مدرسه علمیه الزهرا(س)قروه
 
 

اسفند 1390
شنبه یکشنبه دوشنبه سه شنبه چهارشنبه پنج شنبه جمعه
 << < جاری> >>
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29        





جستجو


حدیث روز




محتواها


فال حافظ


پاسخگویی آنلاین به شبهات


حدیث


قرآن آنلاین


اوقات شرعی


لحظه شمار غیبت







لااله الا الله ملک الحق المبین

ذکر کاشف الکرب
 

...


باسلام خدمت همه خواننده های عزیز خادمین حضرت زهراس وحضرت مهدی امام عصر عج دوستان همکاران باصفا وبا محبت سال نو خورشیدیتان مبارک امیدوارم در سال جدید خورشید حقیقی ومجازی برتمام وجودتان نور افشانی کند وهمه انچه که دوست نداریم از ما پاک نمایید.

موضوعات: خبر روز  لینک ثابت
[پنجشنبه 1390-12-25] [ 11:09:15 ق.ظ ]





برگزاری دوره طرح محراب 2 که با هدف آشنایی با اهمیت وجایگاه نماز وبالا بردن سطح آگاهی طلاب در زمینه نماز،با حضور کادر،اساتید ،طلاب در حال تحصیل ،فارغ التحصیل وائمه جماعت،باحضور استاد حجت الا سلام والمسلمین جناب آقای دیانت برگزار گردید .
استادطی بیاناتشان اشاره به شیوهای ترویج وجذب نماز نمودند وفرمودند:اگر آگاهی وشناخت بصیرت درست باشد عملکرد هم درست می شود، برای جذب به نماز اولین گام
1-آمادگی اعتقادی است، در آمادگی اعتقادی فطرت ها را باید بیدار کنیم کسی که متحول نمی شود علتش این است که فطرتش بیدار نشده است ،2- بیان جایگاه نماز 3-بیان اسرار نماز 4-آثار نماز وشیوه برخورد انسانها با نماز هم مطالبی ارائه نمودند:
 که انسانها یاقائم به الصلاة ،کاهل الصلاة ،کاسل الصلاة ،تارک الصلاة ،منکر الصلاة،مانع الصلاة هستند،خوشا به حال کسی که قائم الصلاة است،به قائم الصلاة التماس دعا گفته می شودو به مباحث دیگر اشاره نمودند. 

موضوعات: خبر روز  لینک ثابت
[سه شنبه 1390-12-23] [ 11:14:45 ق.ظ ]




شرکت تعداد 60 نفر از اساتید و کادر و طلاب درحال تحصیل این مدرسه درمسابقه کتابخوانی جلوه های عاشورا7،نقش  جوانان در نهضت عاشورا که از طرف بخش فرهنگی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله  فاضل لنکرانی (قدس سره)درسراسر کشور برگزار گردید که تعداد 17 نفر از طلاب در قرعه کشی سراسری برنده  و درتاریخ 21/12/90جوایزی از قبیل یک جلدکلام الله مجید و یک عدد سی دی آموزشی و مبلغ 200000 ریال از طرف ارشاد اسلامی شهرستان اهداء گردید

موضوعات: خبر روز  لینک ثابت
[دوشنبه 1390-12-22] [ 12:22:42 ب.ظ ]




1-نصب5 عدد بنر درمیادین شهرستان
2-نصب پوستر و ارسال بروشور به تعداد 80 عدد در نهادهای آموزشی-دولتی -غیردولتی-اماکن پررفت و آمدو 10 عدد از روستاهای تابع این شهرستان
3- اعلام در نماز جمعه شهرستان در طی دو هفته
4- اعزام اساتید و دانش آموختگان به دبیرستانهای سطح شهر
5-ارسال پیام کوتاه به کلیه طلاب سطح شهر و حومه جهت تبلیغ چهرهر به چهره و عمومی برای جذب حداکثری پذیرش

موضوعات: خبر روز  لینک ثابت
 [ 12:11:55 ب.ظ ]




دیدار جمعی از طلاب در حال تحصیل ،دانش آموختگان و مبلغین حوزه علمیه قروه با نماینده ولی فقیه در استان کردستان جناب حجت الاسلام والمسلمین حسینی شاهرودی ،در این دیدار که مدیر مدرسه با طلاب در دفتر نماینده ولی فقیه در سنندج ملاقات کردند ،ایشان ضمن تقدیر و تشکر از فعالیتهای خوب مبلغین این مدرسه در این موقعیت حساس  زمانی ومنطقه ای ،ارزش تبلیغ و تحصیل بانوان را بسیار مهم دانست و فرمودند:کسی که علم دین را به قصد انجام رسالت و تبلیغ دین و تبیین احکام و فروعات دین را خوب فراگیرد واول خودش مسلط باشد و عمل کند و سپس به دیگران منتقل کند،خداوند در دنیا به این فرد برکت خواهد داد و درآخرت در بهترین جایگاه قرار دارد

موضوعات: خبر روز  لینک ثابت
[یکشنبه 1390-12-21] [ 11:59:32 ق.ظ ]




این دوره به صورت دو نیمسال برگزار گردید
نیمسال اول 64 ساعت و نیمسال دوم 82 ساعت، و در پایان به طلاب شرکت کننده در دوره گواهی فوق دیپلم سیاسی ارائه خواهد شد

موضوعات: خبر روز  لینک ثابت
[شنبه 1390-12-13] [ 10:54:31 ق.ظ ]




همراهی تعداد30 نفر از طلاب این مدرسه طی سه نوبت با اولین اردوی آموزشی زیارتی سفیران وحدت (زنان اهل تسنن فعال در عرصه دین وفرهنگ)در مشهد مقدس در این  اردوتعدادی از طلاب بعنوان مبلغ تاثیر گذار این کاروان را همراهی نموده 

موضوعات: خبر روز  لینک ثابت
 [ 10:39:25 ق.ظ ]




دست بیفشانید و عود بسوزانید
که یازدهمین مسافر بهار، از راه می رسد؛ قدم هایش را شکوفه باران کنید!انشاالله که دوازدهمین مسافرماهم از راه برسد
جهت تعجیل در ظهورش

صلوات

موضوعات: حرف حق  لینک ثابت
[پنجشنبه 1390-12-11] [ 09:01:43 ق.ظ ]




پسر فاطمه، نور هدی
سبزترین باغ بهار خدا
با تو دل از غصه رها می شود
پاکتر از آینه ها می شود
ای گل گلزار خدا، یا حسن عسکرى (ع)
آینه ی قبله نما یا حسن عسکرى (ع)

میلاد یازدهمین امام، و سیزدهمین کشتی نجات آقا امام حسن عسکرى (ع) بر شما مبارک باد.

موضوعات: حرف حق  لینک ثابت
 [ 08:56:04 ق.ظ ]




اگر کسی خود را نفریبد، فریب دیگران را هم نمی خورد.

علامه جعفری

موضوعات: حرف حق  لینک ثابت
[چهارشنبه 1390-12-10] [ 08:22:30 ق.ظ ]




شعر از پیمان طالبی
————— ——————
لقمه ای از دهان مان کم شد، خون دل خورده بعد جان دادیم
لقمه ای در دهان تو سم شد، ز تاسف سری تکان دادیم
گریه کردی ؛ فرات طغیان کرد، چشم حق از دو چشم تو بارید
جامه زر خریدمان تر شد، فحش تحویل آسمان دادیم!
روی کردی به آسمان با اشک، تا امیدت به حضرت ماه است
خیره هستیم بر سفیر امید، ماهواره به هم نشان دادیم!
می بُرند اشقیای کرب و بلا، به جنون پا و دست و سرها را
دل امان نامه را چو امضا کرد، از تو بر عالمی امان دادیم
می کشی از نهان دل گاهی، ناله ای نه ، غریو نه، آهی
ما نداریم از برای تو وقت، گوشمان را به بلبلان دادیم
نکند قلبمان خطر بکند، شایدم جیب مان ضرر بکند
در شعار و نه در عمل، گوییم، دستمان را به شیعیان دادیم
مردن تو به ما چه مربوط است؟، زنده ها بی اهمیت هستند
هر زمان وقت مرگ تو برسد، در غم و غصه تو جان دادیم

 

موضوعات: حرف حق  لینک ثابت
 [ 08:21:20 ق.ظ ]




ترس دشمن ما از رنگ ها

یه روز از سپیدی قلب ها / یه روز از لباس سبز سپاه / یه روز از لباس خاکی بسیج / یه روز از سرخی خون شهید / یه روز از چادر مشکی زن ها / یه روز از کیک زرد نیروگاه / . . . . امروزهم از جوهر آبی سبابه ها

موضوعات: حرف حق  لینک ثابت
 [ 08:14:22 ق.ظ ]





1. توطئه قريش در دارالندوه:
دارالندوه محلي در کنار کعبه بود و سران قريش و ساير قبايل بعد از تمامي کارشکني هايي که بر عليه پيامبر اکرم(ص) براي جلوگيري از رشد اسلام کردند، در اين مکان جمع گرديده و قتل پيامبر اکرم(ص) را توطئه چيني مي کنند. متعاقب اين جلسه وحي بر پيامبر اکرم(ص) نازل شد (انفال، آيه 30)
و پيامبر اکرم(ص) از آن آگاه و تصميم به هجرت به شهر مدينه را مي گيرند (تاريخ تحليلي و سياسي اسلام، علي اکبر حسيني).
2. توطئه هاي يهود:
يهوديان از ابتداي بعثت پيامبر اکرم(ص) و تشکيل حکومت اسلامي توسط ايشان در مدينه، تا پايان عمر مبارک ايشان از سرسخت ترين دشمنان اسلام بوده و توطئه هاي زيادي براي جلوگيري از پيروزي هاي مسلمان بر عليه کفار و حتي نقشه قتل پيامبر اکرم(ص) را طراحي و برنامه ريزي نمودند. نقض پيمان قبايل بني قينقاع، بني نظير، بني قريضه، بين المصطلق و… نمونه هاي بارز آن مي باشند (تاريخ اسلام، مهدي پيشوايي).
که البته در هر کدام پيامبر اکرم(ص) تصميم هاي مختلفي متناسب با نوع توطئه آنان گرفت در برخي موارد تبعيد و در مواردي نظير عهدشکني و توطئه گري بني قريضه احکام شديدتري اتخاذ گرديد.
3.توطئه هاي منافقان:
در ميان مسلمانان صدر اسلام هميشه افرادي بودند که به ظاهر مسلمان شدند، ولي به هيچ وجه اعتقادي به دين و پيامبر گرامي اسلام نداشتند، از اين رو همواره در صدد توطئه چيني، خيانت و… بودند، يکي از بي شرمترين اين توطئه ها، نقشه قتل پيامبر اکرم(ص) بعد از حادثه تبوک بود (فروغ ابديت، جعفر سبحاني، ج 2، ص 404).
در قرآن کريم در آيات متعددي به منافقان وتوطئه هاي آنان اشاره شده است.
ب - توطئه چيني در زمان امام علي(ع):
بعد از رحلت پيامبر اکرم(ص) تحرکات و توطئه هاي منافقين شدت بيشتري گرفته و آنان تلاش مي نمايند تا جريان اسلام اصيل را منحرف نموده و خود زمام امور را به دست بگيرند، از اين رو تشکيل جلسات توطئه چيني و سخنراني و… بر عليه امام علي(ع) به شدت رواج يافته و حتي شکل علني به خود مي گيرد. نمونه بارز آن جريان سقيفه و توطئه غصب خلافت امام علي(ع) است که 25 سال خانه نشيني آن امام را در پي داشت. متعاقب تشکيل حکومت توسط ايشان شاهد اوج توطئه ها براي ناکارآمدي و شکست حکومت ايشان از سوي ناکثين، مارقين و قاسطين مي باشيم که سه جنگ خونين را در حوزه اسلامي به دنبال داشت. شرح اين توطئه ها در اين مختصر نمي گنجد از اين رو جهت مطالعه بيشتر مي توانيد به منابع ذيل مراجعه نماييد:
- حکومت نامه امام علي(ع)، کاظم قاضي زاده، ج 2، انتشارات معارف
- مخالفان سياسي، سيد مهدي منصوري، مؤسسه فرهنگي دانش و انديشه معاصر
منبع: www.payambarazam.ir

 

موضوعات: شیطان  لینک ثابت
[سه شنبه 1390-12-09] [ 11:26:26 ق.ظ ]





قضيه خورده شدن فرزند شيطان توسط حضرت آدم
سپس او را کشت چهار قسمتش کرد وهر قسمت سر نوک کوهي قرار داد
وقتي حضرت آدم رفت شيطان برگشت وجوياي احوال خناس  وحوا قضيه را شرح داد ابليس خناس را صدا زد فورا در آنجا حاضر شد  واز آنجا رفت آدم آمد ديد که دوباره خناس اينجاست قضيه را از حوا پرسيد واو هم آمدن شيطان وصدا کردن خناس را برايش توضيح داد
اين بار آدم خناس را کشت وسپس سوزاند وخاکسترش را به آب داد باز جايي رفت  وشيطان آمد ديد خناس نيست از حوا
پرسيد واو قضيه را شرح داد باز شيطان خناس را صدا کرد وبه حوا سپرد ورفت دوباره آدم آمد ديد که خناس اينجاست او را کشت و خاکسترش را خورد باز شيطان آمد وديد که خناس نيست واز حوا پرسيد واو دوباره شرح داد ولي ايندفعه شيطان پسرش را صدا زد وگفت کجايي وخناس جواب داد در دل وسينه آدم هستم شيطان گفت خوب جايي هستي همان جا بمان مقصود من همين بود وبه او خناس دستور دادم که تا آدم ونسل آدم زنده است او را وسوسه کند  که در سوره ناس هم آمده  الذی یوسس فی صدور الناس من الجنه و الناس.  از شر وسوسه گر پنهانکار که در درون سینه انسانهاست وسوسه می کند خواه از جن باشد یا از انسان

 منبع رياض الحکايات ص20

موضوعات: شیطان  لینک ثابت
 [ 11:22:03 ق.ظ ]





یاری رسانی شیطان به شیطان پرستان
یکی از علمای بزرگ نقل می کرد که: مردی در اصفهان کارهای عجیب می کرد و از امور پنهانی خبر می داد. هنگامی که موسم حج فرا می رسید، روز هفتم ماه ذی الحجه از اصفهان حرکت می کرد و موقع حج با حجاج، اعمال را انجام می داد و قبل از تمام مردم به اصفهان برمی گشت، با اینکه در آن زمان هواپیما نبود.
سرانجام آن مرد با کمال احترام و محبوبیت از دنیا رفت. پس از مدتی روزی پسرش در خانه نشسته بود و آن روز هم هفتم ماه ذی الحجه بود، مردی داخل شد و گفت: من همه ساله در چنین روزی پدرت را سوار می کردم و به مکه می بردم، اکنون برخیز و سوار شو. من سوار شدم، مرا به صحرا برد، در آنجا مرا پیاده کرد و گفت: من شیطانم، پدرت برای من سجده می کرد،تو هم برای من سجده کن. گفتم: من برای غیر خدا سجده نمی کنم. او اصرار کرد و

ادامه »

موضوعات: شیطان  لینک ثابت
 [ 11:17:47 ق.ظ ]




طاعت از شیطان
استاد احمد امین نقل می کند: از شخص مورد اطمینانی شنیدم که جوانی به خدمت درویشی رسید و به او دلبستگی پیدا کرد، زیرا درویش بر اثر اینکه راه شیطان را پیمود بود، کارهای عجیب و غریبی انجام می داد.
جوان نقل کرده بود که روزی با دستور مرشد از تبریز خارج شدیم. تا از شهر دور شدیم مرشد گفت: عجب جای خوبی است، کاش قدری شیر بود که می نوشیدیم. گفتم: ما از شهر دور هستیم و شیر در دسترس نیست. مرشد فریاد کشید که مگر هنوز به من ایمان نیاوردی؟ سپس صدا زد: شیرو بی درنگ مقداری شیر تازه حاضر شد و او نوشید، آن گاه به راه افتادیم و به محل خوش آب و هوایی رسیدیم. مرشد گفت: کاش غذای تازه ای بود که می خوردیک. گفتم: اینجا غذا نیست. باز فریاد کشید که آیا یقین تو نسبت به من سست است؟ پس صدا زد: غذا، طولی نکشید که غذای تازه ای پیش رویش حاضر شد، ولی مرشد از جا برخاست و سیلی محکمی به من زد، پرسیدم: مگر جز لعن شیطان چه کردم که مرا می زنی؟ خدا لعنتش کند! باز هم سیلی محکمی به من زد و گفت: چرا ولی نعمت مرا لعنت می کنی، او معبود و مقصود من است، اگر او نبود این نعمتها برای من فراهم نمی شد، من شیطان را عبادت می کنم و او مرا مورد لطف و عنایت خود قرار داده است.
جوان می گوید فهمیدم که مرشد کافر و مشرک است، من از او دست برداشتم و توبه نمودم و به عتبات سفر کردم. (داستانهای شگفت درباره جن ص 54)

موضوعات: شیطان  لینک ثابت
 [ 11:15:00 ق.ظ ]





شیطان پرستی در ایران
در سال اول جنگ تحمیلی به پایگاه شیخ صالح در جوانرود اعزام شدم تا از آنجا به خطوط مقدم جبهه رفته در کنار برادران رزمنده به وظیفه الهی خود عمل کنم. پایگاه شیخ صالح پایگاهی بود که برادران شیعه و سنی در آن خدمت می کردند.
گرچه با لباس مقدر روحانیت و به وطر رسمی به عنوان یه مبلغ راهی جبهه شده بودم، اما تجربه چندانی در سخنرانی نداشتم و قبل از رفتن به منطقه سخنرانی های متعددی را در دفترچه ای نوشته بودم تابه مناسبتهای مختلف قبل ازسخنرانی آنهارامرور نمایم وسخنرانی ام را برگزار کنم.
در روز ورودم به پایگاه شیخ صالح موضوعی را برای سخنرانی آماه کرده بودم مبنی بر اینکه باید متوجه شیطان باشیم و گول فریب های او را نخوریم؛ همان شیطانی که به عزت خداوند قسم خورده است تا بندگان او را به انحراف کشد. تفریبا تمام بحث آن روز مربوط به شیطان بود. نماز را به پا داشتم و همین که برای سخنرانی صورتم را به سوی نماز گزاران و افرادی که برای شنیدم سخنرانی وارد نمازخانه می شدند برگرداندم، فرمانده پایگاه به کنارم آمد

ادامه »

موضوعات: شیطان  لینک ثابت
 [ 11:09:37 ق.ظ ]




آغاز بت پرستی توسط شیطان
حضرت ادریس در زمین، انیسی به نام اسقلینوس داشت که به زهد و تقوا معروف و به استجابت دعا موصوف بود و از ادریس کسب حکمت نموده بود، پس از رفع ادریس به آسمان او دلگیر شده و تمثال ادریس را ساخته و با آن مانوس گردید و پس از چندی ناگهانی درگذشت مردم چون به مسکن او رفتند آن تمثال را یافته و از ساخت آن حیران شدند، ابلیس دسیسه کرد و تخیلات باطل در ذهن آنان آورد. گفتند: اتدریس این تمثال را به صمدیت ستوده استجابت دعای او به عبادت آن صنم بوده و از ادریس به این شخص رسیده و او نیز به همین تمثال مستجاب الدعوه شده آنگاه به فریب شیطان انان بت پرستی را بر خدا پرستی برگزیدند و این وقت ششصدونودوپنج سال از هبوط آدم گذشته بود که آغاز بت پرستی شد.(کیفر کردار ج 4 ص 7)

موضوعات: شیطان  لینک ثابت
 [ 11:07:28 ق.ظ ]





رواج شرک و بت پرستی بعد از طوفان نوح توسط شیطان
بعد از طوفان و رسیدن کشتی نوح به ساحل، پس از اینکه زمین خشک شد، نوح و یارانش به آبادی زمین پرداختند و زندگی راحتی را شروع کردند و چون با این پیشامد ایمان مردم به خدا محکم شده بود، تا سالهای سال بازار شیطان کساد شده و مردم فریب او را نمی خوردند. به زودی تعداد مردم در روی زمین زیاد شد و سرانجام پایان عمر حضرت نوح فرا رسید و کسانی که طوفان نوح را دیده بودند از دنیا رفتند کم کم سرو کله شیطان در میان مردم پیدا شد تا با درد و غم ها و حیله هایش دوباره مردم پیدا شد تا با دردو غم ها و حیله هایش دوباره مردم را گمراه کند. شیطان به صورت پیرمردان چند صد ساله می شد و می رفت پیش آدم های نادان و می پرسید: شما طوفان نوح یادتان است؟ می گفتند: نه ما آن وقتها نبودیم، ما داستان نوح را شنیده ایم. شیطان می گفت: هان همان بهتر که نبودید وگرنه خیلی ترسیده بودید بله من آن وقت جوان بون و در کشتی نوح بودم و خیلی ترسیدم نوح هم آدم بدی نبود پیش از طوفان همه چیز با حالا فرق داشت و طوفان همه چیز را عوض کرد.
می گفتند: چطور؟ می گفت: طوفان خیلی وحشتناک بود، من و نوح کشتی ساز بودیم و یک کشتی ساختیم و بعد طوفان آمد و با نوح و دوستانمان سوار شدیم کشتی های دیگری هم بودند که غرق شدند ولی ما زنده ماندیم و طوفان خیلی ترس داشت، آه از این حیوانات بیچاره اینها پیش از طوفان همه مثل  آدم حرف می زندند ولی توی کشتی از ترس زبانشان بندآمد، آخر علت این که آن ها در کشتی بودند همین بود

ادامه »

موضوعات: شیطان  لینک ثابت
 [ 11:05:52 ق.ظ ]





حضرت امیرالمومنین شیطان لات و عزی را می کشد
حضرت علی فرمودند: شبی از شبها که بسیار تاریک بود پیامبر مرا صدا کردند و فرمودند: شمشیرت را بردار و بالای کوه ابوقبیس برو و هر کس را دیدی بکش. من هم شمشیر به دست بالای کوه رفتم و مرد سیاهی که چشمانش سرخ بود مشاهده کردم. از قیافه او هولی مرا فرا گرفت. نزدیکش رفتم و با شمشیر ضربتی به او زدم و او را نصف کردم. همزمان با کشته شدن او، ناله ای از خانه های مکه بلند شد. سپس نزد پیامبر آمدم و از منزل خدیجه بود و به حضرت خبر دادم. حضرت رسول پرسیدند: آیا می دانی چه کسی را کشتی؟
گفتم:نه خداورسولش میدانند.حضرت فرمودند:شیطانیکه مسئول پرستیده شدن لات وعزی بود راکشتی.ازاین به بعددیگراین دو بت راکسی نخواهدپرستید.(بحار ج 39ص 186کتاب ابلیس ص 40)

موضوعات: شیطان  لینک ثابت
 [ 11:03:19 ق.ظ ]




شیطانی داخل بت شعر می خواند
روزی شیطانی به نام مسعر داخل هبل که از بتهای بزرگ مکه بود رفته و اشعاری می خواند:خدا بکشد قوم کعب بن فهسر را که گمره کننده ی عقل ها و امیدواری هستند.        متکبروگمراه کننده ای ازآنهاآمده ودین آبا و اجداد گرامی ما را بر ما عیب می گیرد.مشرکان وقتی این اشعار را از هبل شنیدند، سجده کرده و زبان به بدگویی پیامبر گشودند. صدایی از هبل بلند شد که فردا باز هم بیایید.
حضرت محمد از این امر اندوهیگن شد. در ان حال یکی از مومنان پری خدمت حضرت رسید و گفت: ای فرستاده خدا! من مسعر را کشتم. (مناقب ال ابیطالب ج 1 ص 76 همان ص 39)

موضوعات: شیطان  لینک ثابت
 [ 11:00:52 ق.ظ ]





فرزند صالح شیطان
من با حضرت هود(ع) در مسجدش باکسانی که به او ایمان آورده بودند بودم اورا هم که بر علیه قومش نفرین کرده بود را مذمت کردم اونیز هم خودش گریه کرد وهم مرا گریانید همان حرف حضرت نوح را زد من با حضرت ابراهمیم (ع)بودم در حالی که او را به داخل آتش انداخته بودند من با حضرت یوسف بودم وزودتر از اوبه قعر چاه رفتم و یوسف راگرفتم ونگذاشتم به او آسیبی برسد ودر زندان هم با او بودم من با حضرت صالح بودم و او رامذمت کردم که چرا قومش را نفرین کرده است وحضرت موسی در حالی که خداوند فرعونیان را غرق میکرد به همراه قوم بنی اسرائل را نجات دادیم حضرت موسی به من گفت که هر موقعه حضرت عیسی رادیدم سلام اورابهش برسانم ومن حضرت عیسی را ملاقات کردم وسلام حضرت موسی رساندم وحضرت عیسی هم گفت که هرموقع شما را دیدم سلام ایشان را به شما برسانم. 

موضوعات: شیطان  لینک ثابت
 [ 10:59:51 ق.ظ ]





بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
 
روايت شده : وقتى كفار قريش ديدند پيامبرى حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم هر روز رونق مى گيرد و حيله هاى آنها سودى نبخشيده سركردهاى قريش در ((دار الندوه )) نشست ويژه اى ترتيب دادند.
كسى كه سنش از چهل سال كم تر بود راه نمى دادند. اين گردهم آيى از چهل نفر از سران قريش شكل گرفت . شيطان ملعون هم به صورت پيرمردى در آمد! خواست داخل شود، دربان گفت : كيستى ؟ جواب داد: پيرمردى از اهل ((نجد)) هستم و شما به راءى من احتياج داريد؟! شنيدم براى خلاصى از دست اين مرد جمع شده ايد. آمده ام كه راءى خود را در اين باب به شما بگويم ، دربان گفت : داخل شو، او هم داخل شد و در جاى خود نشست . وقتى مجلس رسميت پيدا كرد، ابوجهل گفت : اى گروه قريش ! در ميان عرب كسى از ما عزيزتر نبود،

ادامه »

موضوعات: شیطان  لینک ثابت
 [ 10:54:16 ق.ظ ]





بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
 
وقتى كه لشكر اسلام و مشركان در برابر هم صف بستند، و صف ها سامان گرفت ، ابليس به صورت سراقه بن مالك نزد قريش آمد. قرآن در اين باره مى فرمايد:
-اى پيامبر! به ياد آر وقتى را كه ، شيطان كردار زشت آنا را در نظرشان زيبا نمود - و براى فريب دادن آن جاهلان به شكل پيرمردى در آمد - و گفت : من با قبيله خود شما را يارى مى دهم و كارهاى پليدشان را به ديد آنان آراسته گردانيد.
و نيز افزود: هم چنين امروز - مسلمانان تاب مقاومت شما را ندارند - احدى بر شما غالب نمى شود، ((و قال لا غالب لكم اليوم من الناس و انى جارلكم )) و من امروز شما را امان دهنده ام و لشكرى بسيار از شياطين را حاضر كرده و به كفار نشان داد و گفت : با اين لشكر به كمك شما آمده ام و شما را پشتيبانم !.
پرچم را به من دهيد. سپس علم را به دست گرفت و از

ادامه »

موضوعات: شیطان  لینک ثابت
 [ 10:52:44 ق.ظ ]





بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
 
((عمار)) هم از جمله كسانى است كه از اول ، زير بار فرمان شيطان نرفت . از همان آغاز با او مخالف بود با مسلمان شدن و عبادتش او را اذيت مى كرد. چند مرتبه با شيطان كشتى گرفت و او را بر زمين زد.
چنان چه وارد شده : در يكى از سفرها، كه حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم با اصحاب خود مى رفتند، آب آنان تمام شد. آن حضرت به ((عمار)) فرمود: برو از چاهى كه در فلان موضع بيابان است آب بياور.
وقتى ((عمار)) كنار چاه رسيد، مى خواست آب بردارد، شيطان آمد و گفت : نمى گذارم از اين چاه آب بردارى ! زيرا چاه مسكن شياطين است .
((عمار)) در برابرش ايستاد و با او در افتاد. با يك حمله شيطان را بر زمين زد. سنگى برداشت و با آن بينى شيطان را شكست . وقتى روى سينه او نشست ، ديد بسيار لاغر و رنجور است .
پرسيد: آيا همه شياطين چنين لاغراند؟ در جواب

ادامه »

موضوعات: شیطان  لینک ثابت
 [ 10:50:13 ق.ظ ]




بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
 
شيطان لعين تصميم گرفته كه انتقام خود را از اولاد آدم بگيرد. لذا در تمام اختلافات حضور پيدا مى كند، در تمام جنگ ها حاضر مى شود و جبهه دشمن را تقويت مى كند، فراريان را با حيله بر مى گرداند، به سوى ميدان مى كشاند و آتش جنگ را شعله ور مى سازد.
يكى از آن جاها روز عاشورا بود كه تمام لشكريان خود را جمع كرده و به پايكوبى و رقص پرداخت . هر كس از لشكر امام حسين عليه السلام شهيد مى شد، از خوشحالى فرياد مى زد و رقص مى كرد. هر كدام از لشكريا عمر سعد فرار مى كردند، شيطان به صورت يكى از سر كرده هاى لشكرها در مى آمد و سر راه شان را مى گرفت و آنان را به ميدان بر مى گرداند. مى گفت : واى بر شما، اين همه جمعيت و مردان شجاع

ادامه »

موضوعات: شیطان  لینک ثابت
 [ 10:44:06 ق.ظ ]




بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
 
يكى از جاهايى كه شيطان فرياد كشيد، فرزندان خود را جمع كرد و درد دل خود را براى آنان باز گفت و راه چاره اى خواست ، روز عيد غدير بود. آن گاه كه حضرت رسول صلى الله عليه و آله وسلم على بن ابى طالب را خليفه بعد از خود خواند.
جابر از امام محمد باقر عليه السلام نقل مى كند كه آن حضرت فرمود: زمانى كه رسول اكرم صلى الله عليه و آله وسلم در عيد غدير خم دست على را گرفت ، بلند كرد و به مردم معرفى نمود و جانشين بعد از خود قرارش داد. شيطان در ميان لشكريان خود نعره اى كشيد كه تمام لشكريان و اولاد او در هر كجا بودند اطراف او فرود آمدند و گفتند: اى مولاى ما! چه مصيبتى به تو رسيده اين قدر ناراحتى ؟ ما تا به حال فريادى از اين وحشتناك تر از تو نشنيده بوديم !
شيطان به آنها گفت : اين پيغمبر امروز كارى را انجام داد كه اگر به آخر رسد و عملى شود كسى تا روز قيامت ، خدا را معصيت و نافرمانى نمى كند - همه به سوى دين و تقوا و - خداشناسى ، ولايت و امامت پيش مى روند، از راه رستگارى قدم فراتر نمى گذارند - گفتند: اى بزرگ ما! ناراحتى به خود راه مده ، ماءيوس مباش ، تو كسى هستى كه آدم را از بهشت بيرون كردى ، او را بدبخت نمودى ،

ادامه »

موضوعات: شیطان  لینک ثابت
 [ 10:42:47 ق.ظ ]




بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
 
سلمان مى گويد: وقتى پيغمبر اسلام رحلت فرمود، على در خانه مشغول غسل دادن آن حضرت بود. من گاهى به او كمك مى كردم ، گاهى به مسجد مى آمدم و از مردم خبر مى گرفتم . وقتى از مسجد به خانه برگشتم ، على پرسيد: اى سلمان ! چه خبر دارى ؟ عرض كردم : خبر تازه اين كه ابوبكر بر منبر پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم نشسته ، مردم نه با يك دست بلكه با دو دست با او بيعت مى كنند.
حضرت على عليه السلام فرمود: اى سلمان ! آيا متوجه شدى چه كسى اول با او بيعت كرد؟ آيا اولين كسى كه بالاى منبر رفت و با او بيعت نمود چه كسى بود؟
سلمان گفت : او را نشناختم ، ولى پيرمرد سال خورده را ديدم كه بر عصايى تكيه زده ، ميان دو چشمش جاى سجده ديده مى شد، پيشانى او در اثر سجده پينه بسته و اين طور مى نمود

ادامه »

موضوعات: شیطان  لینک ثابت
 [ 10:37:53 ق.ظ ]




                                                                                                                                                                                                            

 بِسْم اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
روزى حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام براى انجام كارى ، يكى از غلامان خود را صدا زد. شيطان او را وسوسه كرد كه جواب آن حضرت را ندهد. چندين بار او را صدا كرد، جواب نيامد! حضرت به جست و جو پرداخت . ديد آن غلام پشت ديوارى دراز كشيده و مشغول خرما خوردن است .
آن حضرت فرمود: اى غلام ! مگر صداى مرا نمى شنيدى كه جواب نمى دادى ؟ غلام عرض كرد: چرا. فرمود: چرا جواب نمى دادى ؟ عرض ‍ كرد: يا على ! مى خواستم تو را به غضب آورم ؟!
حضرت على فرمود: من هم كسى را كه به تو دستور داد مرا به غضب آورى ، به خشم مى آورم . من شيطانى را كه به نام ((ابيض )) است و تو را وسوسه كرد تا جوابم را ندهى و من هم از سر خشم تو را مجازات كنم به غضب مى آورم .
سپس فرمود: ((انت حر لوحه الله )) من تو را آزاد كردم ، تو را براى رضايت خداوند متعال در راه او آزاد نمودم .
شيطان نه اين كه نتوانست آن حضرت را به غضب آورد بلكه ايشان شيطان را به غضب آورد و بر آن ملعون مسلط شد.

موضوعات: شیطان  لینک ثابت
 [ 10:33:39 ق.ظ ]




چرا خداوند شیطان را آفرید، با اینکه می‌دانست سرچشمه وسوسه‌ها و گمراهی ها می‌شود؟

 مگرخدا انسان را برای تکامل و رسیدن به سعادت، از طریق بندگی خود نیافریده است پس وجود شیطان که یک موجود ویرانگر و ضد تکامل است، چه دلیلی می‌تواند داشته باشد؟
برای رسیدن به پاسخ سوال فوق که ذهن هر انسانی را به خود مشغول کرده و هر کسی به نوعی یا جوابگوی سوال بالا بوده و یا در توجیه آن برآمده بر اساس مفاهیم قرآنی و حدیثی چنین است که:
آفرینش، شاهکار خلقت خدا هر چه را آفریده به بهترین شکل ممکن

ادامه »

موضوعات: شیطان  لینک ثابت
 [ 10:28:06 ق.ظ ]




باید راهی شد
وقت وقت گریختن است ، وقت فرار از روزمرگی  زندگی روزمره
باید جایی دگر رفت به سرزمین ودیار دیگر.
به قول سهراب: پشت دریا شهری است که در آن پنجره ها رو به تجلی باز است.
توشه ات را جز عشق دیگر هیچ نگذار زیرا که آنجا فقط جای عاشق شدن است.دلت را باخودت بیاور ، گرچه بی شک آن را آنجا جا خواهی گذاشت.
قدر این سرزمین را باید دانست ، زیرا که عشق ناب و لایتناهی فقط در آنجا یافت می شود.حال که نزدیک بهار و تازه شدن طبیعت است.
عزمت را جزم کن و توکل بر باری تعالی نمای و همراه ماشو.
توای همسفر من قدم در این سفر سراسر نور و معنویت نمی گذاشتی آن هم در عنوان جوانی. هر جا دلت شکست وقطره های اشکت همچون گوهری سرازیر شد  ما را هم از دعای خیرت بی نصیب نگذار (یا علی)

مدرسه علمیه الزهرا(س) قروه اقدام به اعزام 24 نفر از طلاب این مدرسه به عنوان روحانی همراه کاروان (به سرزمین راهیان نور) نمود.در این سفر 3 روزمبلغین به ترویج فرهنگ شهادت وایثار پرداختند.با توزیع بروشورهای درباره مناطق عملیاتی اقدام کردند

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4 yles DefLockedState="false” DefUnhideWhenUsed="true” DefSemiHidden="true” DefQFormat="false” DefPriority="99″ LatentStyleCount="267″> ideWhenUsed="false” QFormat="true” Name="heading 1″ />

موضوعات: حرف حق  لینک ثابت
[سه شنبه 1390-12-02] [ 09:59:10 ق.ظ ]




یالطیف
فردا را چگونه مي توان ديد
فردايي که امروزش همه در غوغا است
فردايي که امروزش را از عمق افکار خسته مردم مي بينم
کجاست يک دل آرام
کجاست آرزوهاي آرزو نشده
کجاست اميدي که باز سوي اميدوارش باز گردد
نمي دانم دلم را دست کدامين فکر بسپارم
نمي دانم اشکم را براي که بريزم
نمي دانم سوز عشق را از که بايد بياموزم
کاش ميشد در بن بست سکوت  خانه اي از فکر نساخت
کاش ميشد عشق را در خاکستر ياد ها نگاه داشت
کاش ميشد اشک را در جويبار احساس نريخت
چرا اين مردم دل هاشان را با اب سياه افکار ديگران مي شويند
چرا اين مردم عطش بودن را در انتظار  ديدار يار سيراب نمي کنند
چشمانم از خيره شدن بر صفحات خالي ذهنم خسته شده
نمي دانم چرا هر چه در بيراه هاي تنهاييم پرسه ميزنم خانه تنهايي هايم را نمي يابم
کاش مي آمدي و من را از حصار سخت دو دلي نجات ميدادي
فردا روز توست
روز شنيدن بوي نرگس
روز ديدن خال گونه ات
روز انتظار
روز تقديم اشکها بر زير پايت
روز شکستن ديوار دوري هفت روز
مرا درياب
مي داني چه هستم
مي داني چه بايد باشم
مي داني چه مي خواهم باشم
دستم را بلند کرده از تو مدد مي خواهم
تا يک دل آرام را ,
تا آرزوي بازگشتت را ,
تا اميد به انتظارت را
از تو طلب کنم 
مي خواهم بدانم
چگونه دلم را به دست افکار تو ,
اشکم را در دامان تو ,
سوز عشق را براي تو داشته باشم
ديگر نمي گويم کاش ميشد
ميگويم از تو مي خواهم که خانه اي را که در بن بست سکوت ساخته ام ويران سازي
ميگويم از تو مي خواهم که عشق به خودت را همچون داغي آتش در سينه ام نگاه داري
ميگويم از تو مي خواهم که اشک هايم را در جويبار انتظارت بريزم

با او حرف زدم
صدايم را از ميان انبوه درد هاي عاشقانش شنيد
من مي سوزم
جوابش را نمي شنوم
دفتر افکارم سفيد است
اما
او برايم نوشته است
با رنگ سفيد
مي خواهد من خود بيابم
مي دانم نوشته است که فرياد سکوتش بلند است
آري
بايد بشنوم
مي دانم که سبکي هواي درونم از گرد و غبار قدمهايش بر روي ذهن پريشانم است
مي دانم که آرامش درياي قلبم از آرامش آبيه نگاهش است
منتظر آمدنم است پس منتظر آمدنش مي مانم
با عشق به او ,
با مدد از او
و  با توکل از خداي او
يا حق

موضوعات: حرف حق  لینک ثابت
 [ 09:06:36 ق.ظ ]





این دوره با حضور اساتید مجرب از قم در این مدرسه هرهفته به مدت 2ماه برگزار می گردد.افتتاحیه این دوره در 10 بهمن ماه 90 بود .مطالب ارائه شده در این دوره درباره نحوه کلاس داری و شیوه تبلیغ برتر،توسل و دعا،نحوه برقراری با کودک، و عرفان های نو ظهور،برای طلاب و فارغ التحصیلان حوزه برگزار می شود.

موضوعات: حرف حق  لینک ثابت
 [ 08:57:16 ق.ظ ]