توطئه چيني در زمان رسول اکرم(ص) :


1. توطئه قريش در دارالندوه:
دارالندوه محلي در کنار کعبه بود و سران قريش و ساير قبايل بعد از تمامي کارشکني هايي که بر عليه پيامبر اکرم(ص) براي جلوگيري از رشد اسلام کردند، در اين مکان جمع گرديده و قتل پيامبر اکرم(ص) را توطئه چيني مي کنند. متعاقب اين جلسه وحي بر پيامبر اکرم(ص) نازل شد (انفال، آيه 30)
و پيامبر اکرم(ص) از آن آگاه و تصميم به هجرت به شهر مدينه را مي گيرند (تاريخ تحليلي و سياسي اسلام، علي اکبر حسيني).
2. توطئه هاي يهود:
يهوديان از ابتداي بعثت پيامبر اکرم(ص) و تشکيل حکومت اسلامي توسط ايشان در مدينه، تا پايان عمر مبارک ايشان از سرسخت ترين دشمنان اسلام بوده و توطئه هاي زيادي براي جلوگيري از پيروزي هاي مسلمان بر عليه کفار و حتي نقشه قتل پيامبر اکرم(ص) را طراحي و برنامه ريزي نمودند. نقض پيمان قبايل بني قينقاع، بني نظير، بني قريضه، بين المصطلق و… نمونه هاي بارز آن مي باشند (تاريخ اسلام، مهدي پيشوايي).
که البته در هر کدام پيامبر اکرم(ص) تصميم هاي مختلفي متناسب با نوع توطئه آنان گرفت در برخي موارد تبعيد و در مواردي نظير عهدشکني و توطئه گري بني قريضه احکام شديدتري اتخاذ گرديد.
3.توطئه هاي منافقان:
در ميان مسلمانان صدر اسلام هميشه افرادي بودند که به ظاهر مسلمان شدند، ولي به هيچ وجه اعتقادي به دين و پيامبر گرامي اسلام نداشتند، از اين رو همواره در صدد توطئه چيني، خيانت و… بودند، يکي از بي شرمترين اين توطئه ها، نقشه قتل پيامبر اکرم(ص) بعد از حادثه تبوک بود (فروغ ابديت، جعفر سبحاني، ج 2، ص 404).
در قرآن کريم در آيات متعددي به منافقان وتوطئه هاي آنان اشاره شده است.
ب - توطئه چيني در زمان امام علي(ع):
بعد از رحلت پيامبر اکرم(ص) تحرکات و توطئه هاي منافقين شدت بيشتري گرفته و آنان تلاش مي نمايند تا جريان اسلام اصيل را منحرف نموده و خود زمام امور را به دست بگيرند، از اين رو تشکيل جلسات توطئه چيني و سخنراني و… بر عليه امام علي(ع) به شدت رواج يافته و حتي شکل علني به خود مي گيرد. نمونه بارز آن جريان سقيفه و توطئه غصب خلافت امام علي(ع) است که 25 سال خانه نشيني آن امام را در پي داشت. متعاقب تشکيل حکومت توسط ايشان شاهد اوج توطئه ها براي ناکارآمدي و شکست حکومت ايشان از سوي ناکثين، مارقين و قاسطين مي باشيم که سه جنگ خونين را در حوزه اسلامي به دنبال داشت. شرح اين توطئه ها در اين مختصر نمي گنجد از اين رو جهت مطالعه بيشتر مي توانيد به منابع ذيل مراجعه نماييد:
- حکومت نامه امام علي(ع)، کاظم قاضي زاده، ج 2، انتشارات معارف
- مخالفان سياسي، سيد مهدي منصوري، مؤسسه فرهنگي دانش و انديشه معاصر
منبع: www.payambarazam.ir

 

اشتراک گذاری این مطلب!

قضيه خورده شدن فرزند شيطان توسط حضرت آدم


قضيه خورده شدن فرزند شيطان توسط حضرت آدم
سپس او را کشت چهار قسمتش کرد وهر قسمت سر نوک کوهي قرار داد
وقتي حضرت آدم رفت شيطان برگشت وجوياي احوال خناس  وحوا قضيه را شرح داد ابليس خناس را صدا زد فورا در آنجا حاضر شد  واز آنجا رفت آدم آمد ديد که دوباره خناس اينجاست قضيه را از حوا پرسيد واو هم آمدن شيطان وصدا کردن خناس را برايش توضيح داد
اين بار آدم خناس را کشت وسپس سوزاند وخاکسترش را به آب داد باز جايي رفت  وشيطان آمد ديد خناس نيست از حوا
پرسيد واو قضيه را شرح داد باز شيطان خناس را صدا کرد وبه حوا سپرد ورفت دوباره آدم آمد ديد که خناس اينجاست او را کشت و خاکسترش را خورد باز شيطان آمد وديد که خناس نيست واز حوا پرسيد واو دوباره شرح داد ولي ايندفعه شيطان پسرش را صدا زد وگفت کجايي وخناس جواب داد در دل وسينه آدم هستم شيطان گفت خوب جايي هستي همان جا بمان مقصود من همين بود وبه او خناس دستور دادم که تا آدم ونسل آدم زنده است او را وسوسه کند  که در سوره ناس هم آمده  الذی یوسس فی صدور الناس من الجنه و الناس.  از شر وسوسه گر پنهانکار که در درون سینه انسانهاست وسوسه می کند خواه از جن باشد یا از انسان

 منبع رياض الحکايات ص20

اشتراک گذاری این مطلب!

یاری رسانی شیطان به شیطان پرستان


یاری رسانی شیطان به شیطان پرستان
یکی از علمای بزرگ نقل می کرد که: مردی در اصفهان کارهای عجیب می کرد و از امور پنهانی خبر می داد. هنگامی که موسم حج فرا می رسید، روز هفتم ماه ذی الحجه از اصفهان حرکت می کرد و موقع حج با حجاج، اعمال را انجام می داد و قبل از تمام مردم به اصفهان برمی گشت، با اینکه در آن زمان هواپیما نبود.
سرانجام آن مرد با کمال احترام و محبوبیت از دنیا رفت. پس از مدتی روزی پسرش در خانه نشسته بود و آن روز هم هفتم ماه ذی الحجه بود، مردی داخل شد و گفت: من همه ساله در چنین روزی پدرت را سوار می کردم و به مکه می بردم، اکنون برخیز و سوار شو. من سوار شدم، مرا به صحرا برد، در آنجا مرا پیاده کرد و گفت: من شیطانم، پدرت برای من سجده می کرد،تو هم برای من سجده کن. گفتم: من برای غیر خدا سجده نمی کنم. او اصرار کرد و

ادامه »

طاعت از شیطان

طاعت از شیطان
استاد احمد امین نقل می کند: از شخص مورد اطمینانی شنیدم که جوانی به خدمت درویشی رسید و به او دلبستگی پیدا کرد، زیرا درویش بر اثر اینکه راه شیطان را پیمود بود، کارهای عجیب و غریبی انجام می داد.
جوان نقل کرده بود که روزی با دستور مرشد از تبریز خارج شدیم. تا از شهر دور شدیم مرشد گفت: عجب جای خوبی است، کاش قدری شیر بود که می نوشیدیم. گفتم: ما از شهر دور هستیم و شیر در دسترس نیست. مرشد فریاد کشید که مگر هنوز به من ایمان نیاوردی؟ سپس صدا زد: شیرو بی درنگ مقداری شیر تازه حاضر شد و او نوشید، آن گاه به راه افتادیم و به محل خوش آب و هوایی رسیدیم. مرشد گفت: کاش غذای تازه ای بود که می خوردیک. گفتم: اینجا غذا نیست. باز فریاد کشید که آیا یقین تو نسبت به من سست است؟ پس صدا زد: غذا، طولی نکشید که غذای تازه ای پیش رویش حاضر شد، ولی مرشد از جا برخاست و سیلی محکمی به من زد، پرسیدم: مگر جز لعن شیطان چه کردم که مرا می زنی؟ خدا لعنتش کند! باز هم سیلی محکمی به من زد و گفت: چرا ولی نعمت مرا لعنت می کنی، او معبود و مقصود من است، اگر او نبود این نعمتها برای من فراهم نمی شد، من شیطان را عبادت می کنم و او مرا مورد لطف و عنایت خود قرار داده است.
جوان می گوید فهمیدم که مرشد کافر و مشرک است، من از او دست برداشتم و توبه نمودم و به عتبات سفر کردم. (داستانهای شگفت درباره جن ص 54)

اشتراک گذاری این مطلب!

شیطان پرستی در ایران


شیطان پرستی در ایران
در سال اول جنگ تحمیلی به پایگاه شیخ صالح در جوانرود اعزام شدم تا از آنجا به خطوط مقدم جبهه رفته در کنار برادران رزمنده به وظیفه الهی خود عمل کنم. پایگاه شیخ صالح پایگاهی بود که برادران شیعه و سنی در آن خدمت می کردند.
گرچه با لباس مقدر روحانیت و به وطر رسمی به عنوان یه مبلغ راهی جبهه شده بودم، اما تجربه چندانی در سخنرانی نداشتم و قبل از رفتن به منطقه سخنرانی های متعددی را در دفترچه ای نوشته بودم تابه مناسبتهای مختلف قبل ازسخنرانی آنهارامرور نمایم وسخنرانی ام را برگزار کنم.
در روز ورودم به پایگاه شیخ صالح موضوعی را برای سخنرانی آماه کرده بودم مبنی بر اینکه باید متوجه شیطان باشیم و گول فریب های او را نخوریم؛ همان شیطانی که به عزت خداوند قسم خورده است تا بندگان او را به انحراف کشد. تفریبا تمام بحث آن روز مربوط به شیطان بود. نماز را به پا داشتم و همین که برای سخنرانی صورتم را به سوی نماز گزاران و افرادی که برای شنیدم سخنرانی وارد نمازخانه می شدند برگرداندم، فرمانده پایگاه به کنارم آمد

ادامه »
 
شهادت حضرت فاطمه زهرا (س)