مدرسه علمیه الزهرا(س)قروه
 
 

اسفند 1391
شنبه یکشنبه دوشنبه سه شنبه چهارشنبه پنج شنبه جمعه
 << < جاری> >>
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30    





جستجو


حدیث روز




محتواها


فال حافظ


پاسخگویی آنلاین به شبهات


حدیث


قرآن آنلاین


اوقات شرعی


لحظه شمار غیبت







لااله الا الله ملک الحق المبین

ذکر کاشف الکرب
 



موضوعات: عیدانه  لینک ثابت
[شنبه 1391-12-26] [ 09:15:00 ق.ظ ]




روزه یک سو شد و عید آمد و دل‌ها برخاست   مِی ز خُمخانه به جوش آمد و می‌باید خواست
نوبه‌ی زهدفروشانِ گران‌جان بگذشت   وقت رندی و طرب کردنِ رندان پیداست
چه ملامت بُود آن را که چنین باده خورَد؟   این چه عیب است بدین بی‌خردی؟ وین چه خطاست؟
باده نوشی که در او روی و ریایی نبوَد   بهتر از زهدفروشی که در او روی و ریاست
ما نَه رندان ریاییم و حریفان نفاق   آن‌که او عالِم سِرّ است بدین حال گُواست
فرض ایزد بگذاریم و به کس بد نکنیم   وآن چه گویند روا‌نیست نگوییم رواست
چه شود گر من‌و‌تو چند قدحْ باده خوریم؟   باده از خون رَزان است؛ نه از خونِ شماست!
این چه عیب است کزآن عیب، خِلَل خواهد بود   ور بُوَد نیز چه شد؟ مردم بی‌عیب کجاست؟
موضوعات: عیدانه  لینک ثابت
 [ 09:12:00 ق.ظ ]




انسان‏، از نخستین ادوار زندگی اجتماعی، متوجه بازگشت و تكرار برخی از رویدادهای طبیعی، یعنی تكرار فصول شد. نیاز به محاسبه در دوران كشاورزی ، یعنی نیاز به دانستن زمان كاشت و برداشت، فصل بندی ها و تقویم دهقانی و زراعی را به وجود آورد. نخستین محاسبه فصل ها، بی گمان در همه جوامع با گردش ماه كه تغییر آن آسانتر دیده می شد صورت گرفت. و بالاخره در نتیجه نارسایی ها و ناهماهنگی هایی كه تقویم قمری، با تقویم دهقانی داشت، محاسبه و تنظیم تقویم بر اساس گردش خورشید صورت پذیرفت. سال در نزد ایرانیان از زمانی نسبتا كهن به چهار فصل سه ماهه تقسیم شده و همان طور كه ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه آورده است آغاز سال ایرانی از زمان خلقت انسان ( یعنی ابتدای هزاره هفتم از تاریخ عالم) روز هرمز از ماه فروردین بود، وقتی كه آفتاب در نصف النهار ، در نقطه اعتدال ربیعی ، و طالع سرطان بود.

 پیدایش جشن نوروز 

جشن نوروز را به نخستین پادشاهان نسبت می دهند. شاعران و نویسندگان قرن چهارم و پنجم هجری چون فردوسی، عنصری، بیرونی، طبری و بسیاری دیگر كه منبع تاریخی و اسطوره ای آنان بی گمان ادبیات پیش از اسلام بوده ، نوروز را از زمان پادشاهی جمشید می دانند.

در خور یادآوری است كه جشن نوروز پیش از جمشید نیز برگزار می شده و ابوریحان نیز با آن كه جشن را به جمشید منسوب می كند یادآور می شود كه : «آن روز كه روز تازه ای بود جمشید عید گرفت؛ اگر چه پیش از آن هم نوروز بزرگ و معظم بود».

روایت های اسلامی درباره نوروز

آورده اند كه در زمان حضرت رسول (ص) در نوروز جامی سیمین كه پر از حلوا بود برای پیغمبر هدیه آوردند و آن حضرت پرسید كه این چیست؟ گفتند كه امروز نوروز است. پرسید كه نوروز چیست؟ گفتند عید بزرگ ایرانیان. فرمود: آری، در این روز بود كه خداوند عسكره را زنده كرد. پرسیدند عسكره چیست؟ فرمود عسكره هزاران مردمی بودند كه از ترس مرگ ترك دیار كرده و سر به بیابان نهادند و خداوند به آنان گفت بمیرید و مردند. سپس آنان را زنده كرد وابرها را فرمود كه به آنان ببارند از این روست كه پاشیدن آب در این روز رسم شده. سپس از آن حلوا تناول كرد و جام را میان اصحاب خود قسمت كرده و گفت كاش هر روزی بر ما نوروز بود.

و نیز حدیثی است از معلی بن خنیس كه گفت: روز نوروز بر حضرت جعفر بن محمد صادق در آمدم گفت آیا این روز را می شناسی؟ گفتم این روزی است كه ایرانیان آن را بزرگ می دارند و به یكدیگر هدیه می دهند. پس حضرت صادق گفت سوگند به خداوند كه این بزرگداشت نوروز به علت امری كهن است كه برایت بازگو می كنم تا آن را دریابی. پس گفت: ای معلی ، روز نوروز روزی است كه خداوند از بندگان خود پیمان گرفت كه او را بپرستند و او را شریك و انبازی نگیرند و به پیامبران و راهنمایان او بگروند. همان روزی است كه آفتاب در آن طلوع كرد و بادها وزیدن گرفت و زمین در آن شكوفا و درخشان شد. همان روزی است كه كشتی نوح در كوه آرام گرفت. همان روزی است كه پیامبر خدا، امیر المومنین علی (ع) را بر دوش خود گرفت تا بت های قریش را از كعبه به زیر افكند. چنان كه ابراهیم نیز این كار را كرد. همان روزی است كه خداوند به یاران خود فرمود تا با علی (ع) به عنوان امیر المومنین بیعت كنند. همان روزی است كه قائم آل محمد (ص) و اولیای امر در آن ظهور می كنند و همان روزی است كه قائم بر دجال پیروز می شود و او را در كنار كوفه بر دار می كشد و هیچ نوروزی نیست كه ما در آن متوقع گشایش و فرجی نباشیم، زیرا نوروز از روزهای ما و شیعیان ماست.

جشن نوروز

جشن نوروز دست كم یك یا دو هفته ادامه دارد. ابوریحان بیرونی مدت برگزاری جشن نوروز را پس از جمشید یك ماه می نویسد: « چون جم درگذشت پادشاهان همه روزهای این ماه را عید گرفتند. عیدها را شش بخش نمودند: 5 روز نخست را به پادشاهان اختصاص دادند، 5 روز دوم را به اشراف، 5 روز سوم را به خادمان و كاركنان پادشاهی، 5 روز چهارم را به ندیمان و درباریان ، 5 روز پنجم را به توده مردم و پنجه ششم را به برزگران. ولی برگزاری مراسم نوروزی امروز، دست كم از پنجه و «چهارشنبه آخر سال» آغاز می شود و در «سیزده بدر» پایان می پذیرد. ازآداب و رسوم كهن پیش از نوروز باید از پنجه، چهارشنبه سوری و خانه تكانی یاد كرد.

پنجه (خمسه مسترقه)

بنابر سالنمای كهن ایران هر یك از 12 ماه سال 30 روز است و پنج روز باقیمانده سال را پنجه، پنجك، یا خمسه مسترقه، گویند. این پنج روز را خمسه مسترقه نامند از آن جهت كه در هیچ یك از ماه ها حساب نمی شود. مراسم پنجه تا سال 1304 ، كه تقویم رسمی شش ماه اول سال را سی و یك روز قرارداد، برگزار می شد.

میر نوروزی

از جمله آیین های این جشن 5 روزه، كه در شمار روزهای سال و ماه و كار نبود، برای شوخی و سرگرمی حاكم و امیری انتخاب می كردند كه رفتار و دستورهایش خنده آور بود و در پایان جشن از ترس آزار مردمان فرار می كرد. ابوریحان از مردی بی ریش یاد می كند كه با جامه و آرایشی شگفت انگیز و خنده آور در نخستین روز بهار مردم را سرگرم می كرد و چیزی می گرفت. و هم اوست كه حافظ به عنوان « میرنوروزی» دوران حكومتش را « بیش از 5 روز» نمی داند.

از برگزاری رسم میر نوروزی، تا لااقل 70 سال پیش آگاهی داریم. بی گمان كسانی را كه در روزهای نخست فروردین، با لباس های قرمز رنگ و صورت سیاه شده در كوچه و گذر وخیابان می بینیم كه با دایره زدن و خواندن و رقصیدن مردم را سرگرم می كنند و پولی می گیرند بازمانده شوخی ها و سرگرمی های انتخاب «میر نوروزی» و «حاكم پنج روزه » است كه تنها در روزهای جشن نوروزی دیده می شوند و آنان در شعرهای خود می گویند: «حاجی فیروزه، عید نوروزه، سالی چند روزه».

موضوعات: عیدانه  لینک ثابت
 [ 09:07:00 ق.ظ ]




يکی دو هفته پيش از عيد نوروز خانه تکاتی يا رفت و روب انجام می گيرد و مجدداً اثاثيه را جابه جا می کنند و گرد گيری می کنند و دوباره آنها را می چينند. در مراحل بعد تخم مرغ رنگ کردن است که آن ها را آب پز می کنند و رنگ های شاد بر روی آنها می زنند.

 سفره هفت سین و ساعت تحويل سال

 برای تحويل سال در يکی از اطاق های خانه شان سفره می اندازند . پيش از هر چيز آيينه و قرآن در آن می گذارند و بعد هفت سين را می گذارند. 

 هفت سين عبارت است از سماق، سير، سنجد، سمنو، سکه، سرکه، سبزی . علاوه بر هفت سین شمع  و آینه  تخم مرغ و … سر  سفره گذاشته میشود.

 موقع تحويل سال همه اهل خانه بايد با لباس نو بر سر سفره باشند اسپند نيز دود می شود و هر کدام از اين ها فلسفه ای دارد. شمع برای روشنايي خانه و زندگی، قرآن نشان توجهی است که بايد در آغاز سال به خداوند داشته، به علاوه در سال نو، صاحب قرآن يار و مددکار اهل خانه خواهد بود.

  ديد و بازديد عید نوروز

 از بامداد نوروز ديد و بازديدها آغاز می شود در همه خانواده ها رسم است که به ديدار کسی که از نظر سن و شخصيت بر ديگران مزيت دارد بروند و دست او را ببوسند و تبريک بگويند و او نيز عيدی که شامل سکه يا پول است به آنها بدهد. بعضی نيز صبح عيد نوروز يک بشقاب گندم برشته که شامل: کنجد، گندم، شاهدانه، نخودچی و کشمش است به اضافه يک بشقاب نان شيرين به اضافه تخم مرغ رنگی يا سکه به کوچک ترها می دهند.

 سيزده بدر (روز سیزدهم عید نوروز )

 روز دوازده فروردين همه وسايل تهيه می شود و هر چه از شيرينی ها و آجيل ها باقی مانده برای صبح سيزده آماده می شود که البته همراه آن سرکه و کاهو نيز هست. صبح سيزده فروردين همه دسته دسته عازم کوه و باغ های اطراف شهر می شوند و معتقدند در روز سيزده فروردين نبايد در خانه ماند زيرا اين روز نحس و بديمن می باشد. روز سيزده پيش از طلوع آفتاب و تا پاسی از شب ادامه دارد در عصر اين روز ويژه سبزی گره زدن دخترهاست که در واقع برای گشايش بخت خود اين کار را می کنند.

 عیدنوروز,بر همگان مبارک باد.

 

موضوعات: عیدانه  لینک ثابت
 [ 09:03:00 ق.ظ ]




 

  عید نوروز را به نخستین پادشاهان نسبت می دهند. شاعران و نویسندگان قرن چهارم و پنجم هجری چون فردوسی، عنصری، بیرونی، طبری و بسیاری دیگر كه منبع تاریخی و اسطوره ای آنان بی گمان ادبیات پیش از اسلام بوده ، نوروز را از زمان پادشاهی جمشید می دانند.

 در خور یادآوری است كه جشن نوروز پیش از جمشید نیز برگزار می شده و ابوریحان نیز با آن كه جشن را به جمشید منسوب می كند یادآور می شود كه : «آن روز كه روز تازه ای بود جمشید عید گرفت؛ اگر چه پیش از آن هم نوروز بزرگ و معظم بود».

 

آداب و رسوم عید نوروز در ایران:

 مراسم چهار شنبه سوری قبل از عید نوروز :یکی از آیینهای نوروزی امروز - که بایستی آمیزه ای از چند رسم متفاوت باشد - ” مراسم چهارشنبه سوری ” است که در برخی از شهرها آن را چهارشنبه آخر سال  گویند.

 برگزاری چهارشنبه سوری، که در همهً شهرها و روستاهای ایران سراغ داریم، بدین صورت است که شب آخرین چهارشنبه ی سال ( یعنی نزدیک غروب آفتاب روز سه شنبه )، بیرون از خانه، جلو در، در فضایی مناسب، آتشی می افروزند، و اهل خانه، زن و مرد و کودک از روی آتش می پرند و با گفتن : ” زردی من از تو، سرخی تو از من “، بیماری ها و ناراحتی ها و نگرانی های سال کهنه را به آتش می سپارند، تا سال نو و عید  نوروز را با آسودگی و شادی آغاز کنند.

 تا زمانی که از ظرف های سفالین چون، کاسه و بشقاب و کوزه، در خانه استفاده می شد، پس از خانه تکانی، کوزهً کهنه ای از پشت بام خانه به کوچه می انداختند؛

 کوزه ای که در آن آب و چند سکه ریخته بودند. اسفند دود کردن و آجیل خودرن، فال گرفتن، ” فال گوش ” ( در کوی و گذر به حرف عابران گوش دادن و از مضمون آن ها برای نیت خود تفاًول زدن. ) و ” قاشق زنی ” ( معمولا زنان روی خود را می پوشانند و با قاشق، یا کلید به خانه ها در می زنند، صاحب خانه شیرینی، میوه و یا پول در ظرف آنها می گذارد. ) نیز از باورها و رسم هایی است که به ویژه در بین نوجوانان، هنوز به کلی فراموش نشده است.و این رسم ها و باورها در شهرهای مختلف با یکدیگر متفاوت اند.

 

موضوعات: عیدانه  لینک ثابت
 [ 08:58:00 ق.ظ ]




عید نوروز برابر با اول فروردین ماه (تقویم شمسی)، جشن آغاز سال و یکی از کهن‌ترین جشن‌های به جا مانده از دوران باستان است.خاستگاه عید نوروز در ایران باستان می باشد و هنوز مردم مناطق مختلف فلات ایران عید نوروز را جشن می‌گیرند.

 امروزه زمان برگزاری عید نوروز، در آغاز فصل بهار است. عید نوروز در ایران و افغانستان آغاز سال نو محسوب می‌شود و در برخی دیگر از کشورها تعطیل رسمی است.

زمان عید نوروز

 جشن نوروز از لحظهٔ اعتدال بهاری آغاز می‌شود. در دانش ستاره‌شناسی، اعتدال بهاری یا اعتدال ربیعی در نیم‌کره شمالی زمین به لحظه‌ای گفته می‌شود که خورشید از صفحه استوای زمین می گذرد و به سوی شمال آسمان می‌رود. این لحظه، لحظه اول برج حمل نامیده می‌شود، و در تقویم هجری خورشیدی با نخستین روز (هرمز روز یا اورمزد روز) از ماه فروردین برابر است.

 در کشورهایی مانند ایران و افغانستان که تقویم هجری شمسی به کار برده می‌شود، نوروز، روز آغاز سال نو است. اما در کشورهای آسیای میانه و قفقاز، تقویم میلادی متداول است و نوروز به عنوان آغاز فصل بهار جشن گرفته می‌شود و روز آغاز سال محسوب نمی‌شود.

 

موضوعات: عیدانه  لینک ثابت
 [ 08:54:00 ق.ظ ]




روز 22 اسفندماه در تقویم جمهوری اسلامی ایران که همزمان با سالروز تاسیس بنیاد شهید به فرمان امام (ره) است به نام روز بزرگداشت شهدا نامگذاری شده است.

شهادت فنا شدن انسان برای نیل به سرچشمه نور و نزدیک شدن به هستی مطلق است. شهادت عشق به وصال محبوب و معشوق در زیباترین شکل است. بنیاد شهید در 22 اسفند سال 1358، به فرمان امام(ره) تاسیس شد و دارای شخصیت حقوقی و استقلال مالی و اداری است و امور آن طبق مقررات و قوانین مربوط به نهادهای عمومی غیردولتی و در چهار چوب اساسنامه مصوبه و آیین نامه های مربوط زیر نظر رئیس جمهور و نظارت عالیه مقام معظم رهبری اداره می شود. احیا، حفظ و ترویج فرهنگ ایثار و شهادت طلبی، زنده نگه داشتن یاد شهیدان و حفظ آثار آنان، تجلیل و تکریم از خانواده های معظم شهیدان، جدیت در امور فرهنگی خانواده های شاهد، خوداتکایی و قانونمند کردن ارایه خدمات به آنان و بسیج امکانات نظام به منظور پراکندن عطر ملکوتی شهادت در جامعه، محور فعالیت های این نهاد مقدس است. البته سابقه اولیه این نهاد به دوران آغاز قیام امام(ره) به سال 1342، باز می گردد. بعد از قیام خونین پانزده خرداد 1342 گروهی از روحانیون انقلابی و مبارز و افراد نیکوکار به دستور امام(ره) ماموریت یافتند تا به خانواده های شهدا رسیدگی کنند،

موضوعات: تاشهدا  لینک ثابت
[چهارشنبه 1391-12-23] [ 09:30:00 ق.ظ ]




در رابطه با بخش اول پرسش « چرا از بين ۱۲۴۰۰۰ پيامبر فقط يک تن شهيده و همگي به مرگ طبيعي فوت شده اند ؟»

به گزارش فرهنگ نیوز به نقل از پرسمان : در رابطه با بخش اول پرسش « چرا از بين ۱۲۴۰۰۰ پيامبر فقط يک تن شهيده و همگي به مرگ طبيعي فوت شده اند ؟»
بايد گفت که اين سخن درست نيست که از پيامبران يک تن فقط به شهادت رسيده اند بلکه بايد گفت جمع زيادي از پيامبران به شهادت رسيده اند، شاهدبر اين مطلب:
الف)آيات، از جمله:آيه ۶۱ سوره بقره:
ذلِكَ بِأَنَّهُمْ كانُوا يَكْفُرُونَ بِآياتِ اللَّهِ وَ يَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ الْحَقِّ
«اين به خاطر آن بود كه آنها آيات الهى را انكار می‏كردند و پيامبران را بناحق می ‏كشتند»
از آيه فوق استفاده مى‏شود كه بني اسرائيل، به دو جهت گرفتار خوارى و ذلت شدند:
يكى براى كفر و سرپيچى از دستورات خدا، و انحراف از توحيد به سوى شرك.
ديگر اينكه مردان حق و فرستادگان خدا را می كشتند، ( توجه داشته باشید که آیه در مورد کشتن انبیا به صورت جمع می باشد) اين سنگدلى و قساوت و بى اعتنايى به قوانين الهى، بلكه تمام قوانين انسانى كه حتى امروز نيز به روشنى در ميان گروهى از يهود ادامه دارد، مايه آن ذلت و بدبختى شد.
ب )رواياتي دلالت دارد که قوم بني اسرائيل بين طلوع فجر تا طلوع آفتاب ۷۰ پيامبر را به قتل می رساندند، در يکي از اين روايات مي خوانيم « ان بني اسرائيل کانوا یقتلون ، بين طلوع الفجر الي طلوع الشمس سبعين نبياً، (بحارالاوار ، محمد باقر مجلسي، بيروت ، موسسه الوفا، ج ۴۴ ص ۳۶۴، باب ۳۷) بني اسرائيل اين گونه بودند که بين فاصله طلوع صبح تا طلوع آفتاب هفتاد نفر از پيامبران را به قتل (شهادت) مي رساندند»
کانوا یقتلون مي رساند که اين عمل سيره مستمره آنها بوده و مدتي بر اين کار مداومت داشتند. اين روايت و امثال ان نشان ( همان ج ۱۱ ص ۵۲) مي دهد که صدها نبي توسط بني اسرائيل به شهادت رسيدند و سر بريده شدند. در رابطه با پيامبر اکرم (ص)نيز نقل شده که توسط زن يهوديه اي مسموم گرديد( ر. ک انوار االبهيه، شيخ عباس قمي ، ص ۱۷ و ۱۶ کهل البهر ، ص ۱۹۲ ، سوگنامه آل محمد ، ص ۱۸)

اما در مورد علت شهادت امامان مي توان گفت:
ضمن يادآوري زنده بودن و حضور روحاني و غيبت فيزيکي امام عصر(ع)،در خصوص علت به شهادت رسيدن ساير ائمه خاطر نشان مي سازيم که علل و عوامل مختلفي در اين مسأله دخيل بوده است از جمله:
۱. روحيه استبدادگري، خفقان، ستمگري حکام و سلاطين و زورمندان و قدرت هاي حاکم بر کشورها و مبارزه ائمه(ع) براساس فرمان الهي و نيز به مقتضاي فطرت و سرشت پاک انساني که ظلم ستيز است.
۲. هوا پرستي و غرائز نفساني طغيانگر و شهوت پرست قدرتمندان و سرمايه داران و حکام و مبارزه ائمه(ع) با اين روحيه و رفتار.
۳. دفاع ائمه از محرومين و بسيج آنها براي احقاق حق خود.
۴. دعوت ائمه به پاکسازي جامعه و رعايت عدالت و عفت و پاکدامني نقطه مقابل آنچه که هدف و منش و مشي حکام و سلاطين بود.
۵. محبوبيت ائمه به واسطه روحيه لطيف، رفتار الهي و انساني داشتن در حالي که حکام به واسطه بي رحمي، ظلم و شقاوت منفور در بين مردم بودند و اين تقابل آنها را به انتقام گيري دعوت مي گردد خصوصا اين که با محبوبيت امام، قدرت طلبي آنها به خطر مي افتاد.
توضيح بيشتر:
حضرت علي(ع) در ميان صحابه پيامبر(ص) داراي امتيازات و مقاماتي بود که هيچ کس آنها را نداشت و براي همين نتوانستند وجود او را تحمل کنند. پس از آن که آن حضرت به عنوان خلیفه انتخاب شد، بر ضد او قيام کردند و نتيجه اين قيام ها به وجود آمدن جنگ جمل و صفين وجنگ نهروان بود. به طور طبيعي، در دل برخي از دشمنان علي(ع) کينه و عداوت خاصي پديد آمد و همين کينه و عداوت موجبات قتل حضرت علي(ع) را فراهم ساخت و آن حضرت به شهادت رسيد.
پس از علي(ع) امام حسن(ع) به جاي آن حضرت نشست و آن حضرت با معاويه به نبرد پرداخت و همان کينه ها و عداوت هايي که علي(ع) را تحمل نکردند و آن حضرت را کشتند.
پس از روي کار آمدن يزيد، امام حسين(ع) را تحت فشار قرار دادند و از او خواستند که حکومت يزيد را به رسميت بشناسد و آن حضرت هم حکومت يزيد را به رسميت نشناخت و نه تنها آن را به رسميت نشناخت بلکه آن را غيرقانوني و غير مشروع معرفي کردند. حکومت يزيد هم تصميم گرفت اين مانع را از سر راه حکومت جديد بردارد وبه همين منظورحضرت را کشتند.
بنابراين به شهادت رسيدن حضرت علي(ع)، حضرت امام حسن(ع) و حضرت امام حسين(ع) در پي علل و حوادثي بود که براي همه روشن بود و جاي سؤالی را باقی نمی گذارد.
آنچه مي توان پرسيد اين است که امامان ديگر چرا به شهادت رسيده اند؟ درباره جواب اين سؤال بايد به چند مطلب توجه کرد.
۱. به طور کلي اگر در کشوري پادشاه و خليفه اي باشد و در کنار آن يک شخصيت ممتازي هم باشد و مردم آن شخصيت ممتاز را به عنوان يک شخصيت بزرگ و محبوب بپذيرند و دل و جانشان همواره متوجه او باشد، اين پادشاه و اين خليفه نمي تواند او را بپذيرد و اين پادشاه شخصيت عاقل وعادل و مؤمن هم که نيست چون اگر چنين بود به صحنه نمي آمد و با وجود آن شخصيت ممتاز و محبوب، پادشاه نمي شد. اين پادشاه همواره در فکر از بين بردن آن شخصيت خواهد بود. به خصوص اگر آن شخصيت، اين پادشاه را باطل و ظالم بداند و معرفي کند. داستان امامان ما در رابطه با خلفاي جهان اسلام چنين بود. خلفا با توسل به ظلم و ستم بر سر کار آمدند و بر مردم مسلط شدند. امامان ما در ميان مردم محبوبيت فوق العاده داشتند و همين امامان آن خلفا را باطل و ظالم معرفي مي کردند و اين خلفا نمي توانستند با امامان کنار بيايند و براي همين آنها را به هر نحوي که مي توانستند از بين مي بردند. بنابراين عامل اصلي درگيري خلفاي زمانه با امامان اين بود که آنان نمي توانستند اينان را تحمل کنند.
شما به عنوان مثال حضرت امام هادي(ع) را در نظر بگيريد، حضرت امام هادي در مدينه بود، پيشنماز حرمين نامه اي به متوکل عباسي نوشت و در آن نامه يادآور شد که اگر تو را به مکه و مدينه حاجتي هست علي بن محمد را از اين ديار بيرون ببر که اکثر مردم را مطيع و منقاد خود ساخته است. افراد ديگري هم نامه هايي به اين مضمون به متوکل نوشتند و عبدالله بن محمد که والي مدينه بود، نسبت به آن حضرت آزار و اذيت فراواني روا داشت و همين والي نامه هايي به متوکل نوشته بود و خطر حضرت امام هادي را به اطلاع متوکل رسانده بود (منتهي الامال، ج ۲، ص ۶۷۲، چاپ هجرت).
اين مي رساند که دل مردم با امام بوده و متوکل نمي توانسته اين وضعيت را تحمل کند متوکل که انسان ديندار و عادل نبوده است.
۲. امامان در برابر اين خلفا مي ايستادند و مبارزه مي کردند و با آنان کنار نمي آمدند. گرچه قدرت اقتصادي، سياسي و نظامي در دست خلفاء بود ولي از نظر فرهنگي، امامان از آنها بسيار بسيار قوي تر بودند و رهبري فرهنگي مردم با امامان بود. امامان ما به خاطر اين مبارزات بود که همواره تحت فشار بودند و دشمن به هر طريقي که امکان داشت امامان را از صحنه خارج مي کرد و آنها را دور از چشم مردم، مخفيانه مسموم مي کردند. براي آشنايي با مبارزات امامان معصوم به اين کتاب ها مراجعه کنيد: - امامان شيعه جنبش هاي مکتبي، محمد تقي مدرسي، ترجمه حميد رضا آژير، انتشارات آستان قدس رضوي - جهاد الشيعه في العصر العباسي الاول، الدکتوره سميره مختار الليثي،
شيخ عباس قمي درباره امام سجاد(ع) مي گويد: «از اخبار معتبره که بر وجه عموم وارد شده، ظاهر مي شود که آن حضرت را به زهر شهيد کرده اند و ابن بابويه و جمعي را اعتقاد آن است که وليد بن عبدالملک آن حضرت را زهر داده و بعضي هشام بن عبدالملک گفته اند»(منتهي الامال، ج ۲، ص ۹۲، چاپ هجرت).درباره امام باقر(ع) مي گويد: «و گفته شده که آن حضرت را ابراهيم بن عبدالملک بن مروان به زهر شهيد کرده»(همان، ص ۲۲۶).
درباره امام صادق(ع) مي گويد: «وفات کرد حضرت صادق در ماه شوال سنه ۱۴۸ به سبب انگور زهرآلوده که منصور به آن حضرت خورانيد»}(همان، ص ۲۸۹).
درباره امام رضا(ع) مي گويد: «امام رضا فرمود: زود باشد که کشته شوم به زهر با ظلم و ستم و مدفون شوم در پهلوي هارون الرشيد»(همان، ص ۵۳۳).
درباره امام جواد(ع) مي گويد: «اشهر آن است که زوجه اش ام الفضل دختر مأمون به تحريک عمويش معتصم آن حضرت را مسموم کرد»(همان، ص ۶۱۳).
درباره امام هادي مي گويد: «معتمد عباسي برادر معتز آن حضرت را مسموم کرد»(ص ۶۸۳).
درباره امام حسن عسکري(ع) مي گويد: «ابن بابويه و ديگران گفته اند که معتمد آن حضرت را به زهر شهيد نمود» (ص ۷۳۳).
از آنچه گذشت اين مطالب به دست آمد: اولاً جمع زيادي از انبياء نيز به شهادت رسيده اند ، ثانياً چون امامان محدود بودند و عامل شهادت آنان اين بوده است:
۱. امامان معصوم انسان هاي کامل و محبوب دل مردم بودند و خلفا نمي توانستند وجود آنان را تحمل کنند چون دل مردم با آنان بود. حتي اگر امامان هيچ کاري نمي کردند و فقط در خانه مي نشستند باز هم خلفاي باطل اموي و عباسي نمی توانستند آنها را تحمل کنند. انسان پست و رذل نمي تواند انسان کامل را تحمل کند لذا آنان را حذف فيزيکي نمودند.
۲. امامان ما به علاوه اين که انسان هاي کامل و محبوب دل مردم بودند، با خلفا مبارزه مي کردند و همين عامل باعث شهادت آنان شده است.

موضوعات: تاشهدا  لینک ثابت
 [ 09:23:00 ق.ظ ]




غلامعلی نسائی: منطقه جفیر به لحاظ موقعیت استراتژیک خاص، در شرایط جنگی، برای دشمن بعثی از حساسیت بالائی برخوردار بود، به همین علت بعثی‌های عراقی، منطقه را آب بسته بودند تا جلوی پیشروی نیروهای پیاده بسیجی را بگیرند.

به گزارش فرهنگ نیوز، یک گروه «۱۲ نفره» از بچه‌های اطلاعات عملیات از لشکر خط شکن ۲۵ کربلا برای شناسائی با لباس غواصی و اکسیژن، به زیر آب رفته و تا نزدیکی‌های مقر دشمن جلو می‌روند. اما معلوم نمی‌شود، که دیگر چرا هرگز باز نمی‌گردند و سرنوشت آن‌ها چگونه شده است.

مدتی از این ماجرا می‌گذرد، تا اینکه یک بسیجی به نام «محمد مهدی مجیدی» اول صبح، به طور غیر محسوس برای شنا به آب می‌رود، هنگامی که به آب می‌زند، پرنده‌ای را می‌بیند، به طرفش می‌رود، بعضی از پرندگان به علت وجود پلک‌های‌شان که مانند عینک غواصی عمل می‌کنند، می‌توانند در عمق آب هم بروند، از طرفی چون مجیدی غواص بوده، یک حس غریبی با آن پرنده پیدا می‌کند، پرنده مجیدی را دنبال خود می‌کشد، سپس به عمق آب رفته، مجیدی را با خود می‌برد، پرنده در عمق آب بال بال می‌زند، مجیدی دلش برای پرنده می‌سوزد، فکر می‌کند دارد خفه می‌شود، در صورتی که دیگر خودش هم داشت نفس کم می‌آورد، اما کمی که جلو‌تر می‌رود، ناگهان شوکه می‌شود، دوازده شهید با لباس غواصی و اکسیژن، با طنابی به هم بسته شده می‌بیند، فوری بالا آمده آنقدر محو شهدا شده که دیگر پرنده را فراموش می‌کند، به سمت فرماندهی می‌رود، موضوع را به فرمانده گردان اطلاع می‌دهد. این موضوع شور حالی خاص به بچه‌ها می‌دهد.
 
محمد مهدی از فرمانده گردان اجازه می‌خواهد که خودش سعادت دیدار با این دوازده شهید را داشته، خودش به تنهايی این دوازده شهید را بیرون بیاورد، از طرفی منطقه زیر آتش دشمن بوده باید تا غروب آفتاب صبر کنند، محمد مهدی ساعت شش غروب لباس غواصی پوشیده و از بچه‌ها می‌خواهد که فقط با صدای بلند زیارت عاشورا بخوانند، جوری که صدای آن‌ها زیر آب هم شنیده بشود، مجیدی به آب می‌زند، هر شهیدی را که بیرون می‌آورد بچه‌ها با یک «یاحسین شهید» با صلوات و تکبیر از شهید پذیرايی می‌کنند. شب هنگام شده و مجیدی از فرصت‌های خاص زیر آب، از نور منور استفاده می‌کند و همه دوازده شهید را تا ساعت یازده شب بیرون می‌آورد.
 
وقتی مجیدی بیرون آمد، بچه‌ها پرسیدند واقعا تو این همه شهید را چگونه بیرون آوردی؟  گفت: طنین زیارت عاشورا زیر آب پیچیده بود، من به هر شهیدی که دست می‌زدم، شهید منتظر تماس با دست‌های من بود، من اصلا خودم هم نفهمیدم، خود شهدا روی دست‌های من حرکت می‌کردند و من را به سمت شما می‌آوردند.
 
«محمد مهدی مجیدی» یک ماه پس از آنکه به همراه پرنده غواص دوازده شهید را شناسائی کرده بودند، خود نیز ۲۴ بهمن سال ۶۱ در منطقه عملیاتی فاو به شهادت رسید و به آن دوازده شهید شناسايی ملحق شد.

منبع: رجا
موضوعات: تاشهدا  لینک ثابت
 [ 09:20:00 ق.ظ ]




حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در پیام به كنگره «هفت هزار زن شهید كشور»، نقش زن مسلمان ایرانی در معرفی الگوی جدید از «زن» را تاریخ ساز خواندند و با اشاره به ظهور هزاران زن، با روحیه كربلایی در صحنه ی انقلاب اسلامی و دفاع مقدس، خاطرنشان كردند: اقتدار و جَذبه‌ی تازه ای به بركت خون این زنان مجاهد در عصر جدید، ظهور كرده است كه دیر یا زود در سرنوشت و جایگاه زنان جهان، اثرگذار خواهد شد.
متن پیام رهبر انقلاب اسلامی كه امروز در افتتاح این كنگره قرائت شد، به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم
امروز در اینجا برای تعظیم به ارتش هزاران نفره‌ی زنان شهیدی گرد آمده‌اید كه در تغییر مسیر تاریخ اسلام و كشور، نقشی شایسته ایفاء كردند و سربلند به محضر خدای متعالی رفتند. لشكری از فرشتگان كه از جان مقدس خویش در راه اسلام مایه گذاردند؛ تماشاچی نبودند و قدم در میدان عمل نهادند و در نقش معماران ایران جدید ظاهر شدند. اینان زنان بزرگی بودند كه تعریف جدیدی از «زن» به شرق و غرب، ارائه كردند.
زن، در تعریف غالباً شرقی، همچون عنصری در حاشیه و بی‌نقش در تاریخ‌سازی؛ و در تعریف غالباً غربی، بمثابه‌ی موجودی كه جنسیت او بر انسانیتش می‌چربد و ابزاری جنسی برای مردان و در خدمت سرمایه‌داری جدید است، معرفی می‌شد. شیرزنان انقلاب و دفاع مقدس نشان دادند كه الگوی سوم، «زن نه شرقی، نه غربی» است. زن مسلمان ایرانی، تاریخ جدیدی را پیش چشم زنان جهان، گشود و ثابت كرد كه می‌توان زن بود، عفیف بود، محجبه و شریف بود، و درعین حال، در متن و مركز بود. می‌توان سنگر خانواده را پاكیزه نگاه داشت و در عرصه‌ی سیاسی و اجتماعی نیز، سنگرسازی‌های جدید كرد و فتوحات بزرگ به ارمغان آورد. زنانی كه اوج احساس و لطف و رحمت زنانه را با روح جهاد و شهادت و مقاومت در آمیختند و مردانه‌ترین میدانها را با شجاعت و اخلاص و فداكاری خود فتح كردند.
در انقلاب اسلامی و در دفاع مقدس، زنانی ظهور كردند كه می‌توانند تعریف زن و حضور او در ساحت رشد و تهذیب خویش، و در ساحت حفظ خانه‌ی سالم و خانواده‌ی متعادل، و در ساحت ولایت اجتماعی و جهاد امر بمعروف و نهی از منكر و جهاد اجتماعی را جهانی كنند و بن‌بستهای بزرگ را درهم بشكنند.
اقتدار و جذبه‌ی تازه‌ای به بركت خون این زنان مجاهد در عصر جدید، ظهور كرده است كه زنان را ابتداء در جهان اسلام، تحت تأثیر قرار داد و دیر یا زود در سرنوشت و جایگاه زنان جهان، دست خواهد برد.
تا آفتاب درخشان خدیجه‌ی كبری علیها‌السلام و فاطمه‌زهرا علیهاالسلام و زینب كبری علیهاالسلام می‌درخشد، طرحهای كهنه و نو «ضدّ زن» به نتیجه نخواهد رسید و هزاران زن كربلایی ما نه تنها خطوط سیاه ستم‌های ظاهری را در هم شكسته‌اند بلكه ستم‌های مدرن به زن را نیز رسوا و بی‌آبرو كرده و نشان داده‌اند كه حق كرامت الاهی زن، بالاترین حقوق زن است كه در جهان باصطلاح مدرن، هرگز شناخته نشده و امروز وقت شناخته شدن آن است. به خانواده این شهیدان والامقام تبریك میگویم و امیدوارم كه به بركت خون این زنان شریف و مجاهد، رسانه‌ها و هنرمندان و فرزانگان و سینماگرانی بتوانند جهاد بزرگ زن ایرانی مسلمان را به دنیا كه سخت محتاج شناختن آن است، بنمایانند.
زن مجاهد مسلمان ایرانی، معلّم ثانی برای زنان جهان خواهد بود پس از معلم اول كه زنان مجاهد صدر اسلام بودند.
سلام خدا بر بانوی بزرگ اسلام حضرت فاطمه‌ی زهرا و بر همه‌ی زنان بزرگ صدر اسلام و بر بانوان فداكار و از جان گذشته‌ی ایران اسلامی.
سیّدعلی خامنه‌ای
۱۵ اسفند ۱۳۹۱
موضوعات: تاشهدا  لینک ثابت
 [ 09:12:00 ق.ظ ]




عابد جهنمی

 

روزى حضرت عیسى (ع) از صحرایى مى‏گذشت. در راه به عبادتگاهی رسید که عابدى در آن‏جا زندگى مى‏کرد. حضرت با او مشغول سخن گفتن شد. در این هنگام جوانى که به کارهاى زشت و ناروا مشهور بود از آن‏جا گذشت. وقتى چشمش به حضرت عیسى (ع) و مرد عابد افتاد، پایش سست شد و از رفتن باز ماند و همان‏جا ایستاد و گفت:
خدایا من از کردار زشت خویش شرمنده‌ام. اکنون اگر پیامبرت مرا ببیند و سرزنشم کند، چه کنم؟ خدایا! عذرم را بپذیر و آبرویم را مبر.

مرد عابد تا آن جوان را دید سر به آسمان بلند کرد و گفت: خدایا! مرا در قیامت با این جوان گناه‏کار محشور مکن.
در این هنگام خداى برترین به پیامبرش وحى فرمود که به این عابد بگو
:
ما دعایت را مستجاب کردیم و تو را با این جوان محشور نمی‌کنیم، چرا که او به دلیل توبه و پشیمانى، اهل بهشت است و تو به دلیل غرور و خودبینى، اهل دوزخ

موضوعات: داستانک  لینک ثابت
 [ 08:56:00 ق.ظ ]




 کشتار شیعیان پاکستان نسل کشی است

 قم - آیت الله ˈعبدالله جوادی آملیˈ از اساتید برجسته حوزه علمیه قم، کشتار شیعیان مظلوم پاکستان را محکوم کرد.

  به گزارش ایرنا، وی روز پنجشنبه در دیدار اعضای کمیسیون های فرهنگی و اجتماعی شوراهای اسلامی شهرهای کشور و معاونین فرهنگی و اجتماعی شهرداری و مراکز استان ها افزود: دعا می کنیم امنیت شیعیان پاکستان تامین شود و طالبان و سلفی ها که علیه آشنا شمشیر کشیده و لشگرکشی کرده اند هدایت شوند.


وی در ادامه به تاثیرات مخرب گناه در انسان اشاره کرد و گفت: طبق سخنان حضرت علی (ع) کسانی که گناه می کنند در واقع با سرپیچی از دستورات خدا به جنگ با خدا رفته اند.
وی اضافه کرد: کسانی که امنیت مردم را به مخاطره می کشند محارب بوده و کسانی که امنیت اقتصادی مردم را بهم می ریزند گناهکار هستند، گناه، خطری است که انسان ها را تهدید می کند و این خطر اگر درمان نشود بعید است انسان در خطرات مرگ با ایمان بمیرد.
یت الله جوادی آملی با بیان اینکه مساله مرگ یک امر عادی نیست اظهار داشت: همین مرگی که بسیار سخت است برای مومنان، هیچ لذتی به اندازه مردن نیست

 

موضوعات: مناسبتها  لینک ثابت
[شنبه 1391-12-19] [ 12:03:00 ب.ظ ]




مراجع تقلید و علمای حوزه ی علمیه ی قم در اعتراض به کشتار شیعیان پاکستان 19 اسفند را تعطیل اعلام کردند.

به گزارش خبرگزاری نم، در پی کشتار شیعیان مظلوم پاکستان،  روز شبه 19 اسفند حوزه های علمیه تعطیل و تظاهراتی اعتراض آمیز با حضور مراجع تقلید، علما، شخصیت های حوزوی، طلاب و روحانیون در مسجد اعظم قم برگزار می شود.
حضرت آیت الله مکارم شیرازی امروز کشتار شیعیان پاکستان را در حادثه تروریستی کراچی محکوم کرد و گفت:سکوت در قبال چنین جنایتی روا نیست و به همین منظور مراجع تقلید با هماهنگی مدیران حوزه ی علمیه تصمیم گرفتند که دروس سطوح مختلف حوزه را در روز شنبه 19 اسفند تعطیل اعلام کنند.
وی همچنین بر ضرورت حضور تمامی طلاب و روحانیون بر این مراسم تاکید کرد و از رسانه ها به ویژه رسانه ی ملی نیز خواست این مراسم را پوشش خبری دهد.
این مرجع عالی قدر نیز از پاکستان به دلیل ناتوانی در تامین امنیت شهروندانش انتقاد کرد و از آنها خواست اگر قادربه تامین امنیت نیستند، کنار رفته و افراد شایسته و نیرومندی را جایگزین کنند.
موضوعات: مناسبتها  لینک ثابت
 [ 11:58:00 ق.ظ ]




حضرت آيت ا… نوري همداني با محکوم کردن کشتار شيعيان پاکستان،  از سازمان ملل و مجامع جهاني خواست با اقدام فوري جلوي اين گونه جنايات دردناک را بگيرند. به گزارش رسا، حضرت آيت ا… حسين نوري همداني از مراجع تقليد، پيش از ظهر ديروز در پايان درس خارج فقه خود که با حضور طلاب و روحانيان در مسجد اعظم قم برگزار شد، کشتار شيعيان پاکستان در حادثه تروريستي کراچي را محکوم کرد. همچنين به گزارش فارس آيت ا… مکارم شيرازي از مراجع تقليد قم با اعتراض به کشتار مردم در کراچي پاکستان، گفت: عده اي وحشي وهابي تکفيري بي ايمان در دنيا چنين وضعي را به وجود آورده اند.
موضوعات: مناسبتها  لینک ثابت
 [ 11:54:00 ق.ظ ]




آیت‌الله مکارم شیرازی ‌از مراجع تقلید شیعیان در قم، کشتار شیعیان پاکستان در حادثه تروریستی کراچی را شدیدا محکوم کرد و گفت: پیام ما به دولت پاکستان این است که اگر نمی‌توانید جان شهروندان تان را حفظ کنید پست خود را به افراد نیرومندتری بدهید.

موضوعات: اسلام شناسی غربی, مناسبتها  لینک ثابت
 [ 11:51:00 ق.ظ ]




رسول اكرم صلى الله عليه و آله :

عَلَيكُم بِالصِّدقِ فَاِنَّهُ مَعَ البِرِّ وَ هُما فِى الجَنَّةِ وَ ايّاكُم وَ الكِذبِ فَاِنَّهُ مَعَ الفُجورِ وَ هُما فِىالنّارِ ؛

شما را سفارش مى كنم به راستگويى، كه راستگويى با نيكوكارى همراه است و هر دو در بهشت اند و از دروغگويى بپرهيزيد كه دروغگويى همراه با بدكارى است و هر دو در جهنم اند.

نهج الفصاحه، ح 1976

موضوعات: حدیث روز  لینک ثابت
[یکشنبه 1391-12-13] [ 09:10:00 ق.ظ ]




نیکوکاری چیست

ـ الاِحْسانُ مَحَبّةٌ: احسان و نیکی محبت است.

ـ الاِحْسانُ رَأسُ الْفَضْلِ: احسان اساس فضیلت و خوبی هاست

ـ البرُّ عَمَلٌ صالِحٌ:نیکی عملی پسندیده است.

ـ البِرُّ غَنیمةُ الحازِم احسان و نیکی غنمیت دوراندیش است.

ـ الاِحْسانُ ذُخرٌ وَ الکریمُ مَنْ حازَهُ نیکی کردن سرمایه انسان است و بزرگوار کسی است که آن را به دست آورد.

ـ البِرُّ عَمَلٌ مُصْلِحٌ عمل نیک اصلاح کننده است.

ـ الاِحْسانُ غَنَمٌ نیکی کردن غنیمت است.

ـ کُلُّ مَعروفٍ اِحْسانٌ هر کار خوبی احسان و نیکی است.

ـ البَشاشةُ احسانٌ گشاده رویی احسان است.

ـ البِرُّ ما سَکَنَتْ اِلَیْهِ نَفْسُکَ وَ اَطْمَأَنَ اِلَیْهِ قَلْبُکَ نیکوکاری آن است که نفست با انجام آن آرام گیرد و قلبت بدان اطمینان یابد.

اهمیّت و فضیلت احسان

ـ اِکْتِسابُ الحَسَناتِ مِنْ اَفْضَلِ المکاسِبِ. تحصیل نیکی ها از برترین کسب هاست.

ـ رِأسُ الدِّینِ اِکْتِسابُ الحَسَناتِ اساس دین به دست آوردن نیکی هاست.

ـ قَدْرُ کُلُّ اِمْرِیٍ ما یُحْسِنُهُ منزلت هر شخصی به اندازه کارهای خیری است که انجام می دهد.

ـ الاِحسانُ یَسْتَرِقُ الاِنْسانَ احسان انسان را مدیون و بنده می کند.

ـ اَفْضَلُ الاِیمانِ الاِحْسانُ برترین ایمان نیکی کردن است.

ـ رأسُ الاِیمان الاحْسانُ الی الناس اساس ایمان نیکی کردن به مردم است.

ـ زِیْنَةُ الاِسْلامِ اِعْمالُ الاِحْسانِ احسان کردن زینت اسلام است.

ـ سَبَبُ المُحَبَّةِ الاِحْسانُ احسان سبب ایجاد محبت و دوستی است.

ـ جِماعُ الْخَیْرِ فی اَعمالِ البِرِّ تمام خوبی ها در انجام دادن کارهای نیک است.

ـ لِکُلِّ حَسَنَةٍ ثَوابٌ برای هر کار نیکی پاداش هست.

ـ الاِنسانُ عَبْدُالاِحْسانِ انسان بنده احسان و نیکی است.

ـ مِنْ شَرَفِ الْهِمَّةِ بَذْلُ الاِحْسانِ بذل احسان نشانه بلندی همّت است.

ترغیب و تشویق به احسان

ـ اَحْسِنْ یُحْسَنْ اِلَیْکَ. نیکی کن تا در حق تو احسان و نیکی شود.

ـ اِغْتَنِمْ صَنایِعَ الاِحْسانِ وَارْعَ ذِمَمَ الاِخْوانِ. کارهای نیک و احسان کردن را غنیمت بشمار و تعهدهای داده شده به برادران دینی رارعایت کن.

ـ طُوبی لِمَنْ اَحْسَنَ اِلی العِبادِ وَ تَزَوَّدَ لِلْمَعادِ. خوشا به حال کسی که به بندگان خدا نیکی کند و برای روز قیامت توشه بردارد.

ـ عاتِبْ اَخاکَ بِالاِحسانِ اِلَیه وارْدُدْ شَرَّهُ بالاِنْعامِ عَلَیِهِ. برادر دینی خطاکارت را با احسان و نیکوکاری سرزنش کن و شرّ او را با خوبی کردن از خودت دور ساز.

ـ عَلَیکَ بالاِحْسانِ فَاِنَّهُ اَفْضَلُ زِراعَةٍ وَ أَرْبَحُ بَضاعَةٍ. بر تو باد نیکوکاری که آن برترین زراعت و سودآورترین سرمایه است.

ـ عَلَیْکُمْ بِالاِحسانِ اِلی الْعِبادِ وَ الْعَدْلِ فِی البِلادِ. بر شما باد احسان کردن به بندگان و دادگستری در شهرها.

ـ عَلَیْکُمْ بَصَنایعِ الاِحْسان و حُسْنِ البرِّ بِذَویِ الرَّحِمِ و الجیران… بر شما باد انجام دادن کارهای نیک و احسان به خویشاوندان و همسایگان.

آثار و نتایج احسان و نیکی

ـ بِالاِحْسانِ یُسْتَعْبَدُ الاِنْسانُ. احسان و نیکی انسان را بنده می کند.

ـ بِالاِحْسانِ تُمْلِکُ الْقُلُوبُ قلب ها با احسان تسخیر می شوند.

ـ بِالاِحْسانِ یُمْلِکُ الاَحْرارُ. به وسیله احسان آزاد بنده می شود.

ـ بِالاِحْسانِ وَ تَغَمُّدِ الذُّنُوبِ بِالْغُفْرانِ یَعْظُمُ الْمَجْدُ. با احسان و بخشودن گناهان مجد و عظمت انسان بیشتر می شود.

ـ مَنْ کَثُرَتْ اِحْسانُهُ اَحَبَّهُ اِخْوانُهُ. هر کس که احسانش بیشتر شود، برادرانش او را بیشتر دوست خواهند داشت.

ـ مَنْ کَثُرَ اِحْسانُهُ کَثُرَ خَدَمُهُ وَ اَعْوانُهُ. هر کس که احسان و نیکوکاری اش بسیار باشد، خدمت کنندگان و یارانش بیشتر می شوند.

ـ مَنْ اَحْسَنَ اِلی النّاسِ اِسْتَدامَ مِنْهُمْ المَحَبَّةَ. هر کس که به مردم نیکی کند دوستی آن ها با او ادامه پیدا می کند.

ـ مَنْ اَحْسَنَ اِلی رَعیّتِهِ نَشَرَ اللّه ُ عَلَیْهِ جَناحَ رَحْمَتِهِ… کسی که به زیردست خود احسان کند، خداوند رحمت خود را شامل حال او می سازد.

ـ مَنْ اَحْسَنَ اِلی النّاس حَسُنَتْ عَواقِبُهُ وَ سَهُلَتْ لَهُ طُرُقُهُ. هر کس که به مردم احسان کند، عاقبت کارهای او نیکو و راه او آسان می شود.

ـ مَنْ اَحْسَنَ اِلی مَنْ اَساءَ اِلَیْهِ فَقَدْ اَخَذَ بِجَوامِعِ الْفَضْلِ. هر کس احسان کند به فردی که بدو بدی کرده است در حقیقت همه فضائل اخلاقی و مراتب کمال را در خود جمع کرده است.

ـ مَعَ الاِحْسانِ تَکوُنُ الرَفْعَةُ. با نیکوکاری بزرگی و والامقامی به دست می آید.

ـ مَنْ کَثُرَ بِرُّهُ حُمِدَ. هر کس که احسانش بسیار باشد، مورد ستایش قرار می گیرد.

ـ مَعَ البِرِّ تَدُرُّ الرَّحْمَةُ. با احسان و نیکی رحمت فراوان می شود.

ـ مَنْ بَذَلَ بِرَّهُ اِنْتَشَرَ ذِکْرُهُ. هر که بسیار احسان کند در بین مردم مشهور می شود.

ـ الاِساءَةُ یَمَحاها الاِحْسانُ. بدی را احسان و نیکی محو و نابود می سازد.

ـ الاِحْسانُ اِلی المُسئِ یَسْتَصْلِحُ الَعُدوَّ. احسان کردن به بدکار دشمن را به آشتی و صلح می کشاند.

ـ اَحْسِنْ اِلی مَنْ شِئْتَ وَ کُنْ اَمیرُهُ. اگر می خواهی بر کسی فرمانروا باشی به او احسان کن.

ـ مَنْ اَحْسَنَ اِکْتَسَبَ حُسْنَ الثَّناءِ. هر که احسان کند، مورد ستایش قرار می گیرد.

ـ بِرُّوا آباءَکُمْ یَبَرَّکُمْ اَبْناءَکُمْ. به پدران خود نیکی کنید تا فرزندانتان به شما نیکی کنند.

ـ بِالْبِرِّ یُمْلِکُ الْحُرُّ. با احسان انسان های آزاد مطیع می شوند.

ـ مَنْ اِتَّبَعَ الاِحْسانَ بِالاِحْسانِ وَ أحْتَمَلَ جِنْایاتِ الاِخوانِ وَ الْجِیْرانِ فَقَدْ اَکْمَلَ البِرَّ. کسی که پی در پی نیکی کند و آزار برادران و همسایه ها را تحمل کند، احسان و نیکی را به کمال رسانده است.

ـ بِالاِحْسانِ تُسْتَرَقُ الرِّقابُ. آدمی با نیکی کردن مردم را مطیع خود می کند.

ـ سَبَبُ الْمُحَبَّةِ الاِحْسانُ. احسان موجب محبت و دوستی است.

ـ عَلَیْکُمْ بِصَنایِعِ الاِحْسانِ وَ حُسْنِ البِرِّ بِذَوِی الرَحِمِ و الجِیرانِ فَاِنَّهُما تَزِیدانِ فِی الاَعْمارِ وَ یَعْمُرانِ الدِّیارَ. بر شما باد به انجام دادن کارهای نیک و شایسته و نیکی کردن به خویشاوندان و همسایگان؛ زیرا این دو کار عمر را طولانی و شهرها را آباد می سازند.

ـ عَلَیْکُمْ بِالاِحْسانِ اِلی العِبادِ… تأمَنُوا عِنْدَ قیامِ الاَشْهادِ. بر شما باد نیکی کردن به بندگان خدا…؛ چون از این طریق در قیامت از خطرها ایمن می شوید.

ـ مَنْ اَحْسَنَ اِکْتَسَبَ حُسْنَ الثَناءِ. هر کس که نیکی کند،ستوده می شود.

ـ لاْیُحْمَدُ اِلاّ مَنْ بَذَلَ اِحْسانَهُ. ستوده نمی شود، مگر کسی احسان خویش را بذل کند.

ـ لاْیَکُنْ المُحْسِنُ وَ المُسَئُ عِنْدَکَ سَواءً فَاِنَّ ذَلِکَ یُزهِّدُ الْمُحْسِنَ فی الاِحسان و یُتابِعُ المُسِئَ اِلی الاِسائَةِ. نباید نیکوکار و بدکار درنزد تو مساوی باشند؛ زیرا این کار سبب می شود که نیکوکار در نیکی کردن بی رغبت شود و بدکار در بدی کردن پافشاری کند.

ـ الاِحْسانُ یَقْطَعُ اللِسانَ. احسان و نیکی زبان بدگویان را کوتاه می کند.

نیکوکار و نشانه های او

ـ المُحْسِنُ مَنْ عَمَّ الْناسَ بِالاِحْسانِ. نیکوکار کسی است که احسان او مردم را فرا گیرد.

ـ المُحْسِنُ مُعانٌ، المُسِیُّ مُهانٌ. نیکوکار یاری می شود و بدکار خوار و بی مقدار می گردد.

ـ المُحْسِنُ مَنْ صَدَّقَ اَقْوالَهُ اَفْعالَهُ. نیکوکار کسی است که رفتارش گفتار او را تصدیق می کند.

ـ المُحْسِنُ حَیٌّ وَ اِنْ نُقِلَ اِلی مَنازِلِ الامْواتِ. نیکوکار هر چند به منزل مردگان حمل شود، همواره زنده است.

ـ شَرُّ الْمُحْسِنینَ الْمُمْتَنٌّ بِاِحْسانِهِ. بدترین نیکوکاران کسی است که در مقابل احسانی که کرده است منت گذارد.

ـ اِذا رَأیْتُمُ الْخَیْرَ فَسارَعْتُمْ اِلَیْهِ و رَأیُتُم الشَّرَّ فَتَباعَدْتُمْ عَنْهُ وَ کُنْتُمْ بالطّاعاتِ عامِلیِنَ وَ فِی المَکارِمِ مُتَنافِسیِنَ کُنْتُمْ مُحْسِنینَ فائِزینَ. وقتی کار خیری را دیدید و به سوی آن شتافتید و کار بدی را مشاهده کردید از آن دوری کردید و عبادات و اطاعت خداوند را به جای آوردید و در مکارم الاخلاق و صفات نیک بر یکدیگر سبقت گرفتید، از نیکوکاران پیروز خواهید بود.

ـ نُفُوسُ الاَبْرارِ اَبَدا تأبی اَفْعالَ الفُجّارِ جان های نیکوکاران همیشه از کارهای بدکاران بیزار است.

اصول و احکام احسان و نیکوکاری

ـ الاِسرافُ مَذْموُمٌ فی کلِّ شَئٍ اِلاّ فی اَفْعالِ الخَیْرِ اسراف در هر چیز بجز در کارهای نیک ناپسند است.

ـ اَفْضَلُ البَرِّ ما اُصِیبَ بِهِ الاَبْرارَ. بهترین نیکی آن است که خیرش به نیکوکاران برسد.

ـ اَفْضَلُ البَرِّ ما اُصِیْبَ بِهِ اَهْلَهُ. بهترین احسان آن است که خیرش به اهل آن برسد.

ـ اَحَقُّ مَنْ بَرَرْتَ مَنْ لایَغْفَلْ بِرَّکَ. سزاوارترین کس به نیکی کسی است که از نیکی کردن به تو غافل نمی شود.

ـ اِنَّکُمْ مُجازُونَ بِاَفْعالِکُمْ فَلا تَفْعَلُوا الاّ بِرا. همانا شما با کارهایتان پاداش داده می شوید. پس جز نیکی کاری نکنید.

ـ خِیْرُ البِرَّ ما وَصَلَ اِلی الْمُحْتاجِ. بهترین احسان آن است که به نیازمند برسد.

ـ الجزاءُ عَلی الاِحْسانِ بِالاِساءَةِ کفرانٌ. نیکی را با بدی پاسخ دادن ناسپاسی است.

ـ اِتِبّاعُ الاَحْسانِ بالاِحْسانِ مِنْ کمالِ الجُودِ. پی در پی احسان کردن نشانه کمال بخشندگی است.

ـ جُحُودُ الاِحسانِ یُوجِبُ الْحِرْمانِ انکار احسان سبب محرومیّت از نیکی می شود.

ـ رَأسُ الاَحْسانِ الاِحسانُ اِلی المؤُمنیِنَ برترین احسان احسان به مومنان است.

ـ ضادّوا الاِساءَةَ بِالاِحْسانِ بانیکوکاری به مقابله بدی ها بروید.

ـ بِرُّ الوالدَینِ اَکْبَرُ فَریضةٍ. نیکی به پدر و مادر بزرگ ترین واجب است.

ـ فِی کُلِّ بِرٍّ شُکْرٌ. برای هر چیز و نیکی شکری لازم است.

ـ مِنْ اَفْضَلِ البِرِّ بِرُّ آلاَیْتامِبهترین نیکی، نیکی کردن در حق یتیمان است.

ـ کُلُّ حَسَنَةٍ لایُرادُ بِها وَجْهُ اللهِ تَعالی فَعَلَیْها قُبْحُ الرِّیا وَ ثَمَرَتُها قُبْحُ الْجَزَاءِ.هر احسان که با آن خشنودی خداوند متعال قصد نشده باشد آلوده به ریا و نتیجه آن پاداش نامناسب است.

ـ أوْفَرُ البِرَّ صلةُ الرَّحِمِ. صله رحم بیشترین و کاملترین نیکی است.

ـ اَحْسَنَ الاِحْسانِ مُواساةُ الاِخوانِ. بهترین احسان مواسات با برادران دینی است.

ـ اَفْضَلُ العَطاءِ تَرْکُ المَنِّ. برترین احسان ترک منت است.

ـ اَفْضَلُ النَّوالِ ما وَصَلَ قَبْلَ السؤال. با فضیلت ترین احسان آنست که پیش از درخواست نیازمند به او برسد.

ـ اِنّکَ إِنْ اَحْسَنْتَ فَنَفْسَکَ تُکْرِمُ وَ اِلَیْها تُحْسِنُ.اگر نیکی کنی خویش را گرامی داشته ای و به خودت نیکی کرده ای.

ـ آفَةُ الْعَطا المَطَلُ. آفت بخشش به تأخیر انداختن آن است.

ـ مَنْ مَنَّ باِحْسانِهِ کدَّرَهُ. هر کس که به همراه احسانش منّت بگذارد، آن را تیره ساخته است.

ـ اَحْسِنُ الصَّنایِعِ ما وافَقَ الشَّرایِعَ. بهترین احسان آنست که موافق احکام شریعت باشد.

ـ اَحْسِنْ اِلی مَنْ اَساءَ اِلَیْکَ وَ اَعْفُ عَمَّنْ جَنی عَلَیْکَ. به آن که به تو بدی کرده خوبی کن و از آن کس که بر تو ستم روا داشته است درگذر.

ـ المَنُّ یُفْسِدُ الاِحْسانَ. منت گذاشتن احسان و نیکی را تباه میکند.

ـ جَمالُ الاِحْسانِ تَرَکُ الاِمْتِنانِ.زیبایی احسان در ترک منت است.

ـ خِیْرُ العِبادِ مَنْ اِذا اَحْسَنَ اِسْتَبشَرَ. بهترین بندگان خدا کسی است که اگر نیکی کند شادمان شود.

ـ لایَزالُ المُسْلِمُ یَکْتَبُ مُحْسِنا مادامَ ساکِنا فَاِذا تَکَلَّمَ کُتِبَ مُحْسِنَا او مُسِیئا. مسلمان تا وقتی که ساکت است از جمله نیکوکاران به حساب می آید، اما همین که زبان به سخن گشود از نیکوکاران به حساب می آید.

موضوعات: مناسبتها  لینک ثابت
 [ 08:35:00 ق.ظ ]




 

نویسنده: علی نعیم الدین خانی

آرزوی دیرینه

آنچه در این نوشتار می خوانید، آرزوهایی است که قرآن کریم آنها را از زبان انسان روایت کرده و زبان حال نیکان و بدان و آرزوی قلبی ‏آنان را دردنیا و آخرت ترسیم کرده و در حقیقت، سالک طریق کمال و جمال را به این حقایق نورانی و انسان ساز متوجه نموده است تا از سرمایه ی زندگانی خود بهترین بهره را برد و در روز قیامت نیز که «یوم التغابن: روز حسرت خوردن» است، به عذاب جان سوز الهی و تأسف جانکاه «یا لیتنی » دچار نشود و به رستگاری و همجواری با اولیای رحمانی نایل آید.
‏از این رو، موضوع یادشده را دو ساحت دنیوی و اخروی ارائه کرده، ای کاش های قرآنی را در این دو سرای زندگانی بررسی می نماییم. باشد که چرخ هدایت افروزد و طریق سعادت گشاید و آرزوهای ما را رنگ قرآنی وخدایی بخشد.
‏در شماره ی نخست این مقاله، به بیان آرزوهای زشت و زیبا در دنیا می پردازیم و بیان آرزوهای بدان و نیکان در عالم آخرت را به وقتی دیگر وا می نهیم.

آرزوی های زشت و زیبا در دنیا

به طور کلی، در سرای دنیا که خود زمینه ساز و مزرعه ی آخرت به شمار می رود، دو نوع آرزو مطرح است. قرآن کریم نیز به خوبی دو گروه از انسان ها و آرزوهایشان را ترسیم نموده است؛ یکی آرزوی بدان و غافلان، و دیگری تمنای پاکان و مؤمنان.
1. ای کاش صاحب جاه و ثروت می شدیم!
‏قارون که از دانشمندان بنی اسرائیل و پیروان موسی کلیم الله و حافظ تورات بود، وقتی به ثروت و دارایی رسید، سرکش و مغرور شد و با حضرت موسی(ع) و هارون به مخالف پرداخت. گروهی از مردم، فریفته ی ثروت قارون شدند و آه سوزان از دل بر کشیدند و آرزو کردند ای کاش به جای قارون بودند و لذت ها و شیرینی های دنیا را، حتی برای مدتی کوتاه می چشیدند. از این ‏رو، چنین گفتند: ( … یا لَیتَ لَنا مِثلَ ما أوتِی قارُونُ إِنَّهُ لَذُوه حَظٍّ عَظیمِ)؛ ای کاش ما نیز مثل آنچه به قارون داده شده است، داشتیم. همانا او ‏صاحب بهره ی بزرگ است. (سوره ی قصص، آیه ی 79)
آیات بعد، به شدت این نوع نگرش را سرزنش می کند و پاداش الهی را از بهره ی دنیا بسی بالاتر و بهتر ‏معرفی می نماید و در واقع، صبرکنندگان بر لذاید زود گذر دنیایی و شکیبایان بر سختی عدم دلبستگی به متاع اندک دنیا را در شمار مؤمنان و صالحان می داند. آری! ‏زشت ترین آرزو درسرای دنیا آن است که به جای ایمان به حق و عمل صالح، از زیاده خواهی و جستجوی بیش از حدّ مال و مکنت دنیوی سرچشمه گیرد. چنین آرزویی جز غفلت و سرگرمی به لذایذ زودگذر ‏دنیایی و گمراهی و شقاوت نتیجه ای نخواهد داشت. بدیهی است که چنین کسی در آخرت نتیجه ی خواهش های دنیایی خویش را آشکارا می بیند و آه جان سوز بر می کشد که: (یا لَیتَها کانَتِ القاضِیَةَ * ما أغنی عَنِّی مالِیَه * هَلَکَ عَنَّی سُلطانِیَه)؛ ای کاش آن [مرگ] کار را تمام می کرد! مال من مرا سودی نبخشید [و] قدرت من ازکف برفت.(سوره ی حاقه، آیه ی27-29)
2‏. ای کاش فراموش می شدم!
‏در آیات قرآن، زیباترین آرزوها در سرای دنیا از زبان زنی مقدس و مطهر چون مریم عمران (س) بیان شده است. آن هنگام که از شدت درد فرزندی که در شکم داشت، به زیر درخت خشکیده خرما پناه برد، مشکلات پیش رو و نگرانی از تهمت ها و زخم زبان های دیگران، گویی سنگینی کوهی از درد و غم را بر ‏وجود او می افکند. از این رو، آرزو کرد که: (… یا لَیتَنی مِتُّ قَبلَ هذا وَ کُنتُ نَسیاً مَنسِیّاً)؛ ای کاش ‏من پیش از این مرده بودم و به کلی فراموش می شدم! (سوره ی مریم، آیه ی23)
‏این آرزوی مریم مقدس (س) برخاسته از اوج نجابت، عفت و پاکدامنی او بود و به پویندگان طریق پاکی، به ویژه زنان مسلمان این درس را می آموزد که والاترین ارزشی که زنان، تمام حیات معنوی شان را در گرو آن می بینند، این است که در اندیشه ی حفظ عفت و نجابت خویش باشند و حتی گمان این که دیگران کوچک ترین اندیشه ی ناروایی را در موردشان داشته باشند، باعث گردد که مریم گونه چنین آرزویی کنند و این گونه، به برکت بهرمندی از طهارت راستین، شایسته ی پرورش مسیحادمان الهی و مؤمنان تأیید شده به روح قدسی شوند. آری! این آرزو، به حق زیباترین تمنایی است که در دار وجود تحقق می یابد؛ زیرا مردان بزرگ از دامان زنان پاکدامن به معراج می روند و سعادت جامعه در گرو سعادت و طهارت زنان آن جامعه است و چنین زنانی هستند که در قلعه ی آرامش الهی به سر می برند و چشمه ساران بهشتی از زیر قدم های مریم گونه شان جاری می شود تا بستر اجتماع انسانی را حیات معنوی و طراوت و سرسبزی روحانی بخشد؛ ( فَناداها مِن تَحتِها ألَّا تَحزنَی قَد جَعَلَ رَبُّکِ تَحتَکِ سَرِیاً)؛ پس، از زیر [پای] او [فرشته] وی را ندا داد که: غم مدار، پروردگارت زیر [پای] تو چشمه ی آبی پدید آورده است(سوره ی مریم، آیه ی24)
منبع: نشریه بشارت، شماره ی 70

موضوعات: دینی مذهبی  لینک ثابت
[سه شنبه 1391-12-08] [ 09:43:00 ق.ظ ]




ادویه
دنیای ادویه‌ها دنیای شگفت انگیزی است.

نتایج مطالعات گوناگون حاکی از آن است که ادویه‌ها برای سلامتی بدن مفید هستند: زرد چوبه خواص ضد سرطانی دارد، فلفل سیاه برای دستگاه گوارش مفید است، فلفل قرمز دردها را تسکین می‌دهد، زعفران برای مغز مفید است و… برای آشنایی بیشتر با این دنیای شگفت آور مطالعه‌ این مطلب را از دست ندهید!

زرد چوبه: ضد سرطان

سازمان جهانی سلامتی تأثیر زردچوبه برای درمان مشکلات گوارشی از قبیل دل درد، بی‌اشتهایی و سوزش معده را به اثبات رسانده است. زردچوبه باکتری موسوم به هلیکوباکترپیلوری عامل زخم معده را از بین می‌برد. بر اساس پژوهش‌های انجام گرفته این خاصیت زردچوبه مدیون ماده‌ای به نام کارکامین است. این ماده علاوه بر رفع مشکلات گوارشی، قدرت زیادی در جهت پیشگیری از سرطان دارد. میزان مصرف: روزانه ۳ الی ۴ نوک انگشت زردچوبه برای بدن کافی است. البته به نظر می‌رسد که کارکامین به راحتی جذب بدن نمی‌شود برای همین این ادویه باید همراه اندکی روغن طبخ شود.

فلفل سیاه: ضد درد

بر اساس یک پژوهش آلمانی، کپسایسین (ماده‌ موجود در فلفل)، درد را کاهش می‌دهد. گفتنی است که استفاده از پمادهای ضد درد با پایه‌ کپسایسین برای تسکین دردهای ناشی از آرتریت و آرتروز به تایید سازمان غذا و داروی آمریکا رسیده است.

فلفل قرمز: هضم غذا

فلفل قرمز به هضم غذا کمک می‌کند. در سال ۲۰۰۲، یک پژوهش ایتالیایی نشان داد که این ادویه برای رفع احساس خستگی بسیار موثر است. خواص فلفل قرمز نیز مدیون کپسایسین است. این ماده قدرت تحریک ترشحات معده را دارد و به این ترتیب باعث هضم بهتر غذا می‌شود. میزان مصرف: درصورتی که مشکل گوارشی دارید مصرف روزانه ۱ الی ۲ نوک انگشت فلفل قرمز همراه غذا کافی است.اگر به فلفل حساسیت دارید و یا از سندرم روده‌ تحریک ‌پذیر رنج می‌برید از مصرف فلفل خودداری کنید.

 

زنجبیل: ضد تهوع

 

بر اساس یک پژوهش آلمانی و یک پژوهش آمریکایی که همزمان در سال ۲۰۰۵ انجام گرفت، مشخص شد زنجبیل خاصیت ضد تهوعی دارد. به بیان روشن، زنجبیل از استفراغ و حالت تهوع پیشگیری می‌کند و یا آن‌را متوقف می‌سازد. این خاصیت زنجبیل به دلیل وجود موادی از قبیل gingerol، shogaols و zingerones می‌باشد که تحریکات تهوع‌زای معده را کاهش می‌دهند. میزان مصرف: درصورتی که احساس تهوع دارید یک سوم قاشق چای‌خوری پودر زنجبیل یا یک تکه زنجبیل تازه می‌تواند چاره ساز باشد. می‌توانید از این ادویه‌ مفید به‌صورت خام، دم کرده و یا از پودر آن در غذای‌تان استفاده کنید.

دارچین: پایین آمدن قند خون

بر اساس پژوهشی که محققان پاکستانی در سال ۲۰۰۳ انجام داده‌اند، دارچین به پیشگیری یا درمان دیابت کمک می‌کند. مصرف روزانه ۳ تا ۶ گرم عصاره‌ دارچین (به مدت ۴۰ روز)، قند خون مبتلایان به دیابت نوع ۲ را به میزان ۱۸ تا ۲۹ درصد، تری گلیسرید را به میزان ۲۳ تا ۳۰ درصد و کلسترول مضر خون یا LDL آنها را به میزان ۷ تا ۲۷ درصد کاهش می‌دهد. پژوهش دیگری که در سال ۲۰۰۶ روی ۷۹ فرد انجام گرفت نیز نتایج یکسانی را ارائه داد.

دکتر بئاتریس رینال، متخصص تغذیه می‌گوید: «دارچین بالا رفتن میزان قند خون بعد از اتمام غذا را کاهش می‌دهد و به مبتلایان به دیابت و یا افرادی که در شرف ابتلا به آن هستند این امکان را می‌دهد تا در تغذیه‌ خود کمتر دچار مشکل شوند». میزان مصرف: روزانه ۱ قاشق غذاخوری در غذا.

شاخه میخک: تسکین دندان درد

جویدن شاخه‌ میخک روش بسیار خوبی برای کاهش دندان درد (تا رسیدن به دندان پزشک) است.
به گفته‌ دکتر رینال میخک حاوی اوژنول است که این ماده، ضد التهاب، ضدعفونی کننده و همچنین بی‌حس کننده موضعی محسوب می‌شود. به همین دلیل می‌تواند باعث تسکین درد شود. روش استفاده: ۱ یا ۲ شاخه میخک را له کنید و تا زمان رسیدن به دندان پزشک روی دندان دردناک بگذارید.

زعفران: ضد افسردگی

نتایج دو پژوهش ایرانی که روی افراد مبتلا به افسردگی خفیف انجام گرفت حاکی از آن است که زعفران برای درمان علائم افسردگی از دارونماها یا placebo مؤثرتر عمل می‌کند. در یکی از این پژوهش‌ها محققان به مقایسه‌ اثرات زعفران و داروی فلوکستین fluoxetine دست زدند و به این نتیجه رسیدند که زعفران به اندازه‌ این دارو موثر است. البته تا امروز علت خاصیت ضد افسردگی این ادویه سرخ بر محققان پوشیده مانده است. در طب سنتی ایرانی افسردگی را با زعفران درمان می‌کردند. میزان مصرف: به طور مرتب از زعفران در طبخ غذاهای‌تان استفاده کنید البته درصورت امکان؛ چون زعفران ادویه‌ گرانی است.

منبع : www.salamatnews.com

موضوعات: اطلاعات علمی  لینک ثابت
 [ 09:11:00 ق.ظ ]




 

یکی از برتری های دین اسلام نسبت به ادیان دیگر همه جانبه و چند بعدی بودن دین اسلام است ، که تمام ابعاد و زوایای زندگی فردی و اجتماعی بشر را پوشش می دهد. اسلام مانند بعضی ادیان دیگر یک بعدی نیست. در اسلام علاوه بر تعالیم فردی ، عبادی و معنوی ، تعالیم و قوانین اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی و … بسیار دقیق و گسترده ایی وجود دارد که پیروی از این تعالیم هم راستای تعالیم فردی و معنوی ، سعادت فردی و اجتماعی یک جامعه و فراتر از ان بشریت را به همراه دارد.

 در این بحث ، اسلام و نظام اقتصادی فردی و اجتماعی بررسی می شود.

 اسلام و نظام اقتصادی فردی و اجتماعی

 یکی از قوانین حاکم بر جامعه و افراد ان ، نظام اقتصادی است. در هر جامعه ایی برای تداوم ، ثبات ، ارامش ، توازن و تعادل در اوضاع اقتصادی فردی و اجتماعی نیاز به قوانین مشخصی است  که قوانین و حد و حدود افراد جامعه و مسئولان و حاکمان ان را در حوزه نظام اقتصادی مشخص می کند. در دین اسلام نیز قوانین و تعالیم دقیق و منحصر به فردی در حوزه اقتصادی و نظام اقتصادی وجود دارد.
 نظام اقتصادی در اسلام را می توان به دو بخش تقسیم کرد :
 نظام اقتصادی فردی
 نظام اقتصادی اجتماعی
 دین اسلام تعالیم و دستورات و قوانینی را برای افراد جامعه و مسلمانان در حوزه نظام اقتصادی در مورد کسب درامد ، معامله ، معاوضه ، سرمایه گزاری ، قرض و … تعیین کرده است . این تعالیم و قوانین در مواری به  صورت توصیه و سفارش بیان شده است  و در موادی واجب و الزام شده است. (1)
 کسب و کار
کسب و کار ابتدایی ترین سطح نظام اقتصادی هر جامعه ایی را تشکیل می دهد و به عنوان پایه و اساس نظام اقتصادی جوامع به شمار می رود. اسلام قوانین و تعالیم مخصوصی را برای کسب و کار و درامد افراد یک جامعه اسلامی در نظر گرفته شده است و اساس ان  کسب و کار مشروع و کسب روزی حلال است.
دین اسلام به پیروانش اجازه نمی دهد به هر شیوه و روشی کسب درامد کنند ، اجازه نمی دهد هر کسب و کاری را برگزینند ، اجازه نمی دهد با ضرر و زیان به افراد یه جامعه کسب درامد کند. دین اسلام قوانین و تعالیم منطقی ، انسانی و مشخصی را برای کسب و کار و درامد افراد تعیین کرده است.
یکی از افت های نظام اقتصادی و نظام های اقتصادی حاکم بر جهان نبود تعهد های انسانی و وجدانی در کسب و کار و درامد و سود است. در این جوامع افراد با هر شیوه و روشی سعی در کسب درامد و سود می کنند و تنها عامل محدود کننده ان ها قوانین بشری هستند که جوامع و نظام های حاکم  ان ها را تعیین می کنند و افراد را اجبار به پیروی از ان می کنند . از انجا که یکی از نقص های قوانین بشری کامل نبودن ان ها و امکان نقص و اشتباه در انها است . در این قوانین بشری همیشه  نقص و روزنه هایی وجود دارد که زمینه را برای سودجویی و سو استفاده فراهم می کند و افراد به هر طریقی و با استفاده از روزنه ها و فرار از این قوانین کسب درامد و سود می کنند که این نوع کسب و کار و درامد  یکی از ضربات بزرگ افراد سود جوی یک جامعه به پیکر نظام اقتصادی ان است . در یک نظام اقتصادی برای سامان دادن به کسب و کار و درامد افراد ،  بی شک فقط یک تعهد وجدانی و انسانی و یا قوانینی مافوق بشری است که می تواند به این نوع سود جویی و حرص و طمع در کسب درامد و سود بیشتر ، سر و سامان دهد.
اسلام ، بی شک برترین و انسانی ترین  قوانین و تعالیم اقتصادی در کسب و کار و درامد را ارائه می کند. این قوانین و تعالیم از یک جهت با توصیه و سفارش و تاکید در کسب و کار سالم و حلال که تعریف شده و مشخص است ، این تعهد انسانی و وجدانی را در افراد جامعه به وجود می اورد و از جهت دیگر با ارائه قوانین دقیق و کارامد بر اساس فطرت ، انسانیت و عدالت ، به این اشفتگی در کسب و کار و درامد در نظام اقتصادی سامان می دهد.
در ادامه چند مورد از این قوانین و تعالیم را بررسی می کنیم.
احتکار

یکی از مواد کسب درامد و سود که اسلام ان را منع کرده است و ان را حرام می داند ، احتکار است. این شیوه ی کسب درامد و سود ، حرام ، غیر انسانی و افت در نظام اقتصادی است و در حکومت اسلام حاکم شرع و حکومت موظف  است با افرادی که به ایی شیوه کسب درامد و سود می کنند برخورد و ان ها را مجازات کند.
یکی از روش های کسب درامد و سود که رواج بسیاری دارد و حقیقتا یک افت برای نظام اقتصادی است ، احتکار است. در این روش کسب سود افراد اجناس و کالاهایی را خریداری می کنند و ان را انبار می کنند و با با اطلاع از اوضاع و شرایط خرید و عرضه و گاهی با مداخله و ضد و بند در تولید و عرضه و ترفند های دیگر ، که در نهایت با کمیاب شدن و افزایش قیمت ان جنش و کالا ، ان را با قیمتی بالاتر و گاهی تا چندین برابر قیمت خریداری شده به فروش می رسانند. در این روش با ایجاد یک افزایش قیمت کاذب در مورد ان کالا سود بدست می اورند و این نمونه بارز سو استفاده غیر انسانی از شرایط و اوضاع جامعه  و ضرر به افراد جامعه و نظام اقتصادی در جهت کسب سود و منفعت شخصی است.

اسلام این نوع کسب درامد و سود را حرام می داند. اسلام به پیروانش اجازه نمی دهد برای منفعت شخصی خود افراد جامعه را در مضیقه قرار دهند و با ضرر و فشار مالی بر افراد جامعه کسب درامد کنند و  با عرضه نکردن یک کالا و ضد و بند در مورد عرضه و تقاضا ، باعث افزایش قیمت ان شود و در نهایت سود بیشتر کند. ( در اسلام قوانین مشخصی برای تجارت و بازرگانی و کسب سود در معاملات و ..  وجود دارد که متعارف ، منطقی ، عقلی و انسانی است. )
این  نوع کسب درامد و سود و ایجاد افزایش قیمت و نوسان کاذب ( که معمولا در یک مقطع زمانی صورت می گیرد ) باعث می شود نظام اقتصادی یک جامعه ، ثبات و سامانی نداشته باشد و در این چنین شرایطی  امکان کسب و کار سالم ، سرمایه گذاری و فعالیت های اقتصادی سالم وجود نخواهد داشت . به همین علت است که اسلام برای سلامت و پویایی نظام اقتصادی فردی و جمعی به  پیروانش اجازه کسب درامد و سود با این چنین شیوه ایی را نمی دهد و در تعالیم اسلام این شیوه ی کسب سود به شدت منع شده و حرام شمرده می شود و همچنین حکام اسلامی و متولی نظام اقتصادی را موظف می دارد که با این شیوه کسب درامد و سود برخورد کند و و از فعالیت افراد با این شیوه ی کسب درامد و سود جلوگیری کند و ان ها را مجازات کند.

غش و تقلب در معامله
از جمله تعالیم دین اسلام به پیروانش دوری از دروغ و تقلب در کسب درامد و سود است . اسلام  معامله و کسب و کار بر پایه دروغ و ضرر به دیگران را حرام می داند و معاملات تجاری و اقتصادی را که بر اساس غش و دروغ و پنهان کاری باشد را باطل و حرام می داند . واضح است این تعلیم و قانون در اسلام  کاملا منطقی و عقلی و بر اساس روابط عادلانه و انسانی بین افراد یک جامعه  تعیین شده است و در جامعه ایی که افراد ان به این تعلیم پایبند باشد ان جامعه کسب و کار و رشد اقتصادی حقیقی و سالمی را خواهد داشت .
در جامعه ایی که افراد ان به این اصول انسانی  پایبند نباشند اوضاع اقتصادی مناسبی نخواهند داشت ، در این جوامع افراد با کلاهبرداری ، فریب ، پنهان کاری ، زد و بند ، تقلب و دروغ  کسب درامد و سود می کنند و عده دیگر متضرر خواهند شد  و که این اوضاع ، نوعی  بی ثباتی و اشفتگی در اقتصاد ان جامعه ایجاد می کند.

وام و قرض
یکی از تعالیم زیبا و  انسانی  دین اسلام ، تشویق و ترویج وام و قرض دادن است. دین اسلام پیروانش را بر وام و قرض دادن بسیار سفارش کرده است.
طبق تعاریف اسلامی دو نوع قرض و وام داریم :
وام به بندگان و مسلمانان
وام به خدا
وام به معنای قرض دادن است . وام  دادن به بندگان خدا و مسلمانان به این معنی است که اسلام از پیروانش می خواهد ، که اگر از نظر مالی توانا هستند به افرادی که از نظر مالی در مضیغه هستند برای رضای خدا قرض دهد . اسلام برای این قرض و وام دادن نکات بسیار دقیق و ظریفی دارد که  به شرح ان نمی پردازیم.
نوع دیگر از وام دادن ، وام به خدا یا همان صدقه است. اسلام کمک به فقرا و نیازمندان را یکی از وظایف انسانی مسلمین می داند و بسیار بر ان تاکیید می کند. و از این رو به عنوان وام به خدا از ان یاد می شود که فرد بخشی از مال خود را برای رضای خدا و وظیفه انسانی و مسلمانی خود در اختیار فقرا و نیازمندان قرار می دهد و مطمئنا خداوند در ازای ان اجر و پاداشی قرار داده است که به فرد باز پس خواهد داد.( این باز پس دادن هم دنیوی است و هم اخروی )

اسلام تعالیم و قوانین اقتصادی عادلانه  و انسانی فراوانی دارد و وام و قرض دادن یک نمونه از ان ها است ، اما امروزه مسلمانان چنان از اسلام و تعالیم اسلام دور شده اند که این تعلیم کاملا به فراموشی سپرده شده است  و امروز ملاک قرض و وام ، سود و منفعت شده است نه رضای خداوند.

امروز دیده می شود که یک برادر توانمند از نظر مالی ،  پول و مال خود را در یک بانک یا موسسه مالی  پس انداز می کند ، که در ازای ان سودی دریافت کند یا در فلان قرعه کشی شرکت داده شود و برادر دیگر  که از نظر مالی دچار مشکل است ، به همان بانک و موسسه مالی مراجعه می کند و با کلی شرط و شروط و سود با درصد های وحشتناک ، همان پول را میگیرد. !!!
در حالی  بر اساس تعالیم اسلام ، به او سفارش شده است که همان پول را بی منت و برای رضای خدا در اختیار برادر خود قرار دهد و مشکل مالی او را حل کند . (3)
همین روند در مورد افراد دیگر ادامه پیدا می کند و افراد با طمع سودی اندک در مقابل کاری انسانی و خدا پسند ، همه دست در دست هم می دهند و در نهایت زمینه ایی فراهم می شود که  سرمایه های هنگفتی در دست سود جویان و منفعت طلبان افتد و اختلاس ها و دزدی ها رخ دهد و نظام اقتصادی یک جامعه روز به روز اشفته تر و بی ثبات تر شود.
مگر نه این که  مسلمانان با هم برادر و برابرند ، پس این نا برادری ها از کجا امده است  ؟
ایا این چنین وضعی به دور از انسانیت نیست ؟
ایا رسم برادری است ؟
ایا رسم مسلمانی است ؟
کجای این گردش مالی بر اساس اسلام و تعالیم اسلامی است ؟
این فرهنگ و نظام  وام و قرض دادن بر چه اساس است ؟
چطور می شود  که رضای خداوند ، جای خود را به سود و درصد می دهد ؟
چطور می شود که  قرض الحسنه  جای خود را به اسکونت و پورسانت می دهد ؟
چطور می شود که تعالیم  قرض و وام دادن در اسلام ، این چنین تحریف و نابود می شود ؟
چطور می شود که برای یک سود اندک این چنین برادری و انسانیت فراموش می شود ؟
چطور می شود که کسب سود مالی  بر کسب رضا و خوشنودی خداوند ترجیح داده می شود ؟
چطور می شود که جامعه اسلامی این چنین از اسلام و تعالیم ان دور می شود ؟
قطعا تنها عامل عمل نکردن و درست عمل نکردن به اسلام و قوانین ان است. چرا که اسلام تمامی مسائل را با ارائه برنامه و راهکار های انسانی و منطقی  مطرح کرده است و اصولی را ارائه کرده ا ست که با استناد به انها می توان نظام اقتصادی سالم و امنی را برقرار کرد.

خمس و زکات (3)
یکی دیگر از دستورات اسلام در حوضه نظام اقتصادی ، خمس و زکات  است.
بحث و تفسیر در مورد خمس و زکات و موارد مصرف و مواردی را که به انها تعلق می گیرد  ، خارج از این بحث است و با چند جمله و تعبیر خلاصه  ان را بررسی می کنیم.
خمس و زکات در اسلام  بخشی از مال و اموال افراد جامعه است که با تعیین شرایط و مشخص کردن مقدار ان اخذ می شود و دین اسلام ان را بر پیروانش واجب کرده است و ان را هم ردیف با اعمال عبادی قرار داده است .
خمس و زکات مصارف جداگانه ایی را دارند. خمس به اموالی همانند غنیمت ، کنج ، مازاد هزینه سالیانه و … تعلق می گیرد.
زکات به منفعت و سودی تعلق می گیرد که افراد به سبب کار و فعالیت و با استفاده از موهبت ها الهی و منابع طبیعی بدست می اورند.

اسلام به پیروانش سفارش می کند که اگر غنیمتی یا گنجی بدست اوردند و یا مبلغی مازاد بر هزینه سالیانه خود داشتند مقدار یک پنجم ان را در راه خدا و برای رضای خداوند خرج کند و اگر در کار و فعالیت خود با استفاده از نعمت های خداوند و منابع طبیعی که خداوند برای انسان مسخر کرده است سود و منفعتی بدست می اورد مقدار یک هشتم ان را در راه خدا و رضای خدا خرج کند. این که افراد یک جامعه زمانی که سود و منفعتی می کند و یا کنج یا غنیمتی بدست می اورد ، بخشی از ان را صرف کمک به  فقیران و در راه ماندگان ، بدهکاران ، درماندگان و از کار افتادگان و … کند هم منطقی و عقلی است هم انسانی و از همه مهم تر توازن و عدالت در ثروت افراد جامعه به وجود می اید و در نهایت موجب بهبود نظام اقتصادی یک جامعه خواهد شد.

چه کسی کمک به فقیران واقعی ، افراد از کار افتاده و زمین گیر شده ، افراد بی بضاعت و سر پناه و …  را وظیفه انسلنی نمی داند ؟
ایا این دستور زکات و خمس و این کمک کردن  باعث بهبود وضع اقتصادی جامعه نخواهد شد؟

امروزه در جوامع غیر اسلامی نیز چنین قوانینی وجود دارد که با عناوینی همچون مالیات مطرح می شود و افراد جامعه موظف به پرداخت ان هستند ولی اسلام قوانیینی جامع تر و کامل تر هزاران سال پیش ارائه کرده است و در این تعالیم و قوانین به طور مشخص ،  مقدار ، نوع و شرایط ان و از همه مهم تر نحوه مصرف این اموال و همچینین متولی ان را نیز تعیین کرده است که بی شک  این تعالیم و قوانین اسلامی کارامد ترین تعالیم و قوانین در حوزه نظام اقتصادی است.

ارث
ارث  یکی از موارد جابه جایی ثروت  است که نظام اقتصادی فردی و اجتماعی  از ان بی تاثیرنیست . اسلام  به مساله ارث توجه ویژه ایی دارد و برای ان برنامه ایی دقیق دارد و در قرآن کتاب اسمانی ما مسلمانان به این موضوع پرداخته شده است.(4)
بی شک این دستورات و برنامه های تعیین شده ،  سلامت و عدالت در نطام اقتصادی فردی و اجتماعی یک جامعه را به همراه خواهید داشت . بحث و گفتگو درمورد برنامه اسلام در ارث بردن و تقسیم ارث بحث مفصلی است که در این مبحث به ان نمی پردازیم.

مهریه
مهریه یکی از زیباترین و عادلاترین تعالیم اسلام در حمایت اقتصادی از زنان جامعه است.(5) اسلام با در نظر گرفتن چنین حقی برای زنان ، به ان ها از نظر اقتصادی استقلال و اختیار می دهد. اسلام تاکیید دارد که هیچ کس نسبت به این مهریه حقی ندارد و تماما متعلق به زن است و در زن در استفاده ان اختیار تام دارد.

دیه
دیه یا خون‌بها از قوانین اسلام است و در قرآن نیز به این موضوع اشاره شده است.(6) بر اساس تعاریف فقهی، مال یا پولی است که به سبب کشتن انسان یا نقص عضو به کسی که صدمه دیده است، یا بازماندگان او پرداخت می‌شود.
یکی از مواردی که می تواند در شرایط اقتصادی یک خانواده یا فرد تاثیر گذار باشد دیه می باشد. اسلام در هر شرایطی ، وضعیت مالی و اقتصادی افراد و جامعه را در نظر گرفته است و احکام دقیق دیه نمونه بارز این توجه است. احکام دیه بر این اساس است که زمانی که فردی از یک خانواده  توسط شخصی کشته شود و یا نقص عضوی بر او وارد شود ، فرد و یا خانواده او از نظر تامین مخارج زندگی و اوضاع اقتصادی دچار مشکل خواهد شد و در این جا اسلام با وضع احکام دیه به این شرایط بحرانی در اقتصاد فردی یا خانواده و اجتماعی سر و سامان می دهد.

از بحث و گفتگو در مورد ارث ، مهریه و دیه و نظرات و انتقادات مربوط به ان می گذریم و در مبحثی دیگر به ان خواهیم پرداخت . در این جا هدف از ذکر موضوع ارث ، مهریه و دیه  بیان دقت ، ظرافت ، عدالت و مساوات در نظام اقتصادی اسلام است که برای تمامی مواردی که به نحوی مرتبط با نظام اقتصادی یک جامعه یا خانواده است ، تعالیم و دستورات دقیق و ظریفی دارد که نظام اقتصادی یک جامعه را به بهترین نحو مدریت می کند.
امروز ملل و جوامع بشری بیش از هر زمان دیگری به نا کارامد بودن نظام های اقتصادی خود اذعان دارند و اشفتگی و بحران در اقتصاد خود را ناشی از غلط و ناکارامد بودن نظام اقتصادی خود می دانند و امروز جوامع بشری  نیازمند یک نظام اقتصادی کامل و جامعی است که با تعالیم و دستورات خود در نظام اقتصادی فردی و اجتماعی  ، یک نظام اقتصادی  بر اساس فطرت ، انسانیت ، سلامت ، عدالت ، مساوات ،  برابری  و برادری  بر پا کند و نظام اقتصادی جوامع بشری را سر و سامان دهد و بی شک تنها را نجات جوامع از این اشفتگی و بحران اقتصادی ، بازگشت به تعالیم و دستورات دقیق نظام اقتصادی اسلامی است.

 پاورقی
______________________________________________
1-  برخی از تعالیم و قوانین اسلام در نظام اقتصادی به صورت توصیه و سفارش بیان شده است و این تعالیم جنبه انسانی و معنوی دارد و در عین حال نجات بخش و سامان دهنده نظام اقتصادی فردی و جمعی می باشد. به طور مثال : توصیه و سفارش اسلام به قرض و وام دادن ، صدقه ، کمک به فقیران و مستمندان و …
برخی از تعالیم و قوانین اسلام در نظام اقتصادی به صورت الزام بیان شده است و عمل به ان واجب شمرده می شود و عمل نکردن به ان معصیت و جرم است و به تبع ان دارای مجازات است که به حاکم شرع و حکومت اجازه بازخواست و نظارت بر عمل به این  قوانین داده شده است. به طور مثال : مالیات های اسلامی ، ربا و نزول ، احتکار ، تقلب و کلاه برداری و …
( این مواد و رابطه ان ها با نظام اقتصادی در ادامه  توضیح داده شده است )

3- اگرچه بانک ها و موسسات مالی با عناوینی همچون مضاربه (تقسیم سود)، ودیعه (به امانت گذاردن)، مشارکت (سرمایه‌گذاری مشترک)، مرابحه (قرارداد مبتنی بر قیمت تمام شده) و اجازه به شرط تملیک ( لیزینگ )  و … سعی بر اجرای قوانین اسلامی دارند اما مواردی همچون  پرداخت و دریافت سود مشخص ، وام با درصد سود مشخص و … در بانکداری امروزی امیخته شده است که با مفاهیم ذکر شده در تضاد است . بحث و انتقاد از چگونگی و اجرای قوانین بانکی و بانکداری اسلامی خارج از این بحث است ، انشالله در مبحثی دیگر به بررسی بانکداری اسلامی خواهیم پرداخت.

(3) زکات از دستورات اسلامیست و در مورد چیزهایی وضع شده که انسان آنها را با کمک طبیعت به وجود می‌آورد، آن هم طبیعت سهل و ساده؛ یعنی انسان به نسبت کار کمی انجام می‌دهد و طبیعت کار بیشتر را انجام می‌دهد و محصول را مفت و رایگان در اختیار انسان می‌گذارد. ( مقدار ان یک قسمت از هشتم قسمت است )
خمس یکی از انواع مالیات‌های اسلامی است که شیعیان بدان معتقدند و به منظور رفع مشکلات مالی امت اسلامی و توزیع عادلانه ثروت و تقویت بنیه مالی حکومت اسلامی وضع شده است. ( مقدار ان یک قسمت از پنج قسمت است )
طبق اعتقاد شیعه، خمس به دو سهم تقسیم می‌شود که یکی سهم سادات فقیر، یتیم و در راه درمانده‌است و دیگری سهم امام زمان که هر دو سهم باید به مرجع تقلید یا نمایندهٔ وی داده شود، مگر آن که از ایشان اجازه گرفته و در راهی مصرف شود که آن‌ها اجازه می‌دهند. سید محمد جواد غروی در کتاب خود چنین می نویسد که خمس در هفت چیز است:
اول:آن چیزی است که در جنگ کفّار گرفته می شود، منقول باشد یا غیر منقول.
دوم:معادن است و مستند آن اخبار مستفیظه می باشد مثل صحیفه ی حلبی.
سوم:گنج که به عنوان مال ذخیره و در زمین معروف است و اجماع کافّه ی علما بر وجوب خمس است.
چهارم:هرچه با غواصی از دریا خارج شود، مثل جواهر و در اگر قیمتش یک دینار به بالا باشد.
پنجم:آن چه از هزینه سالانه شخص و نفقه خوارانش سرافتد.
ششم:هرگاه شخص، زمینی را از مسلمانی بخرد، خمس بر آن واجب است و بر اساس آن چه در مدارک گفته است مراد زمین آماده شده برای زراعت است.
هفتم:هر گاه حلال با حرام مختلط شده باشد و قابل تمیز نباشد خمس بر آن واجب است. ( منبع : http://fa.wikipedia.org )

(5) سوره نسأ ، ایات 11 و 12
حكم خدا در حق فرزندان شما اين است كه پسران دو برابر دختران ارث برند پس اگر دختران بيش از دو نفر باشند فرض همه دو ثلث (دو سوم ) تركه است و اگر يك نفر باشد، نصف و فرض هر يك از پدر و مادر يك سدس تركه است در صورتى كه ميت را فرزند باشد و اگر فرزند نباشد و وارث منحصر به پدر و مادر باشد در اين صورت مادر يك ثلث مى برد (و باقى به پدر رسد) و اگر ميت را برادر باشد در اين فرض مادر سدس خواهد برد پس هر آنكه حق وصيت و دين كه به مال ميت تعلق گرفته استثنا شود، شما اين را كه پدران يا فرزندان و خويشان كدام يك به خير و صلاح و به ارث بردن به شما نزديكترند نمى دانيد (تا در حكم ارث مراعات كنيد) (اين احكام ) فريضه اى است كه خدا بايد معين فرمايد زيرا خداوند بهر چيز دانا و به همه مصالح خلق آگاه است (11).
سهم ارث شما مردان از تركه زنان نصف است در صورتى كه آنها را فرزند نباشد و اگر فرزند باشد ربع خواهد بود پس از خارج كردن حق وصيت و دينى كه به دارائى آنها تعلق گرفته و سهم ارث زنان ربع تركه شما مردان است اگر داراى فرزند نباشيد و چنانچه فرزند داشته باشيد ثمن خواهد بود پس از اداى حق وصيت و دين شما و اگر مردى بميرد كه وارثش كلاله او باشند (برادر و خواهر امى يا هر خواهر و برادرى ) يا زنى بميرد كه وارثش يك برادر و يا خواهر او باشد در اين فرض سهم ارث يك نفر از آنها سدس ‍ خواهد بود و اگر بيش از يك نفر باشند همه آنها ثلث تركه را به اشتراك ارث برند بعد از خارج كردن دين و حق وصيت ميت در صورتى كه وصيت به حال ورثه بسيار زيان آور نباشد (يعنى زايد بر ثلث نباشد) اين حكمى است كه خدا سفارش فرموده و خدا به همه احوال بندگان دانا و به هر چه كنند بردبار است (12).

(5) سوره نسأ ، ایه 4
مهر زنان را بطور كامل به عنوان يك عطيه (الهى) بپردازيد ، اگر زنان با رضايت كامل خواستند مقدارى از مهر خود را ببخشند براى شما حلال و گواراست.

(6) سوره نسأ ، ایه 92
هيچ مومنى حق ندارد مومنى ديگر را بكشد، مگر به خطا، حال اگر كسى مومنى را به خطا به قتل برساند بايد (در كفاره آن ) يك برده مومن را آزاد كند و خون بهائى هم به كسان او تسليم نمايد، مگر آنكه خونخواهان آن را ببخشند، و اگر ورثه مقتول مومن از مردمى باشد كه بين شما و آنان عداوت و جنگ است ، همان آزاد كردن برده مومن كافى است و اگر مقتول از قومى باشد كه بين شما و آنان پيمانى برقرار هست بايد برده اى مومن آزاد و خون بهائى به كسان او تسليم كند و كسى كه نمى تواند برده اى آزاد كند به جاى آن دو ماه پى در پى روزه بگيرد، اين بخشايشى از ناحيه خدا است كه خدا همواره داناى فرزانه بوده است (92)

_ برای درک بهتر ایات توصیه می شود به تفاسیر انها رجوع کنید.
برخی مفسران دارای تفسیر قرآن     
شیعه
علی بن ابراهیم - شیخ طبرسی - شیخ طوسی - علامه طباطبایی - ملا فتح‌الله کاشانی - عبدالله جوادی آملی - ناصر مکارم شیرازی - ابوبکر عتیق نیشابوری - محمد صادقی تهرانی - سید محمود طالقانی - محسن قرائتی  - میر حیدر آملی - محمد مومن مشهدی
سنی
سیوطی - امام فخر رازی - زمخشری - محمد عبده  - ابوالفضل رشید الدین میبدی  -  ناصرالدین عبدالله بیضاوی

موضوعات: مسائل اقتصادی  لینک ثابت
 [ 09:04:00 ق.ظ ]




احتکار

احتکار ، به لحاظ اينکه قدرت خريد مردم را کاهش مي دهد ، حرام شمرده شده است . هر مقدار پولي که عادلانه و مشروع در اختيار فردي باشد ، در سيستم اقتصادي صحيح ، و دور از سودجويي و استثمار ، به معني آن است که به نسبت آن وجه ، حق استفاده از کالاهاي جامعه را در رابطه با نياز خود دارد . ولي احتکار اين حق را از او سلب مي نمايد . در واقع احتکار نه تنها پايمال کننده ي حقي از حقوق افراد است ، بلکه بر اثر وجود پول ، يعني وسيله ي مبادله کالا در دست مردم ، با نبودن کالا در بازار يا کمبود آن ، موجب تورم مي شود که از مفاسد بسيار خطرناک اجتماع است و در صورت ادامه ي آن ، آثار ناهنجار معنوي نيز به دنبال خواهد داشت و در نهايت در زنجيره ي نظام جامعه اختلال ايجاد خواهد کرد و نتيجتاً جامعه اي فاسد خواهد ساخت .

حرمت احتکار در روايات

امام صادق ( عليه السلام ) به نقل رسول خدا ( صلي الله عليه و آله ) فرمود :
« لا يحتکر الطعام الا خاطي » .
خوراک مردم را کسي احتکار نمي کند مگر گناهکار .(1)
امام باقر ( عليه السلام ) از پيامبر اکرم ( ص ) نقل فرموده اند : هر شخصي ، خوراکي خريداري و آن را تا چهل روز حبس نموده و به مسلمانان به قيمت گران عرضه کند ، بداند که پس از فروش اگر قيمت آن را صدقه دهد ، کفاره آنچه انچجام داده ، واقع نخواهد شد . (2)
همچنين رسول خدا ( صلي الله عليه و اله ) فرمود جبرئيل به من خبر داد که به دوزخ نظري کردم و ديدم دره اي در آن ميان مي جوشد . پرسيدم اي مالک دوزخ اين دره جايگاه چه کساني است ؟ گفت از آن سه گروه است : محتکرين ، دائم الخمر و آنانکه واسطه ي براي زن و مرد اجنبي جهت کار نامشروع هستند . (3)
در حديثي از رسول خدا ( صلي الله عليه و آله ) نقل شده است :
« الجالب مرزوق و المحتکر محروم و من احتکر علي المسليمن طعاماً ضربه الله بالافلاس و الجذام » . (4)
يعني رونق دهنده ي بازار مسلمين با جلب اجناس ، روزي بسياري دارد ولي محتکر ، محروم خواهد بود . هر که از مسلمانان مواد غذايي را احتکار نمايد ، خداوند وي را به فقر و جذام مبتلا مي سازد .
همچنين نقل است که آن حضرت بر مردي در بازار گذشت که غذايي را ارزانتر از قيمت بازار به فروش مي رساند . فرمود : آيا آن را به ارزانتر از قيمت معمول بازار مي فروشي ؟ گفت : آري . پيامبراکرم ( صلي الله عليه و اله ) فرمود : براي چه اين کار را مي کني ؟ آيا براي رضاي خداست ؟ گفت : آري . فرمود : بشارت مي دهم تو را زيرا کسي که بازار مسلمين را رونق دهد ، مانند مجاهد در راه خداست و محتکر در بازار مسلمين ، مانند کافر و ملحد به کتاب خداست . (5)
امام صادق ( عليه السلام ) فرمودند :
« الحکره في الخصب اربعون يوماً و في الشده و البلاء ثلاثه ايام فمازاد علي الاربعين يوماً في الخصب فصاحبه ملعون و مازاد في العسره ثلاثه ايام مصاحبه ملعون » . (6)
يعني احتکار در موقع فراواني اجناس چهل روز ، و در سختي و کمبود سه روز است ، در ايام فراواني هر چه از چهل روز بگذرد ، محتکر ملعون است و در اين سختي هر چه از سه روز بگذرد ، محتکر مورد لعن پروردگار است .
مرحوم شهيد ثاني در شرح لمعه فرموده اند بيان چهل روز و سه روز علي القاعده است ، نه اينکه تحديد موضوعيت داشته باشد . ( زيرا چه بسا اجناسي را يک روز هم تحمل کمبود آن نيست ؛ مثل بعضي از داروها براي بعضي از افراد ) .
از آنجا که روايات به صورت هاي مختلفي بيان شده ، لذا بين علماي شيعه نيز برداشتهاي متفاوتي است . بعضي از فقهاء گفته اند که احتکار ، به مفهوم اعم آن ، تنها شامل مواد غذايي نيست ، بلکه هر نوع محصول کلي که کمبود آن مردم را تحت فشار قرار دهد ، در بر مي گيرد .

حکومت اسلامي و احتکار

احتکار از مسايلي است که مستقيماً با مصالح جامعه ي مسلمين مربوط است و جلوگيري از آن از وظايف حکومت اسلامي است و کسي که در اين منصب قرار گرفته ، موظف است از احتکار جلوگيري کند و افراد محتکر را تحت تعقيب قانوني قرار دهد و به مجازات رساند . چنانکه در نامه ي حضرت علي ( عليه السلام ) به مالک اشتر آمده است . بازرگانان در عين آنکه نقش اساسي در تأمين ارزاق و نيازمنديهاي جامعه دارند و بايد احترام آنان محفوظ باشد ، ولي نبايد غافل بود که گاهي حرص و آز ، آنان را به احتکار و ايجاد بازار سياه واردار مي کند . لذا همواره آنان را از احتکار منع کن . و اگر پس از ممنوع کردن اقدام به احتکار نمودند، آنها را مجازات نما . بنابراين از آنجا که جلوگيري از احتکار وظيفه ي دولت است ، تعيين اجناسي که شامل احتکار مي شود ، يعني کالاهايي که مورد نياز جامعه است و بازار سياه آن موجب آشفتگي زندگي مردم مي گردد ، منوط به تشخيص دولت است . و کالاهايي که در بعضي از روايات از سوي پيامبر ( صلي الله عليه و اله ) و يا علي ( عليه السلام ) به عنوان مصداق احتکار شمرده شده ، بر اساس تشخيص مصالح مسلمانان در زمان صدور حکم بوده است . لذا مي بينيم بين آنچه رسول خدا ( صلي الله عليه و آله ) فرموده با آنچه علي (عليه السلام ) در زمان حکومتش بيان کرده ، متفاوت است . در حديث رسول خدا ( صلي الله عليه و آله ) ، کلمه ي « زيت » ( روغن ) آمده ولي در حديث امام علي ( عليه السلام ) وجود ندارد و تنها پنج چيز شمرده شده است . و اين نکته حاکي از آن است که مصالح مسلمين در زمانهاي مختلف متفاوت است . بنابراين مالکيتي که اسلام آن را قبول نموده و از آن حمايت مي کند به گونه اي نيست که بي قيد و شرط باشد ؛ بلکه داراي قيودي است که متضمن مصالح فرد و جامعه مي باشد .

 

امام صادق ( عليه السلام ) و قحطي در مدينه

در عصر امام صادق ( عليه السلام ) ، نرخ گندم و نان در مدينه هر روز بالا مي رفت و نگراني و وحشت بر مردم مستولي شده بود . آن کس که آذوقه ي سال را تهيه نکرده بود ، در تلاش تهيه ي آن بود ؛ و آن کس که تهيه کرده بود ؛ مواظب بود تا آن را حفظ کند . در اين ميان مردمي هم بودند که به واسطه ي تنگدستي ناچار بودند روز به روز آذوقه ي خود را از بازار خريداري کنند .
امام صادق ( عليه السلام ) از وکيل خويش که « معتب » نام داشت ، مخارج خانه ي خود را پرسيد که آيا ما امسال در خانه گندم داريم ؟ او جواب داد : بلي ، آن هم به قدري که براي چندين ماه کفايت مي کند . حضرت فرمود : آنها را به بازار ببر و براي فروش در اختيار مردم بگذار . معتب گفت : گندم در مدينه ناياب است . اگر اينها را بفروشيم ديگر خريدن آن براي ما ميسر نخواهد بود . حضرت فرمود : همين که گفتم ! همه را در اختيار مردم بگذار و بفروش . سرانجام همين کار شد و نتيجه ي آن به امام گزارش شد . امام دستور داد بعد از اين نان خانه را روز به روز از بازار خريداري کن تا با ديگران در تهيه ي نان تفاوتي نباشد . سپس دستور داد از اين به بعد بايد نان ما نيمي از گندم و نيمي از جو باشد تا در پيشگاه الهي مسئله اندازه گيري در زندگي را رعايت کرده باشيم . (7)

پي نوشت ها:

1. استبصار ، ج 3 ، ص 114 .
2. وسائل . ج 12 ، ص 314 .
3. وسائل . ج 12 ، ص 314 .
4. جامع الاصول ، ج 1 ، ص 594 .
5. جامع الاصول ، ج 1 ؛ ص 596 .
6.استبصار ، ج 3 ، ص 114 .
7.وسائل ، ج 12 ، ص 321 .

منبع: احتکار گناه کبيره است ، اخلاق در بازار

موضوعات: دینی مذهبی  لینک ثابت
 [ 08:51:00 ق.ظ ]




پذیرش سراسری حوزه های علمیه خواهران

دوره عمومی- سطح دو(کارشناسی)

بدون آزمون کتبی

دوره عالی سطح سه(کارشناسی ارشد)

قروه- شهرک فرهنگیان مسجد الزهرا(س) حوزه علمیه خواهران الزهرا(س)

شماره تماس 08725226140- 08725246550

موضوعات: خبر روز  لینک ثابت
[یکشنبه 1391-12-06] [ 01:29:00 ب.ظ ]




موضوعات: حدیث روز  لینک ثابت
 [ 10:43:00 ق.ظ ]




پيامبر صلى الله عليه و آله:

باكِروا طَـلَبَ الرِّزقِ وَ الحَوائِجِ فَاِنَّ الغُدُوَّ بَرَكَةٌ وَ نَجاحٌ؛
در پى روزى و نيازها، سحر خيز باشيد؛ چرا كه حركت در آغاز روز، [مايه] بركت و پيروزى است.

المعجم الاوسط، ج 7، ص 194، ح 7250

موضوعات: حدیث روز  لینک ثابت
 [ 09:07:00 ق.ظ ]




 در فرهنگ اسلامی، انسان دارای دو بعد جسم و روح است اما اصالت از آنِ روح است و باید تمام برنامه‌ها و تلاشهای انسان در مسیر دستیابی به کمال شایسته روح باشد.
با این دیدگاه دین اسلام در هر زمینه ای از زندگی نسبت به روح و سلامت و کمال آن توجه ویژه ای دارد.
اداره زندگی اگر چه مورد تاکید فراوان اسلام واقع شده است، اما به انسان اجازه داده نشده است که از هر راهی یا هر ابزاری زندگی اش را تامین کند، بلکه باید با رعایت قوانین و ضوابط دقیق از ورود مال حرام در زندگی جلوگیری کند.
سلامت روح در گرو استفاده صحیح و مطلوب از مال حلال است و بی توجهی به این موضوع، عوارض و پیامدهای منفی و مخربی را برای انسان به وجود می آورد. بر این اساس تأکید بر به دست آوردن مال حلال در فرهنگ دینی بسیار به چشم می خورد.
رسول خدا صلی الله علیه و آله در آخرین حج خانه خدا که به حجه الوداع معروف است، در بخشی از سخنان خویش برای مردم فرمود:«خداوند متعال روزی ها را در میان مخلوقاتش به صورت حلال تقسیم فرموده است، نه به صورت حرام. پس هرکس با تقوی باشد و صبر کند خداوند روزیش را به او می دهد، ولی هر کس بر اثر کم صبری پرده دری و شتاب کند و از غیر راه حلال روزی را بیابد، از روزیش کم می شود و روز قیامت نیز مورد بازخواست قرار می گیرد.»

امام صادق علیه السلام می‌فرمود:«من در زمین خودم تلاش می کنم و عرق می‌ریزم، در حالی که خدمتکارانم می توانند این کار را بکنند، ولی با این کارم می خواهم خداوند متعال ببیند که من در پی روزی حلال هستم.»

امام صادق علیه السلام به یکی از یارانش فرمود:«کسب روزی حلال را رها مکن، چرا که تو را در دینت کمک می‌کند.»

منابع:
وسائل الشیعه، ج 12، ص 23، حدیث 8؛ ص 27، حدیث 1؛ ص 24، حدیث 11

ویژگی پارسایان

یکی از ویژگی هایی که امیرالمؤمنین علی ـ علیه السّلام ـ برای پارسایان بیان می کنند، تلاش برای روزی حلال است(…وَ طَلَباً فی حَلالٍ). بدیهی است اولین و مهم ترین گام در جهت زدودن «فقر و نیازمندی» و وابستگی فردی و اجتماعی به دیگران، این است که انسان سهم خود و خانواده، نزدیکان، همسایگان و نیز جامعه خود را از سفره گسترده طبیعت فراموش نکند.

طلب حلال در قرآن

با نگاه به آیات قرآن در می یابیم که قرآن هرگز ما را به چشم پوشی از مواهب الهی دعوت نکرده و فقر را ارزش و نعمت به حساب نیاورده است.
حتی در سوره جمعه که توصیه آن به شرکت در نماز جمعه و ذکر خداست، می فرماید: هنگامی که نماز پایان یافت، شما آزادید در زمین پراکنده شوید و فضل خدا را بطلبید (به دنبال روزی بروید) و خدا را بسیار یاد کنید، شاید رستگار شوید!(جمعه؛9) از این آیه استفاده می کنیم که حتی روز تعطیل و به جا آوردن اعمال عبادی در روز جمعه، مانعی برای فعالیت های اقتصادی سازنده نیست.

توازن نیازهای مادی و معنوی

اصل تعادل و توازن حکم می کند که در نیایش های خود هم به نعمت های دنیا توجه داشته باشیم و هم به آخرت و این براساس آموزه های قرآنی است:
«رِجالٌ لا تُلْهِیهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَیْعٌ عَنْ ذِکْرِ اللَّهِ؛(نور؛37) مردانی که خرید و فروش آن ها را از یاد خدا باز نمی دارد».
امام صادق ـ علیه السّلام ـ این دعای دو جانبه را این چنین تعلیم داده اند:
«سَلوا اللهَ الغِنی فی الدُنیا و العافیةَ، و فی الآخرةِ المغفرةَ و الجَنَّةَ؛ از خدا در دنیا بی نیازی و عافیت را بخواهید و در آخرت آمرزش الهی و بهشت را».

کسب حلال، وسیله خدمت

انفاق در راه خدا موارد زیادی از بخشش های واجب و مستحب را پوشش می دهد: خمس، زکات، قرض، صدقه، بعضی از نذرها، هدیه، قربانی و… از این موارد است. بدیهی است اگر دست انسان از مال و مواهب دنیوی خالی باشد، هرگز توفیق احسان به مردم را نخواهد یافت. بنابراین می توان گفت در اغلب آیاتی که صیغه «أنفِقوا» (به شکل امری آن) استفاده شده است؛ چه واجب و چه مستحب، باید کلمه «اکسبوا» را در تقدیر گرفت. هم چنان که می گوییم مقدمه واجب، واجب است؛ مقدمه انفاق هم که کسب درآمد است لازم و اجتناب ناپذیر است.
آیه ذیل به صراحت می فرماید: از کسب حلال خود انفاق کنید:
«یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِنْ طَیِّباتِ ما کَسَبْتُمْ» (بقره؛267) ای کسانیکه ایمان آورده اید ازاموال پاکیزه و حلالی که کسب کرده اید؛انفاق کنید.
مولوی می گوید:
«انفقوا» گفتست پس کسبی بکن زانکه نبود خَرج بی دخل کُهُن
گرچه آورد «أنفِقوا» را مطلق، او تو بخوان که اِکسبوا ثُمّ «انفقوا»
سعدی شیرازی در پایان باب هفتم گلستان و در داستان جدال سعدی با مدعی، در بیان توان گری و درویشی در ضمن گفت و گویی طولانی با درویشی صوری می گوید:
توانگران را وقف است و نذر و مهمانی زکات و فـطره و اِعـتاق و هَـدی و قـربانی تو کی به دولت ایشان رسی که نتوانی جز این دو رکعت و آن هم به صد پریشانی!؟
رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود:
«انّ النفسَ اذا أحرَزَت قوتَها استقرَّت؛ آرامش خیال انسان در صورتی است که مایحتاج زندگی اش فراهم باشد».
از قرآن کریم نیز چنین استفاده می شود که داشتن مال، لازمه رسیدگی به محروم و سائل است. (معارج؛24)

اهمیت طلب حلال در احادیث

پیشوایان معصوم ما ـ علیهم السلام ـ با گفتار، عمل و تشویق، همواره پیروان خود را به تلاش برای روزی حلال سوق داده و «حلال» بودن را ویژگی لازم و دائمی درآمدها دانسته اند. از این نکته استفاده می شود که هر قدر دامنه «درآمدهای حلال» گسترش یابد و شناسایی شود و مورد استفاده سطوح مختلف جامعه با توانایی ها، سلیقه ها، تخصص ها، و امکانات بومی مختلف قرار گیرد، به طور طبیعی نظام مالی و اقتصادی سالمی بر جامعه جاری و ساری می گردد و راه های نامشروع کسب درآمد از بین رفته و یا به حداقل می رسند. اهمیت جایگزین کردن راه های حلال روزی به حدی است که امام صادق ـ علیه السّلام ـ به یکی از اصحاب خود به نام «مصادف» می فرماید:
«یا مُصادِفُ! مجالَدَةُ السیوفِ أهونُ من طَلَبِ الحلالِ؛ شمشیرزدن و جنگیدن آسان تر از به دست آوردن روزی حلال است!»
و نیز آمده است:
«الشاخِصُ فی طَلَب الرزقِ الحلالِ کالمُجاهِدِ فی سَبیل الله؛کسی که در طلب رزق از شهری به شهری رود، مانند کسی است که در راه خدا جهاد کند».
رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود:
«ما مِن عَبدٍ استحیا مِن الحَلالِ إلّا ابتلاهُ اللهُ بِالحرامِ؛ هیچ بنده ای نیست که از طلب حلال شرم کند، مگر این که خدا او را به حرام مبتلا می کند».
تلاش اقتصادی در سیره ائمه اطهار ـ علیهم السلام ـ
امام باقر ـ علیه السّلام ـ می فرماید:
«إنِّی لَأعمَلُ فِی بَعضِ ضِیاعِی حَتَّی أعرَقَ و إنَّ لی مَن یَکفِینِی لِیَعلَمَ اللهُ عَزَّ و جَلَّ أنِّی أطلُبُ الرِّزقَ الحَلالَ؛با این که من می دانم کسی هست که روزی مرا در حد کفاف می رساند؛ امّا در ضیاع (زمین مزروعی) خود آن قدر کار می کنم تا عرق از بدنم سرازیر شود تا خدا بداند که من در طلب روی حلال هستم».
در حدیثی دیگر آمده است:
«ازرَعُوا وَ اغرِسُوا فَلا وَ اللهِ مَا عَمِلَ النّاسُ عَمَلاً أحَلَّ وَ لا أطیَبَ مِنهُ؛ زراعت کنید و بکارید (که) به خدا قسم عملی شریف تر و پاک تر از آن نیست».

آثار طلب حلال

آمرزش گناهان

خدای متعال با اسباب مختلفی گناهان انسان را می بخشد که توبه، شفاعت، عبادات، ولایت اهل بیت ـ علیهم السلام ـ ، خدمت به مردم و… از این اسباب هستند. یکی از این سبب ها طلب حلال است. رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ فرمود:
«مَن باتَ کالّاً مِن طَلَبِ الحلالِ باتَ مَغفوراً له؛ کسی که با خستگی به سبب تلاش روزانه برای کسب حلال، شب را به صبح برساند، آمرزیده می شود».
در روایتی دیگر از آن حضرت آمده است:
«إنَّ مِنَ الذُّنُوبِ ذُنُوباً لا یُکَفِّرُها صَلاةٌ وَ لا صَدَقَةٌ قِیلَ یا رسولَ اللهِ فَما یُکَفِّرُها قالَ الهُمُومُ فی طَلَبِ المَعِیشَةِ؛ بعضی از گناهان به وسیله نماز و صدقه هم آمرزیده نمی شوند. سؤال شد یا رسول الله! پس چه چیز موجب آمرزش آن است؟ فرمود: جدیت و تلاش در طلب معیشت».

رفاه خانواده

امام صادق ـ علیه السّلام ـ می فرماید:
«من لم یستحی مِن طلبِ المعاش خَفَّت مؤونَتُهُ وَرُخیَ باله و نُعِّمَ عِیالُهُ؛ کسی که از طلب حلال شرم نکند، بارش سبک، سختی هایش آسان و خانواده اش در رفاه قرار می گیرند».
کسب را همچون زراعت دان عمو تا نکاری دخل نبود آن تو
در روایات اولیای گرامی اسلام تأکید شده است که افراد ثروت مند در زندگی خانواده سخت گیر نباشند و از تأمین رفاه و آسایش آنان خودداری نکنند.
امام رضا ـ علیه السّلام ـ فرمود:
«صاحِبُ النِعمةِ یَجِبُ عَلَیه التَوسِعَةُ عَن عِیالِه؛ بر صاحبان نعمت واجب است که بر خانواده خود توسعه دهند و به زندگی آنان گشایش بخشند».
امام سجاد ـ علیه السّلام ـ فرمود:
«لَأن أدخُلَ السوقَ و مَعی الدَراهمُ أبتاعُ بِه لِعِیالی لَحماً و قَد قَرِموا أحَبُّ إلَیَّ مِن أن اُعتِقَ نَسمَةً؛ اگر داخل بازار شوم و با من پول باشد و به وسیله آن برای خانواده خود گوشت تهیه کنم که به آن بسیار نیازمندند، در نزد من محبوب تر است از این که بنده ای را آزاد نمایم».
رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ فرمود:
«لَیسَ مِنّا مَن وُسّعَ عَلَیه ثُمّ قَتَرَ عَلی عِیالِه؛ کسی که وسعت مالی دارد و دارای تمکّن است؛ ولی بر خانواده خود سخت بگیرد و آنان را از زندگی راحت محروم بدارد، از ما نیست!»

سربار نبودن

نتیجه بیکاری، نداشتن مهارت و دانش مفید و سودآور، کم کاری و تلف کردن وقت این است که انسان، خود و خانواده اش را سربار و نان خور دیگران کند و چنین کسی از رحمت خدا به دور است.
عن النبی ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ قال:
«ملعونٌ مَن ألقی کَلَّه عَلَی الناس مَلعونٌ مَلعونٌ مَن ضَیَّعَ مَن یَعول؛ رسول اکرم ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ فرموده است: کسی که بار زندگی خود را بر دوش دیگران بیفکند (و بخواهد از دسترنج مردم زندگی خود را بگذراند( رانده و مطرود درگاه باری تعالی است و نیز کسی که حقوق خانواده خود را ضایع کند ملعون است».
هیچ چاره نیست از قوت عیال از بن دندان کنم کسب حلال
اولیای گرامی اسلام، به قدری به کار کردن مسلمانان مُصِرّ بودند و می خواستند زندگانی آنان با عزت بگذرد که اگر در مواقعی افراد نقص عضوی داشتند باز هم به آنان تأکید می کردند که از عضو سالم خود استفاده نموده و به کار اشتغال یابند. در این باره از امام صادق ـ علیه السّلام ـ حدیثی نقل شده که می فرماید:
«أنّ رَجُلاً اتاهُ فقالَ: انّی لا أحسِنُ أن أعمَلَ عَمَلاً بِیَدی و لا اُحسِنُ أن أتجرؤ و أنا محارِفٌ محتاجٌ، فقالَ: اعمَل و احمِل عَلی رأسِکَ و استغنِ عَن الناس؛ مردی به حضور امام صادق ـ علیه السّلام ـ آمد و گفت: یابن رسول الله من نمی توانم با دستم کار کنم ـ شاید دستش عیبی داشته که فاقد قدرت کار بوده است ـ و سرمایه ای هم ندارم که تجارت کنم و نیازمند هستم. حضرت ـ علیه السّلام ـ (دید که سر و گردن او سالم است( فرمود: کار کن و کالا را با سر خود حمل نما و از مردم بی نیاز باش».

توجه به سبب معنوی رزق حلال

در پایان این فراز لازم است بدانیم که رزق حلال نیز هم چون همه جنبه های دیگر زندگی نیازمند دعا، تضرع و مسألت از درگاه ربوبی است و سبب واقعی، خدای سبحان است. بنابراین تلاوت بعضی از سوره ها و آیات مبارک قرآن، دعاهای وارد شده از معصومین ـ علیهم السلام ـ و نیز ذکرهایی که برای توسعه رزق توصیه شده اند، باید همواره مورد توجه باشند. یکی از دعاها که پس از آخرین نماز یومیه خوانده می شود و محتوا و مضمون آن برای طلب رزق است، تعقیب نماز عشا است که مرحوم محدث قمی ـ رحمة الله علیه ـ آن را در کتاب مفاتیح الجنان از کتاب شریف مصباح المتهجّد نقل کرده است.

منابع:

  • نهج البلاغه؛ خطبه متقین
  • اصول کافی
  • مستدرک الوسائل، ج 13
  • میزان الحکمه؛جلد 2 ؛محمد محمدی ری شهری

 

موضوعات: حرف حق  لینک ثابت
 [ 08:31:00 ق.ظ ]




جلسه دفاعیه4 نفر از طلاب مدرسه الزهرا(س) قروه در محل مدرسه بر گزار شد.در این جلسه خا نمها زهرا جباری، نر کس ملاولی، زهرا ملا ولی و خانم سمیرا رضایی از تحقیق خود دفاع کردند.استادداور این جلسه حجت الاسلام صفی زاده بود وخانمها صغری ملاو لی و پوران منتشلو به عنوان استاد راهنما درجلسه دفا عیه حضور داشتند.و در آخر، در طی این چند سال از میان تحقیق پا یا نی،تحقیق خا نمها سمیرا رضا یی ونر گس ملا ولی نمره 20را کسب نمو دند. و نظر استاد داور جلسه بر این بود که تحقیق خانم نر گس ملا ولی با مو ضوع (تا ثیر تشویق والدین در گرایش فرزندان به نماز) به عنوان اثر پژو هشی چاپ شود.

 

موضوعات: خبر روز  لینک ثابت
[شنبه 1391-12-05] [ 11:18:00 ق.ظ ]




 

 جلسه سیاسی روز با موضوع مسائل سیاسی روز با حضور طلاب و اساتید این مدرسه در تاریخ 1/12/91 با حضور جناب سرهنگ  آقای کاوه فرمانده سپاه قروه و حاج آقا رستمی نماینده ولی فقیه در سپاه، در معیت هئیت همراه در حوزه علمیه الزهرا(س) قروه حضور داشتند  و پاسخگوی سوالات طلبه ها بودند که در این جلسه جناب سرهنگ آقای کاوه طی سخنرانی خود فرمودند:  تمام مشکلات داخلی کشور به خارج کشور برمیگردد و از عمال آنان سر چشمه می گیرد از جمله تشکیل کمیته خطر د رآمریکا که طی 15 مصوبه  که جهت  جلوگیری از پیشرفت اسلام در کشورهای اسلامی خصوصا ایران تشکیل یافت که از مصوبات دانشمندان این کمیته تشکیل سه کمیته برای هر مصوبه که شامل کمیته فرهنگی ، کمیته نظامی و کمیته عملیات روانی  در سال 84 برای هر مصوبه یک نفر را در گوشه ای از جهان گذاشتند که در ایران بحث ولایت را بکار گرفتند و در زمینه دولت ایران حربه جنگ نرم را به کار بردند. این کمیته تا سال 88 تمام کارها و وظایف خود را در تمام نقاط جهان درست انجام دادند بخصوص در عراق و در سال 88 تخلف انتخاباتی را شعار خود قرار دادند که در ایران کلید خورد.

کمیته عملیات روانی در مراکز استانها  و تهران با تشکلهایی مواردی را پیگیری می کردند و منافقین را وارد کردند و اطلاعات ایران را  با شبکه هایی به کشورهای اروپایی ارسال می کردند…

همچنین ایشان افزودند :چیزی که دشمنان ما برای نظام ما برنامه ریزی کردند اعمال سیاست فشار و تحریم بر مردم و دولت است که وظیفه و جایگاه ما ایجاد وحدت و گفتن حقایق جامعه حول محور رهبری که اصل پیروزی و مقابله با دشمنان وحدت است.

امید است که با تدوام برگزاری این جلسات طلاب بتوانند با آگاهی خود از رهبری و آرمانهای اسلامی خود دفاع کنند و پاسدار ارزشهای ایرانی و اسلامی باشند.

 

موضوعات: خبر فرهنگي  لینک ثابت
 [ 09:34:00 ق.ظ ]




خواجه نصیرالدین محمد بن حسن جهرودی طوسی مشهور به خواجه نصیرالدین طوسی از اهالی جهرود از توابع قم بوده است که در تاریخ ۱۵ جمادی الاول سال ۵۹۷ هجری قمری ولادت یافته است. او به تحصیل دانش، علاقه زیادی داشت و از دوران جوانی در علوم ریاضی و نجوم و حکمت سرآمد شد و از دانشمندان معروف زمان خود گردید.

 خواجه نصیرالدین طوسی ستاره درخشانی بود که در افق تاریک مغول درخشید و در هر شهری پا گذارد آنجا را به نور حکمت و دانش و اخلاق روشن ساخته و در آن دوره تاریک و در آن عصری که شمشیر تاتار و مغول خاندانهای کوچک و یا بزرگ را از هم پاشیده و جهانی از حملات مغولها به وحشت فرو رفته و همه در گوشه و کنار منزوی و یا فراری می شدند و بازار کسادی دانش و جوانمردی و مروت می بود و فساد حکمفرما. وجود و بروز چنین دانشمندی مایه اعجاب و اعجاز است.

  خواجه نصیرالدین طوسی را دسته ای از دانشوران خاتم فلاسفه و گروهی او را عقل حادی عشر نام نهاده اند. بهرحال خواجه نصیرالدین دوره تحصیل ابتدایی را قسمتی نزد دائی خود بابا افضل ایوبی کاشانی و فخرالدین داماد که او شاگرد صدرالدین سرخسی و او شاگرد افضل الدین جیلانی و او شاگرد ابوالعباس ریوگیری و او شاگرد بهمن یار از شاگردان شیخ الرئیس ابوعلی سینا تحصیل کرده است.

موضوعات: مناسبتها  لینک ثابت
 [ 09:27:00 ق.ظ ]




پنجم اسفندماه، خجسته میلاد دانشمند بزرگ ایرانی خواجه نصیرالدین طوسی، روز ملی مهندس  به کلیه اعضاء نظام مهندسی و کارکنان آن تبریک و تهنیت عرض نموده و امید است با الهام از فناوری های نوین و خلاقانه و همسو با رعایت مقررات مهندسی و اخلاق اسلامی و حرفه ای اندیشه و روش مهندسان ایرانی  برای همگان همانند گذشته الگو قرار گیرد.

موضوعات: مناسبتها  لینک ثابت
 [ 08:46:00 ق.ظ ]




 

جلسه ائمه جماعت در مکان حوزه الزهرا (س) قروه و با حضور ائمه جماعت و حضور مسئولین آموزش و پرورش در تاریخ 1/12/91 برگزار گردید. مسئولین با دعوت مدیر مدرسه حضور داشتند از جمله جناب آقای سلیمانی معاون پرورشی آموزش و پرورش و جناب آقای منتشلو مسئول ساماندهی ائمه جماعت آموزش و پرورش ، که در ابتدا خانم عبدی مدیر مدرسه ضمن خیر مقدم  ایشان و بیان مسائل و مشکلات ائمه جماعت خواستار رسیدگی به امور ایشان شدند. و در ادامه ائمه جماعت هر یک به بیان انتقادات و پیشنهادات در زمینه های مختلف پرداختند و در این میان پیشنهادات و نظرات بر این بود که جلسات مشاوره جهت تقویت خود ائمه جماعت و شیوه های جذب محصلین مدارس به نماز و رغبت به حضور در نماز جماعت و در خواست برنامه ای جهت ارائه به مدارس مبنی بر حضور معلمین و مسئولین مدرسه در نماز جماعت که باعث حضور بیشتر محصلین در جماعت خواهد شد و همچنین در خواست جهت تخصیص فرصت بیشتر ما بین زنگهای کلاسی جهت ارائه هر بیشتر مطالب در رابطه با قرائت صحیح نماز و آموزش نماز و پاسخگویی به سوالات و همچنین در این میان از نقش کم رنگ مربیان پرورشی در حضور نماز جماعت اعتراض نمودند و از عدم وجود مربی قرآن ، دینی و زندگی مجرب برای پاسخگویی به سوالات محصلین در سنین مختلف و مختلط از شیعه و سنی  گلایه نمودند و همچنین در خواست کتابهای مراجع و سایر کتب که در زمینه های مهدویت و حجاب پاسخگوی نیاز محصلین باشد.

و در ادامه آقای سلیمانی معاون پرورشی آموزش و پرورش در همه زمینها و سوالات ائمه جماعت پاسخگو ایشان بودند و افزودند:«کار با دانش آموز سخت ترین کارها و از باسلیقه ترین کارها محسوب می شود و باید علم نسبت به امروز کامل و نسبت به فردا ناقص است که هر روز علم نسبت به روز بعد کاملتر خواهد شد و ایشان فرمودند: ما تحت هیچ شرایطی خود را از شما و مسئولین این وظیفه خطیر جدا ندانسته ایم» همچنین آقای سلیمانی فرمودند: با وجود مشکلات فراوان و متنوع در مدارس و نماز جماعت دست از تلاش و کوشش بر نداریم و اهل تسنن و تشیع راهشان یکی است.

در پایان از عدم وجود اعتبارات کافی جهت امور پرورشی و ائمه جماعت و همچنین پرداخت حق الزحمه ایشان نکاتی را بیان فرمودند.

امید است با پیگیری های دلسوزانه مدیر مدرسه و مسئولین اداره مربوطه مشکلات ائمه جماعت هرچه زودتر رفع گردد.

موضوعات: خبر فرهنگي  لینک ثابت
[چهارشنبه 1391-12-02] [ 12:45:00 ب.ظ ]




  

آگاهی اهل بیت پیامبر علیهم السلام از درون انسانها بر آنان که معتقد به امامت ایشانند جای هیچ شکی نیست. از آنجا که حضرات معصومین حجت و خلیفه خداینددارای این فضیلتند که از آنچه در دلها می گذرد آگاهند.این است که می دانند چه در ذهنها خطور می کند و حاجت نگفته را برآورده می نمایند. در این گفتار به نمونه هایی از ذهن خوانی افراد از سوی امام یازدهم شیعیان اشاره می شود

وَ أَسِرُّوا قَوْلَكُمْ أَوِ اجْهَرُوا بِهِ إِنَّهُ عَلیمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ (سوره ملک،آیه13)

 گفتار خود را پنهان كنید یا آشكار(تفاوتى نمى‏كند)، او به آنچه در سینه‏هاست آگاه است!

 آگاهی اهل بیت پیامبر علیهم السلام از درون انسانها بر آنان که معتقد به امامت ایشانند جای هیچ شکی نیست. از آنجا که حضرات معصومین حجت و خلیفه خداینددارای این فضیلتند که از آنچه در دلها می گذرد آگاهند.این است که می دانند چه در ذهنها خطور می کند و حاجت نگفته را برآورده می نمایند. در این گفتار به نمونه هایی از ذهن خوانی افراد از سوی امام یازدهم شیعیان اشاره می شود.

  1.محمّد بن ابراهیم مى‏گوید: فقر بر من و بر پسرم غلبه كرد، برخاسته روى به راه آوردیم، در راه من گفتم: چه خوش باشد كه آن حضرت پانصد درهم به من دهد تا چندى به جهت كسوت خود و چندى به جهت عیال و چندى به جهت طعام و ادام و نفقه صرف كنم. پسرم گفت: اگر مرا سیصد درهم دهد تا چندى را درازگوش گوش بخرم و چندى به قرض دهم و چندى را كسوت كنم، مرادم حاصل است.

 چون به در خانه امام عسکری علیه السلام رسیدیم بى‏آنكه حلقه بر در زنیم یا كسى را آگاه كنیم یكى بیرون آمد و گفت: امام- علیه السلام- پدر و پسر را مى‏طلبد. خادم آمد و پانصد دینار به من و سیصد دینار به پسرم داد و فرمود: اى موالى! پانصد دینار را خرج كن به آن دستور كه در راه گفته بودى و پسرم را نیز فرمود: سیصد دینار به موجب مذكور صرف كن. گفتم كه هیچ شبهه ای نیست كه ایشان حجت خدا است كه مراد ما برآورد و مقصود ما را می‌دانست.(1)

 2. ابو هاشم مى‏گوید: به خدمت آن حضرت رفتم و در دل گذرانیدم كه از وى خاتمى طلب كنم و آن را تیمن و تبرك نگاه دارم. شرم داشتم كه از او سؤال كنم. مرا فرمود كه این خاتم به تو دادم كه در دل داشتى و این نگین بر آن افزودم.

 3. على بن زید مى‏گوید كه از خانه بیرون آمدم و عزیمت صحبت آن حضرت نمودم و مرا صد دینار بود، بر چیزى بسته در راه افكندم و بعد از آنكه به شرف صحبت آن حضرت مشرف گردیدم یادم آمد كه زر گم گشته، در دل اضطراب كردم اما به زبان نیاوردم. آن حضرت فرمود: خاطر جمع دار كه زر تو را برادرت یافته و به خانه برده. چون به خانه آمدم آن چنان بود كه آن حضرت فرموده بود. (2)

شیخ طوسى در الغیبة به سند خود از ابو هاشم جعفرى در ضمن حدیثى نقل كرده است كه گفت: تنگدست شده بودم و مى‏خواستم چند دینار از ابو محمد(علیه السلام) طلب كنم اما شرم داشتم. چون به خانه‏ام رسیدم صد دینار برایم فرستاده شد و این پیغام نیز همراه آن نوشته شده بود كه اگر حاجتى داشتى شرم مكن و بیم نداشته باش و طلب كن كه آنچه دوست دارى خواهى دید ان شاء الله

4. از ابو هاشم روایت شده كه گفت: از امام حسن عسكرى علیه السّلام شنیدم می فرمود: یكى از گناهانى كه آمرزیده نخواهد شد اینست كه انسان بگوید: اى كاش من مؤاخذه نمی شدم مگر به این (یك گناه؟)- راوى گوید: من با خودم گفتم: این مقاله از علوم دقیق است، سزاوار است كه انسان هر چیزى را از نفس خود جستجو كند. ناگاه دیدم امام عسكرى علیه السّلام متوجه من شد و فرمود: راست گفتى، آنچه را كه نفس تو به تو دستور داد عمل كن! زیرا كه شرك آوردن از جنبش مورچه در شب تاریك بر (كوه) صفا و بر لباس سیاه پوشیده‏تر است.(3)

 5. شیخ طوسى در الغیبة به سند خود از ابو هاشم جعفرى در ضمن حدیثى نقل كرده است كه گفت: تنگدست شده بودم و مى‏خواستم چند دینار از ابو محمد(علیه السلام) طلب كنم اما شرم داشتم. چون به خانه‏ام رسیدم صد دینار برایم فرستاده شد و این پیغام نیز همراه آن نوشته شده بود كه اگر حاجتى داشتى شرم مكن و بیم نداشته باش و طلب كن كه آنچه دوست دارى خواهى دید ان شاء الله.(4)

6. از محمّد بن عبد العزیز بلخى روایت شده كه گفت: یك روزى من در بازار غنم نشسته بودم، ناگاه دیدم كه امام حسن عسكرى علیه السّلام آمد، قصد باب عامه سرّمن‏رأى را داشت. من با خود گفتم: اگر صدا بزنم: آى مردم این آقا حجّت خدا است، او را بشناسید مرا خواهند كشت؟ همین‏كه آن بزرگوار نزدیك من آمد و بآن حضرت نگاه كردم انگشت سبابه خود را درب دهان خود نهاد و اشاره كرد: ساكت باش من بجانب حضرتش شتافتم، پاى مباركش را بوسیدم. فرمود: آیا نه چنین است كه اگر تو آن صدا را مى‏زدى كشته میشدى؟ در آن شب شنیدم كه میفرمود: یا تقیه یا قتل، پس تقیه كنید و نفسهاى خود را نگاه دارید!. (5)

 7.نصیر خادم گوید: من مكرر از حضرت عسكرى علیه السّلام شنیدم كه با غلامان رومى و ترك و صقالبه بزبان آنان سخن میگفت، و از این موضوع در شگفت بودم زیرا وى در مدینه متولد شده و تا كنون كسى ندیده بود كه او با این زبان‏ها تكلّم كند، من در این گونه افكار بودم كه ناگهان متوجه من شد و فرمود: خداوند تبارك و تعالى حجت خود را از سایر مردم تمیز میدهد و معرفت هر چیزى را بوى مرحمت میكند، حجت پروردگار كلیه لغات و انساب و آجال و حوادث را میداند و اگر این چنین نبود او و سایر مردم فرقى نداشتند.(6)

 چون به در خانه امام عسکری علیه السلام رسیدیم بى‏آنكه حلقه بر در زنیم یا كسى را آگاه كنیم یكى بیرون آمد و گفت: امام- علیه السلام- پدر و پسر را مى‏طلبد. خادم آمد و پانصد دینار به من و سیصد دینار به پسرم داد و فرمود: اى موالى! پانصد دینار را خرج كن به آن دستور كه در راه گفته بودى و پسرم را نیز فرمود: سیصد دینار به موجب مذكور صرف كن. گفتم كه هیچ شبهه ای نیست كه ایشان حجت خدا است كه مراد ما برآورد و مقصود ما را می‌دانست .

 8. حسن بن ظریف گوید: دو مسأله بنظرم رسید و اراده كردم آنها را از حضرت ابو محمد بپرسم، از آن جناب پرسیدم هنگامى كه قائم قیام میكند چگونه حكم میكند و در كجا براى اقامه حكم خواهد نشست؟ و نیز در نظر داشتم از وى بپرسم در باره تب هم چیزى مرقوم بفرمایند، و لیكن در هنگام نوشتن موضوع تب را فراموش كردم.

 پس از چندى جواب رسید كه قائم هنگامى كه قیام كند در بین مردم بعلم خودش حكم خواهد كرد همان طور كه داود به حكم خودش بین مردم حكم مینمود، و از كسى بینه نخواهد خواست، و تو قصد داشتى در باره تب چیزى بپرسى و لیكن فراموش كردى، اكنون متوجه باش و آیه شریفه‏ یا نارُ كُونِی بَرْداً وَ سَلاماً را بر ورقه‏اى بنویس و بر مریض آویزان كن، راوى گوید: من طبق دستور امام علیه السّلام عمل كردم و مریض ما خوب شد.(7)

 9. از على بن محمد بن حسن روایت شده كه گفت: پادشاه بجانب بصره خارج شد، امام عسكرى علیه السّلام با شیعیان خود با سلطان خارج شد، ما عده‏اى بودیم كه بین دو دیوار نشسته بودیم و در انتظار مراجعت آن حضرت بودیم، وقتى كه آن بزرگوار برگشت و مقابل ما رسید نزد ما توقف كرد، با یك دست كلاى خود را از سر خود برداشت و دست دیگر را بالاى سر خود نهاد و در صورت یكى از رفقاى ما خندید. آن مرد فورا گفت: شهادت میدهم كه تو حجّت و برگزیده خدا هستى. ما جریان را از آن شخص پرسش كردیم؟! گفت: من در باره امامت امام عسكرى شك داشتم، با خود گفتم: اگر آن حضرت برگردد و كلاى خود را از سر خود بر دارد من به امامت او معتقد مى‏شوم.(8)

  پی نوشت:

 1. آثار الأحمدى،استرآبادى‏،ص:548، ناشر: میراث مكتوب‏ تهران‏،سال چاپ: 1374 ش‏

 2. همان، ص 549   

 3. ترجمه إثبات الوصیة، ص 468 ،مسعودى/مترجم محمدجواد نجفى‏،ناشر: اسلامیة تهران‏ چاپ: دوم‏1362 ش‏

 4. سیره معصومان،سید محسن امین/مترجم حجتى كرمانى‏، ج‏6 ،ص : 250،ناشرسروش‏،چاپ: دوم‏ 1376 ش‏

  5. ترجمه إثبات الوصیة ، ص471    

 6. زندگانى چهارده معصوم علیهم السلام/ ترجمه إعلام الورى طبرسى،عزیز الله عطاردى‏،ص494،ناشر: اسلامیة تهران‏ 1390 ق‏ 

 7.همان، ص495    

8. ترجمه إثبات الوصیة،ص476   

سید روح الله علوی

 منبع : بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان

 

موضوعات: دینی مذهبی  لینک ثابت
[سه شنبه 1391-12-01] [ 09:21:00 ق.ظ ]




 





یکی از راویان حدیث به نام جعفر بن محمّد بصری حکایت کند: روزی در محضر حضرت ابومحمّد، امام حسن عسکری علیه السلام بودیم ، یکی از مامورین خلیفه وارد شد و گفت : خلیفه پیام داد که چون  أنوش نصرانی یکی از بزرگان نصاری - در شهر سامراء است و دو فرزند پسرش مریض و در حال مرگ هستند، تقاضا کرده‌اند که برویم و برای سلامتی ایشان دعا کنیم . اکنون چنانچه مایل باشید، نزد ایشان برویم تا در نتیجه به اسلام و خاندان نبوّت ، خوش بین گردند.

امام علیه السلام اظهار داشت : شکر و سپاس خداوند متعال را که یهود و نصاری نسبت به ما خانواده اهل بیت از دیگر مسلمین عارف‌تر هستند.

سپس حضرت آماده حرکت شد، لذا شتری را مهیّا کردند و امام علیه السلام سوار شتر شد و رهسپار منزل أنوش گردید. همین که حضرت نزدیک منزل أنوش نصرانی رسید، ناگهان متوجّه شدیم أنوش سر و پای برهنه به سوی امام علیه السلام می‌آید و کتاب انجیل را بر سینه چسبانده است ، همچنین دیگر روحانیّون نصاری و راهبان ، اطراف او در حال حرکت هستند. چون جلوی منزل به یکدیگر رسیدند، أنوش گفت : ای سرورم ! تو را به حقّ این کتاب - که تو از ما نسبت به آن آگاه‌تر هستی و تو از درون ما و آئین ما مطّلع هستی - آنچه را که خلیفه پیشنهاد داده است انجام بده ، همانا که تو در نزد خداوند، همچون حضرت عیسی مسیح علیه السلام هستی .

یکی از روحانیّون مسیحی، أنوش را مخاطب قرار داد و گفت: ای أنوش ! تو چرا مسلمان نمی‌شوی؟ پاسخ داد: من اسلام را از قبل پذیرفته‌ام و نیز مولایم نسبت به من آگاهی کامل دارد

امام حسن عسکری علیه السلام با شنیدن این سخنان ، حمد و ثنای خداوند را به جای آورد و سپس وارد منزل نصرانی شد و در گوشه‌ای از اتاق نشست . و جمعیّت همگی سر پا ایستاده و تماشای جلال و عظمت فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله بودند، بعد از لحظاتی حضرت لب به سخن گشود و اشاره به یکی از دو فرزند مریض نمود و اظهار داشت : این فرزندت باقی می‌ماند و ترسی بر آن نداشته باش ؛ و امّا آن دیگری تا سه روز دیگر می‌میرد، و آن فرزندت که زنده می‌ماند مسلمان خواهد شد و از مؤمنین و دوستداران ما اهل بیت قرار خواهد گرفت .

أنوش نصرانی گفت : به خدا سوگند، ای سرورم ! آنچه فرمودی حقّ است و چون خبر دادی که یکی از فرزندانم زنده می‌ماند، از مرگ دیگری واهمه‌ای ندارم و خوشحال هستم از این که پسرم اسلام می‌آورد و از علاقه مندان شما اهل بیت رسالت قرار می‌گیرد. یکی از روحانیّون مسیحی ، أنوش را مخاطب قرار داد و گفت : ای أنوش ! تو چرا مسلمان نمی‌شوی؟ پاسخ داد: من اسلام را از قبل پذیرفته‌ام و نیز مولایم نسبت به من آگاهی کامل دارد. در این موقع ، حضرت ابومحمّد، امام عسکری علیه السلام اظهار نمود: چنانچه مردم برداشت‌های سوئی نمی‌کردند، مطالبی را می‌گفتم و کاری می‌کردم که آن فرزندت نیز سالم و زنده بماند. أنوش گفت : ای مولا و سرورم ! آنچه را که شما مایل باشید و صلاح بدانید، من نیز نسبت به آن راضی هستم .

جعفر بصری گوید: یکی از پسران أنوش نصرانی همین طور که امام علیه السلام اشاره کرده بود، بعد از سه روز از دنیا رفت و آن دیگری پس از بهبودی مسلمان شد و جزء یکی از خادمین حضرت قرار گرفت.

منبع : بخش عترت و سیره تبیان


 

موضوعات: دینی مذهبی  لینک ثابت
 [ 09:16:00 ق.ظ ]




 

امام عسكري‏ عليه السلام :

مَن لَم يَتَّقِ وُجُوهَ النّاسِ لَم يَتَّقِ اللَّهَ

آن كه از مردم پروا نكند ، از خدا نيز پروا نمي‏كند

بحار الأنوار ، ج ۷۱ ، ص ۳۳۶ .

موضوعات: حدیث روز  لینک ثابت
 [ 09:14:00 ق.ظ ]




نفوذ معنوى

ثقة الاسلام كلينى در كافى و شيخ مفيد در ارشاد نقل مى‏كند: از حسين بن محمد اشعرى و محمد بن يحيى و ديگران كه گويند: احمد بن عبيدالله بن خاقان (وزير معتمد عباسى) و كيل املاك و مستغلات خليفه در قم و عامل اخذ ماليات از آنها بود، او در عداوت اهل بيت عليهم السلام بسيار شديد بود.
روزى در مجلس او سخن از علويان و اهل بيت و مذهب آنها به ميان آمد، احمد گفت: من كسى از علويان را در سيرت و وقار و عفت و نجابت و عزت و شرف مانند حسن بن على بن محمد بن رضا نديدم، رجال خانواده‏اش و بنى‏هاشم او را برهمه مقدم مى‏داشتند، و ميان فرماندهان خليفه و وزراء و همه مردم مورد احترام و عظمت بود.
روزى بالاى سر پدرم (عبيدالله بن خاقان وزير اعظم خليفه) ايستاده بودم كه دربانها گفتند: ابن الرضا مى‏خواهد وارد شود، پدرم با صداى بلند گفت: اجازه بدهيد تشريف بياورند، من تعجب كردم كه دربانها چطور توانستند پيش پدرم كسى را با كنيه ياد كنند. فقط خليفه يا وليعهد خليفه يا كسى را كه خليفه كنيه مى‏داد، پيش پدرم با كنيه ياد مى‏كردند.
در آن موقع ديدم مردى گندمگون، زيبا قامت، زيبا صورت، با تناسب اندام، جوان، با جلالت و با هيبت وارد شد، پدرم چون او را ديد برخاست و به طرف او رفت، من نديده بودم كه پدرم به استقبال كسى از بنى هاشم و فرماندهان برود، چون به او رسيد دست به گردن او انداخت، صورت و سينه او را بوسيد و دستش را گرفت و او را در مصلاى خود نشانيد و خود در كنار او نشست و به او رو كرد و با او سخن مى‏گفت و گاهى مى‏گفت: فدايت شوم، من غرق تعجب بودم.
در اين بين دربان آمد و گفت: موفّق (برادر خليفه) آمد، قرار بر اين بود چون موفق نزد پدرم مى‏آمد، دربانان و فرماندهان از اول درب ورودى تا تخت پدرم دو طرف صف مى‏ايستادند، موفق از ميان آنها مى‏آمد و مى‏رفت، پدرم همانطور با او صحبت مى‏كرد تا غلامان خاص موفق ديده شدند، در آن وقت پدرم به او گفت: خدا مرا فداى تو كند، اگر مى‏خواهيد تشريف ببريد مانعى ندارد. او به پا خاست، پدرم گفت: او را از پشت صفها ببريد تا امير (موفق) او رإ؛ ك‏ك نبيند، بعد پدرم با او معانقه كرد و چهره او را بوسيد و او رفت.
من به دربانان گفتم: واى بر شما! اين كيست كه پدرم با او با چنين احترامى برخورد كرد؟ گفتند: اين مردى از علويان است كه حسن بن على معروف به ابن الرضا مى‏باشد. تعجب من زيادتر شد، آن روز همه‏اش در فكر او و كار پدرم نسبت به او بودم پدرم شبها پس از نماز عشاء مى‏نشست و درباره جلسات و كارها و مطالبى كه بايد به محضر خليفه برسد بررسى مى‏كرد.
چون از كارش فارغ شد، من رفتم و پيش رويش نشستم، گفت: احمد! كارى دارى؟ گفتم: آرى، پدرجان! اگر اجازه دهى، گفت: اجازه دادم هر چه مى‏خواهى بگو، گفتم: پدرجان! آن مرد كى بود كه ديروز آن هم اجلال و اكرام و تبجيل از ايشان نموده و خودت و پدر و مادرت را فداى او مى‏كردى؟
گفت: پسرم! او ابن الرضا و امام رافضه است، بعد از كمى سكوت اضافه كرد: اگر خلافت از بنى عباس برود، كسى از بنى هاشم جز او شايسته نخواهد بود، چون او در فضل، عفاف، وقار، صيانت نفس، زهد، عبادت، اخلاق نيكو و صلاح بر ديگران مقدم است، و اگر پدر او را مى‏ديدى، مى‏ديدى كه مردى جليل، بزرگوار، نيكو كار و فاضل است .
اين سخنان بر اضطراب و تفكر و غضب من بر پدرم افزود، بعد از آن، من پيوسته از حالات او مى‏پرسيدم و از كارش جستجو مى‏كردم ولى از هر كه از بنى هاشم، فرماندهان، نويسندگان، قضات، فقهاء و ديگر مردم سؤال مى‏كردم، مى‏ديدم كه در نزد همه در نهايت تجليل و تعظيم و مقام بلند و تعريف نيكو و مقدّم بر خانواده و ديگران است و همه‏ى گفتند: او امام رافضه است، لذا مقام وى در نزد من بزرگ شد، زيرا دوست و دشمن درباره او نيكو گفته و ثنا مى‏كردند.
بعضى از حاضران از اشعريها به او گفتند: اى ابابكر! حال برادرش جعفر چگونه بود؟ گفت: جعفر كيست كه از او سؤال شود ويا با او يك جا گفته شود؟ جعفر آشكارا گناه مى‏كرد، بى حياء و شرابخوار بود، كمتر كسى را مانند او ديده‏ام كه پرده خويش را بدرد، احمق و خمار و كم ارزش بود، به خدا قسم او در وقت وفات حسن بن على پيش سلطان آمد كه تعجب كردم و فكر نمى‏كردم كه چنين كند.
چون ابن الرضا مريض شد، فوراً به پدرم خبر فرستاد كه او مريض است، بعد بلافاصله به خانه خليفه آمد و با پنج نفر از خادمان و خواص خليفه از جمله نحرير (مسؤول باغ وحش) برگشت و آنها را گفت كه در خانه حسن بن على باشند و حالات او را زير نظر بگيرند و به چند نفر پزشك گفت كه شب و روز از او ديدار كنند… جريان اين طور بود كه او چند روز از ربيع الاول گذشته در سال دويست و شصت از دنيا رفت، سامراء يكپارچه ضجه شد، همه مى‏گفتند: «ابن الرضا از دنيا رفت»… پس از آن جعفر نزد پدر من آمد و گفت: مقام پدر و برادرم را به من واگذار كن، در عوض هر سال بيست هزار دينار به تو مى‏دهم، پدرم او را طرد كرد و گفت: احمق! خليفه شمشير و تازيانه‏اش را به دست گرفت تا مردم را از امامت پدرت و برادرت برگرداند، مقدور نشد و نتوانست و تلاش كرد كه آن دو را از امامت براندازد، موفق نشد، اگر در نزدغ شيعه پدر و برادرت امام بودى، لازم نبود كه سلطان و غير سلطان تو را در جاى آنها قرار بدهد.
و اگر آنها به امامت تو قائل نباشند با نصب خليفه به امامت نخواهى رسيد، پدرم او را تحقير كرد و گفت اجازه ندهند كه نزد او بيايد… رجوع شود به كافى: ج 1 ص 503 باب مولد ابى محمد الحسن بن على، ارشاد مفيد: ص 318 حالات امام عسكرى (ع) ،كمال الدين صدوق: ج 1ص 40 - 43 ما روى فى وفات العسكرى (ع)، شيخ طوسى در فهرست در ترجمه احمد بن عبيدالله بن خاقان و نيز نجاشى در ترجمه وى به اين مجلس اشاره فرموده‏اند.

موضوعات: دینی مذهبی  لینک ثابت
 [ 08:32:00 ق.ظ ]