الیه افضل مصلحته؛

 کسی که عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد

 

(بحار الانوار ، ج 70، ص 249 )

 

 

 

اشتراک گذاری این مطلب!

حديث روز

 

امام رضا علیه السلام فرمودند:

 

 تزاوَرُوا تحـابـوا و تصـافحُـوا و لا تحـاشمـوا؛

 

به دیدن یکدیگر روید تا یکدیگر را دوست داشته باشید و دست یکدیگر را بفشارید و به هم خشم نگیرید.

 

(بحارالانوار،ج78،ص 347)

 

اشتراک گذاری این مطلب!

يادي از شهدا كنيم.

برگزاري يادواره شهيد قاسمعلي رستمي  از شهداي شهر قروه در حوزه علميه الزهرا(س) قروه با حضور همه طلاب در تاريخ 29/9/91 در برنامه صبحگاه برگزار گرديد كه در اين مراسم به قرائت چند وصيت نامه از شهدا و نثار فاتحه اي به روح بزرگ شهدا به پايان رسيد. علاوه برآن به مداحي  و عزاداري حضرت رقيه (س) كودك سه ساله حضرت ابا عبدالله حسين عليه السلام پرداختند.

اشتراک گذاری این مطلب!

شهيد حاج هوشنگ ورمقاني

 

سال 1338 روستای ورمقان از توابع شهرستان سنقر شاهد تولد کودکی شد که نام او را هوشنگ نهادند. او از همان دوران هوش و استعداد خود را کارهایش به نمایش می­گذاشت. مادر را یاری بود در خانه و پدر را یاوری در صحرا و پدر و مادر نیز در تربیت او کوشا. وی احترام به پدر و مادر را از کودکی عمل می­کرد. طوری که مورد توجه همگان قرار گرفت و همه آرزوی داشتن چنین فرزندی را می­کردند. دروس ابتدائی و راهنمائی را با موفقیت در همان روستا به اتمام رساند و جهت ادامه تحصیل عازم شهرستان سنقر شد. مدت دبیرستان را تنهای تنها با رنج و کوشش سپری کرد و در سال 57 موفق به اخذ دیپلم شد. دوران تحصیل وی همزمان بود با مبارزات به حق مردم علیه رژیم ستم­شاهی و او نیز از این قافله عقب نماند. در تمام صحنه­های مبارزه در منطقه فعالانه شرکت داشت. با شروع غائله کردستان به خدمت مقدس سربازی اعزام شد. مدت خدمت را نیز در مبارزه با دشمنان این ملت سپری کرد. و آنچنان رشادتی از خود نشان داد که در سال 58 از طرف فرمانده وقت لشکر 28 مدال رشادت دریافت نمود. پدر گرامیشان از این دوران می­گوید «وقتی پادگان لشکر 28 سقوط کرد ما بمدت 6 ماه از هوشنگ خبری نداشتیم ناچاراً برای جستجو با هلی کوپتر فرماندهان از طریق کرمانشاه به سنندج آمدم و پس از پرس و جوی فراوان او را در روستای نگل در حال نبرد با ضد انقلابها یافتم «پس از خدمت سربازی او که عاشق خدمت به مردم بود به جهادگران پیوست و از این دوران و ثمرات خدمت آن شهید در ذهن روستائیان محروم منطقه خاطرات شیرین وجود دارد. هوشنگ عاشق خدا بود و عاشق خدا را جز وصالش هیچ چیزی آرام نمی­کند. اما در آن روزها کفر با لباس کرد آمده بود و هوشنگ کرد از کفر بیزار. چه جائی برای مبارزه با کفر بهتر از سپاه. آری او در سال 60 لباس سبز را پوشید. و به کسوت پاسداری درآمد. از همان ابتدا پیدا بود که او برای وصال آمده است.

مدتی به عنوان فرمانده گردان نیروهای سپاه قصر شیرین به نبرد با کافران بعثی متجاوز پرداخت. پس از مراجعت اقدام به تشیکل خانواده نمود. برای همه اخلاق او آشنا بود و همه شیفته اخلاقش. به همین جهت به عنوان مسئول جذب نیرو انتخاب می­شود و از این به بعد علاوه بر اخلاق حسنه­اش درایت و توانائیش نیز به عرصه ظهور می­رسد و به عنوان فرمانده سپاه دهگلان منصوب شد و ثابت کرد که فرمانده موفقی نیز هست. نعمت امنیت منطقه، جذب نیروی فراوان و استقرار پایگاههای بسیج همه حاصل فرماندهی مدبرانه و تلاش صادقانه او بود. همه عاشقش شده بودند و می­خواستند همسنگر آنها باشد. فرمانده وقت تیپ 39 بیت المقدس او را با خود به تیپ می­برد. از اینجاست که فصل جدیدی در زندگی آن شهید باز می­شود. در همه جای تیپ ردپای او بود. از زمینش در سازمانش وحتی در قلب نیروهایش. به عنوان جانشین ستاد تیپ معرفی می­شود اما در آن روزها شعله­های جنگ شراره داشت و مجاهدان فی سبیل­الله را آرام گرفتن نبود. جبهه­های جنوب نیز با ورمقانی آشنا شدند. علاوه بر هدایت ستاد فرماندهی محور جزیره مجنون را نیز به عهده گرفت. آری صدای ورمقانی در نی زارهای جزیره در پاسگاههای شهید سنجری و ملکی به گوش می­رسید «برادر خسته نباشید» همه بسیجیان ورمقانی را می­شناختند، چرا که او در هر لحظه در کنارشان بود. شهید ورمقانی در جزیره خستگی را خسته کرد. یکی از همرزمانش می­گوید «او برای حفظ جزیره از حمله­های احتمالی دشمن حتی شبها نیز نمی­خوابید» و شهید تا پایان جنگ مونس و همدم بسیجیان بود. در نیزارهای جزیره با آب آن چه وضوها که میکرد. و در آن خاک چه رازها و نیازها که نکرد. پس از پایان جنگ به دنبال کسب علم و دانش رفت و دوره دافوس را در دانشگاه امام حسین (ع) با رتبه ممتاز به پایان رساند و ثابت کرد که مردان خدا در هر جبهه و سنگری موفق هستند. پس از دوره به عنوان فرمانده عملیات تیپ منصوب شد و دوباره به مبارزه با دشمنان خدا که با شعار خلق کرد به صحنه آمده بودند ادامه داد. آری سرزمین کردستان دوباره درخشش شهید ورمقانی را تجربه کرد. در سال 71 عاشقانه و عارفانه به دیدار خانه خدا شتافت. در سفر روحانی میان او و خالق چه گذشته بود فقط خدا می­داند. اما پس از مراجعت از حج حاجی آن گونه بود که شایسته­اش بود او به خدا در کعبه ندا کرده بود در سقز، بانه و پیرانشهر خدا را می­جست. خاک سقز شاهد قدمهای استوارش بود. هوای پیرانشهر شاهد شب­زنده­داری­هایش بود. همه شاهد بودند که او چگونه درخشید بعد از مدتی به عنوان فرمانده یگان ویژه عملیاتی کردستان منصوب می­شود. از اتاقش در آن قرارگاه با آن کوله پشتی آماده­اش چه خاطراتی که نمانده. او در این سمت نفس گرو­هک­های ضد انقلاب را بریده بود. از این رو این گروهک از خدا بی خبر بارها نقشه ترور وی را طراحی کردند اما از آنجا که ورمقانی از تدبیر، شجاعت و زیرکی خاصی برخوردار بود نقشه این گروهک بارها ناکام ماند.

ورمقانی این سردار خوش نام سپاه کردستان به پاس تلاشهای شبانه روزی در برقراری امنیت در کردستان بعنوان پاسدار شایسته سال 73 و پاسدار نمونه سال 74 سپاه پاسداران انتخاب شد. حاجی برای شهادت همیشه آماده بود. با وضو و مرتب. هنگامی که پدر گرامیشان به زیارت خانه خدا می­رفت نامه­ای به او داد و از او خواست که در مدینه در کنار قبر پیامبر (ص) باز نماید و حاجتش را از خاتم انبیاء بخواهد. در آن نامه چه چیزی بود. به حق که میان عاشق و معشوق رمزی است «پدر عزیزم دعا کنید که خداوند سال 75 را سال شهادت من قرار دهد اگر دعا نکنید مدیون هستید. آری حاجی آماده شده بود و دشمن نیز پیدا بود و در غروب اول تیرماه 1375 در روستای قهرآباد سقز شاهد استقبال عاشقانه شهادتی بود که از خدایش خواسته بود. پس از یک نبرد قهرمانانه با شقی ترین انسانهای روی زمین با چهره­ای گشاد و لب خندان شهادت را در آغوش گرفت. ازمراسم تشییع پیکر او می­توان به عنوان یکی از باشکوه ترین مراسم­ها در سطح منطقه نام برد و این نشان می­داد که حاج هوشنگ از جایگاه مردمی بسیار بالایی برخوردار بود. و مردم او را بسیار دوست داشتند چون ورمقانی برای برقراری امنیت در منطقه شب و روز نداشت و مردم نیز تلاشهای او را در مراسم تشیع پیکرش بی پاسخ نگذاشتند.

روحش شاد و یادش گرامی باد.

 

اشتراک گذاری این مطلب!

به جوانان بگویید!!!

 

چه بی معرفت بود دریا! مردمانی را دیدم که در او غرق شدند و برایش جان دادند، اما او بی رحمانه جنازه شان را پس زد!


اشتراک گذاری این مطلب!

بیآیید واقعا “راستش را بگوییم”



اخیرا سریالی از صدا و سیما پخش می شود به نام راستش را بگو…

برخی از شخصیت های زن این فیلم آرایش بسیار زننده و البته رفتار هایی بسیار زننده تردارند . مشکل اصلی اینجاست که در این فیلم شخصیت خاطره آرامی (نیوشا ضیغمی)که نقش یک 

 دختر نسبتا عقده ایی نسبت به همکلاسان اش را بازی میکند، یک دختر چادری و متاسفانه با آرایش است. علاوه بر آن ، شخصیت دیگری نیر در این فیلم وجود دارد، به نام سارا مستور (لعیا 

 زنگنه) که در نقش یکی از اساتید دانشگاه است. ایشان نیز، چهره ای مذهبی و باز هم با آرایش و بدتر از آن، بدون داشتن حیا در برخورد با پسران است.

آنچه که در این فیلم مشهود است، تلاش برای ارائه یک الگو برای زنان و دختران مذهبی است که در عین چادری بودن، همزمان میتوانند با صورت آرایش کرده در اجتماع ظاهر شوند و همچنین 

 بدون رعایت حیا، با پسران و نامحرمان خود ارتباط داشته باشند. علاوه بر اینها در این فیلم به طور مستقیم با ارائه و القای الگو های نامناسب رفتاری برای ارتباط بین نامحرم ها در بین جوانان 

 مذهبی، در حال تلاش برای  از بین بردن حیا در روابط دختران و پسران معتقد و مقید به احکام دینی جامعه مان است.

تحلیل های بیشتر در مورد این فیلم را اینجا ببینید: (یک نقد اُملانه بر عملکرد صدا و سیما) (این قافله تا به حشر ، لنگ است) (چادر بعلاوه هفت قلم آرایش منهای حیا)

{از سایت مشاهده کنید}

اما اصل ماجرا:

با توجه به این مساله برای اینکه به صورت گروهی به مقابله با اشاعه این سریال ها بپردازیم، رزمی به صورت تلفنی برای مقابله با این منکر با دعوت از همه بازدید کنندگان سایت طراحی 

 داشته باشیم. نحوه انجام این رزم تلفنی به این صورت است:

۱- گام اول:  برای نهی از منکر با ۱۶۲ (روابط عمومی صدا و سیما) تماس میگیریم و از این فیلم انتقاد میکنیم. (آنچه که باید مورد توجه  قرار بگیرد آن است که حتما دلیل مخالفتمان را با این 

 فیلم ذکر کنیم. مثلا: این فیلم اصلا مناسب پخش در صدا و سیما نیست. چون دارد الگوی غلطی را برای زنان طراحی میکند. توی این فیلم شما یه زن چادری رو با آرایش غلیظ نشان میدهد و 

 این یعنی تخریب چهره افراد مذهبی . ضمنا این کار شما در خلاف منویات حضرت آقا است چون ایشان سبک زندگی اسلامی رو مطرح کردند و شما دارید این الگو رو منحرف میکنید به یک 

 سبک زندگی فمنیستی برای زنان ما و ….

نظر شما در باره اين مطلب چيست؟ ….

اشتراک گذاری این مطلب!

دلنوشته انتظار

سلامی چو بوی خوش آشنایی

با خود زمزمه داشتم که :
چقدر هر روز و هر لحظه با پای دل رفتم در مهد آمادگی تا در کلاس معرفت ثبت نام کنم؟ ولی هر بار از همان جلو در ردم کردند و گفتند برو با بزرگترخود ت بیا !منم برگشتم و آمدم در خلوت دل گریه کردم ، زاری کردم ، تا صبح نالیدم و به خود پیچیدم ولی جوابی نشنیدم ! آخ که فکر بی کسی چقدر سخت و شکننده است. آقا جان ، مولای من تا کی بی بزرگتر به مکتب رفتن و بی جواب برگشتن؟ تاکی رنگ زرد بی کسی را تحمل کردن ؟ تا کی گشنه و تشنه قدم در برهوت بی کسی زدن؟تا کی غم غربت تنهایی را چشیدن ؟عمریست که جمعه هار ا به شنبه ها به امید جمعه ی بعدی وصل کردم و به انتظار نشستم ! نا شکر نیستم ، منت انتظارت را میکشم ولی با تیغ طعنه حریفان زنگی مست چه کنم؟آقا جان من آسمان و زمین و خودت را شاهد میگیرم که هر روز صبح از خواب که بر میخیزم کتاب و سجاده و دلم را میگیرم و به دم در مهد تو میآیم به امید آنکه مرا یه داخل راه بدهند و ثبت نام کنند! مولا جان میشود روزی کارت ثبت نام من را با عکسم و با مشخصات کاملم به دستم بدهند ؟ و نگهبان جلو ورود مرا به حرم امن الی راه بدهد؟ آخ که چه کیفی خواهم کرد آنروز که آن کارت را رو سینه ام نصب کنم و از سر شوق سر سنجاق کارت را تو دلم جا خواهم داد . آقاجان هر روز صبح تا شام منتظرم که اشاره ای بفرمایی ، قول میدم که مثل بچه آدم بیام ، مرتب و منظم، یه لحظه حواسم پرت نشه …منتظرم…

مولای من یه بغل دفتر مشق دارم که حرف هایم را در آن ها نوشته ام و چقدر دلم میخواهد که آنها را غلط گیری کنی و خط بزنی ، کسی تا بحال حتی یک صفحه اش را ندیده آخه چشم هر نا محرم قابل اعتماد نیست ، چه صبح های جمعه که گریه کردم و مشق کردم و خواندم و حفظ کردم به امید آنکه بعد از ظهرش تو جلسه از من بپرسی و مشق هام را ببینی و من هم نشان همه بدهم و افتخار کنم ، آخ که چه شیرین است یاد با شما بودن حتی یک لحظه ، چقدر آرزو دارم که یکروز در جلو صف منتظرانت بایستم و بینم که نفر اولم ، حسود نیستم که دیگران نفر اول باشند ولی این آرزو ی من است چکار کنم هرکس دلش یه جاست من هم دلم را تو صف کلاس اولی های مهد شما جا گذاشتم تا شاید قبولش کنی . مولای من اگه یه روز دلمو تو صف زیر پا له کنند له شده اش را در خانه ات میارم تا تیمارش کنی، دست مبارکتو روش بکشی و آرزوشو بر آورده کنی ، اگه بدانم اینجور میشه عمدا اونو زیر پا میذارم و میارمش تا آرام و قرار بگیره و بدانه که منم بفکرش هستم .
آقا جان یه دنیا حرف دارم و میدانم دیگران منتظرند ،

اشتراک گذاری این مطلب!

اولین شهید محراب

شهید آیت الله سید محمد علی قاضی طباطبایی
امام جمعه تبریز
سید محمد علی قاضی، فرزند حاج میرزا باقر، در سال ۱۲۹۳ شمسی، در تبریز متولد شد. تحصیلات مقدماتی علوم دینی را از والد ماجد خود و عموی گرامیش، میرزا اسدالله، در مدرسه ی طالبیه تبریز فرا گرفت. در سال ۱۳۱۶ شمسی، هنگام قیام مردم تبریز به اتفاق پدرش، به خاطر مبارزه، به تهران تبعید گردید و پس از چند ماه توقف اجباری در تهران و ری، به تبریز بازگشت.

در سال ۱۳۱۸ شمسی، برای ادامه ی تحصیل به قم مشرف شد و از محضر آیات عظام، گلپایگانی، حجت، صدر، بروجردی، و امامقدس سره کسب فیض کرد. در سال ۱۳۲۸ شمسی ، راهی نجف شد و در درس مدرسین بزرگی چون حکیم، عبدالحسین رشتی، میرزا باقر زنجانی، بجنوردی و کاشف الغطاء شرکت کرد و بهره های شایانی برد و در سال ۱۳۳۱ شمسی، به تبریز مراجعت نمود.
آیت الله قاضی در دوران مرجعیت و زعامت حضرت امامقدس سرهنماینده ی تام الاختیار معظم له بودند، از این رو مسؤولیت سنگینی را بر عهده داشتند.
با شروع نهضت اسلامی در سال ۱۳۴۱ شمسی، مبارزات او علیه رژیم پهلوی اوج گرفت رژیم، شهید قاضی را در قزل قلعه زندانی کرد و سپس به شهرهای بافت و کرمان و زنجان تبعید نمود و هم چنین مدت سه ماه به سبب فشارها و ضربات روحی و جسمی، در یکی از بیمارستان های تهران بستری شد. بعد از خارج شدن از بیمارستان به عراق تبعید و یک سال در آن جا به سر برد، بعد از یک سال به ایران بازگشت و به هدایت مردم، روشنگری و تبلیغ اسلام پرداخت.
آثار شهید
از جمله کتاب های تحقیقی و عالمانه ای که از ایشان به چاپ رسیده است:
۱٫ تحقیق روز اربعین
۲٫ تعلیقات بر انوار النعمانیه ( ۴ جلد)
۳٫ اضافات و تعلیقات بر کتاب انیس الموحدین نراقی
هم چنین ایشان تفسیر طبرسی را تصحیح و برایش مقدمه و شرح نوشته است. مرحوم شهید قاضی دارای طبع شعر هم بود، از جمله اشعار ایشان این دو بیت می باشد:
چهل سال بیش با خرد و هوش زیستم آخر نیافتم به حقیقت که چیستم
عاقل ز هست گوید و عارف ز نیستی من در میان آب و گل هست و نیستم

نحوه ی شهادت
قاضی طباطبایی در دهم آبان ۱۳۵۸ شمسی، مصادف با عید سعید قربان، نماز عید را اقامه و در خطبه نماز می گوید : که را تهدید به قتل می کنند، من از شهادت نمی ترسم و آماده ام و ا ز خدا می خواهم.»
در همان روز، بعد از اقامه ی نماز مغرب و عشاء در راه مراجعت به منزل توسط منافقین در خیابان مورد اصابت گلوله های ناجوانمردانه قرار می گیرد. جسد غرق در خون ایشان به بیمارستان منتقل می گردد. و به آرزوی دیرینه ی خود که همان شهادت در راه اسلام باشد، نایل می گردد.
آیت الله قاضی پس از شهادت استاد مطهری بارها گفته بودند:
ای کاش من هم مثل استاد مطهری ، روزی شربت شهادت بنوشم.

اشتراک گذاری این مطلب!

حديث نوجواني

پيامبرصلي الله عليه وآله :
إنَّ اَحَبَّ الخَلائِقِ إلَي اللَّهِ شابٌّ حَدَثُ السِّنِّ في صُورَةٍ حَسَنَةٍ جَعَلَ شَبابَهُ و جَمالَهُ لِلّهِ و فِي طاعَتِهِ ذلِكَ الَّذي يُباهِي بهِ الرَّحمنُ مَلائكتَهَ يَقولُ : هذا عَبدِي حَقّاً
محبوب‏ترين خلايق نزد خدا نوجوان خوش‏ سيمايي است كه جواني و زيبايي خود را براي خدا و در راه طاعت او بگذارد. خداوند رحمان به وجود چنين نوجواني برفرشتگان مي‏بالد و مي‏فرمايد : “اين است بنده راستين من!”
ميزان الحكمه ، ج ۹۰۹۶

اشتراک گذاری این مطلب!

حسين فهميده

مقام معظم رهبری سال گذشته طی دیداری با اعضای ستاد یادواره های شهید فهمیده، ضمن تجلیل از شهید فهمیده بعنوان یكی از اسطوره های به یاد ماندنی در تاریخ ملت ایران فرمودند:

“نوجوانی دوره ای است كه برای رقم زدن آینده هر فرد نقش حساس و تعیین كننده ای دارد و كسانی كه به این رشد معنوی، علمی و فكری و كارآیی و قوت جسمی برسند، آینده درخشانی را برای خود تضمین خواهند كرد. بنابراین پرداختن به كار تعلیم و تربیت این قشر از جامعه و بالاخص مسئله بسیج كه یك امر همه جانبه مادی و معنوی محسوب می شود حائز اهمیت بسیار است و جوانان و نوجوانان ما در لباس بسیج از ارزش ها و شخصیت و جوهره وجودی خویش مردانه دفاع می كنند …”

http://www.aviny.com

اشتراک گذاری این مطلب!

روز شمار زندگی .....

سال شمار زندگي
(هـ . ش) 1346: (اول ادريبهشت) ولادت - در شهر قم
(هـ . ش) 1352: ورود به کلاس اول دبستان- دبستان روحاني قم (کريمي)
(هـ . ش) 1356: (خرداد) پايان دورة ابتدايي
(هـ . ش) 1356: (مهر) ورود به کلاس اول راهنمايي- مدرسه راهنمايي حافظ قم
(هـ . ش) 1356: (مهر) ورود به کلاس دوم راهنمايي- مدرسه راهنمايي حافظ قم
(هـ . ش) 1357: پخش اعلاميه‌هاي رهبرکبير انقلاب اسلامي
(هـ . ش) 1357: (دوازدهم بهمن ماه) ديدار با مقام معظم رهبر انقلاب اسلامي
(هـ . ش) 1358: (تابستان) هجرت به شهرستان کرج و جدايي از زاد و بوم خود.
(هـ . ش) 1358: (تابستان) نام نويسي در کلاس سوم راهنمايي- مدرسة راهنمايي شهيد «محمد خياباني» کرج
(هـ . ش) 1358: (پنجم آذر ماه) عضويت در بسيج دانش‌آموزي
(هـ . ش) 1359: (تابستان) شرکت در آموزشهاي رزمي
(هـ . ش) 1359: (بيست و پنجم شهريور ماه يک هفته پيش از اعلام رسمي تهاجم نظامي ارتش عراق به خاک جمهوري اسلامي ايران) کسب اجازه از پدر و مادر براي حضور در جبهة جنگ
(هـ . ش) 1359: (بيست و پنجم يا بيست و ششم شهريور ماه) اعزام به جبهة جنگ و حضور در خاک خرمشهر
روزهاي نخستين ورود به جبهة: جلوگيري از او در خط مقدم
امتحان اول( نفوذ به خط نيروهاي دشمن و …) قبل از گرفتن اجازه حضور در خط مقدم
(هـ . ش) 1359: (نخستين روزهاي اعلام تجاوز نظامي ارتش عراق غروب سي و يکم شهريور ماه) حضور رسمي در جبهه نبرد، همراه با محمد رضا شمس
(هـ . ش) 1359: (هفته اول مهرماه) زخمي شدن و اعزام به بيمارستان ماهشهر
چند روزي پس از بهبودي: ترخيص از بيمارستان و بازگشت به جبهه.
پس از مراجعت به خرمشهر: جلوگيري دوباره از اعزام او به خط مقدم.
يکي دو روز بعد: بازگشت به خط مقدم و مبارزه در کنار محمد رضا شمس
(هـ . ش) 1359: (بيست و هفتم مهرماه) مقاومت در برابر حمله‌هاي دشمن
(هـ . ش) 1359: (بيست و هفتم مهرماه) زخيم شدن مجدد در خط مقدم
روزهاي نبرد رو در رو با دشمن: (بيست و هفتم مهرماه) امتحان آخر
(هـ . ش) 1359: (بيست و هفتم مهرماه) آخرين پرواز- شهادت در کوت شيخ- نزديک ايستگاه راه آهن خرمشهر خاکسپاري در بهشت زهرا، تهران.

منبع : http://mahshn.blogfa.com

اشتراک گذاری این مطلب!

زنای اعضا و جوارح

قال النبی (ص)

لِکلَ عضو مِن ابن آدَمَ حَظَُ مِن الزنا العینُ زناه النظره و اللسان زناه الکلام و الاذُنان زناه السمع و الیدان زناهما البطشُ وَالرجلان زناهُما المشیُ

پیغمبراکرم (ص) فرمود:  در هر عضوی از فرزند آدم بهره ای است از زنا؛ زنای چشم نظر کردن است زنای زبان صحبت با نامحرم است و زنای گوش شنیدن سخن نامحرم است  و زنای دست گرفتن بدن نامحرم است و زنای پا رفتن به سوی مکان های بد است.

(جامع الاخبار 145)

اشتراک گذاری این مطلب!

گوهري از درياي علم

از فرمایشات امام محمد باقر علیه افضل صلوات المصلین

اوصيك بخمـس: ان ظلمت فلا تظلـم و ان خـانـوك فلا تخـن و ان كذبت فلا تغضب، و ان مدحت فلا تفرح و ان ذممت فلاتجزع
تو را به پنج چيز سفارش مى كنم:
1 ـ اگر مورد ستم واقع شدى ستم مكن،
2 ـ اگر به تو خيانت كردند، خيانت مكن،
3 ـ اگر تكذيبت كردند, خشمگين مشو،
4 ـ اگر مدحت كنند، شاد مشو،
5 ـ و اگر نكوهشت كنند بيتابى مكن.

تحف العقول، ص 291

اشتراک گذاری این مطلب!

مناظره امام محمد باقر علیه‌السّلام با هشام بن عبدالملك


در سال 106 هجری كه هشام بن عبدالملك به عزم حج به مكه رفت، روزی پس از اداء مناسك حج در مسجد الحرام، حضرت امام باقر علیه‌السّلام را دید كه در مسجد جلوس فرموده و اطراف او را گروهی انبوه از مسلمین گرفته‌اند و پرسش‌ها و مسائل خود را از آن حضرت می‌پرسند و پاسخ می‌‌شنوند و مردم نسبت به او كمال ادب و خضوع و احترام را دارند.
هشام از «سالم» مشاور خود پرسید: «این مرد كیست كه تا این حدّ مورد احترام مردم است.»
گفت: «این مرد ابوجعفر محمد بن علی بن الحسین علیهما‌السّلام است و مردم فریفته و دوستدار او هستند.»
هشام كه آتش حسد در وجودش شعله ‌ور شده بود به او گفت: «برو و از او بپرس: مردم در روز قیامت كه پنجاه هزار سال طول می‌كشد، چه می‌خورند و چه می‌آشامند تا زمانی كه نوبت حساب آنها برسد.»

سالم در جمع مردم نشست و سؤال را پرسید.
حضرت ابی جعفر علیه‌السّلام به او فرمود:
«یَحْشُرُ النّاسُ علی مثل قرصة البدْر النَّقی فیها أنهار متفجّره ، یأكلونَ و یشربونَ حتّی یفرغ من الحسابِ»؛« در آن روز مردم از نان « حواریون» كه آب گوارا در آن هست می‌خورند و می‌آشامند تا از حساب فراغت یابند.» سالم برگشت و سخن امام علیه‌السّلام را به هشام باز گفت.
هشام اندیشید كه شاید بتواند بر ابوجعفر علیه‌السّلام غالب شود ، لذا گفت: «برو و سؤال كن در آن غوغا و هول هیبت چگونه میل به خوراك پیدا می‌كنند؟»
« سالم » باز آمد و سؤال را مطرح كرد.
حضرت در پاسخ فرمود: « فِی النّارِ أشْغَل یشغلُو عَنْ أنْ قالوُ «أفیضوا عَلَیْنا مِن الماء أو ممّا رَزَقَكُمُ اللهُ» ( اعراف/50)
اشتغال اهل آتش، از آتش بیشتر است از اشتغال اهل محشر به هول و هیبت حساب؛ با این وجود كسانی كه در جهنم و در میان آتشند، به فكر خوردن و آشامیدن هستند و می‌گویند:
«به ما دهید از آب از آنچه به شما روزی شده.»
شام با شنیدن این پاسخ سر به زیر انداخت و خاموش شد.

منبع: احتجاج طبرسی،ج1 ، ص 176 / بحارالانوار،ج 11/ ناسخ التواریخ، ج1،ص 501

اشتراک گذاری این مطلب!

شهادت مظلومانه امام محمدباقر علیه السلام تسلیت باد

سالروز شهادت جانسوز نهال گلشن دین، نور دیده زهرا(س)

سپهر دانش و بینش، امام محمد باقر(ع) تسلیت باد . . .


زمین و آسمان ای شیعه در حزن و غم است امشب

همه اوضاع عالم زین مصیبت در هم است امشب

امام پنجمین شد کشته از زهر هشام دون

مدینه غم سرا از این غم و زین ماتم است امشب

                  از كف برنت صبر و نماندش دگر قرار                

دين شد تهي ز مخزن اسرار كردگار

از ضعف بر جبين منيرش عرق نشست

اركان پنجمين امامت ز هم شكست

گاهي زبان به ذكر حق و گه شدي به هوش

از دل كشيده آه شرربار و شدخموش

اشتراک گذاری این مطلب!

زندگی بافتن یک قالی است

زندگی بافتن یک قالی است

نه همان نقش و نگاری که خودت می خواهی

نقشه را اوست که تعیین کرده است

تو در این بین فقط میبافی

نقشه را خوب ببین !!!

نکند آخر کار قالی زندگیت را نخرند

اشتراک گذاری این مطلب!

دینداران آخر الزمان

«یَأْتى عَلَى النّاسِ زَمانٌ لا یَبْقى فیهِ مِنَ الْقُرْآنِ إِلاّ رَسْمُهُ وَ مِنَ الاِْسْلامِ إِلاَّ اسْمُهُ. مَساجِدُهُمْ یَوْمَئِذ عامِرَةٌ مِنَ الْبِناءِ خَرابٌ مِنَ الْهُدى. سُکّانُها وَ عُمّارُها شَرُّ أَهْلِ الاَْرْضِ، مِنْهُمْ تَخْرُجُ الْفِتْنَةُ وَ إِلَیْهِمْ تَأْوِى الْخَطیئَةُ یَرُدُّونَ مَنْ شَذَّ عَنْها فیها.
وَ یَسُوقُونَ مَنْ تَأَخَّرَ إِلَیْها.
یَقُولُ اللّهُ تَعالى «فَبى حَلَفْتُ لاََبْعَثَنَّ عَلى أُولئِکَ فِتْنَةً أَتْرُکَ الْحَلیمَ فیها حَیْرانَ» وَ قَدْ فَعَلَ. وَ نَحْنُ نَسْتَقیلُ اللّهَ عَثْرَةَ الْغَفْلَةِ.»
مردم را روزگارى رسد که در آن از قرآن جز نشان نماند و از اسلام جز نام آن، در آن روزگار ساختمان مسجدهاى آنان نو و تازه ساز است و از رستگارى ویران. ساکنان و سازندگان آن مسجدها بدترین مردم زمین اند، فتنه از آنان خیزد و خطا به آنان درآویزد.
آن که از فتنه به کنار ماند بدان بازش گردانند، و آن که از آن پس افتد به سویش برانند.
خداى تعالى فرماید: «به خودم سوگند، بر آنان فتنه اى بگمارم که بردبار در آن سرگردان مانَد» و چنین کرده است، و ما از خدا می خواهیم از لغزش غفلت درگذرد.امام علی علیه السلام /

اشتراک گذاری این مطلب!

رابطه با خدا

رابطه با خدا


«مَنْ أَصْلَحَ ما بَیْنَهُ وَ بَیْنَ اللّهِ أَصْلَحَ اللّهُ ما بَیْنَهُ وَ بَیْنَ النّاسِ وَ مَنْ أَصْلَحَ أَمْرَ آخِرَتِهِ أَصْلَحَ اللّهُ لَهُ أَمْرَ دُنْیاهُ. وَ مَنْ کانَ لَهُ مِنْ نَفْسِهِ واعِظٌ کانَ عَلَیْهِ مِنَ اللّهِ حافِظٌ.»


آن که میان خود و خدا را اصلاح کند، خدا میان او و مردم را اصلاح می کند و آن که کار آخرتِ خود را درست کند، خدا کار دنیاى او را سامان دهد. و آن که او را از خود بر خویشتن واعظى است، خدا را بر او حافظى است.

اشتراک گذاری این مطلب!

دقایقی با قرآن

نماز شب

وَ من الّیل فَتهجّد بِهِ نافلةً لَّکَ عَسَی أن یَبعثَکَ رَبُّکَ مَقاماً مَّحموداً

و پاسی از شب را بیدار باش و تهجد و عبادت کن و این وظیفه ای افزون برای توست. باشد که پروردگارت تو را به مقامی محمود و پسندیده برانگیزد.   اسراء79

«هجود» به معنای خوابیدن و «تهجد» به معنای برطرف کردن خواب با عبادت می باشد.

تمام انبیاء نماز شب داشتند. نماز شب  رمز سلامتی بدو و روشنایی قبر است.

 نماز شب در اخلاق، رزق، برطرف  شدن اندوه، ادای دین و نور چشم موثر است.

نماز شب گناه روز را محو می کند و  نور قیامت است.

امام صادق علیه السلام می فرماید: پاداش نماز شب آن قدر زیاد است که خداوند می فرماید« فلا تعلم نفس ما اُخفی لهم من قُرَّة اعین جزاء بما کانوا یعلمون» هیچ کس پاداشی را برای آنان در نظر گرفته شده نمی داند.

ابوذر کنار کعبه مردم را نصیحت می کرد که برای وحشت و تنهایی قبر در دل شب دو رکعت نماز بخوانید.

درمانده کسی است که از نماز شب محروم باشد.

اشتراک گذاری این مطلب!

چون طلوع شود انکار خورشید کنند...

آنگاه که خورشید را محرومیم ز راهبری اقتدا به ماه باید


آنها که که انعکاس خورشید را در ماه اقتدا نکنند چون طلوع شود انکار خورشید کنند .

اشتراک گذاری این مطلب!

حدیث روز...

امام صادق علیه السلام:
ریشه های کفر سه چیز است:حرص و بزرگ منشی نمودن و حسد ورزیدن


اصولُ الکُفرِ ثَلاثَهٌ الحِرصُ وَ الاِستِکبارُ وَ الحَسَدُ؛
(جهاد النفس، ح 550)

اشتراک گذاری این مطلب!

ای بسیجی!!!

ای بســــیجـــــی! هــــرگـــــاه پـــــرچــــــم مــــحمــــد رســــول الله را بــــر افـــــق عــــالــــم زدی حــــق داری

استـــــراحـــــت کنــــــی

(جاوید الاثر حاج احمد متوسلیان)

اشتراک گذاری این مطلب!

جمجمه ات را به خدا بسپار


اگر کوه ها از جای کنده شوند تو ثابت و استوار باش
دندان ها را بر هم بفشار، کاسه ی سرت را به خدا بسپار
پای بر زمین میخکوب کن، به صفوف پایانی لشکر دشمن بنگر
از فراوانی دشمن چشم بپوش و بدان که پیروزی از سوی خدای سبحان است


نهج البلاغه، خطبه11

اشتراک گذاری این مطلب!

نقطه پاياني معراج بشريت

 

حيات عندالرب، نقطه پاياني معراج بشريت است
كه به آن مقام جز با شهادت دست نمي توان يافت
راه ما راه سيدالشهداست
و آنان كه پاي يقين در اين راه نهاده اند، آرزوي سر باختن دارند
تا به ذبيح الله اعظم، حضرت سيدالشهدا(ع) از همه نزديك تر شوند


با صدای خودش : http://uploadfa.net/uploads/13478323811.mp3

 

اشتراک گذاری این مطلب!

چهار سوال از محضر امام علی (ع)

 

شخصى آمد خدمت حضرت على (عليه السلام) عرض كرد چهار پرسش دارم مي‌خواهم از محضر شما بپرسم.

حضرت در جواب فرمودند: بپرس ولو اينكه چهل سؤال باشد.

عرض كرد: واجب چيست؟ و واجب‏‌تر از آن كدام است؟

نزديك چيست؟ و نزديک‌تر از آن كدام؟ عجیب چيست؟ و عجیب‏‌تر كدام است؟

سخت چيست؟ و سخت‏‌تر از آن كدام؟

حضرت على (عليه السلام) فرمودند: واجب، اطاعت خداوند است و واجب‏‌تر ترک گناه است.

زديك، قيامت است، اما نزديك‏‌تر از آن مرگ است.

فرمودند: عجيب، دنياست و عجيب‏‌تر از آن دوست‌داشتن دنياست.

سپس فرمودند: سخت، خانه قبر است اما سخت‌تر از آن، بدون توشه وارد قبر شدن است.

 

اشتراک گذاری این مطلب!

بچه ها ما مرز دار این کشوریم!!!

 

 

سلام
بعد از یه مدت زندگی تو بهشت…ا
:اصل مطلب
! بچه ها
ما مرزداریم
به شهدا قسم توقع دارن
امام توقع داره از ما
رو در بایستی با کسی نیست
به خاک مقدس شلمچه قسم
به هوای پاک
به پرچم های یا فاطمه الزهرا قسم
به خاک های درِ ورودی آستان قسم

به شلمچه که بوی چادر خاکی حضرت زهرا میده قسم

اگه محکم و خالص نیاییم تو میدون
خودمون جا می مونیم
اون وقت می بینیم که


يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكافِرينَ يُجاهِدُونَ في سَبيلِ اللهِ

وَ لا يَخافُونَ لَوْمَةَ لَآئِمٍ ذالِكَ فَضْلُ اللهِ يُؤْتيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللهُ واسِعٌ عَليمٌ (مائده)54


وقت تست کردن خدا تموم نشده؟یه باردل بدیم با حسین بریم
زهرایی بگیم یا علی
هر جا هستیم
هر جا که قرار گرفته‌اید، همان‌جا را “مرکز دنیا” بدانید/ هركس در هر جا مسؤولیتی دارد باید خود را در میدان بزرگ رویارویی با دشمنان اسلام و انقلاب ببیند
(…دشمن زیاده از نفس ا-م-ا-ر-ه بگیر تا )
ما ضعیفیم…جهاد سخته… پشتوانه احتیاج داریم…یا علی گفتن و موندن پای عقیده دل میخواد… احتیاج داریم

کسایی که محکم نگه دارن ما رو
شهدا رو میگم
اونایی که اومدین بهشت
همون شهیدایی که تو ماشین عهد یکساله بستیم باهاشون
اونا پشت مان
باور کنیم

 

 

اشتراک گذاری این مطلب!

حدیث همسرداری

پیامبر عزیز خدا (صلی الله علیه و آله) می‌فرمایند:

«من دخل السوق فاشتری تحفة فحملها الی عیاله کان کحامل صدقة الی قوم محاویج ولیبدا بالاناث قبل الذکور فان من فرح ابنته فکانما اعتق رقبة من ولد اسماعیل ومن اقر بعین ابن فکانما بکی من خشیة الله ومن بکی من خشیة الله ادخله الله جنات النعیم (2)

هر کس به بازار رود و هدیه ای برای خانواده اش بخرد و ببرد، [پاداش او] مانند کسی است که برای نیازمندان صدقه می برد [و هنگامی که هدیه را به خانه می برد]، باید، قبل از پسران، به دختران بدهد، زیرا کسی که دخترش را شادمان کند، مانند کسی است که یک بنده از فرزندان اسماعیل را آزاد کرده است. و هر کس [با دادن هدیه ای] چشم پسری را روشن کند، گویا از ترس خدا گریسته است و هر کس از ترس خدا بگرید، خداوند او را داخل نعمت های بهشت کند.»

1: (آداب راز و نياز به درگاه بى نياز، ص: 194)
2: (وسائل الشیعة، ج ۱۵، ص ۲۲۷

اشتراک گذاری این مطلب!

دلنوشته ای از شهید کربلای ایران سید حسین علم الهدی

ابو تراب ها. . .
تنهايي عميقترين لحظات زندگي يک انسان است…
خدايا اين خانه کوچک را بر من مبارک گردان …
در اين چند روز با خاک انس گرفتم…
بوي خاک گرفته ام…
رنگ خاک گرفته ام…
حال ميفهمم که چرا پيامبر علي بن ابيطالب (ع) را ابوتراب ناميد..
دلنوشته ای از شهید کربلای ایران سید حسین علم الهدی
- - -


ایکاش اولین انس من و تو با خاک ؛ شب اول قبر نباشه

اشتراک گذاری این مطلب!

امت مسلمان ایران طلیعه دار نهضت اسلامی درجهان معاصر است.

 

اشتراک گذاری این مطلب!

قسمتی کوتاه از وصیت نامه شهید "سید هادی نصرالله" فرزند "سید حسن نصرالله"

بسم‌ الله‌ القاصم‌ الجبارین‌

“رب‌ اشرح‌ لی‌ صدری‌ و یسرلی‌ امری‌ و احلل‌ عقده من‌ لسانی‌ یفقهواقولی‌”
صدق‌ الله‌ العظیم‌

شهادت‌ می‌دهم‌ که‌ هیچ‌ خدایی‌ جز “الله‌” نیست‌ و او، واحد است‌ وشریکی‌ ندارد
و شهادت‌ می‌دهم‌ که‌ گذر زمان‌ حق‌ است‌ و در ساعات‌ آینده‌ نیزهیچ‌ شک‌ و تردیدی‌ نیست‌.
درود و سلام‌ بر اشرف‌ مخلوقات‌ خدا، محمد و خاندان‌ مطهرش‌. سلام‌ برتمامی‌ انبیاء و فرستادگان‌ و راستگویان‌ و اوصیاء خدا.
سلام‌ بر بانوی‌ بزرگوارم‌ حضرت‌ فاطمه‌ زهرا.
سلام‌ بر آقا و سرورم‌ اباعبدالله‌ و بر روح‌ مطهر فرزندان‌ و یارانش‌.
سلام‌ بر حضرت‌ قائم‌، حجت‌ منتظر (عج‌).
سلام‌ بر روح‌ مقدس‌ امام‌ خمینــــــی‌.
سلام‌ بر امام‌ و رهبر بزرگ‌، سیـــد علــــی‌ خامنــــــــــــــــه‌ای‌.
سلام‌ بر رهبر امت‌ حزب‌ الله‌.
سلام‌ بر سید شهیدان‌ مقاومت‌ اسلامی‌، سید عباس‌ موسوی‌ و شیخ‌شهیدان‌ مقاومت‌، شیخ‌ راغب‌ حرب‌.
سلام‌ بر شهدای‌ اسلام‌ و شهیدان‌ مقاومت‌ اسلامی‌.
سلام‌ بر مجاهدین‌ و رزمندگان‌ دلیر.
سلام‌ بر اهالی‌ پایدار و مقاوم‌ جنوب‌ و بقاع‌ غربی‌ لبنان‌.
سلام‌ و رحمت‌ خداوند و برکات‌ او بر همه‌ شما.

حمد و ستایش‌ خداوند که‌ ما را بر دینش‌ هدایت‌ کرد و از شیعیان‌امیرالمؤمنین‌ علی‌ بن‌ابیطالب‌(ع‌)،
و از دوستداران‌ بانوی‌ کوثر، فاطمه‌ زهرا که‌ برترین‌ درودها و سلامها بر او باد ـ و از پیروان‌ و دوستداران‌ قلبی‌ رسول‌خدا(ص‌) و امام‌ حسن‌ و امام‌ حسین‌(ع‌)، جوانان‌ اهل‌ بهشت‌ قرار داد. ازخداوند مسئلت‌ دارم‌ که‌ آنان‌ را شفیع‌ ما و همه‌ مسلمانان‌ در روز قیامت‌ قراردهد.

پدر عزیزم‌!
آقا و سرورم‌، مولا و امینم‌، رهبر، استاد و مرشدم‌!
سلام‌ بر تو که‌ هم‌ پدرم‌ بودی‌، هم‌ سرورم‌، هم‌ رهبرم‌ و هم‌ امینم‌.
سلامی‌ از صمیم‌ قلب‌ بر شما می‌فرستم‌.
سلام‌ بر تو از آن‌ هنگام‌ که‌ زاده‌ شدی‌، رشد کردی‌، قیام‌ کردی‌ و آن‌هنگام‌ که‌ می‌نشینی‌
و آن‌ هنگام‌ که‌ قرائت‌ می‌کنی‌، هنگامی‌ که‌ سخن‌می‌گویی‌ و خطبه‌ می‌خوانی‌،
هنگامی‌ که‌ می‌خوابی‌ و هنگامی‌ که‌ برمی‌خیزی‌.
سلامی‌ از اعماق‌ وجودم‌ بر تو باد.
سلام‌ و اشتیاق‌ قلبی‌ ام‌ بر تو که‌ عطر پیامبر از وجودت‌ به‌ مشام‌ می‌رسد.

ای‌ برادران‌!
با وجودی‌ که‌ این‌ راه‌ بسیار صعب‌ و پر خطر است‌، ابداً آن‌ را ترک‌ نکنید
وهمواره‌ از کودکان‌، پیران‌ و همه‌ مظلومان‌ دفاع‌ کنید.
به‌ شما توصیه‌ می‌کنم‌،
که‌ سخنان‌ و کلام‌ رهبر حزب‌ الله‌ را به‌ خوبی‌ گوش‌ کرده‌ و به‌ آن‌ عمل‌ کنید،
واز تکلیفی‌ که‌ حضرت‌ امـــام‌ خامنـــــه‌ای‌ و دبیر کل‌ حزب‌ الله‌ لبنان‌ جناب‌ سیدحسن‌ نصـــرالله‌
بر دوشتان‌ گذاشته‌اند، به‌ خوبی‌ مراقبت‌ و حمایت‌ کنید، که‌اطاعت‌ شما از آنان‌،
اطاعت‌ از امام‌ حجت‌ مهدی‌ منتظر است‌.

شما را به‌ مداومت‌ در عمل‌ صالح‌ و خالصانه‌ برای‌ خداوند سفارش‌ می‌کنم‌
و اینکه‌ با توسل‌ به‌ او یا ائمه‌ اطهار مخصوصاً حضرت‌ زهــــرا(س‌) به‌ آن‌ نزدیک‌ شوید.
به‌ شما سفارش‌ می‌کنم‌ که‌ زیارت‌ عاشورا، زیارت‌ وارث‌ و بعضی‌ آیات‌خاص‌ قرآن‌ را هر روز و یا در حد توان‌ خود بخوانید و ثواب‌ آن‌ را به‌ روح‌ شهدا بفرستید،
آنانی‌ که‌ دوستشان‌ داشتید و یاران‌ این‌ راه‌ بودند.
آنانی‌ که‌ هیچگاه‌ قلبهایمان‌ فراموششان‌ نخواهد کرد؛ حتی‌ با گذر ایام‌ و حتی‌ اگر سختی‌ها ودوران‌ سیاه‌ بر شما فائق‌ آید.
از شما خواهش‌ دارم‌ که‌ مرا حلال‌ کنید و عذر می‌خواهم‌ و التماس‌ دارم‌که‌ در دعاهای‌ خویش‌، مرا فراموش‌ نکنید.


سید هادی‌ نصرالله

 

اشتراک گذاری این مطلب!

تسبيحات حضرت زهرا سلام اللَّه عليها


امام صادق عليه السلام فرمود:
هر كس تسبيحات حضرت‏ زهرا سلام‏ اللَّه‏ عليها را بعد از هر نماز واجب بجا آورد، پيش از آنكه برخيزد، خداوند او را مى‏ آمرزد.

گلچين صدوق (گزيده من لا يحضره الفقيه‏)، حديث 946، ج 1، ص 320.

 

اشتراک گذاری این مطلب!

وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ...


وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ قصص/5

و خواستيم بر كسانى كه در آن سرزمين فرو دست‏شده بودند منت نهيم و آنان را پيشوايان مردم گردانيم و ايشان را وارث زمين كنيم

 

اشتراک گذاری این مطلب!

ما چه میکنیم؟؟؟

 

فردی که در تصویر میبینید غلامحسین افشردی است
بدلیل فعالیت در اطلاعات سپاه نام مستعار ِ حسن باقری را برای خود انتخاب کرد
با رتبه ی 104 علوم انسانی حقوق دانشگاه تهران قبول شد
سال 59 که 25 سالش بود وارد اطلاعات سپاه شد
جنگ شروع شد
واحد اطلاعات عملیات سپاه را تشکیل داد
معاونت ستاد عملیات
فرماندهی محور
فرماندهی عملیات
فرماندهی قرارگاه
قائم مقام فرمانده ی کل سپاه
همه ی اینها فقط در 2 سال
حسن باقری سال 61 که 27 سال داشت شهید شد
ما چه میکنیم؟

 

اشتراک گذاری این مطلب!

هلاکت ونابودی دین و ایمان در سه چیز است!!!

 

اشتراک گذاری این مطلب!

عشقبازی فرزند زهرا (س) زیر زنجیرهای تانک


عشقبازی فرزند زهرا (س) زیر زنجیرهای تانک

وقتی وارد هویزه و بارگاه شهداء می شوی دلت خدایی می شود.
هویزه نام دیگرش گوچه های بنی هاشم است،
نام دیگرش خانه فاطمه(س)
صدای شکسته شدن استخوان پهلو و سینه مساوی است با له شدن زیر شنی تانک، تکرار حادثه در است و دیوار.
آنجا آتش بود و اینجا آتش، آنجا خون بود و دود و اینجا تکرار آنجا…

آنجا زهرا(س) بود و اینجا فرزندان زهرا…

 

 

اشتراک گذاری این مطلب!

راه من وتو...

 

چه جنگ باشد چه نباشد راه من و تو از کربلا می گذرد؛باب جهاد اصغر بسته شد باب جهاد اکبر که بسته نیست.
سید شهیدان اهل قلم

اشتراک گذاری این مطلب!

زندگی نامه شهید ناهید فاتحی کرجو(سمیه کردستان)


زندگینامه بسیجی شهید ناهید فاتحی کرجو

(سمیه کردستان ، اسطوره ای که جان داد تا حرمت امام خود را نشکند)ولادت و معرفت به معبود

ناهید فاتحی کرجو در چهارمین روز از تیر ماه سال 1344 در شهر سنندج در میان خانواده ای مذهبی و اهل تسنن به دنیا آمد. پدرش محمد از پرسنل ژاندارمری بود و مادرش سیده زینب، زنی شیعه، زحمتکش و خانه دار بود که فرزندانش را با عشق به اهل بیت (ع) بزرگ می کرد.

ناهید کودکی مهربان، مسئولیت پذیر و شجاع بود که در دامان عفیف مادر، با رشد جسم، روح معنوی خود را پرورش می­داد. آن قدر در محراب عبادت با خدا لذت می­برد که به پدرش گفته بود: «اگر از چیزی ناراحت و دلتنگ باشم وگریه کنم، چشمانم سرخ می شود و سرم درد می گیرد. اما وقتی با خدا راز و نیاز کرده و گریه می­کنم، نه خسته ام، نه سردرد و ناراحتی جسمی احساس می کنم، بلکه تازه سبک تر و آرام تر می­شوم».

 

نوجوانی از جنس ایمان و شهامت

با شروع حرکت های انقلابی مردم ایران، ناهید هم به سیل خروشان انقلابیون پیوست و با شرکت در راهپیمایی ها و تظاهرات ضد طاغوت در جرگه دختران مبارز کردستان قرارگرفت.

روزی با دوستانش به قصد شرکت درتظاهرات علیه رژیم به خیابان های اصلی شهر رفت. لحظاتی از شروع این خیزش مردمی نگذشته بود که مأموران شاه به مردم حمله کردند. آنها ناهید را هم شناسایی کرده بودند و قصد دستگیری او را داشتند که با کمک مردم از چنگال آن دژخیمان فرار کرد. برادرش می گوید؛ «آن شب ناهید از درد نمی توانست درست روی پایش بایستد. بر اثر ضربات ناشی از باتوم، پشتش کبود رنگ شده بود».

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و شروع درگیری های ضد انقلاب در مناطق کردستان، همکاری اش را با نیروهای ارتش و بسیج و سپاه آغازکرد. شروع این همکاری، خشم ضد انقلاب به خصوص گروهک کومله را که زخم خورده فعالیت های انقلابی این نوجوان و سایر دوستانش بود، برانگیخت.

 

راهی به سوی آسمانی شدن

ناهید علاوه بر همکاری با بسیج وسپاه بیشتر وقتش را به خواندن کتاب های مذهبی و قرآن و انجام فعالیت های اجتماعی می گذراند.

اوایل زمستان سال 1360 به شدت بیمار شد و به درمانگاهی در میدان مرکزی شهر سنندج مراجعه کرد. اما از ساعت مراجعتش خیلی گذشته بود و خانواده نگران شده بودند. خواهرش به دنبالش می رود و بعد از ساعت ها پرس و جو پیدایش نمی کند. خبری از ناهید نبود! انگار که اصلاً به درمانگاه نرفته بود! آن وقت ها پدر ناهید در جبهه خرمشهر بود و مادر نگران و دست تنها، به تنهایی همه جا دنبال او می گشت. تا اینکه بالاخره از چند نفر که ناهید را می شناختند و او را آن روز دیده بودند شنید که: چهار نفر، ناهید را دوره کرده، به زور سوار مینی بوس کردند و بردند!

بعد از ربوده شدن ناهید، خانواده او مرتب مورد تهدید قرار می گرفتند. افراد ناشناس به خانه آنها نامه می فرستادند که: اگر باز هم با سپاه و پیشمرگان انقلاب همکاری کنید، بقیه بچه هایتان را هم می­کشیم

.

زخم ستاره

چند وقتی از ربوده شدن ناهید گذشته بود که خبر گرداندن دختری در روستاهای کردستان با دستانی بسته و سری تراشیده به جرم اینکه «این جاسوس خمینی است!» همه جا پخش شد. یک روستایی گفته بود: آنها سر دختری را تراشیده بودند و او را در روستا می گرداندند . گفته بودند آزادت نمی کنیم مگر اینکه به خمینی توهین کنی!.

او ناهید بود که با شهامت و ایستادگی قابل تحسین از مقتدای انقلابی خود حمایت کرده و زیر بار حرف زور آنها نرفته بود. مردم روستا در آن شرایط سخت که جرأت حرف زدن نداشتند، به وضعیت شکنجه وحشیانه این دختر اعتراض کرده بودند. اما هیچ گوش شنوا و مرد عملی پیدا نشده بودکه ناهید، دختر جوان و انقلابی را از چنگال ستم آنها رهایی بخشد.

از روز ربوده شدن او یازده ماه می گذشت که پیکر بی جان و مجروح و کبود او را با سری شکسته و تراشیده در سنگلاخ های اطراف روستای هشمیز پیدا کردند. روایت دیگر حاکیست که اشرار برای وادار کردن ناهید به توهین نسبت به حضرت امام(ره) اورا زنده بگور کرده بودند.

وقتی جنازه را به شهر سنندج انتقال دادند مادرش بسیار بی تابی می کرد و چندین بار از هوش رفت. پیکر آغشته به خون ناهید اگر چه دیگر صدایی برای فریاد زدن و جانی برای فدا کردن در راه انقلاب نداشت اما کتابی مصور از ددمنشی ضد انقلاب بود. زنان سنندجی با دیدن آثار شکنجه بر بدن ناهید و سر شکسته و تراشیده اش، به ماهیت اصلی ضد انقلاب، بیش از بیش پی برده و با ایمان و بصیرتی بیشتر به مبارزه با آنان پرداختند.

 

تهران، سفر آخر

شرایط حاد منطقه در آن سال و خفقان حاکم گروهک­ها بر مردم، فشار زایدالوصفی که به خانواده شهید رفته بود مادر شهید را بر آن داشت به تهران هجرت کند و پیکر شهید ناهید کرجو، شهید مظلوم سنندجی را در قطعه شهدای انقلاب بهشت زهرای تهران دفن نماید.

چند سال بعد، مادر از اندوه فراق ناهید، بیمار شد و از دنیا رفت. برادر ناهید می گوید: مادرم در تهران ماند و با بچه های کوچک و وضعیت بد اقتصادی مجبور به کار شد. دوران سختی را گذراندیم اما مادر دلخوش بود که نزدیک ناهید است. دلش خوش بود که دیگر لازم نیست کوه به کوه، دشت به دشت و آبادی به آبادی دنبال ناهید بگردد.

 

و اینک …

اینک نوجوانان و دختران ایران اسلامی باید بدانند که وقتی ناهید فاتحی کرجو به شهادت رسید بیش از هفده سال نداشت اما اکنون بعد از گذشت سی سال از شهادتش، نامش به برکت متعالی بودن هدف و ارزش هایش زنده و شیوه زندگی­اش الگویی برای زنان مجاهد است.

اگر در صدر اسلام سمیه زیر شکنجه جاهلان عرب حاضر به نفی وحدانیت خدا نشد و در دفاع از اعتقادات راسخ خود شهادت را برگزید، امروز زنان موحد، الگویی نزدیکتر را پیش رو دارند. دختر نوجوان شجاعی که تحمل شکنجه­های طاقت فرسا را بر توهین به امام خود ترجیح داد و در مسیر ایستادگی و در دفاع از آرمان­ها و اصول متعالی اسلامی، شهادت را برگزید، و او کسی نیست جز سمیه ی کردستان شهیده ناهید فاتحی کرجو.

 

 

 

اشتراک گذاری این مطلب!

حدیث روز

 

اشتراک گذاری این مطلب!
1 3
 
روز دختران