موضوع: "دهه فجر"

نگاهی گذرا بر وقایع 19 بهمن

 

• 19 بهمن(اعلام همبستگی همافران نیروی هوایی ارتش با امام خمینی(ره)

جعفر شریف امامی، نخست وزیر سر سپرده محمدرضا پهلوی که باعث به وجود آمدن حوادثی نظیر جمعه سیاه (17 شهریور) و کشتار دانش آموزان (13 آبان) شده بود، در چنین روزی، در حالی که تمام ثروت خود را به خارج منتقل کرده بود، از ایران فرار کرد. در این روز همافران که جمعی از نظامیان متعهد نیروی هوایی بودند به دیدار امام در مدرسة رفاه تهران رفتند و همبستگی خود را برای همیشه اعلام کردند از آن به بعد، این روز با شکوه به نام نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی نامگذاری شد.

رویدادهای 19 بهمن

* جمعی از پرسنل نیروی هوایی با انجام رژه و خواندن سرود در مقابل حضرت امام، با حرکت اسلامی مردم ایران و رهبری نهضت اعلام همبستگی کردند. ایشان همچنین از راهپیمایی مردم در حمایت از دولت مهندس بازرگان تشکر کردند.

* مطبوعات و رادیو ریاض: مهندس بازرگان اعلام کرد نتوانسته است رضایت ارتش را جلب کند و ارتشیان از قانون اساسی حمایت می‌کنند. وی طی اولین سخنرانی عمومی پس از اعلام نخست وزیری دولت موقت گفت: بنده ماشین سواری نازک نارنجی هستم که باید روی جاده‌های آسفالت و راه هموار حرکت کنم.

* ستاد ارتش، عکس روزنامه کیهان مبنی بر رژه افسران نیروی هوایی در مقابل حضرت امام را تکذیب کرد.

* طرفداران قانون اساسی، شهر خوی را به آتش کشیدند و در شهر گنبد به یک حمام زنانه یورش بردند.

* عده‌ای از هواداران رژیم که به طرفداری قانون اساسی در تهران تجمع کرده بودند، با مخالفین خود به زد و خورد پرداختند.

* خبرنگار لوس‌آنجلس تایمز، در تیراندازی‌های خیابان فرح‌آباد ژاله تیر خورد و کشته شد.

* طی روزهای گذشته و امروز، شهر تهران شاهد تظاهرات مردم و فریاد و خشم کلیه اقشار در مقابل رژیم بود. بانک‌ها و دیگر مۆسسات دولتی مورد هجوم مردم به ستوه آمده از جنایت‌های شاه قرار گرفتند و شعله‌های آتش از همه سو زبانه می‌کشید.

مزدوران گارد شاهنشاهی پس از اعلام همبستگی گروهی از همافران و پرسنل نیروی هوایی با انقلاب و بیعت ایشان با امام، در شامگاه 20 بهمن به یکی از پادگان های نیروی هوایی در تهران حمله بردند. مردم انقلابی نیز با سلاح هایی ابتدایی برای کمک به همافران حاضر شدند و در نهایت پیروزی دست یافتند.

 * امام خمینی طی نطق کوتاهی که از شکبه تلویزیونی کارکنان اعتصابی رادیو و تلویزیون بطور مستقیم پخش می‌شد ضمن آرزوی موفقیت برای کارکنان رسانه‌های گروهی گفتند: دستگاه‌هایی در این قسمت بوده و هست که بایستی در خدمت مردم می‌بودند. ولی رژیم غاصب از آنها در راه هدف‌های نامشروع استفاده کرده است.

* سرهنگ قذافی حمایت خویش را از انقلاب مردم ایران اعلام داشت.

 * در درگیری‌های گرگان، پنج نفر کشته و یازده نفر مجروح شدند.

 * خانواده افسران بازداشتی نیروی هوایی، همچنان با ادامه تحصن، تهدید به اعتصاب غذا کردند.

 * مهندس شریف امامی که از طرف دادستانی ممنوع‌الخروج شده بود، از کشور گریخت.

* گروه منصورون، ترور رییس گارد دانشگاه جندی شاپور اهواز را به عهده گرفت.

* افراد مسلح به یک شعبه بانک ملی در کرمان دستبرد زدند. همچنین موجودی یکی از شعب این بانک در تهران نیز سرقت شد.

بیستم بهمن (حمله گارد شاهنشاهی به نیروی هوایی)

مزدوران گارد شاهنشاهی پس از اعلام همبستگی گروهی از همافران و پرسنل نیروی هوایی با انقلاب و بیعت ایشان با امام، در شامگاه 20 بهمن به یکی از پادگان های نیروی هوایی در تهران حمله بردند. مردم انقلابی نیز با سلاح هایی ابتدایی برای کمک به همافران حاضر شدند و در نهایت پیروزی دست یافتند.

درگیری مسلحانه بین مردم و نیروهای ارتش، از اواخر شب 20 بهمن از پادگان دوشان تپه شروع شد.در جریان نمایش فیلم مراسم استقبال امام خمینی، هنرجویان نیروی هوایی نسبت به امام ابراز احساسات می کنند.افراد گارد شاهنشاهی مامور نیروی هوایی برای ساکت کردن هنرجویان و دیگر پرسنل نیروی هوایی مداخله می نمایند و کار به زد و خورد و تیر اندازی می کشد.با انتشار خبر شورش افراد پادگان نیروی هوایی، مردم برای یاری آنها، به دوشان تپه روی می آورند و وارد پادگان می شوند.اسلحه خانه ها را باز می کنند و با استفاده از تفنگ و مسلسل به ساختن سنگرهای خیابانی و نبرد با افراد گارد شاهنشاهی می پردازند.

همزمان با زد و خورد در دوشان تپه، مردم به چند کلانتری نیز حمله کردند و با خلع سلاح افراد، نقاط دیگر حساس پایتخت نیز به تصرف مبارزان درآمد.شهربانی محاصره شد.فرماندار نظامی به منظور مقابله با انقلابیون، ساعات عبور و مرور را از ساعت 5/4 بعد از ظهر تا 5 صبح روز بعد اعلام کرد، ولی به فرمان امام خمینی، مردم به اخطار فرماندار نظامی اعتنا نکردند و به خیابانها ریختند.

19 بهمن، سالگرد اعلام اطاعت و وفاداری نیروی هوایی به رهبر کبیر انقلاب و بنیان گذار جمهوری اسلامی، نقطه عطف تاریخ انقلاب اسلامی است .

(این روز آگاهی و بصیرت ملت ایران را نشان داد و به تمامی توطئه های طاغوت خط بطلان کشید . بدون تردید این حرکت هوانیروز سندی زنده بر غیرتمندی و شجاعت آنان در دورانی است که الله اکبر گفتن گناهی بزرگ محسوب می شد .ارتشی که فرماندهی آن بدست داماد شاه خائن بود در عین نا باوری طاغوت و همدستانش با امام راحل پیمانی ابدی بستند .رژه همافران نیروی هوایی در برابر امام حکومت طاغوت را به لرزه درآورده و پیروزی انقلاب را نزدیکتر ساخت .

در دورانی که صد هزار مستشارآمریکایی برسر سفره ایران نشسته بودندو با قدرت تمام ثروت این ملت را چپاول می کردند همافران نیروی هوایی با حرکتی بی نظیر موجب یاس و نا امیدی آنها شدند . ارتش قبل از 19 بهمن نیز درهای پادگانها را به روی مردم باز کرده و آنها را مسلح کرده بود. ارتش و نیروی هوایی پس از انقلاب نیز حماسه های ماندگاری خلق کردند چنانکه در هشت سال دفاع مقدس خاطره رشادت این دلیرمردان را همه ملت ایران خوب بخاطر دارد .

 امروزپس از گذشت 34 سال از انقلاب و علیرغم همه تحریم هاو تهدیدها ارتش ایران با اتکا به خود باوری به موفقیت های بزرگی دست یافته است .)1*

*1) گفت و گوهای مرتضی نظری فرماندار سلماس با خبرنگار ایرنا     کد خبر: 80529720 (3133352) | تاریخ خبر: 17/11/1391

اشتراک گذاری این مطلب!

19بهمن روز نیروی هوایی

 یکی از گام های بلندی که در جریان انقلاب موجب ریشه کن ساختن حکومت پهلوی شد، حرکت متهورانه ی نظامیان نیروی هوایی در 19 بهمن 1357 بود.

یک هفته از ورود امام قدس سره به ایران گذشته بود و هنوز رژیم شاهنشاهی پا بر جا و بختیار مدعی مقاومت در مقابل انقلاب بود، ملت در انتظار وعده ی امام بود که در بهشت زهرا فرمودند: من توی دهن این دولت می زنم

شایعه ی کودتای ارتش، روز به روز فراگیرتر می شد و همه نگران اوضاع و احوال بودند. اگر چه اعتصابات پراکنده در برخی از واحدهای ارتش گسترش و موضوع به روزنامه ها نیز کشیده شده بود، اما هنوز مردم، ارتش را در مقابل خود می دیدند و نگران آینده ای مبهم و در هراس از روزی که درگیری نهایی ارتش و مردم بخواهد سرنوشت نهایی انقلاب را رقم بزند، بوده و عده ای هم آماده ی نبرد مسلحانه برای حصول پیروزی نهایی می شدند. بهترین و عظیم ترین کاری که می توانست روحیه ی انقلاب را تقویت کند، مقاومت دولت بختیار را در هم شکند، و مأموریت هایزر را در طراحی کودتای نظامی با شکست مواجه سازد و در نهایت روحیه ی معدود نظامیانی را که هنوز انقلاب را باور نکرده بودند درهم شکند، اعلام همبستگی ارتش با ملت بود. مقامات عالی رتبه نظامی به هیچ وجه زیر بار پذیرش انقلاب و اعلام همبستگی با مردم نرفته و هم چنان از دولت بختیار حمایت می کردند.

در این شرایط نظامیان فداکار و متعهد نیروی هوایی به این نتیجه رسیدند که باید دست به کار بزرگی زده و وظیفه ی ملی و مذهبی خود را انجام دهند. لذا با یک حرکت متهورانه به سیل خروشان ملت پیوستند و با حضور در اقامتگاه رهبر بزرگ انقلاب اسلامی در مدرسه ی علوی سندی از افتخار، حماسه، رشادت و ایمان را در برگ های زرین تاریخ انقلاب اسلامی به ثبت رسانیدند.

این روز بزرگ، نقطه ی عطفی در تاریخ انقلاب و ارتش است، روزی که حماسه ی حضور قاطعانه ی ارتش در صحنه ی انقلاب به وقوع پیوست و طلیعه ی خجسته ی پیوند ارتش با ملت مسلمان و انقلابی به وضوح آشکار گشت.

اشتراک گذاری این مطلب!

رویدادهای 19 بهمن

جمعي از پرسنل نيروي هوايي با انجام رژه و خواندن سرود در   مقابل حضرت امام، با حرکت اسلامي مردم ايران و رهبري نهضت اعلام همبستگي کردند. ايشان همچنين از راهپيمايي مردم در حمايت از دولت مهندس بازرگان تشکر کردند. * مطبوعات و راديو رياض: مهندس بازرگان اعلام کرد نتوانسته است رضايت ارتش را جلب کند و   ارتشيان از قانون اساسي حمايت مي‌کنند. وي طي اولين سخنراني عمومي پس از اعلام نخست وزيري دولت موقت گفت: بنده ماشين سواري نازک نارنجي هستم که بايد روي جاده‌هاي آسفالت و راه هموار حرکت کنم. * ستاد ارتش، عکس روزنامه کيهان مبني بر رژه افسران نيروي هوايي در مقابل حضرت امام را تکذيب کرد. * طرفداران قانون اساسي، شهر خوي را به آتش کشيدند و در شهر گنبد به يک حمام زنانه يورش بردند. * عده‌اي از هواداران رژيم که به طرفداري قانون اساسي در تهران تجمع کرده بودند، با مخالفين خود به زد و خورد پرداختند. * خبرنگار لوس‌آنجلس تايمز، در تيراندازي‌هاي خيابان فرح‌آباد ژاله تير خورد و کشته شد. * طي روزهاي گذشته و امروز، شهر تهران شاهد تظاهرات مردم و فرياد و خشم کليه اقشار در مقابل رژيم بود. بانک‌ها و ديگر مؤسسات دولتي مورد هجوم مردم به ستوه آمده از جنايت‌هاي شاه قرار گرفتند و شعله‌هاي آتش از همه سو زبانه مي‌کشيد. * امام خميني طي نطق کوتاهي که از شکبه تلويزيوني کارکنان اعتصابي راديو و تلويزيون بطور مستقيم پخش مي‌شد ضمن آرزوي موفقيت براي کارکنان رسانه‌هاي گروهي گفتند: دستگاه‌هايي در اين قسمت بوده و هست که بايستي در خدمت مردم مي‌بودند. ولي رژيم غاصب از آنها در راه هدف‌هاي نامشروع استفاده کرده است. * سرهنگ قذافي حمايت خويش را از انقلاب مردم ايران اعلام داشت. * در درگيري‌هاي گرگان، پنج نفر کشته و يازده نفر مجروح شدند. * خانواده افسران بازداشتي نيروي هوايي، همچنان با ادامه تحصن، تهديد به اعتصاب غذا کردند. * مهندس شريف امامي که از طرف دادستاني ممنوع‌الخروج شده بود، از کشور گريخت. * گروه منصورون، ترور رييس گارد دانشگاه جندي شاپور اهواز را به عهده گرفت. * افراد مسلح به يک شعبه بانک ملي در کرمان دستبرد زدند. همچنين موجودي يکي از شعب اين بانک در تهران نيز سرقت شد.

اشتراک گذاری این مطلب!

اماما

 داغ و درد تو مرا بر دل و جان است هنوز/مهر رویت به همان مهر و نشان است هنوز

از سر کشته ی هجران خود آخر نفسی/مرو ای دوست که مسکین نگران است هنوز

گفتمش جان من و جان تو ای عمر عزیز/ گفت بیچاره نگر در غم جان است هنوز

چشم عاشق کش سرمست تو مستوران را/سال ها پرده دری کرد و در آن است هنوز

می فروشم به تو این جان گزان مایه به هیچ/گر چه بر من سبک و بر تو گران است هنوز

مرو ای سرو ز چشمم که در این جوی مرا/ آبی از دولت عشق تو روان است هنوز

اشتراک گذاری این مطلب!

پرسش و پاسخ انقلاب اسلامی

با توجه به اين كه بعد از رضاخان گروه‌هاي زيادي (مذهبي) و سازمان‌هاي زيادي بنا به نياز جامعه آن روز تشكيل دادند، ولي با اين همه گروه‌هاي متعدد مذهبي و اعتقادي از چه روي و چرا نيروهاي روحاني در موقعيت رهبري اين نهضت قرار گرفتند؟ اين نكته هم فراموش نشود كه توده‌اي‌ها و سكولارها هم بر ضد روحانيت فعاليت چشمگيري داشتند؟

قبل از مشروطه در ايران صداي آزادي‌خواهي از يوغ استبداد و استعمار شروع شده بود و گروه‌ها و احزاب، با گرايشات ايدئولوژي مختلف به وجود آمده بودند كه عمده‌ترين گرايشات گروه‌هاي بزرگ در ايران گرايش به مذهب بود كه به رهبري علماء هدايت يافته و شكل گرفته بودند، چنان كه در تاريخ ايران قبل از دوره رضاخان اندك تأملي كنيد و صفحات تاريخ مشروطه در ايران را ورق بزنيد، اين مطلب براي شما روشن خواهد شد. بنابراين اگر منظور شما از گروه‌ها، «احزاب» سياسي باشد، تاريخ شكل‌گيري آنها قطعاً به دوره قبل از رضاخان بر مي‌گردد. و اكثراً گردانندگان آنها نيز از علماي روحاني بوده‌اند.[1] امّا بعد از به قدرت رسيدن مستبدانه رضاخان در ايران با حمايت استعمارگران خصوصاً انگليس اين گروه‌ها و احزاب با فراز و فرود و ضعف و قدرت حضور داشتند و سرسخت‌ترين دشمن استعمار و استبداد رضاخاني شهيد سيد حسن مدرس بود كه در هر فرصتي دفاع از ايران و هويت و استقلال آن را وظيفه خود مي‌دانست.[2]
در مجلس و در هر جا كه حضور داشت مبارزي خستگي ناپذير بود كه تاريخ نظيرش را در استعمار و استبداد ستيزي كمتر ديده است.[3] مردم هميشه بيدار اين سرزمين به قدري هشيار بودند كه مردان مدافع از آزادي و استقلال وطن خويش را شناخته و از آنها حمايت مي‌كردند. بر اين اساس بود كه به مدرس رأي داده و او را به مجلس براي دفاع از حقوق و حدود و ثغور كشور خويش مي‌فرستادند. اگرچه در طول تاريخ ايران خصوصاً بعد از دوره قاجاريه عده‌اي مدافع و نماينده استعمارگران در ايران بوده و از سادگي مردم سود جسته و با شعارهاي تجددطلبي و فريبنده آنها را اغفال نموده و براي خود احزابي تشكيل مي‌دادند كه يا به غرب سرمايه‌داري و يا به شرق كمونيستي وابسته بوده و از آنها خط و مشي سياسي اتخاذ مي‌كردند،[4] همين گروهها بودند كه زمينه انحراف مشروطه خواهي را در ايران به وجود آورده و مقدمات قدرت گيري رضاخان را فراهم نموده[5] و حكومت مردم سالاري ديني مردم ايران را سالها به تأخير انداخته و اسباب غارت ذخاير نفتي و … را براي غارتگران مهيا نمودند، و اين حقيقتي است كه براي مردم ايران هرگز پوشيده نيست كه چه خسارت عظيمي براي علم فرهنگ و صنعتِ اين سرزمين از اين ناحيه وارد شده است. در طول تاريخ ايران بعد از اسلام علماي مذهبي سابقه درخشان مبارزاتي در راه استقلال ايران و در راه دفاع از اسلام داشته‌اند كه مردم به خوبي از آن آگاهند، اگر در جنگل ميرزا كوچك‌خان[6] براي دفاع از حيثيت ديني و استقلال كشور مبارزه مي‌كند يك روحاني غيور است و اگر سيد جمال الدين[7] اسدآبادي نداي اسلامخواهي سر مي‌دهد، يك تحصيلكرده روشنگر حوزوي است، اگر مشروطه خواهي گامي در جهت رهايي از قيد استبداد است، توسط علماي حوزه نجف و علماي ساير بلاد حمايت مي‌شود،[8] در برابر مفاسد رضاخان كه براي نابودي ارزشهاي اسلامي اقدام مي‌كند روحانيت اولين قشري بود كه معترض شده و در برابر اين اقدامات قيام مي‌كنند.[9]
لياقت و شايستگي رهبري در نهضت را بايد به كسي واگذار كرد كه مدافع حقوق مردم و ارزشهاي فرهنگي باشد، توده‌اي‌ها و سكولارها كه ضد دين و وابسته به كمونيست‌ها و يا امپرياليسم بودند، در واقع يكي از بازوان استعمار محسوب مي‌شوند كه برعليه عقايد مذهبي مردم و براي بدنام كردن روحانيت در گوشه و كنار هرج و مرج ايجاد مي‌كردند و هرگز داعيه استقلال طلبي و دفاع از استقلال نداشتند، همين حزب توده بودند كه در روستا و شهرها به غارت اموال و به تعدي به مردم مشغول بودند و وابسته به حزب كمونيست شوروي سابق بودند و مساجد و شهرها را به اصطبل اسبهاي خود و سربازخانه تبديل كرده بودند.[10] امّا روحانيت شيعه و مراجع عظام تقليد با صداقت در هر فرصتي از استقلال كشور دفاع نموده‌اند، در كنار اين قشر عظيم فداكار و مبارز اقشار تحصيلكرده در دانشگاه‌ها نيز با هدايت‌پذيري و الهام از اين رهبران مبارزات پي‌گيري داشته و فداكاري نموده‌اند.[11]
علت اصلي محوريت علماء در رهبري جامعه سوابق درخشان مبارزاتي آنها و درك و شعور حمايت مردم از آنها و ساختار ايدئولوژي حاكم بر جامعه ايراني مي‌باشد كه در آن مردم مطيع مراجع تقليد و روحانيت مي‌باشند، نقطه پيوند مستحكم بين مردم و روحانيت شيعه ريشه در قدرت مذهبي در بين مردم شيوه و منش زيستي علماء دارد.[12]
در دوره مبارزات قبل از پيروزي انقلاب نيروهاي مختلفي در صحنه بودند كه ايدئولوژي آنها براي مردم ناشناخته بود كه پس از پيروزي انقلاب آنها از مردم جدا شده و هر يك از اين گروه‌ها راهي براي خود گرفته يا به مردم پيوستند و يا به كارشكني پرداخته و برعليه نظام صف كشيدند، حزب توده و توده‌اي‌ها اغلب قبل پيروزي انقلاب سركوب شدند و بقاياي آنها نيز به خارج گريختند، بقيه گروه‌ها نيز با همراهي نظام ادامه راه دادند، اگرچه عده‌اي از آنها نيز كنار كشيده يا منزوي شدند و يا به خارج از كشور رفتند، مهم مردم بودند كه در صحنه ماندند و از انقلاب خويش دفاع نموده و خواهند نمود.
براي مطالعه بيشتر به كتاب تاريخ سياسي معاصر، نوشته سيد جلال الدين مدني مراجعه كنيد.
——————————————————————————–
[1] . ر.ك: دكتر مهدي ملك زاده، تاريخ انقلاب مشروطيت ايران، چ سوم، تهران، علمي، 1371، ج 1 و 2و 3، ص 238 و 198 و 194 و 357.
[2] . ر.ك: محمد تركان، مدرس در پنج دوره تقنينيه، چ اول، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، 1367، ص 6 ـ 7.
[3] . ر.ك: عبدالعلي باقي، مدرس مجاهدي شكست ناپذير، چ اول، قم، انتشارات گواه، 1370، ص 20 ـ 68.
[4] . مانند پيشه وري و تقي زاده و رهبران كمونيست‌ها در ايران و احزاب ديگري كه وابسته به غرب بودند.
[5] . سيد جلال الدين مدني، تاريخ سياسي معاصر، چ سوم، قم، جامعه مدرسين، بي‌تا، ص 170 ـ 235.
[6] . روحاني، نهضت امام خميني، چ اول، تهران، مركز اسناد، 1372، ج 3، ص 80.
[7] . همان، ص 71.
[8] . ر.ك: مهدي ملك زاده، پيشين، علماي نجف و مشروطه.
[9] . مدني، پيشين، ج 2، ص 12.
[10] . ر.ك: محمد جواد، مجاهد، جنايات كمونيست با وعده و وعيد، چ اول، مشهد، انتشارات سعيد، 1354، ص 50 ـ 92.
[11] . مدني، پيشين، ص 325 و 440.
[12] . ر.ك: علامه اميني، شهيدان راه فضيلت، چ اول، تهران، انتشارات روزبه، بي‌تا، ص 411.
 

اشتراک گذاری این مطلب!

پرسش و پاسخ انقلاب اسلامی

چرا با اينكه بعد از رضاخان سازمان‌هاي زيادي تشكيل شد،گروه‌هاي مذهبي و روحاني در رهبري نهضت قرار گرفتند؟فراموش نشود كه توده‌اي‌ها و سكولارها بر ضد روحانيت فعاليت چشمگيري داشتند؟

قبل از مشروطه در ايران صداي آزادي‌خواهي از يوغ استبداد و استعمار شروع شده بود و گروه‌ها و احزاب، با گرايشات ايدئولوژي مختلف به وجود آمده بودند كه عمده‌ترين گرايشات گروه‌هاي بزرگ در ايران گرايش به مذهب بود كه به رهبري علماء هدايت يافته و شكل گرفته بودند، چنان كه در تاريخ ايران قبل از دوره رضاخان اندك تأملي كنيد و صفحات تاريخ مشروطه در ايران را ورق بزنيد، اين مطلب براي شما روشن خواهد شد. بنابراين اگر منظور شما از گروه‌ها، «احزاب» سياسي باشد، تاريخ شكل‌گيري آنها قطعاً به دوره قبل از رضاخان بر مي‌گردد. و اكثراً گردانندگان آنها نيز از علماي روحاني بوده‌اند.[1] امّا بعد از به قدرت رسيدن مستبدانه رضاخان در ايران با حمايت استعمارگران خصوصاً انگليس اين گروه‌ها و احزاب با فراز و فرود و ضعف و قدرت حضور داشتند و سرسخت‌ترين دشمن استعمار و استبداد رضاخاني شهيد سيد حسن مدرس بود كه در هر فرصتي دفاع از ايران و هويت و استقلال آن را وظيفه خود مي‌دانست.[2]
در مجلس و در هر جا كه حضور داشت مبارزي خستگي ناپذير بود كه تاريخ نظيرش را در استعمار و استبداد ستيزي كمتر ديده است.[3] مردم هميشه بيدار اين سرزمين به قدري هشيار بودند كه مردان مدافع از آزادي و استقلال وطن خويش را شناخته و از آنها حمايت مي‌كردند. بر اين اساس بود كه به مدرس رأي داده و او را به مجلس براي دفاع از حقوق و حدود و ثغور كشور خويش مي‌فرستادند. اگرچه در طول تاريخ ايران خصوصاً بعد از دوره قاجاريه عده‌اي مدافع و نماينده استعمارگران در ايران بوده و از سادگي مردم سود جسته و با شعارهاي تجددطلبي و فريبنده آنها را اغفال نموده و براي خود احزابي تشكيل مي‌دادند كه يا به غرب سرمايه‌داري و يا به شرق كمونيستي وابسته بوده و از آنها خط و مشي سياسي اتخاذ مي‌كردند،[4] همين گروهها بودند كه زمينه انحراف مشروطه خواهي را در ايران به وجود آورده و مقدمات قدرت گيري رضاخان را فراهم نموده[5] و حكومت مردم سالاري ديني مردم ايران را سالها به تأخير انداخته و اسباب غارت ذخاير نفتي و … را براي غارتگران مهيا نمودند، و اين حقيقتي است كه براي مردم ايران هرگز پوشيده نيست كه چه خسارت عظيمي براي علم فرهنگ و صنعتِ اين سرزمين از اين ناحيه وارد شده است. در طول تاريخ ايران بعد از اسلام علماي مذهبي سابقه درخشان مبارزاتي در راه استقلال ايران و در راه دفاع از اسلام داشته‌اند كه مردم به خوبي از آن آگاهند، اگر در جنگل ميرزا كوچك‌خان[6] براي دفاع از حيثيت ديني و استقلال كشور مبارزه مي‌كند يك روحاني غيور است و اگر سيد جمال الدين[7] اسدآبادي نداي اسلامخواهي سر مي‌دهد، يك تحصيلكرده روشنگر حوزوي است، اگر مشروطه خواهي گامي در جهت رهايي از قيد استبداد است، توسط علماي حوزه نجف و علماي ساير بلاد حمايت مي‌شود،[8] در برابر مفاسد رضاخان كه براي نابودي ارزشهاي اسلامي اقدام مي‌كند روحانيت اولين قشري بود كه معترض شده و در برابر اين اقدامات قيام مي‌كنند.[9]
لياقت و شايستگي رهبري در نهضت را بايد به كسي واگذار كرد كه مدافع حقوق مردم و ارزشهاي فرهنگي باشد، توده‌اي‌ها و سكولارها كه ضد دين و وابسته به كمونيست‌ها و يا امپرياليسم بودند، در واقع يكي از بازوان استعمار محسوب مي‌شوند كه برعليه عقايد مذهبي مردم و براي بدنام كردن روحانيت در گوشه و كنار هرج و مرج ايجاد مي‌كردند و هرگز داعيه استقلال طلبي و دفاع از استقلال نداشتند، همين حزب توده بودند كه در روستا و شهرها به غارت اموال و به تعدي به مردم مشغول بودند و وابسته به حزب كمونيست شوروي سابق بودند و مساجد و شهرها را به اصطبل اسبهاي خود و سربازخانه تبديل كرده بودند.[10] امّا روحانيت شيعه و مراجع عظام تقليد با صداقت در هر فرصتي از استقلال كشور دفاع نموده‌اند، در كنار اين قشر عظيم فداكار و مبارز اقشار تحصيلكرده در دانشگاه‌ها نيز با هدايت‌پذيري و الهام از اين رهبران مبارزات پي‌گيري داشته و فداكاري نموده‌اند.[11]
علت اصلي محوريت علماء در رهبري جامعه سوابق درخشان مبارزاتي آنها و درك و شعور حمايت مردم از آنها و ساختار ايدئولوژي حاكم بر جامعه ايراني مي‌باشد كه در آن مردم مطيع مراجع تقليد و روحانيت مي‌باشند، نقطه پيوند مستحكم بين مردم و روحانيت شيعه ريشه در قدرت مذهبي در بين مردم شيوه و منش زيستي علماء دارد.[12]
در دوره مبارزات قبل از پيروزي انقلاب نيروهاي مختلفي در صحنه بودند كه ايدئولوژي آنها براي مردم ناشناخته بود كه پس از پيروزي انقلاب آنها از مردم جدا شده و هر يك از اين گروه‌ها راهي براي خود گرفته يا به مردم پيوستند و يا به كارشكني پرداخته و برعليه نظام صف كشيدند، حزب توده و توده‌اي‌ها اغلب قبل پيروزي انقلاب سركوب شدند و بقاياي آنها نيز به خارج گريختند، بقيه گروه‌ها نيز با همراهي نظام ادامه راه دادند، اگرچه عده‌اي از آنها نيز كنار كشيده يا منزوي شدند و يا به خارج از كشور رفتند، مهم مردم بودند كه در صحنه ماندند و از انقلاب خويش دفاع نموده و خواهند نمود.
براي مطالعه بيشتر به كتاب تاريخ سياسي معاصر، نوشته سيد جلال الدين مدني مراجعه كنيد.

———————————————–
[1] . ر.ك: دكتر مهدي ملك زاده، تاريخ انقلاب مشروطيت ايران، چ سوم، تهران، علمي، 1371، ج 1 و 2و 3، ص 238 و 198 و 194 و 357.
[2] . ر.ك: محمد تركان، مدرس در پنج دوره تقنينيه، چ اول، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، 1367، ص 6 ـ 7.
[3] . ر.ك: عبدالعلي باقي، مدرس مجاهدي شكست ناپذير، چ اول، قم، انتشارات گواه، 1370، ص 20 ـ 68.
[4] . مانند پيشه وري و تقي زاده و رهبران كمونيست‌ها در ايران و احزاب ديگري كه وابسته به غرب بودند.
[5] . سيد جلال الدين مدني، تاريخ سياسي معاصر، چ سوم، قم، جامعه مدرسين، بي‌تا، ص 170 ـ 235.
[6] . روحاني، نهضت امام خميني، چ اول، تهران، مركز اسناد، 1372، ج 3، ص 80.
[7] . همان، ص 71.
[8] . ر.ك: مهدي ملك زاده، پيشين، علماي نجف و مشروطه.
[9] . مدني، پيشين، ج 2، ص 12.
[10] . ر.ك: محمد جواد، مجاهد، جنايات كمونيست با وعده و وعيد، چ اول، مشهد، انتشارات سعيد، 1354، ص 50 ـ 92.
[11] . مدني، پيشين، ص 325 و 440.
[12] . ر.ك: علامه اميني، شهيدان راه فضيلت، چ اول، تهران، انتشارات روزبه، بي‌تا، ص 411.
( اندیشه قم )

اشتراک گذاری این مطلب!

پى آمدها و دست آوردهاى انقلاب اسلامى چه بود؟


در بهمن ماه 1357 خورشيدى، تحولى بزرگ و شگرف و از ديدگاه امام امت، «معجزه ى الهى» در تاريخ ايران و جهان اسلام و حتى جهان بشريت رخ داد كه همه ى انديشمندان و تحليل گران علوم سياسى، تاريخ نگاران و سياست مداران دنيا را به شگفتى واداشت; زيرا هيچ يك از آنان، حتى سازمان هايى كه به انبوه اطلاعات حسّاس و سرّى دسترسى داشتند، نتوانستند رخ دادن انقلاب اسلامى ايران را در چنين زمان و موقعيّت منطقه اى و در اين شكل و ماهيّت، پيش بينى كنند.
تاكنون درباره ى اهميت انقلاب، پژوهش هاى فراوانى انجام شده و هر كس به فراخور دانش و توان فكرى خود در اين باره سخن گفته است، ولى مهم ترين نكته در اين انقلاب، پيروزى مكتب، ايدئولوژى و فرهنگ اسلام در همه ى جنبه هاى ايدئولوژيك، سياسى و فرهنگى بود و در يك كلام بايد گفت اين انقلاب، انقلاب اسلامى بود.
بررسى پى آمدها و دست آوردهاى انقلاب اسلامى به پژوهش مفصّل و تحليل مستقل نياز دارد كه در گنجايش اين بحث نيست. اين گفتار به طور فشرده به مهم ترين دست آوردها و بازتاب هاى انقلاب مى پردازد.
- دست آوردهاى انقلاب اسلامى در داخل كشور
دست آوردهاى داخلى را در چهار محور سياسى، فرهنگى، اقتصادى و نظامى مى توان بررسى كرد:
الف ـ دست آوردهاى سياسى
1. سرنگونى نظام شاهنشاهى
بيست و پنج قرن حاكميت نظام شاهنشاهى بر ايران، معيارهايى را بر اين كشور حاكم ساخته بود كه در هيچ يك از آن ها، سعادت، عزّت و سربلندى ملّت جايى نداشت. در فرهنگ مردم، نظام شاهنشاهى با زور، زر، تزوير، فساد، حق كشى و بى عدالتى و در يك كلام، ضدارزش ها مترادف بود كه هر يك از آن ها براى به تباهى كشاندن سرنوشت يك ملت، كافى است.
از يك سو، رژيم پهلوى به پندار حاكميّت 2500 ساله ى نظام شاهنشاهى بر ايران، حيات و دوام خود را سنّت قطعى و محتوم تاريخى مى دانست. از سوى ديگر، سرمايه گذارى هاى امريكا و غرب در ايران، رژيم شاه را چنان مقتدر و مسلّح ساخته بود كه هرگونه تصوّر تزلزل يا سقوط آن را ناممكن مى ساخت. با اين حال، انقلاب اسلامى در عينى ترين دست آورد خود، اين نظام را درهم كوبيد و نهال طيبه ى «استقلال، آزادى و جمهورى اسلامى» را در اين كشور آبيارى كرد.
2. استقرار نظام جمهورى اسلامى
نظام هاى رايج سياسى در نظريه هاى انديشمندان جهان ريشه دارد كه در طول تاريخ بر اساس نيازهاى مقطعى، به آن دست يافته اند. براى نمونه، پس از تجربه ى قرون وسطى در اروپا و حاكميت زورمدارانه ى كليسا به نام دين، «ليبرال دموكراسى» غرب، راه كارِ كنار نهادن دين و ناكارآمد جلوه دادن آن را برگزيد. در اين رهگذر، با اثرپذيرى انديشمندان مسلمان از اين نظريه، كم كم اسلام به مجموعه اى از احكام فردىِ بى تأثير و كم محتوا تبديل شد كه در سرنوشت اجتماعى بشر هيچ نقشى نداشت.
انقلاب اسلامى، حاكميت اسلام و ارزش هاى اسلامى را در قالب نظام جمهورى اسلامى پديد آورد و با تبلور يافتن جنبه هاى سياسى احكام اسلام در قانون اساسى، دگرگونى هاى كلى در اصول، جهت گيرى ها و سياست هاى داخلى و بين المللى كشور رخ داد. دو مورد از مهم ترين دگرگونى ها عبارت است از:
الف ـ شكل گيرى نظام مبتنى بر ولايت فقيه.
ب ـ افزايش نقش مردم در تعيين سرنوشت خويش با گسترش آزادى هاى سياسى در جامعه.
3. افزايش آگاهى و بينش سياسى مردم
دور نگه داشتن مردم از مسايل و واقعيت هاى جامعه، از سياست هاى رژيم هاى نامشروع، براى تداوم حيات خويش است. رژيم پهلوى نيز با پى گيرى همين هدف، مى كوشيد بينش اجتماعى و سياسى مردم افزايش نيابد و جامعه هم چنان در بى خبرى و بى تفاوتى به سر برد.
با پيروزى انقلاب اسلامى، افزايش آگاهى ها و تقويت بينش سياسى مردم به عنوان اصلى مهم در قانون اساسى جمهورى اسلامى، سرلوحه ى برنامه ريزى هاى كشور قرار گرفت. بدين ترتيب، مردم به منزله ى صاحبان اصلى انقلاب و ولىّ نعمت نظام، با ايده ها و آرمان هاى خويش به يارى حكومت اسلامى شتافتند.
4. استقلال و دگرگونى اصول سياست خارجى
يكى ديگر از مهم ترين دست آوردهاى انقلاب اسلامى، استقلال سياسى در كشورى است كه به گواهى تاريخ، دست كم در دوران معاصر همواره زير نفوذ قدرت هاى استعمارى و بيگانه بوده است. پس از جنگ جهانى دوم و صف بندى بلوك غرب و شرق، امريكا به صورت قدرت خارجى بى رقيب در عرصه ى سياست و اقتصاد ايران درآمد، به گونه اى كه سفير امريكا در ايران به نزديك ترين مشاور شاه و دربار تبديل شد. امام خمينى(رحمهم الله) در وصف دولت شاهنشاهى ايران مى فرمود:
يك مملكتى كه استقلال ندارد و وابسته به غير است و همه اش به عمل ايشان (يعنى شاه) وابسته به غير شده، به اين نمى شود گفت يك مملكت متمدن.[1]
بارى، آرمان استقلال طلبى مردم در زمان انقلاب در شعار «نه شرقى، نه غربى، جمهورى اسلامى» تبلور يافت و پس از پيروزى انقلاب اسلامى در كلام امام خمينى و متن قانون اساسى نمودار شد:
سياست خارجى جمهورى اسلامى ايران براساس نفى هرگونه سلطه جويى و سلطه پذيرى، حفظ استقلال همه جانبه و تماميت ارضى كشور، دفاع از حقوق مسلمانان و عدم تعهد در برابر قدرت هاى سلطه گر و روابط صلح آميز با دول غير محارب استوار است.[2]
ب ـ دست آوردهاى فرهنگى
رژيم پهلوى، برنامه ى ايده آل خود را براى آينده ى ايران بر پايه ى استقرار رژيمى به سبك غرب بنا نهاده بود. در پرتو اين سياست، معيارها و ارزش هاى غربى در عرصه هاى سياسى، اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى ايران حكم فرما شد و كشور به سوى فراموشى تاريخ گذشته و ارزش هاى دينى و اسلامى خويش پيش رفت. الگوى استعمار و استبداد بر «استحاله ى فرهنگى» ايران پايه ريزى شده بود و براى تحقق اين هدف شوم، عرصه هاى گوناگون اجتماع مانند: هنر و ادبيات، سينما، تئاتر، راديو و تلويزيون، مطبوعات، كتاب، سيستم آموزش كشور، مدارس، دبيرستان ها، دانشگاه ها و … به كنترل ارزش هاى غربى درآمد. «افكار عمومى به ويژه نوجوانان وجوانان در معرض بمباران تفرقه و ترويج ابتذال و اباحى گرى قرار گرفت تا بدين وسيله، هويت اسلامى ـ ملى به فراموشى سپرده شود و فرهنگ غرب به طور تمام عيار پذيرفته شود».[3]
انقلاب اسلامى كه در درجه ى اول، يك انقلاب فرهنگى بود، با تعميم خود باورى فرهنگى و گسترش شعاير دينى، زمينه را براى تقويت پايه هاى ايمانى مردم، كاهش بزه كارى و خطاهاى اجتماعى و پرورش نسل هاى خودباور فراهم كرد. هم چنين با عمومى كردن آموزش در سطح جامعه و افزايش سطح علمى دانش آموختگان، به رشد استعدادها و شكوفايى قدرت ابتكار مردم به ويژه جوانان، يارى رساند. افزون بر آن، با دگرگون ساختن نگرش زن مسلمان به خود و محيط پيرامون خويش، وى را به بازيابى جايگاه و نقش واقعى زنان ايرانى در خانواده و جامعه فراخواند.
ج ـ دست آوردهاى نظامى
انقلاب اسلامى، با بسيج مردم به پيروزى رسيد و با پشتيبانى آنان توانست از جنگ تحميلى گسترده و تحرك هاى تجزيه طلبانه، سربلند بيرون آيد. بدين ترتيب، جمهورى اسلامى به ثبات و امنيت ملى و اعتبار بين المللى دست يافت.
بحث را با سخن امام خمينى(رحمهم الله) درباره ى دست آوردهاى دفاع مقدس به پايان مى بريم. ايشان فرموده است:
در يك تحليل منصفانه از حوادث انقلاب… بايد عرض كنم كه انقلاب اسلامى ايران در اكثر اهداف و زمينه ها موفق بوده است… حتى در جنگ، پيروزى از آنِ ملت ما گرديده و دشمنان در تحميل آن همه خسارات، چيزى به دست نياوردند. البتّه اگر همه ى علل و اسباب را در اختيار داشتيم، در جنگ به اهداف بلندتر و بالاترى مى نگريستيم و مى رسيديم، ولى اين بدان معنى نيست كه در هدف اساسى خود كه همان دفع تجاوز و اثبات صلابت اسلام بود، مغلوب خصم شده ايم. هر روز ما در جنگ بركتى داشته ايم… ما انقلاب مان را در جنگ به جهان صادر نموده ايم. ما مظلوميت خويش و ستم متجاوزان را در جنگ ثابت نموده ايم. ما در جنگ، پرده از چهره ى تزوير جهان خواران كنار زديم. ما در جنگ، دوستان و دشمنان مان را شناخته ايم. ما در جنگ، به اين نتيجه رسيده ايم كه بايد روى پاى خودمان بايستيم. ما در جنگ، ابهّت دو ابرقدرت شرق و غرب را شكستيم. ما در جنگ، ريشه هاى انقلاب پربار اسلامى مان را محكم كرديم. ما در جنگ، به مردم جهان و خصوصاً مردم منطقه نشان داديم كه عليه تمامى قدرت ها و ابرقدرت ها ساليان دراز مى توان مبارزه كرد… تنها در جنگ بود كه صنايع نظامى ما از رشد آن چنان برخوردار شد و از همه مهم تر، استمرار روح اسلام انقلابى در پرتو جنگ تحقق يافت.[4]
- دست آوردهاى انقلاب اسلامى در خارج از كشور
انقلاب اسلامى افزون بر دست آوردهاى داخلى، پى آمدهاى مهمى نيز براى بشر امروز و محرومان جهان به ارمغان آورد كه در مسايل استراتژيك جهان، بازتاب گسترده اى داشته است. اينك به طور گذرا، از آن ها ياد مى كنيم:
الف. جهان اسلام و مسلمانان جهان
1. تجديد حيات اسلام به عنوان نظام سياسى برتر
2. ظهور جنبش ها و احزاب اسلامى و اصول گرايى اسلامى
3. پى ريزى يك قطب قدرت جهانى در دنياى اسلام
ب. ديگر جهانيان
انقلاب اسلامى از يك سو سبب روى آوردن مردم جهان به دين، رشد گرايش هاى معنوى و تضعيف انديشه هاى مادى گرايانه شد و از سوى ديگر، به الگوى مبارزه ى مردم ستم ديده در مناطق گوناگون جهان تبديل گشت. براى مثال، پس از پيروزى انقلاب اسلامى، «الهيات رهايى بخش» به معناى پناه بردن مردم به كليسا براى رهايى از مشكلات اجتماعى و سياسى، در امريكاى لاتين رشد كرد و شمار انجمن هاى مسيحى سياسى، افزايش چشم گيرى يافت.[5]
گفتنى است افزون بر دست آوردهاى ياد شده، پيروزى انقلاب اسلامى در مسايل استراتژيك منطقه اى و جهانى، بازتاب گسترده اى داشته كه ورود به آن از حوصله ى اين گفتار خارج است.
پی نوشتها:
[1]. صحيفه ى نور، ج 2، ص 407.
[2]- قانون اساسى، اصل 152.
[3]. غرب زدگى، جلال آل احمد، تهران، رواق، 1365، ص 217.
[4]. صحيفه ى نور، ج 21، ص 94.
[5]. براى آگاهى بيشتر ر.ك: فيدل كاسترو و مذهب، گفتوگوى فيدل كاسترو با كشيش فرى بتو، برگردان: حسن پستا و سيروس طاهباز، تهران، نشر همبستگى، چ اول، 1367; كليساى شورشى، كاميلو تورس، برگردان: جواد يوسفيان، تهران، نشر نى، 1368.

اشتراک گذاری این مطلب!
 
دانلود نرم افزار